جمع بندی سؤال در مورد عدم اختلاف در قرآن

تب‌های اولیه

38 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سؤال در مورد عدم اختلاف در قرآن

سلام. طی صحبتی که با جناب میقات داشتیم، بنا بر این شد که بنده سؤالاتم را در مورد عدم اختلاف در قرآن، و گزاره ای که در آیۀ 82 سورۀ نساء در این مورد مطرح شده است، در این تاپیک مطرح کنم و ایشان جواب بدهند.

آیۀ 82 سورۀ نساء می فرمایند:

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا

برای شروع، بنده از جناب میقات خواهش می کنم که توضیح دهند که «چرا اگر قرآن از سوی غیرخدا بود، در آن اختلاف بسیاری یافت می شد؟»

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد میقات

[="Tahoma"]«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا»
آيا در باره قرآن نمى ‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى ‏يافتند.(نساء: 4/ 82)

طبق قانون تکامل، انسان و روحیات فکری و ... او با گذشت زمان، تغییر و رشد کرده و کاملتر از قبل می شود، به گونه ای که هیچ انسانی نیست مگر این که امروز، خود را عاقل تر از دیروز می داند.

اگر این گذشت زمان، مدتی طولانی، مثلا 23 سال باشد؛ این تغییرات فکری و ... بیشتر نمود پیدا می کند؛ خصوصا که یک شخص همیشه در یک حالت روحی ثابتی نیست، زمانی شاد، زمانی غمگین، زمانی پر انرژی و زمانی غیر از این ها است.

افزون بر این ها، مواجه شدن با موضوعات و اتفاقات مختلف و گوناگون، می تواند این تغییرات فکری و ... را بیشتر آشکار کند.

بطور طبیعی نمی توان فردی را پیدا کرد که در طی مدتی طولانی (مثلا 23 سال) و در شرايط گوناگون اعم از جنگ و صلح، غربت و شهرت، قوت و ضعف‏، آن هم نسبت به موضوعات مختلف و گوناگون، یک طرز فکر ثابت و واحدی داشته و دچار هیچ گونه تغییر نشود، به گونه ای که هیچ تفاوتی بین 23 سال قبل و 23 سال بعد، دیده نشود.

اهمیت موضوع وقتی آشکار می شود که آن شخص کسی باشد که مکتب نرفته و درس نخوانده، آن هم در محیطی که از نظر تمدن و فرهنگ، عقب افتاده است و در باره موضوعات مختلف اعتقادی، معرفتی، تاریخی، علمی، تربیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فردی و ... متناسب با نیاز مردم، تعالیم و آموزه های عالی و شگرفی بیان کرده که برای همه زمان ها و همه دوران ها کاربرد داشته و موجب کمال و هدایت و راهنمایی انسان ها شود.

چنین کتابی عادتا نمی تواند بدون اختلاف و خالی از تضاد و تناقض باشد، چه برسد به این که کلامش دارای آهنگ و موزون نیز باشد، حتی برخی آیاتش تایید آیات دیگر و یا شاهد برای آیات دیگر باشد.

این جا است که هر انسان حقیقت جویی را به فکر می اندازد که آورنده این سخنان نمی تواند انسان یا زائیده افکار انسانی باشد، بلکه از ناحیه نیرویی ماورای عالم ماده است، خداوند متعالی که قرآن، این حقیقت را بیان کرده است.

بنابر این:
قرآن سند زنده‏ اعجاز و دليل رسالت پيامبر (صلى الله عليه و آله) است و اگر كسى در عدم اختلاف مطالب آن تفكر و تدبر كند، پى به حقانيت پيامبر (صلى الله عليه و آله) و قرآن مى ‏برد؛ يعنى محتواى قرآن شاهد حقانيت آن است.[/]

با سلام....ببخشید من هم وارد بحث می شم...چون داستان این تاپیک از داستان های مورد علاقه بنده هم هست.....پس از اینکه وارد بحث می شم عذر می طلبم Smile

میقات;898100 نوشت:
بطور طبیعی نمی توان فردی را پیدا کرد که در طی مدتی طولانی (مثلا 23 سال) و در شرايط گوناگون اعم از جنگ و صلح، غربت و شهرت، قوت و ضعف‏، آن هم نسبت به موضوعات مختلف و گوناگون، یک طرز فکر ثابت و واحدی داشته و دچار هیچ گونه تغییر نشود، به گونه ای که هیچ تفاوتی بین 23 سال قبل و 23 سال بعد، دیده نشود.

