جمع بندی دنیا و آخرت در اسلام

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دنیا و آخرت در اسلام

سلام

سوال اول  :کدام نظر از نظر اسلام تایید شده است؟

عده ای از افراد می گویند ما فقط برای گناه نکردن و اطاعت از خدا به این دنیا آمدیم و نباید زیاد به این دنیا اهمیت بدیم و پیشرفت در این دنیا نباید چشم ما را بگیرد و ما را متوجه خودش سازد.

عده ای هم می گویند مومن واقعی هم در این دنیا و هم در اخرت سعادتمند هست . و می توان با زندگی مومنانه شاد بود. و به حدیث امام علی اشاره می کنند که مومنان واقعی از عیاش ها هم بهتر زندگی می کند.

 سوال دوم:

نظر اسلام درباره ثروت چیست؟ آیا می توان مومن بود و به دیگران کمک کرد و در کنارش بهترین امکانات را هم داشت.؟ اگر بله پس چرا امامان عزیز با وجود باغ های فراوان و درآمد زیاد مثلا رو حصیر می خوابیدند؟

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شعیب

در اكثر آيات و روايات از دنيا نكوهش شده و در برخي از آنها ستايش گرديده است. جمع ميان اين دو دسته از آيات و روايات اين است كه اگر دنيا ابزار و وسيله‌ رسيدن به آخرت باشد، از آن ستايش، و اگر دنيا هدف و مطلوب بالذّات باشد، از آن نكوهش شده است.
لذا خداوند‌متعال در قرآن‌كريم مي‌فرمايد: «وَابتَغِ فيمَا آتاكَ اللهُ الدّارَ الآخرهًْ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنيا» (با آنچه كه خدا به تو ارزاني داشته، سراي آخرت را بجوي و بهره‌ خود را از دنيا فراموش مكن) (قصص ـ 77)
بله، اگر دنيا هدف انسان باشد در اين صورت اسباب لهو و لعب مي‌شود، و آدمي را به خود وابسته و از آخرت غافل مي‌نمايد، كه اين نوع توجّه به دنيا مورد مذمّت واقع شده است. ولي اگر دنيا نردبان و مزرعه‌ آخرت باشد، در اين صورت نه تنها منفور نيست، بلكه قابل ستايش است.
 امام محمد باقر (ع)  چنين دنيايي را بهترين ياري كننده، جهت سعادت و ساختن سراي آخرت مي‌داند.
قَالَ إمَامُ البَاقِر(ع): (نِعْمَ العُونُ، اَلدُّنْيا عَلَي ألآخِرَةِ)  (دنيا چه خوب ياري‌كننده‌ای، براي آخرت است. (بحارالانوار، ج 70، ص 127)
چيزي كه در آيات و روايات ما نكوهش شده وابسته شدن به دنيا است نه داشتن دنيا. بسيار افرادي هستند كه سرمايه‌دار مي‌باشند، ولي ذرّه‌اي به آن وابسته نيستند. و چه بسا افراد فقيري كه وابسته به يك لباس خود هستند.

در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است، نه تولیدش، نه مبادله اش، نه مصرف كردنش؛ بلكه همه اینها تأكید و توصیه شده است و برای آنها شرایط و موازین مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افكندنی نیست بلكه دور افكندنش (اسراف، تبذیر، تضییع مال) حرام قطعی است. اشتباه از آنجا ناشی شده كه اسلام با هدف قرار دادن ثروت، با این كه انسان فدای ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه كرده است؛ به عبارت دیگر پول پرستی را و اینكه انسان برده پول باشد [محكوم كرده است، ] به عبارت دیگر اینكه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره كردن و اندوختن بخواهد كه «اَلَّذِینَ یَكْنِزُونَ اَلذَّهَبَ وَ اَلْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اَللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ. . . » كه نام این حالت حرص و آز است، و یا پول را فقط برای پر كردن شكم و برای عیاشی و بیكاری و ولگردی بخواهد كه نام آن شهوترانی است. در این حالت پول خواستن توأم است با دنائت و پستی و محو شخصیت انسانی در پول و فقدان هرگونه شخصیت انسانی و شرافت معنوی.

