جمع بندی درک جایگاه نماز

تب‌های اولیه

64 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Im_Masoud.Freeman;1022463 نوشت:
[="Times New Roman"][="Black"][="3"]سلام

ممنونم از رضای عزیزم بابت ایجاد این تاپیک عالی

و ممنونم از استاد حافظ عزیز بابت پاسخ خیلی خوبی که دادند

من کاملا با استاد حافظ موافق هستم و تمام فرمایشان ایشان را تایید میکنم

ببینید گاهی ما آدم ها دوست داریم نقاط قوت مان در همه ی زمینه ها نقش اصلی را بازی کنند

چرا چنین چیزی را دوست داریم ؟ چون بابتش رنج نمی بریم

مثلا مسعود رو در نظر بگیرید با دو ویژگی مثبت و منفی

1- ویژگی مثبت: سخاوتمند

2-ویژگی منفی: تندخویی

حالا مسعود برای اینکه جایگاه والایی از مسلمانی خودش برای دیگران ترسیم کند

می رود صدها حدیث و روایت در مدح سخاوتمندی جمع آوری میکند و با آنها عکس پروفایل درست میکند

و در تلگرام و اینستاگرام و اسکدین برای دوستان و آشنایان ارسال میکند

و در کنارش هر آدم بخیلی می بیند را در دل سرزنش میکند

و مدام ژست انسان های متفکر را می گیرد و به انسان های بخیل می گوید: لامصب چقدر چسبیدی به مال دنیا. آخرش توی یه وجب خاک می خوابی

و در کنارش برای اثبات وابسته نبودنش به مال دنیا

یک چک صد میلیونی برای یک موسسه خیریه میکشد و تقدیم میکند ( مسعود سخاوتمند است و بخشیدن مال برایش هیچ رنجی ندارد )

هرکس هم ببیند می گوید واااااای مسلمان واقعی یعنی مسعود.

در همین حین یک نفر از راه میرسد که بسیار خوش خلق و خوش اخلاق است و سخت عصبانی می شود

ولی کمی بخیل است

حال مسعود این شخص و خودش را چگونه می بیند ؟

مسعود تصور میکند تا زمانی که این شخص خساستش را از بین نبرد و سخاوتمند نشود

خوش خلقی اش هیچ ارزشی ندارد

چرا مسعود اینگونه فکر میکند ؟

چون خوش خلق بودن برای مسعود یعنی تحمل رنج و فشار و تبدیل رذیله اخلاقی به فضیلت اخلاقی و این یعنی خودسازی

و مسعود نمی خواهد زیر فشار قرار بگیرد

بنابراین همیشه روی نقاط قوت خودش و نقاط ضعف دیگران مانور می دهد

چیزی که خدا از ما می خواهد دقیقا همین است که آنجایی را که بدمان می آید و اخ و اوخ و اه و تف میکنیم را اصلاح کنیم تا رشد کنیم

مطلب دیگر اینکه نماز مانند گواهی نامه رانندگی است

اگر پلیس جلوی شما را بگیرد و بگوید لطفا گواهینامه.!!!

شما اگر به پلیس بگویید:

من قهرمان المپیک هستم هااااا

من صد متر رو توی پنج ثانیه می دوم هااااا

من قهرمان شطرنج هستم ها

من هافبک وسط بارسلونا هستم هاااا

در نهایت پلیس به شما می گوید ما به شما افتخار میکنیم که اینقدر توانمند هستید.

ولی در حال حاضر فقط ارائه گواهینامه رانندگی باعث می شود اجازه عبور به شما بدهم.

مسئله دیگر اینکه افرادی که نماز نمی خوانند دو دسته هستند: یکی جاهل و نادان است و دیگری مقصر است

کسی که جاهل است کسی است که نمی داند نماز چیست و چکار میکند و چه فایده ای دارد و نمی داند که نمی داند

مطمئنا خداوند شرایط هدایت را برای چنین کسی فراهم میکند

پسردایی خودم نماز خواندن من را اوایل مسخره میکرد ولی الان خودش نماز و روزه اش ترک نمی شود و همیشه می گوید نماز بهم آرامش میده

کسی که مقصر است کسی است که در درونش می گوید: بابا ول کن کی حوصله نماز داره. هی آدم دولا راست بشه اه اه

