جمع بندی معامله با خدا

تب‌های اولیه

10 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معامله با خدا

سلام
از این که پست ارسالیم رو میخونید ممنونم و بیشتر ممنونتون میشم اگر راهنماییم کنید
من 26 سالمه و تقریبا ادم منطقی هستم و هر حرف منطقی رو چه به نفع من و چه به نفع من نباشه قبول میکنم.اینا رو گفتم که شناخت کوچکی از من داشته باشین.چند تا سوال دارم اگه میتونین راهنماییم کنین.
1-تا حالا واستون پیش اومده که بخواهین با خدا وارد معامله بشین؟یعنی یه چیزایی روبدین و در عوض یه چیزایی بگیرین.من تازگی ها به یه مشکل جدی تو زندگیم بر خوردم و میخوام برای حل مشکلم که فقط خدا میتونه کمکم کنه با خدا وارد معامله بشم.یه چیزایی رو بدم و در عوض یه چیزایی از خدا بگیرم.به نظرتون این شدنی هست یا نه؟دوم اینکه من باید از کجا بونم که خدا این معامله رو قبول کرده یا نه؟بازم ممنونم



با نام الله


کارشناس بحث: استاد



[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

maximilianos;322085 نوشت:
سلام
از این که پست ارسالیم رو میخونید ممنونم و بیشتر ممنونتون میشم اگر راهنماییم کنید
من 26 سالمه و تقریبا ادم منطقی هستم و هر حرف منطقی رو چه به نفع من و چه به نفع من نباشه قبول میکنم.اینا رو گفتم که شناخت کوچکی از من داشته باشین.چند تا سوال دارم اگه میتونین راهنماییم کنین.
1-تا حالا واستون پیش اومده که بخواهین با خدا وارد معامله بشین؟یعنی یه چیزایی روبدین و در عوض یه چیزایی بگیرین.من تازگی ها به یه مشکل جدی تو زندگیم بر خوردم و میخوام برای حل مشکلم که فقط خدا میتونه کمکم کنه با خدا وارد معامله بشم.یه چیزایی رو بدم و در عوض یه چیزایی از خدا بگیرم.به نظرتون این شدنی هست یا نه؟دوم اینکه من باید از کجا بونم که خدا این معامله رو قبول کرده یا نه؟بازم ممنونم

سلام علیکم
لطفا به نکات زیر توجه کنید:
1-خداوند به اعمال ما نیازی ندارد و این مطلب حقیقتی انکار ناپذیر است،زیرا او غنی مطلق است.
2-اعمال ما در واقع با عنایت الهی نیز همراه است،یعنی ما اعمالی را که به درد خودمان می خورد و از این حیث که باعث کمال ما می شود،مایه خوشنودی خداوند است را با عنایت او انجام می دهیم.
3-طریق معامله با خداوند در شرع مقدس به روشهائی مانند نذر و عهد صورت می گیرد.
4-شناخت طرف مقابل،یک اصل عقلائی و لازم است.
5-طرف معامله ما اگر خدا باشد،باید بدانیم که او حکیم نیز هست و صلاح ما را بهتر از خود ما می داند،لذا باید بدانیم اگر عملی برای او انجام می دهیم حتما فوائد آنرا خواهیم یافت،ولی لزوما این فائده ممکن است برآورده شدن آن حاجت به خصوص نباشد.
6-بى ‏شك وعده‏ هاى خداوند هيچگاه خلاف ندارد. پس علت اينكه گاهى انسان از عمل خود نتيجه نمى‏ گيرد، بيشتر مربوط به نقصان ايمان و باور خود اوست. لذا كسى كه دعاهاى وارده را مى‏ خواند و به دستورات عبادى عمل مى‏ كند، پيش از هر چيز بايد به گفته‏ هاى پيامبر اكرم و ائمه‏ ى اطهار عليهم‏ السلام «ايمان» داشته باشد.
مهم اين است كه فرموده‏ هاى آنها را «باور» داشته باشيم، لذا اگر كسى عملى را با ترديد، انجام دهد و بگويد: «فعلاً اين دعا را مى‏ خوانم تا ببينم چه مى ‏شود» نه تنها فايده ‏اى نبرده، بلكه خودش را خسته مى ‏كند. و البته اگر متوجه شود كه باور ندارد، پيش از هر چيز بايد بررسى كند كه چرا باور ندارد و علت آن را برطرف سازد.
(أنیس الصادقین،آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی،انتشارات دارالعلم،ص27)
موفق باشید.[/][/][/]