نقطه مقابل، این است كه انسان پول را به عنوان یك وسیله برای فعالیت و عمل و تسهیل و تولید بخواهد. در این صورت پول تابع آن هدف كلی است كه انسان پول را برای آن هدف می خواهد.

در مورد رفتار برخی از ائمه (علیهم السلام) که نقل شده با این که آنها با های بسیاری داشته اند ولی با کمترین امکانات زندگی می کردند و نمونه آن امام عی(ع)؛ برای این بوده است که امام علی(ع) در آن زمان حاکم بر مردم بوده است و میخواسته در حد افراد پایین جامعه زندگی کند و در مورد ائمه دیگر مثلا امام صادق(ع) می بینیم که لباس قیمتی می پوشیدند و غذای خوب می خوردند وقتی هم که به ایشان اعتراض می شد که با این که امام علی(ع) ساده زیست بودند چرا شما این گونه زندگی می کنید فرمودند که شرایط زمان تغییر کرده و سطح مردم از لحاظ رفایی بالا تر رفته است و شایسته نیست امام لباسی بپوشد که انگشت نمای مردم شود.

در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است

سلام استاد، وقت شما بخیر

استاد گرامی، عذرخواهی میکنم که صریح صحبت می‌کنم. اما روحانیون عزیز جدیداً این شکلی حرف می‌زنند. منظورم شخص شما یا تعدادی روحانی خاص نیست. چه بسا روحانیونی هم بوده‌اند که همیشه یک جور حرف زده‌اند. اما بطور کلی و شاید بشود گفت درمورد بدنهء روحانیت، اینطوری بوده که قبلاً جور دیگری سخن می‌گفتند. من 40 سال سن دارم و سال‌های ابتدایی پس از انقلاب که تا همین چند وقت پیش هم ادامه داشت را به خوبی به خاطر دارم. در آن زمان که من جوان‌تر بودم و توی مسجد یا از طریق فیلم، پای سخنرانی‌ها می‌نشستم؛ تقریباً به یاد ندارم یک روحانی از ارزشمند بودن پول حرفی زده باشد. بلکه مدام از فقر به عنوان ارزش یاد میشد و داشتن هرگونه پول (پولی که آسایش و لذت به همراهش باشد) با هر هدفی نگوهش میشد. بالای منبرها فقط این را می‌شنیدیم که حضرت علی(ع) نان خشک می‌خورد. اما هرگز به یاد ندارم کسی گفته باشد امام صادق(ع) لباس خوب می‌پوشید یا غذای خوب می‌خورد. در آن زمان حتی درمواردی با استفاده از عطر و ادکلن هم به عنوان نماد دنیا پرستی مقابله میشد و پوشیدن لباس‌های شیک و تمیز بطور کلی منع میشد.

 

یادم هست مثلاً یک روحانی می‌گفت فلان شخص رفت پیش امام زمان(عج) و سه تا خواسته داشت. امام 2 خواستهء او را (ازدواج و درمان بیماری) برآورده کرد، اما خواستهء سومش را که فقر بود باقی گذاشت و به آن شخص گفت فقر به درد آخرتت می‌خورد. یا روحانی دیگری می‌گفت داشتن یک خانه کوچک با امکانات اولیه ایرادی ندارد، اما بیشتر از آن، مثلاً داشتن مبل، لباسشویی و امثال اینها دیگر می‌شود زندگی مرفه و تجمل. و مثال‌های فراوانی از این دست که بیان آنها بحث را طولانی می‌کند.

 

در کل آن زمان اینطور به مخاطب القا میشد که ثروت و رفاه، حتی در حد داشتن لوازمی مثل لباسشویی یا داشتن خودرو یا خانهء بزرگ، همگی ذاتاً چیز بدی است و ابداً صحبتی از چگونگی مصرف نبود. تا اینکه سال‌ها از انقلاب گذشت و من خودم دین را مورد مطالعه قرار دادم و با تعجب دیدم که پیامبر(ص) جوری عطر می‌زدند که بویش در کوچه‌ها می‌پیچید. یا اینکه ایشان مردم را به خوردن گوشت و شیر و میوه‌های مختلف سفارش می‌کردند. یا اینکه فرمودند از خوشبختی‌های انسان مؤمن، داشتن خانهء بزرگ و وسیع است. یا اینکه خدا دوست دارد اثر نعماتش را در وجود بندگانش ببیند.

