جمع بندی مراد از رجعت کنندگان

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مراد از رجعت کنندگان

در روايات آمده است که مومنين محض وکافران محض رجوع مي کنند
مراد از مومنين محض وکافران محض کيا هستند ؟؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد شعیب

با سلام و عرض ادب
عقیده رجعت با صدها روایت که می توان گفت متواتر معنوی اند از ضروریات مکتب شیعه است
یکی از مباحث این مبحث اعتقادی این است که چه کسانی در آخر الزمان رجعت می کنند:
مختصر البصائر از امام صادق (ع) نقل می کند : «إنّ الرجعة ليست بعامّة و هي خاصّة، لا يرجع إلّا من محض الإيمان أو محض الشرك محضا» «رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می‌کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند
از این رو علامه مجلسی می گوید رجعت نزد ما شیعه مختص محض ایمان و محض کفر است نه غیر این دو دسته.(بحار الانوار، جلد ۵۳، صفحه ۳۹).
در روایتی دیگر برگشت مومنان رابه خاطر آن عهدی می داند که خدای متعال در آیه قرآن به آنها داده است پس اگر مومن واقعی به مرگ طبیعی مرده باشد او را بر می انگیزاند تا در راه خدا کشته شود و اگر در راه خدا کشته شده بود او را بر می انگیزاند تا به مرگ طبیعی و در دولت حق به آرامی زندگی کند و بمیرد
منتخب البصائر سَعْدٌ عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ فَقَالَ ذَلِكَ فِي الْمِيثَاقِ ثُمَّ قَرَأْتُ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا تَقْرَأْ هَكَذَا وَ لَكِنْ اقْرَأْ التَّائِبِينَ الْعَابِدِينَ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ ثُمَّ قَالَ إِذَا رَأَيْتَ هَؤُلَاءِ فَعِنْدَ ذَلِكَ هُمُ الَّذِينَ اشْتَرَى مِنْهُمْ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ يَعْنِي فِي الرَّجْعَةِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ مَيْتَةٌ وَ قَتْلَةٌ مَنْ مَاتَ بُعِثَ حَتَّى يُقْتَلَ وَ مَنْ قُتِلَ بُعِثَ حَتَّى يَمُوتَ.(بحار الأنوار، ج‏53، ص: 72)
همچنین این روایت: « مَنْ قُتِلَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رُدَّ حَتَّى يَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ رُدَّ حَتَّى يُقْتَلَ وَ تِلْكَ الْقُدْرَةُ فَلَا تُنْكِرْهَا.»

در حدیثی اصبغ ابن نباته از رجعت سوال می کند حضرت امیر در جواب می فرماید و حضرت فلسفه برگشت آنها رابیان می فرماید:
انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ابْتَلَى قَوْماً بِمَا كَانَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ فَأَمَاتَهُمْ قَبْلَ آجَالِهِمُ الَّتِي سُمِّيَتْ لَهُمْ ثُمَّ رَدَّهُمْ إِلَى الدُّنْيَا لِيَسْتَوْفُوا أَرْزَاقَهُمْ ثُمَّ أَمَاتَهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ ( بحار الأنوار، ج‏53، ص: 74)
سید مرتضی -از بزرگان شیعه- می‌گوید: «خداوند متعال بعد از ظهور گروهی از کسانی که قبلاً از دنیا رفته‌اند به این جهان بازمی‌گرداند، تا در ثواب و افتخارات یاری او و مشاهده حکومت حق بر سراسر جهان شرکت جویند، و نیز گروهی از دشمنان سرسخت را بازمی‌گرداند تا از آنها انتقام گیرد... دلیل بر صحت این مذهب این است که هیچ عاقلی نمی‌تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند چرا که این مساله محالی نیست، در حالی که بعضی از مخالفین ما چنان این موضوع را انکار می‌کنند که گویی آن را محال و غیر ممکن می‌شمرند... دلیل بر اثبات این عقیده اجماع امامیه‌است زیرا احدی از آنها با این عقیده مخالفت نکرده‌است»
منظور از مومن محض و کافر محض:
توجه به آنچه از روایات اسلامی استفاده می‌شود، رجعت جنبه همگانی ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‌العملی دارد که در یک مرحله عالی از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در مرحله منحطی از کفر و ظلم قرار دارند؛ چنین به نظر می‌رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.
به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع در زندگی خود روبرو شده‌اند و تکامل آنها ناتمام مانده‌است، حکمت الهی ایجاب می‌کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است.
و برعکس، گروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات‌هایی در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.
البته بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبدء و معاد) برای انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.
پس مومن محض کسی است که در ایمان خود مستحکم و پا بر جاست و به قول قرآن«الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا» هستند و مشرکان و کافران محض کسانی اند که در کفر و شرک خود پافشاری دارند و مستحق عذاب و خذلان دنیایی و آخرتی اند.

