سیر و سلوک و آسیب شناسی آن

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام
عزیزم کسی که حرف های شما بزرگوار را بخواند ممکن هست فکر کند در این راه استاد لازم نیست اهل بیت کافی هست یقینا منظور شما این نیست چون شما به عنوان کارشناس اینجا صحبت می کنید و وحتما واقف به مطالب هستید مخصوصا که از امام می فرمایید و می دانید که یکی از صحبت های امام که مشهور این هست که برا خیاط و ... استاد لازم هست ولی برا آدم شدن استاد لازم نیست.
یا جناب حافظ شیرازی می فرماید بی همرهی خضر مرو که ظلمات و تاریکی ها و خطرات این راه زیاد هست.
احتمالا منظور شما این بود که حالا استاد پیدا نکرده اید ناراحت نشوید که ما اهل بیت را داریم و خودشان کمک می کنند و راهنمایی می کنند و انشاالله یه استاد مناسب پیدا می شود.
با تشکر

almokhlasin;117956 نوشت:
سلام
عزیزم کسی که حرف های شما بزرگوار را بخواند ممکن هست فکر کند در این راه استاد لازم نیست اهل بیت کافی هست یقینا منظور شما این نیست چون شما به عنوان کارشناس اینجا صحبت می کنید و وحتما واقف به مطالب هستید مخصوصا که از امام می فرمایید و می دانید که یکی از صحبت های امام که مشهور این هست که برا خیاط و ... استاد لازم هست ولی برا آدم شدن استاد لازم نیست.
یا جناب حافظ شیرازی می فرماید بی همرهی خضر مرو که ظلمات و تاریکی ها و خطرات این راه زیاد هست.
احتمالا منظور شما این بود که حالا استاد پیدا نکرده اید ناراحت نشوید که ما اهل بیت را داریم و خودشان کمک می کنند و راهنمایی می کنند و انشاالله یه استاد مناسب پیدا می شود.
با تشکر

طی مراحل عرفانی و سیر و سلوک باید با اشراف و نظارت یک انسان کامل و پخته که قبلاً آن راه را طی کرده و از رسم و راه منزل ها آگاه است صورت گیرد. عرفا از انسان کاملی که ضرورتاً باید همراه سالک باشد به "طایر قدس" یا "خضر" تعبیر می کنند.

همتم بدرقة راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

طی مراحل سیر و سلوک بدون اشراف یک انسان پخته خطر گمراهی را به دنبال خواهد داشت.البته در سیر و سلوک، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس کار می‏باشد و نیاز به استاد را جبران می‏کند. نقش استاد در سیر و سلوک، بسیار تعیین کننده است و عرفا بر آن تأکید فراوان کرده اند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسیر سلوک، می تواند آفت هایی برای انسان داشته باشد که گاهی جبران ناپذیر است.

بدون استاد مشکل است طی طریقت کرد؛ حتی صرف و نحو استاد می خواهد چه برسد به سیر وسلوک. اما پیداکردن استاد مشکل تراست.

انسان در این مسیر نیاز به استاد دارد، اعم از استاد عام که در کارهای مربوط به سیر و سلوک با ارشاد او پیش می رود، و استاد خاص که آن رسول خدا (ص) و امامان معصوم می باشد. البته باید سالک توجه داشته باشد که این مرحلة بسیار دقیق و باریکی است. تا کسی را نیازماید و از صلاحیت علمی و دینی او آگاه نباشد،‌ در ارشادات به او تکیه نکند که گاه شیاطین در لباس استاد درآیند و گرگان ملبّس به لباس چوپان شوند و سالک را از راه منحرف سازند".