 

خلاصه نه فقط من که خیلی دیگر از افراد فهمیدند کلاً حرف اسلام چیز دیگری بوده! اینجا بود که ناگهان روحانیون هم تغییر رویه دادند و حالا شاهد هستیم که کسی مثل آقای پناهیان (که شخصاً برای ایشان احترام قائل هستم) سخنرانی می‌کنند و می‌گویند مسلمان نباید به اندازه نیازش پول دربیاورد بلکه باید خلق ثروت کند و در تولید مشارکت داشته باشد. حالا نمی‌دانم این وسط تکلیف هزاران هزار انسانی که طبق فتوای همین روحانیون عزیز زندگی را به خود و خانواده خود سخت کردند چه می‌شود؟! آیا به همین راحتی می‌توان یک روز حرفی زد و روز دیگر حرف را بطور کامل تغییر داد؟ بدون آنکه مسئولیت آن را بپذیریم؟

 

فقط خدا می‌داند بعدها قرار است چه چیزهایی را کشف کنیم که حرف اسلام کلاً چیز دیگری بوده!

خدا عاقبتمان را به خیر کند

استاد گرامی، عذرخواهی میکنم که صریح صحبت می‌کنم. اما روحانیون عزیز جدیداً این شکلی حرف می‌زنند. منظورم شخص شما یا تعدادی روحانی خاص نیست. چه بسا روحانیونی هم بوده‌اند که همیشه یک جور حرف زده‌اند. اما بطور کلی و شاید بشود گفت درمورد بدنهء روحانیت، اینطوری بوده که قبلاً جور دیگری سخن می‌گفتند. من 40 سال سن دارم و سال‌های ابتدایی پس از انقلاب که تا همین چند وقت پیش هم ادامه داشت را به خوبی به خاطر دارم. در آن زمان که من جوان‌تر بودم و توی مسجد یا از طریق فیلم، پای سخنرانی‌ها می‌نشستم؛ تقریباً به یاد ندارم یک روحانی از ارزشمند بودن پول حرفی زده باشد. بلکه مدام از فقر به عنوان ارزش یاد میشد و داشتن هرگونه پول (پولی که آسایش و لذت به همراهش باشد) با هر هدفی نگوهش میشد. بالای منبرها فقط این را می‌شنیدیم که حضرت علی(ع) نان خشک می‌خورد. اما هرگز به یاد ندارم کسی گفته باشد امام صادق(ع) لباس خوب می‌پوشید یا غذای خوب می‌خورد. در آن زمان حتی درمواردی با استفاده از عطر و ادکلن هم به عنوان نماد دنیا پرستی مقابله میشد و پوشیدن لباس‌های شیک و تمیز بطور کلی منع میشد.

با سلام 

همیشه وقتی یک جریانی برای مقابله با یک فرهنگ غلط شروع می شود برای خنثی کردن آن فرهنگ ناخواسته یک نوع زیاده روی هایی هم شاید انجام شود و این یک امر طبیعی است چرا که در زمان اول انقلاب آنقدر فرهنگ لیبرال و دنیا گرای غربی در سطوح بالای مملکتی و سر دمداران رسوخ کرده بود که برای فرار از این وضعیت و تغییر وضعیت به حالت نرمال مورد نظر اسلام ناگزیر بودند که از ساده زیستی ها و روش حکومت علوی بیشتر سخن بگویند دقیقا مانند یک بیمار تب داری که باید به او آنتی بیتیک های بالا تر از حد مجاز و نرمال بدن تزریق کرد . تا این حالت تعادل به بدن برگردد.

جامعه بیمار غرب زده و رفاه طلب(در سطوح مدیریتی) باید با آنتی بیوتیک های قوی وعظ و موعظه تعدیل می شد که انصافا در ابتدای مسیر این کار به قوت خود پیش می رفت که دوباره از درون یک سری توجیهات و وسوسه هایی مسیر را در لایه های میانی مدیران مملکتی باز به سمت رفاه طلبی پیش برد.

