فرزندآوری با وجود مشکلات با همسر

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فرزندآوری با وجود مشکلات با همسر

سلام خدمت شما اساتید محترم

من ۲۹ سال سن و دارای فرزندی سه ساله هستم

سعی میکنم به تکالیف شرعیم عمل کنم و درتربیت فرزندم بکوشم

اختلافات فرهنگی اعتقادی بسیاری باهمسرم دارم که در تاپیکی که سال ۹۳ایجاد کردم شرح داده شده

خودم در شرایط تثبیت شده ای هستم اما این اختلافات زیاد باهمسرم مرا در تربیت دینی فرزندم نگران میکند

سوال بنده اینست باوجود این تفاوت ها و اینکه تلاش ده ساله برای نزدیکی به همسرم بی فایده بوده و میدانم باید شرایط فعلی را پذیرفت و تصمیم گرفت، آیا فرزندآوری به صلاح هست؟

یا در تربیت تک فرزندم بکوشم و طفل معصم دیگری رو وارد این زندگی پر اختلاف نکنم

با سپاس

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد نشاط

سلام
نماز و روزه تون قبول!
بزرگوار برای اینکه بهتر بتوانیم شما را راهنمایی بکنیم؛ در صورت امکان به نوع مشکل اصلی همسرتون اشاره بکنید و توضیح کاملی بدهید؛ بگویید که نحوه تعامل شما با همسرتان چگونه هست و بگویید؛ آیا در شرایط حاضر با اینکه با همسرتان نمی سازید؛ آیا دوست دارید ایشان را تحمل کرده و به زندگی با ایشان ادامه بدهید؟( به خصلت های مثبت همسرتان هم اشاره ای بکنید)
پاسخ شما باعث می شود که راهنمایی دقیق تر شود.

 

سلام خیلی ممنونم استاد 

مشکلات در چند حیطه هست: 

اخلاقی: تندخویی زود عصبی شدن و در هنگام خشم بددهنی و توهین و تحقیر ( میانگین اتفاق شدید که خیلی عصبانی بشن ماهی یکباره اما تندخویی لااقل هفته ای چهاربار رخ میده)،

بی حوصلگی در بازی با بچه. روزهایی که سرکارن وقتی میان میخوابن و بعدشم اصلا حوصله بازی ندارن

زمانای تعطیل هم مقداری بازی میکنن و بقیش پای تلویزیون

در کار خونه هم کمک اصلا نمیکنند و در شرایط سخت مقل مریضی من از مادرم انتظار دارن و در سختی مالی هم از پدرم انتظار دارند

اعتقادی:

عقیده نداشتن به مرجعیت خمس ولابت فقیه و کلا نظام اسلامی

پیرو اون در همه مسائل دینی اختلاف رخ میده

 

در شرایط آرام که مساله اعتقادی بروز نکرده یا از چیزی ناراحت نشدن خیلی خوبیم و کلا به طور قطع با وجود فرزندم علاقم به ادامه زندگی هست اما میدونم که شرایط همینه و منتظر معجزه مثل این ده سال نمیشه موند

همسرم مرا خیلی دوست دارد.

برای رفااه ما خیلی تلاش میکنن

به پیشرفت علمی و اجتماعی من اهمیت میدهند

در فهم دین بی توجه نیستن اما نتیجش ممکنه خیلی متفاوت از من باشه

فرزندمون خیلی دوست دارند و وقتایی که حوصله دارن واقعا پدر باحالی هستن

راحتی و علایق من در تصمیماتشون تاحدی لحاظ میکنن

فعلا همینهارو به یاد دارم

اینم اضافه کنم که همچنان بعد ده سال بحث های چند ساعته همسرم برای اثبات مسائل اختلافی ادامه داره و به قول خودش تلاش میکنه منو هدایت کنه

مثل اثبات اینکه مرجعیت ساختگیه و هرکس خودش باید در حد فهم خودش عمل کنه...

اینکه وقت افطار ما اشتباهه و اهل تسنن زمان درست افطار میکنن با توجه به ایه قرآن. یا مهر داشتن و نداشتن حین نماز....

