جمع بندی سیره معصومین (ع) و علمای متقدم در برخورد با جنگ های خارج از تشیع

تب‌های اولیه

84 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

قدیما;999160 نوشت:
همراهی سعید بن جبیر را من فقط در کتب اهل سنت مثل همین منبع یا طبقات ابن سعد یا کتب ابن کثیر دیدم،و در کتب شیعه ندیدم،ولی سلمنا پذیرفتم.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
این که طبیعی است بزرگوار. متاسفانه تعداد اندکی از کتابهای تاریخی شیعه آن دوره از بلای روزگار به دور مانده و به دست ما رسیده است و بیشتر کتب تاریخی برجای مانده مربوط به آن دوره از اهل سنت هستند اما مورخانی که گرایش های شیعی داشتند مانند ابن واضح یعقوبی و ابن اعثم کوفی هم این ماجرا را نقل کرده اند. البته اگر دوست ندارید این واقعه را قبول بکنید اجبار یا اصراری نیست و می توانید قبول نکنید.
قدیما;999160 نوشت:
یا این همراهی با اجازه ائمه بوده!؟ نیت ابن جبیر از همراهی چه بوده!؟ عمار بن یاسر هم در لشکر عمربن خطاب در حمله به ایران بود و استاد صدیق فرمودند این نوع همراهی ها برای تبلیغ اسلام حقیقی بوده.

چرا از ده ها هزار شیعه امامی فقط کمتر از انگشتان یک دست در این لشکر بودند!؟

سرنوشت این همراهی چه بود؟ مختار هم بدون اذن امام در لشکر ابن زبیر با بنی امیه جنگید ولی خود زبیری ها او را کشتند.

در قیام زید بن علی با اینکه زید شخص موجه و مظلومی بود فقط یک نفر از اصحاب امام باقر(ع) در این لشکر بود و او هم بعد توبه کرد.به نظر شما چرا توبه کرد!؟ مگر جهاد در راه خدا و دفاع از مظلوم توبه کردن دارد!؟

امّا حكم شارح به ضعف سند نيز وجهى ندارد; زيرا در سلسله رجال آن غير از سليمان بن خالد, كسى مدح نشده است. او گرچه همراه زيد بن على بن الحسين(ع) قيام كرد و انگشت خود را در اين قيام از دست داد, ولى نقل كرده اند: او توبه كرده و امام صادق(ع) از او راضى شده و بر او ترحم كرده و نقل شده: كه او فقيه و وجه است.
http://lib.eshia.ir/10257/19/5

سليمان بن خالد أبو الربيع الهلالي مولاهم، كوفي، مات في حياة أبي عبد الله(ع)، خرج مع زيد و قطعت إصبعه معه، و لم يخرج من أصحاب أبي جعفر(ع)غيره، صاحب قرآن...سليمان بن خالد البجلي الأقطع الكوفي، و كان خرج مع زيد بن علي(ع)فأفلت.
http://lib.eshia.ir/14036/9/256


شما نمونه هایی از سیره علمای متقدم را در این باره می خواستید حقیر هم این نمونه را آوردم . جناب کمیل بن زیاد و سعید بن جبیر هر دو از علمای شیعه و از کبار اصحاب ائمه اطهار علیه السلام هستند اما این که کارشان درست یا اشتباه بوده است بحث جداگانه ای است و حقیر هم در جایگاهی نیستم که بخواهم درباره کارهای این بزرگواران قضاوت بکنم.
همچنین نه حرفی از جنگ با ساسانیان زدم و نه از قیام زید شهید علیه السلام یا قیام مختار حرفی به میان آوردم.
قدیما;999160 نوشت:
حالا فرض کنیم منظور مرحوم حلبی همه جنگ ها بوده یعنی هر جا هر فاسقی نیرو کم داشت و داشت شکست می خورد و مظلوم می شد ما باید می رفتیم کمکش، خب خود ایشان در زمان آل بویه که حکومت شیعی هم بوده زندگی می کرده چرا در جنگ ها یاری آل بویه نکرده!؟ مرگ خوب است برای همسایه! آقای حلبی پا نداشتند تا در جهاد شرکت کنن!؟نمیگم می جنگید حداقل آب به سربازها می داد

بنده که عرض کردم صاحبنظر نیستم و گفتم اگر حرف ایشان را قبول کنیم و بر اساس نظر ایشان گفتم که بر آن مصداق هم جاری است و حرف ایشان را رد یا تایید نکردم بلکه فقط به عنوان نمونه ای از حمایت علمای متقدم شیعه بیان شد حالا اینکه شما حرف ایشان را قبول ندارید یا منتقدشان هستید جسارتا به من ربطی ندارد و می توانید حرف ایشان را نپذیرید ولی به عنوان یک نمونه تاریخی از علمای متقدم غیر قابل انکار است. بنده هم فقیه نیستم که درباره درستی یا نادرستی نظر ایشان با شما بحث کنم.

سوال اول شما در ابتدای موضوع این بود که آیا امامان و علما متقدم در طول تاریخ تشیع اقدام به حمایت از یگ گروه یا کشور غیر شیعه امامی کردند؟
حقیر هم قسمت علمای متقدمش را پاسخ دادم که بله : 1- جناب کمیل بن زیاد و سعید بن جبیر در جنگ علیه حجاج بن یوسف حضور داشتند. 2-شیخ فقیه حلبی رحمه الله فرموده اند در جهاد دفاعی در صورت نیاز باید حتی به حاکم ظالم هم کمک کرد.

دیگر اینها که چرا خودش در جنگ شرکت نکرده است و چرا فلان کس ویلا دارد و چرا فلانی بچه اش را خارج کشور می فرستد و چرا سنی ها با علی اللهی ها می جنگند و چرا فلانی زمین زیاد دارد و چرا آن یکی در بالاشهر خانه دارد و چرا امکانات مسکن مهر کم است و .. همه و همه اینها مسائل و بحثهای حاشیه ای هستند.
یاحق

مقداد;999222 نوشت:
چطور شما با استناد به یک گزارش می خواهید ثابت کنید خواجه نصیر طوسی در سرنگونی خلافت عباسی نقش داشته و با مغولان همکاری کرده است

نقل قول:
بر خلاف رشید الدین فضل الله که کتابش را به درخواست حاکم مغولی نوشته و به او تقدیم کرده است.

به همان دلیلی که شما به استناد یک گزارش می فرمایید حضرت علی به عمر مشورت داده.

مشورت حضرت علی با عمر نه سند دارد و هم خبر واحد است و نه در کتب اربعه آمده ولی باز هم من پذیرفتم. ولی حتی دلالتی هم ندارد چرا که امامان به غیر مظلوم و غیر مسلمان و در همه حال چه در خطر نابودی اسلام چه غیر آن مشورت می دادند.

امام صادق(ع):اِعْلَمْ اَنَّ ضَارِبَ عَلِیٍّ بِالسَّیْفِ وَ قَاتِلَهُ لَوْ اِئْتَمَنَنِی وَ اسْتَنْصَحَنِی وَ اسْتَشَارَنِی ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ لَاَدَّیْتُ الاَمَانَهَ

هر گاه آن کس که على(علیه السلام) را با شمشیر، ضربت زد و او را شهید کرد (یعنی ابن ملجم) پیشنهاد مى کرد امانتى نزد من بگذارد یا نصیحتى به او کنم یا مشورتى از من مى خواست و من مى پذیرفتم امانت را در هر سه موضوع رعایت مى کردم.کافی ج 5 ص 133

و مشورت حضرت علی هم برای ریخته نشدن خون مردم بی گناه بود نه یاری فاسقین:

إن كتبت إلى الشام أن يُقْبِلوا إليك من شامهم لم تأمن من أن يأتي هرقل في جميع النصرانية، فيغير على بلادهم، ويهدم مساجدهم، ويقتل رجالهم، ويأخذ أموالهم، ويسبي نساءهم وذريتهم
الصحيح من سيرة الإمام علي (عليه السلام) نویسنده : العمالی جعفر مرتضی جلد : 13 صفحه : 154
حضرت علی(ع): اگر به مردم شام نامه بنويسی و آنان براي كمك ، شام را ترك كنند ، ترس از آن است كه نصرانيان تحت فرماندهی هرقل سرزمين آنان را هدف قرار دهد مساجد را ويران و مردان را بكشد ، اموال را غارت و زنان را به اسارت گيرد .

شما می فرمایید خبر رشیدالدین را نمی پذیرید.سلمنا،نمی توان کسی را مجبور به قبول اعتقادی کرد.سیره خواجه هم برای من مهم نیست یا شرکت کرده باشد یا نکرده چرا که عمل اکثر شیعیان نیست و نمی توان آن را سیره علما شیعه دانست.اشتراک بین سیره خواجه و سایر علما شیعه یاری نکردن عمریه بوده،بر خلاف سیره آقایان فعلی.


من از این به بعد از کتب شیعه دلیل می آورم تا این مشکل پیش نیاید

نقل قول:
شیعیان آن حضرت هم در اقلیت مطلق و تحت بدترین فشار سیاسی و اقتصادی

اگر می فرمایید به دلیل اقلیت بودن دخالت نمی کردند پس تا زمانی که ما از اقلیت بودن خارج نشویم نباید دخالت کنیم.این به نفع استدلال من است.

پس طبق این مبنا:

هر وقت در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نبودیم باید به عمری ها کمک کنیم.

من فکر نمی کنم جناب ولایتی موافق این مبنا باشند ایشان می فرمایند نون خشک بخورید و لنگ ببندید(ولی در همان حال از حماس حمایت می شود)

من این مبنا را قبول ندارم چرا که اگر شیعه از اقلیت خارج شود و وضع سیاسی و اقتصادی خوب پیدا کند باید حساب کار یهودی ها و مسیحی ها و عمریه را با هم برسد.اگر گروه های مخالف شیعه با هم جنگیدن که چه بهتر هرچی فاسقین همدیگر را بکشند بهتر است.ولی باید سعی کنیم در این بین به مردم مستضعف این مذاهب آسیبی نرسد.


مقداد;999220 نوشت:
شما اولا اثبات کنید جنگ بگونه ای بوده است که اصل و اساس اسلام در خطر بوده است؟؟!!

برای بار هزارم،ثقلین هیچ وقت از بین نمی روند ولی تا دلتان بخواهد عمریه در جنگ ها از اهل کتاب شکست خوردند و عمری ها زیر نظر اهل کتاب زندگی کردند و تا دلتان بخواهد در این جنگ ها عمری ها سقط شدند ولی ائمه و علما شیعه دخالتی نکردند.

مقداد;999219 نوشت:
بر اساس شرایط آن دوران و اوضاع و احوال دوران مورد بحث،اظهار نظر کنید

زمان: 11 و 12 هجری قمری

مکان:حجاز

طرفین درگیر: دو فاسق به نام ابوبکر و مسیلمه

خطر و تبعات:نابودی اسلام به جز ثقلین و برتری مسیلمه کذاب که خود را پیامبر می دانست و در این جنگ بسیاری از قاریان قران عمری کشته شدند

عملکرد ائمه:دخالت خاصی نکردند

شما لطفاً جواب دهید

دلیل دخالت نکردن چیست؟

من چندتا گزینه می دهم اگر دوست داشتین از این بین انتخاب کنید یا خودتان یک گزینه دیگر بنویسید

1. بیمار بودند

2.در زندان بودند

3.سلاح نداشتند

4.جای جنگ را نمی دانستند

5.اعتقادی به حضور در جنگ دو فاسق نداشتند.

قدیما;999225 نوشت:
مشورت حضرت علی با عمر نه سند دارد و هم خبر واحد است و نه در کتب اربعه آمده ولی باز هم من پذیرفتم. ولی حتی دلالتی هم ندارد چرا که امامان به غیر مظلوم و غیر مسلمان و در همه حال چه در خطر نابودی اسلام چه غیر آن مشورت می دادند.

