جمع بندی راه درمان دروغگویی همسرم

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راه درمان دروغگویی همسرم

[="3"]سلام و عرض ادب
همسر بنده متاسفانه گاهی بسیار راحت دروغ میگوید و بنده هم بسیار روی این مسله حساسم ، هم نمیخوام اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا بکند اما گاهی فکر میکتن اگر به روش بیارم که میدانم فلان حرفی که میگی دروغ است غرورش رو میشکنم، اما واقعاااا هم برام قابل تحمل نیست که ببینم نزدیکترین فرد زندگیم راحت توی چشم هام نگاه میکند و دروغ میگه !
باید چه کار کنم ?
قبلا در این مورد باهاش صحبت کردم، وقتی به دیگران دروغ میگفت _ البته نه دروغ انچنانی ، ولی خب دروغ بود _ چون برای بنده این کار فوف العاده زشت تعریف شده و ری اکشن های خوبی ندیدم...درواقع انگار ک یک ارلیش دفاعی شدید گرفتن و از خودشون دفاع کردن و نهایتا من مجبور ب عذرخواهی شدم !!!
حالا وقتی میبینم به من دروغ میگه چه کار باید بکنم ? چه رفتاری درست است ? به روشون بیارم ?

پ.ن متاسفانه متوجه شدم که این رفتار رو در خانواده یاد گرفته، و این نوع رفتار رو بنده بین بعضی اعضای خانوادشون و یا فامیل میبینم که رواج دارد و راحت دروغ میگند به هم بدون اینکه حتی احساس کنن کار غلطی انجام میدن...![/]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد امیـد

hoorshid;983067 نوشت:
سلام و عرض ادب
همسر بنده متاسفانه گاهی بسیار راحت دروغ میگوید و بنده هم بسیار روی این مسله حساسم ، هم نمیخوام اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا بکند اما گاهی فکر میکتن اگر به روش بیارم که میدانم فلان حرفی که میگی دروغ است غرورش رو میشکنم، اما واقعاااا هم برام قابل تحمل نیست که ببینم نزدیکترین فرد زندگیم راحت توی چشم هام نگاه میکند و دروغ میگه !
باید چه کار کنم ?
قبلا در این مورد باهاش صحبت کردم، وقتی به دیگران دروغ میگفت _ البته نه دروغ انچنانی ، ولی خب دروغ بود _ چون برای بنده این کار فوف العاده زشت تعریف شده و ری اکشن های خوبی ندیدم...درواقع انگار ک یک ارلیش دفاعی شدید گرفتن و از خودشون دفاع کردن و نهایتا من مجبور ب عذرخواهی شدم !!!
حالا وقتی میبینم به من دروغ میگه چه کار باید بکنم ? چه رفتاری درست است ? به روشون بیارم ?

پ.ن متاسفانه متوجه شدم که این رفتار رو در خانواده یاد گرفته، و این نوع رفتار رو بنده بین بعضی اعضای خانوادشون و یا فامیل میبینم که رواج دارد و راحت دروغ میگند به هم بدون اینکه حتی احساس کنن کار غلطی انجام میدن...!


