جمع بندی فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره از آسمان

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره از آسمان

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیه اول سوره النجم آمده است که :

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ

سوگند به ستاره وقتى كه فرو افتد

آیا امکان دارد در اینجا منظور از افتادن، افتادن ستاره از آسمان به زمین باشد ؟

«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هدی

با سلام و عرض ادب
آنچه از ظاهر الفاظ اين آيه و موارد ديگر كاربرد نجم در قرآن به دست مي
آيد اين است كه، مراد از نجم، همة ستارگان آسمان باشد كه از نشانه هاي بارز عظمت خداوند و از اسرار بزرگ جهان آفرينش، و از مخلوقات فوق العاده عظيم پروردگار هستند، بنا بر اين معناي آيه اين ميشود: سوگند به ستارگان آسمان آن زمان كه افول ميكنند.
احتمالات ديگر در معناي نجم از سوی محدثین و فسرین مطرح شده است . مرحوم علامه طباطبایی چند احتمال را بیان میکنند:"و بعضى گفته اند: مراد از نجم، (قرآن)است چون قرآن به طور نجومى (تدريجى ) نازل شده. و بعضى گفته اند: مراد از نجم، ستاره (ثريا)و بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن ستاره (شعرى) است.
و بـعـضـى از مفسرين گفته اند: منظور از اين نجم، ستارگان نيستند، بلكه شهابى است كـه بـه وسـيـله آنها شياطين جن رانده مى شوند، و عرب اين شهاب را نجم مى نامد. و كلمه (هـوى) هـم بـا ايـن قـول مـى سـازد، و هـم بـا قول قبلى، ولى لفظ آيه با هيچ يك از معانى مساعد نيست."(1)
و البته نظر برگزیده خود علامه غیر از این موارد است :" مراد از (هوىّ نجم )، سقوط و افتادن آن در كرانه افق براى غروب است."(2)

اما اینکه شما فرمودید :
به من بیاموز;806775 نوشت:
«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره.


بنظر می رسد در تشخیص فعل اشتباه فرمودید . در مجمع البیان در ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم و در بررسی فعل "هوی" آمده است :

هوى: اين واژه به مفهوم نزول و فرود آمدن است؛ درست همانند واژه سقوط و نظير آن. و در ادبيات و فرهنگ عرب اين گونه صرف مى‏شود هوى، يهوى، هوياً، و يا هُويا.

همانطور که ملاحظه می فرمایید بحثی از افتادن بر روی زمین نیست .این فعل به معنی مطلق افتادن است . بنابراین الزامی وجود ندارد که افتادن ستاره را ، سقوط آن بر روی زمین بپنداریم بلکه مطلق سقوط و افول ستاره می تواند باشد .



(1)- ر.ک:المیزان ، ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم

(2)- المیزان ،همان

(3)- مجمع البیان ، ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]بسم الله الرحمن الرحیم
للهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم ورحمه الله و برکاته

استاد گرامی آیا هوی به معنای تلاطم و در لرزش هم هست؟ مثل حالتی که در هوی نفس ایجاد میشه؟[/][/][/]

رستگاران;807382 نوشت:
آیا هوی به معنای تلاطم و در لرزش هم هست؟

با سلام و عرض ادب
فعلی که ما در این موضوع در خصوص آن بحث میکنیم یعنی- والنجم اذا هوی- خیر به این معنا نیست .اصولا "هوی" در موضوع مورد بحث ما ، فعل است و در ایه مورد بحث به معنای افتادن و سقوط کردن و افول کردن، می باشد .
اما "هوی" در معنای هوای نفس به معنای تمایل نفس به آنچیزی است که شایسته نیست (1)

(1)- فروق اللغویه ،ابوهلال عسکری،ج1، ص562

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

هدی;807452 نوشت:
فعلی که ما در این موضوع در خصوص آن بحث میکنیم یعنی- والنجم اذا هوی- خیر به این معنا نیست .اصولا "هوی" در موضوع مورد بحث ما ، فعل است و در ایه مورد بحث به معنای افتادن و سقوط کردن و افول کردن، می باشد .
اما "هوی" در معنای هوای نفس به معنای تمایل نفس به آنچیزی است که شایسته نیست (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اگر مفهوم اینگونه بگیریم آیا اشتباه است؟

قسم به ستاره آن هنگامی که در لرزش است(قرابت با مفهوم لرزان بودن حالت روحی در کشاکش هوای نفس)[/][/][/]

سلام

هدی;807306 نوشت:
بحثی از افتادن بر روی زمین نیست .این فعل به معنی مطلق افتادن است . بنابراین الزامی وجود ندارد که افتادن ستاره را ، سقوط آن بر روی زمین بپنداریم بلکه مطلق سقوط و افول ستاره می تواند باشد .