جناب قدیما!
شما هنوز نمی دانید یک گزارش تاریخی را باید در منابع تاریخی دنبالش بگردید نه در منابع حدیثی.سعی کنید هنگام بحث،مستند و علمی بحث کنید نه اینکه از پیش خودتان مدعی شوید فلان گزارش خبر واحد است و فلان.

قدیما;999228 نوشت:
من این مبنا را قبول ندارم چرا که اگر شیعه از اقلیت خارج شود و وضع سیاسی و اقتصادی خوب پیدا کند باید حساب کار یهودی ها و مسیحی ها و عمریه را با هم برسد.

این مبنای شما نهایتاً برای خودتان محترم است و قرار نیست در اینگونه مسائل بر اساس مبانی خوساخته و بافته ذهن من و شما عمل شود.دین برای اینگونه مسائل راهکار و برنامه دارد و اینگونه اظهار نظرات شما،اطمینان بنده را کامل کرده است که شما فقط از روی احساسات و مبانی ساخته ذهن خودتان می خواهید اظهار نظر کنید و در واقع می خواهید برای این بافته های ذهنی خودتان دلیلی هم پیدا کنید.

قدیما;999228 نوشت:
اگر می فرمایید به دلیل اقلیت بودن دخالت نمی کردند پس تا زمانی که ما از اقلیت بودن خارج نشویم نباید دخالت کنیم.این به نفع استدلال من است.

شما فرض کنید به نفع استدلال شماست.ما که حرفی نداریم.

ولی شما حتما وقتی برای مطالعه در مورد وضعیت دوران ائمه(علیهم السلام) و اوضاع و شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی شیعیان آن دوران اختصاص دهید تا کاملاً متوجه شوید قطعاً و یقیناً امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران آن اقلیت و محدودیت و فشاری که ائمه(علیهم السلام) و شیعیان آن دوران داشته اند،نیست و برای خودش قدرت و شوکت و اقتداری دارد که دشمنان مستکبر را در مقابل خودش عاجز ساخته است.
بله تعداد شیعیان امروزه هم در اقلیت است،ولی نه آن اقلیتی که تحت سختترین فشارهای سیاسی و اقتصادی از طرف حاکمان اموی و عباسی بودند.امروزه شیعیان یمن و حزب الله لبنان هر چند از نظر جمعیت در اقلیت ولی از نظر قدرت و توان دفاعی و سیاسی اگر در اکثریت نباشند قطعا و یقیناً کمتر از دشمنانشان نیستند.

قدیما;999229 نوشت:
من چندتا گزینه می دهم اگر دوست داشتین از این بین انتخاب کنید یا خودتان یک گزینه دیگر بنویسید

1. بیمار بودند

2.در زندان بودند

3.سلاح نداشتند

4.جای جنگ را نمی دانستند

5.اعتقادی به حضور در جنگ دو فاسق نداشتند.

جناب قدیما!
شما اگر به مباحث قبلی درست و با دقت توجه می کردید،متوجه می شدید که این گزینه های مطرح شده شما همه گزینه ها نیست و قرار هم نیست کسی فقط بر اساس گزینه های ساخته شما توجهی کند.مطالعه منطقی و منصفانه تاریخ اسلام و زندگانی ائمه(علیهم السلام) نشان می دهد،اگر آن حضرات در جایی در مقابل هجوم به اسلام ساکت شده و از حاکمان غیر شیعه و غاصب دفاع نکرده اند،یا لزومی نداشته است یا شرایط وجود نداشته است.در مورد جنگ با مسیلمه کذاب هم قطعاً اگر اصل و اساس اسلام در خطر بود امام علی(علیه السلام) ساکت نمی نشستند.

اما نکته جالب اینجاست که حضرتعالی،هر موردی که نشان دهنده حضور و کمک ائمه(علیهم السلام) یا علمای شیعه از حاکمان غیر شیعه بوده است را رد می کنید و فقط اصرار بر موردی دارید که امام علی(علیه السلام) اقدامی نکرده اند.

اینکه شما اصرار دارید به هر نحو ممکن برای بافته های احساسی و ذهنی خودتان دلیلی پیدا کنید،کاری عبث وبیهوده است.در اینگونه مباحث باید بر اساس گزارشات و مستندات تاریخی و در نظر گرفتن دقیق اوضاع و شرایط آن دوران اظهار نظر کرد نه بر اساس احساسات.

قدیما;999229 نوشت:
برای بار هزارم،ثقلین هیچ وقت از بین نمی روند

منظورتان این است چون ثقلین از بین نمی روند،ما نباید کاری انجام دهیم و دست روی دست بگذاریم و دنبال راحت طلبی و زندگی خودمان باشیم؟؟؟!!!!! یعنی جنگهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) با دشمنان ثقلین و جنگهای امام علی(علیه السلام) با ناکثین و قاسطین و مارقین که هدفشان نابودی اسلام و اهل بیت پیامبر بوده است و قیام امام حسین(علیه السلام) و ... از روی بیکاری و ماجراجویی بوده است؟؟؟؟!!!!!!!!

بله ما هم معتقدیم ثقلین باقی خواهند ماند،ولی نه بدون زحمت و ایثار و از خودگذشتگی و رشادت و شهادت بندگان مخلص خدا.

مقداد;999325 نوشت:
ولی شما حتما وقتی برای مطالعه در مورد وضعیت دوران ائمه(علیهم السلام) و اوضاع و شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی شیعیان آن دوران اختصاص دهید تا کاملاً متوجه شوید قطعاً و یقیناً امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران آن اقلیت و محدودیت و فشاری که ائمه(علیهم السلام) و شیعیان آن دوران داشته اند،نیست و برای خودش قدرت و شوکت و اقتداری دارد که دشمنان مستکبر را در مقابل خودش عاجز ساخته است.
بله تعداد شیعیان امروزه هم در اقلیت است،ولی نه آن اقلیتی که تحت سختترین فشارهای سیاسی و اقتصادی از طرف حاکمان اموی و عباسی بودند.امروزه شیعیان یمن و حزب الله لبنان هر چند از نظر جمعیت در اقلیت ولی از نظر قدرت و توان دفاعی و سیاسی اگر در اکثریت نباشند قطعا و یقیناً کمتر از دشمنانشان نیستند.

دوست عزیز من از نوشته های شما نتیجه گرفتم اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

برداشت من از نظر شما درست هست یا خیر !؟

اگر برداشت من درست است مسئله روشن شده، اگر نه بحث را ادامه بدیم تا به نتیجه برسد

قدیما;999473 نوشت:
دوست عزیز من از نوشته های شما نتیجه گرفتم اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

برداشت من از نظر شما درست هست یا خیر !؟

جناب قدیما!
اینکه شما مدام عبارت عمریه را تکرار می کنید،فقط بیانگر احساسی بودن فرمایشات شماست.در حالی که ما اصلا بحثمان فقط روی عمریه نیست.ضمن آنکه شما بخاطر غلبه احساسات اصلا هیچ توجهی به عرایض بنده نداشته و بخاطر عدم اطلاع از تاریخ اسلام و تعالیم نورانی و حیات بخش اهل بیت(علیهم السلام) فقط بر ادعای ساخته ذهن خودتان اصرار دارید.
الان لازم شد علاوه بر مطالعه در مورد تاریخ زندگانی ائمه(علیهم السلام) برای اطلاع از وضعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن دوران،در مورد سیره و رفتار ائمه(علیهم السلام) و توصیه های آنها در مورد چگونگی ارتباط با اهل سنت و به اصطلاح شما عمریه هم مطالعاتی داشته باشید.
از دیدگاه قرآن کریم و اهل بیت(علیهم‌السلام) امامت از آن دسته اصولى نیست که انکار آن به انکار اسلام بیانجامد؛ بلکه اگر کسی شهادتین بر زبانش جاری شود، مسلمان است و هرگز نباید چنین کسی را کافر تلقی کرد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:«وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا [نساء/94] به کسی که نزد شما اظهار اسلام می‌کند نگویید تو مؤمن(مسلمان) نیستی». لذا اهل انصاف هیچ‌گاه نمى‌گویند که اگر سُنى محب اهل بیت(علیهم‌السلام) بود اما شیعه نشد، کافر یا فاسق است.[1]
بهترین راه و روش در برخورد با اهل سنت این است که نگاه کنیم که خود اهل بیت(علیهم‌السلام) چه طور با آنان برخورد کرده‌اند و ما نیز همان سیره را در پیش بگیریم و جلوتر از معصومین(علیهم‌السلام) حرکت نکنیم.
«معاویة بن وهب» می‌گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) درباره چگونگى رفتار با مخالفان پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: «به امامان خویش که خود را پیرو آنان مى‌دانید نگاه کنید و به هر شکلی که آنان رفتار کردند، شما نیز عمل کنید. به خدا سوگند که آنان از مریض‌شان عیادت مى‌کنند و بر جنازه‌هایشان حاضر مى‌گردند و در میان آنان به حق گواهى مى‌دهند و امانت‌شان را به آنان باز مى‌گردانند».[2]
در جای دیگر امام صادق(علیه‌السلام) خطاب به «زید بن حشّام» می‌فرماید: «ای زید، با مردم(اهل تسنن) با اخلاقِ خودشان معاشرت کنید، در مساجدشان نماز بگزارید و مریضان‌شان را عیادت کنید و در تشیع جنازه‌هایشان حاضر شوید و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آن‌ها شوید، این کار را بکنید که اگر شما چنین عمل کردید خواهند گفت: اینان جعفری‌اند، خدا او را رحمت کند چه خوب اصحابش را تربیت کرده است و اگر این امور را ترک نمایید، خواهند گفت: اینان جعفری‌اند، خداوند جزایش را بدهد چه بد اصحابش را تربیت کرده است».[3]
هم‌چنین آن‌قدر وحدت و برادری میان شیعه و اهل سنت از اهمیت بالایی برخوردار است که امام صادق(علیه‌السلام) به پیروان‌شان این‌چنین می‌فرماید:«هر که با آن‌ها (اهل سنت) در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) در صف اوّل نماز خوانده است».[4]
در نتیجه: با توجه به دستور قرآن و آموزه‌های اهل بیت(علیهم‌السلام) اهل سنت نه تنها کافر و فاسق نیستند و برخورد نامناسب با آنان درست نیست، بلکه برادری و رعایت انصاف و حقوق آنان عین ایمان است و کسانی که به هر جهت این آموزه‌ها را ترک می‌کنند و دائما در پی عقده‌گشایی هستند، تنها موجب اختلاف افکنی میان شیعه و سنی هستند و با این کارشان دشمنا اسلام را خشنود می‌نمایند.
___________________________________________
پی‌نوشت
[1]. کتاب الطهارة،امام خمینی، ج3، ص327و330.
[2]. کلینى، الکافى، ج2، ص636.
[3]. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص383؛ وسائل الشیعة، ج8، ص430.
[4]. شیخ کلینی، کافی، ج3، ص380؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص382؛ وسائل الشیعه، ج8، ص299-300.