اثبات خیلبی مسائل سیاسی مثل ساختگی بودن ولایت فقیه

منم سعی میکنم با سکوت و گوش دادن فعال و دعوت به آرامش همراهیش کنم اما بهم میگه تو مثل منافق در ظاهر حرفی نمیزنی اما در باطن اعتقاد دیگه ای داری

این بحث های طولانی چند ساعته آفتی برای صمیمیت و لذت زندگی مشترک شده که هرچند براش توضیح میدم این مباحث کنار بذاریم و به خودمون بپردازیم و زندگی رو تلخ نکنیم اما نمیتونه و به قول خودش باید منو هدایت کنه

ببخشید کسی هست راهنمایی کنه؟

ببخشید کسی هست راهنمایی کنه؟

سلام
بزرگوار در خدمتتون هستیم!
نکات خوبی را بیان فرموید!
بزرگوار از انجایی که همسرتون شما را دوست دارند و هر چند اختلافاتی دارین، ولی نسبت به زندگی پای بند بوده؛ برداشت ما این است که فرزند دار شدن هیچ مانعی نیست. به هر حال شما چنین زندگی را قبول کرده اید و یک فرزند هم دارین؛ حداقل به خاطر فرزندتون که تنها نباشه؛ حتما به فکر فرزند دیگرتون باشین.
منتها مشکلاتی را که بیان کردید؛ درسته که آدم اذیت میشه! ولی خیلی خاص نیستند که نگران شوید و از فرزند دار شدن هراسی داشته باشید.
من احساسم این است که حتی مسائل و اختلافات زندگی شما میشه با یک سری مهارتها کمتر کرد و جذاب نمود.
1. یک نگاه این است که با همسرتون صحبت بکنید و تصمیم بگیرید؛ روی اشتراکات خودتان سرمایه گذاری بکنید و همدیگر را واقعا دوست داشته باشید و مشاجره ها را کنار بگذارید.
2. گیر دادن بیخود و مباحثه های سیاسی و اعتقادی را کنار بگذارید.
3. از همدیگر انتظار معقولی داشته باشید.
4. هر گونه بی ادبی و بی حرمتی و توهین را نسبت به همدیگر؛ کلا کنسل کنید.( گاهی شما شاید یک نکته ای را گفته اید و باعث ناراحتی همسرتون شده و ...باید حال همدیگر را رعایت بکنید)
5. حرفهای خودتان را با تندی و ناراحتی مطرح نکنید. (بلکه با دلسوزی و محبت و ادب صحبت بکنید)
6. به هر حال باید برای کنترل وضعیت اخلاقی و رفتاری همدیگر تلاش بکنید.
7. اگر به یک مشاور متخصص؛ مراجعه حضوری داشته باشید و سعی کنید که با راهنمایی های ایشان زندگی خودتان را بهتر بکنید؛ مشکلات شما به حداقل خواهد رسید.

 

سلام مجدد

خیلی ممنون از راهنماییتون

درین ده سال بیش از ده تا مشاور حضوری رفتم متاسفانه هرکدوم به شکلی دیگه ادامه داده نشد و کلا هم سودی نداشت. واقعا پیداکردن مشاور خوب از سخترین کارهاست منکه موفق نبودم. البته مشاوران خیلی مطرح که ساعتی سیصد تومن میگیرن امتحان نکردم چون همین قیمت پایین ها به خاطر تعدد جلسات خیلی هزینش زیاد شد

بیشتر مطالعه و تمرین و اهداف گذاری برام سودمند بود

متشکرم باید تلاشم در جهت ارتقا شرایط ادامه بدم

متاسفانه گاهی از نظر روحی کم میارم و همه چیو ول میکنم و میرم تو فاز افسردگی... باز بعد چند وقت از جام بلند میشم و انرژی میگیرم و تلاش میکنم

و یک سوال که نیازمند راهنمایی بابت یک چالش بین من و همسرم هست

خانواده همسرم حجاب رعایت نمیکنن ( با اقوامشون رابطه کمی دارن منظورم فقط خواهربرادرا و فرزنداتشونه که مثلا دختر خواهرشوهرم ۱۸ سالشه یا خواهرشوهر کوچیکم جون و زیبان) و تابستونها به ویلای پدرشوهرم میرن و مردها با مایو و خانم ها برخی با مایو برخی با لباس تنگ به استخر میرن.

من وظیفم در قبال پسرم چیه؟ اون دوست داره بامن کنار استخر باشه ولی من میخوام داخل خونه بمونم و تو اون محیط نرم

و میدونم الان کوچیکه بعدها بزرگ میشه و دخترعمه های زیبا و جوون با مایو جلوش میرن استخر من خیلی اذیت میشم و نمیدونم باید چیکار کنم. همسرمم که میدونین کلا فازش متفاوته 

راهای مختلفی که تاالان انجام دادم اینه تلاش کنم داخل خونه پسرمو سرگرم کنم که خب الان کوچیکه تاحدی شدتیه بعدها نمیشه و اینکار خیلی همسرمو ناراحت میکنه و دوست داره ما بیرون کنارشون باشیم

یا باهاش صحبت کردم من هرهفته نیام اما خیلی مشکلات بازم به وجود اومد چون در ظاهر قبول کرد اما خیلی خیلی پرخاشگر شده بود و اذیتم میکرد و دعواهای الکی راه مینداخت و خانوادشم با وارد کردن فشار های روانی به همسرم که چرا من نرفتم به مشکل دامن میزدن

شما لطفا راهنماییم کنین

و یک سوال که نیازمند راهنمایی بابت یک چالش بین من و همسرم هست

خانواده همسرم حجاب رعایت نمیکنن ( با اقوامشون رابطه کمی دارن منظورم فقط خواهربرادرا و فرزنداتشونه که مثلا دختر خواهرشوهرم ۱۸ سالشه یا خواهرشوهر کوچیکم جون و زیبان) و تابستونها به ویلای پدرشوهرم میرن و مردها با مایو و خانم ها برخی با مایو برخی با لباس تنگ به استخر میرن.