شاید منظور از این فعل ، افتادن ستاره در سیاهچاله باشد.
توجه کنیم که:
1- برای صدق فعل افتادن ، تصور "نیروی جاذبه" لازم است. یعنی "افتادن" عملی است که صورت نمی پذیرد الا یک نیروی جاذبه و کشش ، در کار باشد. دقیقتر اینکه ، افتادن ، عملی است که یک شیء ، تحت اثر نیروی وزن خود ، به سمت مرکز ثقل یک شیء دیگر که بزرگتر از آن است و نیروی جاذبه اش باعث حرکت شی نخست شده است ، حرکت می کند.

همانطور که در افتادن اشیاء روی زمین ، شاهدیم:
1- اشیاء تحت اثر وزن خود - که ناشی از جاذبه زمین است - می افتند.
2- افتادن اشیاء ، حرکت آنها است به سوی مرکز کره زمین.
3- کره زمین ، بسیار عظیمتر از اشیاء روی آن است.

بحث در افتادن ستارگان است. توجه کنیم که نیروی جاذبه کره زمین ، آنقدر قدرت ندارد که بتواند ستاره ای را به سمت خود بکشاند ( مگر اینکه ، شهاب سنگ را هم در حکم ستاره بدانیم ، اما در اینجا منظور من ، همان ستاره است نه شهاب سنگ).

بنابراین ، منظور آیه ، می تواند سقوط ستارگان به یک سیاهچاله بزرگ ، بر اثر نیروی جاذبه شدید آن سیاهچاله باشد.
اگر اشتباه نکنم ، طوری که علم فیزیک می گوید ، احتمالاً این سرنوشت در انتظار همه ستارگان هست.

رستگاران;807464 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اگر مفهوم اینگونه بگیریم آیا اشتباه است؟

قسم به ستاره آن هنگامی که در لرزش است(قرابت با مفهوم لرزان بودن حالت روحی در کشاکش هوای نفس)


با سلام
ستاره چگونه لرزان می شود ؟و لرزش ستاره به چه معناست ؟
همانگونه که در پست شماره 3 نظر مفسران را درباره "نجم" و"هوی النجم" بیان کردیم ، این وجه برداشت شما از آیه ظاهرا با هیچیک از این وجوه مد نظر مفسران سازگار نیست و اصولا "هوی" به معنای لرزش نمی باشد .

با سلام

عبد الرحمان;807516 نوشت:
منظور آیه ، می تواند سقوط ستارگان به یک سیاهچاله بزرگ ، بر اثر نیروی جاذبه شدید آن سیاهچاله باشد.
اگر اشتباه نکنم ، طوری که علم فیزیک می گوید ، احتمالاً این سرنوشت در انتظار همه ستارگان هست.

بله بنده هم به این برداشت از آیه برخورد کرده ام ،بنظر وجه بعیدی به جهت علمی و واقعیت سقوط ستارگان نیست اما برداشتهای علمی از آیات باید با حزم و احتیاط بسیار ، صورت گیرد تا ساحت مقدس قران را به ناخن برداشتهای شتابزده نخراشیم.

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

هدی;808116 نوشت:
ستاره چگونه لرزان می شود ؟و لرزش ستاره به چه معناست ؟
همانگونه که در پست شماره 3 نظر مفسران را درباره "نجم" و"هوی النجم" بیان کردیم ، این وجه برداشت شما از آیه ظاهرا با هیچیک از این وجوه مد نظر مفسران سازگار نیست و اصولا "هوی" به معنای لرزش نمی باشد .

