جمع بندی مخالفت خانواده با ازدواج دختر کوچک تر قبل از ازدواج دختر بزرگتر

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مخالفت خانواده با ازدواج دختر کوچک تر قبل از ازدواج دختر بزرگتر

سلام
من ۲۷ سالمه و نامزدم ۲۴ سالشه
ما شش سال پیش نامزد کردیم قرار شد صبر کنیم تا سه خواهر بزرگترش ازدواج کنند تا نوبت به ما برسه
شش سال گذشت و خبری نشد و خواهر بزرگتر با بهونه های الکی خواستگاراشو رد میکنه
بالاخره هر ادمی یه صبری داره الان هم من هم نامزدم و هم خانوادم دیگه صبرمون تموم شده و خانواده اون زیر بار نمیرن و رو حرف خودشون هستند
خانواده مذهبی هم هستند به نظر شما بهترین راه حل چیه؟چیکار میشه کرد؟ما باید به اتش خودخواهی خواهر بزرگتر که الان ۳۴ سالشه بسوزیم؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صابر

[TD][/TD]

با سلام و عرض احترام خدمت شما برادر عزیز، امیدواریم موانع ازدواج شما مرتفع شود و ازدواج موفقی را تجربه نمایید.@};-[-o

همانطور كه شما براي خود حق ازدواج را قائل هستيد، بايد به خواهر ایشان نيز حق بدهيد كه چنين حقي را براي خود قايل باشند. همانطور كه تاخير در ازدواج شما به دليل داشتن خواهر بزرگتر ممكن است آسيب هايي را براي شما به همراه داشته باشد، ازدواج همسرتان قبل از ازدواج خواهرش مي تواند شانس ازدواج را براي هميشه از او بگيرد، چرا كه متاسفانه در جامعه ما به غلط چنين جا افتاده است كه درصورت ازدواج خواهر كوچكتر كسي به خواستگاري خواهر بزرگتر نمي رود.

نويسنده در طول دوران مشاوره خود شاهد دختران زيادي بوده است كه به همين دليل موفق به ازدواج نشده اند و يا اينكه گزينه هاي مناسبي براي ازدواج آنان پيدا نشده است. آيا به اين موضوع فكر كرده ايد كه شايد خداوند تقدير خوبي را براي خواهر ایشان در نظرگرفته است كه با كمي صبر و حوصله از سوي شما تمام كارها سر و سامان مي گيرد
بنابراين بايد با دقت و با بررسي همه جانبه موضوع عمل كنيد و در اين زمينه از همفكري افراد آگاه استفاده كنيد. پس از این جهت به خانواده ایشان تا حدودی حق می دهیم.

اما با توجه به اینکه شما شش سال است نامزد شده اید و توافقات اولیه احتمالا صورت گرفته است و از طرفی به نظر می رسد به تعویق انداختن بیش از حد ازدواج شما نیز به نفعتان نباشد، لازم است از خانواده تان بخواهید تا با خانواده ایشان صحبت نمایند و برای اجرای عقد محرمیت فعلا بدون اطلاع دیگران موافقت کنند.

اما اگر این حالت نیز پذیرفته نشد و مخالفت هایی ایجاد شد توصیه می کنیم با توجه به اینکه صبرتان تمام شده و تحمل بیش از این را ندارید به موارد دیگری برای ازدواج فکر کنید و به خانواده تان بگویید که ازدواج شما در حال تأخیر است و این موضوع را به خانواده دختر نیز اعلام نمایند.

موفق و خوشبخت باشید.

صابر;1021717 نوشت:
چرا كه متاسفانه در جامعه ما به غلط چنين جا افتاده است كه درصورت ازدواج خواهر كوچكتر كسي به خواستگاري خواهر بزرگتر نمي رود.