مرحوم علامه طباطبایی در این زمینه می گوید: لزوم رجوع به استاد عام فقط در ابتدای سیر و سلوک است. وقتی که سالک مشرّف به مشاهدات و تجلیات صفاتیه و ذاتیه شد، دیگر همراهی او لازم نیست. استاد عام شناخته نمی شود مگر به مصاحبت و مرافقت با او تا به طور یقین برای سالک واقعیت و یقین او دستگیر شود، و ابداً به ظهور خوارق عادات و اطلاع بر مغیبات و اسرار خواطر افراد بشر، و عبور بر آب و آتش و طی الارض و الهواء و استحضار از آینده و گذشته و امثال این عجایب و غرائب نمی توان پی به وصول صاحبش برد

بعضی از بزرگان نظرشان این است که گرچه بهره بردن از استاد پاک وسیلة خوبی برای نیل به کمال است،‌ولی این طور نیست که بدون استاد نتوان ادامة سیر و سلوک داد. چه بسیارند کسانی که با استفاده از آیات و روایات والتزام عملی به آن ها این راه را پیموده و به مقامات والایی رسیده اند.

سلام
اول حرفهای شما خوب هست و بجا ولی از آخر حرفهایتان چیز دیگر فهمیده می شود یعنی چی که خیلی از بزرگان بدون استاد این راه را پیموده اند.
عزیزم اولا خیلی نه و خیلی کم و دوما بعضی ها که راه را پیموده اند عقیده شون این نبود که بدون استاد بروند مثل آیت الله انصاری همدانی که ایشان را جذبه گرفت و خودشون هم عقیده داشتند که باید استاد گرفت .
یا باید این را قبول بکنید که بی همرهی خضر خطرات هست یا بدون اسناد می شود.
نمیشه به هر دو نظر تکیه کنی و یکی به نعل و یکی به میخ.
حالا خصوصیات استاد چی باشه این یه بحث دیگر ولی باید این را بدونیم که در این راه سیر وسلوک بدون استاد نمی شود.
اگر از روایات بشه فهمید که راه چیه پس مردم را برا فهمیدن احکامشان به طرف آیات سوق دهیم چون فهمیدن احکام خیلی راحتر از فهمیدن اخلاق و عرفان هست.
ببخشید حتما شما منظورتون این حرف ها نبود ولی باید دقت کنیم که چی میگیم نکنه خدای ناکرده از یه قسمت حرف هایمان یه چیز دیگر فهمیده بشه
موفق باشی برادرم

almokhlasin;118057 نوشت:
سلام
اول حرفهای شما خوب هست و بجا ولی از آخر حرفهایتان چیز دیگر فهمیده می شود یعنی چی که خیلی از بزرگان بدون استاد این راه را پیموده اند.
عزیزم اولا خیلی نه و خیلی کم و دوما بعضی ها که راه را پیموده اند عقیده شون این نبود که بدون استاد بروند مثل آیت الله انصاری همدانی که ایشان را جذبه گرفت و خودشون هم عقیده داشتند که باید استاد گرفت .
یا باید این را قبول بکنید که بی همرهی خضر خطرات هست یا بدون اسناد می شود.
نمیشه به هر دو نظر تکیه کنی و یکی به نعل و یکی به میخ.
حالا خصوصیات استاد چی باشه این یه بحث دیگر ولی باید این را بدونیم که در این راه سیر وسلوک بدون استاد نمی شود.
اگر از روایات بشه فهمید که راه چیه پس مردم را برا فهمیدن احکامشان به طرف آیات سوق دهیم چون فهمیدن احکام خیلی راحتر از فهمیدن اخلاق و عرفان هست.
ببخشید حتما شما منظورتون این حرف ها نبود ولی باید دقت کنیم ککه چی میگیم نکنه خدای ناکرده از یه قسمت حرف هایمان یه چیز دیگر فهمیده بشه
موفق باشی برادرم

با تشکر فراوان از almokhlasinگرامی
مثل این که مجبورم یه مقدار بیشتر توضیح بدم.

در اين باره كه آيا در سير و سلوك عرفاني نياز به استادهست يا نيست، مباحث فراوانی وجود داره.

آنچه که علمای علم اخلاق وعرفان برآن اعتقاد دارند اینه که نیاز به استاددر سیر وسلوک امری اجتناب ناپذیره.اما قضیه مهم اینه که ما به صرف این که نیاز به استاد داریم نمیتونیم هر کسی را به عنوان استاد در نظر بگیریم.بنابراین نیاز به استاد هست اما پیداکردن این خضر راه مشکله.

