سخن قرآن با امام علی (ع)

تب‌های اولیه

44 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

خیر، آیه ای در قرآن نیست که بصورت خاص در مورد علی -رضی الله عنه- باشد
اما ایشان در تمامی آیاتی که مؤمنان و صحابه مورد مدح قرار گرفته باشند، بصورت عام هستند
برای مثال:

«والسابقون الأولون من المهاجرين والأنصار والذين اتبعوهم بإحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه وأعد لهم جنات تجري تحتها الأنهار خالدين فيها أبدا ذلك الفوز العظيم» (9:100)

والحمدلله ربّ العالمین


سلام

بنص آیه مباهله و کلمه انفسنا ، فرقی بین محمد ص وعلی ع نیست چون هر دو برادرند واز یک خون بنص بخاری رسول خدا فرمود علی از منست و من از اویم ....

البته چند آیه است که مخاطبش امام علی ع و حضرت محمد ص هستند :

رابطه حجیت قران و تحریف آن ، نقض غرض

Moslem Kurdi;758310 نوشت:
خیر، آیه ای در قرآن نیست که بصورت خاص در مورد علی -رضی الله عنه- باشد
اما ایشان در تمامی آیاتی که مؤمنان و صحابه مورد مدح قرار گرفته باشند، بصورت عام هستند
برای مثال:

«والسابقون الأولون من المهاجرين والأنصار والذين اتبعوهم بإحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه وأعد لهم جنات تجري تحتها الأنهار خالدين فيها أبدا ذلك الفوز العظيم» (9:100)

والحمدلله ربّ العالمین

با سلام
خیر اخوی اینگونه که میفرماید نیست
کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند .
همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند ؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود .

درست است كه ائمه در قرآن اسم‌شان نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند . خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . المائدة / 55 .
ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .
بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين ايجي ، متوفاي 756 در اين باره مي‌فرمايد :
وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .
المواقف في علم الكلام ، ص 405 .
پيشوايان و بزرگان در تفسير قرآن ، اتفاق و اجماع دارند كه مراد علي ( عليه السلام ) است .
و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح مي‌كند :
نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .
اين آيه به اتفاق مفسران قرآن ، در شأن علي ( عليه السلام ) نازل شده است ؛ آنگاه كه انگشترش را در نماز و در حال ركوع به فقير نيازمند داد .
و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره مي‌گويد :
إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح تجريد الاعتقاد ، ص 368 .
اين آيه به اتفاق همه مفسران در حق علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، هنگامي كه انگشترش را در حال ركوع و در نماز به سائل داد ، نازل شده است .
و آلوسي نيز مي‌گويد :
غالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في علي كرّم اللّه وجهه .
روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .
بيشتر اخباري‌ها مي‌گويند : اين آيه در شأن و مقام علي ( عليه السلام ) نازل شده است .

آيا اين آيه براي اهل حق كفايت نمي‌كند ؟

آيا لازم بود كه خداوند اسم ائمه را تك تك در قرآن مي‌آوردند ؟
.
.

با سلام

خداوند در قرآن از بئر معطله (چاه معطل) و قصر مشید نام برده است. در اینجا سوالی مطرح می شود که آیا قرآن را همه می فهمند؟ اگر بگوییم بله، پس همه باید بدانند که منظور از بئر معطله در قرآن چیست؟ اما اگر جواب به این سوال ها منفی باشد، باز هم این سوال مطرح می شود که پس این قرآن چه کتابی است که برای ناس آمده، اما ناس نمی تواند آن را بفهمد؟ بنابراین در اینجا وجود و علم اهل بیت (ع) به قرآن مطرح می شود که به ما بگویند که منظور از بئر معطله در قرآن همان امام علی(ع) است. چراکه در چاه، آب است و خاصیت آب سیرابی، سرسبزی، شادابی، کویرزدایی و رفع تشنگی است که همه این خصوصیات در امام علی وجود دارد به عبارت دیگر قرآن در یک پیش بینی از حوادث پس از رحلت پیامبر 25 سال خانه نشینی ایشان را به بئر معطله تعبیر کرده است.

وعلیکم السلام ورحمه الله

رضا;758374 نوشت:
کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند .
همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند ؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود .

الله متعال میفرماید: «إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون» (15:9)
بنابراین الله قرآن را حفظ میکند و وقتی آیات توحیدی را تحریف نکردند (که شرک ویژگی اکثر مردم جهان میباشد و ظاهراً جاذبه ای دارد!) پس اگر در مورد امامت هم چیزی می آمد قابل تحریف نبود.

رضا;758374 نوشت:
درست است كه ائمه در قرآن اسم‌شان نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند .

این مسئله در این پست بررسی میشود:
http://www.askdin.com/thread52601.html

نقل قول:
آيا لازم بود كه خداوند اسم ائمه را تك تك در قرآن مي‌آوردند ؟

بله چرا که نه. مگر در صحف پیامبران گذشته همگی ذکر ولایت ائمه نبوده و هر پیامبری به آمدن آنها بشارت نداده است؟
«عن أبي الحسن عليه السلام قال: ولاية علي عليه السلام مكتوبة في جميع صحف الانبياء ولن يبعث الله رسولا إلا بنبوة محمد صلى الله عليه وآله ووصية علي عليه السلام» الکافی (1/437)

پس ساده بود که چنین آیه ای برای آنها هم نازل شود: «إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح والنبيين من بعده وأوحينا إلى إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط وعيسى وأيوب ويونس وهارون وسليمان وآتينا داوود زبورا» (4:163)

فی امان الله

Moslem Kurdi;758456 نوشت:
وعلیکم السلام ورحمه الله

الله متعال میفرماید: «إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون» (15:9)
بنابراین الله قرآن را حفظ میکند و وقتی آیات توحیدی را تحریف نکردند (که شرک ویژگی اکثر مردم جهان میباشد و ظاهراً جاذبه ای دارد!) پس اگر در مورد امامت هم چیزی می آمد قابل تحریف نبود.

فی امان الله

با سلام
گویا فراموش کرده اید !!!!!
1-آيه ي "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ"فَريضة (نساء ، 24) صريحاً در مورد متعة النساء است و اما خليفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏

2-خليفه دوم آيه ي " فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ... "(بقره ،196) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمايند.

3-قرآن کريم در باره ي پيامبر(ص) مي فرمايد : " وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ،عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى" (نجم3) ولي ‏وقتي پيامبر(ص) قلم و دوات براي نوشتن خواست تا بدان وسيله جلوي ضلالت امت را بگيرد، گفتند: اين ‏مرد هذيان مي گويد، در حاليکه اين خلاف صريح قرآن است .
حال اگر نام اهل بیت ع در قرآن مستقیما میامد چکار میکردند؟

Moslem Kurdi;758456 نوشت:
وعلیکم السلام ورحمه الله

بله چرا که نه. مگر در صحف پیامبران گذشته همگی ذکر ولایت ائمه نبوده و هر پیامبری به آمدن آنها بشارت نداده است؟
«عن أبي الحسن عليه السلام قال: ولاية علي عليه السلام مكتوبة في جميع صحف الانبياء ولن يبعث الله رسولا إلا بنبوة محمد صلى الله عليه وآله ووصية علي عليه السلام» الکافی (1/437)

پس ساده بود که چنین آیه ای برای آنها هم نازل شود: «إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح والنبيين من بعده وأوحينا إلى إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط وعيسى وأيوب ويونس وهارون وسليمان وآتينا داوود زبورا» (4:163)

فی امان الله


آيا اگر خداوند در قرآن نام ائمه را نيز ‌آورده بود ،‌ پيراوان سقيفه حاضر بودند كه بپذيرند ؟

آيا همان‌هايي كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم نسبت هذيان دادند و گفتند :
ان الرجل ليهجر .

اگر نام حضرت علي در قرآن هم آمده بود ، نمي‌گفتند :
ان جبرئيل قد هجر ؟

يا نستجير بالله نمي‌گفتند كه خدا هم اجتهاد فرموده و ما هم مجتهد هستيم و اين سخن را قبول نداريم ؟

.

رضا;758465 نوشت:
با سلام
گویا فراموش کرده اید !!!!!
1-آيه ي "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ"فَريضة (نساء ، 24) صريحاً در مورد متعة النساء است و اما خليفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏

2-خليفه دوم آيه ي " فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ... "(بقره ،196) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمايند.

3-قرآن کريم در باره ي پيامبر(ص) مي فرمايد : " وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ،عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى" (نجم3) ولي ‏وقتي پيامبر(ص) قلم و دوات براي نوشتن خواست تا بدان وسيله جلوي ضلالت امت را بگيرد، گفتند: اين ‏مرد هذيان مي گويد، در حاليکه اين خلاف صريح قرآن است .
حال اگر نام اهل بیت ع در قرآن مستقیما میامد چکار میکردند؟

اولاً بحث ما متعه نساء و متعه حج و ... نیست. اگر در جای خودش مطرح کنید اینها را پاسخ میدهم.
ثانیاً قیاس شما هم مع الفارق است. در اینجا بر فرض صحت ادعایتان، چه ارتباطی به تحریف قرآن دارد؟ آیه متعه نساء به زعم شما در قرآن نازل شده است با اینکه (باز به زعم شما) عمر -رضی الله عنه- آن را از طرف خود حرام کرده است، اما هنوز هم در قرآن موجود است.

پس آیات مربوط به امامت ائمه اثنی عشر کجاست؟

** پستم را چند دقیقه قبل از پاسخ شما ویرایش کردم. لطفاً صفحه را Refresh کنید.

رضا;758469 نوشت:
آيا اگر خداوند در قرآن نام ائمه را نيز ‌آورده بود ،‌ پيراوان سقيفه حاضر بودند كه بپذيرند ؟

یعنی به نظر شما آیاتی در مورد امامت ائمه نازل نشد، چون اگر می آمد نمیپذیرفتند؟!!
الله میفرماید:
«فذكر إنما أنت مذكر - لست عليهم بمصيطر» (88:21،22)

با سلام

Moslem Kurdi;758470 نوشت:
اولاً بحث ما متعه نساء و متعه حج و ... نیست. اگر در جای خودش مطرح کنید اینها را پاسخ میدهم.
ثانیاً قیاس شما هم مع الفارق است. در اینجا بر فرض صحت ادعایتان، چه ارتباطی به تحریف قرآن دارد؟ آیه متعه نساء به زعم شما در قرآن نازل شده است با اینکه (باز به زعم شما) عمر -رضی الله عنه- آن را از طرف خود حرام کرده است، اما هنوز هم در قرآن موجود است.

دلیل آوردم جناب کرد تا بدانید تیغ خیانت تا به کجا بوده
اینها نمونه ای بود از خیانتها و کینه ها

چگونه ازکسی دفاع میکنید که در مورد پیامبرخدا گفت هزیان میگوید ؟

آيا همان‌هايي كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلمنسبت هذيان دادند و گفتند :
ان الرجل ليهجر .

اگر نام حضرت علي در قرآن هم آمده بود ، نمي‌گفتند :
ان جبرئيل قد هجر ؟

يا نستجير بالله نمي‌گفتند كه خدا هم اجتهاد فرموده و ما هم مجتهد هستيم و اين سخن را قبول نداريم ؟

Moslem Kurdi;758470 نوشت:

پس آیات مربوط به امامت ائمه اثنی عشر کجاست؟


1-آيه ولايت ؛ مائده آيه 55
2- آيه تبليغ ؛ مائده آيه 67
3- آيه تطهير ؛ احزاب آيه 33
4 -آيه مودت ؛ شوري آيه 23
5- بقره آيه 207
6 - آيه مباهله؛آل عمران آيه 61
7-بقره آيه 37
8- بقره آيه 124
9 - آيه ودّ : مريم آيه 96
10-رعد آيه 7
11-آيه سوال ؛ صافات آيه 24
12- آيه لحن القول ؛ محمد آيه 30
13-آيه مسابقه ؛ واقعه آيه 10
14 - آيه سقايه الحاج ؛ توبه آيات 19 تا 23
15- صافات آيه 7
16- زخرف آيه 45
17-- آيه الاذن الواعيه ؛ حاقه آيه 12
18 -سوره هل اتي
19-آيه صدق ؛ زمر آيه 33
20 -آيه نصر ؛ انفال آيه 62
21- آيه من اتبعک ؛ انفال آيه 64
22- ايه محبت ؛ مائده آيه 54
23- آيه صديقون ؛ حديد آيه9 1
24- بقره آيه 274
25- احزاب آيه 56

نقل قول:
اگر نام حضرت علي در قرآن هم آمده بود ، نمي‌گفتند :
ان جبرئيل قد هجر ؟
يا نستجير بالله نمي‌گفتند كه خدا هم اجتهاد فرموده و ما هم مجتهد هستيم و اين سخن را قبول نداريم ؟

خیلی ها مشرک هستند، پس چرا خداوند با این وجود آیات ضد شرک نازل کرده است و از توحید فرموده است؟!
البته لطفاً موضوع را عوض نفرمایید!

نقل قول:
1-آيه ولايت ؛ مائده آيه 55
2- آيه تبليغ ؛ مائده آيه 67
3- آيه تطهير ؛ احزاب آيه 33
4 -آيه مودت ؛ شوري آيه 23
5- بقره آيه 207
6 - آيه مباهله؛آل عمران آيه 61
7-بقره آيه 37
8- بقره آيه 124
9 - آيه ودّ : مريم آيه 96
10-رعد آيه 7
11-آيه سوال ؛ صافات آيه 24
12- آيه لحن القول ؛ محمد آيه 30
13-آيه مسابقه ؛ واقعه آيه 10
14 - آيه سقايه الحاج ؛ توبه آيات 19 تا 23
15- صافات آيه 7
16- زخرف آيه 45
17-- آيه الاذن الواعيه ؛ حاقه آيه 12
18 -سوره هل اتي
19-آيه صدق ؛ زمر آيه 33
20 -آيه نصر ؛ انفال آيه 62
21- آيه من اتبعک ؛ انفال آيه 64
22- ايه محبت ؛ مائده آيه 54
23- آيه صديقون ؛ حديد آيه9 1
24- بقره آيه 274
25- احزاب آيه 56

صریح ترین و قوی ترین دلیل شما بر امامت الهی ائمه کدام یک از آیات بالاست؟

Moslem Kurdi;758505 نوشت:
صریح ترین و قوی ترین دلیل شما بر امامت الهی ائمه کدام یک از آیات بالاست؟

با سلام
از شماره ۱ شروع میکنیم
ایه ولایت !!

.

خوب بفرمایید یک روایت صحیح ارائه کنید که علی -رضی الله عنه- در حین رکوع زکات داده باشد.

Moslem Kurdi;758541 نوشت:
خوب بفرمایید یک روایت صحیح ارائه کنید که علی -رضی الله عنه- در حین رکوع زکات داده باشد.

عجب !!شما ثابت کنید نیامده !!
ما که قبول داریم این ایه در وصف امام علی ع است

.

:Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand:

لا حول ولا قوه الا بالله

البینه، علی المدعی!!
شما میفرمایید این آیه در مورد علی -رضی الله عنه- است، دلیلی برای حرفتان از قرآن و احادیث صحیح دارید یا خیر؟

رضا;758469 نوشت:
آيا اگر خداوند در قرآن نام ائمه را نيز ‌آورده بود...

گرامی ببخشید بنده توی بحثتان می آیم....شما می فرمایید که اگر در قرآن نام ائمه می آمد...پیروان سقیفه جبرئیل را هذیان گو می خواندند و دست به تحریف قرآن می زدند...
اتفاقا برعکس می تواند باشد....یعنی اگر نام ائمه می آمد...چه بسا، دهان پیروان سقیفه بسته می شد و دیگر راهی برای کنار زدن علی و پایمال کردن حقش پیدا نمی کردند و راه به جایی نمی بردند...خلاصه این دلیل شما با اما و اگر همراه استــ....و اگر آنها در کار تحریف قرآن بودند..خوب می رفتند و آیه مربوط به صدقه دادن امام در هنگام رکوع را تحریف می کردند...و یا در هنگام نازل شدن آن آیه جبرئیل را هزیان گو می خواندند.البته من حرفم این نیست که باید در قرآن مستقیما نام ائمه می آمد...بلکه فقط نظرم را در مورد آن دلیلی که شما بیان داشتیم گفتم....

Moslem Kurdi;758558 نوشت:
:Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand:

لا حول ولا قوه الا بالله

البینه، علی المدعی!!
شما میفرمایید این آیه در مورد علی -رضی الله عنه- است، دلیلی برای حرفتان از قرآن و احادیث صحیح دارید یا خیر؟


إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
سوره مائده آيه 55

شيخ طوسي مي‌گويد: اين قوي‌ترين دليل شيعه بر امامت حضرت امير سلام الله عليه است که 18 نفر از صحابه و مشاهير تابعين نقل کرده‌اند و 63 نفر از حفاظ و اعلام در کتب خود اين قضيه را مطرح کرده‌اند.