و همیشه در برابر نماز خواندن مقاومت میکند و وقتی هم خدا شرایط هدایتش را فراهم کند باز هم مقاومت میکند چون تنبل است و حوصله نماز ندارد

باورکنید رعایت حقوق سایر انسان ها بسیاااااااار سخت تر از نماز است و بدون نماز محال است

اینکه یک بار دست به سر یتیمی بکشی یا یک میلیون به جایی انفاق کنی و همه جوره روش مانور بدی

به هیچ عنوان نمی تونه نشان دهنده ی این باشه که حق مسلمانی و انسانیت را به جا آوردی

امکان ندارد کسی از بیست دقیقه پیاده روی عاجز باشد ولی هرروز دو ساعت روی تردمیل بدود

اینها ادا و فیلم است. ممکن است هر از گاهی یک ساعت بدود. ولی مطمئنا نمی تواند موثر و دائمی فعالیت کند

دکتر فرهنگ عزیز یک جمله ی طلایی دارد: کسانی که نمی توانند تغییرات کوچک بکنند محال است بتوانند تغییرات بزرگ بکنند

کسی که از خواندن نماز روزانه که سرهم نیم ساعت زمان می برد عاجز است

چگونه می تواند وقتی در اجتماع ظاهر می شود لحظه به لحظه مراقب خودش باشد که

با کسی ترشرویی نکند

به کسی توهین نکند

از کوره در نرود

پول اضافی از مشتری نگیرد

و .....

چیزی که من متوجه شده ام این است که برخی انسان ها اعمال بدشان را مثل غذا خوردن در رستوران در نظر می گیرند

می روی در رستوران هرچه بخواهی می خوری و آخر سر می آیی صندوق حساب میکنی که آقا حساب ما چقدر شد ؟

می رویم بی ادبی میکنیم. توهین میکنیم. بد اخلاقی میکنیم. تحقیر میکنیم.

آخر سر می آییم می گوییم خب اینها همه روی هم با ده میلیون کمک به موسسه محک پاک میشن

در حالی که اینها توهمات ماست و با آنچه خداوند می خواهد فاصله ای ژرف دارد

[/][/][/]

توضیح زیبایی بود
بالا هم بهش اشاره کرده بازم میگم

حتی اوناییکه بادل نمازمیخونن هم همه اعمالشون درست نیست و گیر وگرهی دارن.

پس یکی دیگه هم چندکارخوبو انجام میده ولی نمازو نمیخونه.

یا اصلا
همین آدماممکنه هرشب باخدا رازو نیاز کنن و درپیشگاهش سجده کنن.
این هم همون نمازه.

تو سوره مزمل نوشته: ونماز شب بهتراست
تو ترجمه های دیگه نوشته: و عبادتی که در دل شب صورت گیرد.

شاید منظور خدا از عبادت قاعده وقانون خاصی به این شکل که مامیگیم نبوده
بلکه راز ونیاز وخلوت منظورش بوده.

مثل نمازخوندن سایر ادیان که باما فرق دارن.

صائب تبریزی;1022491 نوشت:
سلام. جناب رضا شما ظاهرا جواب کارشناس رو خواستید اما من جسارت میکنم و نظرمو میگم.

به نظر من نماز خوندن یکی از کمر شکن ترین کارهای دنیاست. یعنی آدم رو له له میکنه. یعنی چه جوری؟ اینجوری که سهل و ممتنع ترین کار برای یک انسان است.

من هر وقت میخوام از مالم بگذرم، خیلی راحت، خیلی خیلی راحت تر از بقیه مردم (نماز میخونن یا نه مهم نیست) این کار و میکنم. وقتی میخوام برای کسی ایثار کنم، وقتی موقعیت خودمو بخاطر کسی به خطر میندازم و ... باور کنید بی خیال بیخیالم و براحتی این کارو انجام میدم.

اما وقتی میخوام نماز بخونم انگار کوهی رو بر پشت من میگذارن. وقتی شروع میکنم به نماز، تمام خرابکاری های زندگیم یادم میاد، تمام نقص ها، اشکالات و ... و لذا اصلا نمیتونم شیرینی نماز رو بچشم و دائما در حال نماز خودمو یک انساز مزوّر عوضی میبینم که هر نوع غلطی که خواسته در زندگی کرده و حالا داره برای ترس از جهنم مسخره بازی در میاره و خم و راست میشه.