اینجا دو تا موضوع یا سوال مطرح می شود...
1-یک اینکه آیا واقعا قرآن، طرز فکر ثابت و واحدی دارد و دچار هیچگونه تغییر و تکامل نیست؟؟
2-آیا واقعا انتظار می رود که قرآن اگر بشری است دچار تغییر و تحول و دگرگونی و تصحیح و.... باشد
؟

در مورد سوال اول، باید گفت که واقعا بسیار بسیار پیچیده و غامض هست قضاوت بر سر اینکه آیا قرآن دچار تغییر شده یا نه....از نظر ظاهر که فکر می کنم اکثرا بر این عقیده باشند که بعضی از آیات قرآن نسبت به بقیه فصیح تر و زیبارت هستند و از نظر ظاهر و نثر یک تغییر می بینیم....اما محتوا چطور....همانطور که گفتم، قضاوت بر سر این موضوع بسیار سخت و دشوار است....مثلا به ادعای بعضی از مفسران، آیات ناسخ و منسوخ به بیش از 300 تا هم می رسد...یعنی نظرات مختلف است، بعضی حتی تا سیصد آیه هم شمرده اند....خوب همین 300 آیه آیا مصداق تغییر و تحول هستند یا نه...واقعا قضاوتش سخت است...یا قرآن آیات متشابه دارد....که به درستی نمی توان با یقین آنها را تفسیر کرد....حالا وفتی آیات زیادی بدین گونه هستند که می شود به شکلل های گوناگون تفسیر شوند ما چگونه می خواهیم قضاوت کنیم که آیات تغییر و تحول پذیرفته اند یا نه

؟ما که اصلا منظور دقیق آیات را به یقین نمی دانیم چطور می خواهیم قضاوت کنیم که تغییری در قرآن ایجاد شده یا نه؟پس سخن اینکه ما به قین نمی توانیم قضاوت کنیم که آیا در قرآن تغییری پش آمده یا نه....پس واقعا سوال قرآن بسیار عجیب است....یک سوال بی معنا به نظر می رسد...یک سوال بی جواب.....
مثلا بگذارید مثالی هم بزنم....بنده در تحقیقی که داشتم....دیدم وقتی آیات را به ترتیب نزول بچینیم، نه به یقین و ولی به احتمال زیاد به این پی می بریم که قرآن در سوره های ابتدایی خود، ابلیس را فرشته می داند...از جنس فرسته، یعنی فرشته ای مانند فرشتگان دیگر....ولی بعد تغییر عقیده داده، و دیده که حالا بد است که ابلیس فرشته باشد...مثلا فرشته ها باید معصوم باشند و اینها...پس قرآن آمده در سوره های بعدی ابلیس را جن معرفی کرده...یعنی به آیات مشابه پیشین یک عبارت " که از جنس جن بود" را اضافه کرده، که ابلیس را جن معرفی کند... نمی گویم این تعبیر و تفسیری که دادم به یقین درست است...ولی می گویم احتمالش هست...خوب پس این یک مورد، که بگویم نمی شود به یقین ثابت کرد که قرآن دچار تغییر و تحول نشده است.....و این سوال قرآن به نظر یک سوال بی جواب است و بی معناست....

در مورد سوال دوم...

آیا واقعا انتظار می رود که قرآن اگر بشری است دچار تغییر و تحول و دگرگونی و تصحیح و.... باشد؟پاسخ این سوال منفی به نظر می رسد....پیامبر تا چهل سالگی آیه ای نازل نکرده اند...این کاملا منطقی و عقلایی است که بگوییم که پیامبر بسیاری از پایه و مبانی کتابش قرآن را تا سن چهل سالگی پی ریزی کرده و ساخته و بعد به مرور نازل کرده...یعنی در واقع کتاب قرآن کتابیست که در طول چهل سال پالایش شده، تغییر و تحول پیدا کرده و کامل و تصحیح شده و بعد از سن چهل سالگی به بعد به مرور، با به مصالح و بهانه هایی تکه تکه منتشر شده...پس محال عقلی نیست که بگوییم که قرآن اگر بشری است می تواند دچار تغییر و تحول و دگرگونی نباشد....نکته ای هم که هست این است که اگر در کتابی تغییر می بینیم از این جهت است که نویسنده خواسته، یعنی آن تغییر را میل داشته نشر دهد و ایرادات قبلی اش را تصحیح کند...ولی اگر شخصی آرزوی پیامبری در سر داشته باشد و نخواهد که حرف هایش با حرف های بهتر تعویض شود پس تغییری را هم بروز نمی دهد...پس جای تعجب نمی تواند باشد که هرچند در نگاه و عقیده پیامبر تغییری ایجاد شود، ولی در آثارش که آیات قرآن باشد، تغییری نبینیم....

