جمع بندی درج تفسیر درون متون قرآن

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
درج تفسیر درون متون قرآن

با سلام . میخواستم بدونم تفاسیری که درون متون قران قرار دادهمیشه بر چه مبنایی استفاده میشه که بعضاً هم با هم مغایرت دارن؟
یعنی مثلن وقتی در قرآن میخونیم :
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
از کجا معلوم که آیه اشاره به قرآن داره که بیشتر مترجمین درون کروشه مینویسن [قرآن] ؟

کارشناس بحث : میقات

[="Tahoma"][="Black"]تجربه بنده اینه که مترجم خودشو موظف میبینه جمله معنی دار بنویسه. لذا هر تفسیری رو که معمول تره می نویسه. ولی نه به این قصد که تفسیر درستو ارائه بده. بلکه فقط به این قصد که به خواننده بفهمونه این آیه ترجمه تحتاللفظی معنادار نداره و بی تفسیر ترجمه ناپذیره.[/]

javaneh;255061 نوشت:
با سلام . میخواستم بدونم تفاسیری که درون متون قران قرار دادهمیشه بر چه مبنایی استفاده میشه که بعضاً هم با هم مغایرت دارن؟
یعنی مثلن وقتی در قرآن میخونیم :
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
از کجا معلوم که آیه اشاره به قرآن داره که بیشتر مترجمین درون کروشه مینویسن [قرآن] ؟

[="navy"]بله هیچ معلوم نیست منظور قران باشد و اینگونه کروشه گذاری ها در واقع تفسیر است و هر تفسیری میتواند تفسیر به رای باشد !
برای اینکه بیشتر تفکر کنید توجه نمایید الف که در ادامه ایات امده به معنی هزار یک حدود است و هزار ماه معادل 83 سال است که حدود عمر بشر است و انسان در تاریکی فرود امده تا به روشنائی دست یابد اگر لایق باشد !
همانطور که علی (ع) در شب قدر بدان دست یافت و فرمود به خدای کعبه که رستگار شدم .[/]



نقل قول:

با سلام . میخواستم بدونم تفاسیری که درون متون قران قرار دادهمیشه بر چه مبنایی استفاده میشه که بعضاً هم با هم مغایرت دارن؟
یعنی مثلن وقتی در قرآن میخونیم :
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
از کجا معلوم که آیه اشاره به قرآن داره که بیشتر مترجمین درون کروشه مینویسن [قرآن] ؟

با سلام و درود

در این زمینه چند نکته عرض می شود:

1. همانطور که مبانی تفسیر و نیز مستندات تفسیری مختلف است، بطور طبیعی برداشتهای تفسیری نیز مختلف است. لذا هر مفسری با توجه به قرائن و مستنداتش، آن تفسیری را که به نظرش صحیحتر می رسد را بیان می کند.

و از طرفی برای این که برداشت تفسیری آنها با متن قرآن، تمیز داده شود و مشخص باشد، تفسیر و تبیینی که از خود بیان می کنند را داخل پرانتز () یا کروشه [] و یا ... می گذارند تا مشخص باشد. و یا این که آیه قرآن را بطور مشخص و جداگانه می آورند تا معلوم باشد بقیه مطالب، متن قرآن نیست بلکه تفسیر و بیان خود مفسر است.

2. مفسر نمی تواند بدون دلیل و مستند، برداشت و تفسیری از آیات قرآن داشته باشد، بلکه باید با توجه به مبانی و منابع تفسیری، مستنداتی داشته و مستندات خود را هم در تفسیر خود بیان کند.

البته روشن است که در ترجمه، چون گنجایش تفصیل را ندارد، مفسر فقط مراد اصلی را می آورد بدون این که دلیل و مستندات آن را بیان کرده باشد، و کسی که می خواهد از این مستندات مطلع شود باید به متن تفسیر مراجعه کند.

3. در این ایه شریفه سوره قدر نیز گرچه نامی از قرآن برده نشده ولی از آن جا که نزول قرآن، کاملا معهود در اذهان بوده و ابهامی برای کسی نداشته، یعنی همه می فهمیدند که این کلام ناظر به نزول قرآن است، ذکر نشده است، و این خود شیوه ای برای تعظیم و بیان عظمت آن مرجع ضمیر (قرآن) است.

کما این که در آیات دیگر آمده:

«وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (دخان، 2و3)

«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» (بقره، 185)

لذا روشن است که انزال در این آیه اشاره به همان قرآن و کتابی دارد که قبلا در موردش صحبت شده، از اینرو برای کسی ابهامی نیست که آیه دارد در مورد قرآن سخن می گوید، به همین خاطر ضمیر در "انزلناه" را به قرآن بر گردانده اند.


پرسش:
تفاسیری که درون متون قرآن قرار داده می شود برچه مبنایی استفاده می شود که بعضاً هم با هم مغایرت دارند؟
مثلا وقتی در قرآنمی خوانیم: "إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ"، از کجا معلوم که آیه اشاره به قرآن دارد که بیشتر مترجمین درون کروشه می نویسند [قرآن]؟

پاسخ:
در این زمینه چند نکته عرض می شود:

1. همانطور که مبانی تفسیر و نیز مستندات تفسیری مختلف است، بطور طبیعی برداشت های تفسیری نیز مختلف است. لذا هر مفسری با توجه به قرائن و مستنداتش، آن تفسیری را که به نظرش صحیح تر می رسد را بیان می کند.
و از طرفی برای این که برداشت تفسیری آن ها با متن قرآن، تمیز داده شود و مشخص باشد، تفسیر و تبیینی که از خود بیان می کنند را داخل پرانتز () یا کروشه [] و یا ... می گذارند تا مشخص باشد. و یا این که آیه قرآن را بطور مشخص و جداگانه می آورند تا معلوم باشد بقیه مطالب، متن قرآن نیست بلکه تفسیر و بیان خود مفسر است.

2. مفسر نمی تواند بدون دلیل و مستند، برداشت و تفسیری از آیات قرآن داشته باشد، بلکه باید با توجه به مبانی و منابع تفسیری، مستنداتی داشته و مستندات خود را هم در تفسیر خود بیان کند.
البته روشن است که در ترجمه، چون گنجایش تفصیل را ندارد، مفسر فقط مراد اصلی را می آورد بدون این که دلیل و مستندات آن را بیان کرده باشد، و کسی که می خواهد از این مستندات مطلع شود باید به متن تفسیر مراجعه کند.

3. در این آیه شریفه سوره قدر نیز گرچه نامی از قرآن برده نشده ولی از آن جا که نزول قرآن، کاملا معهود در اذهان بوده و ابهامی برای کسی نداشته، یعنی همه می فهمیدند که این کلام ناظر به نزول قرآن است، ذکر نشده است، و این خود شیوه ای برای تعظیم و بیان عظمت آن مرجع ضمیر (قرآن) است.

کما این که در آیات دیگر آمده:
«وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (1)
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» (2)

لذا روشن است که انزال در این آیه به همان قرآن و کتابی اشاره دارد که قبلا در موردش صحبت شده، از اینرو برای کسی ابهامی نیست که آیه دارد در مورد قرآن سخن می گوید، به همین خاطر ضمیر در "انزلناه" را به قرآن بر گردانده اند.

پی نوشت ها:
1. دخان/ 2و3.
2.بقره/ 185.

موضوع قفل شده است