شعیب;818740 نوشت:
عقیده رجعت

سلام.ببخشید می شه ییک سوالی بپرسم.عقیده تناسخ تا اونجایی که می دونم نزد علمای اسلامی و کارشناسان سایت غیر ممکن است و باطل است.حالا می خواستم بدونم، که عقیده تناسخ که باهاش مخالفید با عقیده رجعت چه تفاوتی دارد؟
اگر تفاوت تنها در این است که در تناسخ، در جسمی دیگر بدن به زندگی ادامه می دهد ولی در رجعت خیر....باید بگویم، این تفاوت اصلا به چشم نمی آد.من که احساس می کنم فرقی چندانی در اصل قضیه ایجاد نمی شه.به قولی خدا که قادر متعاله، نمی تنه یعنی همون روح رو در قالب جسمی دیگر قرار بده و روح جسمی دیگر بگیره؟!!!!؟

در روايت آمده است که کسي که دعاي عهد بخواند از رجعت کنندگان است اين را شرح مي دهيد ؟
وثانيا : هر شهيدي باز مي گردد و هر غير شهيدي که صالح باشد يا در اونها قايل به مراتب هستيد ؟!!

پارسا مهر;818742 نوشت:
سلام.ببخشید می شه ییک سوالی بپرسم.عقیده تناسخ تا اونجایی که می دونم نزد علمای اسلامی و کارشناسان سایت غیر ممکن است و باطل است.حالا می خواستم بدونم، که عقیده تناسخ که باهاش مخالفید با عقیده رجعت چه تفاوتی دارد؟

" مسأله رجعت از دیدگاه شیعه هرگز مستلزم اعتقاد به تناسخ نیست؛ زیرا نظریه تناسخ بر انكار رستاخیز مبتنى است و جهان را درگردش دائم مى ‏داندكه هردوره ‏اى‏ تكرار دوره‏ پیش از آن است.
براساس این نظریه، روح هر انسانى پس از مرگ، بار دیگر به دنیا باز مى ‏گردد و به بدن دیگرى منتقل مى ‏شود. پس اگر روح در زمان گذشته از نیكوكاران بوده، در بدنى قرار مى ‏گیرد كه دوران بعد را با خوشى مى ‏گذراند و اگر از بدكاران بوده، به بدنى منتقل مى ‏شود كه دوران بعد را با سختى‏ ها سپرى مى‏ كند. و این بازگشت در حكم رستاخیز او است! در حالى كه معتقدان به رجعت، به پیروى از شریعت اسلام، به قیامت و معاد ایمان دارند و از سوى‏ دیگر انتقال یك روح جدا شده از بدن را به بدن دیگر محال مى ‏دانند. و تنها بر آنند كه گروهى از انسانها، پیش از قیامت به این جهان باز مى ‏گردند و پس از برآورده شدن حكمتها و مصالح آن، بار دیگر به سراى جاودانى مى ‏شتابند تا در روز رستاخیز، همراه با دیگر انسانها برانگیخته شوند؟ و هرگز یك روح، پس از جدا شدن از بدن، به بدن دیگرى منتقل نمى ‏گردد. "(شیعه پاسخ میدهد، آیت الله مکارم، ص: ۵۲.)

