جمع بندی فرشته قرین پیامبر و عصمت پیامبر

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حاصل سخن اینکه
قداست پیامبر صلی الله علیه و آله به این است که با توجه به رتبه وجودی و تعالی روحی و وجود نورانی حضرت، ایشان واسطه فیض خداوند و مخلوقات هستند، به عبارت دیگر تمامی مخلوقات از نور وجودی این بزرگوار خلق شده اند و ایشان واسطه بین خدا و بندگان خدا هستند تا انسان را به کمال نهایی خود رهنمون سازند.
منتهی موجودات با توجه به اینکه علاوه بر وجود ملکی از وجود ملکوتی نیز برخودار هستند، وجود مبارک حضرت ختمی مرتبت نیز یک وجود ملکوتی دارند که همان وجود نوری آن بزرگوار است که اولین مخلوق و صادر اول است و یک وجود ملکی و طبیعی دارند که همان بدن مادی آن حضرت می باشد. فرشته ای که در روایت می گوید از کودکی قرین پیامبر بوده است یکی از شئونات وجود نوری حضرت می باشد. در حقیقت حضرت علی علیه با بیان این مطلب گویا به ما می رساند که حضرت ختمی مرتبت با توجه به اصل خلقتشان محال است گناه از اینان سر بزند چون خلقت ایشان متفاوت است و با توحه به جایگاه وجودیشان محال است مرتکب گناه می شود. (لذا وساطت ملائک برای موجودات مادّی، در حقیقت وساطت مرتبه ی بالای آن موجودات برای مراتب پایین خودشان می باشد).

برای مطالعه بیشتر: ر.ک: علامه طباطبائی، سید محمدحسین: اصول فلسفه و روش رئالیسم، جلد 3 و علامه طباطبائی: نهایه الحکم، تعلیقه آقای مصباح یزدی، جلد 1 و ملاصدرا: اسفار، جلد 2، صفحات 118-82

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. منظور از نور وجودی رسول الله (ص) چیست؟
ائمه معصومین علیهم السلام دارای دو وجه هستند؛ يک وجه آن‌ها مثل ساير انسان‌ها وجه اختياری آن‌ها است، ولي يک وجه ديگري هم دارند که همان حقيقت امام است، و فرقشان با ما در همين است. ما يک جسم داريم و يک نفس، ولي به تعبير امام صادق علیه السلام ؛ ائمه علاوه بر جسم و نفس، وجهي دارند به نام نور عظمت که حضرت در آن رابطه مي‌فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَنَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِه‏» خداوند ما را از نور عظمتش آفريد. این نور عظمت از ميکائيل و جبرائيل بالاتر است و شأن واسطه‌ي فيض‌بودن جز اين نمي‌تواند باشد. پس با جسمشان که مثل جسم ما است، غذا مي‌خورند و مي‌خوابند، نفسشان هم مثل نفس ما است، از مادر متولد مي‌شوند، پير مي‌شوند و عزرائيل روح آن‌ها را قبض می‌کند، اما فرقشان با ما در اين است که آن‌ها حقيقتی به نام نور عظمت دارند.
امام باقر (ع) مى‏فرماید: «اى جابر اول مخلوقى که خداوند خلق فرمود، محمد و عترت هدایت شده آن حضرت بودند. پس آنان اشباح نور در برابر خداوند بودند. جابر مى‏گوید: به حضرت عرض کردم اشباح چیست؟ فرمود: سایه نور، بدن‏هاى نورى بدون روح که مؤید به یک روح یگانه و واحد بودند و آن روح القدس بود…».( کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص ۴۴۲، ح۱۰، اسلامیه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۶۲ش.)
حضرات معصومین علیهم السلام مقامی دارند که غير از شخصيت ظاهری است که همان حقیقت نورانی معصومین است که در روایت فوق از این حقیقت نورانی به روح القدس تعبیر شده است. متهی اینکه حقیقت این نور دقیقا چیست متاسفانه روایتی در این مورد نیافتم به جز روایت شریف حقیقه امیر المومنین بنورانیته که توضیه می شود حتما این روایت شریف را مطالعه فرمایید. حضرت در این روایت می فرماید هر کس مرا به نورانیت نشناسد ایمانش کامل نمی شود حال این معرفت به نورانیت چیست بماند چون مباحث سنگینی است که نه بنده توان آن را دارم حق مطلب را ادا کنم و نه این حقایق بدون موونه ی فلسفی عرفانی قابل فهم می باشد.
2. روايات زيادی در اين زمينه داريم که با تعبيرات مختلف بيانگر اين است که نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) و اهل بيت(علیهم السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها)، همچنین محبین این بزرگواران و... قبل از خلقت مادی، خلقت نوری داشته اند. برای نمونه به چند در روایت در این زمینه اشاره می کنیم:
الف: پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اول ما خلق الله نوری» اول چیزی که خداوند خلق فرمود نور من بود.
« حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ای جابر! خدا بود در حالى كه هيچ چيز با او نبود نه معلوم و نه مجهول اوّلين موجودى كه آفريد محمّد مصطفى عليه السّلام بود. ما اهل بيت را هم با او از نور خود و عظمتش آفريد و به صورت سايه‏اى سبز در مقابل خود نگه داشت آن موقع كه آسمان و زمين و شب و روز و خورشيد و ماه وجود نداشت. نور ما از نور پروردگارمان جدا شد ، همانند جدا شدن پرتو خورشيد از خورشيد. ما او را تسبيح و تقديس و ستايش می كرديم و عبادتى واقعى می نموديم و ... . ( بحار الأنوار ، ج‏25، ص 18)

موضوع قفل شده است