باسلام

ببخشید چرا ما نباید سعی کنیم این موارد که خیلی هم اشتباه هست رو اصلاح کنیم

وقتی خواستگار برای خواهر کوچکترم اومد همه گفتند اگه کوچیکه بره خواستگار دختر بزرگتون کمتر میشه شاید هم دیگه کسی حاضر به ازدواج نشه چون میگن حتما یه عیب و ایرادی داره

با پدرم صبحت کردم و ازشون خواستم که مانع ازدواج خواهرم به خاطر این حرفها نشن

پدرم شدیدا مخالف بودند چون واقعا جامعه این دیدگاه که میفرمایید دارد ولی به نظربنده این خودخواهی هست که یه فرد به خاطر خودش مانع ازدواج دیگری بشه ان شاءالله که خواهر ایشون هم هر چه زودتر براشون شرایط ازدواج با فردی که مناسب هست فراهم بشه ولی خب حال اگر این زمان طولانی تر شد و حالا حالا خواهر این خانم خواستگار نداشت که مطابق معیارش باشه خواهر کوچیکتر چه گناهی کرده خب

به نظرم این بزرگترین اشتباهی هست که به خاطر این مسئله ازدواج خواهر کوچکتر عقب بیفته

صابر;1021717 نوشت:
اما اگر این حالت نیز پذیرفته نشد و مخالفت هایی ایجاد شد توصیه می کنیم با توجه به اینکه صبرتان تمام شده و تحمل بیش از این را ندارید به موارد دیگری برای ازدواج فکر کنید و به خانواده تان بگویید که ازدواج شما در حال تأخیر است و این موضوع را به خانواده دختر نیز اعلام نمایند.

کاملا موافق این روش هستم به نظرم بهترین کاری که میشه کرد همینه بگید که دیگه نمی تونند منتظر بمونند و در این صورت میرید خواستگاری کسی که این مشکل نداشته باشند

Shabgard70;1021392 نوشت:
سلام
من ۲۷ سالمه و نامزدم ۲۴ سالشه
ما شش سال پیش نامزد کردیم قرار شد صبر کنیم تا سه خواهر بزرگترش ازدواج کنند تا نوبت به ما برسه
شش سال گذشت و خبری نشد و خواهر بزرگتر با بهونه های الکی خواستگاراشو رد میکنه
بالاخره هر ادمی یه صبری داره الان هم من هم نامزدم و هم خانوادم دیگه صبرمون تموم شده و خانواده اون زیر بار نمیرن و رو حرف خودشون هستند
خانواده مذهبی هم هستند به نظر شما بهترین راه حل چیه؟چیکار میشه کرد؟ما باید به اتش خودخواهی خواهر بزرگتر که الان ۳۴ سالشه بسوزیم؟

سلام برادر گرامی، 6 سال صبر کردید؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب تعجبی نداره که ازتون انتظار دارن 60 سال دیگه هم صبر کنید. پررو شدن فکر کردن هر چقدر که مد نظرشون باشه شما صبر میکنید.

اگر برادر من بود، خدا شاهده که همین امروز عصر زنگ میزدم به خانواده دختر و میگفتم که ما قرار هست که پسرمون را سر و سامان بدهیم و ان شاءالله قرار هست که اخر همین هفته به خواستگاری یک دختر خوب و خانواده دارb-) برویم و شما را به خیر و ما را به سلامت و لطف کنید کادوهایی که دادیم را پس بفرستید ما هم کادوها و وسایلی که از دختر شما پیش ما هست را پس میفرستیم.

تاکید میکنم که در ابتدا هییییچ حرف اضافه ایی از گله و شکایت و چرا دخترتون 34 سالش شده ازدواج نمیکنه و .... هرگز نمیزدم. چون اونها کر هستند و هر چه بگوییم نمی شنوند و باید با چشم خودشان غصه خوردن دختر کوچکشان را ببینند تا متوجه اشتباهشان بشوند. از آبروی خود و اینکه برایمان حرف دربیاورند و همه جا جار بزنند که اینها دختر ما را اسم گذاشتند و بعد رهایش کردند هم نمیترسیدیم. بالاخره هر منفعت بزرگی یک ضرر کوچک هم دارد. ناراحتی دختر و اشک و گریه و آه او هم برایمان اهمیتی نداشت. اگر والدینش او را دوست داشتند اینقدر غصه اش نمیدادند، پس ما بهتر است به فکر خودمان باشیم و بدانیم که والدین ان دختر ما را آدم حساب نمیکنند که 6 سال منتظر نگه داشته اند.