جالب اینه که از بیرون اصلا اینطور به نظر نمیاد ها. دوستام چند بار بهم میگفتن عجب نمازهای باحالی میخونی و .... که من در دلم قاه قاه میخندیدم به این گول خوردنشون.

به نظر من لا اقل در مورد نماز خوندن ، نباید از روی ظاهر کسی قضاوت کرد که یعنی فردی که داره نماز میخونه اصلا عظمت خدا رو شناخته و روی حساب و کتاب درستی این کارو میکنه یا خیر و این نماز روی سایر جنبه های زندگیش هم تاثیر گذاشته یا نه.

من شخصا تا 23 سالگی نماز نمیخوندم و حاضرم قسم بخورم که تا اون موقع خیلی آدم بهتری هم بودم. لذا نماز خوندن یا نخوندن رو شخصا به عنوان یک اپشن مثبت برای افراد در نظر میگیرم .

آدمی که نماز نمیخونه، یعنی حتی اراده ظاهری برای این کار نداره یک نوع دهن کجی به خدا میکنه و فردی هم که نماز میخونه الزاما ادم درستی نیست.

به عبارت دیگه، آدمی که نماز نمیخونه (مهم نیست که چه کار خوب دیگه ایی هم انجام میده یا نمیده) رابطه اش با خدا خراب هست عمداً. و آدمی که نماز میخونه ( مهم نیست که چه کار خوب دیگه ایی انجام میده یا نمیده) معلوم نیست که رابطه اش با خدا خراب باشه یا نباشه.

شما میگید قبل اینکه نماز بخونید آدم خیلی خوبتری (بهتر)بودین,

بعد میگید اونیکه نماز نمیخونه رابطش باخدا خرابه عمدا.

این گفته تناقض نداره؟!

شماچجورخیلی خوب بودین بعد رابطه تونم باخدا خراب بوده ؟
مگه میشه کسی خیلی خوب باشه اما رابطه ش باخالقش...؟؟؟؟لازمه ی خیلی خوب بودن ارتباط خیلی خوب با خالقه...

من برعکس شماوقتی نمازمیخونم خیلی
احساس غرور و عزت میکنم که بنده ی همچین خدایی هستم وفک میکنم خیلی بهم افتخارمیکنه که من بنده شم.

نمیدونم این حالت شما خیییلی خوبه
یا باعث میشه همیشه خودتونو بد بدونید!.

یه سخن فک کنم از امام صادق هست که میگه: به نماز مردم نگاه نکنید چون آنها عادت
میکنند به نمازخواندن . به راستگویی و امانت داری آنها بنگرید.

البته تو نت دیدم روزه و حج هم
جزشه اما خب من اینو خونده بودم جایی...

شاید شما دوستان خیلی سخت گیری میکنید و نگاه مطلق وتک بعدی به نماز دارید البته میگم شاید...

منم گفتم بالا کلام امام رو بیارم.

امام صادق فرمودند: کلام ما را بدون حذف و اضافه به مردم بگویید، فطرت آنها خواهد پذیرفت.
.........................

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست.از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند.

امیدوارم اگر من دارم اشتباه میکنم خدا منو ببخشه و نزاره بیشتر ازاین به اشتباهم ادامه بدم و خودش حقیقتو بهم نشون بده.

nazak;1022603 نوشت:
شما میگید قبل اینکه نماز بخونید آدم خیلی خوبتری (بهتر)بودین,

بعد میگید اونیکه نماز نمیخونه رابطش باخدا خرابه عمدا.

این گفته تناقض نداره؟!

شماچجورخیلی خوب بودین بعد رابطه تونم باخدا خراب بوده ؟
مگه میشه کسی خیلی خوب باشه اما رابطه ش باخالقش...؟؟؟؟لازمه ی خیلی خوب بودن ارتباط خیلی خوب با خالقه...

من برعکس شماوقتی نمازمیخونم خیلی
احساس غرور و عزت میکنم که بنده ی همچین خدایی هستم وفک میکنم خیلی بهم افتخارمیکنه که من بنده شم.

نمیدونم این حالت شما خیییلی خوبه
یا باعث میشه همیشه خودتونو بد بدونید!.

