جمع بندی راه درمان دروغگویی همسرم

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راه درمان دروغگویی همسرم

سلام و عرض ادب
همسر بنده متاسفانه گاهی بسیار راحت دروغ میگوید و بنده هم بسیار روی این مسله حساسم ، هم نمیخوام اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا بکند اما گاهی فکر میکتن اگر به روش بیارم که میدانم فلان حرفی که میگی دروغ است غرورش رو میشکنم، اما واقعاااا هم برام قابل تحمل نیست که ببینم نزدیکترین فرد زندگیم راحت توی چشم هام نگاه میکند و دروغ میگه !
باید چه کار کنم ?
قبلا در این مورد باهاش صحبت کردم، وقتی به دیگران دروغ میگفت _ البته نه دروغ انچنانی ، ولی خب دروغ بود _ چون برای بنده این کار فوف العاده زشت تعریف شده و ری اکشن های خوبی ندیدم...درواقع انگار ک یک ارلیش دفاعی شدید گرفتن و از خودشون دفاع کردن و نهایتا من مجبور ب عذرخواهی شدم !!!
حالا وقتی میبینم به من دروغ میگه چه کار باید بکنم ? چه رفتاری درست است ? به روشون بیارم ?

پ.ن متاسفانه متوجه شدم که این رفتار رو در خانواده یاد گرفته، و این نوع رفتار رو بنده بین بعضی اعضای خانوادشون و یا فامیل میبینم که رواج دارد و راحت دروغ میگند به هم بدون اینکه حتی احساس کنن کار غلطی انجام میدن...!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد امیـد

hoorshid;983067 نوشت:
سلام و عرض ادب
همسر بنده متاسفانه گاهی بسیار راحت دروغ میگوید و بنده هم بسیار روی این مسله حساسم ، هم نمیخوام اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا بکند اما گاهی فکر میکتن اگر به روش بیارم که میدانم فلان حرفی که میگی دروغ است غرورش رو میشکنم، اما واقعاااا هم برام قابل تحمل نیست که ببینم نزدیکترین فرد زندگیم راحت توی چشم هام نگاه میکند و دروغ میگه !
باید چه کار کنم ?
قبلا در این مورد باهاش صحبت کردم، وقتی به دیگران دروغ میگفت _ البته نه دروغ انچنانی ، ولی خب دروغ بود _ چون برای بنده این کار فوف العاده زشت تعریف شده و ری اکشن های خوبی ندیدم...درواقع انگار ک یک ارلیش دفاعی شدید گرفتن و از خودشون دفاع کردن و نهایتا من مجبور ب عذرخواهی شدم !!!
حالا وقتی میبینم به من دروغ میگه چه کار باید بکنم ? چه رفتاری درست است ? به روشون بیارم ?

پ.ن متاسفانه متوجه شدم که این رفتار رو در خانواده یاد گرفته، و این نوع رفتار رو بنده بین بعضی اعضای خانوادشون و یا فامیل میبینم که رواج دارد و راحت دروغ میگند به هم بدون اینکه حتی احساس کنن کار غلطی انجام میدن...!