همین. اگر عصبانی شدند که شما روی دختر ما اسم گذاشتید و ما با هم قرار گذاشتیم و ... خیلی خونسرد میگفتم که اولا ما تعهد شرعی و قانونی و اخلاقی به دختر شما نداریم . دوما از آنجایی که خواهر بزرگتر ایشان قصد ازدواج ندارند، ما از اول اشتباه کردیم که زیر بار قرار نادرست از طرف شما رفتیم و از آنجایی که جلوی ضرر را هر وقت بگیریم منفعت است، ترجیح میدهیم با خانواده ایی که برای عمر و آرامش دختر خود و پسر ما ارزش قائل باشند وصلت نماییم تا در ادامه زندگی هم با مشکل مواجه نشوند.

اگر خانواده دختر گفتند به جهنم، شما لیاقت دختر ما و رسوم ما را ندارید، با خیال راحت یک لیوان آب خنک سر میکشیدیم و می فهمیدیم که خدا چه شر بزرگی را از ما دفع کرده است. اگر اینقدر برای دختر خودشان ارزش قائل بودند که به بهانه مسخره ایی زندگی اش را خراب نکنند و کوتاه بیایند و از ما خواهش کنند که آخر هفته دخترشان را عقد کنیم، آنوقت ما هم دختر را بدست آورده ایم و هم با حرف قاطع خود آنها را سر جای خودشان می نشانیم و دیگر در زندگی این دو دخالت نمیکنند چون میدانند دیگه خبری از این تو بمیری ها نیست.

80 درصد ماجرا را شما مقصرید که وقتی دیدید این خانواده برای عمر و آرامش شما و دخترشان ارزش قائل نیستند و رسم مسخره را به شما ترجیح میدهند، سکوت کردید و با انها راه امدید.

سلام خب نامزدش چی میشه؟دلخور نمیشه که اون همچین حرفیو پیش بکشه؟؟ بنظرم باید بانامزدش نقشه بکشه که من این مسئله رو مطرح میکنم تا خونواده ت بخودشون بیان و مازود بریم سرخونه زندگیمون.بهتره نامزدشم یه جسارتی ازخودش نشون میداد تواین شش سال یا نشون بده و حیای بی جا نیاد این وسط.

باید این رسم غلط هم تو جامعه ازبین بره یعنی چی که دختر کوچکتر نباید زودتر ازدختر بزرگتر ازدواج کنه؟؟ حالا اگر دختر 18ساله بود یه چیزی ولی دختر24ساله بچه نیست که بخواد منتظر خواهربزرگتر بشینه
قرار نیست وقتی فرهنگ غلطی توجامعه وجودداره ماادامه ش بدیم فقط چون فرهنگ ماست اتفاقا بنظرم بعضی فرهنگا چون ازریشه غلطن یه تعداد آدم جسور باید پیداشنو به قیمت رسواشدنشونم که شده ازبینش ببرن.

[="Tahoma"][="Blue"]

اللیل والنهار;1021724 نوشت:
میرید خواستگاری کسی که این مشکل نداشته باشند

صائب تبریزی;1021735 نوشت:
آنوقت ما هم دختر را بدست آورده ایم و هم با حرف قاطع خود آنها را سر جای خودشان می نشانیم

سلام
اون وقت اگر شما جای دختربودید ناراحت نمیشدید که با خانواده تون اینجوری رفتار شده؟
و از اینکه پسر تصمیم بگیره یکی دیگه رو جای شما معرفی کنه که قصد داره بره خواستگاریش از دست پسر ناراحت نمیشید؟ و شک نمیکنید به خواستش؟

اگر پسر با دختر هم هماهنگ کنه این قضیه و بگه صرفا جهت هشدار به والدین هست بازم ادم دلش نمیاد با خانواده اش یکی اینطوری برخورد کنه..