سلام . من تجربه شخصیم رو گفتم. نه تناقض نداره. به نظر من رابطه بنده با خدا رو باید از رابطه بنده با بنده و مردم جدا کرد. گاهی هست که شخصی رابطه اش با مردم و در اجتماع خوب هست که این اختصاص به مسلمان بودن هم نداره بلکه اگر کسی طبق فطرت خدایی پاک خودش عمل کنه خواه یهودی یا مسلمان یا زرتشتی باشه ، باز هم میتونه مقبولیت و جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشه. این رو من به وفور در اروپا و امریکا دیدم و واقعا تعجب برانگیز بود. اما گاهی هست که شخص رابطه اش با خدا خوب هست و این رابطه خوب ، بهش کمک میکنه که رابطه اش با مردم رو هم خوب کنه.

اون موقعی که من نماز نمیخوندم بطور فطری آدم خوبی بودم، همون طور که در اون سر دنیا یک نفر امریکایی مسیحی هم میتونه خوب باشه. به دیگران احترام بگذاره و از غیبت و تهمت و زنا و حتی بیر و .... دوری کنه. اما رابطه من با خدا خراب بود (الان هم هست البته) . فکر کردم که صرف نماز خوندن میتونه رابطه من با خدا رو درست کنه اما بهیچ وجه اینطور نیست. اگر بخواهیم درست نماز بخونیم باید جان بکنیم و زحمت بکشیم . برای همین هم اکثر کسایی که مسلمان هستند و واقف به وجوب نماز هستند، به خاطر سختی زیادش اون رو انجام نمیدن و خودشونو با این که من رابطه ام با مردم خوب هست و همین یعنی رابطه ام با خدا هم خوبه ونیازی به نماز ندارم توجیه میکنند.

nazak;1022602 نوشت:
حتی اوناییکه بادل نمازمیخونن هم همه اعمالشون درست نیست و گیر وگرهی دارن

شما چند نفر رو میشناسین که با دل نماز میخونن؟ از کجا متوجه شدین که با دل نماز میخونن؟ شما در هنگام ارتباط بین اونها و خدا حضور داشتین؟ با دل نماز خوندن یعنی چه و از کجا میتوان فهمید کسی با دل نماز میخونه؟

از طرف دیگه آیا مردم معصومند؟ آیا مثلا فرض کنیم اگر کسی با دل نماز خوند ( که نمیدونم چطور شما میتونید این رو بسنجید) دیگه نباید اشتباه کنه؟

nazak;1022604 نوشت:
یه سخن فک کنم از امام صادق هست که میگه: به نماز مردم نگاه نکنید چون آنها عادت
میکنند به نمازخواندن . به راستگویی و امانت داری آنها بنگرید.

امام صادق که نفرمودند به نماز نخوندن مردم نگاه نکنید و براتون مهم نباشه که نماز میخونن یا نمیخونن.

من هم همین چیزی رو گفتم که شما از طرف امام بیان کردید. کسی که نماز میخونه الزاما ارتباطش با خدا درست نیست و نباید تصور کرد که صرف نماز خوندن باعث بهبود ارتباط با مردم میشه. بلکه اگر کسی نماز بخونه و صادق و امانتدار باشه اونوقت میشه گفت ارتباطش با خدا خوبه .

صائب تبریزی;1022618 نوشت:
سلام . من تجربه شخصیم رو گفتم. نه تناقض نداره. به نظر من رابطه بنده با خدا رو باید از رابطه بنده با بنده و مردم جدا کرد. گاهی هست که شخصی رابطه اش با مردم و در اجتماع خوب هست که این اختصاص به مسلمان بودن هم نداره بلکه اگر کسی طبق فطرت خدایی پاک خودش عمل کنه خواه یهودی یا مسلمان یا زرتشتی باشه ، باز هم میتونه مقبولیت و جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشه. این رو من به وفور در اروپا و امریکا دیدم و واقعا تعجب برانگیز بود. اما گاهی هست که شخص رابطه اش با خدا خوب هست و این رابطه خوب ، بهش کمک میکنه که رابطه اش با مردم رو هم خوب کنه.