استاد;322516 نوشت:
[="tahoma"][="navy"][="3"]
سلام علیکم
لطفا به نکات زیر توجه کنید:
1-خداوند به اعمال ما نیازی ندارد و این مطلب حقیقتی انکار ناپذیر است،زیرا او غنی مطلق است.
2-اعمال ما در واقع با عنایت الهی نیز همراه است،یعنی ما اعمالی را که به درد خودمان می خورد و از این حیث که باعث کمال ما می شود،مایه خوشنودی خداوند است را با عنایت او انجام می دهیم.
3-طریق معامله با خداوند در شرع مقدس به روشهائی مانند نذر و عهد صورت می گیرد.
4-شناخت طرف مقابل،یک اصل عقلائی و لازم است.
5-طرف معامله ما اگر خدا باشد،باید بدانیم که او حکیم نیز هست و صلاح ما را بهتر از خود ما می داند،لذا باید بدانیم اگر عملی برای او انجام می دهیم حتما فوائد آنرا خواهیم یافت،ولی لزوما این فائده ممکن است برآورده شدن آن حاجت به خصوص نباشد.
6-بى ‏شك وعده‏ هاى خداوند هيچگاه خلاف ندارد. پس علت اينكه گاهى انسان از عمل خود نتيجه نمى‏ گيرد، بيشتر مربوط به نقصان ايمان و باور خود اوست. لذا كسى كه دعاهاى وارده را مى‏ خواند و به دستورات عبادى عمل مى‏ كند، پيش از هر چيز بايد به گفته‏ هاى پيامبر اكرم و ائمه‏ ى اطهار عليهم‏ السلام «ايمان» داشته باشد.
مهم اين است كه فرموده‏ هاى آنها را «باور» داشته باشيم، لذا اگر كسى عملى را با ترديد، انجام دهد و بگويد: «فعلاً اين دعا را مى‏ خوانم تا ببينم چه مى ‏شود» نه تنها فايده ‏اى نبرده، بلكه خودش را خسته مى ‏كند. و البته اگر متوجه شود كه باور ندارد، پيش از هر چيز بايد بررسى كند كه چرا باور ندارد و علت آن را برطرف سازد.
(أنیس الصادقین،آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی،انتشارات دارالعلم،ص27)
موفق باشید.[/][/][/]

پس با این حساب نمیشه باخدا معامله کرد چون او نیاز به هیچ چیز ندارد.ممنون از اینکه راهنماییم کردین

Maximilianos;322085 نوشت:

سلام
از این که پست ارسالیم رو میخونید ممنونم و بیشتر ممنونتون میشم اگر راهنماییم کنید
من 26 سالمه و تقریبا ادم منطقی هستم و هر حرف منطقی رو چه به نفع من و چه به نفع من نباشه قبول میکنم.اینا رو گفتم که شناخت کوچکی از من داشته باشین.چند تا سوال دارم اگه میتونین راهنماییم کنین.
1-تا حالا واستون پیش اومده که بخواهین با خدا وارد معامله بشین؟یعنی یه چیزایی روبدین و در عوض یه چیزایی بگیرین.من تازگی ها به یه مشکل جدی تو زندگیم بر خوردم و میخوام برای حل مشکلم که فقط خدا میتونه کمکم کنه با خدا وارد معامله بشم.یه چیزایی رو بدم و در عوض یه چیزایی از خدا بگیرم.به نظرتون این شدنی هست یا نه؟دوم اینکه من باید از کجا بونم که خدا این معامله رو قبول کرده یا نه؟بازم ممنونم