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله وبرکاته
همانطور که می دانید در آیاتی چون یدالله فوق ایدیهم در این آیات دست به معنای ظاهری آن منظور نیست و اثری که دست دارد را که قدرت است منظور می باشد( قدرت خداوند فوق قدرتهاست) و اشاره به این مفهوم دارد.
خب همان طور که می دانیم هوی لرزش و حالتی در نفس ایجاد می کنه مخصوصا اگر شدید تر بشه و اگر مراد را آن حالت نفسانی(شباهت به لرزش) بگیریم درست نیست؟
یا شاید با مفهوم روان تر میشه آن هنگام که در تلاطم است.؟@};-

( دوستان این یک بحث به جهت تدبر در قران و شاید برداشت مفهومی جدید از آیات قران است الزاما به مفهوم صحیح نمی تواند باشد.)

با تشکر.[/][/][/]

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

رستگاران;808832 نوشت:
در آیاتی چون یدالله فوق ایدیهم در این آیات دست به معنای ظاهری آن منظور نیست و اثری که دست دارد را که قدرت است منظور می باشد( قدرت خداوند فوق قدرتهاست) و اشاره به این مفهوم دارد.

بله اما در اینجا وقتی دست به معنای قدرت رفت ، دیگر با الله معنا پیدا میکند یعنی قدرة الله ، معنا دارد اما در آیه مورد بحث ما فرض بگیریم که برداشت شما صحیح باشد و هوی را به معنای لرزش بگیریم ، حالا لرزش ستاره به چه معناست ؟ خود این مفهوم دوم ، مبهم و بی معنا خواهد بود .
اما سقوط ستاره یعنی معنای ظاهری خود آیه ، معنا دارد . حالا احتمالات مفسرین مثل غروب ستاره و ... هم باز معنا دارد اما لرزش ستاره معنایی ندارد .

پرسش:
در سوره النجم آمده است که : وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ (سوگند به ستاره وقتى كه فرو افتد)آیا امکان دارد در اینجا منظور از افتادن، افتادن ستاره از آسمان به زمین باشد ؟

پاسخ:
با سلام و عرض ادب
آنچه از ظاهر الفاظ اين آيه و موارد ديگر كاربرد نجم در قرآن به دست مي‎آيد اين است كه، مراد از "نجم"،همه ستارگان آسمان باشد كه از نشانه‎ هاي بارز عظمت خداوند و از اسرار بزرگ جهان آفرينش، و از مخلوقات فوق العاده عظيم پروردگار هستند، بنابراين معناي آيه اين مي‎شود: سوگند به ستارگان آسمان آن زمان كه افول مي‎كنند.
احتمالات ديگر در معناي نجم از سوی محدثین و مفسرین مطرح شده است . مرحوم علامه طباطبایی چند احتمال را بیان میکنند:"و بعضى گفته اند: مراد از نجم، (قرآن)است چون قرآن به طور نجومى (تدريجى ) نازل شده. و بعضى گفته اند: مراد از نجم، ستاره (ثريا)و بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن ستاره (شعرى)است.
و بـعـضـى از مفسرين گفته اند: منظور از اين نجم، ستارگان نيستند، بلكه شهابى است كـه بـه وسـيـله آنها شياطين جن رانده مى شوند، و عرب اين شهاب را نجم مى نامد. و كلمه (هـوى)هـم بـا ايـن قـول مـى سـازد، و هـم بـا قول قبلى، ولى لفظ آيه با هيچ يك از معانى مساعد نيست."(1)

و البته نظر برگزیده خود علامه غیر از این موارد است :" مراد از (هوىّ نجم )، سقوط و افتادن آن در كرانه افق براى غروب است."(2)
در مجمع البیان در ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم و در بررسی فعل "هوی" آمده است :
هوى: اين واژه به مفهوم نزول و فرود آمدن است؛ درست همانند واژه سقوط و نظير آن. و در ادبيات و فرهنگ عرب اين گونه صرف مى‏شود هوى، يهوى، هوياً، و يا هُويا.
همانطور که ملاحظه می فرمایید بحثی از افتادن بر روی زمین نیست .این فعل به معنی مطلق افتادن است . بنابراین الزامی وجود ندارد که افتادن ستاره را ، سقوط آن بر روی زمین بپنداریم بلکه مطلق سقوط و افول ستاره می تواند باشد .(3)

منابع:
(1)- ر.ک:المیزان ، ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم
(2)- المیزان ،همان
(3)- مجمع البیان ، ذیل آیه 1 سوره مبارکه نجم
کلید واژه ها:نجم،فرو افتادن ستاره، هوی، والنجم اذا هوی ، افول ستاره

موضوع قفل شده است