پس آنچه که خطبا و وعاظ در ابتدای انقلاب می فرمودند درمانی بود برای حال جامعه بیمار زمان طاغوت و آن چه که ما امروز بیان می کنیم حقیقتی است که در آموزه های دینی مشهود است و این دو با هم هیچ منافاتی ندارد.

مضافا بر مطلب بالا در ابتدای انقلاب نیز در تبیین دنیای منفی و مثبت (ثروت ممدوح مذموم ) وعاظ و خطبا و نویسندگان دینی نیز از این دست سخن هایی که ما در تاپیک ارائه کرده ایم بیان می فرمودند که نمونه تام و تمام آن بیانات استاد شهید چه در بیانات و منبرهای ایشان و چه در کتاب های ایشان که به وضوح این مطلب مشهود است .

همین داستان امام صادق و سفیان ثوری در کتاب داستان و راستان شهید مطحری بیان شده است.

شهید مطهری دربراه دنیای ممدوح و مذموم در کتاب «حکمت ها و اندرزها» در قسمت زهد به زیبایی تبیین می کنند(این کتاب مجموعه ای از سخنرانی های ایشان است)( مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 225 )

 

یادم هست مثلاً یک روحانی می‌گفت فلان شخص رفت پیش امام زمان(عج) و سه تا خواسته داشت. امام 2 خواستهء او را (ازدواج و درمان بیماری) برآورده کرد، اما خواستهء سومش را که فقر بود باقی گذاشت و به آن شخص گفت فقر به درد آخرتت می‌خورد. یا روحانی دیگری می‌گفت داشتن یک خانه کوچک با امکانات اولیه ایرادی ندارد، اما بیشتر از آن، مثلاً داشتن مبل، لباسشویی و امثال اینها دیگر می‌شود زندگی مرفه و تجمل. و مثال‌های فراوانی از این دست که بیان آنها بحث را طولانی می‌کند.

بیانات دین اسلام درباره دین و دنیا واضح است و ملاک معارف دینی است نه بیان دین داران .

گاهی برخی از امور تجویز شخصی و یا بیان یک سبک زندگی برای یک شخص معین است و نمی شود در این امور برای همه یک جور نسخه پیچید.

برخی شاید اگر به غنی برسند و از فقر رهایی پیدا کنند سرکشی کنند و طغیان کنند خداوند درباره نوع انسان می فرماید:  إِنَّ الاْءِنسَانَ لَیطْغَی أَن رَآهُ اسْتَغْنَی.  یقیناً انسان طغیان می کند. از این که خود را بی نیز ببیند .

برای برخی غنی یعنی از دست رفتن آخرت . خب این مورد را ولی خدا می فهمد و به او می گوید فقر برای توست اما این یک نسخه عمومی برای جامعه نیست

شما ببنید تعابیر دین درباره غنی و فقر چیست:

پیامبر می فرمایند: كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً

پیامبر گرامی در دعایی می فرماید: «اللهم بارك لنا في الخبز ولاتفرق بيننا و بينه، فلولا  الخبز ماصلينا ولاصمنا و لاادينا فرائض ربنا» خداوندا! نان را براي ما با بركت قرار ده، و ميان ما و نان جدايي مينداز كه اگر نان نباشد نه مي توانيم نماز گزاريم نه روزه بداريم و نه ديگر واجبات الهي را انجام دهيم.

اصولا چگونه فقر مي‌تواند محبوب پيامبران و دين اسلام باشد در حالي كه به بيان قران، فقر و فحشا وعده شيطان، و فضل و مغفرت وعده خداوند است.

 

امام علی خطاب به محمدبن حنفیه می فرمایند:(حکمت 319) «فرزندم! از فقر بر تو می ترسم، از آن به خدا پناه ببر! زیرا فقر دین انسان را ناقص و عقل و اندیشه او را مشوش، و مردم را نسبت به او، و او را نسبت به مردم بدبین می سازد.» براساس این بیان نورانی امام، فقر آثار بسیار بدی را بر عقل و دین انسان برجا می گذارد. چنانکه در روایت دیگر می فرماید: «از دست رفتن دین، سبب نابودی امنیت است و با ترس و وحشت، زندگی مفهومی ندارد، و زوال عقل سبب زوال زندگی است و جامعه بی خرد را جز با مردگان نتوان قیاس کرد.»(حکمت 319) پس فقر خطرناک ترین بیماری است که جامعه را تهدید می کند و درصورت عدم تسریع در درمان آن، جامعه دچار اختلال و فروپاشی و در نهایت باعث از دست رفتن دین و معنویت می گردد.