واما مشکل این پیدا نکردن استاد هم به خودمون بر می گرده.مشکل اساسی اینه که ما آن چه را می دانیم عمل نمی کنیم و الا خضر راه در زندگی ما قرار خواهد گرفت.

بزرگی می فرمود: شما موسی شوید، خضر را خداوند سر راه تان خواهد گذاشت، و از این که تا به حال نیامده معلوم است موسی نشده اید.

کاری که ما و شما باید انجام بدیم اینه که، به آن چه که می دونیم عمل کنیم. مهمترین عمل ما نیز باید رعایت تقوای الهی باشه. اگر به رعایت تقوای الهی موفق شدیم، در این صورت خداوند خودش توفیق یافتن استاد را به ما عنایت میکنه.

علامه و عارف واصل، مرحوم شعرانی در این خصوص می‏گوید:
«حق آن است كه سالك احتیاج به استاد عارف دارد؛ چرا كه مبتدی هنگامی كه قصد تهذیب نفس از رذایل را داشته باشد، نمی‏داند چطور شروع در سلوك كند و چه چیزی شایسته است تا انجام دهد و از آن چه باید بپرهیزد، چگونه عمل كند و چه بسا برای او صفت رذیله عجب، حاصل شود و خود بدان ملتفت نباشد تا از آن بپرهیزد و لذا محتاج معلمی است تا او را به تخلص از آن ارشاد كند. پس همان طور كه در صنایع و مهارت‏ها به استاد احتیاج است، در تحصیل ملكه تهذیب نفس نیز به استاد احتیاج می‏باشد؛ بلكه احتیاج در این راه، شدیدتر است».
كیهان اندیشه، اندیشه و حیات شعرانی، شماره 45.

آن چه در اینجا مهمه، یافتن چنین فرد كاملیه كه دارای ویژگی‏های یک استاد واقعی باشه، نه آن كه مدعی بوده و از حقیقت خالی باشه كه در این صورت، خود گمراه و گمراه كننده دیگران میشه. از این‏رو، برای به دست آوردن چنین استادی باید كوشش نمود و دقت خاص به عمل آورد.

اگر چنین استادی یافت نشد ـ هر چند كه جوینده یابنده است ـ نباید ناامید بودوسلوك را به كنار گذاشت.منتها سالک تا قبل از یافتن استاد راه باید خودش شروع کننده باشه به این گونه که:

همه آن چه را كه از جانب خدای متعال ابلاغ گردیده و به همان نحو كه بیان شده ، یاد بگیره و علم و اطلاع كامل داشته باشه و بدون هیچ مسامحه و سستی، مجاهدت علمی را پیشه خودش بسازه تا طریق الی الله را به خوبی و به شكل صحیح و جامع و به همان صورت كه از جانب خدای متعال ارائه شده ، بشناسه.

در ضمن به آن چه كه آموخته، دقیقا عمل کنه و در این خصوص نیز هیچ تسامح و سستی نداشته باشه. بدون شك شرایط، مقدمات و كم و كیف هر عمل مطرح شده در آیات و روایات، در اثرگذاری آن بر نفس انسانی و كمك به ارتقای او به مراتب بالاتر، موءثر واقع میشه. از این‏رو، ظرافت در عمل به آموخته‏ ها و آموزه های وارد شده، امری ضروری و لازمه.

در مقام تحصیل علم سلوك و نیز در مقام عمل به آنها، با قدم حق و صدق پیش بیاد و هیچ تعصب و تقلید نابجا و سلیقه شخصی را در آنها دخالت نده.

شكی نیست كه سالك معنوی با سه شرط یاد شده، مشمول عنایات خاص الهی می‏گرده و از انحراف و لغزش‏ها محفوظ می‏مونه و در سلوك الی الله از ارشاد و راهنمایی‏های ولایت و از انوار و توجهات باطنی آنان برخوردار می‏شه. چنین سالكی، در مكتب اهل بیت بوده، از آنان جدا نخواهد بود و در طریقی كه ایشان قدم برداشته ‏اند، قرار خواهد گرفت.

