جمع بندی مراد از عجله در آیه شریفه: «وَ کَانَ الإِنسَانُ عجولا»

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مراد از عجله در آیه شریفه: «وَ کَانَ الإِنسَانُ عجولا»

سلام

در آیۀ ﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَکَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً﴾ و با استناد به آیات دیگر و همچنین روایات معصومان (علیهم ‌السّلام)، عجله برای انسان چه معنا و مفهومی دارد؟

با تشکر

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عمار

پرسش:
در آیۀ ﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَکَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً﴾ و با استناد به آیات دیگر و همچنین روایات معصومان (علیهم ‌السّلام)، عجله برای انسان چه معنا و مفهومی دارد؟

پاسخ:
عجله در چند آیه ای که آمده است هر کدام توضیحان خاص خود را دارد مفصل است و باید جداگانه مطرح شوند و در اینجا فقط به همین آیه می پردازیم.
در اين آيه به يكي از پيامدهاي سوء«عجله و شتاب‏»اشاره مي‏ كند:
«انسان(بر اثرشتابزدگي)به سراغ بديها مي‏رود،آن گونه كه نيكي‏ها را مي‏طلبد و انسان همواره‏«عجول‏» بوده است، وَيَدْعُ الإنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإنْسَانُ عَجُولا »(1)
در اين جا واژه انسان،اشاره به طبيعت نخستين انسان‏هاست،هم در آغاز آيه وهم در پايان آيه كه لفظ انسان در آن تكرار شده است.
«دعا»در اين آيه به معني طلب كردن و خواستن است،خواه با زبان باشد و يا درعمل و از آن جا كه عجول بودن انسان و شتابزدگي او براي كسب منافع بيشتر،گاه سبب مي‏ شود كه جوانب مساله را بررسي نكند و خير و شر خود را نشناسد و خود را به‏ پرتگاه هاي خطرناك بيفكند.
اين‏«دعا»گاه به صورت لفظي است،يعني،از خداي خود با اصرار فراوان مسائلي رامي‏خواهد كه نه تنها خير او در او نيست،بلكه مايه بدبختي اوست،آن گونه كه امام ‏صادق عليه السلام مي‏ فرمايند:«و اعرف طريق نجاتك و هلاكك كي لا تدعوا الله بشي‏ء عسي‏فيه هلاكك و انت تظن ان فيه نجاتك قال الله تعالي‏« وَيَدْعُ الإنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإنْسَانُ عَجُولا »،راه نجات و هلاك خود را درست‏ بشناس،مبادا از خدا چيزي‏ طلب كني كه هلاك تو در آن است، در حالي كه گمان داري،نجات تو در آن است،خداوند متعال مي‏ فرمايد:«انسان بدي ها را طلب مي‏ كند،آن گونه كه نيكي ها را مي‏ طلبد،زيرا انسان‏ همواره عجول بوده است‏»(2)
انسان،گاه در عمل اصرار به انجام كارهايي دارد كه ريشه آن هواپرستي و نتيجه آن‏ بدبختي است،اما بر اثر تسويلات شيطان و تزيين هواي نفس،آن را خير و موجب‏ سعادت خويش مي‏ پندارد و از نرسيدن به آن ناراحت مي‏ شود،در حالي كه گذشت زمان‏ چه بسا روشن مي‏ كند كه اگر خواسته او انجام مي‏گرفت تا پايان عمر بيچاره بود.

در مورد روایات هم این لینک رو مشاهده کنید:
http://www.askdin.com/thread41330.html

پی نوشت ها:
1. أسری / 11
2. تفسير نور الثقلين‏، حويزى، عبدعلى بن جمعه‏،ناشر: اسماعيليان‏، ايران- قم‏، 1415 ه. ق‏،چاپ: 4،ج اول،ص 141.

موضوع قفل شده است