شغل تحقیر آمیز

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

در محیط کار هرگز افراد صددرصد راضی نخواهند بود
چه آنانی که با رضایت در شغلی مشغولند و چه آنانی که باجبار و از روز نیازها مشغول به آن کارند
در محیط کار، کارگر و کارفرما باید یکدیگر را لازم و ملزوم هم بدانند تا بتوانند راحت تر از کنار مسائل تنش زا رد شوند

با تجربه ای که در محیط کار دارم لحظه ای حاضر نیستم جای کارفرما باشم
علاوه بر مسئولیت های زیاد شرعی باید با قوانین دست و پاگیر دست و پنجه نرم کرد
راضی نگه داشتن کارگر هم کار سختی است
بخصوص در شرکتها و موسسات خصوصی کارگران (اکثرا)روز اول با التماس و خواهش وارد می شوند مدتی نگذشته خواسته هایی خارج از قردادمنعقد شده دارند
و از آنجائیکه بخش اعظم قدرت دست کارفرماست این کارگر است که دچار تنش و چالش می شود

بهتر است قبل از ورود به محیط کار هدف از انجام کار ، و انتظارات خواسته شده از طرف کارفرما بدقت بررسی شود تا آمادگی لازم برای مواجه شدن با مشکلات احتمالی باشد.


سلام.
من فقط یه چیزی رو میخواستم بگم.
در خصوص میزان حقوق گفتید با 6 ساعت کار در روز ماهی 320 تومن حداکثر بهتون حقوق میدادن....
عرض کنم که ما بعنوان دانشجوی پزشکی در بیمارستان موظف به دادن کشیک بودیم
تعداد کشبکها ده کشیک در ماه بود
و مدت کشیکها هم 24 ساعت
خیلی از اوقات اکثر این 24 ساعت رو در حال کار و فعالیت و از این بیمار به اون بیمار از این بخش بیمارستان به اون بخش بیمارستان بودیم.....
خیلی اوقات خواب نداشتیم و از کار زیاد فرصت نمیشد یا اگر فرصت میشد از استرس بیماران بدحال بخش خوابمون نمیبرد یا مکرر بهمون زنگ میزدن...
روز جمعه و تعطیلی و عید و تابستان و ماه رمضان و غیره هم نداشتیم و کشیکها همیشه بود
خیلی اوقات بود که از کار زیاد در کشیک فرصت نمیشد غذا بخوریم
حتی باورتون شاید نشه ولی در کشیکهای سنگین وقت آب خوردن هم گاهی پیدا نمیشد....
اینا از حجم کار، اعتراض استادها و سختگیری هاشون روز بعد از کشیک که چرا فلان کار رو در کشیکت یادت رفته انجام بدی؟ چرا فلان سوال رو نپرسیدی و..هم بود
نحوه برخورد همراهان بیمارها هم بود....
با همه لینها و 240 ساعت کار در ماه ماهانه اوایلش 280 تومن حقوق میدادن بعدش با اعتراضات زیادی که کردیم شد 390 تومن
اسمش هم اینه که پزشکا پولدارن و از این حرفا
پس وضعیت ما اگر بدتر از شما نباشه، بهتر هم نبود...

به نظر من هر چی زود تر از اون محیط بیا بیرون

چون شما به خاطر بی کار بودنت افسرده شده بودی ولی با انجام این کار بیشتر افسرده میشی

اگه نیاز انچنانی و ضروری به حقوقش نداری دم و دستگاهشون رو بکوب تو سرشون بزن بیرون

مدیر غلط کنه بگه شما باید تحقیر رو تحمل کنی ... وقتی نیاز نداری برا چی میذاری

چند تا نفهم شخصیتت رو خرد کنن

اعصابم خورد شد

اصلا هر چی دم دستته بکوب تو سر اون مدیر عوضی

مگه تو کلفتشی که میگه دخترمو ببر دستشویی :Narahat::Narahat:

شما هیچ کاری از دستت بر نمیاد ؟

تدریس خصوصی

کار با کامپیوتر

تدریس زبان

کار هنری

کار تو نشریه و ...

میدونم کار نیست ولی بگرد یه کاری رو پیدا کن که اگه هم سطح شخصیتت

هم نباشه لا اقل شخصیتت رو هم تحقیر نکنن

اصلا جاییکه تحقیرت میکنن نمون.هرکی میخواد باشه ولی نمون.تدریس نمیتونید بکنید؟

ریحانه النبی;771279 نوشت:
در محیط کار هرگز افراد صددرصد راضی نخواهند بود
چه آنانی که با رضایت در شغلی مشغولند و چه آنانی که باجبار و از روز نیازها مشغول به آن کارند
در محیط کار، کارگر و کارفرما باید یکدیگر را لازم و ملزوم هم بدانند تا بتوانند راحت تر از کنار مسائل تنش زا رد شوند

با تجربه ای که در محیط کار دارم لحظه ای حاضر نیستم جای کارفرما باشم
علاوه بر مسئولیت های زیاد شرعی باید با قوانین دست و پاگیر دست و پنجه نرم کرد
راضی نگه داشتن کارگر هم کار سختی است
بخصوص در شرکتها و موسسات خصوصی کارگران (اکثرا)روز اول با التماس و خواهش وارد می شوند مدتی نگذشته خواسته هایی خارج از قردادمنعقد شده دارند
و از آنجائیکه بخش اعظم قدرت دست کارفرماست این کارگر است که دچار تنش و چالش می شود

بهتر است قبل از ورود به محیط کار هدف از انجام کار ، و انتظارات خواسته شده از طرف کارفرما بدقت بررسی شود تا آمادگی لازم برای مواجه شدن با مشکلات احتمالی باشد.

