جمع بندی علت عقب ماندگی جوامع اسلامی چیست؟

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
علت عقب ماندگی جوامع اسلامی چیست؟

سلام

در تصویر زیر پراکندگی جمعیت مسلمانان در سراسر جهان رو می بینیم

خب حالا سوالی که پیش میاد این هستش که چرا کشورهایی که تراکم مسلمانان در اون ها زیاد هست یعنی آفریقا و خاورمیانه عقب افتاده ترین کشور ها هستند. و توسعه یافته ترین کشورها تراکم ناچیزی از مسلمانان رو دارند؟! چطور چنین رابطه ای برقراره ؟ با کشورهای استثنا کاری ندارم کلیت رو می گم

با سلام وعرض ادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

دوست عزیز برای پاسخ به پرسش حاضر، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

 

نکته اول:

در مواجهه با دین نباید به مغالطه «کنه و وجه» دچار شد یعنی نباید وجهی از دین را برگرفت و آن را کنه و تمام دین به حساب آورد. در اين سوال، تمام ابعاد، فوايد، فلسفه و ضرورت دين، در يک امر جزئي همچون پيشرفت مادي و تکنولوژيک فروکاسته شده و از اين رهگذر سعي شده اينگونه وانمود شود که اين وجه جزئي از فوايد دين، به مثابه کل و کنه دين بوده و اگر بتوان در اين وجه تشکيکي وارد کرد، گويي تمام فايده و ضرورت دين زير سوال رفته است!

مگر اينکه بگوييد، با باقي فوايد دين کاري نداريد، و يا آنها را قبول کرده ايد و صرفا مي خواهيد در اين يک فايده جزئي، اشکال کنيد، که آيا مي توان از اين طريق به ضرورت دين رسيده يا خير؟ اگر اينگونه باشد، وجه معقولي براي سوال شما حاصل خواهد شد.

نکته دوم:

خداوند، عالم را بر اساس قوانيني اداره مي کند که در ساحت ديني از آن به «سنت هاي الهي» ياد مي شود. ويژگي اين سنت ها اينگونه است که تغيير ناپذير بوده و نسبت به همه انسانها، در هر زمان و در هر مکاني عموميت دارد.

فرض بفرماييد در قوانين فيزيک، قانوني به نام قانون جاذبه زمين وجود دارد که يک قانون عام بوده و در مورد همه انسانها و همه مکانها عموميت دارد. هر کسي مي تواند از اين قانون بهره مند شده و به نفع خود آن را بکار گيرد. سنت‌هاي الهي نيز، قوانيني تکويني هستند که نظام هستي بر اساس آن سامان يافته و در قبال همه انسانها و در همه جا جاري مي باشد.

از جمله اين سنت ها، سنتي اجتماعي است که بر اين تعلق گرفته تا هر قوم و ملتى، در جهتى كه به فعاليت و تلاش مى‏پردازد - چه در جهت بهبود امور دنيوى و چه در جهت صلاح آخرت - از مدد پروردگار برخوردار شود و از نتايج تلاش‏هاى خود بهره گيرد.

قرآن مجيد در آياتي پس از آنکه به مسئله ياري انسانهاي صالح و انسانهاي ناصالح در آنچه براي آن تلاش مي کنند، اشاره مي کند، در ادامه به صراحت مى‏فرمايد:

كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً(1)

[ترجمه: ] ما هر دسته‏اى را [در همان راهى كه به همت و اراده خود انتخاب كرده‏اند] يارى مى‏رسانيم. يارى پروردگار از هيچ مردم [صاحب اراده و فعالى‏] قطع نمى‏شود.

خداوند، سرنوشت هر قوم و ملّتي را به خود ايشان واگذاشته و هيچگاه به صورت قهري و قطعي قومي را به صلاح و فلاح مجبور نمي کند. چرا که اختيار انسانها براي خداوند اهميت فوق العاده داشته و از آن دفاع مي کند.

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (2) 

[ترجمه: ] يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را [به سوى بلا، نكبت، شكست و شقاوت‏] تغيير نمى‏دهد تا آنكه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شايسته و پسنديده‏] در وجودشان قرار دارد به زشتى‏ها و گناه تغيير دهند.

از اين رو اين نيز سنت الهي است که خداوند با هيچ قومي عقد اخوت نبسته و سند نعمات خود را الي الابد به نام هيچ ملتي صادر نکرده است.

در نتيجه اگر ملتي براي هدفي که دارد پيوسته تلاش کرده و سختي هاي اين راه را تحمل کند، مي تواند از نعمات تلاش خود نيز بهره مند شود.

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود

مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

نکته سوم:

براي عقب ماندگي مسلمانان در روزگار کنوني مي توان دلايل بسياری -از جمله جهل و اختلاف و اسراف و سوءمدیریت و رفاه طلبی و ترک امر به معروف و نهی از منکر (3)- را برشمرد که همگی معلولِ بی توجهی به تعالیم قرآنی و حقايق عاليه اسلامي است. چه اينکه اگر پيکره جامعه انساني را به پيکره جسماني بشر تشبيه کنيم،  آنچه در حکم خونِ جاري در رگ هاي زندگي بشر است، روح تعاليم دين است. در نتيجه پويايي زندگي وامدار معرفت و عمل به دستورهاي الهي است و پيامد جهل و بي‏اعتنايي به فرامين خداوند، ايستايي و انحطاط و عقب ماندگي است. (4)

مع الاسف، چند سالي است که غالب حکومت هاي اسلامي و مسلمانان، جز نام و اسم اسلام چيزي را با خود نداشته و در روابط سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و ... دستورات دين مبين اسلام را به کناري گذاشته و قرآن را جز در تشريفات عروسي و عزا از روي طاقچه خانه ها بيرون نمي آورند.