پارسا مهر;818742 نوشت:
اگر تفاوت تنها در این است که در تناسخ، در جسمی دیگر بدن به زندگی ادامه می دهد ولی در رجعت خیر....باید بگویم، این تفاوت اصلا به چشم نمی آد.من که احساس می کنم فرقی چندانی در اصل قضیه ایجاد نمی شه.به قولی خدا که قادر متعاله، نمی تنه یعنی همون روح رو در قالب جسمی دیگر قرار بده و روح جسمی دیگر بگیره؟!!!!؟

همان گونه که عرض کردیم تناسخ مستلزم انکار معاد است و این مهمترین اشکال آن است که در رجعت وجود ندارد.
اگر بخواهیم رجعت را تناسخ باطل بگیریم و آن را انکار کنیم لاجرم باید برخی از اتفاقاتی را که قرآن نقل کرده است و در زمان پیامبرهای پیشین اتفاق افتاده است را انکار کنیم در حالی که زنده شدن مردگان توسط عیسی قضیه اصحاب کهف قضیه عزیر و ...موارد دیگر که در قرآن آمده است را کسی اشکال نکرده است که این ها شبیه تناسخ است بلکه آن را معجزه و قدرت نمایی خدا دانسته اند. و علت آن این است که این نوع اتفاقات لوازم باطل تناسخ را به همراه ندارد .
1- تناسخ انکار معاد است اما رجعت نه تنها انکار نیست بلکه نشانه معاد است.
2- تناسخ حلول یک نفس در بدن غیر است ولی رجعت حلول روح در همان بدن است که قبلا روح آن را تدبیر می کرده است.
3- تناسخ تعدد بدن را لازم می آورد ولی رجعت این باطل را لازم نمی آورد
4- تناسخ تنزل نفس از مقام خود را لازم می آورد (راهی را که نفس در مسیر تکامل پیموده است را باید برگردد و در بدن مثلا یک موش قرار بگیرد اما رجعت این گونه نیست نفس با تمام کمالات خود در بدن خود قرار می گیرد مگر معاد جسمانی نیست؟
5- در تناسخ حرکت ارتجاعی فعل به قوه صورت می گیرد اما در رجعت این گونه نیست و هیچ فعلیتی به قوه تبدیل نمی شود.
6- تناسخ همگانی است و یک روند کلی است در صورتی که رجعت برای افراد خاصی آن هم برای حکمت های خاصی صورت می گیرد.

پس رجعت و تناسخ از نظر جوهر وذات با هم متفاوت اند و تفاوت آنها تفاوت حق و باطل است.

alinaqi;818880 نوشت:
در روايت آمده است که کسي که دعاي عهد بخواند از رجعت کنندگان است اين را شرح مي دهيد ؟

از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند.(ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق و مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ص 663، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1419ق.)
در همین دعا از خداوند تقاضا می کنیم: «اللهُم إِنْ حَالَ بَیْنِى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الذِى جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِک حَتْماً مَقْضِیاً فَأَخْرِجْنِى مِنْ قَبْرِى مُوْتَزِراً کفَنِى شَاهِراً سَیْفِى مُجَرداً قَنَاتِى مُلَبیاً دَعْوَةَ الداعِى فِـى الْحَاضِرِ وَ الْبَادِى؛ پروردگارا اگر میان من و او موت که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند. پس مرا از قبر برانگیز در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الجابه است اجابت کنم.
آنچه که در دعای عهد آمده و مؤمنان به خواندن آن پایبند هستند، رجعت مؤمنانی است که آرزوی همراهی و همیاری امام مهدی(عج)