طبراني که متوفاي 360 است از زيد بن حسن از جدش از عمار نقل مي‌کند که اميرالمؤمنين سلام الله عليه در حال رکوع مشغول خواندن نماز مستحبي بود و انگشترش را از انگشتش درآورد و به سائل داد و اين قضيه به نبي مکرم خبر داده شد و بر نبي مکرم اين آيه نازل شد:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
سوره مائده آيه 55
بعد از اين که اين آيه نازل شد و بر مردم قرائت کرد:
فقرأها رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم قال من كنت مولاه فعلي مولاه.
المعجم الأوسط، ج 6، ص 218 و مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )، أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني، ص 235 و تخريج الأحاديث والآثار، الزيلعي، ج 1 ص 410 و الدر المنثور في التفسير بالمأثور، جلال الدين السيوطي، ج 2، ص 293

حاکم نيشابوري که متوفاي 405 است روايتي را از اميرالمؤمنين نقل مي‌کند که وقتي اين آيه نازل شد، پيغمبر اکرم وارد مسجد شد و ديد بعضي از مردم در حال رکوع و بعضي در حال قيام و مشغول نماز هستند و حضرت با يک سائلي مواجه شد و پيامبر سؤال کرد:
أعطاك أحد شيئا فقال لا إلا هذا الراكع لعلي أعطاني خاتما.
معرفة علوم الحديث، ج 1، ص 102 و تاريخ مدينة دمشق، ج 45، ص 303
آيا کسي به شما چيزي داد گفت: بله اين آقائي که در حال رکوع است و اشاره کرد به اميرالمؤمنين و گفت: اين به من انگشترش را داد.

روايت جناب جصاص که از مفسران نامي اهل سنت است مي‌گويد: مجاهد، سدي، ابو جعفر و عتبة بن ابي حکيم، اين‌ها نقل کرده‌اند:
أنها نزلت في علي بن أبي طالب حين تصدق بخاتمه وهو راكع.
أحكام القرآن للجصاص، ج 4، ص 102

روايت جناب ثعلبي که متوفاي427 هجري است و از مفسران نامي اهل سنت است، بعد از نقل انما وليکم الله مي‌گويد: ابن عباس و سدي و عتبة بن حکيم و ثابت بن عبد الله گفته‌اند:
إنما عنى بقوله: (إنما وليكم الله ورسوله الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون) علي بن أبي طالب (عليه السلام) لأنه مر به سائل وهو راكع في المسجد فأعطاه خاتمه.
غاية المرام وحجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص والعام، السيد هاشم البحراني، ج 2، ص 5
مقصود از اين آيه علي بن ابي طالب است؛ چون سائلي از کنار علي گذشت و او در حال رکوع بود و انگشترش را به سائل داد و اين آيه نازل شد.

روايت واحدي که متوفاي 468 است و در کتاب اسباب نزول ملتزم است که فقط روايات صحيح را نقل کند، مي‌گويد: نبي مکرم به مسجد آمد و ديد که مردم در حال رکوع و قيام هستند و ديد که سائلي مي‌آيد، از اين سائل سؤال کرد:
هل أعطاك أحد شيئا؟ قال: نعم خاتم من ذهب، قال: من أعطاكه؟ قال: ذلك القائم، وأومأ بيده إلى علي بن أبي طالب رضي الله عنه، فقال: على أي حال أعطاك؟ قال أعطاني وهو راكع، فكبر النبي صلى الله عليه وسلم.
أسباب نزول الآيات، الواحدي النيسابوري، ص 133 و 134
کسي به شما چيزي داد؟ سائل گفت: يک انگشتر طلائي به من دادند. پيامبر فرمود: اين را چه کسي به تو داد؟ جواب داد: اين آقائي که ايستاده است و با دست خود به علي عليه السلام اشاره كرد. رسول خدا سؤال كرد: در چه حالي آن را به شما بخشيد؟ گفت: در حال ركوع. بعد از اين سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله تكبير گفت و بعد اين آيه را خواند:
ومن يتول الله ورسوله والذين آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون
أسباب نزول الآيات، الواحدي النيسابوري، ص 134

روايت جناب آقاي شجري جرجاني که متوفاي 499 است که اين‌ها همه مال قرون اوليه اسلامي هستند، از اميرالمؤمنين سلام الله عليه نقل مي‌کند: من صدقه دادم به سائل در حال رکوع و اين آيه نازل شد و از ابن عباس و از ابو رافع و از ابو جعفر امام باقر سلام الله عليه هم نقل مي‌کند.
يعني ايشان از اميرالمؤمنين، ابن عباس، ابو رافع و ابو جعفر، از 4 نفر نقل مي‌کند.
اين در کتاب امالي جلد 1 صفحه 181 است.

جناب قرطبي که متوفاي 671 است مي‌گويد:
نزلت في علي بن أبي طالب رضي الله عنه وقاله مجاهد والسدي.
تفسير القرطبي، ج 6، ص 221

جناب سيوطي مي‌گويد:
نزلت في علي بن أبي طالب وروى ابن مردويه عن وجه آخر عن ابن عباس مثله وأخرج أيضا عن علي مثله وأخرج ابن جرير عن مجاهد وابن أبي حاتم عن سلمة بن كهيل مثله فهذه شواهد يقوي بعضها بعضا.
لباب النقول، ج 1، ص 93
اين آيه در حق علي نازل شده است و ابن مردويه از ابن عباس نقل کرده است و همچنين از اميرالمؤمنين و ابن جرير طبري از مجاهد نقل کرده است و ابن ابي حاتم از سلمة بن کهيل نقل کرده است و سيوطي مي‌گويد: اين شواهدي است که يکديگر را تقويت مي‌کند.
در حقيقت سيوطي مي‌گويد: روايت با توجه به سندهاي متعدد يکديگر را تقويت مي‌کند و قطعاً اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.
ابن تيميه هم مي‌گويد:
تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا
بعد مي‌گويد:
ولو كان الناقلون فجارا فساقا.
علوم الحديث ( من مجموع الفتاوى )، ج 18، ص 26
اگر ناقلين فاجر و فاسق هم باشند، وقتي طرق متعدد شد مسئله تمام است.:Sham:
نظر آقاي ابن تيميه اين است که اگر يک روايتي در فضائل خلفاء يا بر عليه ائمه باشد‌‌، اين طور است؛ مثل حريز بن عبد الله که هر روز 140 بار اميرالمؤمنين را لعن مي‌کرده است؛ ولي اگر در مدح اميرالمؤمنين يا فضيلت و يا خلافت اميرالمؤمنين باشد، چه بسا کثرت طرق انسان را به شک مي‌اندازد و هر چه روايت ضعيف‌تر باشد، طرق آن هم بيشتر است.
گيرم که خلق را به فريبت فريفتي با دست انتقام طبيعت چه مي‌کني
اين‌ها نمونه‌هايي بود از منابع متعدد اهل سنت.

.

پیروز;758572 نوشت:
گرامی ببخشید بنده توی بحثتان می آیم....شما می فرمایید که اگر در قرآن نام ائمه می آمد...پیروان سقیفه جبرئیل را هذیان گو می خواندند و دست به تحریف قرآن می زدند...

با سلام
جناب پیروز ضمن تشکر لطفا اجازه دهید تاپیک مسیر خودش را طی کند
این هزیان, در مورد پیامبر ص بود که در آخرین لحظات پیامبر درخواست قلم و کاغذ کرد و جناب عمر گفت هزیان میگوید


من باب اطلاع شما این یک مورد را ذکر میکنم که خود قضاوت کنید

مصحف عایشه !!

برای اثبات وجود مصحف عایشه به یک روایت از صحیح بخاری بسنده می‌کنیم چراکه صحیح بخاری اصح الکتب بعد القرآن به اعتقاد اهل تسنن هست و روایات این صحیح و صحیح مسلم معتبرترین روایات اهل تسنن می‌باشد.
او در کتاب فضائل القرآن، باب تألیف القرآن آورده است:

4707 - حدثنا إبراهيم بن موسى أخبرنا هشام بن يوسف أن ابن جريج أخبرهم قال وأخبرني يوسف بن ماهك قال: إني عند عائشة أم المؤمنين رضي الله عنها إذ جاءها عراقي فقال أي الكفن خير ؟ قالت ويحك وما يضرك . قال يا أم المؤمنين أريني مصحفك قالت لم ؟ قال لعلي أؤلف القرآن عليه فإنه يقرأ غير مؤلف قالت وما يضرك أيه قرأت قبل إنما نزل أول ما نزل منه سورة من المفصل فيها ذكر الجنة والنار حتى إذا ثاب الناس إلى الإسلام نزل الحلال والحرام ولو نزل أول شيء لا تشربوا الخمر لقالوا لا ندع الخمر أبدا ولو نزل لا تزنوا لقالوا لا ندع الزنا أبدا لقد نزل بمكة على محمد صلى الله عليه و سلم وإني لجارية ألعب { بل الساعة موعدهم والساعة أدهى وأمر } . وما نزلت سورة البقرة والنساء إلا وأنا عنده قال فأخرجت له المصحف فأملت عليه آي السورة .
این حدیث داستان مردى عراقى را نقل كرده‏ اند كه‏ مصحف عايشه را مى‏خواست تا قرآن را طبق آن جمع كند. زيرا قرآن را غير مرتب قرائت مى‏كرده است.
عايشه مى‏گويد: چه ضررى دارد؟ هر جور كه مى‏توانى قرائت كن ... بالاخره مصحفش را در آورد و آيه‌هاى سوره‏‌ها را بر او املاء كرد.

نکته بعدی، نظر و رأی خود عایشه پیرامون قرآن است:
91 - حدثنا عبد الله قال حدثنا عمرو بن عبد الله الأودي ، حدثنا أبو معاوية ، عن هشام بن عروة ، عن أبيه ، قال : سألت عائشة عن لحن القرآن ، إن هذان لساحران (طه 63) ، وعن قوله : والمقيمين الصلاة والمؤتون الزكاة (نساء 162) وعن قوله والذين هادوا والصابئون (مائده 69) فقالت : « يا ابن أختي ، هذا عمل الكتاب أخطئوا في الكتاب » (المصاحف، ابن ابی داود، ص 111)
شخصی از او در مورد سه آیه فوق الذکر سوال می‌کند و او جواب می‌دهد این از اشتباه کتاب وحی است که در کتاب وارده شده است!در ضمن آن‌چه ضبط شده چنین است که عایشه خواندن را به مرور آموخت اما نوشتن نمی‌دانست.

برخی از نکات اساسی پیرامون مصحف عایشه چنین است:
آیه 238 سوره بقره:
1. ابویونس – برده‌ی آزاد شده‌ی او بوده- که می‌گوید: او فرمان داد كه مصحفى برايش بنويسم، ولى چون به آيه «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ» (2: 238) رسيدم او را خبر كنم. من هم چنين كردم. در آن‌جا فرمود: «و صلوة العصر» را نيز بدان آيه بيفزايم‏‌.(11)
2. 196 - حدثنا عبد الله حدثنا عبد الله بن إسحاق الناقد ، وأبو عبد الرحمن الأذرمي قالا : حدثنا يزيد قال : أخبرنا حماد ، عن هشام، عن أبيه قال : كان مكتوبا في مصحف عائشة : ( حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى وصلاة العصر ) (12)در مصحف عایشه نوشته شده بود: بر نمازها مراقبت نمایید و صلاةوسطی و صلاة عصر.
که نشان می‌دهد او آیه را این‌گونه تلاوت می‌کرده است.
3. روایتی دیگر شبیه همین موارد این‌گونه است:
198 - حدثنا عبد الله حدثنا أبو الطاهر قال : أخبرنا ابن وهب قال : أخبرني مالك ، عن زيد بن أسلم ، عن القعقاع بن حكيم ، عن أبي يونس مولى عائشة أم المؤمنين ، أنه قال : أمرتني عائشة رضي الله عنها أن أكتب لها مصحفا ، ثم قالت : « إذا بلغت هذه الآية : حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى (1) فآذني ، فلما بلغتها آذنتها (2) ، فأملت علي : ( حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى وصلاة العصر وقوموا لله قانتين (3) ) ، ثم قالت : سمعتها من رسول الله صلى الله عليه وسلم » (13)
طبق این روایت او ادعا کرده است این آیه را به همین شیوه از پیامبر شنیده است. شبیه این روایت موارد متعددی در کتب اهل تسنن به مناسبت‌های مختلف موجود است.آیه 56 سوره احزاب
4. 203 - حدثنا عبد الله حدثنا محمد بن معمر ، حدثنا أبو عاصم ، عن ابن جريج قال : أخبرني ابن أبي حميد قال : أخبرتني حميدة قالت : أوصت لنا عائشة رضي الله عنها بمتاعها ، فكان في مصحفها : ( إن الله وملائكته يصلون على النبي والذين يصلون الصفوف الأول ) (14)
در این آیه از سورهٔ احزاب نیز نشان می‌دهد عایشه «و الذين یصلون الصفوف الاول» را بعد از «على النبى» در آيه افزوده است.
آیهٔ رضاع کبیر (شیر دادن به فرد بزرگ سال جهت مَحرم شدن)
5. 3670 - حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى قَالَ قَرَأْتُ عَلَى مَالِكٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِى بَكْرٍ عَنْ عَمْرَةَ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهَا قَالَتْ كَانَ فِيمَا أُنْزِلَ مِنَ الْقُرْآنِ عَشْرُ رَضَعَاتٍ مَعْلُومَاتٍ يُحَرِّمْنَ. ثُمَّ نُسِخْنَ بِخَمْسٍ مَعْلُومَاتٍ فَتُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَهُنَّ فِيمَا يُقْرَأُ مِنَ الْقُرْآنِ. (15)
عايشه می‌گوید در قرآن آيه‏‌اى بوده است كه مقدار شيرخوارگى را كه موجب حرمت (رضعات محرّمة) مى‏شود تعيين مى‏كرد؛ ولى موقع اشتغال به دفن پيغمبر (ص) گوسفندى، وارد اتاق وى شده است و صفحاتى را كه مشتمل بر آيه رضعات بود جويده و خورده است! آن آيه ابتدا چنين بود: «عشر رضعات يحرّمن» ولى‏ بعداً با آيه «خمس رضعات يحرّمن» نسخ شد. عايشه گويد: موقع وفات پيغمبر (ص) اين دو آيه، جزء آيات قرآن تلاوت مى‏گرديد.
6. اخرج ابن ماجة عن عائشة قالت: لقد نزلت آية الرجم و رضاعة الكبير عشرا و لقد كانت فى صحيفة تحت سريرى فلما مات رسول اللّه و تشاغلنا بموته دخل الداجن فأكلها (16)
ابن ماجه آورده است كه عايشه گفت: آيه رجم و آيه رضاعه نازل شد. و در قرآنى كه در زير تخت من بود نوشته شده بود ولى وقتى پيامبر (ص) رحلت فرمود ما مشغول او بوديم كه حيوانی خانگی آن‌را پيدا كرده و خوردند.
سوره انبیاء آیه 98
7. قرائتی که عایشه داشته است از آیه إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم‏ در انتهای آیه حطب جهنم می‌خوانده است. (17)سوره احزاب
8. كذا قالت عائشة على ما اخرجه ابو عبيد فى الفضائل و ابن الانبارى و و ابن مردويه عنها: «كانت سورة الاحزاب تقرأ فى زمان النبى (ص) مائتى آية فلما كتب عثمان المصاحف لم يقدر منها الاعلى ما هو الان» (18)
و هم‌چنين ابو عبيد در الفضائل و ابن الانبارى و ابن مردويه آورده‌اند كه عائشه گفت: سورهٔ احزاب در زمان رسول خدا (ص) دويست آيه خوانده مى‏شد ولى وقتى عثمان به كتابت قرآن اقدام كرد بجزبه آياتى كه فعلاً هست‏، دسترسی پیدا نکرد.
سوره مائده آیه 69 و سوره نساء آیه 162 و سوره طه آیه63
9. وأخرج أبو عبيد في فضائله وسعيد بن منصور وابن أبي شيبة وابن جرير وابن أبي داود وابن المنذر عن عروة قال : سألت عائشة عن لحن القرآن { إن الذين آمنوا والذين هادوا والصابئون } [ المائدة : 69 ] { والمقيمين الصلاة والمؤتون الزكاة } [ نساء : 162 ]{ إن هذان لساحران } [ طه : 63 ] ؟ فقالت : يا ابن أختي هذا عمل الكتاب أخطأوا في الكتاب . (19)
از سه آیهٔ مذکور از عایشه سوال می‌شود و او این آیات را از اشتباهات کتاب وحی بر می‌شمارد!سوره مومنون آیه 60
10. 23963- حَدَّثَنَا يَزِيدُ أَخْبَرَنَا صَخْرُ بْنُ جُوَيْرِيَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي خَلَفٍ أَنَّهُ دَخَلَ مَعَ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ عَلَى عَائِشَةَ فَسَأَلَهَا عُبَيْدُ بْنُ عُمَيْرٍ كَيْفَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقْرَأُ هَذِهِ الْآيَةَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مَا أَتَوْا أَوْ يُؤْتُونَ مَا أَتَوْا فَقَالَتْ أَيُّهُمَا أَحَبُّ إِلَيْكَ فَقَالَ وَاللَّهِ لَأَحَدُهُمَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ كَذَا وَكَذَا قَالَتْ أَيَّتُهُمَا قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مَا أَتَوْا فَقَالَتْ أَشْهَدُ لَكَذَلِكَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقْرَؤُهَا وَكَذَاكَ أُنْزِلَتْ وَلَكِنَّ الْهِجَاءَ حُرِّفَ (20)
در این روایت فردی از عائشه سوال می‌پرسد که آیه مربوطه را به نحو دیگری قرائت می‌کند و او نیز حرف او را تایید می‌کند و قسم می‌خورد که پیامبر نیز همین‌گونه قرائت می‌نمودند امّا تغییر داده شد و او می‌گوید «الذین یأتون ما اتوا».