اون موقعی که من نماز نمیخوندم بطور فطری آدم خوبی بودم، همون طور که در اون سر دنیا یک نفر امریکایی مسیحی هم میتونه خوب باشه. به دیگران احترام بگذاره و از غیبت و تهمت و زنا و حتی بیر و .... دوری کنه. اما رابطه من با خدا خراب بود (الان هم هست البته) . فکر کردم که صرف نماز خوندن میتونه رابطه من با خدا رو درست کنه اما بهیچ وجه اینطور نیست. اگر بخواهیم درست نماز بخونیم باید جان بکنیم و زحمت بکشیم . برای همین هم اکثر کسایی که مسلمان هستند و واقف به وجوب نماز هستند، به خاطر سختی زیادش اون رو انجام نمیدن و خودشونو با این که من رابطه ام با مردم خوب هست و همین یعنی رابطه ام با خدا هم خوبه ونیازی به نماز ندارم توجیه میکنند.

سلام

مگه شما براساس فطرتتون خوب نبودین فطرت یعنی روح خدا .پس چرا بقیه خوب نیستن؟

منظورم اینه که شمایی که براساس روح خداییتون خوب بودین قاعدتا باخدا پیوند روحی عمیقی داشتین که خیلی کارای اشتباهو انجام نمیدادین
و بقیه هم همین فطرتو دارن ولی عمل نمیکنن.

پس دلیل اینکه میگید رابطه تون باخودش خوب نبود چیه؟
مگر اینکه شما بدون اینکه خودتون متوجه باشید دوری میکردین اصلا نمیدونستینم دلیلتون چیه یعنی خودتون اختیاری نداشتین و یکی دورتون میکرد ؟ چرا این حس واسه بقیه هم اینطور نیست؟
بعد کم کم یا فاصله گرفتین ازاین خوب بودن یا دلیلشو پیداکردین و خوب موندین.

که باز هم چون براساس فطرت خدایی بود باید باخود خدا رابطه خوب بوده باشه
یعنی بااون حسی که مانعتون بوده که باید رفیق بوده باشین!

واقعااین سوال تو ذهنمه جوابشو هم نمیدونم...

خودم میگم خدارو میپرستم انسانیتو نه
یعنی اوناییکه میگن خدانیست انسانیت هست. اینا باید باهمون حس درونیشون که همون خداست دوست باشن حتی اگر به خدایی که بقیه میگن معتقد نباشن.

یه زمانی برای لحظاتی بوجود خدا شک کردم دیدم وقتی نباشه من دیگه دلیلی ندارم برای خوب بودن وموندن و برام خیلی عجیب بود
که این مردم چطور خوب میمونن, انگیزه شون چیه؟؟

بعد تو یه کتاب خوندم اگر از خدا نمیترسید از مردم بترسید که تو قیامت آبروتون پیششون میره باخودم گفتم: منیکه آبروم پیش خدا میره دیگه چه اهمیتی داره پیش کی بره؟

صائب تبریزی;1022618 نوشت:
سلام . من تجربه شخصیم رو گفتم. نه تناقض نداره. به نظر من رابطه بنده با خدا رو باید از رابطه بنده با بنده و مردم جدا کرد. گاهی هست که شخصی رابطه اش با مردم و در اجتماع خوب هست که این اختصاص به مسلمان بودن هم نداره بلکه اگر کسی طبق فطرت خدایی پاک خودش عمل کنه خواه یهودی یا مسلمان یا زرتشتی باشه ، باز هم میتونه مقبولیت و جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشه. این رو من به وفور در اروپا و امریکا دیدم و واقعا تعجب برانگیز بود. اما گاهی هست که شخص رابطه اش با خدا خوب هست و این رابطه خوب ، بهش کمک میکنه که رابطه اش با مردم رو هم خوب کنه.

اون موقعی که من نماز نمیخوندم بطور فطری آدم خوبی بودم، همون طور که در اون سر دنیا یک نفر امریکایی مسیحی هم میتونه خوب باشه. به دیگران احترام بگذاره و از غیبت و تهمت و زنا و حتی بیر و .... دوری کنه. اما رابطه من با خدا خراب بود (الان هم هست البته) . فکر کردم که صرف نماز خوندن میتونه رابطه من با خدا رو درست کنه اما بهیچ وجه اینطور نیست. اگر بخواهیم درست نماز بخونیم باید جان بکنیم و زحمت بکشیم . برای همین هم اکثر کسایی که مسلمان هستند و واقف به وجوب نماز هستند، به خاطر سختی زیادش اون رو انجام نمیدن و خودشونو با این که من رابطه ام با مردم خوب هست و همین یعنی رابطه ام با خدا هم خوبه ونیازی به نماز ندارم توجیه میکنند.