من از نظر خودم یک ریش سفید و بزرگ تر تو خانواده دختر پیدا کنید باهاش صحبت کنید که این قضیه رو حل کنند.
هرچند خود خواهر بزرگتر هم باید قدمی برداره اگر خواهرش براش مهمه..[/][/]

نورالزهراء;1021737 نوشت:
اون وقت اگر شما جای دختربودید ناراحت نمیشدید که با خانواده تون اینجوری رفتار شده؟

نورالزهراء;1021737 نوشت:
و از اینکه پسر تصمیم بگیره یکی دیگه رو جای شما معرفی کنه که قصد داره بره خواستگاریش از دست پسر ناراحت نمیشید؟ و شک نمیکنید به خواستش؟

نورالزهراء;1021737 نوشت:
من از نظر خودم یک ریش سفید و بزرگ تر تو خانواده دختر پیدا کنید باهاش صحبت کنید که این قضیه رو حل کنند.

باسلام

خیلی ببخشید
تو این 6 سال یه بزرگتر ریش سفید نمی بینه این خانم و آقا نامزد موندن ؟
احساس نکردند که باید واسطه بشن برای حل این مشکل؟

نمیگم بگن اینا برن سر خونه زندگی بینند خواهر این خانم معیارش چیه یکی معرفی کنند هر دوتاشون برن سر خونه زندگیشون

متاسفانه اصلا این مسائل برای خانواده ها مهم نیست

تا خودشون یه قدمی بر ندارند همینجوری پیش میره چون جامعه این موضوع رو قبول کرده که خواهر بزرگتر هم به همین راحتی نشسته که شاید فرجی بشه و اطرافیان هم اعتراضی نمیکنند

محترمانه آقا با خانواده در میون بگذاره که با خانواده دختره مطرح کنند موضوع رو و بگن یا اجازه عقد بدن یا اینکه دیگه حاضر نیستند منتظر بمونند به نظرم هم اصلا کار اشتباهی نیست

صائب تبریزی;1021735 نوشت:
سلام برادر گرامی، 6 سال صبر کردید؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب تعجبی نداره که ازتون انتظار دارن 60 سال دیگه هم صبر کنید. پررو شدن فکر کردن هر چقدر که مد نظرشون باشه شما صبر میکنید.

اگر برادر من بود، خدا شاهده که همین امروز عصر زنگ میزدم به خانواده دختر و میگفتم که ما قرار هست که پسرمون را سر و سامان بدهیم و ان شاءالله قرار هست که اخر همین هفته به خواستگاری یک دختر خوب و خانواده دارb-) برویم و شما را به خیر و ما را به سلامت و لطف کنید کادوهایی که دادیم را پس بفرستید ما هم کادوها و وسایلی که از دختر شما پیش ما هست را پس میفرستیم.

تاکید میکنم که در ابتدا هییییچ حرف اضافه ایی از گله و شکایت و چرا دخترتون 34 سالش شده ازدواج نمیکنه و .... هرگز نمیزدم. چون اونها کر هستند و هر چه بگوییم نمی شنوند و باید با چشم خودشان غصه خوردن دختر کوچکشان را ببینند تا متوجه اشتباهشان بشوند. از آبروی خود و اینکه برایمان حرف دربیاورند و همه جا جار بزنند که اینها دختر ما را اسم گذاشتند و بعد رهایش کردند هم نمیترسیدیم. بالاخره هر منفعت بزرگی یک ضرر کوچک هم دارد. ناراحتی دختر و اشک و گریه و آه او هم برایمان اهمیتی نداشت. اگر والدینش او را دوست داشتند اینقدر غصه اش نمیدادند، پس ما بهتر است به فکر خودمان باشیم و بدانیم که والدین ان دختر ما را آدم حساب نمیکنند که 6 سال منتظر نگه داشته اند.

همین. اگر عصبانی شدند که شما روی دختر ما اسم گذاشتید و ما با هم قرار گذاشتیم و ... خیلی خونسرد میگفتم که اولا ما تعهد شرعی و قانونی و اخلاقی به دختر شما نداریم . دوما از آنجایی که خواهر بزرگتر ایشان قصد ازدواج ندارند، ما از اول اشتباه کردیم که زیر بار قرار نادرست از طرف شما رفتیم و از آنجایی که جلوی ضرر را هر وقت بگیریم منفعت است، ترجیح میدهیم با خانواده ایی که برای عمر و آرامش دختر خود و پسر ما ارزش قائل باشند وصلت نماییم تا در ادامه زندگی هم با مشکل مواجه نشوند.