حال چگونه میتوان اطمینان به چنین کسانی کرد

10- صحيح بخارى؛ ج 6، ص 228 و فتح البارى؛ ج 9، ص 36
11- مسلم: مساجد 207، ترمذى: تفسير آيه 29 سوره بقره، احمد 6: 73، 178؛ همچنین المصاحف، ابن ابی داوود، باب مصحف عائشه زوج النبی (ص)، ص 284، ح 197
12- المصاحف، ابن ابی داوود، باب مصحف عائشه زوج النبی (ص)، ص 283، ح 196
13- المصاحف، ابن ابی داوود، باب مصحف عائشه زوج النبی (ص)، ص 285، ح 198
14- همان، ص 290، ح 203
15- صحيح مسلم؛ ج 4، ص 167 و دارمى؛ ج 2، ص 157 و ابو داود؛ ج 1، ص 224.
16- تأويل مختلف الحديث: ص 310 و مسند احمد: ج 6، ص 269
17- تفسیر قرطبی، ذیل آیه 98 انبیاء
18- الاتقان: ج 2، ص 25، و الدر المنثور: ج 5، ص 180
19- الدر المنثور، جزء 3، ص 296، تفسیر آلوسی، جزء 12، ص 202
20- مسند احمد، حدیث 23963
جناب پیروز ضمن تشکر لطفا اجازه دهید تاپیک مسیر خودش را طی کند
این هزیان, در مورد پیامبر ص بود که در آخرین لحاظات پیامبر درخواست قلم و کاغذ کرد و جناب عمر گفت هزیان میگوید لحظات

Moslem Kurdi;758558 نوشت:
البینه، علی المدعی!!
شما میفرمایید این آیه در مورد علی -رضی الله عنه- است، دلیلی برای حرفتان از قرآن و احادیث صحیح دارید یا خیر؟

سلام عليكم

اگر شما همين قران ! و صحيح بخاري ومسلم را خوانده بوديد ديگر چنين نمي گفتيد ؟

لطفا جواب دهيد :

1- معني قران چيست و چرا خداوند گفت قوم محمد اين قران را مهجور وترك ميكنند ؟!

2- چرا جناب عمر بنص روايات متعدد بخاري ومسلم ميگفت آيه رجم در قران محمد ص وجود داشت اما الان نيست ؟

3-بنص روايت بخاري قران عمر چنين بود : فامضوا الي ذكر الله : اما قران عثمان : فاسعوا الي ذكر الله :‌كداميك قران رسول الله ص را تحريف كردند ؟!

4- بنص روايات بخاري ومسلم وترمذي ، ابن مسعود رض با عثمان شديدا درگير شد و دستور داد مردم مصاحفتان را از شر عثمان پنهان كنيد چرا ؟

5- مگر قران محمد ص مشكل داشت كه عمر دستور داد قران محمد ص را تجريد وپيرايش كنيد ؟!

6- طبق روايات صحيح اهل سنت قران ابن مسعود شامل اسم امام علي ع و آل محمد ص بود كه بواسطه همين امر با قرانش بشدن مخالفت كردند وعثمان سوختش و حجاج ملعون هم ميگفت اگر كسي قران ابن مسعود را بخواند گردنش را ميزنم ؟!!!!

وفي رواية أبي بكر بن عياش عن عاصم عن زر عن عبد الله بن مسعود قال :
كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم " يا أيها الرسول بلغ ما أنزل
إليك من ربك إن عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله
يعصمك من الناس " .
توضيح الدلائل على تصحيح الفضائل ، تأليف شهاب الدين أحمد بن جلال الدين عبداللّه بن قطب الدين محمّد بن جلال الدين عبداللّه بن قطب الدين محمّد بن معين الدين عبداللّه بن هادي بن محمّد الحسيني الإيجي الشافعي من أعلام ‫#‏القرن التاسع

أخرج الثعلبي بسنده عن أبي وائل قال : « قرأت في مصحف عبدالله بن مسعود : إنّ الله اصطفى آدم ونوحاً وآل إبراهيم وآل عمران ـ #وآل محمد ـ على العالمین .
وَقَرَأَ عَبْدُ اللَّهِ: وَآلَ مُحَمَّدٍ عَلَى الْعَالَمِينَ.
الكتاب: البحر المحيط في التفسير
المؤلف: أبو حيان محمد بن يوسف بن علي بن يوسف بن حيان أثير الدين الأندلسي (المتوفى: 745هـ

Moslem Kurdi;758541 نوشت:
خوب بفرمایید یک روایت صحیح ارائه کنید که علی -رضی الله عنه- در حین رکوع زکات داده باشد.

1- ر اينجا از بين ده‏ها سندى كه وجود دارد، به نقل يك حديث از الدرالمنثور تأليف سيوطى، از معروفترين تفاسير روايى اهل سنت، بسنده مى‏كنيم:اخرج الخطيب فى المتفق عن ابن عباس قَالَ تَصَدَّقَ عَلى (ع) بِخَاتَمِهِ وَهُوَ راكِعٌ فَقالَ النَّبى (ص) لِلسَّائِل مَنْ أَعْطاك هَذَا الْخَاتَم قَالَ ذَاكَ الرَّاكِع فَأَنْزَلَ اللهُ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ.[1]
خطيب در كتاب المتفق از ابن عباس نقل كرده است كه: على (ع)، انگشترش را در حال ركوع صدقه داد. پيامبر (ص) از سائل پرسيد: «اين انگشتر را چه كسى به تو بخشيده است؟» گفت: «آن شخصى كه در حال ركوع است». آن‏گاه خداوند، اين آيه را نازل كرد: (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ ...). (مائده: 55)

[1]( 1). الدرالمنثور، ج 2، ص 293.


دوست من وقتی جناب عمر بارها می فرمایند اگر علی نبود من هلاک می شدم فکر نمی کنم شما چیزی برای گفتن داشته باشی
ماها ذره شنی در اقیانوس علی هستیم آخه من و شما رو چه بحث در مورد امام علی اصلا عددی نیستیم بخواهم در مورد امام علی حرفی بزنیم

ببین دوست من حق نیازی به اثبات نداره این شما هستید که باید ناحق خودتون رو ثابت کنید منتظر اثبات شما می مونم منتظرم بدونم چرا شما حقید؟

دوستان من منظورم از لفظ تو سوره بقره آیه 273 بود می خواستم بدونم جایی بوده که منظور قرآن خطاب مستقیم به امام علی باشه؟
اگر هست با روایات و سند ذکر فرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم
والسلام علیکم ورحمه الله

در پاسخ به آقای رضا ...
جناب من دیگر پاسخی به کپی پیست های شما نخواهم داد، مگر اینکه حاضر شوید وارد گفتگوی علمی شوید. همچنین موضوع ما آیات قرآن و ارتباطش با علی –رضی الله عنه- است، نه تحریف قرآن. چرا سعی در به حاشیه بردن گفتگو دارید؟!!

در پاسخ به خیر البریه ...

نوشته اند: اگر شما همين قران ! و صحيح بخاري ومسلم را خوانده بوديد ديگر چنين نمي گفتيد ؟ [...] معني قران چيست و چرا خداوند گفت قوم محمد اين قران را مهجور وترك ميكنند ؟!
پاسخ: معنی قرآن که مشخص است، ترک کردن آن نیز همینطور. یعنی دیگر قرآن نمیخوانند و ممکن است یک نفر مجتهد شود اما اصلاً قرآن خواندن هم بلد نباشد.

نوشته اند: چرا جناب عمر بنص روايات متعدد بخاري ومسلم ميگفت آيه رجم در قران محمد ص وجود داشت اما الان نيست ؟
پاسخ: اگر شما کتب خودتان را خوانده بودید دیگر چنین نمیگفتید!
«قال أبو عبد الله عليه السلام: الرجم في القرآن قول الله عز وجل: إذا زنى الشيخ والشيخة فارجموهما البتة فإنهما قضيا الشهوة» الکافی (7/177)
و بزرگان خود شما هم به این قضیه اعتقاد داشته اند: «لا يخلو النسخ في القرآن الكريم من أقسام ثلاثة، أحدها: نسخ حكمه دون لفظه، الثاني: ما نسخ لفظه دون حكمه كآية الرجم» التبیان للطوسی (1/13)

اما در جواب بقیه مسائل: یعنی پاسخ شما این است که قرآن تحریف شده است؟!!

در پاسخ به آقای جواد ...
این لینک تاپیکی است که من خواسته ام یک روایت با سند صحیح برای این مسئله ارائه شود. لطفاً بدون کپی از اینجا و آنجا صحیح ترین سند این روایت را ارائه کنید:
http://www.askdin.com/thread52601.html

با سلام
کاربر پیروز وکیل نمیخواهد در جواب ایشان ان مطلب را آوردم
و اما شما گویا مشکل چشم هم دارید

Moslem Kurdi;758505 نوشت:
صریح ترین و قوی ترین دلیل شما بر امامت الهی ائمه کدام یک از آیات بالاست؟

رضا;758540 نوشت:
با سلام
از شماره ۱ شروع میکنیم
ایه ولایت !!

.

گویا زود یادتان میرود چه درخواست کردهاید حق هم دارید

رضا;758574 نوشت:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
سوره مائده آيه 55

شيخ طوسي مي‌گويد: اين قوي‌ترين دليل شيعه بر امامت حضرت امير سلام الله عليه است که 18 نفر از صحابه و مشاهير تابعين نقل کرده‌اند و 63 نفر از حفاظ و اعلام در کتب خود اين قضيه را مطرح کرده‌اند.

طبراني که متوفاي 360 است از زيد بن حسن از جدش از عمار نقل مي‌کند که اميرالمؤمنين سلام الله عليه در حال رکوع مشغول خواندن نماز مستحبي بود و انگشترش را از انگشتش درآورد و به سائل داد و اين قضيه به نبي مکرم خبر داده شد و بر نبي مکرم اين آيه نازل شد:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
سوره مائده آيه 55
بعد از اين که اين آيه نازل شد و بر مردم قرائت کرد:
فقرأها رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم قال من كنت مولاه فعلي مولاه.
المعجم الأوسط، ج 6، ص 218 و مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )، أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني، ص 235 و تخريج الأحاديث والآثار، الزيلعي، ج 1 ص 410 و الدر المنثور في التفسير بالمأثور، جلال الدين السيوطي، ج 2، ص 293

حاکم نيشابوري که متوفاي 405 است روايتي را از اميرالمؤمنين نقل مي‌کند که وقتي اين آيه نازل شد، پيغمبر اکرم وارد مسجد شد و ديد بعضي از مردم در حال رکوع و بعضي در حال قيام و مشغول نماز هستند و حضرت با يک سائلي مواجه شد و پيامبر سؤال کرد:
أعطاك أحد شيئا فقال لا إلا هذا الراكع لعلي أعطاني خاتما.
معرفة علوم الحديث، ج 1، ص 102 و تاريخ مدينة دمشق، ج 45، ص 303
آيا کسي به شما چيزي داد گفت: بله اين آقائي که در حال رکوع است و اشاره کرد به اميرالمؤمنين و گفت: اين به من انگشترش را داد.

روايت جناب جصاص که از مفسران نامي اهل سنت است مي‌گويد: مجاهد، سدي، ابو جعفر و عتبة بن ابي حکيم، اين‌ها نقل کرده‌اند:
أنها نزلت في علي بن أبي طالب حين تصدق بخاتمه وهو راكع.
أحكام القرآن للجصاص، ج 4، ص 102

روايت جناب ثعلبي که متوفاي427 هجري است و از مفسران نامي اهل سنت است، بعد از نقل انما وليکم الله مي‌گويد: ابن عباس و سدي و عتبة بن حکيم و ثابت بن عبد الله گفته‌اند:
إنما عنى بقوله: (إنما وليكم الله ورسوله الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون) علي بن أبي طالب (عليه السلام) لأنه مر به سائل وهو راكع في المسجد فأعطاه خاتمه.
غاية المرام وحجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص والعام، السيد هاشم البحراني، ج 2، ص 5
مقصود از اين آيه علي بن ابي طالب است؛ چون سائلي از کنار علي گذشت و او در حال رکوع بود و انگشترش را به سائل داد و اين آيه نازل شد.

روايت واحدي که متوفاي 468 است و در کتاب اسباب نزول ملتزم است که فقط روايات صحيح را نقل کند، مي‌گويد: نبي مکرم به مسجد آمد و ديد که مردم در حال رکوع و قيام هستند و ديد که سائلي مي‌آيد، از اين سائل سؤال کرد:
هل أعطاك أحد شيئا؟ قال: نعم خاتم من ذهب، قال: من أعطاكه؟ قال: ذلك القائم، وأومأ بيده إلى علي بن أبي طالب رضي الله عنه، فقال: على أي حال أعطاك؟ قال أعطاني وهو راكع، فكبر النبي صلى الله عليه وسلم.
أسباب نزول الآيات، الواحدي النيسابوري، ص 133 و 134
کسي به شما چيزي داد؟ سائل گفت: يک انگشتر طلائي به من دادند. پيامبر فرمود: اين را چه کسي به تو داد؟ جواب داد: اين آقائي که ايستاده است و با دست خود به علي عليه السلام اشاره كرد. رسول خدا سؤال كرد: در چه حالي آن را به شما بخشيد؟ گفت: در حال ركوع. بعد از اين سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله تكبير گفت و بعد اين آيه را خواند:
ومن يتول الله ورسوله والذين آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون
أسباب نزول الآيات، الواحدي النيسابوري، ص 134

روايت جناب آقاي شجري جرجاني که متوفاي 499 است که اين‌ها همه مال قرون اوليه اسلامي هستند، از اميرالمؤمنين سلام الله عليه نقل مي‌کند: من صدقه دادم به سائل در حال رکوع و اين آيه نازل شد و از ابن عباس و از ابو رافع و از ابو جعفر امام باقر سلام الله عليه هم نقل مي‌کند.
يعني ايشان از اميرالمؤمنين، ابن عباس، ابو رافع و ابو جعفر، از 4 نفر نقل مي‌کند.
اين در کتاب امالي جلد 1 صفحه 181 است.

جناب قرطبي که متوفاي 671 است مي‌گويد:
نزلت في علي بن أبي طالب رضي الله عنه وقاله مجاهد والسدي.
تفسير القرطبي، ج 6، ص 221

جناب سيوطي مي‌گويد:
نزلت في علي بن أبي طالب وروى ابن مردويه عن وجه آخر عن ابن عباس مثله وأخرج أيضا عن علي مثله وأخرج ابن جرير عن مجاهد وابن أبي حاتم عن سلمة بن كهيل مثله فهذه شواهد يقوي بعضها بعضا.
لباب النقول، ج 1، ص 93
اين آيه در حق علي نازل شده است و ابن مردويه از ابن عباس نقل کرده است و همچنين از اميرالمؤمنين و ابن جرير طبري از مجاهد نقل کرده است و ابن ابي حاتم از سلمة بن کهيل نقل کرده است و سيوطي مي‌گويد: اين شواهدي است که يکديگر را تقويت مي‌کند.
در حقيقت سيوطي مي‌گويد: روايت با توجه به سندهاي متعدد يکديگر را تقويت مي‌کند و قطعاً اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.
ابن تيميه هم مي‌گويد:
تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا
بعد مي‌گويد:
ولو كان الناقلون فجارا فساقا.
علوم الحديث ( من مجموع الفتاوى )، ج 18، ص 26
اگر ناقلين فاجر و فاسق هم باشند، وقتي طرق متعدد شد مسئله تمام است.

:Sham:
نظر آقاي ابن تيميه اين است که اگر يک روايتي در فضائل خلفاء يا بر عليه ائمه باشد‌‌، اين طور است؛ مثل حريز بن عبد الله که هر روز 140 بار اميرالمؤمنين را لعن مي‌کرده است؛ ولي اگر در مدح اميرالمؤمنين يا فضيلت و يا خلافت اميرالمؤمنين باشد، چه بسا کثرت طرق انسان را به شک مي‌اندازد و هر چه روايت ضعيف‌تر باشد، طرق آن هم بيشتر است.
گيرم که خلق را به فريبت فريفتي با دست انتقام طبيعت چه مي‌کني
اين‌ها نمونه‌هايي بود از منابع متعدد اهل سنت.

.

Moslem Kurdi;758703 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
والسلام علیکم ورحمه الله

در پاسخ به آقای رضا ...
جناب من دیگر پاسخی به کپی پیست های شما نخواهم داد، مگر اینکه حاضر شوید وارد گفتگوی علمی شوید. همچنین موضوع ما آیات قرآن و ارتباطش با علی –رضی الله عنه- است، نه تحریف قرآن. چرا سعی در به حاشیه بردن گفتگو دارید؟!!

