جمع بندی رد «خرد گرایی»

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
رد «خرد گرایی»

با سلام
چرا از طریق عقل و فلسفه نمیتوان به حقیقت رسید ,یعنی اگر پیامبری یا کتاب اسمانی نباشد انسان هیچگاه نمی تواند به وجود خدا برسد ,
در تاریخ افرادی مثل بودا و اسپینوزا و.. بوده اند که تلاش کردند به حقیقت برسند اما به راه های دیگه کشیده شده اند
و اینکه اغلب دانشمندان از جمله انیشتین ,استیون هاوکینگ ملحد هستند؟
این عقلانی نیست که تنها دین بصورت مجموعه قوانین حقیقت محسوب بشه و کسانی که در تمام عمر به دنبال حقیقت بوده اند سرانجامی چون اسپینوزا که به همه خدایی اعتقاد داشت داشته باشند؟!؟
و موضوع دیگه [=system-ui]که از زبان اسپینوزا بیان شده "[/]جهان صحنه خیمه‌شب‌بازی نیست و خدا خیمه‌شب باز آن که آن را کنترل کند، خود از طریق معجزه قوانین طبیعت را نقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد!"
دلایل اثبات معجزه از راه علم و فیزیک؟
(باید بگم من فقط به دنبال رد این موارد هستم و اصلا به انها معتقد نیستم..)

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد قول سدید

fatemeh873;987501 نوشت:
با سلام
چرا از طریق عقل و فلسفه نمیتوان به حقیقت رسید ,یعنی اگر پیامبری یا کتاب اسمانی نباشد انسان هیچگاه نمی تواند به وجود خدا برسد ,
در تاریخ افرادی مثل بودا و اسپینوزا و.. بوده اند که تلاش کردند به حقیقت برسند اما به راه های دیگه کشیده شده اند
و اینکه اغلب دانشمندان از جمله انیشتین ,استیون هاوکینگ ملحد هستند؟
این عقلانی نیست که تنها دین بصورت مجموعه قوانین حقیقت محسوب بشه و کسانی که در تمام عمر به دنبال حقیقت بوده اند سرانجامی چون اسپینوزا که به همه خدایی اعتقاد داشت داشته باشند؟!؟
و موضوع دیگه [=system-ui]که از زبان اسپینوزا بیان شده "[/]جهان صحنه خیمه‌شب‌بازی نیست و خدا خیمه‌شب باز آن که آن را کنترل کند، خود از طریق معجزه قوانین طبیعت را نقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد!"
دلایل اثبات معجزه از راه علم و فیزیک؟
(باید بگم من فقط به دنبال رد این موارد هستم و اصلا به انها معتقد نیستم..)

با سلام و عرض ادب و آرزوي توفيق روزافزون.

پرسش حاضر از دو بخش تشکیل شده است. پیشنهاد می کنم که بخش دوم (معجزه) را در تایپیک جداگانه دنبال بفرمایید تا از پراکندگی مباحث در پست های بعدی جلوگیری شود.

در این نوشتار، فعلا به بخش اول می پردازیم یعنی این که چرا با عقل محض و بدون استمداد از دین، نمی توان به حقایقی همچون وجود خداوند رسید؟ اگر می توان به حقایقی همچون وجود خداوند رسید، پس چرا بسیاری از فلاسفه و دانشمندان با استفاده از علم و عقل، به وجود خداوند نرسیدند؟

در پاسخ به این پرسش گفتنی است که متفکران مسلمان خصوصا فلاسفه و متکلمان شیعی معتقدند که با استفاده از عقل محض، می توان حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند را اثبات کرد بلکه منطقا اثبات وجود خداوند مقدم است است بر قبول یک دین خاص؛ چرا که هر دینی خودش را فرستاده خداوند می داند. از این رو، باید نخست اثبات کنیم که خدایی هست و بر او لازم است دینی را به سوی ما فرو بفرستد؛ و سپس اثبات کنیم که این دین خاص همان دینی است که خداوند فرو فرستاده است.
متفکران مسلمان برای اثبات وجود و اوصاف خداوند ادله متعددی را بیان کرده اند که در جای خودش بحث شده است.(1)

