جمع بندی سیره معصومین (ع) و علمای متقدم در برخورد با جنگ های خارج از تشیع

تب‌های اولیه

84 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مقداد;998901 نوشت:
اولاً اینکه طبق روایات باید به مظلوم کمک کرد،بخاطر فراوانی روایات قابل انکار نیست و همانگونه هم که عرض شد این روایات عام بوده و شامل مظلوم غیر مسلمان هم می شود و کمک به مظلوم مسلمان به طریق اولی لازم و ضروری است.

دوست عزیز اختلاف ما در این است که مظلوم فاسق را باید یاری کرد یا مظلوم مومن را.

أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلاَّ خَذَلَهُ اَللَّهُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ إِنْ نَصَرَهُ كَانَ أَفْضَلَ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَ اِعْتِكَافِهِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ .
‏مشکاة الأنوار في غرر الأخبار , ج 1 , ص 104
امام صادق عليه السّلام فرمود:هر مؤمنى كه برادر مؤمنش را خوار سازد در حالى كه قادر بر يارى اوست خداوند او را در دنيا و آخرت خوار كند،و اگر او را يارى كند ثوابش از يك ماه روزه گرفتن و اعتكاف در مسجد الحرام بيشتر است.

التارکونَ وِلايَةَ عليٍّ(ع)، اَلمُنکِرونَ لِفَضلِه، اَلمُظاهِرونُ اَعداءَهُ، خارجونَ عَن الاسلامِ مَن ماتَ مِنهُم علي ذلِکَ.
آن کساني که ولايت علي(ع) را نپذيرفتند و فضل و برتري او را مُنکر شدند و با دشمنانش هم داستان گرديدند چنانچه بر همين حال بميرند بر دين اسلام نمرده‌اند. (بحار، ج ٢٧، ص ٢٣٨)

شما یک حدیث یا ایه بیاورید که دستور به یاری فاسقین داده باشد.

مگر می شود بیش از 1000 سال از معصوم گرفته تا علما دیگر کسی از این احادیث اینگونه برداشت را نداشته باشد بعد چند روحانی فوق متاخر این نکات را فهمیده باشند!

مقداد;998901 نوشت:
ثالثا کمک به مظلوم بستگی به شرایط مکانی و زمانی دارد

خب یکجا بیاورید که معصومین یا علما متقدم، شیعیان را در سختی قرار بدهند تا عمریه را یاری کرده باشند

مقداد;998903 نوشت:
چرا به زیدیه مثال می زنید که از قیام نهی شدند،خود ائمه(علیهم السلام) و اهل بیت تحت ظلم و ستم بنی امیه و بنی عباس نبودند،ولی قیام نکردند؟؟!! قیام و مبارزه با ظلم نیازمند وجود شرایط و امکاناتی است که اگر فراهم نباشد و قیام صورت بگیرد،نتیجه عکس می دهد.

لذا ائمه(علیهم السلام) در میدان مبارزه با ظلم ظالمان بخاطر عدم وجود شرایط لازم برای قیام مسلحانه،با روشهای دیگر به مبارزه می پرداختند.علاوه بر این قیامهایی هم که توسط دیگران صورت می گرفت با توجه به شرایط موجود گاهی اوقات تایید و حمایت می کردند و گاهی هم نهی می کردند از قیام مسلحانه.

قیام نکردند چون اگر می کردند به دلیل کمبود امکانات شیعیان در سختی قرار می گرفتند و جان و مالشان در خطر می افتاد.و جدا از اینکه در علل الشرایع با سند معتبر آمده به خاطر اینکه در زمان غیبت مردم ظلم می کنند خدا نخواست حکومت به ائمه برسد تا این ظلم ها زیر نظر انها اتفاق بیافتد

مقداد;998911 نوشت:

انجام وظیفه و راهکارهای عمل به وظیفه در هر زمان و مکانی با توجه به شرایط متفاوت است.
امروزه هم دفاع نظام مقدس جمهوری اسلامی از مظلومین جهان بخصوص مظلومین مسلمان با توجه به شرایط جغرافیایی و سیاسی هر منطقه متفاوت است و قطعا و یقیناً نمی توان و نمی شود برای همه مناطق و همه زمانها به یک روش عمل کرد.هیچ انسان عاقل و اهل منطق و درک و شعوری این را نمی پذیرد که بدون توجه به شرایط و امکانات موجود باید همه جا یکجور رفتار کرد.

