جمع بندی رعایت نشدن عدالت در ارثیه

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
رعایت نشدن عدالت در ارثیه

بنام خداوند حق و عدالت و با سلام و عرض ادب و احترام به محضر بزرگوارانی که پاسخگوی سوالات شرعی مسلمانان و رفع شبهات آنان هستند و با آرزوی طول عمر با برکت و عزت و سلامتی برای شما

شک نیست که دین اسلام دین حق و عدالت و انصاف است اما مسئله ای در خصوص ارث ذهن مرا مغشوش و مشغول کرده است که امیدوارم پاسخ قانع کننده شما را دریافت کنم. البته از چند نفر دیگر هم این سوال را کردم که یا پاسخی نداشتند و یا آنها هم در شبهه بودند.

همانطور که حکم شرعی است ارث از متوفی به وارث زنده میرسد. 

پدری ثروتمند است که فقط دو فرزند پسر بعنوان وارث دارد. این دو پسر یکی از وضع مالی بسیارخوبی برخوردار است و دیگری وضع مالی خوبی ندارد (فقیر است). بعلت گرفتاریهایی که پسر ثروتمند دارد نگهداری از پدر بر دوش پسر فقیر است. که او هم علیرغم فشار مالی و اقتصادی و بدون چشم داشت به ثروت پدر و بر اساس اخلاق و حکم خداوند، در نگهداری از پدر کوتاهی نمیکند. پدر ثروتمند مریض میشود. برادر فقیر از برادر ثروتمندش درخواست میکند که پدرشان را به شهری دیگر برای مداوا ببرند (خودش وسیله نقلیه نداشته) و بالاخره پسر ثروتمند قبول میکند و با رانندگی پسر ثروتمند حرکت میکنند. در راه در اثر بی احتیاطی راننده تصادف میکنند. پسر فقیر در جا میمیرد. پدر نیز پس از یکی دو روز بستری در بیمارستان میمیرد. اما پسر ثروتمند زنده میماند. 

بر اساس حکم شرعی با توجه به اینکه پسر فقیر زودتر از پدرش مرده است و فقط همین دو پسر (وارث) را داشته است کلیه ثروت و اموالش به پسر ثروتمندش میرسد و هیچ چیزی به وراث پسر فقیر (زن و فرزندانش) تعلق نمیگیرد. اگر این چنین است آیا این حکم با عدالت و حق و انصاف منافات ندارد. خودم و سایر افرادی که این شبهه را دارند منتظر پاسخ شما هستیم.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

از لطف و عنایتی که در ابتدای طرح سوالتان نسبت به ما ابراز داشته اید کمال تشکر و قدردانی را داریم؛ ان شالله خداوند به شما هم طول عمر توأم با عزت و برکت عنایت فرماید.

همانطور که حکم شرعی است ارث از متوفی به وارث زنده میرسد. 

پدری ثروتمند است که فقط دو فرزند پسر بعنوان وارث دارد. این دو پسر یکی از وضع مالی بسیارخوبی برخوردار است و دیگری وضع مالی خوبی ندارد (فقیر است). بعلت گرفتاریهایی که پسر ثروتمند دارد نگهداری از پدر بر دوش پسر فقیر است. که او هم علیرغم فشار مالی و اقتصادی و بدون چشم داشت به ثروت پدر و بر اساس اخلاق و حکم خداوند، در نگهداری از پدر کوتاهی نمیکند. پدر ثروتمند مریض میشود. برادر فقیر از برادر ثروتمندش درخواست میکند که پدرشان را به شهری دیگر برای مداوا ببرند (خودش وسیله نقلیه نداشته) و بالاخره پسر ثروتمند قبول میکند و با رانندگی پسر ثروتمند حرکت میکنند. در راه در اثر بی احتیاطی راننده تصادف میکنند. پسر فقیر در جا میمیرد. پدر نیز پس از یکی دو روز بستری در بیمارستان میمیرد. اما پسر ثروتمند زنده میماند. 

