جمع بندی مسئله دور در شورای نگهبان و وظایف و عملکرد این شورا

تب‌های اولیه

38 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عامل;1001910 نوشت:
چرا همین اشکال نداشتن را در حکومت های دموکراتیک دیگر مطرح نمی کنید؟ مگر در این حکومت ها فیلتری برای ثبت نام و کاندیداتوری وجود ندارد؟

مساله این است که شورای محترم نگهبان صلاحیت را به شکل استصوابی بررسی میکند و سپس در انتخاب افراد وارد میشود و نه اینکه شرایط حداقلی را بررسی کند.
به عنوان مثال شما کنکور را در نظر بگیرید. سازمان سنجش قطعا برای داوطلبین داشتن مدرک دیپلم یا سایر شرایط عمومی را مورد بررسی قرار میدهد (بخشی که لازم است). و مثلا از 2میلیون شرکت کننده چند ده نفری شاید مدارک ناقص داشته باشند و قص .... و سایرین را تایید کرده و آنها به مرحله اصلی رقابت وارد میشوند. حال در نظر بگیرید که سازمان سنجش علاوه بر کنترل مدارک مورد نیاز، و قبل از رقابت داوطلبین، خودش وارد انتخاب افراد هم بشود و یا فقط گروه خاص و محدودی را برای رقابتی نسبتا آسان!! معرفی کند! اینجاست که کار اشکال پیدا میکند!

اگر شورای نگهبان فعالیتش محدود میشد به کنترل مدارک و بررسی شرایط عمومی کاندیداها هیچ کس وجود این مقدار نظارت را رد نمیکند. ولی این شورا به اسم تشخیص صلاحیت ، راسا به مرحله انتخاب وارد میشود. حال آنکه انتخاب به عهده مردم است.

[="Tahoma"][="Black"][="3"]سلام

قدیما;1001947 نوشت:
آنچه مدنظر من است گزارشی سالیانه با اسناد و جزئیات بیشتر است که اگر یک نفر مثل همان کسی که از من پرسید از کجا می دانی رهبر ساده زیست است، من هاج و واج بی جواب نمانم.

از نظر قانونی وظیفه خبرگان نظارت بر رهبری است و اگر رهبر شرایط رهبری را از دست بدهد، ملزم هستند اقدام کرده و رهبر را عزل کنند. اما ارائه گزارش به مردم و عمومی کردن این مسائل در قانون وارد نشده و بنده هم عرض کردم گاهی این گزارش را در سطح عمومی مطرح می کنند.
در مورد راضی کردن کسانی که در این زمینه بد بین هستند هم اگر شما گزارش مستدلی ارائه کنید، آیا واقعا این افراد قانع می شوند؟ نمی گویند این گزارش ساختگی است؟ این همه خاطرات مختلف از نزدیکان رهبری در مورد زندگی و منش رهبری وجود دارد، این خاطرات هم از افراد متعددی است که اولا وجاهت دارند و ثانیا تبانی همه آنها بر کذب و دروغ بسیار بعید است. همین موارد منش زندگی رهبری را نمایش می دهد که در این قسمت برخی از آنها بیان شده است.

در هر حال وظیفه خبرگان نظارت است و نه گزارش عمومی و این گزارش کمیسیون تحقیق در صحن خبرگان اعلام می شود، مگر اینکه به همت شما قانون جدیدی وضع شود و ایشان ملزم به اعلام آن در سطح عمومی شوند، هر چند کسی نخواهد باور کند حتی اگر صدها گزارش هم باشد، باور نمی کند...

[/][/][/]

[="Tahoma"][="Black"][="3"]سلام

manmehdiam;1002008 نوشت:
اگر شما با یک پیش قضاوت وارد جواب دادن به سوال شوید خوب بدیهی است راه توجیه و خدای ناکرده مغلطه بسیار وسیع است!