مقداد;999484 نوشت:

جناب قدیما!
اینکه شما مدام عبارت عمریه را تکرار می کنید،فقط بیانگر احساسی بودن فرمایشات شماست.در حالی که ما اصلا بحثمان فقط روی عمریه نیست.ضمن آنکه شما بخاطر غلبه احساسات اصلا هیچ توجهی به عرایض بنده نداشته و بخاطر عدم اطلاع از تاریخ اسلام و تعالیم نورانی و حیات بخش اهل بیت(علیهم السلام) فقط بر ادعای ساخته ذهن خودتان اصرار دارید.
الان لازم شد علاوه بر مطالعه در مورد تاریخ زندگانی ائمه(علیهم السلام) برای اطلاع از وضعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن دوران،در مورد سیره و رفتار ائمه(علیهم السلام) و توصیه های آنها در مورد چگونگی ارتباط با اهل سنت و به اصطلاح شما عمریه هم مطالعاتی داشته باشید.
از دیدگاه قرآن کریم و اهل بیت(علیهم‌السلام) امامت از آن دسته اصولى نیست که انکار آن به انکار اسلام بیانجامد؛ بلکه اگر کسی شهادتین بر زبانش جاری شود، مسلمان است و هرگز نباید چنین کسی را کافر تلقی کرد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:«وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا [نساء/94] به کسی که نزد شما اظهار اسلام می‌کند نگویید تو مؤمن(مسلمان) نیستی». لذا اهل انصاف هیچ‌گاه نمى‌گویند که اگر سُنى محب اهل بیت(علیهم‌السلام) بود اما شیعه نشد، کافر یا فاسق است.[1]
بهترین راه و روش در برخورد با اهل سنت این است که نگاه کنیم که خود اهل بیت(علیهم‌السلام) چه طور با آنان برخورد کرده‌اند و ما نیز همان سیره را در پیش بگیریم و جلوتر از معصومین(علیهم‌السلام) حرکت نکنیم.
«معاویة بن وهب» می‌گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) درباره چگونگى رفتار با مخالفان پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: «به امامان خویش که خود را پیرو آنان مى‌دانید نگاه کنید و به هر شکلی که آنان رفتار کردند، شما نیز عمل کنید. به خدا سوگند که آنان از مریض‌شان عیادت مى‌کنند و بر جنازه‌هایشان حاضر مى‌گردند و در میان آنان به حق گواهى مى‌دهند و امانت‌شان را به آنان باز مى‌گردانند».[2]
در جای دیگر امام صادق(علیه‌السلام) خطاب به «زید بن حشّام» می‌فرماید: «ای زید، با مردم(اهل تسنن) با اخلاقِ خودشان معاشرت کنید، در مساجدشان نماز بگزارید و مریضان‌شان را عیادت کنید و در تشیع جنازه‌هایشان حاضر شوید و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آن‌ها شوید، این کار را بکنید که اگر شما چنین عمل کردید خواهند گفت: اینان جعفری‌اند، خدا او را رحمت کند چه خوب اصحابش را تربیت کرده است و اگر این امور را ترک نمایید، خواهند گفت: اینان جعفری‌اند، خداوند جزایش را بدهد چه بد اصحابش را تربیت کرده است».[3]
هم‌چنین آن‌قدر وحدت و برادری میان شیعه و اهل سنت از اهمیت بالایی برخوردار است که امام صادق(علیه‌السلام) به پیروان‌شان این‌چنین می‌فرماید:«هر که با آن‌ها (اهل سنت) در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) در صف اوّل نماز خوانده است».[4]
در نتیجه: با توجه به دستور قرآن و آموزه‌های اهل بیت(علیهم‌السلام) اهل سنت نه تنها کافر و فاسق نیستند و برخورد نامناسب با آنان درست نیست، بلکه برادری و رعایت انصاف و حقوق آنان عین ایمان است و کسانی که به هر جهت این آموزه‌ها را ترک می‌کنند و دائما در پی عقده‌گشایی هستند، تنها موجب اختلاف افکنی میان شیعه و سنی هستند و با این کارشان دشمنا اسلام را خشنود می‌نمایند.
___________________________________________
پی‌نوشت
[1]. کتاب الطهارة،امام خمینی، ج3، ص327و330.
[2]. کلینى، الکافى، ج2، ص636.
[3]. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص383؛ وسائل الشیعة، ج8، ص430.
[4]. شیخ کلینی، کافی، ج3، ص380؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص382؛ وسائل الشیعه، ج8، ص299-300.

سلام و عرض ادب

طبق فرمایشات شما

شرکت در نماز جماعت ایشان ،

شرکت در تشییع جنازه ایشان ،

عیادت از مریضان ایشان

و خوش اخلاقی با ایشان

مستحب است

( که معمولا برخورد اکثریت تشیع با اهل سنت خلاف این است)

با توجه به این که امامان در هیچ کدام از جنگ های ایشان شرکت نداشته اند

و ما باید به امامان خود نگاه کنیم و الگو بگیریم

شرکت در جنگ های ایشان واجب نیست که هیچ ، حتی مستحب هم نیست!

مخصوصا جنگی که به ضرر اسلام و در برابر غیر نظامیان باشد

مقداد;999484 نوشت:
اینکه شما مدام عبارت عمریه را تکرار می کنید

عمریه یعنی پیروان آقای عمر بن خطاب و خودشان به پیروی از عمر افتخار می کنند

اهل سنت نمی گویم چون پیرو سنت اسلام نیستند

نقل قول:
بخاطر عدم اطلاع از تاریخ اسلام و تعالیم نورانی و حیات بخش اهل بیت(علیهم السلام) فقط بر ادعای ساخته ذهن خودتان اصرار دارید.

دوست عزیز، این رسم صوفیه و فلاسفه که مخالفین خود را بی سواد و بی اطلاع می دانستند، امروزه کارایی ندارد.

مقداد;999484 نوشت:
لذا اهل انصاف هیچ‌گاه نمى‌گویند که اگر سُنى محب اهل بیت(علیهم‌السلام) بود اما شیعه نشد، کافر یا فاسق است

قبلاً هم عرض کردم منظور من کسانی که مستضعف دینی هستند و در خانه نشستند و بی آزار هستند نیست (اتفاقاً خود دولت ایران به این قشر که بیشتر ساکن بلوچستان و اطراف هستند بی توجه و آنها در فقر بسر می برند و سهم این قشر را حماس بالا می کشد)

مقداد;999484 نوشت:
بهترین راه و روش در برخورد با اهل سنت این است که نگاه کنیم که خود اهل بیت(علیهم‌السلام) چه طور با آنان برخورد کرده‌اند و ما نیز همان سیره را در پیش بگیریم و جلوتر از معصومین(علیهم‌السلام) حرکت نکنیم.

احسنت

پس از مریضانشان عیادت کردن و در مساجد و نمازشان شرکت کردن و با اخلاق خوش معاشرت کردن و امامت جماعت و موذن بودن امده و قبلا هم آوردیم که نصیحتشان هم می کردند تا مردم کشته نشوند و امور دیگری مثل نکاح و تجارت و غیره هم امده، ولی در جنگ هایشان شرکت نکردند و پول و سلاح هم ندادند.

______________________________________________________________

بر گردیم سر اصل موضوع تا انشاءالله بحث زودتر به نتیجه برسد

شما در پست 48 فرمودید شیعیان شرکت نمی کردند چون در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی بودند

پس این نتیجه گیری را قبول دارید یا خیر:

اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر شیعیان اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

شروحیل;999507 نوشت:
سلام و عرض ادب

طبق فرمایشات شما

شرکت در نماز جماعت ایشان ،

شرکت در تشییع جنازه ایشان ،

عیادت از مریضان ایشان

و خوش اخلاقی با ایشان

مستحب است

( که معمولا برخورد اکثریت تشیع با اهل سنت خلاف این است)

علیکم السلام.
مطالبی که بیان شدن فرمایشات ائمه(علیهم السلام) می باشد نه شخص بنده.

شروحیل;999507 نوشت:
با توجه به این که امامان در هیچ کدام از جنگ های ایشان شرکت نداشته اند

و ما باید به امامان خود نگاه کنیم و الگو بگیریم

شرکت در جنگ های ایشان واجب نیست که هیچ ، حتی مستحب هم نیست!

مخصوصا جنگی که به ضرر اسلام و در برابر غیر نظامیان باشد

شما پستهای گذشته را با دقت مطالعه بفرمایید،حتما متوجه علت عدم حضور ائمه(علیهم السلام) در جنگها خواهید شد،ضمن آنکه برای لزوم دفاع از اسلام و نیز واب بودن حمایت از مظلوم در پستهای قبلی به اندازه کافی مستندات را بیان کردیم.

قدیما;999514 نوشت:
عمریه یعنی پیروان آقای عمر بن خطاب و خودشان به پیروی از عمر افتخار می کنند

اهل سنت نمی گویم چون پیرو سنت اسلام نیستند

اینکه شما چه می نامید خیلی مهم نیست.آنچه مهم می باشد بر اساس فرمایشات و سیره معصومین(علیهم السلام)ما آنها را مسلمان میدانیم و بر اساس توصیه ائمه(علیهم السلام) موظفیم با آنها بعنوان یک مسلمان برخورد کنیم.

همانگونه که بارها عرض کردم شما بخاطر غلبه احساسات اظهار نظر می کنید و اصرار هم دارید نظر خودتان را به کرسی بنشانید.حال آنکه در اینگونه مباحث باید بر اساس مستندات گفتگو کرد و اگر واقعاً مسلمان و شیعه هستیم باید بر اساس توصیه های ائمه معصومین(علیهم السلام) رفتار کرد.

قطعاً رفتار بر اساس احساسات و نظرات شخصی انسان را از مسیر حق و حقیقت که همان راه ائمه(علیهم السلام) می باشد،منحرف کرده و به پرتگاه سقوط خواهد کشاند.

قدیما;999514 نوشت:
دوست عزیز، این رسم صوفیه و فلاسفه که مخالفین خود را بی سواد و بی اطلاع می دانستند، امروزه کارایی ندارد.

اینکه صوفیه و فلاسفه چه رسمی داشته اند،محل بحث نیست چون بنده نه صوفی هستم نه اهل فلسفه.بنده فقط بر اساس واقعیتی که از گفتگو با شما بدان رسیده ام عرض کردم شما بخاطر عدم اطلاع از شرایط زمان ائمه(علیهم السلام) و جو اختناقی که بر علیه آن بزرگواران و شیعیان وجود داشته است،انتظار دارید آن بزرگواران در عرصه جهاد بر علیه دشمنان اسلام شرکت می کردند و دست در جیب بیت المال می کردند و برای جهاد هزینه می کردند.

شما اگر واقعا بی اطلاع نبودید،قطعاً چنین موضوعی را اصلا مطرح نمی کردید چون می دانستید که بیت المالی در دست ائمه(علیهم السلام) نبود تا از آن خرج کنند و شیعیان بگونه ای تحت فشار بودند که زندگی عادی خودشان را با سختی و ترس و هراس ادامه می دادند چه برسد بخواهند لشکری آماده کنند برای کمک به حکومت.

قدیما;999514 نوشت:
پس این نتیجه گیری را قبول دارید یا خیر:

اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر شیعیان اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

بر اساس سیره عملی و گفتاری ائمه معصومین(علیهم السلام) و سیره علمای بزرگوار شیعه،دفاع و حمایت از اسلام و نیز مظلومان عالم چه مسلمان چه غیر مسلمان،چه شیعه چه اهل سنت،در صورت امکان و وجود شرایط لازم و واجب می باشد.

آیا حکومت اسلامی می تواند پول بیت المال را صرف دیگر کشورها کند؟

مرزهایی که کشورها را از یکدیگر جدا می کنند، خطوطی فرضی هستند که تنها بر روی کاغذهایی که ترسیم می کنیم، وجود دارند. و امر ثابتی نیز نیستند. بلکه در طی تاریخ بارها و بارها تغییر کرده اند. و نباید به این خطوط اصالت داد. بلکه باید با معیارهای انسانی به دیگران نگریست. که فقدان این نوع نگاه، سبب ایجاد رنج ها و مرارت های بسیاری برای بشر شده است. به عنوان مثال در حالی که برخی کشورها، حجم انبوهی از غذا را به زباله تبدیل می کنند، در مناطقی برخی انسان ها از گرسنگی می میرند. حال آنکه تنها بخشی از غذایی که بیرون ریخته می شود، برای سیر کردن تمام گرسنگان کافیست. و واقعا ممکن نیست کسی ادعای انسان بودن داشته باشد و بتواند چشم خود را بر روی این مسائل ببندد. و به صرف آنکه فاصله مکانی او را از دیگری جدا کرده، نسبت به حال و اوضاع او بی تفاوت باشد.

