جمع بندی شبهاتی در شبکه های اجتماعی

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شبهاتی در شبکه های اجتماعی

با سلام
در شبکه های اجتماعی بعضی وقتا پیام هایی گذاشته میشود که نمیدانم چه جوابی به آنها بدهم یکی از اینگونه پیام ها به شرح زیر است:
دوست مسلمانم پرسید ؟

از محمد راستگوتر و بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم زرتشت که کتابی عاری از خشونت به ادمیان هدیه کرد

گفت از علی قوی تر و با تدبیر تر میشناسی گفتم اری میشناسم کوروش بزرگ که منشور حقوق بشر را به جهانیان هدیه کرد

گفت از حسین مظلوم تر و غریب تر میشناسی گفتم اری میشناسم بابک خرمدین که خلیفه عرب برای تسلیم کردن او دستور داد یک به یک دستان و پاهایش را بریدند اما تسلیم نشد و تا اخرین نفس فریاد پاینده باد ایران سر میداد

گفت از عباس دلاورتر و فداکارتر میشناسی گفتم اری میشناسم اریوبرزن که با اندک لشکر خود تا اخرین نفس در برابر هزاران هزار از لشکریان اسکندر ایستادگی کرد و در اخر مظلومانه و به طرز فجیعی کشته شد

گفت از فاطمه سرور زنان عالم بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم ماندانا مادر کوروش بزرگ که فرزندی تربیت کرد که ایرانیان اصیل او را پدر و جهانیان او را مرد عادل و راستگو میخوانند
گفت از زینب ستم دیده تر میشناسی گفتم اری میشناسم یوتاب خواهر اریوبرزن هنگامی که دید برادر با اندک لشکر خود به پیشواز مرگ میرود گریه زاری نکرد لباس مردانه رزم بر تن کرد و دوش به دوش برادر جنگید تا زمانی که سربازان اسکندر حلقه به دورش زدند و با نیزه هایشان تن او را دریدند

گفت از خدیجه همسر پیامبر شیر زن و وفادار تر میشناسی گفتم اری میشناسم ارتمیس دریا سالار خشایار شاه و همچنین اولین و اخرین دریا سالار جهان تا کنون که هزاران هزار مرد را رهبری میکرد و در همه ی جنگها پیروز میدان بود و در جنگ سالامیس از خود دلاوری و رشادت های زیادی نشان داد ، هنگامی که یونانیان ( اعم از مرد و زن ) اسم او را میشنیدند از ترس پنهان میشدند...

آری هموطن اینان بخش بسیار بسیار کوچکی از اسطوره های توست ، دنبال اسطوره هایت در قبایل عرب نباش

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد رئوف

fahameh;887150 نوشت:
با سلام
در شبکه های اجتماعی بعضی وقتا پیام هایی گذاشته میشود که نمیدانم چه جوابی به آنها بدهم یکی از اینگونه پیام ها به شرح زیر است:
دوست مسلمانم پرسید ؟

از محمد راستگوتر و بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم زرتشت که کتابی عاری از خشونت به ادمیان هدیه کرد

گفت از علی قوی تر و با تدبیر تر میشناسی گفتم اری میشناسم کوروش بزرگ که منشور حقوق بشر را به جهانیان هدیه کرد

گفت از حسین مظلوم تر و غریب تر میشناسی گفتم اری میشناسم بابک خرمدین که خلیفه عرب برای تسلیم کردن او دستور داد یک به یک دستان و پاهایش را بریدند اما تسلیم نشد و تا اخرین نفس فریاد پاینده باد ایران سر میداد

گفت از عباس دلاورتر و فداکارتر میشناسی گفتم اری میشناسم اریوبرزن که با اندک لشکر خود تا اخرین نفس در برابر هزاران هزار از لشکریان اسکندر ایستادگی کرد و در اخر مظلومانه و به طرز فجیعی کشته شد

گفت از فاطمه سرور زنان عالم بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم ماندانا مادر کوروش بزرگ که فرزندی تربیت کرد که ایرانیان اصیل او را پدر و جهانیان او را مرد عادل و راستگو میخوانند
گفت از زینب ستم دیده تر میشناسی گفتم اری میشناسم یوتاب خواهر اریوبرزن هنگامی که دید برادر با اندک لشکر خود به پیشواز مرگ میرود گریه زاری نکرد لباس مردانه رزم بر تن کرد و دوش به دوش برادر جنگید تا زمانی که سربازان اسکندر حلقه به دورش زدند و با نیزه هایشان تن او را دریدند