استاد شهيد مرتضي مطهري در اين خصوص مي فرمايد:

«تا آن روزى كه به اسلام ولو به طور نسبى عمل مى‏كرديم، پيشرفته‏ترين ملتهاى دنيا بوديم. به اتفاق تمام اهل تحقيق، از ابتداى ظهور اسلام تا قرن پنجم و بلكه قرن ششم هجرى، مشعلدار تمدن و فرهنگ جهان، جهان اسلام بوده است؛ جهان اسلام بود كه از قطعه‏ها و تكّه پاره‏ها و از موادّ متلاشى شده تمدنهاى مختلف، مايه‏اى ساخت و از اين مايه حقيقتى را به نام «تمدن و فرهنگ اسلامى» به وجود آورد، و در آن وقت دنياى مسيحيّت در نهايت توحّش و بربريّت زندگى مى‏كرد ... و از آن روزى كه ما واقعيت و حقيقت اسلام را رها كرديم و فقط يك قشر و پوسته‏اى از آن براى ما باقى ماند بدبخت شديم؛ به خيال خودمان اسلام در ميان ما عمل مى‏شود ولى اسلام در ميان ما عمل نمى‏شود.(5)

در نتيجه اگر به دوران طلايي تمدّن اسلامي (بين قرن‌هاي ۲ تا ۱۰ هجري قمري (۷ و ۱۶ ميلادي)) نگريسته شود، اين نکته بخوبي روشن مي شود که اهتمام مسلمانان به اسلام و دستورات قرآن کريم هر چه بيشتر باشد، پيشرفت علمي و معنوي ايشان نيز به همان نسبت بيشتر خواهد شد.

 

نکته چهارم:

قرآن کريم به منزله نسخه شفا بخشي براي دنيا و آخرت ماست.

«قلْ هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ (6)

[ترجمه:] بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده‏اند هدايت و شفا است.

و روشن است که تا نسخه از سوي مخاطب آن مورد استفاده قرار نگرفته و عملي نشود، تاثيري نخواهد داشت. در نتيجه وجود گنجينه هايي از معرفت علمي و معنوي در قرآن کريم به خودي خود کافي نيست و لازم است که مسلمانان با هّمت و تلاش خود به نبط و استنباط حقايق آن پرداخته و پرده از چهره اعجاز علمي و معنوي آن بردارند.

 

نکته پنجم:

بيان اين نکته نيز خالي از لطف نخواهد بود که معيار خوشبختي و يا نگون بختي يک قوم، صرفا پيشرفت هاي تکنولوژيک نيست! تا گفته شود، مي توان بدون دين نيز به اين خوشبختي رسيد. (هر چند همانطور که گذشت، دينداري واقعي، پيشرفت هاي تکنولوژيک و کوشش علمي را نيز با خود به همراه خواهد داشت.)(7)

جامعه اروپايي، در عين پيشرفت هاي صنعتي، اما همچنان دچار برخي چالش هاي اجتماعي هستند که به عقيده ما، نزديک شدن به ساحت دين و معنويت مي تواند اين چالش ها را سامان دهد.

اينکه در جامعه اروپايي حيواناتي چون "سگ" جاي عزيزترين اعضاي خانواده را گرفته و تمام نيازهاي عاطفي که يک فرد مي بايست در محيط انساني و با همسر يا فرزندان خود کسب کند، اکنون به داشتن يک سگ خلاصه مي شود! تا جايي که شخص همه اموال خود را بعد از مرگ به نام سگ خود مي کند! آيا اين بلا و بدبختي نيست؟ آيا اينکه هويت زن، در کشورهاي غربي به اندام شهوت آميز او خلاصه شده و کسي که يا به جهت خلقت و يا به جهت کهولت سن، چنين ويژگي را ندارد، محکوم به طرد از جامعه هستند، بدبختي نيست؟ آيا اينکه هنوز در بسياري از اين کشورها (همچون آلمان) نژاد پرستي موج زده و هر روزه بسياري از انسانهاي بيگناه در اين آتش مي سوزند، بدبختي نيست؟

آيا اينکه آمار فحشا و تجاوز جنسي (به زور و اکراه) ، مصرف مشروبات الکلي و بسياري از آمارهاي ناشايست ديگر در اين مناطق، در آمارهاي جهاني، همواره در صدر قرار دارد، بدبختي نيست؟

نتیجه:

اولا، کارکرد دين، تنها در پيشرفت صنعتي خلاصه نمي شود.

ثانيا، خداوند، سرنوشت هر قوم را به تلاش و کوشش خودشان واگذاشته و اين سنت الهي است.

ثالثا، دين به منزله نسخه بوده و تا عملي نشود، شفايي نمي دهد.

رابعا، امروزه جوامع غربي دقيقا به واسطه کم رنگ کردن ساحت دين، دچار چالش هاي بسياري هستند.

پي نوشت ها:

1. اسراء : 20

2. رعد : 11

3. برای مطالعه بیشتر، رک: جوادي آملي، عبدالله، جامعه در قرآن، انتشارات اسراء، 1387، فصل سوم(عوامل انحطاط جامعه از نگاه قرآن)، صص379-402

4. جوادي آملي، عبدالله، جامعه در قرآن، انتشارات اسراء، 1387، ص185

5. مطهرى، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، بیتا،  ج‏13، ص485    

6. فصلت : 44

7. برای مطالعه بیشتر، رک: جوادي آملي، عبدالله، جامعه در قرآن، انتشارات اسراء، 1387، فصل سوم(عوامل انحطاط جامعه از نگاه قرآن)، صص403-404

 

سلام

به نظرم چند تا عامل هست که نقش زیادی در عقب نگه داشتن این کشورها داشته:

1- دعوای شیعه و سنی که مانع اتحاد کشورها میشه و گروههای افراطی رو به وجود میاره در حالی که این مذاهب آنقدرها هم تفاوتی با هم ندارند.

2- گاهی معیارهای مذهبی جایگزین شایستگی های تخصصی میشن که این موضوع مورد انتقاد بزرگانی مثل شهید چمران بوده.

3- گاهی علوم مدرن با زدن یک برچسب «غربی» کنار گذاشته میشن. مثل «طب غربی»، «اقتصاد غربی» و ... در حالی که همه دنیا در پیشبرد این علوم نقش داشته اند، از جمله محققان داخلی.