سلام و عرض ادب

به طور مثال می توان به دو برادری که به کشتار شبه نظامیان و غیر نظامیان برای ماندن در قدرت ، همچون پدر و عموی خود می پردازند ، کمک کرد !

اما باید شعار نه شرقی و نه غربی را فراموش کرد
و در برابر به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل توسط روسیه ، قبل از آمریکا سکوت کرد!!!!

یا باید جنایات آیغور و تخریب مساجد توسط کمونیست های چینی را نادیده گرفت!

چگونه است که باید با اهل کتاب جنگید ، اما در برابر کمونیست ها و کفار سکوت کرد و حتی به ان ها دست برادری داد !!!!؟؟؟

مقداد;998911 نوشت:
هیچ انسان عاقل و اهل منطق و درک و شعوری این را نمی پذیرد که بدون توجه به شرایط و امکانات موجود باید همه جا یکجور رفتار کرد.

دوست گرامی کدام آدم عاقل و اهل منطقی می پذیرد که شما پول شیعیان اهل بیت را بدهید به طرفداران معاویه.

نقل قول:
پس اینکه ما انتظار داشته باشیم ائمه(علیهم السلام) و علمای بزرگ شیعه در همه دورانها و حوادث یکنوع عملکرد و اقدام داشته باشند،قطعاً انتظاری باطل و بدور از منطق و عقل است.

یعنی در 1000 سال این اتفاق پیش نیامده و فقط برای این نظام پیش امده و چندتا روحانی که همین چند سال پیش در دفاع از عثمانی مردند.

مقداد;998911 نوشت:
بررسی ها نشان از حضور دولت شیعی فاطمیان مصر در جنگهای صلیبی دارد که در این راه با صلیبیان وارد جنگ هم شده اند

خب به خاطر حماقت علما اسماعیلی است که این مذهب الان تقریبا منقرض شده و طرفدارای زیادی ندارد.

وقتی از نواصب حمایت می کردند باید فکر این جایش را هم می کردند.

مقداد;998912 نوشت:
بحث ما الان روی این نیست که چرا حکومتهای اهل سنت،به وظایفشان بعنوان یک مسلمان عمل نکردند و حتی گاهی خیانت هم کردند.بحث ما روی این است که وظیفه ما بعنوان شیعیان که قطعاً و یقیناً اسلام ناب محمدی است،چیست و در طول تاریخ ائمه (علیهم السلام) و علمای شیعه چگونه رفتار کرده اند.

دوست عزیز بحث ما این است که ما داریم پول شیعیان را می دهیم به حماسی که طرفدار معاویه است و از صدام و آل سعود در جنگ یمن حمایت می کند و این فسق آشکار است.

شما یک آیه یا روایت بیاورید که دستور یاری فاسقین داده باشد

موفق و سلامت باشید

مقداد;998906 نوشت:
و نابودی دولت عثمانی یعنی نابودی اسلام

خب.عثمانی منقرض شد ولی اسلام باقی ماند.

نقل قول:
در آن زمان همه کشورهای کفر بر علیه تنها حکومت مستقر اسلامی بسیج شده بودند

چه کسی گفته عثمانی تنها حکومت مستقر اسلامی زمان خود بوده!؟

مقداد;998906 نوشت:
اما در مورد مطلبی که با قاطعیت در مورد شیخ طوسی فرموده اید باید عرض کنیم در باب مشی سیاسی و نقش دانشور بزرگ ایران، خواجه نصیرالدین طوسی در پاره ای حوادث و مواقف تاریخی در جهان اسلام، خاصه در دوره مغول، سخنان متفاوت و متضادی گفته شده است. تغایر این آراء، فضای داوری درباره او و رفتار سیاسی اش را تاریك كرده است. گروهی وی را متهم به ترجیح منافع سیاسی بر مصالح دینی وآیینی كرده اند و گروهی دیگر ساحت او را از این امور بری دانسته و معتقدند اساساً قدرت او در حدی نبوده كه منشأ چنین آثار سیاسی و اجتماعی دامنه داری شود. گروهی هم می گویند به فرض اثبات چنین انتساب هایی به خواجه، عمل وی نه تنها خلاف مصالح مسلمین نبوده، كه موافق مصلحت نیز بوده است.