گفت از خدیجه همسر پیامبر شیر زن و وفادار تر میشناسی گفتم اری میشناسم ارتمیس دریا سالار خشایار شاه و همچنین اولین و اخرین دریا سالار جهان تا کنون که هزاران هزار مرد را رهبری میکرد و در همه ی جنگها پیروز میدان بود و در جنگ سالامیس از خود دلاوری و رشادت های زیادی نشان داد ، هنگامی که یونانیان ( اعم از مرد و زن ) اسم او را میشنیدند از ترس پنهان میشدند...

آری هموطن اینان بخش بسیار بسیار کوچکی از اسطوره های توست ، دنبال اسطوره هایت در قبایل عرب نباش

با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند نکته لازم است که توجه شود:

- نخست آنکه اسلام ما را از خوبی های دیگران منع نکرده است. به عبارت دیگر، اگر فردی یا گروهی رفتار و اخلاق نیکی داشتند، اسلام همان رفتار نیک را هم تحسین کرده است. در مورد برخی از مشرکان که خصلت خوبی داشته اند مانند اهل بخشش بودن، این ویژه تحسین شده است. بنابراین این چنین نیست که هر فردی که غیر مسلمانان باشد، خوبی هایش هم ندیده گرفته شود. در روایات حتی بیان شده است که حکمت و علم را اگر در نزد حتی مشرک بود، بگیرید. علی (ع) فرمود: «خذوا الحکمة ولو من المشرکین »(1) حکمت را فرا بگیرید اگرچه از مشرکین باشد. با توجه به این مطلب، اگر در ایران باستان و در میان آنها فضایل خوبی وجود دارد، منعی ندارد که آنها را نیز مورد توجه قرار دهیم

- مسئله دیگر این است که بسیاری از این اموری که نقل شده است (همان طور که در متنی که نقل کردید، بیان شده است) "اسطوره" هستند. اسطوره ها داستان هایی هستند که لزوما واقعیت ندارند ولی پیام ارزشمندی دارند و این پیام آن قدر ارزشمند است که از نسلی به نسل دیگر، منتقل می شود. بنابراین، این چنین نیست که همه آن افراد لزوما وجود خارجی داشته اند و شواهد تاریخی کافی برای اثبات وجود آنها و فداکاری های آن وجود داشته است. این داستان ها معمولا شواهد تاریخی کافی ندارند ولی به جهت امید بخشی، غرور ملی و افتخار آفرینی، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند.

- نکته دیگر اینکه مقایسه این افراد با بزرگان دین، مقایسه صحیحی نیست. بزرگان دینی ما معصوم بوده اند و دریافت کننده و شارح معارف الهی هستند، نمایندگان الهی و دارای مقام عصمت اند. اینها با یک عده افرادی که قرن ها پیش می زیسته اند (حتی اگر وجود خارجی داشته اند و انسان های خوبی هم بوده اند) قابل مقایسه نیستند. فردی که از سوی خداوند برای هدایت مردم برگزیده شده است و خودش و تمام خانواده اش را به جهت باز ماندن راه هدایت (به خاطر من و شما) فدا می کند، با افراد دیگر قابل مقایسه نیستند (هر چند آنها هم انسان های خوبی باشند).

- نکته دیگر اینکه، هدف از این متن چیست؟ آیا غیر از این است که ما را در باور خودمان سست کند و اسلام را رها کنیم؟ اگر اسلام را رها کردیم، راه هدایت ما چیست؟ چه منبع معتبر و الهی ای وجود دارد که به انبوه سوالات ما جواب دهد؟ چه تصور روشنی از هدایت و رستگاری می توانیم داشته باشیم؟ البته پاسخ هایی ارائه شده است ولی کدام پاسخ است که واقعا از منبعی معتبر که به خدای عالم متصل باشد و علم بدون خطا در اختیار ما قرار دهد، باشد؟

- نکته دیگر مغالطات موجود در این متن است که از پرداختن به آن صرف نظر می کنم و صرفا اشاره می کنم که متون زردتشت آن گونه که ایشان توصیف کرده اند نیست و موارد پرسش برانگیز بسیاری در آن وجود دارد(در این زمینه می توانید در سوالی مجزا با کارشناس ادیان گفتگو کنید). از سوی دیگر، تصویری که از قرآن به عنوان دین خشن ارائه شده است نیز تصویر صحیحی نیست ولی نویسنده متن بدون اینکه وارد بحث جدی علمی شود، صرفا تهمتی را به اسلام وارد می کند و عبور می کند.