[="3"]پیمانی که با خدا میشه بست و یقین داشت عملی میشه اینه که خودتا بدی تا خدا را بدست بیاری:Gig:

و اگه به جای اینکه به فکر معامله باشیم و فکر کنیم داریم به خدا لطف میکنیم که میریم سمتش بهتره با احساس نیاز به سمت خدا بریم و خوشبین باشیم که حاجاتمون را برآورده می کنه.[/]

برای معامله با خدا یک چیزی باید باشه که اون رو به خدا بفروشی!
به نظر شما یک انسان چه چیزی دارد که بتوان با آن با خدا معامله کرد؟

استدلال;322578 نوشت:
برای معامله با خدا یک چیزی باید باشه که اون رو به خدا بفروشی!
به نظر شما یک انسان چه چیزی دارد که بتوان با آن با خدا معامله کرد؟

سلام.

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]1-خداوند جنس كم را نيز مي‌خرد.مثلا: يك الله اكبر بگويي خداوند قبول مي‌كند. یا يك سبحان الله،و... را هم مي‌خرد. حتي نيّت را هم مي‌خرد. شما نيّتت خوب باشد، ولو موفق نشوي كاري را انجام دهي.مثلا: مي‌روي مسجد نماز بخواني، بعد مي‌بيني در مسجد بسته است. همينكه نيّت كردي جماعت بخواني ثواب نيّت، ثواب جماعت به شما مي‌دهد. نيّت كردي به فرد تشنه ای آب بدهي. آب را مي‌بري و او مي‌گويد: من ميل ندارم.یا مي‌گويي: «حي علي الصلاة» اذان مي‌گويي. اصلاً طرف كر است. صدا را نمي‌شنود. يا مي‌شنود نمي‌آيد. كر باشد يا شنوا، بيايد يا نيايد، مؤذن ثواب خودش را دارد. خدا جنس كم را هم مي‌خرد.«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» (زلزله/7) يعني به مقدار ذره‌اي كار شود،ذره را هم مي‌خرد. مردم جنس كم نمي‌خرند. اگر شما به پدرت گفتي: پول بده.مبلغ خيلي كم به شما داد، ناراحت مي‌شوي. اگر خانم به شوهرش گفت: برو يك كيلو گوشت بگير، برود يك سير بگيرد. بگويد: برو يك كيلو انگور بگير، برود يك سيرانگور بخرد، ناراحت مي‌شود. اگر چاي در مجلس به شما مي‌دهند، يك دو سه قطره چاي در استكان باشد، استكان نصفه باشد شما ناراحت مي‌شوي. اما خدا جنس كم را مي‌خرد.
[/]


[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
[/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]2- خدا جنس معيوب را هم مي‌خرد.ولی مردم جنس معيوب را نمي‌خرند. اگر پرتقالي، گوجه و خياري پوسيده باشد نمي‌خرند. اما خدا جنس معيوب را هم مي‌خرد. جنس كم مي‌خرد،امام نماز كه مي‌خواند مي‌گويد: «إِلَهِي إِنْ كَانَ فِيهَا [/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُكُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا» (بحار الانوار/83/38) اگر ركوعش يا سجودش خلل يا عيبي داشت، يعني با عيب‌هايش با هم بردار.
[/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
[/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]3- به روي خود نمي‌آورد. جنس معيوبي كه مي‌خرد به روي خود نمي‌آورد. «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيح‏» (كافي/2/578)
[/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]
[/]