نکته جالب توجه این است که تقریباً همه کسانی که منصفانه و محققانه به بررسی علت سقوط بغداد و سرنگوی حکومت عباسی بدست مغولان پرداخته اند،اتهام وارد شده به شیعیان بخصوص خواجه نصیرالدین طوسی را بی پایه و اساس دانسته و آن را ساخته افرادی می داند که دهها سال بعد از انقراض عباسیان،بخاطر حقد و کینه و دشمنی ای که با شیعیان داشته اند،ساخته و پرداخته اند.

دوست عزیز همراهی خواجه با مغولان قول مشهور است و در تاریخ همان زمان هم آمده.نمی شود که یک مسئله تاریخی را چون خوشمان نمی آید رد کنیم.

جامع التواریخ، رشید الدین فضل‌الله، ج ۲، ص ۶۹۵

نقل قول:
نکته جالب توجه این است که تقریباً همه کسانی که منصفانه و محققانه به بررسی علت سقوط بغداد و سرنگوی حکومت عباسی بدست مغولان پرداخته اند،اتهام وارد شده به شیعیان بخصوص خواجه نصیرالدین طوسی را بی پایه و اساس دانسته و آن را ساخته افرادی می داند که دهها سال بعد از انقراض عباسیان،بخاطر حقد و کینه و دشمنی ای که با شیعیان داشته اند،ساخته و پرداخته اند.

برای مطالعه مفصل به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
https://www.cgie.org.ir/fa/news/128503

در همین ادرسی که دادید هم امده:

خواجه نصیر الدین طوسی که در الموت بود و پس از فتح آن، در سپاه هولاکو قرار گرفت و به وی نزدیک گردید.

جدا از اینکه حتی اگر فرض بگیریم با مغول ها همراهی نکرده،حداقل دست در جیب شیعیان نکرده و پول به بنی عباس نداده.

[="3"]

قدیما;998918 نوشت:
دوست عزیز در طول تاریخ 3 خلیفه اول و بنی امیه و بنی عباس پر از جنگ بوده چه داخلی چه با مسیحیان متعصبی که آرزوی براندازی اسلام را داشتند.

حضرت علی(ع) در سخت ترین شرایط جنگ ابوبکر با مسیلمه کذاب هم هیچ فرمانی صادر نکرد.

عرض سلام و ادب.
اولاً شما ظاهراً درست متوجه عرض بنده نشده اید.بنده عرض کردم باید بررسی کرد که آیا در زمان حضور ائمه(علیهم السلام) جنگی که اصل اسلام در معرض خطر قرار گرفته باشد،رخ داده است یا خیر؟؟ کسی نگفته که در زمان امویان و عباسیان هیچ جنگی صورت نگرفته است،اگر کمی با دقت مطالب بنده را مطاعه می فرمودید حتما متوجه عرض بنده می شدید که آیا در این جنگها اصل و اساس اسلام تهدید شد و ائمه(علیهم السلام) سکوکت کردند؟؟!!
بنده تأکید کردم حمایت و فتوای جهاد چه از طرف ائمه(علیهم السلام) چه علمای شیعه مربوط به جایی است که اصل و اساس دین خدا در معرض تهدید و نابودی باشد. درست مانند برخورد خداوند با لشکر ابرهه که قصد تخریب کعبه را داشتند و سکوت خداوند در جریان تخریب کعبه در زمان یزید بن معاویه.

ثانیاً چنین جنگی که اصل و اساس دین اسلام در معرض خطر قرار گرفته باشد در زمان خلیفه اول و دوم رخ داده است که امام علی(علیه السلام) هم به خلیفه ای که غاصب حق مسلم و الهی آن حضرت بودند مشاوره دادند هم اصحاب و یاران آن حضرت در میدان جنگ حضور داشتند.هر چند ما معتقدیم حضور یاران خاص آن حضرت برای جلوگیری از اعمال رفتارهای خلاف دین توسط فرماندهان اعزامی از طرف خلفا و با انگیزه تبلیغ و ترویج و معرفی اسلام واقعی به مردم مناطق تصرف شده بوده است.تا جایی که شخصیتی همچون سلمان فارسی،استاندار مدائن از طرف خلیفه دوم می شود.
امام علی(علیه السلام) هم هر جا دین خدا در خطر بود و لازم بود،از راهنمایی و مشورت دادن به خلفا دریغ نمی کردند.هر جا هم اگر سکوت کردند و حمایت یا راهنمایی نکرده اند،یقیناً لزومی نداشته است.[/]

[="3"]

قدیما;998919 نوشت:
شما یک حدیث یا ایه بیاورید که دستور به یاری فاسقین داده باشد.