کدام جمله مغالطه است:
1. ما گزارشی ندیدیم، پس اصلا گزارشی نیست.
2. ندیدن گزارش دلیل بر نبود آن نیست.
در مصاحبه مرحوم هاشمی ایشان فرمودند که سوالات مطرح می شود و رهبری پاسخ می دهد، خب چه لزومی دارد مساله ای که برای برخی از اعضای خبرگان پیش می آید و با ارجاع و قانع شدن ایشان خاتمه می یابد، قبل از استفسار از رهبر در سطح عمومی مطرح شود و بعد بگویند که خب ایشان این جواب را دادند!

اصل کلام این است که خبرگان ملزم به تحقیق از شرایط و اوصاف رهبری هستند و اگر خلافی مشاهده کنند وظیفه دارند ایشان را عزل کنند. حالا شما بگویید چون در طی این سالها گزارشی نشده پس اینها با هم تبانی کرده اند یا اصلا در پی نظارت نیستند. به نظر شما این مغالطه نیست؟
توجه داشته باشید آنچه در قانون ذکر شده اعلام نداشتن اوصاف و شرایط رهبری است و گزارش باید زمانی باشد که خلافی مشاهده شود و عدم گزارش خلاف به معنای استمرار اوصاف و شرایط رهبری است. حالا در برخی موارد حساس این گزارش صلاحیت نیز ابراز می شود.

manmehdiam;1002008 نوشت:
خوب اگر بفرض در یک زمانی یک رهبری داشته باشیم به غایت مستبد و فاقد تمامی صفات و شرایط رهبری ، و در آن شرایط هم اگر کسی از شما بزرگوار سوالی از نظارت بر رهبری بپرسد، همچنان شما خواهید توانست به این جواب خلاصه و مفید و مختصر کفایت کنید و بحث را تمام کنید.

برادر با وجود خبرگان نوبت به انتخاب یا استمرار چنین رهبری نمی رسد.
اگر منظور شما صرف فرض است، این اشکالی ندارد اما اگر در عالم واقع بحث می کنید، چنین شرایطی مستلزم فساد تمام فقهای شورای نگهبان و خبرگان و قوه قضائیه و رهبر است. قبلا هم عرض شد این فرض محال عقلی نیست اما از نظر وقوعی بسیار بعید است و البته همین اشکال در دیگر نظام های دموکراتیک هم وجود دارد و ایشان به احتمال اندک اهمیت نمی دهند. به عبارت دیگر پذیرش این اشکال نقضی به معنای منتفی دانستن دموکراسی است و آیا می توان جایگزین بهتری برای آن پیدا کرد؟ پس علی رغم این اشکال خیر الموجودین همین است.

manmehdiam;1002008 نوشت:
شیوه نظارت این مجلس روشن باشد؟

نظارت این مجلس بر نهاد رهبری و ارگانهای زیر مجموعه آن در قانون بیان شده و منظور شما را از شیوه متوجه نمی شوم.

manmehdiam;1002008 نوشت:
باید موضوع نظارتی را که انجام داده و نتایجی که رسیده را همزمان به مردم گزارش و اعلام کند

خب این بیان شما که باید به مردم هم اعلام شود در قانون نیامده، مگر اینکه همت کنید و آنرا در قانون اساسی بگنجانید!
تغییر در قانون اساسی هم مستلزم رفراندوم است...
[/][/][/]

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

manmehdiam;1002009 نوشت:
شخص ولی فقیه بالاخره داعیه تقدس و معصومیت که ندارد ،بفرض اگر حد اعلی اصفات رهبری و نهایت درایت و مدیریت هم در ایشان در نظر بگیریم باید عملکرد ایشان خالی از اشکال نباشد.

معلوم است که نه ایشان معصوم است و نه چنین داعیه ای دارد و حتی خود ایشان در مسائلی مانند کنترل جمعیت به اشتباه اذعان کرده است. اما وجود شرایط رهبری یک چیز است و خطا در برخی موارد چیز دیگری است. وظیفه خبرگان نظارت بر وجود و استمرار شرایط و اوصاف رهبری است. به عبارت دیگر برخی اوصاف مانند درایت یک ملکه را تشکیل می دهد و با فعل واحد متفاوت است. بنابراین تفاوت امام معصوم با رهبری که باید برخی شرایط مانند اجتهاد و درایت را داشته باشد فرق می کند. به نظر شما بین ایندو خلط کرده اید.

manmehdiam;1002009 نوشت:
اگر بواقع نظارتی در کار خبرگان میبود ، عملکرد ایشان می بایست دست کم به صورت سالیانه مورد کنکاش قرار میگرفت و نتیجه آن اعلام میشد.