4- علومی که به اسم دین و به عنوان جایگزین علوم مدرن مطرح میشن، اما خیلی اوقات پایه درستی براشون گذاشته نمیشه. مثل «طب اسلامی» که مورد تایید خیلی از علما نیست، یا نظریه «اقتصاد توحیدی» بنی صدر که موجب اخراج خیلی از کارآفرینان از کشور شد و اقتصاد را دولتی کرد ... این نظریه هم خیلی اسلامی نبود و در واقع با توجه به پرطرفدار بودن کمونیسم در آن دوران، تلاشی بود برای استخراج دیدگاه مشابهی با رنگ و لعاب دینی. کلاً سیستمهای دولتی در هر جای دنیا که باشند فسادپذیر اند و ناکارآمد. در چند سال اخیر تلاشی برای خصوصی سازی اقتصاد انجام شد که اون هم ایرادات زیادی در اجراش به وجود اومد.

5- سوء استفاده هایی که از دین میشه برای مقاصد حزبی یا مادی. مثلاً فردی که می خواد زیرآب همکارش رو بزنه ممکنه به بی اعتقادی متهمش کنه، یا ظاهرسازی هایی که برای کسب سمتهای مادی انجام میشه ... یک مسئول ممکنه منتقدش رو با برچسب زنی های ایدئولوژیک بایکوت کنه و ...

6- گاهی مخالفت با غرب مانع از الگو گرفتن ازشون میشه. در حالی که هم باید ایرادهاشون رو دید و درس گرفت و هم میشه از نقاط قوتشون یاد گرفت.

یه سری عوامل هم هست که وابستگی به جغرافیا داره. کلاً خاورمیانه به دلیل نفت خیز بودنش و موقعیت استراتژیکش درگیر جنگهای زیادی شده، اما کشورهای مسلمانی که خارج از خاورمیانه اند مثل مالزی و اندونزی و ... درگیر این جنگها نشده اند. یا به طور مثال، کشورهای انگلیسی زبان دسترسی ساده تری به منابع علمی دارند که به پیشرفتشون کمک می کنه.

سلام

به نظرم چند تا عامل هست که نقش زیادی در عقب نگه داشتن این کشورها داشته:

1- دعوای شیعه و سنی که مانع اتحاد کشورها میشه و گروههای افراطی رو به وجود میاره در حالی که این مذاهب آنقدرها هم تفاوتی با هم ندارند.

2- گاهی معیارهای مذهبی جایگزین شایستگی های تخصصی میشن که این موضوع مورد انتقاد بزرگانی مثل شهید چمران بوده.

3- گاهی علوم مدرن با زدن یک برچسب «غربی» کنار گذاشته میشن. مثل «طب غربی»، «اقتصاد غربی» و ... در حالی که همه دنیا در پیشبرد این علوم نقش داشته اند، از جمله محققان داخلی.

4- علومی که به اسم دین و به عنوان جایگزین علوم مدرن مطرح میشن، اما خیلی اوقات پایه درستی براشون گذاشته نمیشه. مثل «طب اسلامی» که مورد تایید خیلی از علما نیست، یا نظریه «اقتصاد توحیدی» بنی صدر که موجب اخراج خیلی از کارآفرینان از کشور شد و اقتصاد را دولتی کرد ... این نظریه هم خیلی اسلامی نبود و در واقع با توجه به پرطرفدار بودن کمونیسم در آن دوران، تلاشی بود برای استخراج دیدگاه مشابهی با رنگ و لعاب دینی. کلاً سیستمهای دولتی در هر جای دنیا که باشند فسادپذیر اند و ناکارآمد. در چند سال اخیر تلاشی برای خصوصی سازی اقتصاد انجام شد که اون هم ایرادات زیادی در اجراش به وجود اومد.

5- سوء استفاده هایی که از دین میشه برای مقاصد حزبی یا مادی. مثلاً فردی که می خواد زیرآب همکارش رو بزنه ممکنه به بی اعتقادی متهمش کنه، یا ظاهرسازی هایی که برای کسب سمتهای مادی انجام میشه ... یک مسئول ممکنه منتقدش رو با برچسب زنی های ایدئولوژیک بایکوت کنه و ...

6- گاهی مخالفت با غرب مانع از الگو گرفتن ازشون میشه. در حالی که هم باید ایرادهاشون رو دید و درس گرفت و هم میشه از نقاط قوتشون یاد گرفت.

یه سری عوامل هم هست که وابستگی به جغرافیا داره. کلاً خاورمیانه به دلیل نفت خیز بودنش و موقعیت استراتژیکش درگیر جنگهای زیادی شده، اما کشورهای مسلمانی که خارج از خاورمیانه اند مثل مالزی و اندونزی و ... درگیر این جنگها نشده اند. یا به طور مثال، کشورهای انگلیسی زبان دسترسی ساده تری به منابع علمی دارند که به پیشرفتشون کمک می کنه.

پاسخ شما بیشتر به دلم نشست. با شما موافقم. منظور من پیشرفت در صنعت و علوم طبیعی بود ک آقای قول سدید از جنبه های دیگر هم بررسی کردن. البته در این مورد هم به سنت های الهی اشاره کردن که هر قومی تلاش کنه موفق میشه اما منظور من این بود که ما مسلمون ها چرا تلاش و پیشرفت نمی کنیم که شما به خوبی بیان کردید. سپاس

با سلام و عرض ادب خدمت عزیزان

امیدوارم در این ایام دعاگوی حقیر باشید.

بنده تلاشم بر این بود که روشن کنم عقب ماندگی برخی از جوامع اسلامی، ناشی از دین نیست بلکه ناشی از اجرای دین است. (دین در سطوح مختلفی قابل بررسی است: دین آنطور که هست؛ دین آنطور که فهمیده می شود؛ دین آنطور که توسط دینداران اجرا می شود.)

گاهی سوالاتی که در این زمینه مطرح می شوند، درصدد القای این مطلب هستند که دین عامل عقب ماندگی و مشکلات جوامع دینی است. بنده درصدد نقد این مطلب بودم.

