سیر و سلوک و آسیب شناسی آن

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سیر و سلوک و آسیب شناسی آن

1- یکی ازموضوعات مهم وچالش برانگیز روزگار کنونی است

2-تفاوتی بین تصوف وعرفان قائلند وان اینکه تصوف با سلسله شناخته می شود اما عرفان فقط تربیت است وحتی از فرمایشات جناب قاضی است که از من سلسله درست نکنید

3- رسله های بیشماری درسیرو سلوک نوشته شده که شاخصترین ان ازبحرالعلوم است

4-جانهای بسیاری تشنه ومشتاق این پرده نشینند وبه هرکوی وبرزن برای وصال به ان سرکشی می کنند

5-اساتید متنوع ومتفاوتی هم این امر را به عهده گرفته اندو بنا به ذوق وفهم خود راه می برند

6- اساتید جانهای مستعد وپاک وخالص می خواهندواینکه به هیچ عنوان حق سوال وان قلت وو..ندارند وسالها باید فقط گوش باشد وبعد هم هر چه گوش داده به گوش دیگران برساندگوش به گوش وسینه به سینه

7-حرمت استاد انقدر مهم است که نقد استاد از محالات ذاتی شده است (گرچه محال ذاتی اصلا موضوعیت ندارد)

8-یعنی حتی اگر شاگردی با خلوص وپاک ووو..حتی یک نقد داشته باشد از نمام این صفات خوب افتاده است

9-اینجاست که جوانان ما باید چگونه وارد این مسیر شوند؟

alisadra;116645 نوشت:
1- 7

-حرمت استاد انقدر مهم است که نقد استاد از محالات ذاتی شده است (گرچه محال ذاتی اصلا موضوعیت ندارد)

8-یعنی حتی اگر شاگردی با خلوص وپاک ووو..حتی یک نقد داشته باشد از نمام این صفات خوب افتاده است

با سلام و احترام

لطفا اساتید در این دو مورد توضیح بیشتری بفرمایند.

واقعاً همین طور هست؟

آیا نمیشه استاد اخلاق و عرفان رو نقد کرد؟

با تشکر

آذر بانو;116981 نوشت:
آیا نمیشه استاد اخلاق و عرفان رو نقد کرد؟

این روش پلید صوفیان و دراویش است نه عرفان اسلامی

علی علیه السلام به ان عظمت و عصمتش بر منبر می گفت ای مردم ایرادهایم را به من گوشزد کنید با اینکه هیچ ایرادی نداشت فقط می خواد اموزش دهد به ما نوع رفتار را

**عبدالله**;117039 نوشت:
این روش پلید صوفیان و دراویش است نه عرفان اسلامی

ایا در عرفان اسلامی چگونه است؟

alisadra;116645 نوشت:
1- ی

7-حرمت استاد انقدر مهم است که نقد استاد از محالات ذاتی شده است (گرچه محال ذاتی اصلا موضوعیت ندارد)

8-یعنی حتی اگر شاگردی با خلوص وپاک ووو..حتی یک نقد داشته باشد از نمام این صفات خوب افتاده است

9-اینجاست که جوانان ما باید چگونه وارد این مسیر شوند؟


با سلام و احترام
کم نبودند بزرگانی که خود استاد خود بودند، از مرحوم انصاری همدانی( استاد شهید دستغیب) تا مرحوم رجبعلی خیاط و حمال تبریزی و...
مگر نفرمود اگر کسی خود را چهل روز برای خالقش خالص کند چشمه های حکمت از قلبش به زبانش جاری می شود.
نکته مهم عزم در این راه است.
عزم راسخ اولين ركن سير و سلوك است. عزم آن نيروي خدادادي است كه استواري و استحكام آدمي را تضمين مي كند. عزم از چند جهت اهميت دارد:
اول: عزم و اراده همچون رشته اي است كه تمسك به آن، آدمي را از سقوط در دام نفس، شيطان و دنياگرايي، حفظ مي كند.
دوم: آنچه انسان را در مسير رشد و كمال سير مي دهد، عزم است.
گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس
(ميرزا حبيب مجتهد خراساني)