با تشکر از شما بزرگوار
خیلی استفاده کردیم
یه جریانی هست که آیا پای شتر را ببندیم یا فقط بر خدا توکل کنیم.
بعضی ها فقط توکل می کنند و پای شتر را نمی بندند و می گویند خدا هست.
و بعضی هم فقط پای شتر را می بندند و اصلا توجهی به خدا ندارند.
هر دوی اینها در اشتباه هستند. باید بر خدا توکل کرد و هم پای شتر را بست .
در این راه هم باید اصولی و عقلایی ما رفتار کنیم. هم از خدا بخواهیم با زبان دعا و ترک معصیت و انجام واجبات. و از این طرف هم جستجو کنیم از این آن بپرسیم آیا کسی را می شناسید که کمک ما باشد در این راه و ... .
اون وقت هست که ما به وظیفه خویش عمل کرده ایم . دوستی داشتم که می گفت من در حجره می نشینم و منتظر می مونم استاد خودش بیاید به بنده بگوید که من تو را به شاگردی قبول می کنم. و حالا هم ایشان ... و .
حتما شما هم این مطالب را قبول دارید چون این صحبت ها مستقیم نیست نمی شود اونی که ته دل هست نوشت .
ما خیلی خوشحال هستیم که شما بزرگواران این همه زحمت می کشید.
ما را هم دعا کنید.

ممنون از شماalmokhlasinگرامی بالاخره به توافق رسیدیم تو این موضوع .البته گفته شما با صحبتهای بنده یکی بود امادر دوقالب متفاوت.

منتظر پستهای بعدیتون هستیم.

میزان تاثیر غذا در سیر و سلوک چقدر است؟
آیا نوع غذا نیز در سیر و سلوک موثر است؟
اندازه غذا خوردن چقدر موثر است؟
طبیعت غذاها چه قدر موثر هستند؟

anti310;125538 نوشت:
یا علی حیدر مددی
با تولی می خوریم وبا تبری دفع می کنیم

جالب بود ولی انتظار بنده این بود که نگاه جدی تری به سوال داشته باشید زیرا مشخص شدن این مباحث کمک زیادی در پیشرفت انسان به سوی کمال خواهد داشت.
امیدوارم کارشناسان نیز وارد بحث شوند تا پیشرفت خوبی حاصل شود.إن شاء الله

tahora87;125494 نوشت:
میزان تاثیر غذا در سیر و سلوک چقدر است؟
آیا نوع غذا نیز در سیر و سلوک موثر است؟
اندازه غذا خوردن چقدر موثر است؟
طبیعت غذاها چه قدر موثر هستند؟

با سلام خدمت شما دوست گرامی:Gol:

فکر کنم حدیث عنوان بصری برای شما کمک خوبی باشه پیشنهاد میدم حتما این حدیث رو بخونید.

آذر بانو;116981 نوشت:
با سلام و احترام

لطفا اساتید در این دو مورد توضیح بیشتری بفرمایند.

واقعاً همین طور هست؟

آیا نمیشه استاد اخلاق و عرفان رو نقد کرد؟

با تشکر




اساتید اخلاق را نمی شود نقد کرد

اگر کسی با اخلاق و عرفان آشنا باشد متوجه بی پایه و اساس بودن این حرف می شود که گفته شده استاد اخلاق و عرفان رو نمی شود نقدکرد.
اصل آموزه های اخلاق و عرفان این است که باید به دنبال رشد باشیم و یکی از راه های رشد و ترقی شنیدن و پذیرفتن عیوب و اشکال ها از دیگران است و قسم بزرگی از روایات و آیات در زمینه طریقه تذکر دادن عیوب و نقد کردن و تذکر شنیدن و نقد پذیرفتن وارد شده و علماء ما جمع آوری کرده اند.
البته و صد البته بنده استاد اخلاق نیستم اما همینجا اعلام عمومی می کنم هرکس عیب بنده را به بنده گوشزد نماید دعای مخصوص در حقش کنم و از خدا خیر او را بخواهم
.
موضوع قفل شده است