موفق باشید

1. بحار الانوار، ج2 ص 97
* در این زمینه مطالعه کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران" از مرحوم مطهری را پیشنهاد می کنم.

fahameh;887150 نوشت:
از محمد راستگوتر و بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم زرتشت که کتابی عاری از خشونت به ادمیان هدیه کرد

اولا:داشتن کتاب عاری از خشونت چه ربطی به راستگو بودن دارد
ثاینا: مسحیان نیز مدعیند کتابشان عاری از خشونت است
ثالثا: کتاب خود زردشتیان اعتراف دارند که کتاب زردشت به دست آنان نرسیده است. و کتابهایی که به عنوان متون دینی در اختیار دارند پر است از خشونت به وندیداد مراجعه کنید پر است از زن ستیزی، خشونت، و دستورات مشمئز کننده
رابعا: دین بدون خشونت یک پایش می لنگد، گاهی در مورد جنایتکاران خشونت لازم است، آیا طبق دین زردشتی ادعایی نوسنده متن اگر ابوبکر بغدادی دستگیر شد باید با و به ملاطفت بر خورد شود؟؟!!!! اگر بگوید آری دینتان نه تنها می لنگد بلکه فلج است و اگر بگویئد نه آنوقت تایید خشونت کرده اید ، پس خشونت گاهی نیاز است

fahameh;887150 نوشت:
گفت از علی قوی تر و با تدبیر تر میشناسی گفتم اری میشناسم کوروش بزرگ که منشور حقوق بشر را به جهانیان هدیه کرد

خدا کند که منشور متعلق به کورش نباشد زیرا ترجمه ای که از آن در اینترنت پخش است با کورش موحد همخوانی ندارد بلکه کورش را مروج بت پرستی معرفی می کند بقیه اشکالات بماند

fahameh;887150 نوشت:
گفت از حسین مظلوم تر و غریب تر میشناسی گفتم اری میشناسم بابک خرمدین که خلیفه عرب برای تسلیم کردن او دستور داد یک به یک دستان و پاهایش را بریدند اما تسلیم نشد و تا اخرین نفس فریاد پاینده باد ایران سر میداد

بابک خرمدین همان است که به بهانه احیای ایران باستان قیام کرد، و نه تنها ایرانیان حمایتش نکردند بلکه از کرج ابی دلف نزدیک اراک امروزی شخصی به نام افشین ایرانی به مبارزه با وی برخواست و قیام وی را درهم شکست و او را دستگیر نمود
باید از خود بپرسید که چرا ایرانیان از قیام ابومسلم خراسانی که به نام اهل بیت بود حمایت کرده و خلیفه اموی را کشتند و معاویه از قبر درآورده و اَتش زدند اما بابک را نه تنها یاری نکردند بلکه خود ایرانیان قیامش را در هم شکستند و او را دستگیر کردند
حمایت از ابومسلم و عدم حمایت از بابک بزرگترین سند بر آن است که ایرانیان با جان دل اسلام را پذیرفتند بر خلاف آنچه ادعا می شود به زور پذیرفتند.

fahameh;887150 نوشت:
گفت از عباس دلاورتر و فداکارتر میشناسی گفتم اری میشناسم اریوبرزن که با اندک لشکر خود تا اخرین نفس در برابر هزاران هزار از لشکریان اسکندر ایستادگی کرد و در اخر مظلومانه و به طرز فجیعی کشته شد