در این جمله شما سه مرحله نظارت، کنکاش و اعلام به کار رفته و هر کدام به دیگری مستند شده، یعنی اگر نظارت هست، پس باید کنکاش هم باشد و اگر کنکاش هست، پس باید اعلام هم باشد.
در حالی که ممکن است نظارت و کنکاش باشد اما اعلام عمومی نباشد و این نتایج در سطح مجلس خبرگان اعلام شود. بنابراین اگر از نبود اعلام عمومی نتیجه بگیریم که کنکاش نیست پس نظارتی هم نیست، دچار مغالطه شده ایم.
باز هم عرض می کنم تا جایی که بنده اطلاع دارم در قانون اعلام عمومی قید نشده است و صرفا نظارت خبرگان بر اوصاف رهبری مطرح شده است.
[/][/][/]

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

manmehdiam;1002011 نوشت:
مساله این است که شورای محترم نگهبان صلاحیت را به شکل استصوابی بررسی میکند

اینکه نظارت شورای نگهبان باید استصوابی باشد یا استطلاعی و همچنین از قانون اساسی کدام نظارت برداشت می شود، بحث گسترده ایست که تاپیک مستقلی را می طلبد.
بنده از عبارت شما نقد نظارت را برداشت کردم ولی اگر منظور شما نقد نظارت استصوابی است، بهتر است این سوال را به یک تاپیک تبدیل کنید البته اگر قبلا بحث اینچنینی مطرح نشده باشد.
[/][/][/]

عامل;1002030 نوشت:
خب این بیان شما که باید به مردم هم اعلام شود در قانون نیامده، مگر اینکه همت کنید و آنرا در قانون اساسی بگنجانید!
تغییر در قانون اساسی هم مستلزم رفراندوم است...

فکر می کنم چیزی که در این مملکت زیاد داریم همین قانون است و احتیاج به رفراندوم نباشد.در کلام امیر المومنین و کلام رهبری هم هست که به جز مسائل نظامی و امنیتی چیزی را از مردم مخفی نکنید و اصل 142 قانون اساسی هم درباره شفافیت مالی تمام مسئولین هست.

جدا از اینکه پاسخگو نبودن مجلس خبرگان به مردم ضعف قانون اساسی ما هست خود رفراندوم هم دو سوم مجلس باید تصویب کند که خود مجلس از زیر دست شورا نگهبان و قوه قضاییه و رهبری بیرون امده و دوباره مسئله دور را داریم.

مولا علی(ع):اگر مردم بر تو گمان بد برده و فکر کردند که تو به آن ها ظلم کرده ای ، با این که تو به حق بودن عمل ات آگاه تری ، مردم را نادیده نگیر و آن ها را توجیه کن و جریان امور را برای مردم روشن نما، تا علیه تو شورش نکنند؛ چرا که ممکن است واضح نشدن کارهای حکومت، مردم را به اشتباه بیندازد و در نتیجه ، مملکت آشفته شود.نهج البلاغه نامه 40

[="Tahoma"][="Black"][="3"]
پرسش:
وظایف خبرگان رهبری چیست و نظارت ایشان بر رهبر چگونه است؟