سلام
طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق.
وقتی از همسری که صادقانه با او رفتار کرده‌اید، دروغ بشنوید؛ احساس ناراحتی پیدا می کنید. این کاملا طبیعی است. می توانید در مقابل دروغ‌های همسرتان عکس‌العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما باید بدانید که با عصبانیت مشکل حلّ نمی شود، بهتر است به طور اصولی با این مشکل برخورد کنید:
- احساس امنیت به همسرتان بدهید:
هنگامی که همسرتان بفهمد کاری شما را به شدّت ناراحت می کند، ترجیح می دهد آن را از شما پنهان کند و برای اینکه شما متوجهِ آن نشوید، به دروغ متوسل شود. بهترین راهِ‌ حلْ برای این‌ که همسرتان دروغ نگوید این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد. تقویت رابطه عاطفی می‌تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر‌کدام آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید، بی‌شک به ‌مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر نیازی به دروغ گفتن ندارید. در راستایِ «دادنِ حسِ امنیت به همسرتان» از واکنش های شدید هنگام اطلاع از اشتباهِ همسرتان خودداری نمایید. این را بپذیرید که غیر از خداوند متعال و معصومان (علیهم السلام) هیچ فردی عاری از خطا و اشتباه نیست. پس شوهر شما نیز مانند: هر فرد دیگری ممکن است خطا و اشتباه کند.
- چشم بر بعضی دروغ‌ها ببندید:
گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری ناپسند محسوب می‌شود؛ اما خواه، ناخواه در زندگی با آن مواجه می‌شویم و از آنجا که راه فراری از آن نیست، مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه‌حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم. نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است. بعضی همسران _ مانند همسر شما_ دروغ‌های کوچک و کم اهمیتی می‌گویند که تاثیر چندانی در رابطه ندارد. مثلا همسرتان به شما می‌گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می‌رود. گرچه این رفتار همسرتان، شما را ناراحت و اذیت می‌کند؛ اما مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه این مساله را مَدّنظر داشته باشید که دروغگویی‌های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است. خودتان گفته اید که همسرتان دروغ های آن چنانی نمی گوید. پس این دروغ ها تأثیر چندانی در زندگی‌تان نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که شما می‌توانید از آن چشم پوشی کنید. زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتنِ یک نفر و انعطاف‌پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می‌تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ‌ها را می‌شود به قول معروف زیر سبیلی ردّ کرد.
اگر دروغ های همسرتان بزرگ نیست، باید در دلتان سپاسگزار همسرتان باشید. زیرا دروغ‌های بعضی همسران گاهی آن‌قدر بزرگ است که طرف مقابل، طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می‌شود و زندگی را دچار بحران و گاه جدائی می سازد.
- دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ شنیدن هستید:
گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته‌اند؛ اما شرایط طوری رقم می‌خورد که همسر دروغگو شناخته شود. مثلا همسر شما می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما او در واقع نمی تواند در چنین زمانی به خانه برسد. در این مواقع، اگر چه همسرتان، خود متوجه شده است که زمانِ به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی قلباً مایل است در همان زمانی که به شما گفته به منزل بیاید. ولی تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می‌شود. این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می‌آید.
- وقتی همسرتان دروغی می گوید که از نظر شما اهمیت دارد یا دروغ های کوچکِ او تکرار می شود، «واکنشِ صحیح» نشان دهید:
برای واکنش صحیح نشان دادن به همسرتان، ابتدا آرامش خود را حفظ نمایید. اگر عصبانی هستید، حتماً صحبت کردن را تا زمان فروکش کردنِ عصبانیت تان به تأخیر بیاندازید. مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. یعنی هر بار که عصبانی شُدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید و انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید.
پس از فروکش کردنِ عصبانیت، به صورتی مناسب از همسرتان انتقاد کنید. برای انتقاد این نکات را رعایت نمایید:
- از يادآوری نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقطه ضعف همسرتان صحبت کنيد و دروغش را به او یادآور نمایید، نقاط قُوّتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. به عنوان مثال به همسرتان بگویید که قدردانِ زحمات و تلاش هایش هستید. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد می‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بگوید؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.
- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقّتی و قابل تغيير می باشد. به جای استفاده از جملاتی که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادی ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: دروغگو هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
«وقتي که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادي، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهي؟(خواسته)».
مثال: وقتي فهمیدم روز جمعه(x) بدون اینکه به من بگی، با دوست هایت به گردش رفتی؛ ولی بعد از آمدن به خانه، به من گفتی خانه مادرت بودی (y) ناراحت شدم و غصه خوردم و احساس کردم دیگه من را دوست نداری(z). ميشه از اين به بعد وقتی خواستی با دوستانت به گردش بری، واقعیت را به من بگی؟(خواسته).
- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.
نکته مهمّی باید بگویم و آنْ این است که «انتظار نداشته باشید رفتار همسرتان یک شبه یا یک ماهه عوض شود». خودتان می گویید که همسرتان این رفتار را در خانواده اش یاد گرفته است. رفتارهایی که از محیط خانوادگی آموخته می شود، به سرعت فراموش نمی شوند. به یاد داشته باشید که برای حل مشکلاتِ رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل به سرعت بتواند رفتار خود را تغییر دهد. تغییر رفتار و جایگزینیِ رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. شاید لازم باشد مدت ها بگذرد تا شوهرتان یاد بگیرد که دروغ فایده ای برایش ندارد و فقط رابطه اش را با شما خراب می کند. پس باید شوهرتان را درک کرده و دروغ های گاه و بیگاهش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. اگر به او و دروغ های کوچکش از این دریچه نگاه کنید، کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