گفت از فاطمه سرور زنان عالم بزرگتر میشناسی گفتم اری میشناسم ماندانا مادر کوروش بزرگ که فرزندی تربیت کرد که ایرانیان اصیل او را پدر و جهانیان او را مرد عادل و راستگو میخوانند
گفت از زینب ستم دیده تر میشناسی گفتم اری میشناسم یوتاب خواهر اریوبرزن هنگامی که دید برادر با اندک لشکر خود به پیشواز مرگ میرود گریه زاری نکرد لباس مردانه رزم بر تن کرد و دوش به دوش برادر جنگید تا زمانی که سربازان اسکندر حلقه به دورش زدند و با نیزه هایشان تن او را دریدند

گفت از خدیجه همسر پیامبر شیر زن و وفادار تر میشناسی گفتم اری میشناسم ارتمیس دریا سالار خشایار شاه و همچنین اولین و اخرین دریا سالار جهان تا کنون که هزاران هزار مرد را رهبری میکرد و در همه ی جنگها پیروز میدان بود و در جنگ سالامیس از خود دلاوری و رشادت های زیادی نشان داد ، هنگامی که یونانیان ( اعم از مرد و زن ) اسم او را میشنیدند از ترس پنهان میشدند...

از این ادعایهای واهی می شود صد برابر ساخت
اگر راست می گوید مدرک بر اداعاهای پوشالی خود ارائه دهید

fahameh;887150 نوشت:
آری هموطن اینان بخش بسیار بسیار کوچکی از اسطوره های توست ، دنبال اسطوره هایت در قبایل عرب نباش

بر خلاف ادعای نویسنده این مطلب که الفاظ دشمانان ایران و اسلام را نوشخار می کند همان اسطورهای بزرگ ایرانیان پس از اسلام بود که باعث شد ایرانیان دین اسلام را بپذیرند و در حمایت آن بارها جانشفشانی کنند، چه در زمان خلافت اموی، چه در زمان خلافت عباسی و چه در زمان خلافت عثمانی این ایرانیان بودند که خدمات ارزنده ای به اسلام ارائه دادند
ایراینان به دنبال اسطورهای عرب نرفتند بلکه حقیفت را در محمد و آل محمد یافتند و بارها با عربها بر سر این استطورها جنگیند چرا که حقیقت طلب بودند نه ناسیونالیست احساسی

fahameh;887150 نوشت:
در شبکه های اجتماعی بعضی وقتا پیام هایی گذاشته میشود که نمیدانم چه جوابی به آنها بدهم

چه خوبه جوابشون رو میدید نمیزارید دشمنان اسلام در برن
ما دیگه اینقدر خسته شدیم جواب خودی ها رو هم نمیدیم :d

کریم اردکانی;888746 نوشت:
ایراینان به دنبال اسطورهای عرب نرفتند

اینجا رو اشتباه میکنی ایرانیها هنوز هم دارن دنبال عربها میرن

fahameh;887150 نوشت:
دنبال اسطوره هایت در قبایل عرب نباش
سلام و عرض ادب
یکی از مواردی که همیشه سعی شده در شخصیت کوروش برجسته شود ، مبارزه اش با نژاد پرستی بوده
لذا کسی که میگوید پیرو اسطوره های عرب نباش و ملاک اسطوره بودن را نژاد قرار میدهد

1 - یا کوروش هم نژادپرست بوده و پیروانش به پیروی از او چنین سخنی میگویند. که در این صورت دیگر مبارزهء کوروش با نژادپرستی دروغ خواهد بود

2 - یا کوروش نژادپرست نبوده و کسی که متن بالا را نوشته ، در پیروی از کوروش صداقت ندارد


Reza-D;888921 نوشت:

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم آقا مسعود گل
یکی از مواردی که همیشه سعی شده در شخصیت کوروش برجسته شود ، مبارزه اش با نژاد پرستی بوده
لذا کسی که میگوید پیرو اسطوره های عرب نباش و ملاک اسطوره بودن را نژاد قرار میدهد

1 - یا کوروش هم نژادپرست بوده و پیروانش به پیروی از او چنین سخنی میگویند. که در این صورت دیگر مبارزهء کوروش با نژادپرستی دروغ خواهد بود

2 - یا کوروش نژادپرست نبوده و کسی که متن بالا را نوشته ، در پیروی از کوروش صداقت ندارد



من با طرفداران کوروش و زرتشت و ...صحبت کردم.

