دوگانگی در کلام قرآن چرا؟

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دوگانگی در کلام قرآن چرا؟

آیه 18 سوره حج می فرماید که بیشتر مردم خداوند را سجده می کنند ( یسجد له ... کثیر من الناس ) در حالی که دیگر آیات قرآن معمولا می فرمایند بیشتر مردم شکر گزاری نمی کنند یا بیشتر مردم خداوند را عبادت نمی کنند یا بیشتر مردم نمی فهمند و ... این دوگانگی در گفتار را چگونه می توان توجیه کرد ؟
پاسخ کارشناس

سلام
وقت شما بخير
به نظر من سر اين مساله با دقت در واژگان قران تا حدودي آشكار بشه. و دو واژه " كثير" و "اكثر" است در اين ايه سوره حج فرموده كثير و در ايات ديگه فرموده اكثر .
خب در سوره حج مي فرماييد در بين بندگان خيليا اهل سجده هستند و خيليا هم اهل سجده نيستند.
خب در اينجا غرض اينه كه مي خواد بگه بالاخره اهل سجده هم كم نيستند و همينطور كساني هم كه سجده نمي كنن كم نيستند. به عبارتي غرض اينه كه بگه خيليا اين كار رو انجام مي دن و در مقام مقايسه نيست.
ولي در اون مواردي كه از اكثر بودن بي عبادت ها و شكر نگذارها بحث مي شود در مقام مقايسه است و لذا از صفت برترين استفاده مي كند و واژه "اكثر" رو بكار مي بره .
حاصل اينكه از بين بندگان خدا خيليا اهل سجده هستند و خيليا هم اهل سجده نيستند ولي اگه مقايسه كنيم اونهايي كه اهل سجده نيستند از اونهايي كه اهل سجده هستند بيشترند.
به نظر بنده سر اين دوگانگي تغيير مقام است :
1. در مقام بيان اينكه اهل سجده براي خودشون كم نيستند. مي فرمايد كثير .
2. در مقام مقايسه است بيا اهل سجده و غير اهل سجده . مي فرمايد اكثر.

با تشكر از سئوال شما

قرآن كريم در ادامه آيه دارد : وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ يعني بسياري هم عذاب الهي بر آنان مسلم است

همانطور كه مي بينيد وقتي دو جزء را كنار هم قرار مي دهيم چنين معناي حاصل مي شود:
بسياري از مردم سجده مي كنند و بسياري هم عذاب الهي بر آنان مسلم است

اين جمله چند معنا مي تواند داشته باشد :
1- بسياري از مردم اهل عبادت خالصانه و سجده هستند در عين حال خيلي هاي ديگر هم معذبند
2- بسياري از مردم اهل عبادت هستند در عين حال ممكن است همان ها اهل عذاب باشند
3- بسياري از مردم ذاتا اهل عبادت هستند اما بخاطر اعمالشان مستحق عذاب مي شوند
4- بسياري از مردم ذاتا اهل عبادت هستند و بسياري هم ذاتا اهل عذابند

بگذريم از ادله هر يك از معاني فوق اما هر كدام از معاني را بپذيريم و يا معناي ديگري از ظاهر آيه استفاده كنيم منافاتي با جملاتي مانند اين جملات ندارد:
بيشتر مردم اهل عبادت نيستند
بيشتر مردم نمي فهمند
بيشتر مردم ...

مثل اين مي ماند كه ما با اينكه مي دانيم بيشتر مردم ايران فارسي زبان هستند بگوييم خيلي از مردم ايران به زبان فارسي تكلم مي كنند و خيلي هم تركي صحبت مي كنند پس مي بينيد كه منافاتي ندارد
موفق باشيد

بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام و تشکر

نقل :اين جمله چند معنا مي تواند داشته باشد :


1- بسياري از مردم اهل عبادت خالصانه و سجده هستند در عين حال خيلي هاي ديگر هم معذبند
2- بسياري از مردم اهل عبادت هستند در عين حال ممكن است همان ها اهل عذاب باشند
3- بسياري از مردم ذاتا اهل عبادت هستند اما بخاطر اعمالشان مستحق عذاب مي شوند
4- بسياري از مردم ذاتا اهل عبادت هستند و بسياري هم ذاتا اهل عذابند
در مورد آیه 18 سوره حج (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ )چند نکته خدمتتان عرض می شود:
1- سجده موجودات در برابر خداوند متعال سجده تکوینی است
2- سجده بسیاری از انسانها و عدم سجده بسیاری دیگر سجده تشریعی و اختيارى و به رو افتادن به زمين براى تجسم تذلل است، تا آن تذلل و عبوديت تكوينى و ذاتى را اظهار كنند.
3- جمله" وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ" در مقابل جمله قبلی است و اين مقابله مى ‏رساند كه مقصود از آن بسيارى كه عذاب بر آنان حتمى شده كسانى هستند كه از سجده سر مى ‏تابند. چيزى كه هست اثر سرپيچى كه همان عذاب است در جاى خود آن ذكر شده، و اگر ثبوت عذاب در جاى خوددارى از سجده ذكر شده، براى اين است كه دلالت كند بر اينكه اين عذاب عين همان عمل ايشان است، كه به صورت عذاب به ايشان بر مى ‏گردد.(برگرفته از تفسیر المیزان)
موفق باشید:Gol:

با سلام و عرض ادب و تشكر از جواب خوب دوستان عزيز
با توجه به اينكه" سجده" در اين آيه در يك مفهوم جامع ميان" تشريع" و" تكوين" استعمال شده پاسخ اين سؤال روشن مى‏شود، زيرا سجده در مورد خورشيد و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان، فرد تكوينيش منظور است.
اما در مورد انسانها تشريعى است كه بسيارى آن را انجام مى‏دهند و گروهى سرپيچى كرده و مصداق" كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ" هستند، و مى‏دانيم استعمال يك لفظ در مفهوم جامع و عام با حفظ مصاديق مختلف هيچ مانعى ندارد، حتى نزد آنها كه استعمال لفظ را در بيشتر از يك معنى جايز نمى‏دانند، تا چه رسد به ما كه استعمال لفظ مشترك را در معانى متعدد مجاز مى‏دانيم‏.

تفسير نمونه، ج‏14، ص: 50
.

موضوع قفل شده است