 امام در فرازی دیگر می فرمایند: «فقر و تهیدستی، مرد زیرک را در برهان، کند و ناتوان می سازد و انسان فقیر در شهر خود نیز غریب و بیگانه است»(حکمت 3). از کلام امام استفاده می شود که فقر قدرت و توان برخوردهای اجتماعی را از انسان می گیرد، و فقیر جرأت داد و ستد را از دست می دهد و به یک انسان بی اراده تبدیل می شود که قدرت انجام هیچ کاری را ندارد. در روایت دیگر می خوانیم «بی نیاز در غربت، وطنی است و نیازمند در وطن، غریب است»(حکمت 56) زیرا انسان بی نیاز هرجا باشد وسایل آسایش برایش فراهم است، ولی فرد نیازمند اگرچه در وطن خود به سر می برد، ولی از آنجا که فقیر است باید برای ادامه حیات خود به سوی دیگران دست نیاز دراز کند، تا بتواند زندگی خود را تأمین کند و اگر به این منوال زندگی خود را بگذراند، روزی جامعه و حتی اقوام و بستگان رهایش می کنند، در نتیجه، وطن برای او غربت می گردد.

 

امام علی از سنگینی و ذلت و خواری فقر به خدا پناه می برد، آنجا که می فرماید: «پروردگارا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و شخصیتم را در اثر فقر ساقط مگردان که از روزی خواران تو درخواست روزی کنم و از اشخاص پست خواستار عطوفت و بخشش باشم، به ستودن آن کس که کمکم می کند مبتلا گردم، و به مذمت و بدگوئی از آنکه به من نمی بخشد آزمایش شوم، و تو در ورای همه اینها سرپرست منی که ببخشی و یا منع نمایی، و تو بر همه چیز قادری»(خطبه 225).

امام علی(ع): به راستی که فقر، اندوه آور است(غررالحکم جلد 2).

و ده ها روایت دیگر

در کل آن زمان اینطور به مخاطب القا میشد که ثروت و رفاه، حتی در حد داشتن لوازمی مثل لباسشویی یا داشتن خودرو یا خانهء بزرگ، همگی ذاتاً چیز بدی است و ابداً صحبتی از چگونگی مصرف نبود. تا اینکه سال‌ها از انقلاب گذشت و من خودم دین را مورد مطالعه قرار دادم و با تعجب دیدم که پیامبر(ص) جوری عطر می‌زدند که بویش در کوچه‌ها می‌پیچید. یا اینکه ایشان مردم را به خوردن گوشت و شیر و میوه‌های مختلف سفارش می‌کردند. یا اینکه فرمودند از خوشبختی‌های انسان مؤمن، داشتن خانهء بزرگ و وسیع است. یا اینکه خدا دوست دارد اثر نعماتش را در وجود بندگانش ببیند.

علتهمان است که در دو پست گذشته عرض کردم و نه این که این سخن ها گفته نمی شده است بلکه تلقی رایج از دین داری آنی بوده که ذهن ها در مقابله دین و دنیا تلقی می کردند و الا فرمایش بزرگان دینی ما در اوایل انقلاب را که رصد بکنید هم به دنبال بیان حقایق دین در مورد دنیا بوده اند به بیانات شهید مطهری، بهشتی ، رهبری که آن روزها خطبه نماز جمعه می خواندند و ...  مراجعه کنید

به نظر می رسد مردم به خاطر نگاه صفر و صدی که به قضایا داشتند دین داری و حکومت دینی را مبارزه با مظاهر دنیا قلمداد می کردند و این تلقی را مطالبه می کردند والا در بیان بزرگان خطبا و علما این تلقی نا صحیح دیده نمی شود.