من وظیفم در قبال پسرم چیه؟ اون دوست داره بامن کنار استخر باشه ولی من میخوام داخل خونه بمونم و تو اون محیط نرم

و میدونم الان کوچیکه بعدها بزرگ میشه و دخترعمه های زیبا و جوون با مایو جلوش میرن استخر من خیلی اذیت میشم و نمیدونم باید چیکار کنم. همسرمم که میدونین کلا فازش متفاوته 

راهای مختلفی که تاالان انجام دادم اینه تلاش کنم داخل خونه پسرمو سرگرم کنم که خب الان کوچیکه تاحدی شدتیه بعدها نمیشه و اینکار خیلی همسرمو ناراحت میکنه و دوست داره ما بیرون کنارشون باشیم

یا باهاش صحبت کردم من هرهفته نیام اما خیلی مشکلات بازم به وجود اومد چون در ظاهر قبول کرد اما خیلی خیلی پرخاشگر شده بود و اذیتم میکرد و دعواهای الکی راه مینداخت و خانوادشم با وارد کردن فشار های روانی به همسرم که چرا من نرفتم به مشکل دامن میزدن

شما لطفا راهنماییم کنین

سلام
بزرگوار!
قبول می کنم واقعا سخته!
ولی اگر محکم بیاستید و نسبت به تربیت فرزندتون حساس شوید. بالاخره شما را درک خواهند کرد.
هر چند زمانبره ولی نهایت امر خواهند گفت؛ اخلاق فلانی این است؛ باید بسازیم.

سلام مجدد

خیلی ممنون از راهنماییتون

درین ده سال بیش از ده تا مشاور حضوری رفتم متاسفانه هرکدوم به شکلی دیگه ادامه داده نشد و کلا هم سودی نداشت. واقعا پیداکردن مشاور خوب از سخترین کارهاست منکه موفق نبودم. البته مشاوران خیلی مطرح که ساعتی سیصد تومن میگیرن امتحان نکردم چون همین قیمت پایین ها به خاطر تعدد جلسات خیلی هزینش زیاد شد

بیشتر مطالعه و تمرین و اهداف گذاری برام سودمند بود

متشکرم باید تلاشم در جهت ارتقا شرایط ادامه بدم

متاسفانه گاهی از نظر روحی کم میارم و همه چیو ول میکنم و میرم تو فاز افسردگی... باز بعد چند وقت از جام بلند میشم و انرژی میگیرم و تلاش میکنم

سلام
تدبیرتون خیلی خوبه!
برنامه مطالعه و هدف گذاری؛ یک رویکرد و رفتار مثبتی است!
همت شما برای ارتقاء شرایط زندگی تون؛ یک فکر خیلی بزرگ و شایسته ای است با این نو ع نگرش می توان به آینده خوش بین شد.
اگر همسرتان؛ ساز مخالف می زند و با شما همسو نیست؛ پس به حال خودتان بسوزید؛ حساسیت خودتان را نسبت به همسرتون کمتر بکنید و تمرکز و توان خودتان را بیشتر روی رفتارهایتان فردی خودتان قرار بدهید؛ حتما نتیجه مثبتی دریافت خواهید کرد.
در واقع؛
اگر خودتان تلاش بکنید و بخواهید متحول شوید؛ حالتون بهتر خواهد شد. بنابراین بهتر است؛ روی رفتارهای خودتان بیشتر وقت بگذارید و خودتان را بسازید؛( عیب های خود را کشف بکنید و نسبت به اصلاح آن وقت بگذارید؛ حتما اثرش را تو زندگی خواهید دید) این آرامش و تمرکز بر اخلاقیات فردی؛ شما را به کمال خواهند رساند و بتدریج بر روی رفتار همسرتان  هم تاثیر مثبت خواهد گذاشت.
این راهکار اولا: ذهن شما را آرام خواهد کرد؛ ثانیا: دیگر عذاب وجدانی نخواهید داشت.
بله در رو در رو شدن با مشکلات انسان کم میارد؛ این طبیعی است؛ منتها اگر؛
خودتون را مشغول ارتباط با خدا بکنید؛ دلتان آرام خواهد شد. با کمک خدا هم مشکلات بتدریج کمتر خواهد شد.