بارها شاهد حقانیت بوده ایم فرار در اینموردها بهترین وسیله است

[="Franklin Gothic Medium"][="3"]

javad_joon;758270 نوشت:
با سلام
آیا قران جایی در قرآن منظورش از تو می تواند مولا امام علی باشد؟
اگر هست لطفا بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله
در روایات داریم که هر کجا خداوند مؤمنان را خطاب قرار داده است پیش از همه‌ی ایشان منظور حضرت امام‌المتقین علی علیه‌السلام است که ایشان امیرالمؤمنین هستند
اما اگر بخواهید صریحاً جایی اسم حضرت علی علیه‌السلام آورده شده باشد بله نام علی آمده در آیه‌ی ۴ سوره‌ی زخرف مستقیماً نام ایشان است بر زبان خدای علی الأعلی:

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ [الزخرف، ۴]

علاوه بر اینکه در روایات به این امر تصریح شده است خودتان هم که این آیه را بررسی کنید متوجه می‌شوید که نام علی در این آیه به خداوند عزّ و جلّ بر نمی‌گردد

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام[/][/]

Moslem Kurdi;758703 نوشت:
معنی قرآن که مشخص است، ترک کردن آن نیز همینطور. یعنی دیگر قرآن نمیخوانند و ممکن است یک نفر مجتهد شود اما اصلاً قرآن خواندن هم بلد نباشد.

سلام

خوب معنی قرآن چیست ؟ چرا رسول خدا ص طبق آیه گفت بارخدایا بدرستیکه قوم من یعنی همین ابوبکر وعمر وعثمان این قران (اتخذوا هذا القران مهجورا) را ترک میکنند وبرای خودشان قرانی جدا گانه جمع میکنند بنص بخاری ومسلم وباعث اینهمه اختلاف میشوند ؟


یعنی چرا بنص روایات بخاری و ... عمر قرانش چنین بود : فامضوا الی ذکر الله : اما عثمان قرانش چنین بود : فاسعوا الی ذکر الله :

بنص بخاري همه حروف سبعه منزل من الله بودند يعني قران بودند ؟! پس چرا عثمان 6 قران ديگر را سوخت بنص بخاري ؟!


[=&amp]کدامیک از قرائات زیر عرضه اخیر یا حرف اول اند یا قرانند :[/]

[=&amp]قال ابن عباس [/]: { [=&amp]فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى } . فقلت : ما نقرؤها كذلك! فقال ابن عباس [/]: [=&amp]والله لأنزلها الله كذلك [/][=&amp]ثلاث مرات[/]. [=&amp]حدیث صحیح[/]

وقرائت ابن مسعود : بدون ماخلق ،بنص مسلم وبخاري از: وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى {الليل/3} سوره ليل .

[=&amp]
194/257 [/][=&amp]عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ قَالَ: قَرَأَ ابْنُ عَبَّاسٍ[/][=&amp]: {[/][=&amp]وَشَاوِرْهُمْ فِي بعض الأمر[/][=&amp]}[/][=&amp] [[/][=&amp]آل عمران: 159[/][=&amp]]
[/][=&amp]الكتاب: صحيح الأدب المفرد للإمام البخاري[/][=&amp]
[/][=&amp]المؤلف: محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاري، أبو عبد الله (المتوفى: 256هـ[/][=&amp])
حقق أحاديثه وعلق عليه: محمد ناصر الدين الألباني[/]

همچنین بنص روایات خودتان ابن مسعود قرانش چنین بود :

وفي رواية أبي بكر بن عياش عن عاصم عن زر عن عبد الله بن مسعود قال :
كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم " يا أيها الرسول بلغ ما أنزل
إليك من ربك إن عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله
يعصمك من الناس " .امام سیوطی امام شوکانی واما م آلوسی و...

چرا عثمان ومروان وحجاج با قران ابن مسعود بشدت برخورد كردند ودر طول تاريخ حاكمان بي رحم وخشن سني هر وقت مصحفي از ابن مسعود پيدا ميكردند فورا آنرا آتش ميزدند و نابود ميكردند تا حقايق مدفون شود وقرائات شنبوذيان كه قران ابن مسعود را ميخواندند را بشدت سركوب ؟!


[=&amp]قران قدیمی یا قران رسول الله ص توسط چه کسانی وچرا تبدیل به قرانی جدید گشت ؟[/]! :

[=&amp]سنن أبي داود[/] )
4001 [=&amp]حدثنا سعيد بن يحيى الأموي حدثني أبي حدثنا ابن جريج عن عبد الله بن أبي مليكة عن أم سلمة أنها ذكرت أو كلمة غيرها قراءة رسول الله صلى الله عليه وسلم بسم الله الرحمن الرحيم ( الحمد لله رب العالمين الرحمن الرحيم ملك يوم الدين ) يقطع قراءته آية آية قال أبو داود سمعت أحمد يقول القراءة القديمة [/]( [=&amp]مالك يوم الدين[/] ) .

[=&amp]تحقيق الألباني[/] :
[=&amp]صحيح الترمذي ( 3107[/] )

Moslem Kurdi;758703 نوشت:
پاسخ: اگر شما کتب خودتان را خوانده بودید دیگر چنین نمیگفتید!
«قال أبو عبد الله عليه السلام: الرجم في القرآن قول الله عز وجل: إذا زنى الشيخ والشيخة فارجموهما البتة فإنهما قضيا الشهوة» الکافی (7/177)
و بزرگان خود شما هم به این قضیه اعتقاد داشته اند: «لا يخلو النسخ في القرآن الكريم من أقسام ثلاثة، أحدها: نسخ حكمه دون لفظه، الثاني: ما نسخ لفظه دون حكمه كآية الرجم» التبیان للطوسی (1/13)

اولا بزرگان ما از قول اهل سنت وصحابه گفته اند مثل همان روایاتیکه از مجلسی وصدوق رحمهم الله قبلا نوشتید در موضوع هول المطلع و....

ثانیا هر عاقلی میداند که این نسخ نیست زیرا بعد از رسول خدا ص نسخ معنی ندارد واین عین تحریف است . عمر در زمان خلافتش چند سال بعد از شهادت رسول خدا ص بنص رویات بخاری ومسلم میگفت من آیه رجم را می خواهم در قرآن بنویسم ! اگر نسخ شده بود عمر چگونه میخواست آنرا داخل قران کند ؟!

عائشه هم بنص روایات صحیح مسلم و ابن حبان و نسایی واحمد و.... میگفت رسول خدا وفات کرده بود وآیه رضاع هنوز در قران خوانده میشد ؟! آیا این نسخ است ؟!

ضمنا اینکه بنص آیه : ماننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها : کجاست آن آیه ای که بجای آیه رجم و رضاع خداوند نازل کرد ؟!

Moslem Kurdi;758703 نوشت:
اما در جواب بقیه مسائل: یعنی پاسخ شما این است که قرآن تحریف شده است؟!!

والله من هر چه گفتم از صحیح بخاری ومسلم وعمر وعائشه و عثمان نوشتم که همگی 150 سال قبل از مرحوم کلینی وامام صادق ع بودند ؟

اگر گفتند تحریف شده پس لعنت برکسانیکه قران را تحریف کردند ؟!

اما من معتقدم خدای سبحان قرانش را حفظ کرده اما در سینه علم داده شدگان بنص 49 عنکبوت و در قرائات مختلف منتشر شده است مانند قران ابن مسعود وقران ابن عباس و قرائت حفصه وابی بن کعب و...

سین;758742 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله

اما اگر بخواهید صریحاً جایی اسم حضرت علی علیه‌السلام آورده شده باشد بله نام علی آمده در آیه‌ی ۴ سوره‌ی زخرف مستقیماً نام ایشان است بر زبان خدای علی الأعلی:

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ [الزخرف، ۴]

علاوه بر اینکه در روایات به این امر تصریح شده است خودتان هم که این آیه را بررسی کنید متوجه می‌شوید که نام علی در این آیه به خداوند عزّ و جلّ بر نمی‌گردد

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

با سلام
دوست گرامی ضمن تشکر در نظر داشته باشید که
هیچ شکی نیست که نام امامان به صراحت در قرآن نیامده است .
خداوند حکيم نازل کننده قرآن است که همه کارهايش از روي حکمت مي باشد و ما کوچکتر از آنيم که به حکمت کارهاي خدا دست يابيم.
آنچه قطعي است اين که خداوند حکيم و هدايتگر براي راهنمايي بشر به شاهراه سعادت، از هيچ اقدام لازمي فرو گذار نکرده است و تعيين و معرفي امام يکي از اين اقدام هاي لازم است که هم در تعيين و هم در معرفي امام، آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.


سوره زخرف آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ‏


‏ترجمه : ‏
‏قرآن كه در لوح محفوظ در پيش ما است ، والا و استوار است .‏


توضيحات : ‏
‏« أُمِّ الْكِتَابِ » : اصل هر كتابي ، مراد لوح محفوظ است ( نگا : رعد / 39 ، بروج‌ / 22 ) . « عَلِيٌّ » : والا . در بالاترين مرتبه اعجاز است و ناسخ همه كتابهاي آسماني بوده و مقدّم بر جملگي آنها است . « حَكِيمٌ » : مستحكم و خلل‌ناپذير ( نگا : هود / 1 ) . پرحكمت . حاكم .‏

سلام

javad_joon;758270 نوشت:
آیا قران جایی در قرآن منظورش از تو می تواند مولا امام علی باشد؟

سؤالی که آغازگر تاپیک پرسیدند چیزی غیر از این مباحث بود که مطرح شده؛ ایشان پرسیده‌اند: آیا در قرآن خطاب به حضرت علی هم سخنی گفته شده یا نه؛ یعنی در جایی از قرآن مخاطب مستقیم حضرت علی باشد. پرسش دربارهٔ این نیست که آیه‌ای مربوط به حضرت علی آمده یا نیامده.
چنان که در تاپیک‌های قبلی دیده‌ایم این‌گونه بحث‌ها به تندروی و اهانت می‌کشد.

رضا;758828 نوشت:
با سلام
دوست گرامی ضمن تشکر در نظر داشته باشید که
هیچ شکی نیست که نام امامان به صراحت در قرآن نیامده است .

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم جناب رضا و رحمة الله و برکاته،
اینکه هرگز با صراحت نام ائمه علیهم‌السلام نیامده را از کجا با این اطمینان می‌دانید؟
رضا;758828 نوشت:
خداوند حکيم نازل کننده قرآن است که همه کارهايش از روي حکمت مي باشد و ما کوچکتر از آنيم که به حکمت کارهاي خدا دست يابيم.
آنچه قطعي است اين که خداوند حکيم و هدايتگر براي راهنمايي بشر به شاهراه سعادت، از هيچ اقدام لازمي فرو گذار نکرده است و تعيين و معرفي امام يکي از اين اقدام هاي لازم است که هم در تعيين و هم در معرفي امام، آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.

سوره زخرف آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏قرآن كه در لوح محفوظ در پيش ما است ، والا و استوار است .‏

توضيحات : ‏
‏« أُمِّ الْكِتَابِ » : اصل هر كتابي ، مراد لوح محفوظ است ( نگا : رعد / 39 ، بروج‌ / 22 ) . « عَلِيٌّ » : والا . در بالاترين مرتبه اعجاز است و ناسخ همه كتابهاي آسماني بوده و مقدّم بر جملگي آنها است . « حَكِيمٌ » : مستحكم و خلل‌ناپذير ( نگا : هود / 1 ) . پرحكمت . حاكم .‏


این روایت را ببینید:
قَالَ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ قَالَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَعْرِفَتُهُ- وَ الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‏ قَوْلُهُ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ وَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي أُمِّ الْكِتَابِ‏ وَ فِي قَوْلِهِ الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم‏ [تفسير القمي، ج‏1، ص: ۲۸ و ۲۹]

امّ الکتاب پس همان سوره‌ی حمد است که تمام قرآن در آن جمع است و نام امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آن سوره به صورت «صراط مستقیم» آمده است که نزد خداوند علیّ حکیم است ... همچنین ببینید این روایات را:
و قال أيضا: حدّثنا أحمد بن إدريس عن محمّد بن أحمد بن يحيى عن إبراهيم بن هاشم عن عليّ بن سعيد عن واصل بن سليمان عن عبد اللَّه بن سنان
عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال: لمّا صرع زيد بن صوحان يوم الجمل جاء أمير المؤمنين عليه السّلام حتّى جلس عند رأسه فقال: رحمك اللَّه يا زيد قد كنت خفيف المئونة عظيم المعونة، فرفع زيد رأسه إليه فقال: و أنت جزاك اللَّه خيرا يا أمير المؤمنين فو اللَّه ما علمتك إلّا باللَّه عليما و في امّ الكتاب عليّا حكيما و اللَّه في صدرك عظيما.
و جاء في دعاء يوم الغدير: و أشهد أنّه الامام الهادي الرّشيد أمير المؤمنين الّذي ذكرته في كتابك فانّك قلت: وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ».
[الغارات (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: ۸۹۴]


و در حديث ديگر از أصبغ بن نباته (رحمه الله) روايت شده كه گفت: روزى با مولاي خود أمير المؤمنين عليه السّلام بمنزل صعصعة بن صوحان رفتيم در حالتي كه أو در بستر خود خوابيده بود چون چشم صعصعة بر جمال أمير المؤمنين عليه السّلام افتاد از جاى برخاست و إظهار بهبودى نمود و مرض أو سبك گرديد پس آن جناب به او فرمود: اى صعصعة زيارت كردن ما را براى خود مايه فخر و افتخار بر قوم خود مشمار، صعصعة عرض كرد: نه يا أمير المؤمنين ليكن آن را ذخيره و أجر مى‏شمارم براى خود، پس أمير المؤمنين فرمود: به خدا قسم كه من گمان نداشتم در حقّ تو مگر خفّت مئونت و كثرت معونت را، صعصعة عرض كرد: يا أمير المؤمنين به خدا قسم كه من اعتقاد ندارم در حقّ تو مگر اين را كه عالم هستى به خدا، و به درستى كه خداى تعالى در نظر تو عظيم است، و به درستى كه تو در كتاب خدا عليّ حكيم هستى يعنى خداى تعالى در حقّ تو فرموده: إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ، و به درستى كه تو نسبت به مؤمنان رءوف و رحيم هستى. [الغارات (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 896]

و همچنین در کتاب شریف کافی آمده است که:

يزيد كناسى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم ... عرض كردم: اطاعت على عليه السلام در زمان حيات و بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر مردم واجب بود؟ فرمود: آرى، ولى در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خاموش بود و سخن نميگفت. و در زمان حيات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اطاعت از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر امت و بر على عليه السلام واجب بود و بعد از وفات آن حضرت اطاعت از على عليه السلام از جانب خدا و رسولش بر همه مردم واجب بود، و على عليه السلام حكيم و عالم بود (اشاره بآيه شريفه وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ دارد). [أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 221]


ظاهراً دیگر نباید خیلی محکم بگوییم که نام حضرت علی علیه‌السلام در قران صریحاً نیامده است ... بماند که به صورت غیرمستقیم تمام اهل بیت علیهم‌السلام معرفی شده‌اند ... و اصلاً یک سوم یا یک چهارم قرآن در وصف ایشان است ...

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

با سلام

سین;758866 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم جناب رضا و رحمة الله و برکاته،
اینکه هرگز با صراحت نام ائمه علیهم‌السلام نیامده را از کجا با این اطمینان می‌دانید؟


جناب سین گرامی دقت بفرمایید نام امامان ع در قرآن به صورت مستقیم نیامده هیچ مفسری چنین حرفی را تا کنون نزده نه مفسران شیعه و نه اهل سنت
دقت کنید ما اینقدر در مورد پيراوان سقيفه با اهل سنت مناظره میکنیم بخاطر اینکه اسم امیرالمومنین ع در قرآن به صورت مستقیم نیامده بعد شما میگوید آمده؟
نام ائمه در قرآن نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند .
خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . المائدة / 55 .
ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .

