خوبان در آخر الزمان

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خوبان در آخر الزمان

حدیث شریفی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرموده اند: در آخر الزمان ، شهادت ،خوبان امت مرا گلچین می کند.

به منبع آن مراجعه کردم (نهج الفصاحه حدیث شماره 189) ، حدیث به این صورت بود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.

کدام یک درست است؟ شهادت یا مرگ؟

اگر "مرگ" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان امت من زود می میرند ( مرگ ، خوبان را گلچین می کند)

اگر "شهادت" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان شهید می شوند.

گر چه می توان بین این دو تعبیر ، یک حوزه مشترک هم در نظر گرفت و حدیث را در آن حوزه معنا نمود ، اما واقعیت این است که این یک تکلّف است و این دو تعبیر ، دو معنی مختلف دارند.
»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.
»نهج الفصاحه حدیث شماره 189

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد محسن

طوفان خورشیدی;880971 نوشت:
حدیث شریفی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرموده اند: در آخر الزمان ، شهادت ،خوبان امت مرا گلچین می کند.
به منبع آن مراجعه کردم (نهج الفصاحه حدیث شماره 189) ، حدیث به این صورت بود:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.
کدام یک درست است؟ شهادت یا مرگ؟
اگر "مرگ" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان امت من زود می میرند ( مرگ ، خوبان را گلچین می کند)
اگر "شهادت" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان شهید می شوند
گر چه می توان بین این دو تعبیر ، یک حوزه مشترک هم در نظر گرفت و حدیث را در آن حوزه معنا نمود ، اما واقعیت این است که این یک تکلّف است و این دو تعبیر ، دو معنی مختلف دارند.
»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.
»نهج الفصاحه حدیث شماره 189

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما پرسشگر محترم و دیگر همراهان گرامی
از سیاق روایت نمی توان فهمید که در آخر الزمان خوبان امت لزوما با شهادت از دنیا می روند.
به عبارت دیگر، ظاهر سیاق حدیث فقط مرگ بدون قید را می رساند. اما این که چنین مرگی لزوما با شهادت باشد، از ظاهر روایت برداشت نمی شود.
علاوه، مرگ مفهومی گسترده دارد و شامل انواع مردن ها می شود و شهادت یکی از مصادیق ممتاز آن است.شهادت هم نوعی مرگ است. ولی می شود اشخاص خوب هم بدون شهادت گلچین شوند.
بیان این توضیح مناسب است که می شود خوب بود و بدون شهادت گلچین شد، همان طور که بسیار دیده ایم انسان های خالصی در جامعه بودند که کسی جز خوبی چیز دیگری از آنان ندید،ولی نا باورانه از دنیا رفتند در حالی که اگر می ماندند، برای جامعه منشا خیر فراوان می شدند اما مطابق با حکمت الهی و این که خوبان گلچین می شوند، روی زمین نماندند .و یا می شود خوب بود و با شهادت گلچین شد. اما این که از روایت لزوما مرگ با شهادت را برداشت کنیم، به ظاهر بی وجه و تکلف است، مگر که تفسیر مستندی در پی اش باشد یا روایت به دلیل خاصی صادر شده باشد، که بنده نسبت به آن بی اطلاعم.
در آخر الزمان که مطابق با برخی از شواهد،گویا عصر حاضر است،دنیا ملقمه ای از مکر و حیله و نفاق و کفر می شود. و بنا بر نقل روایات عدیده، دین داری در این عصر بسیار سخت شده به گونه ای که دین داران انگشت نما می شوند و زندگی برای آنان، مثل زندگی در زندان می شود. در چنین وضعی خوبان مومن و خالص، گلچین می شوند و زود تر از موعد به دیدار خدا می شتابند.در عین حال چه بسیارند خوبانی که بنا بر مصلحت الهی می مانند و چراغی فروزان برای جامعه می شوند.بنا بر این، در آخر الزمان ملازمه ای میان خوب بودن و زود از دنیا رفتن نیست. به این معنا که اگر خوب شدی زود تر از دنیا می روی.ولی توجه کنیم که خالی ماندن جامعه از خوبان در آخر الزمان، بر دیگر زمان ها غلبه دارد و حکمت صدور روایت ممکن است این وجه باشد.
سخن پایان این که:
نگاه اصلی روایت به مرگ است نه شهادت. زیرا متن حدیث چنین اشعاری را ندارد.گرچه مردن اگر با شهادت باشد، زیبا تر است. (والله العالم)

طوفان خورشیدی;880971 نوشت:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.