و قطعا دین به این نوع اخلاقیات توجه نموده و آن را تقویت می نماید. و کما که در حدیث مشهور از پیامبر (ص) آمده است:

کسی که صدای شخصی را بشنود که فریاد دادرسی برآورده مسلمانان را به یاری می طلبد و جواب او را ندهد مسلمان نیست.

و روشن است که در این حدیث، شرط مسلمان بودن طالب کمک وجود ندارد. و قرآن نیز نیکی به غیر مسلمانان (در صورت عدم دشمنی) را محبوب خدای متعال می خواند:

لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸ ممتحنه) خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد.

و حتی اگر نگاه دینی و اخلاقی نیز نداشته باشیم، روشن است که سرنوشت افراد موجود در کشورهای مختلف، با یکدیگر ارتباط دارد. خصوصا در زمانه ای که در آن سخن از دهکده جهانی مطرح می شود. و به همین دلیل می بینیم که کشورهایی که جهان بینی آنها مبتنی بر اصالت لذت است، و جز بهره مندی در دنیا به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند، مبالغ هنگفتی را در کشورهایی غیر از کشور خودشان خرج می کنند.

البته بخشی از این گونه خرج ها، مثل علف دادن به گوسفند، به امید پروار شدن او و بهره مندی از گوشت آن است. که همین گونه سیاست ها، به استعمار معروف شد که با آوردن برخی امکانات نظیر راه آهن و ... در دیگر کشورها، زمینه منافع بیشتر خود را فراهم کردند، اگر چه به ضرر مردم آن کشور باشد.

اما همه کمک ها نیز برای سوء استفاده نیست. مثلا

امروزه می بینیم که اگر کشور مجاور ما، نتواند در بیابان زدایی موفق باشد، ما را دچار معضل ریزگردها می کند.

یا اگر کشورهای اطراف ما نتوانند، برخی گروههای تکفیری و خشونت طلب را مهار کنند، این دشمن روزی به خانه ما خواهد آمد و آن هنگام هزینه های مقابله با آن افزایش خواهد یافت.

یا اگر کشور همسایه ما در فقر شدید و غیر قابل تحملی گرفتار شده باشد، طبیعتا انگیزه مهاجرت غیر قانونی در مردم آن کشور رشد می یابد و این گونه هزینه بیشتری بر ما تحمیل می کنند.

پس برخی هزینه ها، اگر چه در نگاه محدود، برای دیگری است، اما با نگاه وسیع تر به خود ما نیز باز می گردد. حال یا به نوعی برای ما منفعت می آورد یا به نوعی مانع یک زیان می گردد.

مثلا ایجاد یک مکان آموزشی در کشوری ضعیف، می تواند به آن کشور کمک کند که به خود اتکایی برسد. و این گونه هزینه هایش برای ما نیز کم می شود. مثل آنکه از قاچاق مواد مخدر، از مهاجرین غیر قانونی و ... جلوگیری کند.

یا ایجاد راه در کشوری دیگر، ضمن آنکه مورد استفاده مردم آن کشور قرار می گیرد، می تواند مسیر تجارت را برای ما نیز مهیا کند.

بنابراین چه با نگاه انسانی و چه با نگاه منفعت طلبانه دنیوی، کمک به دیگران، امری منطقی است. و از منظر دینی نیز مساله واضح تر است. کسی که تمام دنیا را ملک خدای متعال می بیند و همه انسان ها را بنده خدا می شناسد، نمی تواند در حالی به تجمل گرایی و پرخوری بیفتد که انسانی دیگر از گرسنگی در حال مرگ است.

البته می توان در جایی که شدت نیازها یکسان است، و منابع محدود است، با توجه به نزدیکی و دوری، اولویت بندی هایی نمود. کما اینکه در بعضی از وجوه شرعی، گفته شده که اولویت مصرف آن ها برای مردم همان شهر است.

http://www.soalcity.ir/node/3618

مقداد;999574 نوشت:
بر اساس فرمایشات و سیره معصومین(علیهم السلام)ما آنها را مسلمان میدانیم و بر اساس توصیه ائمه(علیهم السلام) موظفیم با آنها بعنوان یک مسلمان برخورد کنیم.

مگر من گفتم مسلمان نیستند. پیرو سنت اسلام نیستند.مثلاً سه طلاق را در یک مجلس در اسلام یک طلاق حساب می شود که عمریه سه طلاق حساب می کنند

مقداد;999576 نوشت:
بر اساس سیره عملی و گفتاری ائمه معصومین(علیهم السلام) و سیره علمای بزرگوار شیعه،دفاع و حمایت از اسلام و نیز مظلومان عالم چه مسلمان چه غیر مسلمان،چه شیعه چه اهل سنت،در صورت امکان و وجود شرایط لازم و واجب می باشد.

دوست عزیز در کدام قسمت سیره اهل بیت دفاع از فاسق آمده. اگر واجب است چرا آقای خامنه ای زمانی که آمریکا به صدام حمله کرد از اسلام دفاع نکردند،مگر واجب نبود!!!

نقل قول:
کسی که صدای شخصی را بشنود که فریاد دادرسی برآورده مسلمانان را به یاری می طلبد و جواب او را ندهد مسلمان نیست.

قبلاً حدیث امام صادق را آوردم که دو شرط دارد 1. مومن باشند 2. توانایی یاری باشد.

نه اینکه تا یک فاسق در جنگ با فاسق دیگر شکست خورد و مظلوم واقع شد و به ما گفت بیاید کمک، ما هم سرمان را بندازیم پایین برویم یاریش.خب اینگونه که چند ساله منقرض می شویم.اسماعیلیه هم همین کارها را کرد منقرض شدند.

مقداد;999576 نوشت:
آیا حکومت اسلامی می تواند پول بیت المال را صرف دیگر کشورها کند؟

مرزهایی که کشورها را از یکدیگر جدا می کنند، خطوطی فرضی هستند که تنها بر روی کاغذهایی که ترسیم می کنیم، وجود دارند. و امر ثابتی نیز نیستند. بلکه در طی تاریخ بارها و بارها تغییر کرده اند. و نباید به این خطوط اصالت داد. بلکه باید با معیارهای انسانی به دیگران نگریست. که فقدان این نوع نگاه، سبب ایجاد رنج ها و مرارت های بسیاری برای بشر شده است. به عنوان مثال در حالی که برخی کشورها، حجم انبوهی از غذا را به زباله تبدیل می کنند، در مناطقی برخی انسان ها از گرسنگی می میرند. حال آنکه تنها بخشی از غذایی که بیرون ریخته می شود، برای سیر کردن تمام گرسنگان کافیست. و واقعا ممکن نیست کسی ادعای انسان بودن داشته باشد و بتواند چشم خود را بر روی این مسائل ببندد. و به صرف آنکه فاصله مکانی او را از دیگری جدا کرده، نسبت به حال و اوضاع او بی تفاوت باشد.

و قطعا دین به این نوع اخلاقیات توجه نموده و آن را تقویت می نماید. و کما که در حدیث مشهور از پیامبر (ص) آمده است:

کسی که صدای شخصی را بشنود که فریاد دادرسی برآورده مسلمانان را به یاری می طلبد و جواب او را ندهد مسلمان نیست.

و روشن است که در این حدیث، شرط مسلمان بودن طالب کمک وجود ندارد. و قرآن نیز نیکی به غیر مسلمانان (در صورت عدم دشمنی) را محبوب خدای متعال می خواند:

لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸ ممتحنه) خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد.

و حتی اگر نگاه دینی و اخلاقی نیز نداشته باشیم، روشن است که سرنوشت افراد موجود در کشورهای مختلف، با یکدیگر ارتباط دارد. خصوصا در زمانه ای که در آن سخن از دهکده جهانی مطرح می شود. و به همین دلیل می بینیم که کشورهایی که جهان بینی آنها مبتنی بر اصالت لذت است، و جز بهره مندی در دنیا به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند، مبالغ هنگفتی را در کشورهایی غیر از کشور خودشان خرج می کنند.

البته بخشی از این گونه خرج ها، مثل علف دادن به گوسفند، به امید پروار شدن او و بهره مندی از گوشت آن است. که همین گونه سیاست ها، به استعمار معروف شد که با آوردن برخی امکانات نظیر راه آهن و ... در دیگر کشورها، زمینه منافع بیشتر خود را فراهم کردند، اگر چه به ضرر مردم آن کشور باشد.

اما همه کمک ها نیز برای سوء استفاده نیست. مثلا

امروزه می بینیم که اگر کشور مجاور ما، نتواند در بیابان زدایی موفق باشد، ما را دچار معضل ریزگردها می کند.

یا اگر کشورهای اطراف ما نتوانند، برخی گروههای تکفیری و خشونت طلب را مهار کنند، این دشمن روزی به خانه ما خواهد آمد و آن هنگام هزینه های مقابله با آن افزایش خواهد یافت.

یا اگر کشور همسایه ما در فقر شدید و غیر قابل تحملی گرفتار شده باشد، طبیعتا انگیزه مهاجرت غیر قانونی در مردم آن کشور رشد می یابد و این گونه هزینه بیشتری بر ما تحمیل می کنند.

پس برخی هزینه ها، اگر چه در نگاه محدود، برای دیگری است، اما با نگاه وسیع تر به خود ما نیز باز می گردد. حال یا به نوعی برای ما منفعت می آورد یا به نوعی مانع یک زیان می گردد.

مثلا ایجاد یک مکان آموزشی در کشوری ضعیف، می تواند به آن کشور کمک کند که به خود اتکایی برسد. و این گونه هزینه هایش برای ما نیز کم می شود. مثل آنکه از قاچاق مواد مخدر، از مهاجرین غیر قانونی و ... جلوگیری کند.

یا ایجاد راه در کشوری دیگر، ضمن آنکه مورد استفاده مردم آن کشور قرار می گیرد، می تواند مسیر تجارت را برای ما نیز مهیا کند.

بنابراین چه با نگاه انسانی و چه با نگاه منفعت طلبانه دنیوی، کمک به دیگران، امری منطقی است. و از منظر دینی نیز مساله واضح تر است. کسی که تمام دنیا را ملک خدای متعال می بیند و همه انسان ها را بنده خدا می شناسد، نمی تواند در حالی به تجمل گرایی و پرخوری بیفتد که انسانی دیگر از گرسنگی در حال مرگ است.

البته می توان در جایی که شدت نیازها یکسان است، و منابع محدود است، با توجه به نزدیکی و دوری، اولویت بندی هایی نمود. کما اینکه در بعضی از وجوه شرعی، گفته شده که اولویت مصرف آن ها برای مردم همان شهر است.

http://www.soalcity.ir/node/3618

برادر عزیز بالاخره جواب صریح و کوتاه می دهید یا خیر

شما در پست 48 فرمودید شیعیان شرکت نمی کردند چون در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی بودند

پس این نتیجه گیری را قبول دارید یا خیر:

اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر شیعیان اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

لطف کنید اگر دوست داشتید جواب در حد یک بله یا خیر باشد

موفق و سلامت باشید

قدیما;999588 نوشت:
قبلاً حدیث امام صادق را آوردم که دو شرط دارد 1. مومن باشند 2. توانایی یاری باشد.

نه اینکه تا یک فاسق در جنگ با فاسق دیگر شکست خورد و مظلوم واقع شد و به ما گفت بیاید کمک، ما هم سرمان را بندازیم پایین برویم یاریش.خب اینگونه که چند ساله منقرض می شویم.اسماعیلیه هم همین کارها را کرد منقرض شدند.

با سلام.
بنده هم روایاتی را آورده بودم که بصورت عام و مطلق امر به حمایت و دفاع از مظلوم کرده اند.اگر یادتان باشد عرض کردم این موضوع را مستقل مطرح کنید تا کارشناسان مربوطه شما را راهنمایی کنند.