برای آگاهی بیشتر میتوانید به این سایتها نگاهی بیندازید که حرف بنده را تصدیق کرده اند

http://www.pasokhgoo.ir/node/2916

چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟

http://www.shia-news.com/fa/news/62995

چرا نام امام علی(علیه السلام) در قرآن نیامده؟

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=322

http://rasekhoon.net/article/show/214194/%DA%86%D8%B1%D8%A7%20%D9%86%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F/

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=158098


سین;758866 نوشت:

این روایت را ببینید:
قَالَ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ قَالَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَعْرِفَتُهُ- وَ الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‏ قَوْلُهُ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ وَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي أُمِّ الْكِتَابِ‏ وَ فِي قَوْلِهِ الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم‏ [تفسير القمي، ج‏1، ص: ۲۸ و ۲۹]

امّ الکتاب پس همان سوره‌ی حمد است که تمام قرآن در آن جمع است و نام امیرالمؤمنین علیه‌السلام در آن سوره به صورت «صراط مستقیم» آمده است که نزد خداوند علیّ حکیم است ... همچنین ببینید این روایات را:
و قال أيضا: حدّثنا أحمد بن إدريس عن محمّد بن أحمد بن يحيى عن إبراهيم بن هاشم عن عليّ بن سعيد عن واصل بن سليمان عن عبد اللَّه بن سنان
عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال: لمّا صرع زيد بن صوحان يوم الجمل جاء أمير المؤمنين عليه السّلام حتّى جلس عند رأسه فقال: رحمك اللَّه يا زيد قد كنت خفيف المئونة عظيم المعونة، فرفع زيد رأسه إليه فقال: و أنت جزاك اللَّه خيرا يا أمير المؤمنين فو اللَّه ما علمتك إلّا باللَّه عليما و في امّ الكتاب عليّا حكيما و اللَّه في صدرك عظيما.
و جاء في دعاء يوم الغدير: و أشهد أنّه الامام الهادي الرّشيد أمير المؤمنين الّذي ذكرته في كتابك فانّك قلت: وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ».
[الغارات (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: ۸۹۴]


و در حديث ديگر از أصبغ بن نباته (رحمه الله) روايت شده كه گفت: روزى با مولاي خود أمير المؤمنين عليه السّلام بمنزل صعصعة بن صوحان رفتيم در حالتي كه أو در بستر خود خوابيده بود چون چشم صعصعة بر جمال أمير المؤمنين عليه السّلام افتاد از جاى برخاست و إظهار بهبودى نمود و مرض أو سبك گرديد پس آن جناب به او فرمود: اى صعصعة زيارت كردن ما را براى خود مايه فخر و افتخار بر قوم خود مشمار، صعصعة عرض كرد: نه يا أمير المؤمنين ليكن آن را ذخيره و أجر مى‏شمارم براى خود، پس أمير المؤمنين فرمود: به خدا قسم كه من گمان نداشتم در حقّ تو مگر خفّت مئونت و كثرت معونت را، صعصعة عرض كرد: يا أمير المؤمنين به خدا قسم كه من اعتقاد ندارم در حقّ تو مگر اين را كه عالم هستى به خدا، و به درستى كه خداى تعالى در نظر تو عظيم است، و به درستى كه تو در كتاب خدا عليّ حكيم هستى يعنى خداى تعالى در حقّ تو فرموده: إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ، و به درستى كه تو نسبت به مؤمنان رءوف و رحيم هستى. [الغارات (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 896]

و همچنین در کتاب شریف کافی آمده است که:

يزيد كناسى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم ... عرض كردم: اطاعت على عليه السلام در زمان حيات و بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر مردم واجب بود؟ فرمود: آرى، ولى در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خاموش بود و سخن نميگفت. و در زمان حيات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اطاعت از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر امت و بر على عليه السلام واجب بود و بعد از وفات آن حضرت اطاعت از على عليه السلام از جانب خدا و رسولش بر همه مردم واجب بود، و على عليه السلام حكيم و عالم بود (اشاره بآيه شريفه وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ دارد). [أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 221]


ظاهراً دیگر نباید خیلی محکم بگوییم که نام حضرت علی علیه‌السلام در قران صریحاً نیامده است ... بماند که به صورت غیرمستقیم تمام اهل بیت علیهم‌السلام معرفی شده‌اند ... و اصلاً یک سوم یا یک چهارم قرآن در وصف ایشان است ...

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

سخن ما در مورد اسامی اهلبیت ع به صورت مستقیم بود , اینکه در قرآن بهطور غیر مستقیم به اهل بیت ع اشاره شده را که قبل از شما بنده ذکر کرده ام در پستهای قبلی
اما بعد .............
دقت بفرمایید بنده از تفسیر المیزان برای شما تفسیر این ایه را میگذا رم تا بیشتر آگاهی پیدا کنیم
اين آيه فهميده مى‏شود كه كتاب بر حسب موطن نفس الامرى و واقعيتش ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده، و در خور فهم بشر كرده، و به لباس واژه عربيت درآورده، به اين اميد كه عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد. و چون استعمال كلمه" اميد" در باره خداى تعالى صحيح نيست، لا جرم بايد گفت اميد قائم به مقام و يا به مخاطب است، نه به خود گوينده، كه خداى تعالى است.
[شرح مراد از اينكه در وصف قرآن فرمود:" وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ"]
" وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ" اين جمله آنچه را كه آيه قبلى بيان مى‏كرد تاكيد نموده و روشن مى‏سازد، و آن اين بود كه قرآن كريم در موطن اصليش ما فوق تعقل عقول است.
ضمير در" انه" به كتاب بر مى‏گردد.
و مراد از" ام الكتاب" لوح محفوظ است، هم چنان كه آيه" بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ" به آن تصريح دارد.
و اگر لوح محفوظ را" ام الكتاب" ناميده، بدين جهت است كه لوح محفوظ ريشه تمامى كتب آسمانى است، و هر كتابى آسمانى از آن استنساخ مى‏شود.

و اگر كلمه" قرآن" را مقيد به قيد" ام الكتاب" و" لدينا" كرد، صرفا به منظور توضيح است، نه احتراز.
ساده‏تر بگويم: براى اين بود كه بفرمايد قرآن همان كتابى است كه نزد ما است، نه اينكه بفرمايد قرآن دو تا است يكى نزد ما و يكى هم نزد ديگرى.

و معناى آيه اين است: قرآن كريم در حالى كه در ام الكتاب و نزد ما بوده و همواره هست هر آينه بلند مرتبه و سرشار از حكمت است. و به زودى- ان شاء اللَّه- در اواخر سوره جاثيه گفتارى در معناى ام الكتاب خواهد آمد.
و مراد از اينكه فرمود:" لعلى" به طورى كه از مفاد آيه قبلى استفاده مى‏شود اين است كه قرآن در آن حال كه در ام الكتاب بود قدر و منزلتى رفيع‏تر از آن داشت كه عقول بتوانند آن را درك كنند. و مراد از اين كه فرمود" حكيم" اين است كه قرآن در ام الكتاب يك پارچه بوده است، و مانند قرآن نازل شده مفصل و جزء جزء و سوره سوره و آيه آيه و جمله جمله و كلمه كلمه نبوده.

اين معنا را از آيه شريفه" كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ" نيز استفاده مى‏كنيم.
و اين دو صفت،

يعنى صفت" على" و" حكيم"

، دلالت مى‏كنند بر اين كه‏ ام الكتاب، فوق عقول بشرى باشد، چون عقل بشر در فكر كردنش تنها مى‏تواند چيزهايى را بفهمد كه در آغاز از قبيل مفاهيم و الفاظ بوده باشد، و از مقدماتى تصديقى تركيب شده باشد كه هر يك مترتب بر ديگرى است، مانند آيات و جملات قرآنى.
و اما چيزى كه ما وراى مفاهيم و الفاظ است، و قابل تجزى به اجزاء و فصول نيست، عقل راهى به درك آن ندارد.

_______________


اگر میخواهید تا از تمامی مفسرین برای شما تفسیر این ایه را بیاورم


یا علی ع

رضا;758879 نوشت:
با سلام
...
جناب سین گرامی دقت بفرمایید نام امامان ع در قرآن به صورت مستقیم نیامده هیچ مفسری چنین حرفی را تا کنون نزده نه مفسران شیعه و نه اهل سنت
دقت کنید ما اینقدر در مورد پيراوان سقيفه با اهل سنت مناظره میکنیم بخاطر اینکه اسم امیرالمومنین ع در قرآن به صورت مستقیم نیامده بعد شما میگوید آمده؟
نام ائمه در قرآن نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند .
خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . المائدة / 55 .
ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .

برای آگاهی بیشتر میتوانید به این سایتها نگاهی بیندازید که حرف بنده را تصدیق کرده اند

http://www.pasokhgoo.ir/node/2916

چرا نام ائمه عليهم السلام مستقيماً در قرآن نيامده است ؟

http://www.shia-news.com/fa/news/62995

چرا نام امام علی(علیه السلام) در قرآن نیامده؟

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=322

http://rasekhoon.net/article/show/214194/%DA%86%D8%B1%D8%A7%20%D9%86%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%20(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F/

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=158098


سخن ما در مورد اسامی اهلبیت ع به صورت مستقیم بود , اینکه در قرآن بهطور غیر مستقیم به اهل بیت ع اشاره شده را که قبل از شما بنده ذکر کرده ام در پستهای قبلی
اما بعد .............
دقت بفرمایید بنده از تفسیر المیزان برای شما تفسیر این ایه را میگذا رم تا بیشتر آگاهی پیدا کنیم
اين آيه فهميده مى‏شود كه كتاب بر حسب موطن نفس الامرى و واقعيتش ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده، و در خور فهم بشر كرده، و به لباس واژه عربيت درآورده، به اين اميد كه عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد. و چون استعمال كلمه" اميد" در باره خداى تعالى صحيح نيست، لا جرم بايد گفت اميد قائم به مقام و يا به مخاطب است، نه به خود گوينده، كه خداى تعالى است.
[شرح مراد از اينكه در وصف قرآن فرمود:" وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ"]
" وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ" اين جمله آنچه را كه آيه قبلى بيان مى‏كرد تاكيد نموده و روشن مى‏سازد، و آن اين بود كه قرآن كريم در موطن اصليش ما فوق تعقل عقول است.
ضمير در" انه" به كتاب بر مى‏گردد.
و مراد از" ام الكتاب" لوح محفوظ است، هم چنان كه آيه" بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ" به آن تصريح دارد.
و اگر لوح محفوظ را" ام الكتاب" ناميده، بدين جهت است كه لوح محفوظ ريشه تمامى كتب آسمانى است، و هر كتابى آسمانى از آن استنساخ مى‏شود.

و اگر كلمه" قرآن" را مقيد به قيد" ام الكتاب" و" لدينا" كرد، صرفا به منظور توضيح است، نه احتراز.
ساده‏تر بگويم: براى اين بود كه بفرمايد قرآن همان كتابى است كه نزد ما است، نه اينكه بفرمايد قرآن دو تا است يكى نزد ما و يكى هم نزد ديگرى.

و معناى آيه اين است: قرآن كريم در حالى كه در ام الكتاب و نزد ما بوده و همواره هست هر آينه بلند مرتبه و سرشار از حكمت است. و به زودى- ان شاء اللَّه- در اواخر سوره جاثيه گفتارى در معناى ام الكتاب خواهد آمد.
و مراد از اينكه فرمود:" لعلى" به طورى كه از مفاد آيه قبلى استفاده مى‏شود اين است كه قرآن در آن حال كه در ام الكتاب بود قدر و منزلتى رفيع‏تر از آن داشت كه عقول بتوانند آن را درك كنند. و مراد از اين كه فرمود" حكيم" اين است كه قرآن در ام الكتاب يك پارچه بوده است، و مانند قرآن نازل شده مفصل و جزء جزء و سوره سوره و آيه آيه و جمله جمله و كلمه كلمه نبوده.

اين معنا را از آيه شريفه" كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ" نيز استفاده مى‏كنيم.
و اين دو صفت،

يعنى صفت" على" و" حكيم"

، دلالت مى‏كنند بر اين كه‏ ام الكتاب، فوق عقول بشرى باشد، چون عقل بشر در فكر كردنش تنها مى‏تواند چيزهايى را بفهمد كه در آغاز از قبيل مفاهيم و الفاظ بوده باشد، و از مقدماتى تصديقى تركيب شده باشد كه هر يك مترتب بر ديگرى است، مانند آيات و جملات قرآنى.
و اما چيزى كه ما وراى مفاهيم و الفاظ است، و قابل تجزى به اجزاء و فصول نيست، عقل راهى به درك آن ندارد.

_______________



اگر میخواهید تا از تمامی مفسرین برای شما تفسیر این ایه را بیاورم


یا علی ع

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر بزرگوار و رحمت خدا بر شما،
حقیر قصد مخالفت با علما و با شما را ندارم ولی اولین روایتی که آوردم از تفسیر قمی بود و در نتیجه اینطور نیست که هیچ مفسری چنان چیزی را نگفته باشد، در هر صورت لابد علما دلیلی داشته‌اند که حاضر شده‌اند تصریح اسم امیر مؤمنان علیه‌السلام در قرآن را نادیده بگیرند ... شاید چون از کتاب‌های اهل سنت نتوانسته‌اند این دلالت را برای آن آیه اثبات کنند فروگذارش کرده‌اند، والله العالم ... شاید فقط برگردان ضمیر «انّه» را در مقام تأویل (و نه تفسیر) به حضرت علی علیه‌السلام در نظر گرفته‌اند و لفظ علیّ حکیم را دیگر فروگذارده‌اند :Gig:
به هر حال آدرس آن احادیث را هم قرار داده‌ام که اگر تمایل داشتید به آنها سر بزنید، آن‌ها را از خودم ننوشته‌ام ... در یکی از آنها صراحتاً حضرت را حکیم دانسته‌اند و در متن حدیث ذکر شده که اشاره به همین آیه‌ی سوره‌ی زخرف است، یعنی به لفظ «علی حکیم» و نه فقط به لفظ «انّه» ...
در پناه خدا باشید
:Gol:
یا علی علیه‌السلام

سین;758908 نوشت:


به هر حال آدرس آن احادیث را هم قرار داده‌ام که اگر تمایل داشتید به آنها سر بزنید، آن‌ها را از خودم ننوشته‌ام ... در یکی از آنها صراحتاً حضرت را حکیم دانسته‌اند و در متن حدیث ذکر شده که اشاره به همین آیه‌ی سوره‌ی زخرف است، یعنی به لفظ «علی حکیم» و نه فقط به لفظ «انّه» ...
در پناه خدا باشید
:Gol:
یا علی علیه‌السلام

سین;758866 نوشت:


و همچنین در کتاب شریف کافی آمده است که:

يزيد كناسى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم ... عرض كردم: اطاعت على عليه السلام در زمان حيات و بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر مردم واجب بود؟ فرمود: آرى، ولى در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خاموش بود و سخن نميگفت. و در زمان حيات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اطاعت از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر امت و بر على عليه السلام واجب بود و بعد از وفات آن حضرت اطاعت از على عليه السلام از جانب خدا و رسولش بر همه مردم واجب بود، و على عليه السلام حكيم و عالم بود (اشاره بآيه شريفه وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ دارد). [أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 221]

در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

با سلام
ضمن تشکر مطالبی را خدمت شما عنوان میکنم

در مورد این روایتی که آوردید بنده اصل روایات را پیداکردم آنچه در اصول كافى جلد 2 صفحه 220 روايت 1 مشاهده کردم
را تقدیمتان میکنم

اما باز هم خدمتتان گفتم اسم امیرالمومنین ع مستقیم نیامده

البته این علی در قرآن با علی ع فرق میکند فکر کنم
و از همینجا شما نتیجه گرفته اید که نام امیر المومنین ع است

و مراد از اينكه فرمود:" لعلى" به طورى كه از مفاد آيه قبلى استفاده مى‏شود اين است كه قرآن در آن حال كه در ام الكتاب بود قدر و منزلتى رفيع‏تر از آن داشت كه عقول بتوانند آن را درك كنند. و مراد از اين كه فرمود" حكيم" اين است كه قرآن در ام الكتاب يك پارچه بوده است، و مانند قرآن نازل شده مفصل و جزء جزء و سوره سوره و آيه آيه و جمله جمله و كلمه كلمه نبوده.

اين معنا را از آيه شريفه" كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ" نيز استفاده مى‏كنيم.
و اين دو صفت،

يعنى صفت" على" و" حكيم"

، دلالت مى‏كنند بر اين كه‏ ام الكتاب، فوق عقول بشرى باشد، چون عقل بشر در فكر كردنش تنها مى‏تواند چيزهايى را بفهمد كه در آغاز از قبيل مفاهيم و الفاظ بوده باشد، و از مقدماتى تصديقى تركيب شده باشد كه هر يك مترتب بر ديگرى است، مانند آيات و جملات قرآنى.