اما ظاهرا سوالات شما ناظر به سطح دیگری بود.

جناب فروردین نیز به خوبی به برخی از اشتباهات جوامع دینی (دین آنطور که اجرا شده است و مانع از عقب ماندگی برخی از جوامع شده) اشاره فرمودند و می توان به برخی از عوامل و علل دیگر نیز اشاره داشت:

1. ایجاد حکومت های فاسد و موروثی در جهان اسلام

2. فقدان وحدت جوامع دینی

3. خودباختگی در برابر دیگری

4. وجود جنگ های مستمر 

5. پیدایش استعمار 

و ...

سلام

به نظرم چند تا عامل هست که نقش زیادی در عقب نگه داشتن این کشورها داشته:

1- دعوای شیعه و سنی که مانع اتحاد کشورها میشه و گروههای افراطی رو به وجود میاره در حالی که این مذاهب آنقدرها هم تفاوتی با هم ندارند.

2- گاهی معیارهای مذهبی جایگزین شایستگی های تخصصی میشن که این موضوع مورد انتقاد بزرگانی مثل شهید چمران بوده.

3- گاهی علوم مدرن با زدن یک برچسب «غربی» کنار گذاشته میشن. مثل «طب غربی»، «اقتصاد غربی» و ... در حالی که همه دنیا در پیشبرد این علوم نقش داشته اند، از جمله محققان داخلی.

4- علومی که به اسم دین و به عنوان جایگزین علوم مدرن مطرح میشن، اما خیلی اوقات پایه درستی براشون گذاشته نمیشه. مثل «طب اسلامی» که مورد تایید خیلی از علما نیست، یا نظریه «اقتصاد توحیدی» بنی صدر که موجب اخراج خیلی از کارآفرینان از کشور شد و اقتصاد را دولتی کرد ... این نظریه هم خیلی اسلامی نبود و در واقع با توجه به پرطرفدار بودن کمونیسم در آن دوران، تلاشی بود برای استخراج دیدگاه مشابهی با رنگ و لعاب دینی. کلاً سیستمهای دولتی در هر جای دنیا که باشند فسادپذیر اند و ناکارآمد. در چند سال اخیر تلاشی برای خصوصی سازی اقتصاد انجام شد که اون هم ایرادات زیادی در اجراش به وجود اومد.

5- سوء استفاده هایی که از دین میشه برای مقاصد حزبی یا مادی. مثلاً فردی که می خواد زیرآب همکارش رو بزنه ممکنه به بی اعتقادی متهمش کنه، یا ظاهرسازی هایی که برای کسب سمتهای مادی انجام میشه ... یک مسئول ممکنه منتقدش رو با برچسب زنی های ایدئولوژیک بایکوت کنه و ...

6- گاهی مخالفت با غرب مانع از الگو گرفتن ازشون میشه. در حالی که هم باید ایرادهاشون رو دید و درس گرفت و هم میشه از نقاط قوتشون یاد گرفت.

یه سری عوامل هم هست که وابستگی به جغرافیا داره. کلاً خاورمیانه به دلیل نفت خیز بودنش و موقعیت استراتژیکش درگیر جنگهای زیادی شده، اما کشورهای مسلمانی که خارج از خاورمیانه اند مثل مالزی و اندونزی و ... درگیر این جنگها نشده اند. یا به طور مثال، کشورهای انگلیسی زبان دسترسی ساده تری به منابع علمی دارند که به پیشرفتشون کمک می کنه.

پاسخ شما بیشتر به دلم نشست. با شما موافقم. منظور من پیشرفت در صنعت و علوم طبیعی بود ک آقای قول سدید از جنبه های دیگر هم بررسی کردن. البته در این مورد هم به سنت های الهی اشاره کردن که هر قومی تلاش کنه موفق میشه اما منظور من این بود که ما مسلمون ها چرا تلاش و پیشرفت نمی کنیم که شما به خوبی بیان کردید. سپاس

 

سلام علیکم

ابتداعا که سوال رو مطرح فرمودید جغرافیایی رو از کشورهای مسلمان معرفی کردید سوال شما میتوانست جنبه سیاسی هم بپذیرد که استاد و هم جناب فروردین به آن جنبه ها پرداختند . 

توسعه علم در بین مسلمین یک ضرورت است توصیه هایی اکید بر طلب علم داریم ولی عمل به واجبات و موکدات در بین مسلمین کم شده . دلیلش هم میتواند ریشه در نقص آموزش تا دلایل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی درون دینی باشد .

در غرب به روشی ، توانستند توانمندی ها را متمرکز و جهت دار کنند . از سیاستمداران که مسئولیت کلی دخیل در این موضوع را بر عهده دارند

تا سرمایه گذاران که سود خود را در تولید دیدند و نه در دلالی ،

و دانشمندان که کارشان منافع مالی برایشان آورد و همچنین آن کار دیده و تحسین شد 

در جریان این تمرکز قوا سود بردند . ولی در کشورهای مسلمان امروز سیاستمداران حتی بیل و کلنگ و تیر چراغ برق را نمیخواهند خودشان تولید کنند چون یا ناتوان و بی کفایتند یا از توانایی ها و استعدادهای موجود بی اطلاعند و یا منافعشان در این مساله نیست .

نتیجتا یافته های دانشمندان به سوی جایی سازیر میشود که ارزشش را بیابد ، و دانش و دانشمند به جایی میرود که مورد تحسین و حمایت واقع میشود .

اینچنین است که نقشه جغرافیای مسلمین به این شکل و توصیف درآمده

ولی در کشورهای مسلمان امروز سیاستمداران حتی بیل و کلنگ و تیر چراغ برق را نمیخواهند خودشان تولید کنند چون یا ناتوان و بی کفایتند یا از توانایی ها و استعدادهای موجود بی اطلاعند و یا منافعشان در این مساله نیست .

یک دلیل عمده اش وجود منابعی مثل نفته. درآمدهای ارزی برای خرید از کشورهای خارجی اند و در ازای هر صادراتی، یک واردات هم داریم. حالا این خریدها بایستی به شکلی انجام شوند که برای کشور مشکل ساز نشوند.