سوم: عزم ركن بنيادين سلوك است. امام كاظم(ع) در دعاي 27 رجب، به اهميت عزم در سلوك الهي، اين گونه تصريح نموده اند: (خدايا!) من حقيقتاً دانستم؛ بهترين توشه روندگان به درگاهت؛ بهترين زاد راه قاصدان كويت، تصميم جدي و اراده راسخ است. اراده راسخي كه تحت اختيار توست. (خدايا!) با تصميم جدي با تو مناجات مي كنم، (و قد علمت ان افضل زاد الراحل اليك عزم اراده يختارك بها؛ حاج شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، ص 254)
معناي عزم چيست؟ تصميم جدي و قطعي و بي بر و برگرد را عزم گويند. خصوصيت عزم اين است كه به انسان حالت مي دهد و او را بي قرار، واله و شيدا مي سازد. همچون كسي كه مي خواهد مسافرتي برود، شب پيش از سفر از خواب مي پرد. عزم در سير و سلوك نيز اينگونه است. سالك بوسيله عزم، بدون اينكه اعمال زيادي را انجام داده باشد، مراتبي دروني را طي مي كنند.
امام علي(ع) درباره ويژگي هاي پرهيزكاران مي فرمايد: «روز را به شب مي رساند در حالي كه همواره سپاسگزار است . شب را روز مي كند در حالي كه همواره با ياد حق به ذكر مشغول است (ذكر در واقع مطابق بودن اعمال با گفتارهاي قرآن است)، «يمسي و همه الشكر و يصبح و همه الذكر يبيت حذرا و يصبح فرحاً».

به یاد می آورم که جناب حجت الاسلام و المسلمین جاودان در تهران می فرمود: " من بیست سال به دنبال استاد شهرهای مختلف را گشتم تا سرانجام خدای متعال عنایت فرمود و آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم ،مرحوم آیت الله حق شناس را در مدرسه فیلسوف الدوله بازار تهران یافتم".
شاید صلاح سالک در نیافتن کسی باشد و یا زمان نیاز داشته باشد، فلذا نباید از وصول مطلوب نومید شود.
تقويت ديگر اصول و اركان سير و سلوك، مانند: ايمان، صداقت، خويشتن داري و ... به تقويت عزم بستگي دارد. دوام و قوام اين اصول به عزم است.
بركات عزم
1. بهره گيري از عنايت ها و توفيقات الهي. «ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون كساني كه گفتند: پروردگار ما الله است، نه ترسي براي ايشان است و نه اندوهگين شوند» (احقاف، آيه 13).
در گفتن «ربنا الله» اسراري هست كه به عزم مربوط مي شود.


2. شفاعت و دستگيري: سالك در طي مسير به كمك نياز دارد. در اين حالت كساني كه در مسير صعود به كمالات، مقدم بر او هستند او را دستگيري مي كنند. به بيان ديگر تربيت و ايصال نفوس مستعد، در سير مدراج كمالات باطني، بر عهده اهل بيت عصمت، بخصوص حضرت ولي عصر(عج)، است،
من اراد الله بدأبكم و من وحده قبل عنكم و من تصده توجه بكم؛ هر كه خدا را خواهد بايد از شما آغاز كند، و هر كس كه بخواهد خداوند را به يكتايي و يگانگي بشناسد و پرستش كند، از تعليمات شما آن را مي پذيرد و هر كه آهنگ او را كند، به شما رو آورد (و شما را وسيله قرار دهد» (مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره).

3. جذبه: مقامات معنوي و مدارج عرفاني در سير و سلوك فراوان بلكه بي نهايت است. انسان، با توجه به اينكه در حصار محدوديت هايي همچون كوتاهي عمر و ضعف بنيه به سر مي برد، هر قدر هم ره بپيمايد، باز نمي تواند به همه كمالات برسد. اين جا است كه اگر او را جذب نكنند، خود او به جايي نمي رسد.
اگر ديده مي شود فردي يك مرتبه از گناهان فاصله گرفته، به معنويات روي مي آورد و يا كسي كه با يك موعظه، به حق و حقيقت معطوف مي شود و در فاصله كوتاهي، به طهارت ظاهري و باطني مي رسد، به اين حالت ها «جذبه» گويند. پس معني جذبه اين شد كه شخص قابليتي مي يابد كه به وسيله آن، [بدون اينكه مقدمه چيني و تلاش زيادي كند]، به نتيجه مي رسد.