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"]بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج

پارسا مهر;898113 نوشت:
در مورد سوال اول، باید گفت که واقعا بسیار بسیار پیچیده و غامض هست قضاوت بر سر اینکه آیا قرآن دچار تغییر شده یا نه....از نظر ظاهر که فکر می کنم اکثرا بر این عقیده باشند که بعضی از آیات قرآن نسبت به بقیه فصیح تر و زیبارت هستند و از نظر ظاهر و نثر یک تغییر می بینیم....اما محتوا چطور....همانطور که گفتم، قضاوت بر سر این موضوع بسیار سخت و دشوار است....مثلا به ادعای بعضی از مفسران، آیات ناسخ و منسوخ به بیش از 300 تا هم می رسد...یعنی نظرات مختلف است، بعضی حتی تا سیصد آیه هم شمرده اند....خوب همین 300 آیه آیا مصداق تغییر و تحول هستند یا نه...واقعا قضاوتش سخت است...یا قرآن آیات متشابه دارد....که به درستی نمی توان با یقین آنها را تفسیر کرد....حالا وفتی آیات زیادی بدین گونه هستند که می شود به شکلل های گوناگون تفسیر شوند ما چگونه می خواهیم قضاوت کنیم که آیات تغییر و تحول پذیرفته اند یا نه؟ما که اصلا منظور دقیق آیات را به یقین نمی دانیم چطور می خواهیم قضاوت کنیم که تغییری در قرآن ایجاد شده یا نه؟پس سخن اینکه ما به قین نمی توانیم قضاوت کنیم که آیا در قرآن تغییری پش آمده یا نه....پس واقعا سوال قرآن بسیار عجیب است....یک سوال بی معنا به نظر می رسد...یک سوال بی جواب.....
مثلا بگذارید مثالی هم بزنم....بنده در تحقیقی که داشتم....دیدم وقتی آیات را به ترتیب نزول بچینیم، نه به یقین و ولی به احتمال زیاد به این پی می بریم که قرآن در سوره های ابتدایی خود، ابلیس را فرشته می داند...از جنس فرسته، یعنی فرشته ای مانند فرشتگان دیگر....ولی بعد تغییر عقیده داده، و دیده که حالا بد است که ابلیس فرشته باشد...مثلا فرشته ها باید معصوم باشند و اینها...پس قرآن آمده در سوره های بعدی ابلیس را جن معرفی کرده...یعنی به آیات مشابه پیشین یک عبارت " که از جنس جن بود" را اضافه کرده، که ابلیس را جن معرفی کند... نمی گویم این تعبیر و تفسیری که دادم به یقین درست است...ولی می گویم احتمالش هست...خوب پس این یک مورد، که بگویم نمی شود به یقین ثابت کرد که قرآن دچار تغییر و تحول نشده است.....و این سوال قرآن به نظر یک سوال بی جواب است و بی معناست....

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
در ایه ایی که شروع کننده موضوع قرار دادند قید اختلاف کثیرا است
یعنی اگر از غیر خدا بود در ان اختلاف کثیری مشاهده می شد

مسلمان ایرانی;896933 نوشت:
آیۀ 82 سورۀ نساء می فرمایند:

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا

اما در مورد ناسخ و منسوخ هم چرا باید یک بشر هم ناسخ را و هم منسوخ را در یک کتاب جمع کند؟

مگر کسی که می خواهد یک کتاب بنویسد و ادعا کند که یکه تاز کتب است و مردم را به تحدی فرا بخواند نباید همه تلاشش رو بکند که هیچ اختلافی نباشد؟ چرا اینگونه نشده؟

یا چرا قرآن همین یک کتاب مانده (مگر در مورادی که غلط چاپی هست و...)؟

بعد کدام آیات ناسخ و منسوخی هست که با هم اختلاف داشته باشد؟

در مورد سجده ملائک هم نکاتی هست که می توانید به تفاسیر هم رجوع کنید.