بر اساس حکم شرعی با توجه به اینکه پسر فقیر زودتر از پدرش مرده است و فقط همین دو پسر (وارث) را داشته است کلیه ثروت و اموالش به پسر ثروتمندش میرسد و هیچ چیزی به وراث پسر فقیر (زن و فرزندانش) تعلق نمیگیرد. اگر این چنین است آیا این حکم با عدالت و حق و انصاف منافات ندارد. خودم و سایر افرادی که این شبهه را دارند منتظر پاسخ شما هستیم.

من احساس می کنم که شما با نگاهی عاطفی و مملو از دلسوزی برای آن پسر فقیر به این مسئله نگاه می کنید در حالی که در مباحث حقوقی چنین نگاه هایی خطاست و انسان را از نگاه منطقی و عقلی به احکام باز می دارد. اگر با نگاه منطقی به قاعده ای که اسلام فرموده به خودی خود نگاه کنید آن را بسیار منطقی خواهید یافت، اسلام می فرماید در پله اول ارث پدر و مادر و فرزندان هستند، و تا زمانی که یک انسانی فرزند یا پدر و مادر دارد ارثی به سایر بستگان چون خواهر و برادر و نوه هایش نمی رسد.

طبیعی است که این حکم منطقی است، بنابراین به خاطر فقر یک پسر، و اینکه به پدرش بیشتر کمک کرده، و این که فقط چند ثانیه زودتر از پدر از دنیا رفته نباید قاعده را به هم زد.

 

شما صرفا به خود قاعده نگاه کنید، این عوامل فرعی و یک استثنائی که در فرض بیان نموده اید نباید ما را تحت تاثیر قرار دهد به گونه ای که بخواهیم قاعده منطقی را در هم شکنیم؛ وقتی منطقی است که ارث فقط به فرزندان برسد، دیگر به لحاظ منطقی فرقی نمی کند پسر فقیر این پدر فقط چند دقیقه پیش از پدر فوت کرده باشد، یا چند سال پیش از آن، فرقی نمی کند که به پدر کمک می کرده یا نه، آنچه که قاعده به لحاظ عقلی و منطقی می گوید این است که این پدر در هنگام فوتش چند فرزند دارد.

 

اگر ما بخواهیم این استثنائات را در حکم وارد شویم، حکم نسبی شده و دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ یعنی موقع تقسیم ارث هر پسری می گوید من به پدر کمک کردم و بقیه پسران کمک نکردند! یا یکی چند دقیقه زودتر از پدر ش فوت کرده بچه هایش طلب ارث می کنند، دوباره بچه های یکی دیگر که پدرشان نیم ساعت از پدربزرگشان زودتر فوت کرده اعتراض می کنند می گویند چطور اگر چند دقیقه زودتر فوت کرده بود به ما ارث می رسید حالا که نیم ساعت شده نمیرسد؟ دوباره کسانی که چند ساعت زودتر فوت کرده اعتراض می کردند که چطور اگر نیم ساعت زودتر فوت کرده بود به ما ارث میرسید، حالا دو، سه ساعت زودتر به ما ارث نمی رسد؟ و کسانی که پدرشان یک روز زودتر از پدربزرگشان فوت کرده بود و...

آنچه عقل در تحلیل می گوید این است که قاعده حکم باید شفاف بوده و درب آن را محکم و قاطعانه بست تا حرف و حدیث پیش نیاید، آنچه ملاک ارث است مرگ است، و طبیعتا قاعده در تقسیم ارث همان فرزندان لحظه مرگ است، هر گونه استثنائی در این حکم، حکم را متزلزل می کند.

 

علاوه بر آنکه اگر ما مرگ فرزندان که با فاصله کمی از مرگ پدر واقع شده است را لحاظ نکنیم و بگوییم همچنان ارث می برند، این حکم همیشه به نفع فقرا نخواهد بود.