اگر خانواده دختر گفتند به جهنم، شما لیاقت دختر ما و رسوم ما را ندارید، با خیال راحت یک لیوان آب خنک سر میکشیدیم و می فهمیدیم که خدا چه شر بزرگی را از ما دفع کرده است. اگر اینقدر برای دختر خودشان ارزش قائل بودند که به بهانه مسخره ایی زندگی اش را خراب نکنند و کوتاه بیایند و از ما خواهش کنند که آخر هفته دخترشان را عقد کنیم، آنوقت ما هم دختر را بدست آورده ایم و هم با حرف قاطع خود آنها را سر جای خودشان می نشانیم و دیگر در زندگی این دو دخالت نمیکنند چون میدانند دیگه خبری از این تو بمیری ها نیست.

80 درصد ماجرا را شما مقصرید که وقتی دیدید این خانواده برای عمر و آرامش شما و دخترشان ارزش قائل نیستند و رسم مسخره را به شما ترجیح میدهند، سکوت کردید و با انها راه امدید.

اینکه بره بگه یه دختر دیگرو میخوایم بریم خواستگاریش قطعا خیییلی بده فاجعه ست خب یعنی این آقا چشش یه خانوم دیگه روگرفته
باید بگه بیش ازاین نمیتونیم صبر کنیم و دیگه چقدر صبر؟؟؟؟!!!! و ازشون بخوان تکلیفشونو مشخص کنن.
که بانامزدشم ازقبل هماهنگ کنه.

نورالزهراء;1021737 نوشت:
[="Tahoma"][="Blue"]

سلام
اون وقت اگر شما جای دختربودید ناراحت نمیشدید که با خانواده تون اینجوری رفتار شده؟
و از اینکه پسر تصمیم بگیره یکی دیگه رو جای شما معرفی کنه که قصد داره بره خواستگاریش از دست پسر ناراحت نمیشید؟ و شک نمیکنید به خواستش؟

اگر پسر با دختر هم هماهنگ کنه این قضیه و بگه صرفا جهت هشدار به والدین هست بازم ادم دلش نمیاد با خانواده اش یکی اینطوری برخورد کنه..

من از نظر خودم یک ریش سفید و بزرگ تر تو خانواده دختر پیدا کنید باهاش صحبت کنید که این قضیه رو حل کنند.
هرچند خود خواهر بزرگتر هم باید قدمی برداره اگر خواهرش براش مهمه..[/][/]


استارتر نوشت
خانواده اون زیر بار نمیرن و رو حرف خودشون هستند

یعنی اینکه هرکاری کردن فایده ای نداشته
اگرواقعا تاحالا ریش سفیدی رو نفرستادن که اره حتما ازاین گزینه استفاده کنن
ولی اگر بازهم جواب نگرفتن
باید با قاطعیت تمام صحبت کنن
همونطور هم که خودشون گفتن خودنامزدشم صبرش تمام شده و گاها والدین واقعا بی منطقن پس نمیشه ما دلمون نیاد کسی به رفتارشون اعتراص کنه و حقشو نخواد این دیگه از بی عقلی نامزدشه اگر باوجود تمام اینچیزا باز بخواد ناراحت شه خودشم پی برده به اشتباه بودن این مسئله فک نکنم بی عقل باشه هرچند بنظرم باید خودشم ازخودش جسارتی نشون بده

nazak;1021741 نوشت:
هرچند بنظرم باید خودشم ازخودش جسارتی نشون بده

امیدوار ناراحتی پیش نیاد
بعضی خانواده ها (والدین) تو صحبت هاشون از جملاتی استفاده میکنند که دختر دهنش بسته میشه
مثلا:
خواهرت هنوز تو خونه مونده تو دست از پا دراز تر افتادی جلو چی میگی؟
یا مثلا طوری صحبت میکنند که گویا دیگه حمایت هاشون رو از دختر میگیرن

نمیدونم..
ولی هر کاری میکنید مسالمت آمیز باشه
چه صحبت خانواده پسر با دختر
چه دختر با خانواده خودش

همه اینا یه روز ممکنه بشه آینده دق واسه دو طرفین اگر بد رفتار بشه.

موضوع قفل شده است