دقت بفرماید

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع أَ كَانَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع حِينَ تَكَلَّمَ فِى الْمَهْدِ حـُجَّةَ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ فَقَالَ كَانَ يَوْمَئِذٍ نَبِيّاً حُجَّةَ اللَّهِ غَيْرَ مُرْسَلٍ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حـِينَ قَالَ إِنِّى عَبْدُ اللّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا. وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصـانـِى بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا قُلْتُ فَكَانَ يَوْمَئِذٍ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَى زَكَرِيَّا فِى تِلْكَ الْحَالِ وَ هُوَ فِى الْمَهْدِ فَقَالَ كَانَ عِيسَى فِى تِلْكَ الْحَالِ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لِمَرْيَمَ حِينَ تَكَلَّمَ فَعَبَّرَ عَنْهَا وَ كَانَ نَبِيّاً حُجَّةً عَلَى مَنْ سَمِعَ كَلَامَهُ فِى تِلْكَ الْحَالِ ثُمَّ صـَمـَتَ فـَلَمْ يـَتـَكـَلَّمْ حـَتَّى مـَضَتْ لَهُ سَنَتَانِ وَ كَانَ زَكَرِيَّا الْحُجَّةَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى النَّاسِ بـَعـْدَ صـَمـْتِ عـِيـسَى بِسَنَتَيْنِ ثُمَّ مَاتَ زَكَرِيَّا فَوَرِثَهُ ابْنُهُ يَحْيَى الْكِتَابَ وَ الْحـِكـْمـَةَ وَ هـُوَ صـَبِيٌّ صَغِيرٌ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتـَيـْنـاهُ الْحـُكـْمَ صـَبِيًّا فَلَمَّا بَلَغَ عِيسَى ع سَبْعَ سِنِينَ تَكَلَّمَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الرِّسَالَةِ حـِيـنَ أَوْحـَى اللَّهُ تـَعـَالَى إِلَيـْهِ فَكَانَ عِيسَى الْحُجَّةَ عَلَى يَحْيَى وَ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ لَيـْسَ تـَبـْقَى الْأَرْضُ يَا أَبَا خَالِدٍ يَوْماً وَاحِداً بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ مُنْذُ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ ع وَ أَسـْكـَنـَهُ الْأَرْضَ فـَقـُلْتُ جـُعـِلْتُ فِدَاكَ أَ كَانَ عَلِيٌّ ع حُجَّةً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ عـَلَى هـَذِهِ الْأُمَّةِ فـِى حـَيـَاةِ رَسـُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ نَعَمْ يَوْمَ أَقَامَهُ لِلنَّاسِ وَ نَصَبَهُ عَلَماً وَ دَعـَاهـُمْ إِلَى وَلَايـَتـِهِ وَ أَمـَرَهُمْ بِطَاعَتِهِ قُلْتُ وَ كَانَتْ طَاعَةُ عَلِيٍّ ع وَاجِبَةً عَلَى النَّاسِ فِى حـَيـَاةِ رَسـُولِ اللَّهِ ص وَ بـَعـْدَ وَفـَاتِهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَكِنَّهُ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَانَتِ الطَّاعَةُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى أُمَّتِهِ وَ عَلَى عَلِيٍّ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كـَانـَتِ الطَّاعـَةُ مـِنَ اللَّهِ وَ مـِنْ رَسـُولِهِ عَلَى النَّاسِ كُلِّهِمْ لِعَلِيٍّ ع بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَانَ عَلِيٌّ ع حَكِيماً عَالِماً
اصول كافى جلد 2 صفحه 220 روايت 1


ترجمه روايت شريفه :


يزيد كناسى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه آيا عيسى بن مريم زمانى كه در گـهـواره سـخن گفت ، حجت خدا بود بر اهل زمانش ؟ فرمود: او آن زمان پيغمبر و حجت غير مرسل خدا بود (يعنى در آن زمان ماءمور بتبليغ و دعوت نبود) مگر نمى شنوى گفته خود او را كـه مـى گـويـد (((من بنده خدايم (تا مردم نگويند عيسى خداست ) خدا به من كتاب داده و پـيـغـمـبـرم سـاخته و هر جا باشم (اگر چه در گهواره ) پر بر كنم قرار داده و تا زنده باشم مرا به نماز و زكاة سفارش كرده 31 سوره 19 ـ،))).
عـرض كـردم : در آن زمـان و در هـمـان حـاليـكـه در گهواره بود، حجت خدا بود بر زكريا؟ فرمود: عيسى در همان حال براى مردم آيت بود و رحمت خدا بود براى مريم ، زمانيكه سخن گـفـت و از جـانـب او دفـاع كـرد و پـيـغـمـبـر بـود و حـجـت بـر هـر كـه سـخـنـش را در آن حـال شـنـيـد. سـپـس سـكـوت نـمـود و تـا دو سـاله شـد، سـخـن نـگـفـت ، و حـجـت خـداى عـزوجـل بـر مـردم بـعـد از سكوت عيسى تا دو سال زكريا بود، سپس زكريا در گذشت و پـسـرش ‍ يـحـيـى ، كـتـاب و حـكـمـت را از او ارث بـرد، در حـاليـكـه كـودكـى خـرد سال بود. مگر نمى شنوى گفته خداى عزوجل را؟ (((اى يحيى كتاب (تورات ) را با قوت بـگـيـر و مـا حـكـم نبوت را در كودكى به او داديم 12 سوره 19 ـ))) (يعنى ما كه ترا در كودكى حكم نبوت دهيم ، نيرو و استعداد آن را هم به تو مى بخشيم ))).
چـون عـيسى هفت ساله شد و خدا يتعالى به او وحى فرستاد، از نبوت و رسالت خود سخن گـفت ، و بر يحيى و همه مردم حجت گشت . اى ابا خالد! از روزيكه خدا آدم عليه السلام را آفريد و در زمينش ساكن ساخت يك روز زمين ، بدون حجت خدا بر مردم . نباشد عرض كردم : قـربـانـت . آيـا عـلى عـليـه السـلام در زمـان حـيـات رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بر اين امت از طرف خدا و رسولش حجت بود؟ فرمود. آرى ، روزى كـه پـيـغمبر او را براى مردم بپا داشت و براى پيشوائى منصوبش ساخت و ايشان را بولايتش دعوت كرد و باطاعتش دستور داد.
عـرض كـردم : اطـاعـت عـلى عـليه السلام در زمان حيات و بعد از وفات پيغمبر صلى اللّه عـليـه وآله بـر مـردم واجـب بـود؟ فـرمـود: آرى ، ولى در زمـان رسـول خـدا صـلى اللّه عليه و آله خاموش بود و سخن نمى گفت .
و در زمان حيات پيغمبر صـلى اللّه عـليـه و آله اطـاعـت از پـيـغـمبر صلى اللّه عليه و آله بر امت و بر على عليه السـلام واجـب بـود و بـعـد از وفـات آن حـضـرت اطـاعت از على عليه السلام از جانب خدا و رسـولش بـر هـمـه مـردم واجـب بود، و على عليه السلام حكيم و عالم بود (اشاره به آيه شريفه (((و انه فى ام الكتاب لدينا لعلى حكيم ))) دارد).

سین;758908 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر بزرگوار و رحمت خدا بر شما،
حقیر قصد مخالفت با علما و با شما را ندارم ولی اولین روایتی که آوردم از تفسیر قمی بود و در نتیجه اینطور نیست که هیچ مفسری چنان چیزی را نگفته باشد،

در پناه خدا باشید
:Gol:
یا علی علیه‌السلام

برای آگاهی بیشتر
در مورد تفسیر قمی پیشنهاد میکنم این تحقیقات را حتما بخوانید


http://maarefquran.org/index.php/page,articleList/categoryID,1549

.

رضا;758828 نوشت:
هیچ شکی نیست که نام امامان به صراحت در قرآن نیامده است
سلام
بخشی از پاسخ استاد "صدیق" ، به پرسشی در همین باب (فونت ایتالیک)

با رجوع به برخی منابع تفسیری (1) مطلبی دال بر اینکه مقصود از لفظ "علیاً" در آیۀ "وَ جَعَلْنا لَهُمْلِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا" به طور صریح و آشکارا، حضرت علی (ع) است مشاهده نگردید. و عموماً لفظ علیّاً را به معنای رفیع ، بلند آوازه و ... بیان کرده اند، چنانکه در ترجمۀتحت الفظی آیۀ شریفه ملحوظ است: "و از رحمت خويش به ايشان بخشيديم و براىآنان [در ميان مردم‏] نام نيكو و آوازه بلند نهاديم".

اما برخی روایات شریفه، مقصود و منظور از "علیّاً" در آیۀ شریفه را امیرمؤمنان علی (ع) بیان می کنند نظیر آنکه:

شيخ صدوق از امام صادق - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه علي بن ابي طالب - عليه السلام - است و اين حديث کاملا معتبر است. (2)

همچنين علي بن ابراهيم از پدرش از امام حسن عسکري - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه اميرمؤمنان - عليه السلام - است. (3)

روايات ديگري نيز هست مبني بر اين که منظور از کلمه ي «عليا» در آيه ي (و جعلنا لهم لسان صدق عليا) اميرالمؤمنين - عليه السلام - است (4) و اين که در دعاي ندبه «لسان صدق» به وجود مقدس اميرالمؤمنين - عليه السلام - تفسير شده است، مطابق با واقع است.

اما ناگفته پیداست که به اعتراف اکثر مفسران شیعه و سنی، به کرّات، بارها و بارها، در مناسبت های مختلف، آیات بسیاری در شأن و منزلت امیر مؤمنان علی (ع) نازل گردیده که احدی، بجز معاندین اهل بیت (ع) در اختصاص آیه به علی (ع) تردید ننموده است.

بی شک آنها که "شبهه عدم ذکر نام علی (ع) در قران" را مطرح می کنند و از انهمه آیات، که در شأن و منزلت علی (ع) نازل گردیده و فضائل و کمالات و خصوصیت های ایشان، را بوضوح بیان می کند چشم می پوشند، در حقیقت کور باطن هائی اند که بوئی از حقیقت نبرده و تنها، قرآن را به نفع اغراض و منافع شخصی و گروهی خود تفسیر می کنند.

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________

1- رجوع کنید به: تفاسیر مجمع البیان؛ اطیب البیان؛ المیزان؛ نمونه ونور.
2- کمال الدين و تمام النعمه 139/1.
3- «تفسير القمي» 51/2.
4- رک تفسير برهان: ج 5 ، ص 125 و 126

البته از اونجایی که هم دید اهل سنت به اهل بیت(ع) ، با دید ما متفاوته (بحث عصمت) ، و هم ممکنه سند شناسی ما رو نپذیرن ، نمیشه در صحبت با اونها به چنین مطالبی استناد کرد. اما در کل وقتی امام صادق(ع) این رو میفرمایند و روایت هم صحیح هست ، نمیشه گفت که:
هیچ شکی نیست که نام امامان به صراحت در قرآن نیامده


ضمناً این مطلب در برخی کتب و تفاسیر شیعه و سنی هم آمده:

علی بن ابراهیم قمی

(متوفی قرن سوم) در تفسیر خود (تفسیر القمی، ج‏2، ص51) نقل می‌کند که از پدرش (ابراهیم قمی) و او از امام حسن عسگری شنیده است که: «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع

حسن بن محمد دیلمی (متوفی 841) ظاهرا به کتاب دیگری از علی‌بن ابراهیم قمی دسترسی داشته که اکنون در اختیار ما نیست چرا که در کتاب خود (غررالاخبار، ص140) مستقیما از علی بن ابراهیم قمی از ابراهیم قمی نقل می‌کند که ابراهیم قمی می‌گوید: از ابوالحسن (امام هادی) علیه‌السلام درباره آیه (وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا) سوال کردم، نامه سوال مرا گرفت و زیر آن نوشت: «وفّقک اللّه و رحمک اللّه هو أمیر المؤمنین علیه السّلام»

شیخ صدوق (محمد بن علی بن بابویه قمی، متوفی 381) در چند کتاب خود (خصال، ج1، ص307؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 139؛ معانی الاخبار، ص129) با سند صحیح از ابوبصیر ازامامصادق علیه‌السلام روایت کرده است که: «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا یَعْنِى بِهِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع لِأَنَّ إِبْرَاهِیمَ قَدْ کَانَ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَجْعَلَ لَهُ‏ لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ‏ فَجَعَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَهُ وَ لِإِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ لِسَانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیّاً.»

بن‌شهر آشوب (متوفی 588) در کتاب مناقب آل أبی طالب علیهم‌السلام (ج‏3، ص107)

سید شرف‌الدین علی حسینی استرآبادی (متوفی940) در کتاب تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة (ص 297)

محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (متوفی 1125) در کتاب تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (ج‏8، ص231)

سید شرف‌الدین علی حسینی استرآبادی (متوفی940) در کتاب تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة (ص297) با سند خود از یونس بن عبدالرحمن نقل می‌کند که: به امام رضا علیه‌السلام عرض کردم که عده‌ای از من نام امیرالمومنین در کتاب الله را طلب می‌کردند، در جوابشان این آیه «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا» را خواندم. حضرت فرمودند: «صَدَقْتَ هُوَ کَذَا». این روایت را محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (متوفی 1125) نیز در کتاب تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (ج‏8، ص231) آورده است

ابن حمزه طوسی (از علمای قرن ششم) در کتاب خود (الثاقب فی المناقب، ص130) با ذکر سند از ابن‌عباس (قرن اول)از سلمان فارسی (قرن اول) نقل کرده که او به حضرت علی علیه‌السلام اشاره کرد و گفت: « هذا الذی قال اللّه تعالى فیه: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا ». سیدهاشم بن سلیمان بحرانی (متوفی 1107) نیز در مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر (ج‏1، ص529) همین را روایت کرده است

حسین بن حمدان خصیبی (متوفی 334) در کتاب خود (الهدایة الکبرى، ص91) و نیز ابن‌شاذان قمی (از علمای قرن ششم) در چند کتاب خود (الفضائل، ص174؛ الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین علی بن أبی‌طالب علیهماالسلام، ص231) ذکر می‌کند که حضرت علی علیه‌السلام اسامی متعددی دارد که مجموعا 300 بار با این اسامی اسمش در قرآن کریم آمده؛ آنگاه از باب نمونه ذکر می‌کند که با سند صحیح از ابن‌مسعود (قرن اول) چند مورد روایت شده، که یکی از آنها همین تعبیر وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا می‌باشد

بسیاری از مفسران متاخر شیعه نیز به ویژه با تکیه بر روایات فوق، «علیاً» را در آیه فوق به معنای حضرت علی علیه‌السلام دانسته‌اند. از جمله:

ملا محسن فیض کاشانی
(متوفی 1091) در دو تفسیر خود: تفسیر الصافی (ج‏3، ص284) و الأصفى فی تفسیرالقرآن (ج‏2، ص743)
سیدهاشم بحرانی (متوفی 1107) در البرهان فی تفسیر القرآن (ج‏3، ص714-717)
ابن‌جمعه عروسى حویزى (متوفی 1112)‏ در تفسیر نور الثقلین (ج‏3، ص339)
محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (متوفی 1125) در تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (ج‏8، ص230)
سید عبدالله شبر (متوفی قرن 13) در الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین (ج‏4، ص 123)
سید حسین حسینی بروجردی (قرن13) در تفسیر الصراط المستقیم (ج‏3، ص 152)
سلطان محمد گنابادی (متوفی قرن14) در تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة (ج‏3، ص7)
محمد بن حبیب‌الله سبزواری نجفی (متوفی قرن14) در إرشاد الأذهان إلى تفسیر القرآن (ص313)
سیدمحمدابراهیم بروجردی (معاصر) در تفسیر جامع (ج‏4، ص256)

البته برخی از این بزرگواران هر دو معنا ، یعنی هم علی به معنای بلندمرتبه و هم به عنوان نام حضرت علی (ع) را ممکن دانسته‌اند؛ اما همگی آنها این مطلب را که کلمه «علی» در این آیات می‌تواند اشاره به نام مبارک امیرالمومنین علیه‌السلام باشد، قبول داشته‌اند

سند از کتب و تفاسیر اهل سنت:

حاکم حسکانی

(از علمای حنفی متوفی 490) از عبدالرحمن بزاز (متوفی468) از هلال بن محمد حفار (از علمای اهل سنت متوفی 414) از ابوالقاسم اسماعیل خزاعی از پدرش علی خزاعی (برادر دعبل خزاعی، شاعر معروف)‌ از امام رضا علیه‌السلام از پدرش (امام کاظم علیه‌السلام) از پدرش (امام صادق علیه‌السلام) از پدرش (امام باقر علیه‌السلام) از پدرش (امام سجاد علیه‌السلام) از پدرش (امام حسین علیه‌السلام) از پدرش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نقل می‌کند که رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در شب معراج در حالی که جبرئیل مرا بر جناح راست خود سوار کرده بود، به من گفته شد «چه کسی را جانشین خود بر اهل زمین قرار داده‌ای» گفتم:‌ بهترینِ اهل زمین اهلیت آن را دارد، علی بن ابی طالب که برادرم، دوستم و دامادم و پسرعمویم است. به من گفته شد: «ای محمد! آیا دوستش داری؟» گفتم: «بله ای پروردگار عالمین»؛ خدایم گفت: «دوستش بدار و به امتت دستور بده که دوستش بدارند. من که علیِّ أعلی (بلندمرتبه‌ترین بلندمرتبه) هستم نام او را از نامهای خود اخذ کردم و او را «علی» نامیدم. پس جبرئیل آمد و گفت: خداوند بر تو سلام می‌دهد و می‌گوید: «بخوان» گفتم: «چه بخوانم؟» گفت بخوان: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا، وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا»
شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ، ج‏1 ، ص 463 (تهران: مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه ، 1411)

Reza-D;758922 نوشت:
سلام
بخشی از پاسخ استاد "صدیق" ، به پرسشی در همین باب (فونت ایتالیک)

اما برخی روایات شریفه، مقصود و منظور از "علیّاً" در آیۀ شریفه را امیرمؤمنان علی (ع) بیان می کنند نظیر آنکه:

با سلام
ما که ذکر کرده ایم نام امام غیر مستقیم آمده
جناب صدیق هم که همین را گفته
مقصود و منظور از "علیّاً" در آیۀ شریفه را امیرمؤمنان علی (ع) بیان می کنند
جناب رضای گرامی شما با سند از قرآن نام علی ع را نشان دهید کار حل است
نیاز به حدیث و روایات نیست
بنده کاملا واقف بر آمدن اسم غیر مستقیم امامان در قرآن هستم

Reza-D;758922 نوشت:
سلام
بخشی از پاسخ استاد "صدیق" ، به پرسشی در همین باب (فونت ایتالیک)

با رجوع به برخی منابع تفسیری (1) مطلبی دال بر اینکه مقصود از لفظ "علیاً" در آیۀ "وَ جَعَلْنا لَهُمْلِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا" به طور صریح و آشکارا، حضرت علی (ع) است مشاهده نگردید. و عموماً لفظ علیّاً را به معنای رفیع ، بلند آوازه و ... بیان کرده اند، چنانکه در ترجمۀتحت الفظی آیۀ شریفه ملحوظ است: "و از رحمت خويش به ايشان بخشيديم و براىآنان [در ميان مردم‏] نام نيكو و آوازه بلند نهاديم".