شما همین ماجرا را برعکس فرض کنید که پسر ثروتمند زودتر فوت می کرد، طبیعتا طبق حکم شما بچه های آن پسر ثروتمند میتوانستند ارث بگیرند، اما با این حکم موجود همه ارث به فرزندان فقیر میرسد. دوباره اگر می خواستیم ثروت را ملاک تقسیم ارث قرار بدهیم ببینید با مرگ هر پدری باید داداگاهی تشکیل میشد و ثروت ها برآورد میشدند و بچه ها برای گرفتن ارث، ثروت هایشان را مخفی می کردند و هزارتا مشکل دیگر پدید می آمد.

بنابراین نباید با این فرض های دلسوزانه، حکمی که مبتنی بر یک منطق، و فلسفه روشن است را متزلزل کرد.

 

با سلام مجدد و دعای خیر خدمت شما بزرگواران

باستحضار آن عزیزان میرسانم که من در یک شرکت بیمه کار میکنم و این مسئله در جریان یک فوت یک نفر در اثر تصادف که وارثین جهت اخذ دیه متوفی با برگه انحصاروراثت صادره از مرجع قضایی به شرکت مراجعه کرده اند پیش آمده که آن را مطرح کرده ام. فقط برای طرح مسئله جریان را آنطور که به عرض رسانده ام تعریف کرده ام البته موضوع فقیر و غنی بودن فرزندان و تعداد وارثین و همراهی فرزندان برای معالجه پدررا فقط برای توجه بیشتر به اصل حکم گفته ام. (در ضمن با همه لطفی که داشته اید و توضیحاتی که داده اید هنوز قانع نشده و شبهه همچنان باقی است.) توفیق روزافزونتان از پیشگاه خداوند منان دادگر آرزوی قلبی من است.

سلام

باید به پاسخگو بگید که چرا از پاسخ های ایشان قانع نشدید که جوابتون رو بدهند

اگر همچنین چیزی بود باید به همه وراثی که زود تر می مردند ارث میدادند باید یک جا این قطع شود نمیشود تا بی نهایت ادامه یابد مثلا در فوتبال توپ یک میلیمتر از خط را گرفته باشد  گل مردود است.شما به این هم اشکال میکنید؟!

با سلام و احترام 

در ضمن با همه لطفی که داشته اید و توضیحاتی که داده اید هنوز قانع نشده و شبهه همچنان باقی است

همانطور که برادرمان گفتند شما  علت عدم قانع شدنتان، یا اشکالی که دارید را بفرمایید تا بتوانیم روی آن بحث کنیم و به نتیجه مشترک برسیم.

اجمالا باید توجه بفرمایید که برای تصویب یک حکم باید به احتمالات بعدی آن هم توجه داشت. یعنی توجه داشت که قائل شدن چنین استثنائاتی به کجا منتهی خواهد شد. اگر بدین نکته توجه بفرمایید قطعا حکم اسلام را تصدیق خواهید نمود.

 

جمع بندی

______________________________

پرسش:

طبق احکام شرعی ارث از متوفی به وارث زنده میرسد. حال فرض کنید که پدری ثروتمند است که فقط دو فرزند پسر بعنوان وارث دارد. این دو پسر یکی از وضع مالی بسیارخوبی برخوردار است و دیگری وضع مالی خوبی ندارد (فقیر است). بعلت گرفتاریهایی که پسر ثروتمند دارد نگهداری از پدر بر دوش پسر فقیر است. در یک تصادف فرضی پسر فقیر در جا میمیرد، و پدر نیز پس از یکی، دو روز بستری در بیمارستان می میرد، اما پسر ثروتمند زنده میماند. 

بر اساس حکم شرعی با توجه به اینکه پسر فقیر زودتر از پدرش مرده است کلیه ثروت و اموالش به پسر ثروتمندش میرسد و هیچ چیزی به زن و فرزندان پسر فقیر تعلق نمیگیرد. آیا این حکم با عدالت و حق و انصاف منافات ندارد؟

پاسخ:

فرض مذکور و همچنین لحن بیان کننده ی آن نشان از یک نگاهی عاطفی و احساساتی نسبت به آن پسر فقیر است، در حالی که در مباحث حقوقی که نگرشی کلان را می طلبد، چنین نگاه های جزئی نگرانه و احساساتی خطاست و انسان را از نگاه منطقی و عقلی به احکام باز می دارد. اگر با نگاه منطقی به قاعده ای که اسلام فرموده به خودی خود نگاه کنید آن را بسیار منطقی خواهید یافت، اسلام می فرماید در پله ی اول ارث، پدر و مادر و فرزندان هستند، و تا زمانی که یک انسانی فرزند یا پدر و مادر دارد ارثی به سایر بستگان چون خواهر و برادر و نوه هایش نمی رسد.