قدیما;999588 نوشت:
پس این نتیجه گیری را قبول دارید یا خیر:

اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی و اقتصادی نباشند می شود کمک به عمریه کرد، اگر شیعیان اقلیت و تحت فشار سیاسی اقتصادی باشند به عمریه کمک نمی شود.حالا اینکه الان هستیم یا نه به قضاوت مردم.

در مطالبی که تا بحال بیان کردم،جای هیچ ابهامی وجود ندارد و فقط لازم است شما احساسات ضد اهل سنتی خودتان را کنار گذاشته و منطقی و بر اساس سیره و روش معصومین(علیهم السلام) اظهار نظر کنید.

مقداد;999605 نوشت:
با سلام.
بنده هم روایاتی را آورده بودم که بصورت عام و مطلق امر به حمایت و دفاع از مظلوم کرده اند.اگر یادتان باشد عرض کردم این موضوع را مستقل مطرح کنید تا کارشناسان مربوطه شما را راهنمایی کنند.

دوست عزیز، وقتی مطلب روشن است و شما نمی خواهید بپذیرید، چرا باید وقت یک کارشناس دیگر را هم بگیرم.

آیات یا راویات عام و مطلق به وسیله یکسری از روایات تخصیص و تقید زده می شوند.

در احادیث شما فقط یاری مظلوم و مسلمان آمده و حدیث من تخصیص زده اگر توانایی داری و طرف مومن است.

مقداد;999606 نوشت:
جای هیچ ابهامی وجود ندارد

الله الله

بالاخره برداشتم درست بود یا خیر

مقداد;999606 نوشت:
بر اساس سیره و روش معصومین(علیهم السلام) اظهار نظر کنید.

شما سیره معصومین را که پول و سلاح به فاسقین دادند برای جنگ را بیاور تا من بتوانم اظهار نظر کنم.

موفق و سلامت باشید

قدیما;999624 نوشت:
دوست عزیز، وقتی مطلب روشن است و شما نمی خواهید بپذیرید، چرا باید وقت یک کارشناس دیگر را هم بگیرم.

آیات یا راویات عام و مطلق به وسیله یکسری از روایات تخصیص و تقید زده می شوند.

در احادیث شما فقط یاری مظلوم و مسلمان آمده و حدیث من تخصیص زده اگر توانایی داری و طرف مومن است.

اتفاقا مطلب خیلی هم روشن نیست.شما نگران وقت کارشناسان نباشید،قطعا در هر موضوعی باید کارشناسان همان موضوع اظهار نظر علمی و مستند کنند.اگر حق با شما بود که چه بهتر ،ما هم چیزی یاد می گیریم.

قدیما;999625 نوشت:
شما سیره معصومین را که پول و سلاح به فاسقین دادند برای جنگ را بیاور تا من بتوانم اظهار نظر کنم.

جناب قدیما!
شما موردی را بصورت مستند و با مراجعه به منابع معتبر بیاور که ائمه(علیهم السلام) امکان کمک مالی و تسلیحاتی به نیروهای مورد تهاجم غیر مسلمانان را داشته اند و دریغ کرده اند،ما هم استفاده می کنیم.

شما از بس روی آنچه در ذهنتان بر اساس احساسات بافته اید،غرق شده اید که اصلا نمی خواهید بپذیرید که ائمه(علیهم السلام) و شیعیان آن دوران در چه شرایطی بوده اند.نه خودتان هیچ اطلاعی از این موضوع دارید نه می خواهید مطالعه کنید.جالب هم این است که بدون اینکه ذره ای اطلاع از آن دوران داشته باشید،مدام بر این ادعا پافشاری می کنید که چرا ائمه(علیهم السلام) کمک مالی و تسلیحاتی نکرده اند.

هر کسی که کمترین مطالعه در مورد زندگانی ائمه(علیهم السلام) و شرایط سخت سیاسی و اقتصادی شیعیان در آن دوران داشته باشد،خوب متوجه می شود که انتظار کمک تسلیحاتی و مالی داشتن از آن بزرگواران،انتظاری بیجا و دور از منطق و واقع بینی است.

مقداد;999652 نوشت:
شما موردی را بصورت مستند و با مراجعه به منابع معتبر بیاور که ائمه(علیهم السلام) امکان کمک مالی و تسلیحاتی به نیروهای مورد تهاجم غیر مسلمانان را داشته اند و دریغ کرده اند،ما هم استفاده می کنیم.

دوست عزیز، تجربه من در بحث ما فرق اسلامی از وهابیت گرفته تا فلاسفه و عرفا به من یاد داده که کسی که نخواهد حقیقت را بپذیرد اگر فرشتگان هم از آسمان بیایند او حقیقت را نمی پذیرد و فکر می کنم در این قضیه هم صادق است.

_________________________________________________________________________________________

امام کاظم یکی از ثروتمندان زمان خود بود که یک سکه سیاه به جنگ هارون الرشید و رومیان کمک نکرد.

اموال امام کاظم(ع):

لیست بلند بالایی است که یک مقدار ان را نقل می کنم:

این است آنچه موسی بن جعفر وقف نمود که مشتمل است بر همه زمین خود که در فلان مکان واقع است (نام آن ذکر نشده) و حدود زمین فلان است که به طور کلی، درخت‏های خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب، پستی و بلندی، عرض و طول، میدان جلوباغ، نهرهای کوچک و بزرگ، مرغزارها، آباد و خراب همه را وقف نموده است. متولّی وقف درآمد آن را پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سی عدد درخت خرما برای فقرای آبادی میان فرزندان موسی تقسیم کند؛ برای هر مرد دو برابر زن. چنانچه یکی از دختران موسی ازدواج کند، سهمی در این صدقه ندارد.وسائل الشیعه ج 3 ص 314
تعداد سی نفر غلام حبشی برای آن حضرت خریداری شد و امام برای آن‏ها مقرّری و حقوق تعیین کرد.قطب‏ الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام المهدی، 1409ق، ج 1، ص312.
کمک‏ها و بخشش‏های مالی حضرت: از جمله فصول درخشان زندگی امام کاظم(ع)، کمک‏ها و بخشش‏های مالی ایشان به فقرا و نیازمندان و درماندگان است. کمک‏ها و بخشش‏های آن امام شامل حال دوستان و دشمنان آن حضرت می‏شد و در عصر خود، ضرب‏المثل بود. مورّخان هدیه معمولی آن حضرت را حدود 200 تا 400 دینار ذکر کرده ‏اند. کشف الغمه فی معرفة الائمّه ج 2، ص 758
محمدبن عبداللّه بکری می‏گوید: قرض‏دار بودم و برای حل آن وارد مدینه شدم و هرچه زحمت کشیدم پولی برای ادای قرض خود به دست نیاوردم. به فکر افتادم به حضرت موسی‏ بن جعفر(ع) مراجعه کنم، گفتم: از راهی خدمت آن حضرت می‏روم که به زمین کشاورزی ‏اش برسم. آن حضرت را با غلام خود در زمین کشاورزی یافتم. وقتی مرا دید، از من با غذایی از گوشت خشک تکه تکه شده که روی غربال بود، پذیرایی کرد. و با هم غذا خوردیم، سپس از من پرسید: چه کار داری؟ من داستان قرض خود را گفتم. حضرت وارد ساختمان شد و زود برگشت و غلامش را کناری فرستاد و دست خود را دراز کرد و همیانی به من داد که سیصد دینار در آن بود.بحار ج 48، ص102
امام به یکی از فقرا، که درخواست کمک کرده بود، پولی داد و به او فرمود: با این پول به تجارت «مازو» (دانه‏ هایی که برای رنگ کردن و دباغی به کار می‏برند) بپرداز؛ زیرا این کالا خشک است و کمتر آسیب می‏بیند.انوارالبهیّه 188

اگر دوست داشتید درآمد امام باقر روحی فداه را هم حساب کنم که یک پاپاسی به عمر بن عبدالعزیز در جنگ با روم کمک نکردند.

آخرش جواب برداشت من را صریح ندادید(:|

قدیما;999656 نوشت:
دوست عزیز، تجربه من در بحث ما فرق اسلامی از وهابیت گرفته تا فلاسفه و عرفا به من یاد داده که کسی که نخواهد حقیقت را بپذیرد اگر فرشتگان هم از آسمان بیایند او حقیقت را نمی پذیرد و فکر می کنم در این قضیه هم صادق است.

این صداقت و اعتراف شما واقعا جای تقدیر و تحسین دارد.اینکه شما بدون توجه به عرایض مکرر بنده همچنان بر انتظار خودتان پافشاری می کنید،به نظر بنده فقط بخاطر غلبه احساسات بر شما می باشد.

جناب قدیما!
کسی منکر اقدامات و خدمات اجتماعی و کمکهای آن حضرت به فقرا نبوده است.بحث روی کمک مالی آن حضرت به خلفا در جنگ با روم می باشد،که شما همچنان بخاطر اصرار بر به کرسی نشاندن ادعای خودتان،هیچ توجهی به عرایض بنده و دلایلی که عرض کردم نکرده اید و البته با صداقت اعتراف کردید که :«کسی که نخواهد حقیقت را بپذیرد اگر فرشتگان هم از آسمان بیایند او حقیقت را نمی پذیرد».

برای درک علت کمک نکردن امام کاظم(علیه السلام) به خلیفه عباسی،فقط کافی است جو سیاسی حاکم در آن دوران را بررسی کنید.متاسفانه شما اصلا نمی خواهید در این مورد چیزی بدانید.ضمن آنکه بنده چند بار از شما تقاضا کردم نمونه ای بیاورید که در همین جنگهای خلفای عباسی با رومیان،جنگ بگونه ای بوده است که اصل و اساس اسلام در خطر بوده یا خود حکومت از حمایت و حفظ سرزمین های خودش ناتوان مانده باشد.اتفاقاً در غالب این جنگها اولا جنگ شدید و جدی نبوده است ثانیاً در غالب موارد هم عباسیان پیروز جنگ بودند.یعنی جنگ عباسیان با رومیان بگونه ای بوده است که اصلا هیچ نیازی به اعزام نیروهای مردمی نبوده است و خود نیروهای نظامی خلافت عباسی از عهده جنگ بر می آمده است.این جنگ ها، مانند جنگ های زمان امویان چندان شدید نبود و بیشتر برای تهدید و ارعاب رومیان و بازداشتن آنها از حمله و گاه تصرف برخی از نقاط استراتژیک بود.پس هیچ لزومی برای حضور یا فتوای جهاد از طرف امام کاظم(علیه السلام) وجود نداشته است.
علاوه بر این تمام تلاش حاکمان اموی و عباسی بر این بوده است که ائمه(علیهم السلام) را تحت شدیدترین نظارتها داشته باشند و تا حد امکان از هر نوع ارتباط شیعیان با آن حضرات و حضور آن بزرگواران در عرصه های سیاسی و اجتماعی ممانعت کنند.زندانی کردن امام کاظم(علیه السلام) برای چندین نوبت تا جایی که حداقل مدت زندانی بودن آن حضرت و سرانجام شهادت در زندان هارون الرشید را چهار سال نقل کرده اند.
دوران امامت امام کاظم(علیه السلام) هم‏زمان با تثبیت حاکمیت عباسی و قیام‏های متعدد علویان علیه عباسیان است، از این‏رو با سخت‏گیری بیشتری نسبت به شیعیان برخورد می‌شد، چون قیام مسلحانه و آشکار علویان- همانند واقعه فخ- سبب هراس عباسیان از شکل‏گیری یک جریان قوی علوی گردید، فشار آنان به جریان‏های فکری مخالف، افزایش بیشتری یافت.
از همین روی، امام کاظم(علیه السلام) سیاست تقیه را پیشه کردند و از هر نوع افشای اسرار و روابط با شیعیان و آشکار نمودن آیین و امور عبادی و مذهبی شیعه، جلوگیری نمودند؛ تا جایی‌که حتی گاه در احادیث منقول از حضرت، نام ایشان حذف و با عبارت «عن الرجل» نقل شده است تا از انتساب آشکار روایت به امام کاظم(علیه السلام) جلوگیری شود. امام(علیه السلام) نیز توصیه می‏کردند که اگر از شیعیان کسی به حدی از رشد عقلانی رسیده که بتواند با بردباری اسرار ولایت الهی را نگاه دارد، امامت مرا با او در میان گذارید، وگرنه چنین نکنید.
در کنار سیاست تقیه و پنهان‏کاری، امام(علیه السلام) به گسترش سازمان وکالت پرداختند تا بدین‏رو ارتباط‌های شیعیان با امام(علیه السلام) گسسته نشود. دلیل روشن بر گستردگی و افزایش فعالیت سازمان وکالت در عصر امام کاظم(علیه السلام) افزایش وجوهاتی است که شیعیان پرداخت می‏کردند؛ چنان‌که گزارش‏های فراوانی از توزیع اموال و وجوه زیاد امام(علیه السلام) بین شیعیان و مستمندان مسلمان حکایت دارد. امام(علیه السلام) وکلایی در شهرهای مختلف عراق، حجاز و ایران داشتند. ایشان در مصر نیز وکیلی به نام عثمان بن عیسی داشتند که رابط و هماهنگ‏کننده شیعیان با آن‌حضرت بود.