ولی در کشورهای مسلمان امروز سیاستمداران حتی بیل و کلنگ و تیر چراغ برق را نمیخواهند خودشان تولید کنند چون یا ناتوان و بی کفایتند یا از توانایی ها و استعدادهای موجود بی اطلاعند و یا منافعشان در این مساله نیست .

یک دلیل عمده اش وجود منابعی مثل نفته. درآمدهای ارزی برای خرید از کشورهای خارجی اند و در ازای هر صادراتی، یک واردات هم داریم. حالا این خریدها بایستی به شکلی انجام شوند که برای کشور مشکل ساز نشوند.

 

اخیرا کتابی رو که در سرزنش و نقد مصدق ، و جنش ملی شدن نفت ، که در زمان شاه نوشته بودند چند سطری میخواندم چون ادله اینها رو باید خوند ، بخصوص این حرفها همچنان هست و البته با کمی تغییر ، که مثلا دلیل عقب افتادگی ما نفته یا منابع ملیه ،

و اگر اینها را نداشتیم میگفتند دلیل عقب ماندگی ما نداشتن منابع است .

امریکا کشور نفت خیزی است . ولی تا بحال ندیدم و نشنیدم یک امریکایی ، از عوام و خواص بگوید این نعمتها بد هستند و مضر و مانع پیشرفتند . نفت سیاه و کثیف است و بوی بد میدهد و ...

قصد طرح مسائل سیاسی رو ندارم ، چیز دیگری مقصود است . مسلمانان و غیر آنها ،  فرصت ها را تعمدا میسوزانند .

در حالیکه آنها نه تنها از نعمتها استفاده میکنند بلکه منابع کشورهای دیگر رو هم منافع خود میدانند .

مازاد بر آن ، آنها چالشها را به فرصت تبدیل میکنند ولی ما فرصتها را چالش

چرا جغیرافیای ما و غیرما ، یعنی غیر مسلمین،  اینطور است ؟ آیا این وضعیت دلالت بر ضعف جهانبینی دینی میکند ؟ خیر ، در این مورد صدمات و عقب ماندگی ها دلیل انسانی دارد .

یعنی اشکال از دیندار است ، نه از دین

اون مشکلی که در رابطه با منابع نفتی داریم، بهش میگن «بیماری هلندی». هم مشکل مشخصه و هم راه حلش.

ملی شدن صنعت نفت هم عملا باعث کاهش بهره مندی ما از میدانهای نفت و گاز مشترک شده. 

نفوذ نفوذ نفوذ

 تو زمان احمدی نژاد یه دختر 16 ساله دسگاه همجوشی هسته ای ساخته بود کل رسانه ها مسخرش کردن،تو زمان اوباما یه جوان همچین چیزی تو آمریکا ساخته بود کلی تشویق و جازه و ... بهش دادن

یا مثلا سریال فاکتور 8 دیدید که میخواستن یه دارو بسازن چقدر نفوذی ها تلاش کردن جلوشو بگیرن

همین موسسه مصاف سامانه پاداسکای ساخت آقایون گفتن هیچ کس حق نداره بخرتش و یه تهمت بزرگ هم زدن که دلیل اختلال تو gps بخاطر همین سامانه بوده

تو برنامه ماه عسل یه آقایی آورده بودن که داروی سرطان ساخته بود و تعریف میکرد که چه بلاهایی سرش آوردن و دیدید که اون مثلا دوتا دکتر تو برنامه چطور تحقیرش کردن

آقای جمشید آرین که خودروی برقی ساخته بود و خیلی مثال های فراوان دیگر

و به نظر من پشیت همه اینا یه جریان نفوذ وجود داره

البته جاهایی هم بوده که نفوذی خیلی کم داشت و به جوون ها اعتماد کردن مثل صنعت هسته ای و موشک ها و سامانه های دفاعی و هوافضا و... که همینا هم دوباره همون جریان میخواد از بین ببره

هسته ای که موفق شدن خدا بقیشو بخیر کنه

 

خیلی از متخصص های دلسوز مخالف اقتصاد نفتی هستن ولی این جریان نفوذ نمیزاره اقتصاد مقاومتی شکل بگیره

 

الآن فاتح گرامی معتقدند که مخالفان اقتصاد نفتی نفوذی اند، امیرمحمدی عزیز معتقدند که مخالفان اقتصاد نفتی دلسوز اند و طرف مقابل نفوذی ...

این شعارها یه جاهایی درست اند و یه جاهایی ما رو دچار اشتباه می کنند و حتی افراد ذی نفع می تونند برای منافع خودشون از این شعارها سو استفاده کنند.

مثلا شرکتی محصول بی کیفیتی رو تولید می کنه و پشت شعار «حملایت از تولید داخل» اون رو به ارگانهای دولتی قالب می کنه ... 

این اختراعات و ... باید در محیطهای علمی مورد بررسی قرار بگیرند وگرنه همه جای دنیا مدعی زیاده. رسانه ها امکان بررسی دقیق مسائل علمی رو ندارند

آيا اينکه هويت زن، در کشورهاي غربي به اندام شهوت آميز او خلاصه شده و کسي که يا به جهت خلقت و يا به جهت کهولت سن، چنين ويژگي را ندارد، محکوم به طرد از جامعه هستند، بدبختي نيست؟ آيا اينکه هنوز در بسياري از اين کشورها (همچون آلمان) نژاد پرستي موج زده و هر روزه بسياري از انسانهاي بيگناه در اين آتش مي سوزند، بدبختي نيست؟

 

آيا اينکه آمار فحشا و تجاوز جنسي (به زور و اکراه) ، مصرف مشروبات الکلي و بسياري از آمارهاي ناشايست ديگر در اين مناطق، در آمارهاي جهاني، همواره در صدر قرار دارد، بدبختي نيست؟

خیلی از کشورهای اروپایی امنیت خوبی برای خانمها دارند. فنلاند، کانادا، سوئیس، ایسلند  و ... کشورهای امنی اند در حالی که سوئد، برزیل و ... آمار نامناسبی دارند.