این بحث را لطف کنید بصورت سوالی مستقل مطرح کنید تا کارشناسان حدیث و احیاناً مسائل اعتقادی پاسخگویی کنند.چون روایات فراوانی داریم که بصورت مطلق کمک به مظلوم را لازم و ضروری بیان کرده است.چه مظلوم مسلمان باشد چه غیر مسلمان.چه فاسق باشد چه غیر فاسق.

لذا باید کارشناسان حدیث روایات را مورد بررسی قرار دهند و پاسخ کارشناسی را ارائه دهند.[/]

[="3"]

قدیما;998919 نوشت:
خب یکجا بیاورید که معصومین یا علما متقدم، شیعیان را در سختی قرار بدهند تا عمریه را یاری کرده باشند

از نظر تاریخی نمونه های متعددی ذکر کردیم که هرگاه اصل و اساس دین اسلام از طرف بیگانگان در خطر افتاده باشد،ائمه معصومین(علیهم السلام) و علمای شیعه،با توجه به شرایط موجود فتوا به جهاد و مبارزه با بیگانگان غیر مسلمان و دفاع از حکومت اسلامی غیر شیعی کرده اند.
حال اگر شما نمونه مستند تاریخی سراغ دارید که در اثر جنگ و توطئه دشمنان اسلام،اصل و اساس دین اسلام در خطر بود و معصومین(علیهم السلام) و علمای شیعه با وجود شرایط وارد میدان نشدند،ارائه بفرمایید تا ما استفاده کنیم.[/]

[="3"]

شروحیل;998921 نوشت:
چگونه است که باید با اهل کتاب جنگید ، اما در برابر کمونیست ها و کفار سکوت کرد و حتی به ان ها دست برادری داد !!!!؟؟؟

تا به اینجای بحث یادم نمی آید جایی گفته باشم ما باید با اهل کتاب بجنگیم. شما ظاهراً بخاطر غلبه احساسات از موضوع اصلی مد نظر خودتان هم منحرف شده اید،موضوع اصلی بحث مورد نظر شما این بود که : آیا امامان و علما متقدم در طول تاریخ تشیع اقدام به حمایت از یگ گروه یا کشور غیر شیعه امامی کردند؟

بنده هم بر اساس مستندات تاریخی نمونه هایی را ذکر کردیم که وقتی بیگانگان به حکومت اسلامی غیر شیعی و مسلمانان حمله کردند،علمای شیعه با تاسی از تعالیم نورانی دین مبین اسلامی به شیعیان فتوای جهاد با بیگانگان داده و از شیعیان خواسته اند که در مقابل حمله و هجوم بیگانگان غیر مسلمان از حکومت اسلامی غیر شیعی حمایت کنند و نمونه بارز آن هم فتوای جهاد و حتی حضور فرزندان علمای بزرگ شیعی در جنگ بر علیه مهاجمان غیر مسلمان به دولت عثمانی و سرزمین مسلمانان بود.در سیره معصومین(علیهم السلام) هم مشورت دادن امام علی(علیه السلام) به عمر بن خطاب نمونه ای از لزوم دفاع از اسلام در جایی است که مورد هجوم دشمنان قرار گرفته است.
اصلا بحث روی این نبوده و نیست که ما با اهل کتاب بجنگیم.بحث روی این است که در صورت هجوم اهل کتاب به کشوری اسلامی و مسلمانان ،ما چه وظیفه ای داریم.عرض کردیم وظیفه هر مسلمانی است که از مظلوم دفاع کند و بطریق اولی دفاع و حمایت از مسلمانان مورد هجوم واجب خواهد بود.

[/]

موضوع قفل شده است