[="3"]

امید;983311 نوشت:
سلام
طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق.
وقتی از همسری که صادقانه با او رفتار کرده‌اید، دروغ بشنوید؛ احساس ناراحتی پیدا می کنید. این کاملا طبیعی است. می توانید در مقابل دروغ‌های همسرتان عکس‌العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما باید بدانید که با عصبانیت مشکل حلّ نمی شود، بهتر است به طور اصولی با این مشکل برخورد کنید:
- احساس امنیت به همسرتان بدهید:
هنگامی که همسرتان بفهمد کاری شما را به شدّت ناراحت می کند، ترجیح می دهد آن را از شما پنهان کند و برای اینکه شما متوجهِ آن نشوید، به دروغ متوسل شود. بهترین راهِ‌ حلْ برای این‌ که همسرتان دروغ نگوید این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد. تقویت رابطه عاطفی می‌تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر‌کدام آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید، بی‌شک به ‌مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر نیازی به دروغ گفتن ندارید. در راستایِ «دادنِ حسِ امنیت به همسرتان» از واکنش های شدید هنگام اطلاع از اشتباهِ همسرتان خودداری نمایید. این را بپذیرید که غیر از خداوند متعال و معصومان (علیهم السلام) هیچ فردی عاری از خطا و اشتباه نیست. پس شوهر شما نیز مانند: هر فرد دیگری ممکن است خطا و اشتباه کند.
- چشم بر بعضی دروغ‌ها ببندید:
گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری ناپسند محسوب می‌شود؛ اما خواه، ناخواه در زندگی با آن مواجه می‌شویم و از آنجا که راه فراری از آن نیست، مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه‌حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم. نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است. بعضی همسران _ مانند همسر شما_ دروغ‌های کوچک و کم اهمیتی می‌گویند که تاثیر چندانی در رابطه ندارد. مثلا همسرتان به شما می‌گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می‌رود. گرچه این رفتار همسرتان، شما را ناراحت و اذیت می‌کند؛ اما مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه این مساله را مَدّنظر داشته باشید که دروغگویی‌های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است. خودتان گفته اید که همسرتان دروغ های آن چنانی نمی گوید. پس این دروغ ها تأثیر چندانی در زندگی‌تان نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که شما می‌توانید از آن چشم پوشی کنید. زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتنِ یک نفر و انعطاف‌پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می‌تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ‌ها را می‌شود به قول معروف زیر سبیلی ردّ کرد.
اگر دروغ های همسرتان بزرگ نیست، باید در دلتان سپاسگزار همسرتان باشید. زیرا دروغ‌های بعضی همسران گاهی آن‌قدر بزرگ است که طرف مقابل، طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می‌شود و زندگی را دچار بحران و گاه جدائی می سازد.
- دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ شنیدن هستید:
گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته‌اند؛ اما شرایط طوری رقم می‌خورد که همسر دروغگو شناخته شود. مثلا همسر شما می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما او در واقع نمی تواند در چنین زمانی به خانه برسد. در این مواقع، اگر چه همسرتان، خود متوجه شده است که زمانِ به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی قلباً مایل است در همان زمانی که به شما گفته به منزل بیاید. ولی تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می‌شود. این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می‌آید.
- وقتی همسرتان دروغی می گوید که از نظر شما اهمیت دارد یا دروغ های کوچکِ او تکرار می شود، «واکنشِ صحیح» نشان دهید:
برای واکنش صحیح نشان دادن به همسرتان، ابتدا آرامش خود را حفظ نمایید. اگر عصبانی هستید، حتماً صحبت کردن را تا زمان فروکش کردنِ عصبانیت تان به تأخیر بیاندازید. مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. یعنی هر بار که عصبانی شُدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید و انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید.
پس از فروکش کردنِ عصبانیت، به صورتی مناسب از همسرتان انتقاد کنید. برای انتقاد این نکات را رعایت نمایید:
- از يادآوری نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقطه ضعف همسرتان صحبت کنيد و دروغش را به او یادآور نمایید، نقاط قُوّتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. به عنوان مثال به همسرتان بگویید که قدردانِ زحمات و تلاش هایش هستید. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد می‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بگوید؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.
- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقّتی و قابل تغيير می باشد. به جای استفاده از جملاتی که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادی ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: دروغگو هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
«وقتي که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادي، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهي؟(خواسته)».
مثال: وقتي فهمیدم روز جمعه(x) بدون اینکه به من بگی، با دوست هایت به گردش رفتی؛ ولی بعد از آمدن به خانه، به من گفتی خانه مادرت بودی (y) ناراحت شدم و غصه خوردم و احساس کردم دیگه من را دوست نداری(z). ميشه از اين به بعد وقتی خواستی با دوستانت به گردش بری، واقعیت را به من بگی؟(خواسته).
- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.
نکته مهمّی باید بگویم و آنْ این است که «انتظار نداشته باشید رفتار همسرتان یک شبه یا یک ماهه عوض شود». خودتان می گویید که همسرتان این رفتار را در خانواده اش یاد گرفته است. رفتارهایی که از محیط خانوادگی آموخته می شود، به سرعت فراموش نمی شوند. به یاد داشته باشید که برای حل مشکلاتِ رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل به سرعت بتواند رفتار خود را تغییر دهد. تغییر رفتار و جایگزینیِ رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. شاید لازم باشد مدت ها بگذرد تا شوهرتان یاد بگیرد که دروغ فایده ای برایش ندارد و فقط رابطه اش را با شما خراب می کند. پس باید شوهرتان را درک کرده و دروغ های گاه و بیگاهش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. اگر به او و دروغ های کوچکش از این دریچه نگاه کنید، کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...[/]