اما مساله بعدی این است که اگر حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند توسط عقل اثبات شدنی است، پس چرا دانشمندان اکثرا ملحدند؟ برای پاسخ به این بخش از پرسش، گفتنی است اولا اینطور نیست که اکثر دانشمندان و متفکران ملحد باشند. دلیلی به سود این مدعا در دست نیست.(2) و ثانیا اگر هم چنین باشد، این امر گاهی ناشی از انگاره های نادرست آنها است که به مثابه سدی برای تعقل و اندیشه ورزی ناب، عمل می کند. مثلا برخی از دانشمندان با عنایت به پیشرفت های علمی به این انگاره نادرست معتقد شدند که هر اعتقادی برای این که حقیقت داشته باشد باید توسط تجربه و مشاهده، اثبات پذیر یا ابطال پذیر باشد. این معیار سبب شده که بخش قابل توجهی از متفکران، به الحاد یا شکاکیت سوق بیابند چرا که وجود خداوند با حواس سمعی و بصری، قابل اثبات یا قابل ابطال نیست. ثالثا الحاد برخی از انسانها نیز ناشی از علل روانی است مثلا فرض کنید کسی که در جامعه و خانواده ای زندگی می کند که الحاد و بی خدایی محور و مبنای زندگی اجتماعی آنها است، خیلی سخت تر وجود خداوند را درک می کند و برای تصدیق به وجود خداوند با شبهات سهمگین تری روبرو می شود. رابعا علت دیگر، علت شهوانی و رفع مسئولیت است. طبیعتا کسی که به خداوند معتقد می شود، با مسئولیت های فقهی و اخلاقی روبرو می شود که قبولش برای او هزینه آور است. به همین جهت، او ترجیح می دهد درباره ادله و شواهدی که وجود خداوند را اثبات می کنند، کمتر فکر کند و در عوض، بیشتر به ادله ای که علیه وجود خداوند اقامه شده است، فکر کندو آنها را بپروراند.(3)

پی نوشت ها:
1. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، انتشارات اسراء.
2. برای مطالعه بیشتر در این زمینه، به این مقاله مندرج در این سایت مراجعه بفرمایید:
http://rasekhoon.net/article/show/871811/%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7/
3. مثلا به این فکر می کند که اگر خداوند هست پس چرا شرور در جهان رخ می دهد و برخی ناقص خلق می شوند و برخی ظلم می کنند و خداوند نسبت به آنها سکوت می کند و غیره. اصطلاحا به این اشکالات، دلیل شر گفته می شود که ملحدان برای نفی خداوند به آن استناد می جویند. این اشکال در جای خودش مورد نقد و بررسی قرار گرفته است: http://www.askdin.com/showthread.php?t=62311&page=4

fatemeh873;987501 نوشت:
با سلام

(باید بگم من فقط به دنبال رد این موارد هستم و اصلا به انها معتقد نیستم..)

با سلام و عرض ادب

برای تحقیق در مورد درستی یک گزاره باید تعصب را کنار گذاشت و بی طرف به بررسی پرداخت .

مشکل اکثر ملحدان این هست که با پیش فرض الحاد به بررسی این موضوعات می پردازن

به طور مثال:

نظریه بیگ بنگ باعث از بین رفتن شک بنده در مورد وجود خدای حقیقی و اطمینان از عدم وجود خدای خیالی ادیان افراط گرا شد !

اما در مورد خود هاوکینگ فقط باعث اطمینان در مورد عدم وجود خدای خیالی ادیان افراط گرا شد !

چرا که او با پیش فرض قبلی ادیان مسیحیت و یهودیت به این موضوع نگاه می کرد

[="Tahoma"][="Navy"]

fatemeh873;987501 نوشت:
ا سلام
چرا از طریق عقل و فلسفه نمیتوان به حقیقت رسید ,یعنی اگر پیامبری یا کتاب اسمانی نباشد انسان هیچگاه نمی تواند به وجود خدا برسد ,
در تاریخ افرادی مثل بودا و اسپینوزا و.. بوده اند که تلاش کردند به حقیقت برسند اما به راه های دیگه کشیده شده اند
و اینکه اغلب دانشمندان از جمله انیشتین ,استیون هاوکینگ ملحد هستند؟
این عقلانی نیست که تنها دین بصورت مجموعه قوانین حقیقت محسوب بشه و کسانی که در تمام عمر به دنبال حقیقت بوده اند سرانجامی چون اسپینوزا که به همه خدایی اعتقاد داشت داشته باشند؟!؟
و موضوع دیگه که از زبان اسپینوزا بیان شده "جهان صحنه خیمه‌شب‌بازی نیست و خدا خیمه‌شب باز آن که آن را کنترل کند، خود از طریق معجزه قوانین طبیعت را نقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد!"
دلایل اثبات معجزه از راه علم و فیزیک؟
(باید بگم من فقط به دنبال رد این موارد هستم و اصلا به انها معتقد نیستم..)

