مشورت با اعضای محترم اسک دین درباره ازدواج

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مشورت با اعضای محترم اسک دین درباره ازدواج

به نام خداوند مهربان

سلام خدمت شما دوستان عزیز وبزرگوار این سایت،

من علاقه ای به ازدواج ندارم آخرین باری که علاقه داشتم ۱۵ سالم بود الان ۲۵ سالمه وهدفم کلا معنوی شده!

آیا این گناهه؟من واقعا به مادیات دیگه توجهی ندارم 

حالم واحوالاتم کلا با همسن و سالهام و بقیه متفاوته ین حال رو دوستدارم،آیا کسی هست که این طور باشه؟تجربه ای داشتید؟این حال رو که خودم دوست دارم و عشق الله و ائمه برام کافیه،آیا مشکله که نخواهیم ازدواج کنیم؟

برچسب: 

سلام خدمت همهheart

عزیزان قشنگ رو سوالم فکر کنید هم منطقی و مستند و هم عاطفی پاسخ بدید.

ببینید این یه اصل تو آفرینش دنیاست که《هیچ کسی تو دنیا هیچ یار و همراهی جز خدا نداره》《هر فردی حتی مادر حتی همسر و فرزند یه تاریخ انقضائی دارن و سر وقتش آدمو ول میکنن》

حالا با این وجود چرا اسلام توصیه به ازدواج کرده؟وقتی میدونیم تنها کسی که داریم خداست چرا باید یه نفر دیگه رو وارد زندگیمون کنیم و بهش عشق بورزیم!!؟؟؟

واقعا اومدن یه نفر تو زندگیمون و شروع رابطه عاشقانه با یه نفر که وفاش بینهایت نیست به رابطه مون با خدا لطمه ای نمیزنه؟

من فکر میکنم لطمه میزنه،من الان خیلی راحتترم تا ازدواج‌کنم!!!

درباره سوالم اگر کسی هست نظر بده!

من تصمیم‌گرفتم تاابد در تجرد بمونم،و به آقا خدمت کنم،واگر ایشون نخوان مرگ رو ترجیح میدم،چون من قلبم فقط برای ایشون میتپه ولاغیر

درباره سوالم اگر کسی هست نظر بده!

من تصمیم‌گرفتم تاابد در تجرد بمونم،و به آقا خدمت کنم،واگر ایشون نخوان مرگ رو ترجیح میدم،چون من قلبم فقط برای ایشون میتپه ولاغیر

سلام

شما توی توهم معنوی بودن هستید. 

پیامبر و امامان و حضرت فاطمه س الگوی ما هستند و ازدواج هم کردند.  حضرت زینب س هم همینطور. 

در کل ازدواج خوب باعث ارامش ادم میشه و اینکه توصیه دین ما هست برای پاک ماندن. 

افرادی نظیر حضرت عسیی ع، حضرت یحیی ع و حضرت معصومه س ازداوج نکردند ولی نه به دلیل اینکه میخواهند معنوی بمانند، شرایطشان طوری بود که ازدواج نکردند. 

 

اگه منظورتون از اقا، امام زمان ع است که خیلی خوب است که قلبتان برای ایشان میتپد و تپیدن قلبتان هم ربطی به ازدواج کردن یا نکردن ندارد، چه بسا زنان بسیاری هستند که ازدواج کردند و از شما هم معنوی تر هستند. 

 

اگر هم میلی به صورت ذاتی به جنس مخالف ندارید احتمالا باید به روانپزشک یا چیزی شبیه آن مراجعه کنید، شاید مشکل چیزی دیگری باشد. 

 

ببخشید اینقدر رک حرف میزنم. 

سلام خدمت شما ممنونم از نظرتون،خیر من معنوی نیستم،ومشکلی هم ندارم ازبابت جسمی یا روحی روانی،شما شرایط من رو ندارید که راحت وحتی رکتر از رک گفتید،ازدواج مستحب هستش و واجب نیست و بنظرم اینکه شخصی دوستنداره ازدواج کنه دشمن ائمه نیست!

وبازهم تاکید میکنم صرف تپیدن قلب برای کسی دلیل بر معنوی بودن طرف نیست،من درحد تعادل معنویت شاید داشته باشم و حتی بسیارکمتر،

درکل ممنونم از نظرتون ولی توجیه نشدم،چون تمام دلایل رو میدونم حتی بیشتر ازتوضیحاتتون!