اینهم سخنان جناب صدیق در این تاپیک

http://www.askdin.com/thread7391.html

با سلام و تشکر:Gol:

با رجوع به برخی منابع تفسیری (1) مطلبی دال بر اینکه مقصود از لفظ "علیاً" در آیۀ "وَ جَعَلْنا لَهُمْلِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا" به طور صریح و آشکارا، حضرت علی (ع) است مشاهده نگردید. و عموماً لفظ علیّاً را به معنای رفیع، بلند آوازه و ... بیان کرده اند، چنانکه در ترجمۀتحت الفظی آیۀ شریفه ملحوظ است: "و از رحمت خويش به ايشان بخشيديم و براىآنان [در ميان مردم‏] نام نيكو و آوازه بلند نهاديم".

اما برخی روایات شریفه، مقصود و منظور از "علیّاً" در آیۀ شریفه را امیرمؤمنان علی (ع) بیان می کنند نظیر آنکه:

شيخ صدوق از امام صادق - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه علي بن ابي طالب - عليه السلام - است و اين حديث کاملا معتبر است. (2)

همچنين علي بن ابراهيم از پدرش از امام حسن عسکري - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه اميرمؤمنان - عليه السلام - است. (3)

روايات ديگري نيز هست مبني بر اين که منظور از کلمه ي «عليا» در آيه ي (و جعلنا لهم لسان صدق عليا) اميرالمؤمنين - عليه السلام - است. (4) و اين که در دعاي ندبه «لسان صدق» به وجود مقدس اميرالمؤمنين - عليه السلام - تفسير شده است، مطابق با واقع است.

اما ناگفته پیداست که به اعتراف اکثر مفسران شیعه و سنی، به کرّات، بارها و بارها، در مناسبت های مختلف، آیات بسیاری در شأن و منزلت امیر مؤمنان علی (ع) نازل گردیده که احدی، بجز معاندین اهل بیت (ع) در اختصاص آیه به علی (ع) تردید ننموده است.

بی شک آنها که "شبهه عدم ذکر نام علی (ع) در قران" را مطرح می کنند و از انهمه آیات، که در شأن و منزلت علی (ع) نازل گردیده و فضائل و کمالات و خصوصیت های ایشان، را بوضوح بیان می کند چشم می پوشند، در حقیقت کور باطن هائی اند که بوئی از حقیقت نبرده و تنها، قرآن را به نفع اغراض و منافع شخصی و گروهی خود تفسیر می کنند.

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ _
1- رجوع کنید به: تفاسیر مجمع البیان؛ اطیب البیان؛ المیزان؛ نمونه ونور.
2- کمال الدين و تمام النعمه 139/1.
3- «تفسير القمي» 51/2.
4- رک تفسير برهان: ج 5 ، ص 125 و 126.

رضا;758924 نوشت:
ما که ذکر کرده ایم نام امام غیر مستقیم آمده
جناب صدیق هم که همین را گفته
مقصود و منظور از "علیّاً" در آیۀ شریفه را امیرمؤمنان علی (ع) بیان می کنند
فرمودید برادر گرامی ، اما اگر بحث اشاره غیر مستقیم بود باید گفته میشد مقصود و منظور از این آیه ، امیرالمؤمین(ع) هست. نه اینکه منظور از کلمهء ((علیا)) ایشان هستند. وقتی که کلمهء علی ، به علی اشاره میکنه ، به نظر شما غیرمنطقی نیست که بگیم این اشاره غیر مستقیمه؟

مثل اینه که جایی از قرآن آمده باشه:

محمد افضل الناس (ببخشید اگه از نظر دستوری یا لغوی اشتباست ، من عربیم خوب نیست)
و ما در ترجمه بنویسیم:
کسی که ستوده شده باشد از تمام مردم برتر است
بعد در تفسیر بنویسیم:
منظور و مقصود از ستوده شده ای که در ترجمه آمده ، حضرت محمد(ص) است!

به نظر شما ، این کار به معنای چرخاندن لقمه دور سر نیست؟!

ضمن اینکه بنده صرفاً به فرمایش جناب صدیق اشاره نکردم. دقت بفرمایید برادر. در اینجا مستقیماً به اسم اشاره شده

:
Reza-D;758922 نوشت:
شیخ صدوق (محمد بن علی بن بابویه قمی، متوفی 381) در چند کتاب خود (خصال، ج1، ص307؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 139؛ معانی الاخبار، ص129) با سند صحیح از ابوبصیر ازامام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که: «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا یَعْنِى بِهِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع لِأَنَّ إِبْرَاهِیمَ قَدْ کَانَ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَجْعَلَ لَهُ‏ لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ‏ فَجَعَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَهُ وَ لِإِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ لِسَانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیّاً

Reza-D;758922 نوشت:
سید شرف‌الدین علی حسینی استرآبادی (متوفی940) در کتاب تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة (ص297) با سند خود از یونس بن عبدالرحمن نقل می‌کند که: به امام رضا علیه‌السلام عرض کردم که عده‌ای از من نام امیرالمومنین در کتاب الله را طلب می‌کردند، در جوابشان این آیه «وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ عَلِیًّا» را خواندم. حضرت فرمودند: «صَدَقْتَ هُوَ کَذَا». این روایت را محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (متوفی 1125) نیز در کتاب تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (ج‏8، ص231) آورده است

Reza-D;758922 نوشت:
بسیاری از مفسران متاخر شیعه نیز به ویژه با تکیه بر روایات فوق ، «علیاً» را در آیه فوق به معنای حضرت علی علیه‌السلام دانسته‌اند. از جمله:

ملا محسن فیض کاشانی (متوفی 1091) در دو تفسیر خود: تفسیر الصافی (ج‏3، ص284) و الأصفى فی تفسیرالقرآن (ج‏2، ص743)
سیدهاشم بحرانی (متوفی 1107) در البرهان فی تفسیر القرآن (ج‏3، ص714-717)
ابن‌جمعه عروسى حویزى (متوفی 1112)‏ در تفسیر نور الثقلین (ج‏3، ص339)
محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (متوفی 1125) در تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (ج‏8، ص230)
سید عبدالله شبر (متوفی قرن 13) در الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین (ج‏4، ص 123)
سید حسین حسینی بروجردی (قرن13) در تفسیر الصراط المستقیم (ج‏3، ص 152)
سلطان محمد گنابادی (متوفی قرن14) در تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة (ج‏3، ص7)
محمد بن حبیب‌الله سبزواری نجفی (متوفی قرن14) در إرشاد الأذهان إلى تفسیر القرآن (ص313)
سیدمحمدابراهیم بروجردی (معاصر) در تفسیر جامع (ج‏4، ص256)

البته برخی از این بزرگواران هر دو معنا ، یعنی هم علی به معنای بلندمرتبه و هم به عنوان نام حضرت علی (ع) را ممکن دانسته‌اند؛ اما همگی آنها این مطلب را که کلمه «علی» در این آیات می‌تواند اشاره به نام مبارک امیرالمومنین علیه‌السلام باشد، قبول داشته‌اند


Reza-D;758922 نوشت:
سند از کتب و تفاسیر اهل سنت:

حاکم حسکانی (از علمای حنفی متوفی 490) از عبدالرحمن بزاز (متوفی468) از هلال بن محمد حفار (از علمای اهل سنت متوفی 414) از ابوالقاسم اسماعیل خزاعی از پدرش علی خزاعی (برادر دعبل خزاعی، شاعر معروف)‌ از امام رضا علیه‌السلام از پدرش (امام کاظم علیه‌السلام) از پدرش (امام صادق علیه‌السلام) از پدرش (امام باقر علیه‌السلام) از پدرش (امام سجاد علیه‌السلام) از پدرش (امام حسین علیه‌السلام) از پدرش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نقل می‌کند که رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در شب معراج در حالی که جبرئیل مرا بر جناح راست خود سوار کرده بود، به من گفته شد «چه کسی را جانشین خود بر اهل زمین قرار داده‌ای» گفتم:‌ بهترینِ اهل زمین اهلیت آن را دارد، علی بن ابی طالب که برادرم، دوستم و دامادم و پسرعمویم است. به من گفته شد: «ای محمد! آیا دوستش داری؟» گفتم: «بله ای پروردگار عالمین»؛ خدایم گفت: «دوستش بدار و به امتت دستور بده که دوستش بدارند. من که علیِّ أعلی (بلندمرتبه‌ترین بلندمرتبه) هستم نام او را از نامهای خود اخذ کردم و او را «علی» نامیدم. پس جبرئیل آمد و گفت: خداوند بر تو سلام می‌دهد و می‌گوید: «بخوان» گفتم: «چه بخوانم؟» گفت بخوان: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا، وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا»
شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ، ج‏1 ، ص 463 (تهران: مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه ، 1411)

رضا;758925 نوشت:
اینهم سخنان جناب صدیق در این تاپیک

برادر گرامی ، سخن ایشون رو که من خودم بطور کامل نوشته بودم :Gig:


سلام

علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن ابن أذينة عن زرارة عن أبي جعفر عليه السلام قال ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك يا علي فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً. هكذا نزلت.

فرات بن إبراهيم عن جعفر بن محمد الأزدي معنعناً عن الحسين بن راشد قال قال لي شريك القاضي أيام المهدي أتريد أن أحدثك بحديث أتبرك به على أن تجعل الله عليك أن لا تحدث به حتى أموت قال قلت أنت آمن فحدث بما شئت قال كنت على باب الأعمش وعليه جاعة من أصحاب الحديث قال ففتح الأعمش الباب فنظر إليهم ثم رجع وأغلق الباب فانصرفوا وبقيت أنا فخرج فرآني فقال أنت هنا لو علمت لأدخلتك أو لأخرجت إليك قال ثم قال أتدري ما كان ترددي في الدهليز هذا اليوم قلت لا قال إني ذكرت آية في كتاب الله قلت ما هي؟ قال قول الله تعالى يا محمد يا علي القيا في جهنم كل كفار عنيد قال قلت وهكذا نزلت قال أي والذي بعث محمداً بالنبوة لهكذا نزلت.


[="Franklin Gothic Medium"][="3"]

tors;758943 نوشت:

سلام

علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن ابن أذينة عن زرارة عن أبي جعفر عليه السلام قال ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك يا علي فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً. هكذا نزلت.

فرات بن إبراهيم عن جعفر بن محمد الأزدي معنعناً عن الحسين بن راشد قال قال لي شريك القاضي أيام المهدي أتريد أن أحدثك بحديث أتبرك به على أن تجعل الله عليك أن لا تحدث به حتى أموت قال قلت أنت آمن فحدث بما شئت قال كنت على باب الأعمش وعليه جاعة من أصحاب الحديث قال ففتح الأعمش الباب فنظر إليهم ثم رجع وأغلق الباب فانصرفوا وبقيت أنا فخرج فرآني فقال أنت هنا لو علمت لأدخلتك أو لأخرجت إليك قال ثم قال أتدري ما كان ترددي في الدهليز هذا اليوم قلت لا قال إني ذكرت آية في كتاب الله قلت ما هي؟ قال قول الله تعالى يا محمد يا علي القيا في جهنم كل كفار عنيد قال قلت وهكذا نزلت قال أي والذي بعث محمداً بالنبوة لهكذا نزلت.


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر و رحمت خدا بر شما،
ممنون از زحمتی که کشیدید، فقط برای اینکه برای برادران اهل سنت ایجاد شبهه ننماید که شاید شیعیان فکر کنند که قران تحریف شده استت و بخش‌هایی از تنزیل از قرآن اصلی حذف شده است خوب است توضیح دهید که اینطور نبوده و برخی از عبارات توضیحی نیز همراه با خود قرآن نازل شده بوده‌اند که جزء خود قرآن نبوده‌اند ... و اینکه قران حضرت علی علیه‌السلام تمامی آنها را نیز دارا می‌باشد ...
در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام[/][/]

Reza-D;758926 نوشت:
فرمودید برادر گرامی ، اما اگر بحث اشاره غیر مستقیم بود باید گفته میشد مقصود و منظور از این آیه ، امیرالمؤمین(ع) هست. نه اینکه منظور از کلمهء ((علیا)) ایشان هستند. وقتی که کلمهء علی ، به علی اشاره میکنه ، به نظر شما غیرمنطقی نیست که بگیم این اشاره غیر مستقیمه؟

مثل اینه که جایی از قرآن آمده باشه:

محمد افضل الناس (ببخشید اگه از نظر دستوری یا لغوی اشتباست ، من عربیم خوب نیست)
و ما در ترجمه بنویسیم:
کسی که ستوده شده باشد از تمام مردم برتر است
بعد در تفسیر بنویسیم:
منظور و مقصود از ستوده شده ای که در ترجمه آمده ، حضرت محمد(ص) است!

به نظر شما ، این کار به معنای چرخاندن لقمه دور سر نیست؟!

ضمن اینکه بنده صرفاً به فرمایش جناب صدیق اشاره نکردم. دقت بفرمایید برادر. در اینجا مستقیماً به اسم اشاره شده

:

با سلام

وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا

تفسیر مجمع البيان

قرآن در گواهى بر توحيدگرايى و استوارى او در دعوتش، به پرتوى از پاداش پرشكوه خدا به او اشاره نموده و مى‏فرمايد:
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ‏الَّلهِ وَهَبْنا لَهُ اِسْحقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبِيّاً.
پس هنگامى كه او از آنان و آنچه جز خداى يكتا مى‏پرستيدند كناره‏گيرى كرد و به سوى بيت‏المقدس رفت، ما نيز فرزندى بسان «اسحاق» و فرزند زاده‏اى چون «يعقوب» به او ارزانى داشتيم، و بدين وسيله سوز جدايى و فراق خويشاوندان را با ارزانى داشتن فرزندانى شايسته‏كردار به او، آرامش بخشيديم؛ و فرزندانش را نيز به افتخار رسالت مفتخر ساختيم.

و در آخرين آيه مورد بحث مى‏فرمايد:
وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِّنْ رَّحْمَتِنا
و فراتر از فرزند، و افزون بر مقام والاى رسالت، نعمت‏هاى ديگرى نيز به آنان ارزانى داشتيم كه از آن جمله رحمت ويژه است كه تنها از آن بندگان خالص و بزرگمردان مجاهد فداكار است.
وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيّاً.
و آنان را در ميان عصرها و نسل‏ها بلندآوازه و پرشكوه گردانيديم و برايشان نام نيك و جاودانه ارزانى داشتيم، به گونه‏اى كه همگان او و فرزندانش را دوست مى‏دارند و مى‏ستايند و آنان را از خود و راه و رسم خود، و خود را از آنان مى‏دانند.
به باور پاره‏اى منظور اين است كه: ما نام آنان را جاودانه و بلند آوازه ساختيم، چرا كه محمد صلى الله عليه وآله و پيروانش تا روز رستاخيز از آنان به عظمت ياد مى‏كنند و در نماز و تشهد نماز به آنان درود و سلام نثار مى‏كنند و مى‏گويند: خداوندا به محمد و خاندانش درود فرست، همان گونه كه بر ابراهيم و خاندانش درود فرستادى... كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم...



تفسیر الميزان

بيان آيات‏
اين آيات به پاره‏اى از داستان ابراهيم (ع) اشاره مى‏كند و آن عبارت است از احتجاجش با پدر در باره بت‏ها، با حجت و هدايت فطرى و معرفت يقينى كه خدايش داده بود، و نيز داستان كناره‏گيرى از پدر و از مردم و خدايانشان، و اينكه خداوند به او اسحاق و يعقوب را داد، و به كلمه باقيه در نسلش اختصاص داد، و براى او و اعقاب او ياد خيرى در آيندگان گذاشت كه تا روزگارى هست نامش را به نيكى ببرند.
[معناى" صديق" و" نبى" كه ابراهيم (عليه السلام) به آن دو وصف شده (إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا)]
كلمه لسان در جمله" وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا" (به طورى كه «1» گفته‏اند) به معناى ذكر خير در مردم و يا ذكر شر است، كه اگر به صدق اضافه شود معنايش ثناء جميل مردم و ثنائى كه در آن دروغ نباشد مى‏باشد، و كلمه" على" به معناى رفيع است و معنا اين است كه: براى آنان ثناى جميلى راست و رفيع القدر قرار داديم.

