قسم دروغ برای حفظ زندگی

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قسم دروغ برای حفظ زندگی

با سلام.

وقت بخیر.

آقایی هستم که مدتی قبل اقدام به استخاره و انجام عقد موقت نموده ام.در حال حاضر به علت تردید همسرم مجبور به دست گذاشتن روی قرآن و خوردن قسم دروغ شده ام(و قسم خورده ام با کسی ارتباط نداشته و ازدواج موقت انجام نداده ام) حال با توجه به اینکه اگر قسم نمیخوردم صدمات جبران ناپذیری به زندگیم وارد میشد و با توجه به اینکه در عرف جامعه نمیتوان چنین مساله ای را علنی کرد،حکم قسم دروغی که خورده ام چیست؟

و با توجه به اینکه برای ادامه دادن به این رابطه شاید مجددا مجبور به خوردن قسم دروغ برای کتمان کردن مساله بشوم،ادامه دادن این ارتباط چه حکمی دارد؟

(با توجه به اینکه این کار خلاف شرع نبوده و بر اساس استخاره انجام شده است)

سپاسگزارم و التماس دعا

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صادق الوعد

سلام علیکم:

اگر بیان این واقعیت سبب ایجاد اختلاف  در زندگی ویا سبب از هم گسستن زندگی شما می شد و بنابر ضرورت مجبور به این کار بوده اید اشکال نداشته

 ولی بعداز این مجاز به این کار نیستید ونباید دروغ بگوئید ،این کار حرام وگناه است و اگر ادامه این مساله منجر به دروغ گفتن شما شود باید آن را ترک کنید

 

استفتا از دفتر

با سلام
وقت بخیر
خانمی متاهل هستم که مدتی قبل به مردی علاقه مند شدم حال با توجه به اینکه متاهلم اگر وارد رابطه با آن مرد می شدم صدمات اخروی و دنیوی جبران ناپذیری به زندگیم وارد می شد و باتوجه به اینکه در عرف جامعه چنین مسئله ای برای اغلب قابل هضم نیست

و با توجه به اینکه در فکر آن مرد هستم ممکن است خدایی نکرده مرتکب گناهی بشم و برای جلوگیری از گناه قصد دارم به همسرم بگویم برای مدتی از هم طلاق بگیریم و من با آن مرد برای مدتی عقد موقت انجام دهم و بعد از اتمام عقد موقت و عده با شوهر اولم ازدواج مجدد کنیم چگونه این مسئله را با او در میان بگذارم ؟
( باتوجه به اینکه عقد موقت عملی حلال و کار خلاف شرعی نیست )

 

 

سوال کننده نظرتون چی بود اگه همسرتون توی اسک دین تاپیک می زد و این متن رو می نوشت ؟

با سلام
وقت بخیر
خانمی متاهل هستم که مدتی قبل به مردی علاقه مند شدم حال با توجه به اینکه متاهلم اگر وارد رابطه با آن مرد می شدم صدمات اخروی و دنیوی جبران ناپذیری به زندگیم وارد می شد و باتوجه به اینکه در عرف جامعه چنین مسئله ای برای اغلب قابل هضم نیست

 

و با توجه به اینکه در فکر آن مرد هستم ممکن است خدایی نکرده مرتکب گناهی بشم و برای جلوگیری از گناه قصد دارم به همسرم بگویم برای مدتی از هم طلاق بگیریم و من با آن مرد برای مدتی عقد موقت انجام دهم و بعد از اتمام عقد موقت و عده با شوهر اولم ازدواج مجدد کنیم چگونه این مسئله را با او در میان بگذارم ؟
( باتوجه به اینکه عقد موقت عملی حلال و کار خلاف شرعی نیست )

 

 

 

 

 

چه با نمک. درست میگین البته.

خانمی متاهل هستم که مدتی قبل به مردی علاقه مند شدم حال با توجه به اینکه متاهلم اگر وارد رابطه با آن مرد می شدم صدمات اخروی و دنیوی جبران ناپذیری به زندگیم وارد می شد و باتوجه به اینکه در عرف جامعه چنین مسئله ای برای اغلب قابل هضم نیست

 

و با توجه به اینکه در فکر آن مرد هستم ممکن است خدایی نکرده مرتکب گناهی بشم و برای جلوگیری از گناه قصد دارم به همسرم بگویم برای مدتی از هم طلاق بگیریم و من با آن مرد برای مدتی عقد موقت انجام دهم و بعد از اتمام عقد موقت و عده با شوهر اولم ازدواج مجدد کنیم چگونه این مسئله را با او در میان بگذارم ؟
( باتوجه به اینکه عقد موقت عملی حلال و کار خلاف شرعی نیست )

سلام

اولاً خانم داستان شما یا مسلمان است یا نامسلمان. اگر مسلمان است که باید بداند خداوند اجازه ازدواج با بیش از یک مرد را به زنها نداده است بنا بر این دلیلی ندارد دل در گرو چند مرد داشته باشد. یک خانم مسلمان قبل از ازدواج باید شرایط عقد را بداند بعد اقدام به ازدواج کند. اگر هم مسلمان نیست که اصلاً دلیلی ندارد در یک انجمن اسلامی مثل اسک دین تاپیک بزنند و چنین سوالی بپرسد!

 

ثانیاً اجازه طلاق با مرد است. پس خانم نمی‌تواند برای شوهرش تعیین تکلیف کند که مرا طلاق بده و بعد دوباره با من ازدواج کن. در صورت درخواست و قبول مرد هم میل با مرد است که دوباره با این زن ازدواج کند یا نه و باز هم این خانم نمی‌تواند برای شوهرش تعیین تکلیف کند.

 

ثالثاً این دو جمله با هم تناقض دارند:

الف) به مردی علاقمند شده‌ام

ب) طلاق بگیرم و فقط مدتی با مردی که به او علاقمند شده‌ام عقدموقت کنم بعد دوباره با شوهرم ازدواج کنم!!!

بالاخره به آن مرد علاقمند شده یا به او هوس و میل جنسی پیدا کرده؟! اگر میل جنسی است که همانطور که گفته شد چنین مجوزی خدا به او نداده است. اگر هم علاقه است که بعد از طلاق باید با مرد مورد علاقه‌اش ازدواج کند. دیگر چرا می‌خواهد دوباره برگردد با شوهر قبلی زندگی کند؟!

موضوع قفل شده است