پس اگر کمی منصفانه و منطقی و واقعبینانه به تاریخ نگاه کنیم،با تمام وجود متوجه این واقعیت خواهیم شد که اولاً امام کاظم(علیه السلام) و شیعیان امکان حضور در عرصه سیاسی و اجتماعی را نداشتند،چرا که تمام تلاش خلفای عباسی دور داشتن ائمه(علیهم السلام) و شیعیان از عرصه های سیاسی و اجتماعی بود.ثانیاً در طول این مدت هیچ جنگ جدی ای اتفاق نیفتاده است که نیاز به حضور نیروهای مردمی باشد چه برسد به اینکه لازم باشد برای حفظ اسلام و مسلمین امامام شیعه(علیهم السلام) و شیعیان بخواهند وارد میدان شوند.

مقداد;999701 نوشت:
هیچ توجهی به عرایض بنده و دلایلی که عرض کردم نکرده اید

دوست عزیز از کدام عرایض و دلایل صحبت می کنید. کل حرف شما در طول بحث یا این بوده که من از سیره اطلاع ندارم یا اینکه شرایط در آن زمان سخت بوده.چرا یک حرف را اینقدر تکرار می کنید

آن دلایلی که آوردید را با فونت قرمز درشت بنویسید تا من بگویم کجا و چند بار جواب دادم.

به جای این حرفا مثلاً حدیث بیاورید که امام 300 درهم به ابوبکر داد تا با مسیلمه بجنگد یا سلاح داد یا خود مشارکت کرد یا امام معصوم به زراره فرموده باشند شرایطش مهیا نیست که ما در جنگ شرکت کنیم.

به جای متهم کردن دیگران به بی اطلاعی، 110 جلد بحار را با 85 هزار حدیث باز کنید و در نزدیک 340 سال سیره نقل شده چند حدیث کمک به جنگ های عمریه پیدا کنید.

مقداد;999701 نوشت:
ضمن آنکه بنده چند بار از شما تقاضا کردم نمونه ای بیاورید که در همین جنگهای خلفای عباسی با رومیان،جنگ بگونه ای بوده است که اصل و اساس اسلام در خطر بوده یا خود حکومت از حمایت و حفظ سرزمین های خودش ناتوان مانده باشد

چند بار این جمله اصل و اساس اسلام را تکرار می کنید و من چند بار باید توضیح بدم . اصل اسلام که ثقلین است به وعده الهی همیشگی است ولی در این جنگ ها تا دلتان بخواهد شکست و کشته شدن عمریه و تحت حاکمیت قرار گرفتن مسلمانان زیر سلطه غیر مسلمانان بوده و شیعیان دخالت نکردند.

مقداد;999701 نوشت:
اتفاقاً در غالب این جنگها اولا جنگ شدید و جدی نبوده است ثانیاً در غالب موارد هم عباسیان پیروز جنگ بودند.یعنی جنگ عباسیان با رومیان بگونه ای بوده است که اصلا هیچ نیازی به اعزام نیروهای مردمی نبوده است و خود نیروهای نظامی خلافت عباسی از عهده جنگ بر می آمده است.این جنگ ها، مانند جنگ های زمان امویان چندان شدید نبود و بیشتر برای تهدید و ارعاب رومیان و بازداشتن آنها از حمله و گاه تصرف برخی از نقاط استراتژیک بود.پس هیچ لزومی برای حضور یا فتوای جهاد از طرف امام کاظم(علیه السلام) وجود نداشته است

دوست عزیز همانطور که فرمودید در این جنگ ها شکست و پیروزی بوده که اصلاً هم ربطی به کمک به جبهه اسلام طبق مبنا شما ندارد. امام می تواستند کمک مالی یا سلاح به جبهه اسلام کنند و نکردند. در سخترین شرایط که دیگر مثل آن اتفاق نیافتاد که جنگ مسیلمه کذاب بود هم امامان کمک نکردند در شرایط پیروزی هم کمک نکردند.

زمان جنگ تحمیلی پیرزن ها بادام و پسته بسته بندی می کردند و به جبهه اسلام می فرستاند در حالی که جنگ محتاج پسته آنها نبود، یعنی امامان شیعه از پیرزن خانه نشین هم ناتوان تر بودند.

چرا به جای این دلایل سست نمی خواهید قبول کنید که امامان اعتقادی به مشارکت در این جنگ ها نداشتند.

مقداد;999701 نوشت:
از همین روی، امام کاظم(علیه السلام) سیاست تقیه را پیشه کردند و از هر نوع افشای اسرار و روابط با شیعیان و آشکار نمودن آیین و امور عبادی و مذهبی شیعه، جلوگیری نمودند

کمک کردن به جنگ از امور اختصاصی شیعه مثل متعه نیست که بگوییم اگر فلان شیعه یا امام کمک می کردند مشخص می شد شیعه هستند، اتفاقاً با کمک نکردن ممکن بود به شیعه بودن متهم شودند، چرا که سیره امامان کنارگیری از این جنگ ها بود.

_____________________________________________________________________________

بحث بیهوده کش پیدا کرده و حوصله من هم از بس سوال های تکراری را جواب دادم سر رفته.

سیره امامان در کناه گیری از جنگ ها مشخص است.

پاسخ برداشت من را صریح ندادید، سکوت هم علامت رضاست، پس برداشت من صحیح است

در پست 48 فرمودید شیعیان به دلیل اینکه در اقلیت بودند و تحت فشار سیاسی و اقتصادی در این جنگ ها شرکت نمی کردند، پس طبق مبنا شما اگر شیعیان در اقلیت و فشار سیاسی بودند به عمریه کمک نمی شود. حالا قضاوت با خود مردم که آیا ما در شرایط سخت سیاسی و اقتصادی هستیم یا خیر که به فاسقین حماس که طرفدار صدام و آل سعود هستند کمک می کنیم.

مطلب من در اثبات کناه گیری امامان از جنگ های خارج از تشیع دوازده امامی تکمیل شده، اگر مطلب جدیدی باشد پاسخ می دهم اگر هم تکراری باشد که هیچ.

قدیما;999718 نوشت:
مطلب من در اثبات کناه گیری امامان از جنگ های خارج از تشیع دوازده امامی تکمیل شده، اگر مطلب جدیدی باشد پاسخ می دهم اگر هم تکراری باشد که هیچ.

با سلام.
بنده هم معتقدم آنچه گفتنی بوده است،گفته شد و خود کاربران قضاوت خواهند کرد.ادامه دادن بحث با توجه به اصرار شما بر خواسته احساسیتان در مورد کمک به اهل سنت که اصرار هم دارید آنها را عمریه بخوانید،فایده ای نخواهد داشت.
چون هم در مورد اصل لزوم حمایت از مظلومان به اندازه کافی صحبت شد،هم در مورد دلایل عدم حضور ائمه(علیهم السلام) و شیعیان در جنگهای زمان خلفای اموی و عباسی بیش از حد نیاز صحبت شد.به فرموده شما:کسی که نخواهد حقیقت را بپذیرد اگر فرشتگان هم از آسمان بیایند او حقیقت را نمی پذیرد و فکر می کنم در این قضیه هم صادق است.

با عرض سلام و ادب@};-

نقل قول:
- در حدیثی از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لَلْمُسْلِمینْ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»(1)؛ (هر کس صداى مظلومى را بشنود که از مسلمانان کمک مى طلبد، و به کمک او نشتابد مسلمان نیست).
این روایت نیز عام است و شامل غیر مسلمانان نیز مى شود. بنابراین، طبق روایت فوق هر کس نداى مظلومیّت مظلومى را بشنود، و استغاثه اش به گوش او برسد، و توانایى یارى رساندن به او را داشته باشد، و به یاریش نشتابد مسلمان نیست.بنابراین وقتی طبق عمومیت این روایت دفاع از مظلوم غیر مسلمان ،بر مسلمانان لازم است،قطعا و یقیناً به طریق اولی دفاع از مسلمانی که مظلوم واقع شده و مورد تهاجم بیگانگان قرار گرفته بر ما لازم و واجب خواهد بود و این موضوع محدود به منطقه جغرافیایی خاصی هم نمی شود.

این موضوع در مورد مسلمانان آنقدر مهم می باشد که در کتاب شریف کافی بابی داریم تحت عنوان « الاهتمام بأمور المسلمين و النصيحة لهم و نفعهم».

- امام على(علیه السلام) خطاب به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و حسین(علیهما السلام) فرمود: «کُونا لِظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»(2)؛ دشمن ظالم و یار و کمک کار مظلوم باشید.
در این روایت نیز سخنى از مسلمانان نیست، بنابراین، دفاع از مظلوم وظیفه هر مسلمانى است؛ هر چند مظلوم، غیر مسلمان باشد.حال اگر مظلوم مسلمان باشد که بطریق اولی بر همه مسلمانان بخصوص شیعیان که پیرو واقعی معصومین(علیهم السلام) هستیم لازم و واجب است از آن مسلمانی که مورد ظلم قرار گرفته است دفاع کنیم.

با این تفاسیر مانده ام که ما را چه شده که در دفاع از مظلوم و برادر و خواهر مسلمانمان در حال تبعیض قائل شدنیم...

گویا خون مسلمانان فلسطین و یمن و... رنگین تر از مسلمانان اویغور چین و میانمار است که توسط مسئولین ارشد نظام نه حرفی از آنها هست و نه حمایتی...
ای کاش آنها که تمام وقت و انرژی خود را برای عدم تصویب fatf گذاشتن تا مانع حمایت ما از گروه های جهادی نشود کمی هم برای حمایت از مسلمانان چین و میانمار وقت و انرژی می گذاشتند.
ایکاش رسانه میلی که تمام تلاشش برای نشان دادن مظلومیت فلسطین و یمن و... هست و چهره رژیم های جنایت کار منطقه را رسوا میکند کمی هم به دور از اغراض سیاسی و ... در مورد حمایت دولت های کمونیست روسیه و چین از دولت میانمار در سازمان ملل گزارش تهیه میکردند...

اگر به عنوان کشور مسلمان که پرچم توحید را برافراشتیم و به غیر خدا دل نبستیم، اما در عمل احتمالا برای بقای حکومت دل به حمایت دولتهای ظالم و کافر دوخته ایم و چشم بر روی جنایتهای آنها بستیم به یقین در مسلمانی و راه و روشمان باید تجدید نظر کنیم...

امام رضا(ع) می فرمایند:«همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود.»

شما ای مردمان، مسافری هستید به سوی پروردگار خویش،
پیوسته در سیر تا به او در رسید، آنگاه او شما را باخبر خواهد کرد که همۀ اختلافات و جنگ و نزاع شما در مسائل دین هیاهوی بسیار برای هیچ بوده است.