[=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]4- خدا گران مي‌خرد.اگر با خودت معامله كني، براي نفس خودت انجام دهي، نفس انسان لحظه‌اي است. در يك لحظه يك جك مي‌گويد،مي‌خندد. قهقهه مي‌زنند، بعد از 5 دقيقه هم هيچي! لذت‌هاي ما مثل خاراندن دست است. يك لحظه كه دست مي‌خارد، آدم وقتي مي‌خاراند حال مي‌آيد. بعد ازيك دقيقه لذتش تمام می شود.یا مثلا يك كسي را دست مي‌اندازيم، مسخره‌اش مي‌كنيم. بعدش هم كيف مي‌كنيم. قهقهه مي‌خنديم. ولی بعدش هيچي![/]


ببینین دوستان حرف من با چیزایی که شما گفتین فرق میکنه .من میگم معامله نه حاجت ببینین دوستان معامله با خدا در قران هم امده این یعنی اینکه میشه با خدا معامله کرد.حاجت خواستن از خدا با معامله کردن با خدا خیلی فرق میکنه.مبارزه با نفس سرکش که جهاد اکبر هست کا ر کوچکی نیست . چشم پوشی از لذات دنیا کار اسانی نیست.معامله هم این طور شکل میگیره که مثلا من از لذات دنیا چشم پوشی کنم و در عوض یه چیزی از خدا بگیرم

maximilianos;322790 نوشت:
ببینین دوستان حرف من با چیزایی که شما گفتین فرق میکنه .من میگم معامله نه حاجت ببینین دوستان معامله با خدا در قران هم امده این یعنی اینکه میشه با خدا معامله کرد.حاجت خواستن از خدا با معامله کردن با خدا خیلی فرق میکنه.مبارزه با نفس سرکش که جهاد اکبر هست کا ر کوچکی نیست . چشم پوشی از لذات دنیا کار اسانی نیست.معامله هم این طور شکل میگیره که مثلا من از لذات دنیا چشم پوشی کنم و در عوض یه چیزی از خدا بگیرم

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری داند

وقتی شما از علم و دانائی شخص مقابل مطمئن باشید اختیار را تام به دست خودش می دهید
این که مثلا شما جهاد با نفس می کنید که خدا در عوضش فلان و فلان بدهد این خودش یک طور گناه است چون مثلا اگر خدا کمک نکند یا نظر نکند و به عبارتی به ظاهر یک سوی معامله انجام نشود شما هم بی خیال می شوی؟
اگر هدف خداست پس مطلوب هم خود خداست جل جلاله و اگر مطلوب خود خدای یکتا است که ما پیش از معامله او را داریم و نحن اقرب الیکم من حبل الورید

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
ولی اگر من می خواهم فلان کار را بکنم که در مقابل چیزی از خدا بگیرم پس شرط بندگی را به گدائی تبدیل کرده ام چرا که بنده هرچه کند هدفش رضایت مولایش است چرا که بنده هرچه دارد فقط از مولا دارد
ولی گدا فقط در پی گرفتن مزدی است و بس و مهم نیست که مولا در کنارش باشد یا نباشد

الهی کفی بی عزا ان تکون لی ربا
و کفی بی فخرا ان اکون لک عبدا
الهی انت کما احب فاجعلنی کما تحب


پرسش:
آیا می توان با خدا وارد معامله شد؟ یعنی چیزهایی را داد و در عوض چیزهایی گرفت؟
من به تازگی در زندگی با یک مشکل جدی برخوردم و می خواهم برای حل مشکلم که فقط در دست خداست، با او وارد معامله شوم. آیا این کار درست است؟ چطور متوجه شوم که خداوند این معامله را پذیرفته؟

پاسخ:
در پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

1- خداوند به اعمال ما نیازی ندارد و این یک حقیقت انکار ناپذیر است، زیرا او غنی مطلق است.

2- اعمال ما در واقع با عنایت الهی نیز همراه است. یعنی ما اعمالی را که به درد خودمان می خورد و از این حیث که باعث کمال ما می شود، مایه خوشنودی خداوند است را، با عنایت او انجام می دهیم.