سلام علیکم

رهبانیت در اسلام حرام است . حال به هر وجه و دلیلی که بخواهد حلالی تحریم شود . بخصوص در ترک ازدواج که کم مفسده ندارد

یـاَیها الَّذین ءَامَنوا لاتُحَرِّموا طَیبـتِ ما اَحَلَّ اللّهُ لَکم و لاتَعتَدوا اِنَّ اللّهَ لا‌یحِبُّ المُعتَدین (مائده - ۸۷)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! چيزهاى پاكيزه‌اى را كه خدا براى شما حلال كرده است، بر خود حرام نكنيد و از حد نگذريد كه خدا تجاوزگران را دوست نمى‌دارد .

در غالب تفاسیر دو روایت مشهور نقل گردیده

در تفسیر نور ذیل آیه یک روایت و در پانویس روایت دوم نقل شده که روایت اول چنین است :

روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از قيامت و صحنه‌هاى محشر سخن مى‌گفت. مردم چنان منقلب شده، گريستند كه بعضى تصميم گرفتند ديگر غذاى خوب نخورند و آسايش را بر خود حرام سازند، روزه بگيرند، همسران خود را ترك كنند، شبها كمتر بخوابند و بر اين تصميم، سوگند
خوردند.

پيامبر صلى الله عليه و آله كه مطلع شد، مردم را در مسجد جمع كرد و فرمود: من غذا مى‌خورم، شبها مى‌خوابم و همسرانم را رها نمى‌كنم. دين ما آيين انزوا و رهبانيّت نيست، رهبانيّت امّت من جهاد است، هر كس بر خلاف روش من برود مسلمان نيست.

برخى گفتند: نسبت به سوگندهايى كه خورديم چه كنيم؟ آيات بعدى نازل شد.

حرام دانستن حلال‌ها يا همراه با اعتقاد به حرمت است كه بدعت وحرام مى‌باشد و يا بدون عقيده به حرمت است كه تنها خود بهره نمى‌گيرد كه باز هم مورد نهى است.

مسلمان، تسليم فرمان الهى است، نه حلال‌ها را از پيش خود حرام مى‌سازد، نه نسبت به حرام‌ها چنين است.

روایت دوم در این آدرس در  پانویس هست مطالعه بفرمایید 

من کسی رو برای ازدواج انتخاب کردم که رسیدن به ایشون برام ممکن نیست،ومن قطع امید کردم سخت درعشقشون دچارم ودیگه میلی ندارم جز اینکه کمی ازلحاظ معنوی و مادی به بقیه کمک کنم درراه ائمه و اقا اباعبدالله وبعدش دراین راه ازدنیا برم،یا ایشون یا هیچکس 

من کسی رو برای ازدواج انتخاب کردم که رسیدن به ایشون برام ممکن نیست،ومن قطع امید کردم سخت درعشقشون دچارم ودیگه میلی ندارم جز اینکه کمی ازلحاظ معنوی و مادی به بقیه کمک کنم درراه ائمه و اقا اباعبدالله وبعدش دراین راه ازدنیا برم،یا ایشون یا هیچکس 

والبته سلام علیکم ببخشید جواب سلامتون و ندادم

ممنونم از توضیح خوبتون 

سلام علیکم

در این رابطه با مشاوران بخش روانشناسی سایت مشورت کنید . 

سلام

درست است که ازدواج واجب شرعی نیست.

اما ازدواج یک ضرورت است چرا؟

چون جسم شما مونث است به مانند مرد که مذکر است.

در طول خلقت شما اینگونه شکل گرفته اید.

دوره پریود، داشتن رحم، روحیه عاطفی و وابستگی و ....

اینجا جزو خلقت شماست و نیازی است که ممکن است پنهان شود اما همیشه در  ضمیر ما وجود دارد.

بله میتوان با عشق به خدا و اهل بیت، این نقیصه و نیاز را تحت الشعاع قرار داد.

اما هر کسی نمیتواند موفق شود خصوصا مردها..

اتفاقا میتوان حدس زد شما از شدت نیاز و عشقی که داشتید و به خاطر شکست عشقی، دست به انکار زده اید.

یا این مرد یا هیچکس!