شما جوهر دین که «بزرگداشت فرمان خدا» و «شفقت بر خلق عالم است» رها کردید و به جان هم افتادید..
و چه نقشهای اهریمنی در نمایشنامۀ عالم بازی کردید که جزشیطان حسود هیچکس را از آن سودی نبود ...

به جای خواندن و عمل کردن قرآن، بحث در حدوث و قدم در قرآن کردید..

و به جای رفتن به معراج همراه رسول، قیل‌وقال راه انداختید که جسمانی بوده است یا روحانی،

به‌جای قولها را شنیدن و بهترین را برگزیدن، گلوی یکدیگر را فشردید که تو خاموش باش تا من سخن بگویم،

به‌جای خدمت و برآوردن نیازهای یکدیگر و به‌جای آنکه همگی در مسجد این عالم به سجود و ستایش پروردگار پردازید، فرقه فرقه شدید...
از کتاب ۳۶۵ روز در صحبت قران
دکتر الهی قمشه‌ای

msn;999986 نوشت:
با این تفاسیر مانده ام که ما را چه شده که در دفاع از مظلوم و برادر و خواهر مسلمانمان در حال تبعیض قائل شدنیم...

گویا خون مسلمانان فلسطین و یمن و... رنگین تر از مسلمانان اویغور چین و میانمار است که توسط مسئولین ارشد نظام نه حرفی از آنها هست و نه حمایتی...

عرض سلام و ادب.
قطعاً در دفاع و حمایت از مظلومان بخصوص مسلمانان مورد ظلم قرار گرفته،هیچگونه تبعیضی وجود ندارد و نباید داشته باشد.اما حتما این عرض بنده را تصدیق خواهید کرد که نوع کمک و حمایت و میزان آن بستگی به شرایطی دارد.
اینکه نظام مقدس جمهوری اسلام در مورد برخی کشورها می تواند کمک مالی و نظامی و بهداشتی و ... انجام دهد و در مورد برخی کشورها بخاطر مسائل مختلف امکان چنین حمایتی وجود ندارد.وقتی حکومتی به شدت با ارسال هرگونه کمک به مردم تحت ظلم در کشورش مخالفت می کند و هیچ مسیری هم برای رساندن کمک ها به مردم تحت ستم وجود ندارد،طبیعتاً کشور اسلامی ایران نمی تواند آنگونه که لازم است انجام وظیفه کند.متاسفانه شما و امثال شما بدون توجه به این مسائل،بجای درک واقعیت،نظام را متهم به تبعیض و ...می کنید.

ضمن آنکه ظاهراً شما نخواسته و یا واقعاً نتوانستید از موضع حمایتی ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال مسلمانان میانمار و جاهای دیگر مطلع شوید.جهت اطلاع شما،برخی از موضعگیری ها و اقدامات نظام در قبال مردم میانمار را عرض می کنیم:

- اختصاص ۱۰ میلیارد ریال کمک به آوارگان مسلمان و مظلوم میانمار در پی نامه‌ی رئیس و نماینده‌ی ولی‌فقیه در جمعیت هلال احمر به رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص شرایط وخیم مسلمانان روهینگیا در اثر حوادث فاجعه‌آمیز میانمار، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبلغ ۱۰ میلیارد ریال به‌عنوان کمک به آوارگان مظلوم و بی‌پناه میانمار اختصاص دادند.

- سپاه پاسداران در بیانیه‌ای ضمن اعلام آمادگی برای هرگونه مشارکت در کمک به آوارگان میانماری تأکید کرد که پشتیبانی از مسلمانان مظلوم میانمار مسئولیت تاریخی و اجتناب‌ناپذیر همه ملل و جوامع است:
این بیانیه در پایان با دعوت از اقشار و آحاد مختلف مردم مسلمان و انقلابی ایران و دیگر ملل اسلامی برای ایجاد یک اعتراض جهانی مؤثر علیه جنایات میانمار تأکید کرده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پشتیبانی از مسلمانان مظلوم میانمار و رساندن فریاد مظلومیت آنان به گوش جهانیان را مسئولیت تاریخی و اجتناب ناپذیر همه ملل و جوامع دانسته و با اعلام آمادگی برای هر گونه مشارکت و نقش پذیری در حمایت و کمک به آوارگان و آسیب دیدگان این جنایت از دولت محترم جمهوری اسلامی انتظار دارد در ادامه تلاش های جاری خود با فعال سازی ابزارهای دیپلماسی انقلابی، ظرفیت ها و اراده جامعه بین الملل و سایر کشورهای اسلامی برای چاره اندیشی و نجات مسلمانان روهیگیایی که غالب آنان از برادران و خواهران اهل تسنن هستند را به صحنه آورده و مانع انقراض انسانیت و رواج نوع جدیدی از تروریست علیه امت اسلامی شوند.

- رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در بیانیه ای کشتار مسلمانان مظلوم میانمار را محکوم کرد . آیت‌ الله هاشمی شاهرودی در این بیانیه آورده : کشتار وسیع و وحشیانه مسلمانان مظلوم میانمار در میان سکوت مرگبار مدعیان حقوق انسان ؛ جهان اسلام را عزادار و انسانیت را سرافکنده کرده است . نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری در این بیانیه از دولتهای اسلامی هم خواسته با تلاش مجدانه در راستای توقف این جنایت غیر انسانی و احقاق حقوق مردم مظلوم میانمار اقدام کنند .

- روسای جمهور ، مجلس و قوه قضائیه بطور جداگانه کشتار مسلمانان روهینگیایی در میامنار را محکوم و بر لزوم توقف هرچه سریعتر این جنایت تاکید کردند .

- آیات عظام صافی گلپایگانی ، مکارم شیرازی و سبحانی در پیام هایی جنایات وحشیانه علیه مسلمانان میانمار را محکوم کردند .

- ورود جمهوری اسلامی ایران به صحنه میانمار موجب شد، سازمان ملل کمک های انسان دوستانه خود به آوارگان و خانواده های جان باختگان میانماری را افزایش دهد و مهمتر اینکه تهران از طریق رایزنی با همسایگان میانمار تلاش کرد به پناهندگان مسلمان میانماری اجازه ورود دهند تا از خطر مرگ و کشتار رهایی یابند.

پس اینکه با قاطعیت می گویید ایران بین مظلومان تبعیض قائل می شود یا ناشی از بی اطلاعی شما از واقعیتهاست یا اینکه با انگیزه های خاصی در صدد طرح این ادعای باطل هستید.البته بنده احتمال اول را قویتر می دانم.چون موارد بسیاری اتفاق می افتد که افرادی بخاطر بی اطلاعی و تحت تاثیر شنیده های بی پایه و اساس،بخاطر غلبه احساسات آن شنیده دروغ را باور و بر اساس همان هم موضعگیری می کنند.حال آنکه با کمی بررسی بی پایه و اساس بودن آن شنیده ها روشن می شود.

اما نکته مهمی که معمولا بخاطر برخی انگیزه ها و غلبه احساسات د رافراد مورد غفلت قرار می گیرد این است که: مسئله‌ی فلسطین و اشغال سرزمین‌های اسرائیلی توسط رژیم غاصب، با شرایط مسلمین در تمامی دنیا متفاوت است. اسرائیل پایگاه نظامی آمریکا (صهیونیسم بین‌الملل) در منطقه می‌باشد که شعار به اصطلاح در پی تحقق شعار «از نیل تا فرات» است. قصد نهایی آمریکا از وجود و تقویت اسرائیل، ایجاد خاورمیانه‌ی جدید [که ایران هم جزء آن است] به محوریت و سرپرستی اسرائیل است. و به اذعان خودشان، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین دشمن و دغدغه‌ی اسرائیل، نه تنها در منطقه، بلکه در تمامی جهان، جمهوری اسلامی ایران به رهبری ولایت و حمایت مردم است. حال به غیر وظیفه‌ی دینی، اگر فقط به صرف نگاه سیاسی و ضرورت دفاع از کشور توجه کنیم، آیا باید ایران نهایت سعی خود را در مهار رژیم اشغالگر بنماید یا خیر؟ این همان موضعی است که آمریکا، انگلیس و صهیونیسم بین‌الملل با آن مخالفند و وابستگان داخلی آنها نیز در با دامن زدن به «جنگ روانی یا همان جنگ نرم» مترصد تضعیف آن هستند.

پرسش:
آیا امامان و علما متقدم در طول تاریخ تشیع اقدام به حمایت از یگ گروه یا کشور غیر شیعه امامی کردند؟در صورت مثبت بودن جواب،پس چرا امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران تبعیض قائل شده و به مسلمانان کشوری مثل میانمار هیچ کمکی نمی کند؟

پاسخ:
در مورد سیره ائمه(علیهم السلام) در این مورد خاص باید دقت داشته باشیم که ائمه(علیهم السلام) عملا نقشی در حکومت و اعمال قدرت در مسائل حکومتی نداشتند.از میان ائمه(علیهم السلام) فقط امام علی(علیه السلام) برای مدتی حدود پنج سال حکومت کردند که این مدت هم عملا صرف سه جنگ داخلی ای شد که توسط ناکثین و قاسطین و مارقین بر علیه حکومت مشروع و قانونی آن حضرت شکل گرفته بود.بقیه ائمه(علیهم السلام) هم هیچ قدرت و نیرو و نقشی در اعمال حکومت نداشتند.پس نباید در عمل شاهد حضور آن بزرگواران در نبردهایی که بین حکومت اسلامی با دشمنان غیر مسلمان اتفاق می افتاد،باشیم.
ائمه(علیهم السلام) در دوران حیاتشان در بدترین شرایط زندگی می کردند و دستگاه حاکم به شدت از حضور آن حضرات و ایفای نقش آنها در مسائل اجتماعی ممانعت می کرد.دستگاه حکومت چه بنی امیه و چه بنی عباس شدیدترین نظارت و کنترل را نسبت به ائمه(علیهم السلام) و رفت و آمدهای شیعیان با آن بزرگواران انجام می دادند و بارها به بهانه رسیدن اخباری مبنی بر رسیدن اموال قابل توجه به دست آن حضرات،دستور به بررسی و تفتیش محل سکونت آن بزرگواران می دادند که بیان نمونه های این نوع برخورد در این مجال نمی گنجد.
پس اصلاً نباید انتظار حضور یا کمک مالی ائمه(علیهم السلام) به دستگاه حکومت را برای مقابله با حمله دولتهای غیر مسلمان داشته باشیم.چرا که :
اولاً بیت المال و تمام سرمایه های سرزمین های اسلامی در اختیار خلیفه بوده است.
ثانیاً بخاطر شدت عمل خلفا بر علیه ائمه(علیهم السلام) و شیعیان،تعداد شیعیان در اقلیت بوده است.
ثالثاً خود دستگاه خلافت به شدت از حضور ائمه(علیهم السلام) و شیعیان در مسائل حکومتی و اجتماعی ممانعت می کردند.
رابعاً علاوه بر موارد فوق،در زمان حیات ائمه(علیهم السلام) هیچ جنگی که اصل و اساس اسلام و حکومت اسلامی را با خطر جدی مواجه کرده باشد،سراغ نداریم.
منتهی دلایل فراوانی از فرمایشات معصومین(صلوات الله علیهم) داریم مبنی بر اینکه هرگاه مسلمانان یا حکومت اسلامی و حتی غیر مسلمانان مورد ظلم و تجاوز قرار گرفتند،بر همه مسلمانان واجب و لازم است که از مظلومان مورد تهاجم و حکومت اسلامی دفاع و حمایت کنند.در سیره علمای شیعه هم که قطعا و یقیناً برگرفته از تعالیم متعالی معصومین(علیهم السلام) است نمونه هایی داریم که هنگام تهاجم حکومتهای غیر مسلمان به حکومتهای اسلامی غیر شیعه،آن بزرگواران فتوای جهاد در دفاع از حکومت اسلامی غیر شیعه داده اند.
در ادامه ابتدا به چند نمونه از توصیه های معصومین(علیهم السلام) و سپس سیره عملی علمای شیعه اشاره خواهیم کرد:
روایات مربوط به لزوم حمایت از مظلومان مورد تهاجم و ظلم قرار گرفته:
- در حدیثی از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لَلْمُسْلِمینْ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»(1)؛ هر کس صداى مظلومى را بشنود که از مسلمانان کمک مى طلبد، و به کمک او نشتابد مسلمان نیست.
این روایت عام است و شامل غیر مسلمانان نیز مى شود. بنابراین، طبق روایت فوق هر کس نداى مظلومیّت مظلومى را بشنود و استغاثه اش به گوش او برسد، و توانایى یارى رساندن به او را داشته باشد، و به یاریش نشتابد مسلمان نیست.بنابراین وقتی طبق عمومیت این روایت دفاع از مظلوم غیر مسلمان ،بر مسلمانان لازم است،قطعا و یقیناً به طریق اولی دفاع از مسلمانی که مظلوم واقع شده و مورد تهاجم بیگانگان قرار گرفته بر ما لازم و واجب خواهد بود و این موضوع محدود به منطقه جغرافیایی خاصی هم نمی شود.
این موضوع در مورد مسلمانان آنقدر مهم می باشد که در کتاب شریف کافی بابی داریم تحت عنوان « الاهتمام بأمور المسلمين و النصيحة لهم و نفعهم».
- امام على(علیه السلام) خطاب به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و حسین(علیهما السلام) فرمود: «کُونا لِظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»(2)؛ دشمن ظالم و یار و کمک کار مظلوم باشید.
در این روایت نیز سخنى از مسلمانان نیست، بنابراین، دفاع از مظلوم وظیفه هر مسلمانى است؛ هر چند مظلوم، غیر مسلمان باشد.حال اگر مظلوم مسلمان باشد که بطریق اولی بر همه مسلمانان بخصوص شیعیان که پیرو واقعی معصومین(علیهم السلام) هستیم لازم و واجب است از آن مسلمانی که مورد ظلم قرار گرفته است دفاع کنیم.