البته باید به این نکته هم توجه داشت که بحث دننیا داری در زمان حکومت برای حاکمان و غیر آن متفاوت است. بنا بر دستور دین حاکم اسلامی(در هز سطح مدیریتی که هست) باید همسنگ و هم میزان اقشار متوسط جامعه (حتی رو به پایین) زندگی مادی خود را سامان بدهد نه این که ثروت تولید نکند ! ثروت تولید کند ولی خود آن ثروت را در زندگی شخصی اش بروز ندهد و در سطح عادی مردم زندگی کند . همان رفتاری که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب در زندگی شخصی خود نشان داده اند.

 

این روش برخورد فردی و اجتماعی را می توان در نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف والی بصره دید:

امه اى از امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام به عثمان بن حنيف كه عامل او در بصره بود، وقتى كه شنيد به مهمانى قومى از مردم بصره دعوت شده و به آنجا رفته است: اما بعد، اى پسر حنيف به من خبر رسيده كه مردى از جوانان بصره تو را به سورى فرا خوانده و تو نيز بدانجا شتافته‌اى. سفره‌اى رنگين برايت افكنده و كاسه‌ها پيشت نهاده. هرگز نمى‌پنداشتم كه تو دعوت مردمى را اجابت كنى كه بينوايان را از در مى‌رانند و توانگران را بر سفره مى‌نشانند.

بنگر كه در خانه اين كسان چه مى‌خورى، هر چه را در حلال بودن آن ترديد دارى از دهان بيفكن و آنچه را، كه يقين دارى كه از راه حلال به دست آمده است، تناول نماى.بدان، كه هر كس را امامى است كه بدو اقتدا مى‌كند و از نور دانش او فروغ مى‌گيرد. اينك امام شما از همه دنيايش به پيرهنى و ازارى و از همه طعامهايش به دو قرص نان اكتفا كرده است. البته شما را ياراى آن نيست كه چنين كنيد، ولى مرا به پارسايى و مجاهدت و پاكدامنى و درستى خويش يارى دهيد.

به خدا سوگند، از دنياى شما پاره زرى نيندوخته‌ام و از همه غنايم آن مالى ذخيره نكرده‌ام. و به جاى اين جامه، كه اينك كهنه شده است، جامه‌اى ديگر آماده نساخته‌ام

خلاصه نه فقط من که خیلی دیگر از افراد فهمیدند کلاً حرف اسلام چیز دیگری بوده! اینجا بود که ناگهان روحانیون هم تغییر رویه دادند و حالا شاهد هستیم که کسی مثل آقای پناهیان (که شخصاً برای ایشان احترام قائل هستم) سخنرانی می‌کنند و می‌گویند مسلمان نباید به اندازه نیازش پول دربیاورد بلکه باید خلق ثروت کند و در تولید مشارکت داشته باشد. حالا نمی‌دانم این وسط تکلیف هزاران هزار انسانی که طبق فتوای همین روحانیون عزیز زندگی را به خود و خانواده خود سخت کردند چه می‌شود؟! آیا به همین راحتی می‌توان یک روز حرفی زد و روز دیگر حرف را بطور کامل تغییر داد؟ بدون آنکه مسئولیت آن را بپذیریم؟

بحث تغییر رویه روحانیون نیست بحث تلقی عمومی مردم از مباحث است. بنده پاسخگو حرفی را امروز برای شما نقل می کنم که 40 سال پیش شهید مطهری در کتاب های خودش گفته است.

بزرگ ترین ایده پرداز و تریبون دار انقلاب امام خمینی (قدس) است ایشان درباره ایده اقتصادی اسلام می گوید: « اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن و نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف که اگر به حق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می یابد. »

«مجموعه قواعد اسلامی در مسائل اقتصادی هنگامی که در کل پیکره اسلام به صورت یک مکتب منسجم ملاحظه شود و همه جانبه پیاده شودو مهمترین شکل ممکن خواهد بود. هم مشکل فقر را از میان می بریم و هم از فاسد شدن یک عده به وسیله تصاحب ثروت جلوگیری می کند»

«آنهایی که دارای یک تمکنّی هستند... کمک کنند تا اینکه ریشه این محرومت انشاءا.. به همت والای همه کشور و همه علما و غیر علما این ریشه فاسد از بین برود و همه افراد این ملت یک زندگی متوسطی که باید داشته باشند داشته باشند»

    « و این مستضعفان و مستمندان را انشاءا.. ما از آن مشکلاتی که دارند، محرومیتهایی که در طول تاریخ اینها کشیده اند ما بتوانیم و شماها بتوانید انشاءا... رفاه در دنیا و آخرت انشاءا.. برسانید».