در شرق آسیا، به طور مثال ژاپن کشور امنیه اما هند به خاطر فرهنگ ضد زنش ناامنی داره.

در بین کشورهای مسلمان، ایران وضعیت خوبی داره اما به طور مثال افغانستان دارای آمار بالای خشونت علیه زنانه.

در مورد نژادپرستی که فرمودید، اینجا هم مشکل تبعیضض بر علیه بعضی اقوام رو داره، به خصوص بر ضد افغانستانیهای گرامی.

نگاه جنسیت زده به زنان در همه جای دنیا هست و خوشبخانه فعالیتهای فرهنگی هم داره برای بهبود این فرهنگ صورت میگیره.

 

این نگاه صفر و صدی نادرسته و خودش عاملی میشه برای این که خیلی از مشکلات خودمون رو نبینیم و از نکات مثبت کشورهای دیگه هم نتونیم الگو بگیریم.

یه مشکل اساسی هم در قانون خانواده داریم که فکر می کنم ناشی از اجرای نامناسب دین باشه: عند المطالبه بودن مهریه.

اکثر کشورها امروزه قانون تنصیف اموال را به عنوان جایگزین مهریه دارند، یعنی اگر زن و مرد طلاق بگیرند، اموالی که پس از ازدواج به دست آورده اند بینشون نصف میشه. پس اگر دو نفر بلافاصله پس از ازدواج طلاق بگیرند، هنوز اموال مشترکی کسب نکرده اند که بینشون تقسیم بشه.

اما در قانون مهریه، زن می تونه بلافاصله پس از ازدواج مهریه رو به اجرا بگذاره و مرد رو به زندان بندازه با هدف کسب یک سود میلیاردی. متاسفانه خانمهایی بوده اند که با این هدف ازدواج کرده اند و آقایانی که از ترس این مشکل مجرد مانده اند ...

وقتی دو نفر زندگی مشترک دارند و طلاق هم نگرفته اند، دلیلی نداره که یکی از دیگری مبلغ زیادی را مطالبه کنه و حتی همسرش رو مورد پیگیری قضایی قرار بده. هر چه درآمد هست باید بینشون مشترک باشه و قانون باید راه این سوء استفاده رو ببنده.

با سلام و عرض ادب و تشکر از مشارکت دوستان عزیز

انشاءالله سلامت و تندرست باشید.

با عنایت به این که هر تاپیک حول یک موضوع است و از طرح مباحث مختلف باید پرهیز شود، و از آن جایی که به کمک دوستان عزیز به پرسش اصلی پاسخگویی شده است،

به نظر می رسد کار این تاپیک به پایان رسیده است و به همین جهت بنده آن را قفل کرده و در اسرع وقت جمع بندی می کنم.

البته اگر دوستان عزیز نسبت به این امر، اعتراضی دارند و بر این باورند باید همچنان تاپیک مفتوح بماند، می توانند به صورت خصوصی با بنده مکاتبه کرده تا در صورت لزوم، مجددا تاپیک را بازگشایی کنم.

بهترین ها را برایتان آرزومندم.

یا حق

جمع بندی

 

پرسش:

چرا کشورهایی که تراکم مسلمانان در آنها زیاد است (یعنی آفریقا و خاورمیانه) عقب افتاده ترین کشور ها هستند و توسعه یافته ترین کشورها تراکم ناچیزی از مسلمانان رو دارند؟! چطور چنین رابطه ای برقرار است؟

 

پاسخ:

این پرسش در دو ساحت قابل پیگیری است: نسبت اسلام و پیشرفت، نسبت جامعه اسلامی و پیشرفت.

در ساحت اول، پرسش این است که آیا اسلام سبب عقب افتادن جوامع اسلامی است و با ترک اسلام پیشرفت برای آنها حاصل می شود یا نه؟

در ساحت دوم، پرسش ناظر به جوامع اسلامی است یعنی می دانیم اسلام عامل عقب افتادن و مانع پیشرفت نیست اما با این حال، مشاهده می کنیم که جوامع اسلامی به چنین آفتی مبتلا هستند. در این صورت، این سوال مطرح می شود چرا جوامع اسلامی به این مشکل مبتلا هستند؟

در ادامه، با ارائه نکاتی، پرسش حاضر را در هر دو ساحت پیگیری می کنیم:

 

نکته اول:

در مواجهه با اسلام، ابتدا باید به این نکته توجه داشت که اسلام درصدد هدایت انسانها به الگوی صحیح زندگی در ساحت فکر و رفتار است و آنچه در این زمینه لازم بوده را به شکل کامل بیان کرده است. دین اسلام به انسانها سبک زندگی درست از قبیل علم آموزی و رعایت اصول اخلاقی و قانونی در مدیریت سیاسی و اجتماعی و غیره را آموزش می دهد. این که کسی مسلمان باشد و به این اصول بی اعتنایی کند، قطعا بهره کافی از اسلام را نخواهد داشت.

نباید قرآن و روایات را به مثابه کتاب فیزیک و ریاضی و اقتصاد در نظر گرفت و از علم اظهار بی نیازی کرد و به کتاب و سنت بسنده نمود. علم و دین دو بال برای تعالی و رشد و پیشرفت موزون در حوزه دنیا و آخرت (معیشت و معنویت) هستند.

تنها در صورتی مسلمانان به نقطه مطلوب دست می یابند که در تدبیر امور، در کنار بهره مندی از دین، از علم و دانش نیز بهره بَرَند و اصول اخلاقی و قوانین شرعی را مراعات نمایند.

همچنین باید به این نکته نیز توجه داشت که دین اسلام به منزله نسخه شفا بخشي براي دنيا و آخرت ماست و روشن است تا نسخه از سوي مخاطب آن مورد استفاده قرار نگرفته و عملي نشود، تاثيري نخواهد داشت.