تفسیر نور
همه با اودشمنى كردند، خدا او را خليل خود دانست. «واتّخذاللّه‏ابراهيم‏خليلا»
1- هم از گناهكار جدا شويم و هم از گناه، زيرا كناره‏گيرى از منحرفان، زمانى مؤثر است كه با كناره‏گيرى از انحراف همراه باشد. «اعتزلكم و ماتدعون - اعتزلهم و ما يعبدون»
2- فرزند صالح، پاداش مجاهدت‏هاى والدين است. «فلمّا اعتزلهم ... وهبنا»
3- اگر غير خدا را رها كنيم، امدادهاى الهى مى‏رسد. «فلمّا اعتزلهم... وهبنا»
4- مهم‏تر از فرزند، مقام معنوى اوست. «وهبنا له اسحق و يعقوب و كلاً جعلنا نبياً»
5 - نوه‏ى انسان نيز از الطاف الهى است. «وهبنا له اسحق و يعقوب» (يعقوب نوه‏ى ابراهيم بود.)
6- نبوّت، مقامى است كه خداوند تعيين مى‏كند. «جعلنا نبيّاً»
7- يك حركت الهى از يك پدر بزرگ، نسلى را در رحمت الهى غرق مى‏كند. «اعتزلهم... وهبنا له»
8 - هر كس، هرچه دارد از خداست. «وهبنا... جعلنا... رحمتنا»
9- رحمت خداوند به قدرى وسيع است كه انبيا هرچه دريافت مى‏كنند، تنها گوشه‏اى از آن است. «من رحمتنا»
10- محبوبيّت وخوشنامى، از الطاف الهى است. «جعلنا لهم لسان صدق» (مقام ابراهيم به جايى رسيد كه همه‏ى مشركان ويهوديان ومسيحيان مى‏گفتند: ابراهيم از ماست.)
11- دعاى مردان خدا مستجاب است. (ابراهيم از خدا نام نيك خواست «واجعل لى لسان‏صدق فى‏الاخرين» در اين آيه مى‏فرمايد: «جعلنا لهم لسان صدق عليّا»


تفسیر کشاف
ما خسر علي الله أحد ترك الكفار الفسقة لوجهه ، فعوضه أولادا مؤمنين أنبياء (من رحمتنا) هي النبوة عن الحسن . و عن الكلبي : المال و الولد، و تكون عامة في كل خير ديني و دنيوي أوتوه . لسان الصدق : الثناء الحسن . و عبر باللسان عما يوجد باللسان كما عبر باليد عما يطلق باليد و هي العطية . قال : * إني أتتني لسان لا أسر بها * يريد الرسالة. و لسان العرب : لغتهم و كلامهم . استجاب الله دعوته (و اجعل لي لسان صدق في الَخرين ) فصيره قدوة حتي ادعاه أهل الأديان كلهم . و قال عز و جل (ملة أبيكم إبراهيم ) و (ملة إبراهيم حنيفا) ، (ثم أوحينا إليك أن اتبع ملة إبراهيم حنيفا) و أعطي ذلك ذريته فأعلي ذكرهم و أثني عليهم ، كما أعلي ذكره و أثني عليه .

تفسیر اطيب البيان
(50) (و وهبنالهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسان صدق عليا): (و از رحمت خودبه ايشان عطا كرديم و ذكر خير بلند آوازه اي برايشان قرار داديم )، ممكن است مراد ازرحمت ، امامت باشد همچنانكه فرمود: (و جعلنا هم ائمه يهدون بامرنا)، (فرزندان ابراهيم را اماماني قرار داديم كه به امر ما هدايت مي كردند)، و شايد هم مراد از رحمت ،تأييد بواسطه روح القدس باشد، همچنانكه مي فرمايد: (و اوحينا اليهم فعل الخيرات )،(به ايشان انجام امور نيك را وحي كرديم )، و مراد از (لسان صدق ) ذكر خير و ثناء جميل است و (علي ) يعني رفيع . مي فرمايد: ما از رحمت خود، به آنها امامت بخشيديم يا ايشان را با روح القدس تأييدكرديم و برايشان ذكر خيري رفيع القدر و بلند آوازه قرار داديم .

تفسیر نمونه
علاوه بر اين ، ((ما به آنها از رحمت خود بخشيديم )) (و وهبنا لهم من رحمتنا).
رحمت خاصى كه ويژه خالصين و مخلصين و مردان مجاهد و مبارز راه خدا است .
و سرانجام براى اين پدر و فرزندانش ، نام نيك و زبان خير و مقام برجسته در ميان همه امتها قرار داديم (و جعلنا لهم لسان صدق عليا).
اين در حقيقت پاسخى است به تقاضاى ابراهيم كه در سوره شعراء آيه 84
آمده است و اجعل لى لسان صدق فى الاخرين : ((خدايا براى من لسان صدق در امتهاى آينده قرار ده )).
در واقع آنها مى خواستند آنچنان ابراهيم و دودمانش از جامعه انسانى طرد شوند كه كمترين اثر و خبرى از آنان باقى نماند و براى هميشه فراموش شوند، اما بر عكس ، خداوند به خاطر ايثارها و فداكاريها و استقامتشان در اداى رسالتى كه بر عهده داشتند آنچنان آنها را بلند آوازه ساخت كه همواره بر زبانهاى مردم جهان قرار داشته و دارند، و به عنوان اسوه و الگوئى از خداشناسى و جهاد و پاكى و تقوا و مبارزه و جهاد شناخته مى شوند.
((لسان )) در اينگونه موارد به معنى يادى است كه از انسان در ميان مردم مى شود و هنگامى كه آنرا اضافه ((صدق )) كنيم و لسان الصدق بگوئيم معنى ياد خير و نام نيك و خاطره خوب در ميان مردم است ، و هنگامى كه با كلمه ((عليا)) كه به معنى عالى و برجسته است ضميمه شود مفهومش اين خواهد بود كه خاطره بسيار خوب از كسى در ميان مردم بماند.
ناگفته پيدا است ابراهيم نمى خواهد با اين تقاضا، خواهش دل خويش ‍ را برآورد، بلكه هدفش اين است كه دشمنان نتوانند تاريخ زندگى او را كه فوق العاده انسان ساز بود به بوته فراموشى بى فكنند، و او را كه مى تواند الگوئى براى مردم جهان باشد براى هميشه از خاطره ها محو كنند.
در روايتى از امير مؤ منان على ( عليه السلام ) مى خوانيم : لسان الصدق للمرء يجعله الله فى الناس خير من المال ياكله و يورثه : ((خاطره خوب و نام نيكى كه خداوند براى كسى در ميان مردم قرار دهد از ثروت فراوانى كه هم خودش بهره مى گيرد و هم به ارث مى گذارد بهتر و برتر است )).
اصولا قطع نظر از جنبه هاى معنوى گاهى حسن شهرت در ميان مردم ،
مى تواند براى انسان و فرزندانش سرمايه عظيمى گردد كه نمونه هاى آن را فراوان ديده ايم .

جناب رضای گرامی ما ذکر کرده ایم که در بسیاری از آیات اسم امام علی ع بطور غیر مستقیم آمده اگر در پستهای اول تاپیک نگاه میکردید متوجه میشدید سخن ما با جناب سین بر سر اسم امام به صورت مستقیم بود !
فکر کنم به اندازه کافی در این مورد سخن گفته شده اما چنانچه باز جای تاملی بود میتوانید به این تاپیک بروید و مطالب را دنبال کنید
شا د باشید

http://www.askdin.com/thread691.html

..

سین;758965 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر و رحمت خدا بر شما،
ممنون از زحمتی که کشیدید، فقط برای اینکه برای برادران اهل سنت ایجاد شبهه ننماید که شاید شیعیان فکر کنند که قران تحریف شده استت و بخش‌هایی از تنزیل از قرآن اصلی حذف شده است خوب است توضیح دهید که اینطور نبوده و برخی از عبارات توضیحی نیز همراه با خود قرآن نازل شده بوده‌اند که جزء خود قرآن نبوده‌اند ... و اینکه قران حضرت علی علیه‌السلام تمامی آنها را نیز دارا می‌باشد ...
در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

با سلام

اخبار تحریف قران در صحاح سنت خیلی بیشتر از شیعه و صریحتر وکاملتر و بهتر ند ببینید :

قوله وآخرين منهم لما يلحقوا بهم ، وقرأ عمر : فامضوا إلى ذكر الله )) .رواه البخاری

قران عمر درسته یا قرآن عثمان ؟!

قال البخاري رحمه الله : حدثنا سعيد بن عفير ، حدثنا الليث ، حدثنا عقيل ، عن ابن شهاب قال : أخبرني عروة بن الزبير : أن المسور بن مخرمة وعبد الرحمن بن عبد القارئ حدثاه أنهما سمعا عمر بن الخطاب يقول : سمعت هشام بن حكيم يقرأ سورة الفرقان في حياة رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فاستمعت لقراءته فإذا هو يقرأ على حروف كثيرة لم يقرئنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فكدت أساوره في الصلاة ، فتبصرت حتى سلم فلببته بردائه فقلت : من أقرأك هذه السورة التي سمعتك تقرأ ؟ قال : أقرأنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقلت : كذبت ، فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم قد أقرأنيها على غير ما قرأت ، فانطلقت به أقوده إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت : إني سمعت هذا يقرأ سورة الفرقان على حروف لم تقرئنيها ! فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : أرسله ، اقرأ يا هشام ، فقرأ عليه القراءة التي سمعته يقرأ ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : كذلك أنزلت ، ثم قال : اقرأ يا عمر ، فقرأت القراءة التي أقرأني ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : كذلك أنزلت !!! إن القرآن أنزل على سبعة أحرف ، فاقرءوا ما تيسر منه .


مسور بن مخرمه و عبدالرحمن بن عبدالقاری نقل کردند که هر دو از عمر بن الخطاب شنیدند که میگفت: شنیدم در زمان حیات پیامبر ص خدا که هشام بن حکیم بن حزام سوره فرقان را (در نماز) قرائت میکرد، پس به قرائت او گوش دادم، پس مواجه شدم با اینکه او حروف زیادی را قرائت میکرد که پیامبر خدا آنها را به من تعلیم نفرموده بود، پس نزدیک بود در همان حال نماز بر سرش جهیده با او گلاویز شوم! پس خودم را نگاه داشتم تا سلام نماز را داد، پس لباس او را از جلوی سینه‌اش با مشتم جمع کردم (یقه‌اش را چسبیدم) و گفتم: چه کسی این سوره را آنچنان که قرائت میکردی به تو یاد داده؟! جواب داد: رسول الله ص به من تعلیم فرمودند! به او گفتم: دروغ میگویی! چون رسول الله صبه تعلیم فرمودند بر غیر این وجهی که تو قرائت میکردی! پس او را کشان کشان نزد پیامبر خدا بردم! و عرض کردم: من شنیدم این شخص سوره فرقان را قرائت میکرد به طوری که شما به من تعلیم نکرده بودید! پس حضرت فرمودند: رهایش کن!! ای هشام بخوان ببینم! پس هشام بر همان نحوی که من از او شنیده بودم خواند، پس حضرت فرمودند: اینچنین نازل شده است! سپس فرمودند: تو ای عمر بخوان! پس من بر همان نحوی که سابقا خود حضرت به من تعلیم داده بودند خواندم، پس حضرت فرمودند: اینچنین نازل شده است! همانا این قرآن بر هفت حرف نازل شده است، پس بخوانید از آن، آنچه برای شما مهیا (آماده و آسان) است.

وقد رواه الإمام أحمد والبخاري - أيضا - ومسلم وأبو داود والنسائي والترمذي من طرق عن الزهري ورواه الإمام أحمد - أيضا - عن ابن مهدي ، عن مالك ، عن الزهري ، عن عروة ، عن عبد الرحمن بن عبد ، عن عمر ، فذكر الحديث بنحوه .

حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ الْحَسَنِ، حَدَّثَنَا الْحَجَّاجُ يَعْنِي ابْنَ نُصَيْرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ أَبِي مَسْلَمَةَ، عَنْ أَبِي نَضْرَةَ قَالَ: قَرَأْتُ عَلَى ابْنِ عَبَّاسٍ: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ} فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: (إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى) قَالَ: قُلْتُ: مَا هَكَذَا أَقْرَؤُهَا قَالَ: وَاللَّهِ لَقَدْ نَزَلَتْ مَعَهَا!!!! قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .طبری و...

عن يوسف بن مهران أنه سمع ابن عباس يقول : أمر عمر بن الخطاب مناديا ، فنادى : إن الصلاة جامعة . ثم صعد المنبر فحمد الله وأثنى عليه ، ثم قال : يا أيها الناس لا يجزعن من آية الرجم فإنـها آية نزلت في كتاب الله وقرأناها ولكنها ذهبت في قرآن كثير ذهب مع محمد .مصنف عبدالرزاق
- عبد الرزاق عن معمر عن بن جدعان عن يوسف بن مهران أنه سمع بن عباس يقول أمر عمر بن الخطاب مناديا فنادى أن الصلاة جامعة ثم صعد المنبر فحمد الله وأثنى عليه ثم قال يا أيها الناس لا تخدعن عن آية الرجم فإنها قد نزلت في كتاب الله عز و جل وقرأناها ولكنها ذهبت في قرآن كثير ذهب مع محمد صلى الله عليه و سلم وآية ذلك أنه صلى الله عليه و سلم قد رجم وأن أبا بكر قد رجم ورجمت بعدهما وإنه سيجيء قوم من هذه الأمة يكذبون بالرجم ويكذبون بطلوع الشمس من مغربها ويكذبون بالشفاعة ويكذبون بالحوض ويكذبون بالدجال ويكذبون بعذاب القبر ويكذبون بقوم يخرجون من النار بعد ما أدخلوها.

اگر دقت كنيد كه عمر چه ميگويد : ولكنها ذهبت في قرآن كثير ذهب مع محمد : يعني بسياري از قران نابود شد ! وپسرش هم عبدالله مثل پدرش گفت :

وبسند صحيح عن ابن عمر قال :" لا يقولن أحدكم قد أخذت القرآن كلّهوما يدريه ما كلّه ! قد ذهب منه قرآن كثير ، ولكن ليقل قد أخذت منه ما ظهر
.الدرالمنثور

وقول صریح امام مالک به تحریف قرآن :

المصحف العثماني ذهب!
الإمام مالك بن أنس الأصبحي يرى أن المصحف العثماني فقد وأن الموجود بين الدفتين ليس هو المصحف الذي جمعه عثمان ونشره في البلدان بل هو غيره.
قال أبو بكر بن أبي داود في المصاحف ص 44: بسند صحیح : حدثنا أبو الطاهر، حدثنا ابن وهب قال:
(سألت مالكا عن مصحف عثمان رضي الله عنه فقال: ذهب. وقول مالك هنا بأن مصحف عثمان قد ذهب لا يعني أن عين مصحف عثمان الذي كتبه زيد بن ثابت بيده فقد وضاع وبقيت النسخ الأخرى موافقة له في الرسم !

2 – عن زر قال قال لي أبي بن كعب كائن تقرأ سورة الأحزاب أو كائن تعدها قال قلت ثلاثا وسبعين آية قال قط لقد رأيتها وإنها لتعادل سورة البقرة ! ولقد قرأنا فيها الشيخ والشيخة . . . وزاد نكالا من الله والله عليم حكيم
الراوي: أبي بن كعب المحدث: الألباني – المصدر: السلسلة الصحيحة – الصفحة أو الرقم: 6/975
خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح

1384 - حدثنا أحمد قال : نا محمد بن يزيد الأسفاطي قال : نا إبراهيم بن أبي سويد قال : نا النعمان بن عبد السلام قال : نا إبراهيم بن طهمان ، عن عمر بن سعيد ، عن الأعمش ، عن عمرو بن مرة ، عن عبد الله بن سلمة ، عن حذيفة قال : « التي تسمون سورة التوبة هي سورة العذاب ، وما تقرءون منها مما كنا نقرأ إلا ربعها » !!!! « لم يرو هذا الحديث عن عمر بن سعيد إلا إبراهيم ، ولا عن إبراهيم إلا النعمان ، تفرد به : ابن أبي سويد » طبرانی اوسط ورجاله ثقات


دوستان من قصد نداشتم که بحث به اینجا بکشه من از پرسیدن این سوال منطوری داشتم برای تالیف یک کتاب
فقط خواستم بدونم جایی به طور مستقیم از امام علی حرف زده شده یا خیر
به هر حال از همه ممنوم

سلام البته بنص اخبار صحیح اهل سنت در قران ابن مسعود رض اسم امام علی ع آمده است : وفي رواية أبي بكر بن عياش عن عاصم عن زر عن عبد الله بن مسعود قال : كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم " يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك إن عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس " . توضيح الدلائل على تصحيح الفضائل ، تأليف شهاب الدين أحمد بن جلال الدين عبداللّه بن قطب الدين محمّد بن جلال الدين عبداللّه بن قطب الدين محمّد بن معين الدين عبداللّه بن هادي بن محمّد الحسيني الإيجي الشافعي من أعلام ‫#‏القرن‬ التاسع