سلام
دین رهاورد عقل قدسی است عقلی که از حجاب های خیال و هوا و هوس و جسم رها شده و حقیقت را در بالاترین درجه قابل فهم و مشاهده، فهمیده و مشاهده کرده است لذا راه رسیدن سایرین هم همین عقل است و هرچه عقل از موانع درک حقیقت بیشتر مبری باشد حقیقت یابی او برتر و بالاتر است.
یا علیم[/][/]

شروحیل;987876 نوشت:
با سلام و عرض ادب

برای تحقیق در مورد درستی یک گزاره باید تعصب را کنار گذاشت و بی طرف به بررسی پرداخت .

مشکل اکثر ملحدان این هست که با پیش فرض الحاد به بررسی این موضوعات می پردازن

به طور مثال:

نظریه بیگ بنگ باعث از بین رفتن شک بنده در مورد وجود خدای حقیقی و اطمینان از عدم وجود خدای خیالی ادیان افراط گرا شد !

اما در مورد خود هاوکینگ فقط باعث اطمینان در مورد عدم وجود خدای خیالی ادیان افراط گرا شد !

چرا که او با پیش فرض قبلی ادیان مسیحیت و یهودیت به این موضوع نگاه می کرد

چنین نیست
فارغ از صحت یا نادرستی عقاید وی، جمله آخر شما اشتباه است و او به این دلیل ناباور نبوده بلکه من خود دیده ام که برای این عدم اعتقادش، علت با وزن سنگینتر و با ارزشتری مطرح کرده، .(هر چند بحثی در مورد صحت و سقم ادله اش نمی کنم)
ادله ی او آمیخته ای از فیزیک ،علم، ادله فلسفی ، بحث زمان،علیت، ،ماهیت و غیره است ،که میتواند یا صحیح باشد یا اشتباه محض باشد.
باید دید از بین رفتن شک شما به خاطر بیگ بنگ هم صحیح بوده یا نه ، که فعلا جایش نیست.

fatemeh873;987501 نوشت:
با سلام

(باید بگم من فقط به دنبال رد این موارد هستمی و اصلا به انها معتقد نیستم..)

سلام
شما که بنا رو از اول کج گذاشتید! !
کدوم منطقی میاد از همون اول برای رد یه چیزی اونو بحث می کنه؟ اگه صحیح بود چی؟
منطقی نگاه کنید،اینها اصول اولیه علم آموزی هستن.

با پذیرش این موارد بعدا هر چقدر خواستید در مورد هر مطلبی بحث کنید.
در غیر این صورت دچار خطای آشکاری هستید.

قول سدید;987871 نوشت:

با سلام و عرض ادب و آرزوي توفيق روزافزون.

در پاسخ به این پرسش گفتنی است که متفکران مسلمان خصوصا فلاسفه و متکلمان شیعی معتقدند که با استفاده از عقل محض، می توان حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند را اثبات کرد بلکه منطقا اثبات وجود خداوند مقدم است است بر قبول یک دین خاص؛ چرا که هر دینی خودش را فرستاده خداوند می داند. از این رو، باید نخست اثبات کنیم که خدایی هست و بر او لازم است دینی را به سوی ما فرو بفرستد؛ و سپس اثبات کنیم که این دین خاص همان دینی است که خداوند فرو فرستاده است.
متفکران مسلمان برای اثبات وجود و اوصاف خداوند ادله متعددی را بیان کرده اند که در جای خودش بحث شده است.(1)

سلام

اول اینکه نمیدونم چرا میخوایین هر طور که شده فلاسفه اسلامی رو به متکلمین بچسبونید و بگین که این دو اعتقادشون یکی هست! فکر کنم بر کسی پوشیده نباشه که راه متکلمین از فلاسفه اسلامی جداست.
دوم اینکه اگر با عقل محض می توانستیم به وجود خداوند پی ببریم و اوصاف او را توضیح دهیم پس چه نیازی به این همه حدیث در باب توحید از طرف امامان معصوم بود؟
سوم اینکه با وجود این همه حدیث در باب توحید از طرف معصومین چطور یک فرد غیر معصوم که مملو از خطا است به خود این اجازه را می دهد که با عقل ناقص خود خداوند و اوصاف او را دریابد؟ آیا نمی توان گفت همچنین شخصی از نظر عقلی مشکل دارد که چنین چیزی به ذهنش خطور کرده است؟
چهارم اینکه یک درصد احتمال نمیدین که فلاسفه اسلامی هم به اشتباه رفته و اکثر اونها ملحد از این دنیا رفته باشن؟

شروحیل;987876 نوشت:

نظریه بیگ بنگ باعث از بین رفتن شک بنده در مورد وجود خدای حقیقی و اطمینان از عدم وجود خدای خیالی ادیان افراط گرا شد !