پس راه حل ها را کلا بسته اید....

عموما این انکار درونی بعد از چند سال، به حسرت یا نفرت یا افسردگی تبدیل میشود. و در این بین امکان انحرافات جنسی نیز وجود دارد مخصوصا در برخی سنین.

مثلا یک دوره اوج برای خانم ها سن تقریبا ۳۵ سال است که احتمالا حسرت داشتن بچه را بخورند...

یا از شدت نیاز عاطفی و جنسی، دست به خودارضایی یا روابط نامشروع بزنند....

بعلاوه برخی دخترها برای اینکه روی نیازهای خود سرپوش بگذارند از این روش استفاده می کنند :

عشق به یک بازیگر یا خواننده 

و با او در خیال و ذهنشان زندگی می کنند.

با این روش خود را از روابط واقعی با پسرها در امان نگه می دارند.

این روش به صورت طبیعی در پدر و برادر نیز نمود پیدا میکند.

یعنی دختر عاشق پدر یا برادر میشود.

به همین جهت دختری که از طرف خانواده عشقی دریافت نکند بیشتر در معرض خطر از سوی پسرها قرار خواهد گرفت.

 

سلام عالی بود 

ولی تاحدودی درسته اخه این آقا خیلی خوبن و دیندار ن لایق نیستم شاید اخه من تازه دارم به خدا نزدیک میشم بخاطر مقام والای ایشون و معنویات و خوبیشون منم به خدا روی آوردم و الان عشق بخدارو ن خاطر ایشون بخاطر خود خدا تاحدودی حس کردم،

من ازلحاظ جنسی اصلا دچار لغزش نشدم خدارو شکر ایشون رو هم لاهاشون رابطه ندارم ولی خب شما اگر ایشون رو میدید بی شک عاشقشون میشدید اونقدر این انسان خوبن هم زیبایی ظاهری هم باطنی یه جوون عالی و بینظیر خوش بحال کسی که همسر ایشون بشه!من از لحاظ معنوی و فرهنگی خیلی تضاد دارم با ایشون وایشون اصلا توجهی هم نشون نمیدن! عکس العملی ندیدم ازایشون!

این آقا همتا ندارن و چقدر بدبختم که نمیتونم فراموشش کنم! هیچ رویا پردازی ازایشون تودرذهنم کردم تابحال فقط به اینکه کاش همسرشون میشدم!

اصولا من سعی میکنم درذهنم گناه نکنم حتی برای ازدواج هم باشه  فقط درحد ازدواج فکر میکنم ومابقی خیر

خلاصه اینکه من صد دین حرف نزدم ونمیتونم درحال حاصر باکسی ازدواج کنم یا فکرشو کنم دیگه علاقه ای ندارم

سلام 

اینها فقط هشدار بود.

و الا ممکن است شما با محبت به اهل بیت و عبادت خداوند تا آخر مجرد زندگی کنید و همه چیز هم خوب و خوش و خرم باشد.

اما نکاتی که گفتم فقط هشدار بود.

به خاطر واقعیت های موجود دخترهای زیادی هستند که به دلایل متعددی ازدواج را به تاخیر انداختند و اکنون حسرت میخورند.

هر کدام دلیلی داشتند که برخی کاملا درست بوده است. مثلا خواستگار نداشتند پس طبیعتا ازدواج نکردند.

اما میخواهم بگویم به هر دلیلی ( چه درست و چه نادرست) چون نیازهای عاطفی و جنسی برطرف نشده است دچار مشکلاتی شده اند. ( شاید شما بتوانید با عشق به خدا آن قدر قوی باشید که نیازهای خود را فراموش کنید و ففط به یاد خدا باشید.)

حتی خیلی از دخترها بعد از ازدواج نیز کمبود دارند چون از سوی شوهر هایشان مورد بی توجهی قرار می گیرند.

پس اینطور هم نیست که ازدواج کردن بتواند این نیاز ها را به سرانجام درستی برساند.

برای ازدواج باید انگیزه ای باشد.

و الا بدون دلیل و انگیزه وارد این دنیا شدن، کار را سخت تر می کند.

مثلا برخی هدفشان فقط نیازهای عاطفی و جنسی است که کشش ایجاد میکند.

برخی هدفشان داشتن فرزند است.

برخی هدفشان تکامل است...