بسترهاي عزم: عزمي كه درباره آثار و بركات آن صحبت كرديم، نعمت و بركتي است كه تنها بسترهاي مهيا و آماده، فرودگاه و نزولگاه آن است. عزم در جان هايي ساكن مي شود كه از قيود شهوت پرستي، هوامحوري و شيطان مداري رها شده باشند.
امير بيان، حضرت علي(ع) در نهج البلاغه، به صراحت تمام فرموده اند كه: «و لا تجتمع عزيمه و وليمه؛ عزم و اراده براي رسيدن به كمال و مقامات عاليه با سور چراني و راحت طلبي سازگار نيست!» ( نقل از نهج البلاغه، خ 241).
بعد در ادامه مي فرمايند: چه بسا خواب هاي شب كه تصميم هاي روز را از بين برده، و تاريكي هاي فراموشي كه همت هاي بلند را نابود ساخته است.»
در پايان اين بخش از سخن، به اين نكته اشاره مي كنيم كه براي تقويت عزم لازم است در دو حيطه تلاش و كوشش شود:
- تقوا ، عفت، پروا پيشگي، پاكدامني و پارسايي.
- دعا، ذكر، مناجات و توسل براي ايجاد عزم.

امام راحل که در سالگرد ارتحال ملکوتیش قرار داریم و به حق پيشگام اخلاق و عرفان بود در اين زمينه به كتاب مفاتيح الجنان حاج شيخ عباس قمي اهتمام خاصي داشت.
در كنار «مفاتيح الجنان» چند كتاب مورد توجه ويژه راهيان كوي دوست است از جمله:
1- ترجمه المراقبات (در اعمال ماه ها)، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي
2- اسرار الصلوه، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي
محتواي اين كتاب ها سالك را به چهار عمل سوق مي دهد كه در مجموع «اركان چهارگانه سير و سلوك» ناميده مي شود. اين اصول عبارت است از:
الف) مشارطه؛ سالك هر بامداد و نيز در هر فرصت مناسب با خود شرط مي كند كه از راه هدايت (صراط مستقيم) خارج نشود. حتي اعضاء و جوارح را تلقين مثبت مي دهد تا از سرمايه عمر بهترين بهره را برده، در جهت رسيدن به كمال تلاش كنند.
ب ) مراقبه؛ پس از مشارطه، بايد از نفس مراقبت و مواظبت نمود تا از آنچه با او شرط شده تخلف و سرپيچي نكند. به اصطلاح بايد زمام كنترل نفس را محكم گرفت.
سالك به وسيله مراقبه دو كار مي كند:
1. از انحراف نفس به بيراهه ها و سقوط در رذايل اخلاقي جلوگيري مي كند.
2. نفس را بر انجام اعمال شايسته وامي دارد.

ج ) محاسبه؛ سالك پس از فعاليت روزانه، به هنگام فراغت، به بررسي و سنجش كارهاي روزانه خود مي پردازد. اگر آنچه انجام داده، مطابق شروط انجام شده بود، شكر مي كند و از خداوند توفيق روزافزون مي طلبد و اگر خطا و لغزش ديد، اقدام به «معاتبه و معاقبه» كه ركن چهارم سير و سلوك است مي كند. به اين ترتيب كه اگر تخلف و تخطي جزئي بود، نفس را سرزنش و عتاب مي كند؛ اما اگر لغزش در سطح گناه بود، علاوه بر عتاب، دست به عقوبت و مجازات نفس مي زندمطالعه كنيد: رساله لقاء الله ، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي [منظور از ارجاع به اين كتاب شريف، اين است كه كميت و كيفيت «اركان چهارگانه سلوك» تحت نظارت و بررسي يك راهنما يا منبع و مرجع معتبر انجام شود تا از هرگونه افراط و تفريط در اين امور جلوگيري به عمل آيد.
گر مراقب باشي و بيدار تو بيني هر دم پاسخ كردار، تو
هين مراقب باش گر دل بايدت كز پي هر فعل چيزي زايدت
ور از اين افزون تو را همت بود از مراقب كار بالاتر رود
پس چو آهنگر چه تيره هيكلي صيقلي كن صيقلي كن صيقلي
تا دلت آيينه گردد پر صور اندرو هر سو مليحي سيم بر
(مثنوي، دفتر چهارم)

[=&quot]در اين باره مي‏توانيد از كتاب‏هاي زير استفاده كنيد:[/][=&quot][/]
[=&quot] 1- رساله لقاءاللّه ميرزا جواد ملكي تبريزي[/][=&quot][/]
[=&quot] 2- المراقبات ميرزا جواد ملكي تبريزي[/][=&quot][/]

موضوع قفل شده است