hoorshid;983359 نوشت:

خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...

با سلام و عرض ادب

معمولا هر شخص برای انجام هر کاری دلیلی داره

ببینید دلیل دروغ گفتن همسرتون چی هست

اگر به خاطر ترس از برخورد شما دروغ می گه

می تونید با صحبت و گفتگو و دادن آرامش خاطر بابت این که با گفتن حقیقت باهاش برخوردی نمی کنید

کم کم برای اصلاح رفتارش اقدام کنید

اگر دلیل دیگه ای هم داره

با حل اون مشکل می تونید این موضوع رو با استفاده از روش مناسب درمان کنید

hoorshid;983359 نوشت:
خیلی ممنون از راهنماییتون

راستش مسله اینه ک با این رفتار همسرم من نسبت بهش بی اعتماد میشم و این ازارم میده
این فک سراغم نیاد که حالا من فلان مورد رو میدونستم و فهمیدم دروغ میگد اما موارد دیگه چی ?
مثلا وقتی میگد فلان جا هستم اما جای دیگه است من چه طور در موارد مشابه اعتماد کنم ?
کسی ک این کارو بد نمیدونه دروغ کوچک و بزرگ ندارد براش...
دلم نمیخواد چنین حسی داشته باشم بهش...

از طرف دیگه بله تا حدی میشه ازاد بود و اجازه داد هر کس اون طور ک میخواد زندگی کند اما مواردی هست ک به بنده هم مربوط میشه و سر اون نوارد هم ک اختلاف نظرهایی داریم میبینم ایشون دروغ میگد...