اگر جامعه ای مسلمان باشد اما همچنان در بانکداری به رباخواری اعتیاد داشته باشد و یا از امر به معروف و نهی از منکر در سیاست کناره‌گیری نماید و نسبت به مفاسد اقتصادی و سیاسی ساکت باشد و از علم اقتصاد و سیاست بهره ای نبرد و در تولید دانش تجربی و تبدیل آن به صنعت طفره برود و به جای تولید کردن به خام فروشی بسنده کند و به جای کار و کوشش تن‌آسایی پیشه کند و به جای قناعت و درست مصرف کردن اسراف نماید، قطعا به وضعیت نامطلوبی در عرصه اقتصاد و سیاست مبتلا خواهد شد.

مع الاسف، چند سالي است که غالب حکومت هاي اسلامي و مسلمانان، جز نام و اسم اسلام چيزي را با خود نداشته و در روابط سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و ... دستورات دين مبين اسلام را به کناري گذاشته و قرآن را جز در تشريفات عروسي و عزا از روي طاقچه خانه ها بيرون نمي آورند.(1)

استاد شهيد «مرتضي مطهري» در اين خصوص مي فرمايد:

«تا آن روزى كه به اسلام ولو به طور نسبى عمل مى‏كرديم، پيشرفته ‏ترين ملتهاى دنيا بوديم. به اتفاق تمام اهل تحقيق، از ابتداى ظهور اسلام تا قرن پنجم و بلكه قرن ششم هجرى، مشعلدار تمدن و فرهنگ جهان، جهان اسلام بوده است؛ جهان اسلام بود كه از قطعه ‏ها و تكّه پاره‏ ها و از موادّ متلاشى شده تمدنهاى مختلف، مايه ‏اى ساخت و از اين مايه حقيقتى را به نام «تمدن و فرهنگ اسلامى» به وجود آورد، و در آن وقت دنياى مسيحيّت در نهايت توحّش و بربريّت زندگى مى‏كرد ... و از آن روزى كه ما واقعيت و حقيقت اسلام را رها كرديم و فقط يك قشر و پوسته‏ اى از آن براى ما باقى ماند بدبخت شديم؛ به خيال خودمان اسلام در ميان ما عمل مى‏شود ولى اسلام در ميان ما عمل نمى‏شود.(2)

در نتيجه اگر به دوران طلايي تمدّن اسلامي (بين قرن‌هاي ۲ تا ۱۰ هجري قمري (۷ و ۱۶ ميلادي)) نگريسته شود، اين نکته بخوبي روشن مي شود که اهتمام مسلمانان به اسلام و دستورات قرآن کريم هر چه بيشتر باشد، پيشرفت علمي و معنوي ايشان نيز به همان نسبت بيشتر خواهد شد.

 

نکته دوم:

البته بخشی از مشکلات جوامع اسلامی و یا حتی جوامع غیراسلامی- برآمده از استعمار و استثمار و استبداد و جنگهای فرسایشی است که با حمایت کشورهای مستکبر و استعمارگر ایجاد و حمایت شده است.

نمی توان فراموش کرد که چگونه آمریکا و سایر کشورهای غربی به بهانه های واهی و دروغین، به عراق حمله کرده و بر منابع اقتصادی آنها سیطره یافته و با پررنگ کردن خطوط قومی و مذهبی و دمیدن بر آتش اختلاف، این کشور را تضعیف نمودند.

یا پیش از این، با حمایت کردن از صدام و تشویق او به جنگ با ایران، خسارات مالی و جانی جبران‌ناپذیری بر دو کشور مسلمان ایران و عراق وارد نمودند. نباید فراموش کرد چگونه با فروش سلاح های جنگی و شیمیایی به صدام و سکوت در برابر جنایات او، کشتار مسلمانان ایران و عراق را به نظاره می نشستند.

همچنین نباید فراموش کرد که بخش عظیمی از مشکلات امروز افغانستان، مربوط به دوران جنگ سرد آمریکا و شوروی است که بذر اختلاف و دشمنی و جمود ذهنی را کاشتند و هنوز سایه شوم این درخت منحوس بر سرزمین افغانستان سنگینی می کند.

بنابراین، ضعف و عدم پیشرفت جوامع اسلامی، نه به سبب اسلام، بلکه به جهت پشت کردن مسلمانان نسبت به آموزه های اصیل اسلامی و سلطه‌ گری کشورهای غیر اسلامی بر آنها است.

 

نکته سوم:

اما چرا کشورهای غیراسلامی پیشرفته زیادی داریم؟

در پاسخ به این پرسش، ابتدا باید توجه کرد که:

اولا اینطور نیست هر کشور غیراسلامی پیشرفته است. حتما مستحضرید جوامع غیراسلامی زیادی داریم که آنها نیز به سبب ضعف مدیریت داخلی و دخالت و سلطه بیگانگان، تضعیف شده و از مسیر پیشرفت جا مانده اند و فاصله قابل توجهی با کشورهای پیشرفته پیدا کرده اند.

ثانیا نباید فراموش کرد بخش عظیمی از پیشرفت جوامع غربی، مرهون دوران استثمار و استعمار است که با کمترین هزینه، منابع خام را بدست می آوردند و با سلطه بر کشورهای ضعیف، نیروی کار ارزان را مورد استفاده قرار می دادند و بواسطه تسلط بر دولتها، بدون رقیب بر بازارها حاکمیت داشتند و قیمت گذاری کرده و اجناس و تولیدات خود را به فروش می رساندند و از این طریق به کسب سود و ثروت می پرداختند و با استفاده از این سرمایه، به حمایت از جوامع علمی و تولید دانش و صنعت بهتر اقدام می کردند تا این دانش و صنعت جدید و بهتر را به بازار تزریق کرده و به سود و سلطه بیشتر دست پیدا نمایند.

ثالثا باید توجه داشت که خداوند، عالم را بر اساس قوانيني اداره مي کند که در ساحت ديني از آن به «سنت هاي الهي» ياد مي شود. ويژگي اين سنت ها اينگونه است که تغيير ناپذير بوده و نسبت به همه انسانها، در هر زمان و در هر مکاني عموميت دارد.