سلام
طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق.
وقتی از همسری که صادقانه با او رفتار کرده‌اید، دروغ بشنوید؛ احساس ناراحتی پیدا می کنید. این کاملا طبیعی است. می توانید در مقابل دروغ‌های همسرتان عکس‌العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما باید بدانید که با عصبانیت مشکل حلّ نمی شود، بهتر است به طور اصولی با این مشکل برخورد کنید:
- احساس امنیت به همسرتان بدهید:
هنگامی که همسرتان بفهمد کاری شما را به شدّت ناراحت می کند، ترجیح می دهد آن را از شما پنهان کند و برای اینکه شما متوجهِ آن نشوید، به دروغ متوسل شود. بهترین راهِ‌ حلْ برای این‌ که همسرتان دروغ نگوید این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد. تقویت رابطه عاطفی می‌تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر‌کدام آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید، بی‌شک به ‌مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر نیازی به دروغ گفتن ندارید. در راستایِ «دادنِ حسِ امنیت به همسرتان» از واکنش های شدید هنگام اطلاع از اشتباهِ همسرتان خودداری نمایید. این را بپذیرید که غیر از خداوند متعال و معصومان (علیهم السلام) هیچ فردی عاری از خطا و اشتباه نیست. پس شوهر شما نیز مانند: هر فرد دیگری ممکن است خطا و اشتباه کند.
- چشم بر بعضی دروغ‌ها ببندید:
گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری ناپسند محسوب می‌شود؛ اما خواه، ناخواه در زندگی با آن مواجه می‌شویم و از آنجا که راه فراری از آن نیست، مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه‌حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم. نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است. بعضی همسران _ مانند همسر شما_ دروغ‌های کوچک و کم اهمیتی می‌گویند که تاثیر چندانی در رابطه ندارد. مثلا همسرتان به شما می‌گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می‌رود. گرچه این رفتار همسرتان، شما را ناراحت و اذیت می‌کند؛ اما مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه این مساله را مَدّنظر داشته باشید که دروغگویی‌های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است. خودتان گفته اید که همسرتان دروغ های آن چنانی نمی گوید. پس این دروغ ها تأثیر چندانی در زندگی‌تان نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که شما می‌توانید از آن چشم پوشی کنید. زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتنِ یک نفر و انعطاف‌پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می‌تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ‌ها را می‌شود به قول معروف زیر سبیلی ردّ کرد.
اگر دروغ های همسرتان بزرگ نیست، باید در دلتان سپاسگزار همسرتان باشید. زیرا دروغ‌های بعضی همسران گاهی آن‌قدر بزرگ است که طرف مقابل، طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می‌شود و زندگی را دچار بحران و گاه جدائی می سازد.
- دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ شنیدن هستید:
گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته‌اند؛ اما شرایط طوری رقم می‌خورد که همسر دروغگو شناخته شود. مثلا همسر شما می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما او در واقع نمی تواند در چنین زمانی به خانه برسد. در این مواقع، اگر چه همسرتان، خود متوجه شده است که زمانِ به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی قلباً مایل است در همان زمانی که به شما گفته به منزل بیاید. ولی تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می‌شود. این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می‌آید.
- وقتی همسرتان دروغی می گوید که از نظر شما اهمیت دارد یا دروغ های کوچکِ او تکرار می شود، «واکنشِ صحیح» نشان دهید:
برای واکنش صحیح نشان دادن به همسرتان، ابتدا آرامش خود را حفظ نمایید. اگر عصبانی هستید، حتماً صحبت کردن را تا زمان فروکش کردنِ عصبانیت تان به تأخیر بیاندازید. مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. یعنی هر بار که عصبانی شُدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید و انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید.
پس از فروکش کردنِ عصبانیت، به صورتی مناسب از همسرتان انتقاد کنید. برای انتقاد این نکات را رعایت نمایید:
- از يادآوری نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقطه ضعف همسرتان صحبت کنيد و دروغش را به او یادآور نمایید، نقاط قُوّتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. به عنوان مثال به همسرتان بگویید که قدردانِ زحمات و تلاش هایش هستید. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد می‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بگوید؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.
- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقّتی و قابل تغيير می باشد. به جای استفاده از جملاتی که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادی ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: دروغگو هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
«وقتي که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادي، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهي؟(خواسته)».
مثال: وقتي فهمیدم روز جمعه(x) بدون اینکه به من بگی، با دوست هایت به گردش رفتی؛ ولی بعد از آمدن به خانه، به من گفتی خانه مادرت بودی (y) ناراحت شدم و غصه خوردم و احساس کردم دیگه من را دوست نداری(z). ميشه از اين به بعد وقتی خواستی با دوستانت به گردش بری، واقعیت را به من بگی؟(خواسته).
- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.
نکته مهمّی باید بگویم و آنْ این است که «انتظار نداشته باشید رفتار همسرتان یک شبه یا یک ماهه عوض شود». خودتان می گویید که همسرتان این رفتار را در خانواده اش یاد گرفته است. رفتارهایی که از محیط خانوادگی آموخته می شود، به سرعت فراموش نمی شوند. به یاد داشته باشید که برای حل مشکلاتِ رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل به سرعت بتواند رفتار خود را تغییر دهد. تغییر رفتار و جایگزینیِ رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. شاید لازم باشد مدت ها بگذرد تا شوهرتان یاد بگیرد که دروغ فایده ای برایش ندارد و فقط رابطه اش را با شما خراب می کند. پس باید شوهرتان را درک کرده و دروغ های گاه و بیگاهش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. اگر به او و دروغ های کوچکش از این دریچه نگاه کنید، کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