3- معامله با خداوند در شرع مقدس به روشهائی مانند نذر و عهد صورت می گیرد.

4- شناخت طرف مقابل، یک اصل عقلائی و لازم است.

5- طرف معامله ما اگر خدا باشد، باید بدانیم که او حکیم نیز هست و صلاح ما را بهتر از خود ما می داند؛ لذا باید بدانیم اگر عملی برای او انجام می دهیم، حتما فوائد آنرا خواهیم یافت. ولی لزوما این فائده ممکن است برآورده شدن آن حاجتِ خاص و به همان شکلی که ما می خواهیم نباشد.

6- بى ‏شك وعده‏ هاى خداوند هيچگاه خلاف ندارد. پس علت اينكه گاهى انسان از عمل خود نتيجه نمى‏ گيرد، بيشتر مربوط به نقصان ايمان و باور خود اوست. لذا كسى كه دعاهاى وارده را مى‏ خواند و به دستورات عبادى عمل مى‏ كند، پيش از هر چيز بايد به گفته‏ هاى پيامبر اكرم و ائمه‏ ى اطهار عليهم‏ السلام "ایمان" داشته باشد. بسیار مهم است كه فرموده‏ هاى آنها را "باور" داشته باشيم. لذا اگر كسى عملى را با ترديد، انجام دهد و بگويد: «فعلاً اين دعا را مى‏ خوانم تا ببينم چه مى ‏شود» نه تنها فايده ‏اى نبرده، بلكه خودش را خسته مى ‏كند.

اگر کسی متوجه شود كه باور ندارد، پيش از هر چيز بايد بررسى كند كه چرا باور ندارد و علت آن را برطرف سازد. (1)

اما در مورد اینکه انسان چه چیزی را می تواند با خداوند معامله کند، درست است که انسان هرچه دارد از خداوند است و خداوند هم بی نیاز مطلق. اما در حقیقت انسان با هدیه دادن و معامله کردنِ همین چیزهائی که خداوند به او عنایت کرده، در حقیقت خودش را نزد او عزیز ساخته و به اصطلاح خودی نشان می دهد.

علامه طباطبائی رحمه الله علیه در این مورد مثال زیبائی دارند و می فرمایند مردی را در نظر بگیرید که برای شخصی باغبانی می کند. تمام سرمایه اعم از اصل باغ و درختان و آب و ... مال صاحب باغ است و او حتی خوراک و پوشاک باغبان را تامین می کند. در حقیقت همه چیز مال اوست و باغبان هیچ چیزی از خودش ندارد. در عین حال برای اینکه نسبت به مالک ابراز محبت کرده و خودش را نزد او عزیز کند، از همین باغ شاخه گلی چیده و تقدیمش می کند.
درست است که باغبان در واقع از اموالِ خود مالک هدیه ای به او داده؛ ولی همین کار نشانه محبت و قدردانی او از صاحب باغ است و مسلما نزد او عزیز خواهد شد.

قرآن به صراحت بیان می کند که «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ...؛ خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت از آنان خريده است...» (2)

خداوند هم با اینکه صاحب اصلی ماست و هرچه ما داریم از خود اوست، در عین حال از فضلش و برای اینکه ما به سعادت برسیم، خودش وعده داده که همان سرمایه ها را با سودش از ما می خرد. به عبارت دیگر، انسان از خودش چیزی ندارد که با خداوند معامله کند، اما همان هایی را که خداوند به او عنایت کرده، مانند جان، مال، اولاد، آبرو، لذت های دنیوی و هر چیزی که اختیارش به او سپرده شده، را می تواند با خداوند معامله کرده و در ازایش سعادت و کمال نهائی را دریافت کند.

پی نوشت:
1. أنیس الصادقین،قائنی، سید حسین یعقوبی ،انتشارات دارالعلم،ص27.
2. توبه/ 111.

موضوع قفل شده است