«مسئولین محترم کشور ایران علی رغم محاصرات شدید اقتصاد و کمبود درآمدها تمامی کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایی جامعه کرده اند و همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بر بندد».

  «محرومیت زدائی عقیده و راه و رسم زندگی ماست». ( ر.ک: صحیفه امام، ج 20، ص 340-342 )

امام خمینی در مقابل کسانی از علما و دانشمندان که دنیا ی مردم را تخطئه می کنند می فرماید:

«بسیاری از زمانها بر ما گذشت که یک طایفه ای از فیلسوف و عارف متکلم و امثال ذلک که دنبال همان جهات معنوی بودند اینها معنویات را گرفتند و ما عدای خود را تخطئه نموده و آنان را قشری به حساب آوردند بلکه وقتی دنبال تفسیر قرآن رفتند اکثر آیات را به جهات عرفانی و فلسفی و معنوی برگرداندند و به کلی از حیات دنیایی و جهاتی که در این جا به آن احتیاج است و تربیتهایی که در اینجا باید بشود غفلت نمودند به حسب اختلاف مسلکشان رفتند به دنبال همان معانی بالاتر از ادراک عامه مردم. اینها می خواستند همه چیز را به معنویات و ماورای طبیعت برگردانند. در مقابل این افراط کاری ها، اخیرا اشخاصی پیدا شدند نویسنده هایی که متدین و مومنند و خدمتگزارند چنانچه آنها هم خوب بودند. فقها و متکلمین و فلاسفه همه می خواستند به اسلام خدمت کنند حالا این عده از نویسنده ها آیات قرآن را بر عکس فلاسفه و عرفا به مادیات بر می گردانند.»

 

امام خمینی در مقابل کسانی از علما و دانشمندان که دنیا ی مردم را تخطئه می کنند می فرماید:

«بسیاری از زمانها بر ما گذشت که یک طایفه ای از فیلسوف و عارف متکلم و امثال ذلک که دنبال همان جهات معنوی بودند اینها معنویات را گرفتند و ما عدای خود را تخطئه نموده و آنان را قشری به حساب آوردند بلکه وقتی دنبال تفسیر قرآن رفتند اکثر آیات را به جهات عرفانی و فلسفی و معنوی برگرداندند و به کلی از حیات دنیایی و جهاتی که در این جا به آن احتیاج است و تربیتهایی که در اینجا باید بشود غفلت نمودند به حسب اختلاف مسلکشان رفتند به دنبال همان معانی بالاتر از ادراک عامه مردم. اینها می خواستند همه چیز را به معنویات و ماورای طبیعت برگردانند. در مقابل این افراط کاری ها، اخیرا اشخاصی پیدا شدند نویسنده هایی که متدین و مومنند و خدمتگزارند چنانچه آنها هم خوب بودند. فقها و متکلمین و فلاسفه همه می خواستند به اسلام خدمت کنند حالا این عده از نویسنده ها آیات قرآن را بر عکس فلاسفه و عرفا به مادیات بر می گردانند.»

 

خب برادر عزیز امام خمینی هم دارند حرف مرا می‌زنند دیگر ! wink

و شما هم دارید همین‌ها را که امام خمینی به باد انتقاد گرفته است، تطهیر می‌کنید

اگر توضیحاتی که شما در پاسخ به من می‌گوئید را صحیح قلمداد کنیم، باید همین پاسخ را هم به امام خمینی بدهیم

که ای امام! تو اشتباه می‌کنی. آنچه که خطبا و وعاظ در ابتدای انقلاب می فرمودند درمانی بود برای حال جامعه بیمار زمان طاغوت

 

گ

موضوع قفل شده است