من احساس شما را درک می کنم. شما تنها خانمی نیستید که با چنین مشکلاتی روبروست. موارد زیادی در جامعه وجود دارد که خانم با مشکلاتِ به مراتب سخت تری دست و پنجه نرم می کند. شما نگران هستید که شوهرتان بدون اطلاعِ شما کاری کند که خوشایندتان نیست. اما آیا این نگرانی مشکل را حلّ می کند؟ می گویید:«دلم نمی خواهد چنین حسی داشته باشم بهش». خوب می فهمید که این حسِّ بدبینی به همسرتان چقدر آزارتان می دهد. اما مطمئن باشید این حسّ همسرتان را نیز آزار می دهد. او نیز از سؤال کردن های شما ناراحت می شود. اینکه هر روز فکرکنید شوهرتان در حالِ پنهان کاری و دروغ گفتن به شماست، مانندِ این است که به زخمیْ هر روز سوزن بزنید. چنین کاری فقط روحتان را فرسوده می کند و هیچ چیزی را عاید شما نمی سازد؛ بلکه به احتمالِ زیاد باعثِ لجبازیِ همسرتان می شود. وقتی شوهرتان خود را در برابرِ شما همیشه مظنون و محکوم ببیند، بدونِ آنکه خطایِ بزرگی مرتکب شده باشد، با خود فکر می کند که «من که در نظرِ زنم همیشه محکوم، بی وفا و خیانتکار هستم. پس چرا باید به او وفادار بمانم؟ او که به چشمِ یک دروغگو به من نگاه می کند، چرا باید با صداقت با او رفتار کنم؟». چند سال پیش، انیمیشنِ جالبی در تلویزیون پخش می شد. در آن انیمیشن، پسر جوانی در ماشینِ دوستانش نشسته بود و دوستانش سیگار می کشیدند. وقتی به خانه برگشت، مادرش بوی سیگار را از لباس هایش استشمام کرد و با او حسابی دعوا کرد. وقتی دوباره به جمع دوستانش رفت، دوستانش به او گفتند:« تو که از نظر مادرت سیگار می کشی، چرا واقعا سیگار نمی کشی تا لااقلّ لذّتِ سیگار را بچشی؟!». این پیامدِ سوءظنّ است. قبل از مرگ که نباید واویلا سر داد.
ضمن اینکه فکر کنید خدای نکرده شوهرتان همان کاری که شما دوست ندارید را انجام دهد و بعد به شما دروغ بگوید، ولی شما به صورتی خبردار شوید. آیا واقعا در آن صورتْ دنیا به پایان می رسد؟ نه، اصلا. من خانم هایی را می شناسم که روزی می ترسیدند شوهرشان به آنها خیانت کند و به اصطلاح هَوو بر سرشان بیاورد. وقتی پس از سال ها شوهرشان بالاخره دست به ازدواج دوم زد و هَوو بر سرشان آمد، از غصه زیاد فکر می کردند دنیا برای آنها به پایان رسیده و از آن به بعد همیشه در بدبختی به سر خواهند برد. ولی پس از گذشتِ مدتِ یکی دو سال، نه تنها وضعشان بدتر نشد؛ بلکه شروع به جبرانِ کاستی های خود کردند، ادامه تحصیل دادند، بیشتر به خود و زندگی شان رسیدگی کردند و شوهرشان به ویژگی های خوبِ آنها پِی برد. این را گفتم تا به یکی از راه های رهایی از بدبینی اشاره کنم. یک راهِ رهایی از بدبینی، «فکرکردن به بدترین وضعِ ممکن» است. اگر خوب فکر کنید، متوجه می شوید که آن چه از آن می ترسید، آن قدرها هم ترسناک نیست. ممکن است بگویید:«تو یک زن نیستی و احساساتِ یک زن را درک نمی کنی و نمی دانی چقدر خیانت برای یک زن سرشکستگی دارد». در جواب می گویم: اوّلا همسر شما هنوز خیانت نکرده؛ ثانیاً لازم نیست یک مشاورْ زن باشد تا احساساتِ مُراجع را درک کند.

[="3"]