برخی هدفشان تولید انسان و پرورش بنده و عبد الله است!

اما ازدواج در کنار مزیت هایش ، تکالیفی هم دارد.

در کنار هر آسانی سختی است.

باید برای زندگی با یک مرد از خودگذشتگی هم داشت.

هر دو طرف اینطور باید باشند...

برای فرزند باید تربیت صحیحی در نظر گرفت...

باید از لحاظ اقتصادی هزینه کرد تا زندگی بچرخد و فرزند بزرگ شود. 

و این یعنی تلاش مضاعف...

و در کنارش با داشتن شوهر و فرزند، زندگی شیرین میشود.

 

 

با سلام

بنده هم با نظر دوستان موافق هستم.

شما نباید به بهانه ی معنویات یا نزدیکی به خدا ،تصمیم بگیرید که ازدواج نکنید... این خودش بر خلاف سنت و قرآن است.نیاز جنسی ، عاطفی و جاذبه ی بین زن و مرد یکی از نعمات خداست.

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

و از نشانه های او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند،(روم/21)

شما باید در جهت شکر و شکوفایی این نعمت حرکت کنید نه اینکه اون رو نادیده بگیرید(کفران نعمت).شکر عملی نعمت یعنی اینکه در جهت رضایت صاحب نعمت عمل کنید.این خودش عبادت است.

بنظر بنده اینکار نه تنها فضیلتی ندارد بلکه نوعی دهن کجی به خداست.حتی در سوره نور هم به کسانی که امکان ازدواج ندارند توصیه شده که خودشان را نگاه دارند...این فرمان برای کسانی است که قصد ازدواج دارند،نه اینکه کلا قید ازدواج را بزنند.

شاید تا این زمان بخاطر شرایط محیطی یا اعتقادی شما و لطف خدا،این نیاز نهفته مانده باشد و شما را تحت فشار قرار ندهد اما روزی که بیدار شود،کنترلش برایتان سخت خواهد شد و حتی میتواند روند زندگی شما را مختل کند... شما حتی در ذهن هم افکار جنسی نداشته باشید،بدن به طور طبیعی در جهت پاسخ به این نیاز شما را سوق خواهد داد و متاسفانه خودبه خود افکار جنسی ذهن را هم درگیر خواهند کرد که به مراتب آزار دهنده تر است.همانطور که شما گرسنه یا تشنه می شوید به دنبال آب و غذا می روید این نیز به همان گونه شما را تحت فشار می گذارد...

در این زمان است که اگر ازدواج نکرده باشید در آتش این نیاز که قرار بود مایه آرامش شما باشد،ذره ذره خواهید سوخت.حالا اگر سنتان هم بالا رفته باشد،به مراتب شانس تان برای ازدواج کمتر شده و  بر اضطراب شما می افزاید که این خود دلیلی میشود برای بیشتر شدن فشار های عاطفی و جنسی روی شما و میفتید در چرخه ی باطل اشتباه و توبه و احساس گناه که باز هم اوضاع را خراب تر میکند...

خلاصه کلام اینکه به هیچ وجه با قصد اینکه به خدا نزدیک شوید قید ازدواج را نزنید،ازدواج و تشکیل خانواده و قبول مسئولیت خودش مسیر بندگی است.از فرصت و امکاناتی که خدا در اختیارتان قرار داده نهایت بهره را در جهت رضای او ببرید،شما همچنان فرصت زیادی برای ازدواج دارید،سعی کنید با کار و تلاش برای تشکیل خانواده و بالا بردن اطلاعات خود در زمینه ازدواج،شرایط را طوری مهیا کنید تا اگر مورد مناسبی به دلتان نشست حتی شده با واسطه ای اقدام کنید.یا دو طرف با معیار های همدیگر همخوانی دارند یا ندارند.آن شخصی هم که اشاره فرمودید تنها موردی نخواهد بود که باب طبع شما باشد و اصولا عشق و علاقه و دوست داشتن و حال خوب، تنها با یک نگاه حاصل نمیشود ولی در حد  کشش اولیه چرا...

بازهم نظر و انتخاب شماست هیچ کسی هم شما را مجبور به ازدواج نمیکند بنده هم فقط در حدی که تجربه داشتم نظرم رو بیان کردم و مثل بقیه دوستان خواستم هشداری داده باشم.

موفق باشید.