جمع بندی دنیای برنامه ریزی شده برایم جذاب نیست!

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دنیای برنامه ریزی شده برایم جذاب نیست!

سلام
وقت بخیر
من وقتی در مورد پیامبر و ائمه فکر میکنم،برداشتم اینه که خداوند خیلی با حساب و کتاب و برنامه ریزی این خاندان رو خلق کرده.
چون برای اهداف خاصی خلق شدن،خدا هم خیلی ویژه آنها را آفریده.مثال: همین که در بدو تولد صحبت میکنند و خدا را ستایش میکنند نشان دهنده این هست که خدا از ابتدا عنایت های خاصی به آنها داشته.
یا به طرق مختلف خدا آنها را از خطر حفظ کرده.یا اینکه تمام پسران پیامبر فوت میکنند و فقط حضرت فاطمه زنده میماند،
تمام این اتفاقات با حکمت و دانش خدا جلو رفته،به خاطر همین این موضوعات و اتفاقات ،خیلی برام جذابیت نداره وقتی میدونم همه چیز از سمت خدا مدیریت شده.
لطفا به نوع دید و فکرم کمک کنید .

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

جمع بندی

_______________________________

پرسش:

من وقتی در مورد پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) فکر میکنم، برداشتم این است که خداوند خیلی با حساب و کتاب و برنامه ریزی این خاندان را خلق کرده است. همین که در بدو تولد صحبت میکنند، یا به طرق مختلف خدا آنها را از خطر حفظ کرده، یا اینکه تمام پسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) فوت میکنند و فقط حضرت فاطمه(سلام الله علیها) زنده میماند.
به همین خاطر این موضوعات و اتفاقات، خیلی برام جذابیت ندارد، چرا که میدانم همه چیز از سمت خدا مدیریت شده است. لطفا به نوع دید و فکرم کمک کنید.

پاسخ:

این که می فرمایید خداوند برنامه ریزی و مدیریت پیشینی دارد حرف درستی است، اما این نباید موجب شود اتفاقات برایتان جذابیت نداشته باشد. شما باید در درون خودتان این مسئله را جستجو کنید که چرا برنامه ریزی و مدیریت خدا موجب شده که اتفاقات جذابیتشان از دست بدهند؟ به لحاظ منطقی این برنامه ریزی پیشینی چرا باید موجب شود ما نگاه منفی داشته باشیم؟ شما باید منشأ پیدایش این سوال را در درون خودتان پیدا کنید.

ما برای کمک به اینکه بتوانید پاسخ سوالتان را بیابید سه نکته عرض می کنیم:

نکته اول:

این مدیریت و برنامه ریزی به گونه ای نیست که نقش ما و نقش انبیاء و ائمه(علیهم السلام) را نفی کند. همچنین بسیاری از این توجهاتی که می فرمایید در مورد ما هم صادق است، خدا ما را هم از بسیاری از خطرات حفظ می کند اما خودمان هرگز آگاه نمی شویم.

نکته دوم:

یکی از مهمترین اهداف از همین برنامه ریزی پیشینی، خود ما هستیم. انسان کامل نماینده ای از جانب خداوند است برای آن که دست ما را بگیرد و راه را به ما نشان بدهد. اگر کسی در مرتبه ای بالاتر از ما برای گرفتن دست ما بیاید هرگز از این که او چگونه و با چه برنامه ریزی ای به این مرتبه و جایگاه بالاتر از ما رسیده است برای ما دغدغه نخواهد بود، مهم این است که او برای ما اینجاست.

نکته سوم:

اساسا مقایسه در این امور خطاست. هر کسی نسبت به خودش بی نهایت ظرفیت برای رشد دارد، و همین مهم است. اصلا مهم نیست دیگران چه ظرفیتی دارند و چگونه آن را دارا شده اند، مهم این است که من بی نهایت امکان رشد دارم.

انسان باید این ظرف خودش را پُر کند، این که به جای پُر کردن ظرف خود به ظرف دیگران نگاه کند موجب میشود از همین ظرفیت خودش نیز بهره نبرد. مثل این است که یک نفر یک پارچ آب دارد که به اندازه یک استکان بیشتر در آن آب نریخته است، اما نگاهش به ظرف دیگران است که یک دبه مثلا ده لیتری است! او از همان پارچ هم بهره نبرده است.

موضوع قفل شده است