پارسا مهر;898113 نوشت:
در مورد سوال دوم...آیا واقعا انتظار می رود که قرآن اگر بشری است دچار تغییر و تحول و دگرگونی و تصحیح و.... باشد؟پاسخ این سوال منفی به نظر می رسد....پیامبر تا چهل سالگی آیه ای نازل نکرده اند...این کاملا منطقی و عقلایی است که بگوییم که پیامبر بسیاری از پایه و مبانی کتابش قرآن را تا سن چهل سالگی پی ریزی کرده و ساخته و بعد به مرور نازل کرده...یعنی در واقع کتاب قرآن کتابیست که در طول چهل سال پالایش شده، تغییر و تحول پیدا کرده و کامل و تصحیح شده و بعد از سن چهل سالگی به بعد به مرور، با به مصالح و بهانه هایی تکه تکه منتشر شده...پس محال عقلی نیست که بگوییم که قرآن اگر بشری است می تواند دچار تغییر و تحول و دگرگونی نباشد....نکته ای هم که هست این است که اگر در کتابی تغییر می بینیم از این جهت است که نویسنده خواسته، یعنی آن تغییر را میل داشته نشر دهد و ایرادات قبلی اش را تصحیح کند...ولی اگر شخصی آرزوی پیامبری در سر داشته باشد و نخواهد که حرف هایش با حرف های بهتر تعویض شود پس تغییری را هم بروز نمی دهد...پس جای تعجب نمی تواند باشد که هرچند در نگاه و عقیده پیامبر تغییری ایجاد شود، ولی در آثارش که آیات قرآن باشد، تغییری نبینیم....

اینجا چند ایارد می توان گرفت
یک اینکه قران کتابی است که موضوعات مختلفی را بیان کرده یک موضوع نیست و تدوین آن رو نگاه کنید مشخص است

اما در طی 23 سال بر اساس دلالیل و سوالاتی مطرح شده آیات بر اساس آن وقایع و سوالات نازل شده است.

و دلالیلی دیگری که شاید بعده به ذهن بی آید و یا اساتید و بزرگواران بیان کنند. ان شاء الله

یا علی(ع)@};-[/][/]

رستگاران;898115 نوشت:
در ایه ایی که شروع کننده موضوع قرار دادند قید اختلاف کثیرا است
یعنی اگر از غیر خدا بود در ان اختلاف کثیری مشاهده می شد

خوب منظورتان چیست...بنده هم این سخن که متذکر شدید را مد نظر داشته و دارم و قبول دارم....
رستگاران;898115 نوشت:

بعد کدام آیات ناسخ و منسوخی هست که با هم اختلاف داشته باشد؟

در مورد سجده ملائک هم نکاتی هست که می توانید به تفاسیر هم رجوع کنید.

شما سوال کردید که کدام آیات ناسخ و منسوخی با هم اختلاف دارند...دقیق نمی دونم منظورتون از اختلاف چیه....ولی به هر حال بنده یک مورد ذکر می کنم.....
مورد اول، آیه ی اشتباه نکنم معروف به نجوا هست...در آیه ی اولی آمده که در هنگان نجوا با پیامبر صدقه بدهید...بعد قرآن نازل کرده که حالا که می ترسید فقیر شوید و صدقه نمی دهید....خدا شما را بخشید و دیگر صدقه ندهید....خوب از این دو آیه ی ناسخ و و منسوخ می توان نتیجه گرفت، هرچند نه به یقین ولی در حد احتمال که پیامبر حرفشان را عوض کرده اند....تغییر دیدگاه داده اند...ابتدا می پنداشتند که مردم صدقه خواهند داد و بعد آمده اند با این فرض در قرآن دستور داده اند که هنگام نجوا صدقه بدهید ولی بعد تغییر دیدگاه داده اند و به این عقیده رسیده اند که مردم صدقه بده نیستن....پس آیه نازل کردند که اشکال ندارد، صدقه ندهید....
خوب اگر آیات از خداست....خدا که علم به آینده دارد، می داند که اینها صدقه بده نیستن، و قرار است که در آینده حرفش را پس بگیرد، پس چرا اصلا آیه نازل می کند و درخواست صدقه می کند؟این یک مورد که اگر نگویم به یقین، حداقل در حد احتمال زیاد می توانیم بگوییم که تغییر دیدگاه و اختلاف در قرآن است...این را هم در نظر داشته باشید که تنها احتمال اختلاف هم در قرآن باشد...باز آن استدلال قرآن را نقض می کند...یعنی ما احتمال زیاد بدهیم که اختلاف کثیر هست...باز هم کافیست که ادعای قرآن را و استدلال قرآن را با مشکل