سلام شروحیل گرامی
شاید خدای ادیان همان خدای حقیقی باشه، اما به خاطر محدودیت سطح فکر مردم قدیم، به شکلی عامیانه بیان شده.

چیزی که هاوکینگ در کتابش رد می کنه، وجود خدایان شبه انسان هست. دلیلش هم اینه که ادیان مطرح در اروپا اکثرا چنین دیدگاهی رو در مورد خدا دارند. از ادیان باستانی که بگذریم، اگر صفحات اول تورات رو مطالعه کنید می بینید که آن هم یک دیوگاه مادی از یهوه ارائه می کنه.

اما عدم وجود یک خدای انسان وار به معنی نبود یک علت العلل هوشمند نیست. حتی برخی فلاسفه که سعی کرده اند توجیه غیر دینی برای "خودآگاهی" ارائه کنند، به نظر میاد که به نوعی به اعتقاد به خودآگاهی علت العلل نزدیک شده اند:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43458.html

قول سدید;987871 نوشت:

گفتنی است که متفکران مسلمان خصوصا فلاسفه و متکلمان شیعی معتقدند که با استفاده از عقل محض، می توان حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند را اثبات کرد

سلام قول سدید گرامی
این استدلالها معمولا دارای پیشفرضهایی هستند که ذکر نمیشن اما برای رسیدن به یک نتیجه خاص در نظر گرفته میشن.

mohammadz;989089 نوشت:
سلام

اول اینکه نمیدونم چرا میخوایین هر طور که شده فلاسفه اسلامی رو به متکلمین بچسبونید و بگین که این دو اعتقادشون یکی هست! فکر کنم بر کسی پوشیده نباشه که راه متکلمین از فلاسفه اسلامی جداست.
دوم اینکه اگر با عقل محض می توانستیم به وجود خداوند پی ببریم و اوصاف او را توضیح دهیم پس چه نیازی به این همه حدیث در باب توحید از طرف امامان معصوم بود؟
سوم اینکه با وجود این همه حدیث در باب توحید از طرف معصومین چطور یک فرد غیر معصوم که مملو از خطا است به خود این اجازه را می دهد که با عقل ناقص خود خداوند و اوصاف او را دریابد؟ آیا نمی توان گفت همچنین شخصی از نظر عقلی مشکل دارد که چنین چیزی به ذهنش خطور کرده است؟
چهارم اینکه یک درصد احتمال نمیدین که فلاسفه اسلامی هم به اشتباه رفته و اکثر اونها ملحد از این دنیا رفته باشن؟

سلام و عرض ادب

بنده درصدد نادیده گرفتن مرز کلام و فلسفه نیستم (اگرچه در طول زمان، هر قدر از عمر فلسفه و کلام اسلامی گذشت، این دو قرابت بیشتری یافتند)؛ چنانچه درصدد نادیده گرفتن مرز مکاتب مختلف فلسفی (سینوی و اشراقی و صدرائی) نیستم.

بنده موافق عقل بسندگی نیستم اما با نقل بسندگی نیز مخالفم. تاکید آیات قرآنی بر تعقل و تدبیر و یا حجت دانستن عقل در روایات را نباید نادیده گرفت.

بنده سالها مشغول مطالعه فلسفه هستم. عقیده ام این است که کسانی همچون ابن سینا و سهروردی و ملاصدرا حقیقتا مسلمان بوده اند و سعیشان این بود که تبیین عقلانی از آموزه های وحیانی ارائه بدهند. آری، ممکن است در موردی اشتباه کرده باشند و متوجه اشتباهشان هم نشده باشند؛ اما نباید این اشتباه عقیدتی را بهانه ای برای تکفیر قلمداد کنیم. کسی کافر است که صراحتا وحدانیت خدا یا نبوت رسولش را تکذیب کند و یا سخنی بگوید که لازمه بیّنش تکذیب وحدانیت و نبوت است و خودش نیز به این لازمه التفات دارد.