چند وقت پیش دنبال این بودم که ببینم اینها چرا اینقدر از اسلام فراری هستن و همش حرف از کوروش میزنن ( بگذریم که هیچ شباهتی هم به کوروش ندارند )

به یکیشون گفتم اگر مثلا بهت ثابت بشه که یوتاب برزن در برابر سلمان فارسی عددی نیست ، تو باز هم دوست داری بری سمت یوتاب درسته؟

گفت آره من دوست دارم از اونها یاد بگیرم.

و ....

من به این نتیجه رسیدم که اینها از اینکه کوروش خیلی کلی صحبت میکنه و همه چیز رو به تشخیص خود مکلف واگذار کرده خوششون میاد

و دیگه قرار نیست بابت اعمالشون به کسی پاسخگو باشند.

fahameh;887150 نوشت:
منشور حقوق بشر
منشور حقوق بشر با این ترجمه هایی که دارد از آن استخراج میشود ، تا چند وقت دیگر از سوی طرفداران افراطی کوروش انکار خواهد شد

علاوه بر این ، حتی با صرف نظر از مواردی که در ترجمه آورده خواهد شد ، باز هم لوح کوروش از نظر متمدن بودن هرگزدر حد کتیبهء افرادی مثل

"حمورابی" و "نبونئید" نیست
(نکته: "نبونئید" ، با "نبوکدنصر یا همان بخت النصر" اشتباه نشود)

فرازهایی از منشور کوروش (ترجمهء غیاث آبادی):

شماره 7 - او (نبونید) مانع مراسم قربانی می‌شد … در معابد برقرار کرد. او ، مَردوک شاه خدایان را نمی‌پرستید

شماره 17 - مردوک مقدر کرد تا کورش بدون درگیری به شهر بابل وارد شود. مردوک بابل را از فاجعه رهانید. او ، نبونئید شاه را که از مردوک نمی‌ترسید ، به دست کورش سپرد

شماره 23 - من با لذت و شادی بر تخت پادشاهان بابل نشستم. آنگاه مردوک ، خدای بزرگ ، قلب بابلیان را متوجه جبروت من کرد. چون من هر روز به خدمت او می‌رفتم

شماره 26 - ویرانه‌ها را پاک کردم. مردوک خدای بزرگ ، از اعمال مؤمنانه من خشنود شد

شماره 27 - او بر من ، کورش ، که ستایشگر او هستم ، بر پسر من کمبوجیه و همچنین بر همه سپاهیان من....

شماره 28 - برکتش را اعطا کرد. ما همگی در برابر او جایگاه والای خدایی‌اش را ستودیم. همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند

شماره 29 - از همه چهار گوشه جهان، از دریای بالا تا دریای پایین (دریای مدیترانه تا خلیج فارس) ، همه آنان که در شهرها زندگی می‌کنند ، همه پادشاهان آموری که در چادر زندگی می‌کنند

شماره 30 - برای من

باج سنگین آوردند. در بابل در جلوی پای من به زمین افتادند و بر پاهای من بوسه زدند. از بابل ، از آشور

شماره 31 - از آگادِه ، از سرزمین گوتیان ، تا شهرهای آنسوی ایدیکلَت (دجله) و من خانه‌های خدایانی که به حال خود رها شده بودند

شماره 32 - دوباره خدایانشان را بازگرداندم. همه آن خدایان را گرد آوردم و در منزل‌های ابدی‌ مستقر کردم

شماره 33 - و پیکرهء خدایان سومر و اَکد را که نبونئید بدون واهمه از خشم خدای خدایان (مردوک) به بابل آورده بود ؛ به فرمان مَردوک و برای خوشنودش به معابد خود بازگرداندم

شماره 34 - باشد که خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم ، هر روز برای من دعا کنند

در این سطرها ، سه نکته وجود دارد که ادعاهای را که در مورد کوروش میشود زیر سوال می برد:

اول) پرستش خدایان و در راس آنها مردوک ، توسط کوروش (گفته میشود کوروش یکتا پرست بوده)

دوم) جنگ با نبونئید ، به این دلیل که مردوک را نمی پرستید (گفته میشود کوروش حق آزادی در انتخاب دین را به رسمیت میشمرد)

سوم) برایش خراج می آوردند و به پایش بوسه می زدند (گفته میشود او مردی پارسا بود و به کسی زورگویی نمی کرد)

موضوع قفل شده است