پاسخ:
بر اساس اصل 107 قانون اساسی تعیین رهبر به عهده این مجلس است و بر مبنای اصل 108 قانون اساسی، این مجلس قوانین مربوط به خود را تصویب کرده و بر اساس اصل 111 قانون اساسی بر رهبر کنونی باید نظارت داشته باشند و اگر فاقد برخی شرایط رهبری شد، او را عزل کرده و فرد دیگری را به جای او نصب کنند. برای اجرای اصل 111 نیز هیات تحقیقی توسط خبرگان تشکیل شده و وظیفه کنترل و نظارت را به عهده دارد.
از نظر قانونی وظیفه خبرگان نظارت بر رهبری است و اگر رهبر شرایط رهبری را از دست بدهد، خبرگان ملزم هستند اقدام کرده و رهبر را عزل کنند. اما ارائه گزارش به مردم و عمومی کردن این مسائل در قانون وارد نشده است، البته در برخی موارد حساس، این گزارش را در سطح عمومی مطرح می کنند. بر این اساس، آنچه در قانون ذکر شده اعلامِ نداشتنِ اوصاف و شرایط رهبری است و گزارش باید زمانی باشد که خلافی مشاهده شود و عدم گزارش خلاف، به معنای استمرار اوصاف و شرایط رهبری است.

اما اگر کسی بگوید: با توجه به اینکه احراز صلاحیت اعضای خبرگان توسط شورای نگهبانی که منصوب رهبری است، صورت می گیرد، نظارت ایشان نیز کم رنگ خواهد شد، باید گفت؛ این احتمال در دیگر نظام های دموکراتیک هم وجود دارد، اما با توجه به پیچیدگی نظام و توقف تبانی بر امور متعدد، این احتمال ضعیف شده و عقلا به آن اعتنا نمی کنند. این پیچیدگی به دلیل شرط عدالت، هم در شورای نگهبان و هم در خبرگان رهبری، در نظام جمهوری اسلامی به حداقل خود می رسد. علاوه بر اینکه بالاخره در مورد مجلس خبرگان، انتخابات وجود دارد و مردم با سلیقه های مختلف به انتخاب می پردازند و در دوره های مختلف، گروه های متعددی با گرایش های گوناگون لیست داده و مردم نیز با توجه به جهت گیری های خود به آنها رای داده اند که اگر شورای نگهبان می خواست با اعمال سلیقه، افراد را تایید صلاحیت کند، اصلا وجود دو گروه مختلف معنا نداشت و باید یک لیست بیشتر وجود نداشت، در حالی که اینطور نیست. در تمام تایید صلاحیت ها، شورای نگهبان حداقل های صلاحیت را در نظر می گیرد تا از طیف های گوناگون در انتخابات شرکت کنند و شاهد این مدعا، وجود سلیقه های مختلف را در انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری و البته خبرگان رهبری است.

علاوه بر اینکه شرط(1) کاندیدای خبرگان، معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی و ارکان آن است، نه اینکه حتما موافق شخص رهبری باشد، بلکه وظیفه آنها نظارت بر رهبر است و این مستلزم بی طرفی و تیز بینی نماینده خبرگان است. فراموش نکنیم که نمایندگان خبرگان مجتهد بوده و غالبا یک عمر را به زهد و تقوا گذرانده اند و اینکه تبانی کرده و خطای رهبر را نادیده بگیرند یا خروج از عدالت او را در نظر نگیرند، امری بسیار بعید است. به همین دلیل گفته شده امکان عقلی دارد اما امکان عقلایی ندارد و این مقدار مسامحه در تمام نظامهای اجتماعی معقول و پذیرفته شده است.
بنابراین اگرچه احراز صلاحیت اعضای خبرگان توسط شورای نگهبان صورت می گیرد، اما با توجه به وجود سلیقه های مختلف در این مجلس و وجود عدالت و تقوای اعضاء خبرگان، این امر سبب سلب حریت و جدیت خبرگان در نظارت ایشان نخواهد شد و امکان تبانی بسیار بعید است.

پی نوشت:
1. مجموعه شرایط کاندیدای خبرگان از این قرار است:
الف) اشتهار به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی؛
ب) اجتهاد در حدّی که قدرت استنباط بعض مسائل فقهی را داشته باشد و بتواند ولی فقیه واجد شرایط رهبری را تشخیص دهد؛
ج) بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز؛
د) معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران؛
ه) نداشتن سوابق سوء سیاسی و اجتماعی.
[/][/][/]

موضوع قفل شده است