ما چار دسته آدم داریم
دو دسته ش نماز میخونن یکیش رابطه ش باخدا خوبه
یکی دیگه بد.
دو دسته دیگه
نمیخونن
یکیشون رابطه ش باخدا خوبه
یکیش بد.
مثالشم خودم درگذشته نمیخوندم اما عاشقش بودم شبا بلند میشدم باهاش حرف میزدم حاجتی نداشتم بخاطر خودش بلندمیشدم (گرقصه ی عشق من و یارم بنگارند صد لیلی ومجنون بیرون رود از دل...)

میبینی که من رابطه م باخدا اتفاقا خیلی هم عالی بوده
این باور ماست که نمازمونو میسازه
و اینجوری نیست که
اگر تو نمیخونی رابطه ت با خداتم بدباشه.

ماهردومون جهانو از منظر اونچیزی که خودمون تجربه کردیم میبینیم.

صائب تبریزی;1022619 نوشت:
شما چند نفر رو میشناسین که با دل نماز میخونن؟ از کجا متوجه شدین که با دل نماز میخونن؟ شما در هنگام ارتباط بین اونها و خدا حضور داشتین؟ با دل نماز خوندن یعنی چه و از کجا میتوان فهمید کسی با دل نماز میخونه؟

از طرف دیگه آیا مردم معصومند؟ آیا مثلا فرض کنیم اگر کسی با دل نماز خوند ( که نمیدونم چطور شما میتونید این رو بسنجید) دیگه نباید اشتباه کنه؟

امام صادق که نفرمودند به نماز نخوندن مردم نگاه نکنید و براتون مهم نباشه که نماز میخونن یا نمیخونن.

من هم همین چیزی رو گفتم که شما از طرف امام بیان کردید. کسی که نماز میخونه الزاما ارتباطش با خدا درست نیست و نباید تصور کرد که صرف نماز خوندن باعث بهبود ارتباط با مردم میشه. بلکه اگر کسی نماز بخونه و صادق و امانتدار باشه اونوقت میشه گفت ارتباطش با خدا خوبه .

خودم از دل نماز میخونم

هیچوقت برا نمازخوندن خسته نیستم و خیلی هم خوشحالم.

وقتی میخونمش حتی تودلم معنیشو هم میگم

احساس عزت میکنم وقتی میخونم
من به این میگم از دل نماز خوندن.
اگر معنای دیگه داره بفرمایید...

خواهرمم همینطوره.

ولی هردوتامون کامل نیستیم و اشتباهاتی داریم.

خب خودتون که میگید مگه مردم معصومن اشتباه نکنن
خب حرف منم همینه که...

میگم یکی دیگه هم چندکارخوب انجام میده ولی نماز نمیخونه...

مگه امام حسین نمیگه اگر دین ندارید لااقل در دنیای خود آزاده باشید!
خب اونیکه دین نداره که نماز نمیخونه

ممکنه کسی هم این سخنو ببینه و تصمیم بگیره لااقل آزاده باشه.

سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه, یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه...
..........................

منظورم اینه که
راستگویی و امانتداری مهمتر از نمازه

یعنی اگر شخصیو دیدی راستگو وامانتداره اما نماز نمیخونه اینو بیشتر میتونی روش حساب باز کنی خدارو بیشترداره تااونیکه نماز میخونه و راستگو وامانتدار نیست.

حافظ;1021715 نوشت:
خوشحالم از این که بار دیگر با شما به مباحثه می‌پردازم
نظر لطف شماست. همچنین گل
فقط بگویم که در گفتگوهای قبلی که با کارشناسان محترم درمورد همیم موضوع داشتم، نگاهم قدری منفی بود
اما این بار با پذیرش عظمت نماز وارد این گفتگو شده‌ام. منتهی می‌خواهم به ابعاد صحیح موضوع دست پیدا کنم