طبیعی است که این حکم منطقی است، بنابراین به خاطر فقر یک پسر، و اینکه به پدرش بیشتر کمک کرده، و این که فقط چند ثانیه زودتر از پدر از دنیا رفته نباید قاعده را به هم زد.

شما صرفا به خود قاعده نگاه کنید، این عوامل فرعی و یک استثنائی که در فرض بیان نموده اید نباید ما را تحت تاثیر قرار دهد به گونه ای که بخواهیم قاعده منطقی را در هم شکنیم؛ وقتی منطقی است که ارث فقط به فرزندان برسد، دیگر به لحاظ منطقی فرقی نمی کند پسر فقیر این پدر فقط چند دقیقه پیش از پدر فوت کرده باشد، یا چند سال پیش از آن، فرقی نمی کند که به پدر کمک می کرده یا نه، آنچه که قاعده به لحاظ عقلی و منطقی می گوید این است که این پدر در هنگام فوتش چند فرزند دارد.

 

اگر ما بخواهیم این استثنائات را در حکم وارد شویم، حکم نسبی شده و دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ یعنی موقع تقسیم ارث هر پسری می گوید من به پدر کمک کردم و بقیه پسران کمک نکردند! یا یکی چند دقیقه زودتر از پدر ش فوت کرده بچه هایش طلب ارث می کنند، دوباره بچه های یکی دیگر که پدرشان نیم ساعت از پدربزرگشان زودتر فوت کرده اعتراض می کنند می گویند چطور اگر چند دقیقه زودتر فوت کرده بود به ما ارث می رسید حالا که نیم ساعت شده نمیرسد؟ دوباره کسانی که چند ساعت زودتر فوت کرده اعتراض می کردند که چطور اگر نیم ساعت زودتر فوت کرده بود به ما ارث میرسید، حالا دو، سه ساعت زودتر به ما ارث نمی رسد؟ و کسانی که پدرشان یک روز زودتر از پدربزرگشان فوت کرده بود و...

آنچه عقل در تحلیل می گوید این است که قاعده حکم باید شفاف بوده و درب آن را محکم و قاطعانه بست تا حرف و حدیث پیش نیاید، آنچه ملاک ارث است مرگ است، و طبیعتا قاعده در تقسیم ارث همان فرزندان لحظه مرگ است، هر گونه استثنائی در این حکم، حکم را متزلزل می کند.

 

علاوه بر آنکه اگر ما مرگ فرزندان که با فاصله کمی از مرگ پدر واقع شده است را لحاظ نکنیم و بگوییم همچنان ارث می برند، این حکم همیشه به نفع فقرا نخواهد بود.

شما همین ماجرا را برعکس فرض کنید که پسر ثروتمند زودتر فوت می کرد، طبیعتا طبق حکم شما بچه های آن پسر ثروتمند میتوانستند ارث بگیرند، اما با این حکم موجود همه ارث به فرزندان فقیر میرسد. و اگر می خواستیم ثروت را ملاک تقسیم ارث قرار بدهیم ببینید با مرگ هر پدری باید چه دادگاه های تشکیل میشد و ثروت ها برآورد میشدند و بچه ها برای گرفتن ارث، ثروت هایشان را مخفی می کردند و هزارتا مشکل دیگر پدید می آمد.

بنابراین نباید با این فرض های دلسوزانه، حکمی که مبتنی بر یک منطق، و فلسفه روشن است را متزلزل کرد.

 

موضوع قفل شده است