پرسش:
چرا از طریق عقل و فلسفه نمیتوان به حقیقت رسید ,یعنی اگر پیامبری یا کتاب اسمانی نباشد انسان هیچگاه نمی تواند به وجود خدا برسد ,در تاریخ افرادی مثل بودا و اسپینوزا و.. بوده اند که تلاش کردند به حقیقت برسند اما به راه های دیگه کشیده شده اند و اینکه اغلب دانشمندان از جمله انیشتین ,استیون هاوکینگ ملحد هستند؟ این عقلانی نیست که تنها دین بصورت مجموعه قوانین حقیقت محسوب بشه و کسانی که در تمام عمر به دنبال حقیقت بوده اند سرانجامی چون اسپینوزا که به همه خدایی اعتقاد داشت داشته باشند؟!

پاسخ:
پرسش محوری از این قرار است که چرا با عقل محض و بدون استمداد از دین، نمی توان به حقایقی همچون وجود خداوند رسید؟ اگر می توان به حقایقی همچون وجود خداوند رسید، پس چرا بسیاری از فلاسفه و دانشمندان با استفاده از علم و عقل، به وجود خداوند نرسیدند؟

در پاسخ به این پرسش گفتنی است که متفکران مسلمان خصوصا فلاسفه و متکلمان شیعی معتقدند که با استفاده از عقل محض، می توان حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند را اثبات کرد بلکه منطقا اثبات وجود خداوند مقدم است است بر قبول یک دین خاص؛ چرا که هر دینی خودش را فرستاده خداوند می داند. از این رو، باید نخست اثبات کنیم که خدایی هست و بر او لازم است دینی را به سوی ما فرو بفرستد؛ و سپس اثبات کنیم که این دین خاص همان دینی است که خداوند فرو فرستاده است.
متفکران مسلمان برای اثبات وجود و اوصاف خداوند ادله متعددی را بیان کرده اند که در جای خودش بحث شده است.(1)

اما مساله بعدی این است که اگر حقایقی همچون وجود و اوصاف خداوند توسط عقل اثبات شدنی است، پس چرا دانشمندان اکثرا ملحدند؟ برای پاسخ به این بخش از پرسش، گفتنی است
اولا اینطور نیست که اکثر دانشمندان و متفکران ملحد باشند. دلیلی به سود این مدعا در دست نیست.
و ثانیا اگر هم چنین باشد، این امر گاهی ناشی از انگاره های نادرست آنها است که به مثابه سدی برای تعقل و اندیشه ورزی ناب، عمل می کند. مثلا برخی از دانشمندان با عنایت به پیشرفت های علمی به این انگاره نادرست معتقد شدند که هر اعتقادی برای این که حقیقت داشته باشد باید توسط تجربه و مشاهده، اثبات پذیر یا ابطال پذیر باشد. این معیار سبب شده که بخش قابل توجهی از متفکران، به الحاد یا شکاکیت سوق بیابند چرا که وجود خداوند با حواس سمعی و بصری، قابل اثبات یا قابل ابطال نیست.
ثالثا الحاد برخی از انسانها نیز ناشی از علل روانی است مثلا فرض کنید کسی که در جامعه و خانواده ای زندگی می کند که الحاد و بی خدایی محور و مبنای زندگی اجتماعی آنها است، خیلی سخت تر وجود خداوند را درک می کند و برای تصدیق به وجود خداوند با شبهات سهمگین تری روبرو می شود.
رابعا علت دیگر، علت شهوانی و رفع مسئولیت است. طبیعتا کسی که به خداوند معتقد می شود، با مسئولیت های فقهی و اخلاقی روبرو می شود که قبولش برای او هزینه آور است. به همین جهت، او ترجیح می دهد درباره ادله و شواهدی که وجود خداوند را اثبات می کنند، کمتر فکر کند و در عوض، بیشتر به ادله ای که علیه وجود خداوند اقامه شده است، فکر کندو آنها را بپروراند.(2)

پی نوشت ها:
1. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، انتشارات اسراء.
2. مثلا به این فکر می کند که اگر خداوند هست پس چرا شرور در جهان رخ می دهد و برخی ناقص خلق می شوند و برخی ظلم می کنند و خداوند نسبت به آنها سکوت می کند و غیره. اصطلاحا به این اشکالات، دلیل شر گفته می شود که ملحدان برای نفی خداوند به آن استناد می جویند. این اشکال در جای خودش مورد نقد و بررسی قرار گرفته است: http://www.askdin.com/showthread.php?t=62311&page=4

موضوع قفل شده است