- نمونه دیگر دعای امام سجاد(علیه السلام) برای مرزبانان است(دعای 27 صحیفه سجادیه).با اینکه آنها نیروهای دستگاه ظالم اموی بودند و امویان دشمنان جنایتکار و ظالمی برای اهل بیت و شیعان بودند.ولی چون آنها در حال دفاع از جامعه و حکومت اسلامی در مقابل حملات احتمالی غیر مسلمانان بودند،امام سجاد(علیه السلام) برای آنها مستقلا دعا می کنند.
بنابراین بر اساس روایات که فقط به چند نمونه اشاره کردیم،حمایت از کسانی که مظلوم واقع شده و از طرف قدرتهای ظالم و زورگو مورد تهاجم قرار گرفته اند،بر همه مسلمانان لازم و واجب است و این دفاع و حمایت هم محدود به زمان و محدوده جغرافیایی خاصی نمی باشد.

اما سیره عملی علمای شیعه:
مهمترین و بارزترین نمونه عینی و واقعی حمایت و دفاع تمام قد علمای بزرگ شیعه از یک دولت و حکومت مسلمان غیر شیعی در مقابل هجوم بیگانگان،فتوای جهاد علمای شیعه در دفاع از حکومت عثمانی در مقابل حمله انگلیس در جریان جنگ جهانی اول می باشد.با اینکه دولت عثمانی معمولا با شیعیان برخورد متعصبانه داشت.
از باب نمونه متن فتوای علمای شیعی مقیم کاظمین را بیان می کنیم:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
اي مردم مسلمان! امروز دولت اسلامي عثماني تنها دولت مدافع از حوزه مسلمين است. او در ابتدا خود را بي‌طرف اعلام كرده، تمامي نيروهاي خود را براي حفظ مرزهاي مسلمين و جلوگيري از تجاوز دول درگير در هنگام ضرورت آماده ساخت. به درستي كه روس و انگليس و فرانسه جنگ را بدون هيچ‌گونه سابقه و علتي بر او اعلان كردند و روس‌ها با ناوگان دريايي به مرزهاي زميني او تعرض كردند كه به ياري خداوند به وسيله نيروهاي موجود دفع گرديد و در دريا و زمين بر آنها فائق آمد. در سايه خداوند، در آينده نيز بر آنها غلبه خواهد كرد. نتيجه اين جنگ گرايش مسلمين به سوي ذلت يا شرف و يا به سوي مرگ يا حيات است. بدون شك جنگ طولاني خواهد بود و ميدان‌هاي نبرد به تدريج توسعه مي‌يابد... در اين زمان دولت به قدرت زياد نيازمند است تا به وسيله آن بتواند دشمن خدا و دين را بترساند و مرزهاي مسلمين را حفظ نمايد. پس امروز واجب شرعي و ديني بر هر فرد مسلمان به خصوص كساني كه در آن حدود ساكن هستند و يا در مجاورت آنها قرار دارند، كه دست مساعدت و همكاري را به سوي آن دراز بكنند.
نکته مهمتر و قابل توجه این است که حتی برخی از فقها فرزندان خودشان را هم به جهاد فرستادند.
در سامراء «آيت‌الله محمدتقي شيرازي» يكي از علماي برجسته عالم تشيع، فتاوي متعددي بر ضد انگليس صادر كرد. او همچنين فرزند خود شيخ‌محمدرضا را به نيابت از خود به كاظمين فرستاد تا به صف مجاهدان بپيوندد.
فرزندان برخی از علما هم در جنگ بر علیه انگلیس در دفاع از حکومت سنی مذهب عثمانی به شهادت رسیدند.سيدمحمد طباطبايي فرزند ارشد آيت‌الله سيدكاظم طباطبايي كه به عنوان يك مجاهد، همپاي علما و كاروان‌هاي داوطلب در جاي جاي جبهه‌هاي نبرد حضور فعال داشت، با تكيه بر فتواي پدر نقش بسزايي در تهييج و تحريك عشاير داشت و با توزيع اعلاميه‌ها و حكم جهاد در جبهه‌ها بر حضور در آنجا تأكيد مي‌كرد. او در نهايت در راه دفاع از مصالح اسلام و مسلمين به شهادت رسيد.

برای مطالعه در مورد دفاع علمای شیعه از حکومتهای اسلامی در مقابل بیگانگان مطالعه کتب زیر را توصیه می کنیم:
- رجبي، محمدحسن، رسايل و فتاوي جهادي .
- سلمان الجبوري، كامل، السيدمحمدكاظم‌اليزدي سيرته و اضواء علي مرجعيته.

اما در مورد تبعیض در کمک به مسلمانان:
قطعاً در دفاع و حمایت از مظلومان بخصوص مسلمانان مورد ظلم قرار گرفته،هیچگونه تبعیضی وجود ندارد و نباید داشته باشد.اما باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که نوع کمک و حمایت و میزان آن بستگی به شرایطی دارد.
نظام مقدس جمهوری اسلام در مورد برخی کشورها می تواند کمک مالی و نظامی و بهداشتی و ... انجام دهد و در مورد برخی کشورها بخاطر مسائل مختلف امکان چنین حمایتی وجود ندارد.وقتی حکومتی به شدت با ارسال هرگونه کمک به مردم تحت ظلم در کشورش مخالفت می کند و هیچ مسیری هم برای رساندن کمک ها به مردم تحت ستم وجود ندارد،طبیعتاً کشور اسلامی ایران نمی تواند آنگونه که لازم است انجام وظیفه کند.
ضمن آنکه عدم اطلاع ما از کمکهای صورت گرفته،دلیل بر عدم کمک به کشوری مانند میانمار نمی باشد.مناسب است برخی از کمکها و اقدامات در مورد مردم مظلوم میانمار را ذکر کنیم:
- اختصاص ۱۰ میلیارد ریال کمک به آوارگان مسلمان و مظلوم میانمار در پی نامه‌ی رئیس و نماینده‌ی ولی‌فقیه در جمعیت هلال احمر به رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص شرایط وخیم مسلمانان روهینگیا در اثر حوادث فاجعه‌آمیز میانمار، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبلغ ۱۰ میلیارد ریال به‌عنوان کمک به آوارگان مظلوم و بی‌پناه میانمار اختصاص دادند.

- سپاه پاسداران در بیانیه‌ای ضمن اعلام آمادگی برای هرگونه مشارکت در کمک به آوارگان میانماری تأکید کرد که پشتیبانی از مسلمانان مظلوم میانمار مسئولیت تاریخی و اجتناب‌ناپذیر همه ملل و جوامع است.

- رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در بیانیه ای کشتار مسلمانان مظلوم میانمار را محکوم کرد . آیت‌ الله هاشمی شاهرودی در این بیانیه آورده : کشتار وسیع و وحشیانه مسلمانان مظلوم میانمار در میان سکوت مرگبار مدعیان حقوق انسان ؛ جهان اسلام را عزادار و انسانیت را سرافکنده کرده است . نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری در این بیانیه از دولتهای اسلامی هم خواسته با تلاش مجدانه در راستای توقف این جنایت غیر انسانی و احقاق حقوق مردم مظلوم میانمار اقدام کنند .

- روسای جمهور ، مجلس و قوه قضائیه بطور جداگانه کشتار مسلمانان روهینگیایی در میامنار را محکوم و بر لزوم توقف هرچه سریعتر این جنایت تاکید کردند .

- آیات عظام صافی گلپایگانی ، مکارم شیرازی و سبحانی در پیام هایی جنایات وحشیانه علیه مسلمانان میانمار را محکوم کردند .

- ورود جمهوری اسلامی ایران به صحنه میانمار موجب شد، سازمان ملل کمک های انسان دوستانه خود به آوارگان و خانواده های جان باختگان میانماری را افزایش دهد و مهمتر اینکه تهران از طریق رایزنی با همسایگان میانمار تلاش کرد به پناهندگان مسلمان میانماری اجازه ورود دهند تا از خطر مرگ و کشتار رهایی یابند.

اما نکته مهمی که معمولا بخاطر برخی انگیزه ها و غلبه احساسات در افراد مورد غفلت قرار می گیرد این است که: مسئله‌ی فلسطین و اشغال سرزمین‌های فلسطین توسط رژیم غاصب، با شرایط مسلمین در تمامی دنیا متفاوت است. اسرائیل پایگاه نظامی آمریکا (صهیونیسم بین‌الملل) در منطقه می‌باشد که در پی تحقق شعار «از نیل تا فرات» است. قصد نهایی آمریکا از وجود و تقویت اسرائیل، ایجاد خاورمیانه‌ی جدید [که ایران هم جزء آن است] به محوریت و سرپرستی اسرائیل است و به اذعان خودشان، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین دشمن و دغدغه‌ی اسرائیل، نه تنها در منطقه، بلکه در تمامی جهان، جمهوری اسلامی ایران به رهبری ولایت و حمایت مردم است. حال به غیر وظیفه‌ی دینی، اگر فقط به صرف نگاه سیاسی و ضرورت دفاع از کشور توجه کنیم، آیا باید ایران نهایت سعی خود را در مهار رژیم اشغالگر بنماید یا خیر؟ این همان موضعی است که آمریکا، انگلیس و صهیونیسم بین‌الملل با آن مخالفند و وابستگان داخلی آنها نیز در با دامن زدن به «جنگ روانی یا همان جنگ نرم» مترصد تضعیف آن هستند.

پی نوشتها:
1. الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ‏1407 قمری، چاپ: چهارم، ج ‏2، ص 164.
2. نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: صبحي صالح، هجرت‏، قم‏، ‏1414 قمری، چاپ: اول، ص 421، (نامه 47).

موضوع قفل شده است