امید;983311 نوشت:
سلام
طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق.
وقتی از همسری که صادقانه با او رفتار کرده‌اید، دروغ بشنوید؛ احساس ناراحتی پیدا می کنید. این کاملا طبیعی است. می توانید در مقابل دروغ‌های همسرتان عکس‌العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما باید بدانید که با عصبانیت مشکل حلّ نمی شود، بهتر است به طور اصولی با این مشکل برخورد کنید:
- احساس امنیت به همسرتان بدهید:
هنگامی که همسرتان بفهمد کاری شما را به شدّت ناراحت می کند، ترجیح می دهد آن را از شما پنهان کند و برای اینکه شما متوجهِ آن نشوید، به دروغ متوسل شود. بهترین راهِ‌ حلْ برای این‌ که همسرتان دروغ نگوید این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد. تقویت رابطه عاطفی می‌تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر‌کدام آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید، بی‌شک به ‌مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر نیازی به دروغ گفتن ندارید. در راستایِ «دادنِ حسِ امنیت به همسرتان» از واکنش های شدید هنگام اطلاع از اشتباهِ همسرتان خودداری نمایید. این را بپذیرید که غیر از خداوند متعال و معصومان (علیهم السلام) هیچ فردی عاری از خطا و اشتباه نیست. پس شوهر شما نیز مانند: هر فرد دیگری ممکن است خطا و اشتباه کند.
- چشم بر بعضی دروغ‌ها ببندید:
گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری ناپسند محسوب می‌شود؛ اما خواه، ناخواه در زندگی با آن مواجه می‌شویم و از آنجا که راه فراری از آن نیست، مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه‌حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم. نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است. بعضی همسران _ مانند همسر شما_ دروغ‌های کوچک و کم اهمیتی می‌گویند که تاثیر چندانی در رابطه ندارد. مثلا همسرتان به شما می‌گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می‌رود. گرچه این رفتار همسرتان، شما را ناراحت و اذیت می‌کند؛ اما مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه این مساله را مَدّنظر داشته باشید که دروغگویی‌های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است. خودتان گفته اید که همسرتان دروغ های آن چنانی نمی گوید. پس این دروغ ها تأثیر چندانی در زندگی‌تان نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که شما می‌توانید از آن چشم پوشی کنید. زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتنِ یک نفر و انعطاف‌پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می‌تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ‌ها را می‌شود به قول معروف زیر سبیلی ردّ کرد.
اگر دروغ های همسرتان بزرگ نیست، باید در دلتان سپاسگزار همسرتان باشید. زیرا دروغ‌های بعضی همسران گاهی آن‌قدر بزرگ است که طرف مقابل، طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می‌شود و زندگی را دچار بحران و گاه جدائی می سازد.
- دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ شنیدن هستید:
گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته‌اند؛ اما شرایط طوری رقم می‌خورد که همسر دروغگو شناخته شود. مثلا همسر شما می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما او در واقع نمی تواند در چنین زمانی به خانه برسد. در این مواقع، اگر چه همسرتان، خود متوجه شده است که زمانِ به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی قلباً مایل است در همان زمانی که به شما گفته به منزل بیاید. ولی تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می‌شود. این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می‌آید.
- وقتی همسرتان دروغی می گوید که از نظر شما اهمیت دارد یا دروغ های کوچکِ او تکرار می شود، «واکنشِ صحیح» نشان دهید:
برای واکنش صحیح نشان دادن به همسرتان، ابتدا آرامش خود را حفظ نمایید. اگر عصبانی هستید، حتماً صحبت کردن را تا زمان فروکش کردنِ عصبانیت تان به تأخیر بیاندازید. مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. یعنی هر بار که عصبانی شُدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید و انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید.
پس از فروکش کردنِ عصبانیت، به صورتی مناسب از همسرتان انتقاد کنید. برای انتقاد این نکات را رعایت نمایید:
- از يادآوری نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقطه ضعف همسرتان صحبت کنيد و دروغش را به او یادآور نمایید، نقاط قُوّتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. به عنوان مثال به همسرتان بگویید که قدردانِ زحمات و تلاش هایش هستید. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد می‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بگوید؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.
- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقّتی و قابل تغيير می باشد. به جای استفاده از جملاتی که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادی ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: دروغگو هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
«وقتي که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادي، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهي؟(خواسته)».
مثال: وقتي فهمیدم روز جمعه(x) بدون اینکه به من بگی، با دوست هایت به گردش رفتی؛ ولی بعد از آمدن به خانه، به من گفتی خانه مادرت بودی (y) ناراحت شدم و غصه خوردم و احساس کردم دیگه من را دوست نداری(z). ميشه از اين به بعد وقتی خواستی با دوستانت به گردش بری، واقعیت را به من بگی؟(خواسته).
- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.
نکته مهمّی باید بگویم و آنْ این است که «انتظار نداشته باشید رفتار همسرتان یک شبه یا یک ماهه عوض شود». خودتان می گویید که همسرتان این رفتار را در خانواده اش یاد گرفته است. رفتارهایی که از محیط خانوادگی آموخته می شود، به سرعت فراموش نمی شوند. به یاد داشته باشید که برای حل مشکلاتِ رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل به سرعت بتواند رفتار خود را تغییر دهد. تغییر رفتار و جایگزینیِ رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. شاید لازم باشد مدت ها بگذرد تا شوهرتان یاد بگیرد که دروغ فایده ای برایش ندارد و فقط رابطه اش را با شما خراب می کند. پس باید شوهرتان را درک کرده و دروغ های گاه و بیگاهش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. اگر به او و دروغ های کوچکش از این دریچه نگاه کنید، کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...

hoorshid;983359 نوشت:

خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...

با سلام و عرض ادب

معمولا هر شخص برای انجام هر کاری دلیلی داره

ببینید دلیل دروغ گفتن همسرتون چی هست

اگر به خاطر ترس از برخورد شما دروغ می گه

می تونید با صحبت و گفتگو و دادن آرامش خاطر بابت این که با گفتن حقیقت باهاش برخوردی نمی کنید

کم کم برای اصلاح رفتارش اقدام کنید

اگر دلیل دیگه ای هم داره

با حل اون مشکل می تونید این موضوع رو با استفاده از روش مناسب درمان کنید

hoorshid;983359 نوشت:
خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...


من احساس شما را درک می کنم. شما تنها خان