ابجی راضی نبودن با تحقیر شدن زمین تا اسمون فرقشه.بشاید رضایت صددرصد نباشه ولی حقارت فرق داره.

:Gig:

[="Blue"][="3"]

حامی;771268 نوشت:
[=Tahoma]
خارجكي ها يه مثل خوبي دارند:
مي گويند اگر مي خواهي راه رفتن كسي را نقد كني ابتدا كفش هاي او را بپوش و چند قدمي با آن راه برو.
من خودم وقتي الان ارتباط هايم را با هم اتاقي هايم در زمان تحصيل ارزيابي و بازنگري مي كنم
مي بينم كه چه قدر خام بوده ام و مي توانسته ام بهتر باشم
مثلا سال اول كسي به بنده تهمت زد با او درگير شدم و زد و خوردي داشتيم اون موقع به خون او تشنه بودم
بعد از چندسال او را ديدم سراغش رفتم با گرمي با او احوال پرسي كردم خودش خجالت مي كشيد اگر همين به كلام خدا گوش داده بودم همان موقع او را مي بخشيدم و خون خود را مدت زيادي كثيف نمي كردم

«

وَلا تَستَوِي الحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ
ادفَع بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ فَإِذَا الَّذي بَينَكَ وَ بَينَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ؛
(فصلت / 34)
هرگز نیکی و بدی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است گویی دوستی گرم و صمیمی است.»

[=Tahoma][=&amp] قرآن از ویژگی های بندگان خوب خداوند چنين مي گويد :
« [/][=&amp]وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
[/]
[/]
[=Tahoma][=&amp]سوره فرقان،آیه63

[/]

[/]بندگان رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏ تكبّر بر زمين راه مى‏ روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى ‏گويند و با بى‏ اعتنايى و بزرگوارى مى ‏گذرند

[=Tahoma][=&amp]
[/]
[/]


[/]

سلام
داستانتان خیلی جالب بود اما جالبتر از ان خاکی بودن و تواضع شماست که در کمتر کسی دیده میشود[/][/]

حداقل رشته ی تحصیلیتون رو میگفتی بفهمیم چیکاره هستید بتونیم کمکتون کنیم
اینجور مشکلات همه جا هستش،شاید باورتون نشه ولی ما توی دفترمون که 50 نفر یا بیشتر دارن کار میکنن هم همه از اینجور جر و بحث ها و چشم و هم چشمی ها دارن با هم
شما یا باید بتونی با جامعه کنار بیای یا نباید اصلا کار کنی
نمیدونم شما کارت چیه که فکر میکنی 6 ساعت کار در روز بیشتر از 320 تومن باید بگیرید ولی برای مثال توی دفتر ما هم خیلی پیش میاد که طرف میاد با هزار فیس و افاده میگه که آره من دکتری دارم باید ماهی 6 میلیون تومن حقوق بهم بدید + بیمه و ... (در صورتی که من مدیر دارم ماهی 3 میلیون تومن میگیرم)
این متن بالا رو گفتم که بدونید هرکی به هرکی نیستش
اگه فکر میکنید شغل دیگه ای گیرتون میاد ترک کنید این موسسه رو وگرنه همونجا بمونید که شغل خیلی کمه
در ضمن در کنار شغل پیشنهاد میکنم به فکر ازدواج هم باشید

[="Blue"][="3"]


گاهی وقتها میشه افراد رو با خودمون همراه و دوست کنیم
در دانشگاه یکی از خانم ها خیلی به من چشم غره می رفت و اخم میکرد!
در واقع تنها کسی بود که بدون هیچ علت خاصی با من بد بود!
نمی دونم علت اصلیش چی بود و هنوزم برام سواله:Gig:

یه بار که یه جزوه گرفته بودم از دوستانم تا از روش برای خودم و چند تا از بچه ها کپی بزنم اونم اومد و گفت واسه منم میزنی؟
منم گفتم حتما:ok:
بعد موقعی که جزوه بچه ها رو بهشون دادم تنها کسی که پول کپی رو ازش نگرفتم همون بود
از اون روز حسابی نظرش برگشت!!

گاهی با محبت های کوچک میشه دیگران رو با خودمون خوب و همراه کنیم
گاهی هم اصلا راهی نداره و افراد بدقلق هستند که خودم نمونش رو تجربه کردم

[/][/]

[="Blue"][="3"]

طاهر;770822 نوشت:
تا این که بعد از یه مدتی تو یه موسسه قرآنی کار پیدا کردم.

از بین موسسه های قرآنی من جامعه القران رو باهاشون کار کردم، اکثرا با اخلاق هستند به نظرم
می تونید به اونجا هم سر بزنید[/][/]

موضوع قفل شده است