امید;983415 نوشت:
من احساس شما را درک می کنم. شما تنها خانمی نیستید که با چنین مشکلاتی روبروست. موارد زیادی در جامعه وجود دارد که خانم با مشکلاتِ به مراتب سخت تری دست و پنجه نرم می کند. شما نگران هستید که شوهرتان بدون اطلاعِ شما کاری کند که خوشایندتان نیست. اما آیا این نگرانی مشکل را حلّ می کند؟ می گویید:«دلم نمی خواهد چنین حسی داشته باشم بهش». خوب می فهمید که این حسِّ بدبینی به همسرتان چقدر آزارتان می دهد. اما مطمئن باشید این حسّ همسرتان را نیز آزار می دهد. او نیز از سؤال کردن های شما ناراحت می شود. اینکه هر روز فکرکنید شوهرتان در حالِ پنهان کاری و دروغ گفتن به شماست، مانندِ این است که به زخمیْ هر روز سوزن بزنید. چنین کاری فقط روحتان را فرسوده می کند و هیچ چیزی را عاید شما نمی سازد؛ بلکه به احتمالِ زیاد باعثِ لجبازیِ همسرتان می شود. وقتی شوهرتان خود را در برابرِ شما همیشه مظنون و محکوم ببیند، بدونِ آنکه خطایِ بزرگی مرتکب شده باشد، با خود فکر می کند که «من که در نظرِ زنم همیشه محکوم، بی وفا و خیانتکار هستم. پس چرا باید به او وفادار بمانم؟ او که به چشمِ یک دروغگو به من نگاه می کند، چرا باید با صداقت با او رفتار کنم؟». چند سال پیش، انیمیشنِ جالبی در تلویزیون پخش می شد. در آن انیمیشن، پسر جوانی در ماشینِ دوستانش نشسته بود و دوستانش سیگار می کشیدند. وقتی به خانه برگشت، مادرش بوی سیگار را از لباس هایش استشمام کرد و با او حسابی دعوا کرد. وقتی دوباره به جمع دوستانش رفت، دوستانش به او گفتند:« تو که از نظر مادرت سیگار می کشی، چرا واقعا سیگار نمی کشی تا لااقلّ لذّتِ سیگار را بچشی؟!». این پیامدِ سوءظنّ است. قبل از مرگ که نباید واویلا سر داد.
ضمن اینکه فکر کنید خدای نکرده شوهرتان همان کاری که شما دوست ندارید را انجام دهد و بعد به شما دروغ بگوید، ولی شما به صورتی خبردار شوید. آیا واقعا در آن صورتْ دنیا به پایان می رسد؟ نه، اصلا. من خانم هایی را می شناسم که روزی می ترسیدند شوهرشان به آنها خیانت کند و به اصطلاح هَوو بر سرشان بیاورد. وقتی پس از سال ها شوهرشان بالاخره دست به ازدواج دوم زد و هَوو بر سرشان آمد، از غصه زیاد فکر می کردند دنیا برای آنها به پایان رسیده و از آن به بعد همیشه در بدبختی به سر خواهند برد. ولی پس از گذشتِ مدتِ یکی دو سال، نه تنها وضعشان بدتر نشد؛ بلکه شروع به جبرانِ کاستی های خود کردند، ادامه تحصیل دادند، بیشتر به خود و زندگی شان رسیدگی کردند و شوهرشان به ویژگی های خوبِ آنها پِی برد. این را گفتم تا به یکی از راه های رهایی از بدبینی اشاره کنم. یک راهِ رهایی از بدبینی، «فکرکردن به بدترین وضعِ ممکن» است. اگر خوب فکر کنید، متوجه می شوید که آن چه از آن می ترسید، آن قدرها هم ترسناک نیست. ممکن است بگویید:«تو یک زن نیستی و احساساتِ یک زن را درک نمی کنی و نمی دانی چقدر خیانت برای یک زن سرشکستگی دارد». در جواب می گویم: اوّلا همسر شما هنوز خیانت نکرده؛ ثانیاً لازم نیست یک مشاورْ زن باشد تا احساساتِ مُراجع را درک کند.

تشکر بابت راهنماییتون و وقتی ک میذارید

واقعیتش مشکل و حس بنده اونقدرهام الان مسله ی حادی نیست...خیانت وو... نه...الحمدالله

صحبتهای شما هم بیشتر در جهت از بین بردن این حس بد است، اما بیشتر میخوام بدونم ک برخورد درست چی هست
من الان خیلی موارد به روی ایشون نمیارم که میدونم داره دروغ میگه و... اما فکر میکنم این باعث میشه ایشون با امنیت خاطر بیشتر ب این رفتارشون ادامه بدن...از طرفی فک میکنم اگه ب روشون بیارم غرورشو میشکنم و یا قبح کارو از بین میبرم و یا شاید همون مشکلی ک شما گفتید ایجاد شه...
پی برخورد درست چیه ?در مواقعی ک میبینم دارن دروغ میگن ?احساسمو توضیح بدم و مچ گیری کنم ب اصطلاح یا نه ?اجازه بدم ب کار غلطش ادامه بده ?

در ضمن شکاک شدن و بدگمان شدن هم در مواجهه با چنین افرادی فمر میکنم طبیعیه ? نیست !? [/]

[="3"]

شروحیل;983384 نوشت:
با سلام و عرض ادب

معمولا هر شخص برای انجام هر کاری دلیلی داره

ببینید دلیل دروغ گفتن همسرتون چی هست

اگر به خاطر ترس از برخورد شما دروغ می گه

می تونید با صحبت و گفتگو و دادن آرامش خاطر بابت این که با گفتن حقیقت باهاش برخوردی نمی کنید