فرض بفرماييد در قوانين فيزيک، قانوني به نام قانون جاذبه زمين وجود دارد که يک قانون عام بوده و در مورد همه انسانها و همه مکانها عموميت دارد. هر کسي مي تواند از اين قانون بهره مند شده و به نفع خود آن را بکار گيرد. سنت‌هاي الهي نيز، قوانيني تکويني هستند که نظام هستي بر اساس آن سامان يافته و در قبال همه انسانها و در همه جا جاري مي باشد.

از جمله اين سنت ها، سنتي اجتماعي است که بر اين تعلق گرفته تا هر قوم و ملتى، در جهتى كه به فعاليت و تلاش مى‏پردازد - چه در جهت بهبود امور دنيوى و چه در جهت صلاح آخرت - از مدد پروردگار برخوردار شود و از نتايج تلاش‏هاى خود بهره گيرد.

قرآن مجيد در آياتي پس از آنکه به مسئله ياري انسانهاي صالح و انسانهاي ناصالح در آنچه براي آن تلاش مي کنند، اشاره مي کند، در ادامه به صراحت مى‏فرمايد:

«كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً؛ ما هر دسته‏اى را [در همان راهى كه به همت و اراده خود انتخاب كرده‏اند] يارى مى‏رسانيم. يارى پروردگار از هيچ مردم [صاحب اراده و فعالى‏] قطع نمى‏شود».(3)

خداوند، سرنوشت هر قوم و ملّتي را به خود ايشان واگذاشته و هيچگاه به صورت قهري و قطعي قومي را به صلاح و فلاح مجبور نمي کند. چرا که اختيار انسانها براي خداوند اهميت فوق العاده داشته و از آن دفاع مي کند.

«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را [به سوى بلا، نكبت، شكست و شقاوت‏] تغيير نمى‏دهد تا آنكه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شايسته و پسنديده‏] در وجودشان قرار دارد به زشتى‏ها و گناه تغيير دهند».(4)

از اين رو اين نيز سنت الهي است که خداوند با هيچ قومي عقد اخوت نبسته و سند نعمات خود را الي الابد به نام هيچ ملتي صادر نکرده است.

در نتيجه اگر ملتي براي هدفي که دارد پيوسته تلاش کرده و سختي هاي اين راه را تحمل کند، مي تواند از نعمات تلاش خود نيز بهره مند شود؛ حتی اگر ملحد و خداناباور باشد.

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود

مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

 

نکته چهارم:

در پایان، بيان اين نکته نيز خالي از لطف نخواهد بود که معيار خوشبختي و يا نگون بختي يک قوم، صرفا پيشرفت هاي مادی  نيست. جامعه اروپايي، در عين پيشرفت هاي صنعتي، همچنان دچار برخي چالش هاي اجتماعي است که به عقيده ما، نزديک شدن به ساحت دين و معنويت مي تواند اين چالش ها را سامان دهد.

اينکه در جامعه اروپايي حيواناتي چون "سگ" جاي عزيزترين اعضاي خانواده را گرفته و تمام نيازهاي عاطفي که يک فرد مي بايست در محيط انساني و با همسر يا فرزندان خود کسب کند، اکنون به داشتن يک سگ خلاصه مي شود! تا جايي که شخص همه اموال خود را بعد از مرگ به نام سگ خود مي کند! آيا اين بلا و بدبختي نيست؟ آيا اينکه هويت زن، در کشورهاي غربي به اندام شهوت آميز او خلاصه شده و کسي که يا به جهت خلقت و يا به جهت کهولت سن، چنين ويژگي را ندارد، محکوم به طرد از جامعه هستند، بدبختي نيست؟ آيا اينکه هنوز در بسياري از اين کشورها (همچون آلمان) نژاد پرستي موج زده و هر روزه بسياري از انسانهاي بيگناه در اين آتش مي سوزند، بدبختي نيست؟

آيا اينکه آمار فحشا و تجاوز جنسي (به زور و اکراه) ، مصرف مشروبات الکلي و بسياري از آمارهاي ناشايست ديگر در اين مناطق، در آمارهاي جهاني، همواره در صدر قرار دارد، بدبختي نيست؟

 

نتیجه:

با این توضیحات مشخص می شود ممکن است جامعه ای اظهار مسلمانی کند اما بواسطه پشت کردن به آموزه های دینی و به کار نبستن اصول اسلامی در زندگی، از پیشرفت موزون در حوزه معیشت و معنویت باز بماند؛ اما جامعه ای اظهار مسلمانی نکند اما بواسطه عواملی به پیشرفت دست یابد.

همچنین نباید اینطور تلقی کرد که هر مسلمانی از علم و پیشرفت بی بهره است. حتما مستحضرید که بخش قابل توجهی از مسلمانان و جوامع اسلامی، یا بخشی از جامعه علمی و اقتصادی پیشرفته هستند و یا در مسیر رسیدن به این نقطه مطلوب  می باشند و فاصله زیادی با آن ندارند.

برای رسیدن به وضعیت مطلوب و پیشرفت موزون در حوزه معیشت و معنویت (دنیا و آخرت) باید از دو بال علم و دین بهره جُست و نسبت به توطئه و فریب دولت های مستکبر هوشیار بود. نباید فراموش کرد که پیشرفت مقوله تدریجی و زمانبر است و می توان با کوشش و تلاش بیشتر، بر سرعت آن افزود تا جایی که روز به روز فاصله ما با کشورهای پیشرفته را کمتر و کمتر کرد و نهایتا به نقطه ای رسید که جوامع اسلامی، نقطه مطلوب و ایده‌آل سایر کشورها شوند؛ انشاءالله الرحمن

 

پي نوشت ها:

1. برای مطالعه بیشتر، رک: جوادي آملي، عبدالله، جامعه در قرآن، انتشارات اسراء، 1387، فصل سوم(عوامل انحطاط جامعه از نگاه قرآن)، صص379-404

2. مطهرى، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، بیتا،  ج‏13، ص485    

3. اسراء : 20

4. رعد : 11

 

موضوع قفل شده است