حافظ;1021715 نوشت:
چگونه می‌توان گفت توجه چنین شخصی به خدا بیشتر بوده در حالی که حداقل خواسته‌ی خدا را -یعنی نماز صحیح- برآورده نمی‌کند
عرض کردم که منظور من افرادی نیستند که از سر دشمنی نماز نمی‌خوانند بلکه مقصودم عموم جامعه است
می‌دانید که عموم جامعه نه تنها معصوم نیستند بلکه کاملاً خاکستری هستند
یعنی یک سری اعمال درست را انجام می‌دهند و یک سری هم اعمال اشتباه و گناه را
اما اینکه فرمودید حداقل خواست خدا؛ در ادامه توضیحاتی عرض می‌کنم

حافظ;1021715 نوشت:
فاهمه‌ی بنده‌ی حقیر که سازگاری این دو جمله را نمی‌تواند درک کند: «توجه چنین شخصی به خدا بیشتر بوده» «نماز نمی‌خواند»
من هم نمی‌توانم سازگاری این موارد را با یکدیگر درک کنم

شخص شماره 2 به حلال و حرام توجه بیشتری دارد
شخص شماره 2
دست و دل‌بازتر است
شخص شماره 2 مهربان‌تر است
شخص شماره 2 عاقل‌تر و متین‌تر است
شخص شماره 2 بیشتر اهل علم و مطالعه است
شخص شماره 2 به مردم احترام بیشتری می‌گذارد
شخص شماره 2 با کودکان خوش‌رفتارتر است
و...........

اما شخص شماره 1 که به بخشی از این دستورات خدا توجه ندارد، فقط به این دلیل که نماز می‌خواند برتر از شخص شماره 2 باشد
(دقت بفرمائید موارد بالا ممکن است توأم با هم در شخصی وجود داشته باشند و یا بصورت تک‌تک)

حافظ;1021715 نوشت:
اصلا «خواندن نماز» یکی از سنجه‌های بها دادن انسان به خدا و امر اوست؛
شما از فرزند یا برادرتان درخواست یک لیوان آب می‌کنید؛ حتی می‌توان از روی تعلل و تأخیر تعمدی وی در آوردن آب، این داوری را داشت که وی نسبت به شما بی‌توجه و یا کم‌توجه است

حرف من هم همین است که نماز خواندن "یکی" از معیارهاست
اجازه بدهید مثال شما را به گونه‌ای دیگر بیان کنم

من از دو فرزندم 50 خواسته دارم
فرزند اولم 10 تا از خواسته‌هایم را انجام می‌دهد و فرزند دومم 35 تا از خواسته‌هایم را
و من می‌گویم
چون عمل x بین اعمال فرزند اولم بوده پس 9 عمل دیگرش هم پذیرفته است
اما دومی چون عمل x بین اعمالش نبوده پس تمام آن 35 تا کار خوبش باطل است!

حرف من این است که اگر قرار است میزان توجه فرزندم به خودم را متوجه بشوم باید مجموع اعمال و رفتار او را مد نظر قرار بدهم نه فقط یک عمل را
پاسخ شما این است که گاهی یک عمل می‌تواند آنقدر مهم باشد که اعمال دیگر را تحت‌الشعاع قرار بدهد. خب من هم این را می‌پذیرم
اما سوال من این است که چرا؟ چرا نماز چنین جایگاهی دارد؟

از شما و سایر دوستان انتظار ندارم در پاسخ به این سوال که: "چرا جایگاه نماز بالا است؟"
پاسخ بدهید: "چون چایگاه نماز بالا است!"

حافظ;1021715 نوشت:
همان کسی که فرموده نماز معیار قبولی اعمال است همو می‌فرماید نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد

یکی از کسانی که بیشترین نماز را می‌خواند، ابن ملجم بود
و مهمتر از او خود شیطان است که نمازش هزاران سال طول کشید
اما نماز آنها، هیچکدام را از منکر بازنداشت!

البته می‌دانم مقصود، نماز صحیح و طبق ضوابط اسلام است
به قول استاد "حامی" دین اسلام را باید بصورت خوشه‌ای دید، نه حبه‌ای
دین اسلام یک پکیج است و احکام اسلامی در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. در این موارد اتفاق نظر داریم

به عبارتی بنده این موضوع که نماز بسیار با اهمیت است و جایگاه ویژه‌ای دارد را پذیرفته‌ام
اما اینکه اگر نمازنخوانی هیچ عمل خوب دیگری از تو پذیرفته نیست را هنوز نتوانسته‌ام بپذیرم
موضوع قفل شده است