کم کم برای اصلاح رفتارش اقدام کنید

اگر دلیل دیگه ای هم داره

با حل اون مشکل می تونید این موضوع رو با استفاده از روش مناسب درمان کنید

وقتی کار غلطی انجام میدن ک خودشونم قبول دارن غلطه و چند بار قول دادن تکرار نکنن من باید موقع شکستن این قول و تکرارش سکوت کنم ? لبخند بزنم که دروغ نگن ? این م دو سر باخته ? دروغ بگه و کار غلطشو ادامه بده ?!!![/]

hoorshid;983563 نوشت:
وقتی کار غلطی انجام میدن ک خودشونم قبول دارن غلطه و چند بار قول دادن تکرار نکنن من باید موقع شکستن این قول و تکرارش سکوت کنم ? لبخند بزنم

وقت همسرتان کار غلطی انجام می دهد که قبلا به شما قول داده انجام ندهد، به هیچ وجه سکوت نکنید. سکوت در این مواقع به معنای تأیید کار اشتباه است. به جای سکوت، از همان «روش xyz+خواسته» استفاده کنید و حرفتان را بزنید.
در ضمن توصیه اکید می کنم که اگر می خواهید شوهرتان به حرف های شما اهمیت بدهد، به خودتان رسیدگی کنید. مردها زنهایی را که به خود رسیدگی می کنند و به دنبالِ رشد و افزایش توانایی هایشان هستند، بیشتر می پسندند. شاید مردها در روزهای ابتدای ازدواج از اینکه همسرشان به آنها وابسته است، خوشحال شوند؛ ولی کم کم دلزده می شوند و دوست دارند همسرشان استقلالِ بیشتری داشته باشد.

منظورم از رسیدگی این است که سرگرمی های جدیدی برای خود بیابید. در زمینه ای که استعداد دارید، فعالیت نمایید. ورزش کنید. کتاب های مفید مطالعه نمایید و در گروه های خانم هایی که حرفه یا هنر مفیدی را انجام می دهند و با یکدیگر همفکری می نمایند (خارج از فضای مجازی) عضو شوید. پژوهش ها نشان داده که فضای مجازی با همه فایده هایی که دارد، باعث افزایش افسردگی در افراد می شود. سعی کنید برای فعالیت های مفید که باعث رشد شخصی تان می شود، وقتی بیابید. به این صورت پس از مدتی، هم نظر مثبت تری در مورد خود می یابید و هم همسرتان دیگر شما را دست کم نمی گیرد و برای نظراتتان اهمیت بیشتری قائل می شود.
بسیار مهم است که خود را برای همسرتان سرحال و جذاب نگه دارید. بعد از ازدواج شما یک مسئولیت مهم دارید که نباید از زیر آن شانه خالی کنید. باید در خانه خود را آراسته نگاه دارید و به ظاهر خود بیشتر اهمیت دهید و از نظر روحی فردی پرانرژی باشید. همه این کارها نه تنها به دوام زندگی زناشویی شما کمک می کند، بلکه سبب اعتماد به نفس بالای شما می شود. لازم نیست ساعت ها به آرایش کردن و لباس خوب خریدن و پوشیدن اختصاص دهید. همین که پیش از آمدن همسرتان، آرایش مختصری نمایید و خود را خوشبو کنید و لباس مرتّبی بپوشید، کافی است. این را جزء اصلی برنامه روزانه خود قرار دهید و هیچ وقت از آن غافل نشوید.
نکته مهمی باید بگویم: هنگام انتقاد از رفتار شوهرتان، از کلماتی مثل «چرا» برای سؤال از رفتار همسرتان استفاده نکنید:
وقتی با کلمه «چرا» از همسرتان در مورد رفتارش سؤال می پرسید، تصور می نماید که در حال بازجویی از او هستید و می خواهید آزادی اش را محدود کنید. این به دلیلِ تفاوتِ زنان و مردان از نظرِ ساختارهای مغزی است. پس وقتی می خواهید به همسرتان بفهمانید (مثلا) از دیرآمدنش به خانه ناراحت هستید، از جمله «چرا دیر به خونه آمدی؟» استفاده نکنید. به جای این جمله، از همان قالب (+XYZخواسته) بهره بگیرید.
قدرت زبان نرم را دست کم نگیرید. در گذشته جادوگرها با حرکات عجیب و غریب مردم را جادو می کردند. اما امروزه افرادِ کاردان، انسان ها را با زبانشان سحر و جادو می نمایند.
در این تاپیک:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=58909
دوست گرامی که سؤال را مطرح کردند، به موضوع «تسلّطِ عجیب زنان بر مردان» اشاره کرده اند. این چیز عجیبی نیست. این مسأله ناشی از «قدرت زبان» است. هر فردی که بتواند به درستی از زبان خود بهره ببرد، می تواند مخاطبش را رام و مطیع خود سازد. در منابع دینی نیز اشاراتی به این مسأله شده است. در سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 159 خداوند متعال به پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ)

یعنی «به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت‌دل مى‌بودى از گرد تو پراكنده مى‌شدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن».
پس شما نیز توانایی خود را در بهره گیری از زبانِ نرم تقویت نمایید.
شما می توانید.

hoorshid;983562 نوشت:

وقتی کار غلطی انجام میدن ک خودشونم قبول دارن غلطه و چند بار قول دادن تکرار نکنن من باید موقع شکستن این قول و تکرارش سکوت کنم ? لبخند بزنم که دروغ نگن ? این م دو سر باخته ? دروغ بگه و کار غلطشو ادامه بده ?!!!

با سلام و عرض ادب

دوست گرامی در برابر کار اشتباه که کار اشتباه انجام نمیدن !!!!

در این صورت شما فرقی با اون شخصی که کار اشتباه انجام داده ندارید !!!!

بدون شک اگر تو روی طرف بایستید و مستقیم بگید دروغ نگو با شما مخالفت خواهد کرد

هر کاری راه و روش خاص خودش رو داره

مثلا ازفواید راست گویی به صورت غیر مسقیم بهش بگید

جوری که وارد ضمیر ناخود آگاهش بشه

جایی که می بینید نر م تره و قابلیت پذیرش داره

نه زمانی که خودتون یا ایشون عصبانی هستن یا در حال انجام گناه هستن !

در پناه حق تعالی ...

hoorshid;983561 نوشت:
تشکر بابت راهنماییتون و وقتی ک میذارید

واقعیتش مشکل و حس بنده اونقدرهام الان مسله ی حادی نیست...خیانت وو... نه...الحمدالله

صحبتهای شما هم بیشتر در جهت از بین بردن این حس بد است، اما بیشتر میخوام بدونم ک برخورد درست چی هست
من الان خیلی موارد به روی ایشون نمیارم که میدونم داره دروغ میگه و... اما فکر میکنم این باعث میشه ایشون با امنیت خاطر بیشتر ب این رفتارشون ادامه بدن...از طرفی فک میکنم اگه ب روشون بیارم غرورشو میشکنم و یا قبح کارو از بین میبرم و یا شاید همون مشکلی ک شما گفتید ایجاد شه...
پی برخورد درست چیه ?در مواقعی ک میبینم دارن دروغ میگن ?احساسمو توضیح بدم و مچ گیری کنم ب اصطلاح یا نه ?اجازه بدم ب کار غلطش ادامه بده ?

در ضمن شکاک شدن و بدگمان شدن هم در مواجهه با چنین افرادی فمر میکنم طبیعیه ? نیست !?


خدا را شکر که مشکلتان حادّ نیست. برخورد درست در برابر دروغ های گاه و بیگاه شوهر این است که:
- بر دروغ های کم اهمیّت چشم ببندید:
اهمیّت موضوع را شما مشخص می کنید.
- در مورد دروغ های مهمّ تر تذکّر دهید:
از همان «روش xyz+خواسته» برای تذکّر در مورد دروغ های مهمّ تر یا ابرازِ ناراحتی از زیادشدنِ تعداد دروغ های کم اهمیّت استفاده کنید. هنگام بیان احساساتتان در مورد دروغ ها به او بگویید که این دروغ ها باعث می شود به او بدگمان شوید و در موردش شکّ کنید و کمتر به او اعتماد نمایید. زیرا چنین احساسی طبیعی است. چنین کاری مچ گیری نیست. در مورد غرور شوهرتان هم باید بگویم: اوّلاً ایشان اگر به غرورش اهمیت می دهد و نمی خواهد شکسته شود، باید تا جائی که می تواند، عملی که با آن در تناقض است انجام ندهد. ثانیاً برای اینکه به غرور شوهرتان لطمه زیادی وارد نشود، «روش xyz+خواسته» را به کار ببرید و توصیه های فوق (عدم استفاده از کلماتی مانند: چرا و بقیه توصیه ها) را به کار گیرید.
- در صورت عدم موفقیّت با وجود به کاربردنِ توصیه های فوق، همراه همسرتان به یک روانشناس و مشاور خانواده مراجعه نمایید.
موضوع قفل شده است