تقارب الزمان را با چه استدلالی به آخر الزمان معنا می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مراد از آخر الزمان باید روشن شود و چه کسی گفته الان آخر الزمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="2"]

فرج اله عباسي;881425 نوشت:
مراد از آخر الزمان باید روشن شود و چه کسی گفته الان آخر الزمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلا علیکمم ورحمه الله وبرکاته
از شواهد روایی که بیان شده میشه گفت اخر الزمان است.

اما یک حدیث هست که اگر مشکل استنادی نداشته باشد دیگر مشکلات حدیثی می شود به طور حتم گفت الان اخرالزمان است

استاد این حدیث درسته؟(نقل مضمون)
مومنین آخر الزمان بعترین امت اند چرا که امامشان در غیبت است وتنها با نوشته ای روی کتاب ایمان آورده اند و ...

همیچین حدیثی هست؟
اگر هست آیا صحیحی است؟
و اگر بله آیا با استناد به این حدیث به طور قطع می توان گفت الان در آخر الزمانیم؟@};-[/][/][/]

فرج اله عباسي;881425 نوشت:
تقارب الزمان را با چه استدلالی به آخر الزمان معنا می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مراد از آخر الزمان باید روشن شود و چه کسی گفته الان آخر الزمان است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما پرسشگر محترم
با نگاهی به کتاب های لغت نامه همراه با تفاسیری که از این روایت و یا کلمات مشابه آن شده است، به این معنا می رسیم که مراد از این جمله، آخر زمان و نزدیکی به قیامت است.
علاوه، با توجه به آیه اول سوره مبارکه قمر "اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر" این مسئله روشن تر خواهد شد که اقتراب به معنای نزدیکی و اقتراب ساعت یعنی نزدیک شدن قیامت است.با این حال مطابق قرآن و روایات، کسی جز خدا نمی تواند زمان دقیق قیامت را تعیین کند"إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَة" سوره لقمان،آیه 34 آگاهى از زمان قيام قيامت، مخصوص خدا است،
. اما از زبان دیگر روایات که مشخصات آخر الزمان رو بیان کردند می شود فهمید یا حدس زد که عصر حاضر، عصری است که شباهت فراوانی به آن چه اولیای خدا بیان کردند به آخر الزمان و نزدیکی به قیامت دارد. اما عصر حاضر در چه گستره زمانی قرار می گیرد، یا چه اندازه به طول می انجامد،خدا می داند و این طور نیست که بگوییم عصر حاضر یعنی از همین لحظه تا سال های آینده، یا حتی ده ها سال بعد یا قرن های دیگر ، البته کسی چیزی نمی داند. زیرا ممکن است این زمان در مقياس عمر دنيا هزاران سال طول بكشد.

محسن;881419 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما پرسشگر محترم و دیگر همراهان گرامی
از سیاق روایت نمی توان فهمید که در آخر الزمان خوبان امت لزوما با شهادت از دنیا می روند.
به عبارت دیگر، ظاهر سیاق حدیث فقط مرگ بدون قید را می رساند. اما این که چنین مرگی لزوما با شهادت باشد، از ظاهر روایت برداشت نمی شود.
علاوه، مرگ مفهومی گسترده دارد و شامل انواع مردن ها می شود و شهادت یکی از مصادیق ممتاز آن است.شهادت هم نوعی مرگ است. ولی می شود اشخاص خوب هم بدون شهادت گلچین شوند.
بیان این توضیح مناسب است که می شود خوب بود و بدون شهادت گلچین شد، همان طور که بسیار دیده ایم انسان های خالصی در جامعه بودند که کسی جز خوبی چیز دیگری از آنان ندید،ولی نا باورانه از دنیا رفتند در حالی که اگر می ماندند، برای جامعه منشا خیر فراوان می شدند اما مطابق با حکمت الهی و این که خوبان گلچین می شوند، روی زمین نماندند .و یا می شود خوب بود و با شهادت گلچین شد. اما این که از روایت لزوما مرگ با شهادت را برداشت کنیم، به ظاهر بی وجه و تکلف است، مگر که تفسیر مستندی در پی اش باشد یا روایت به دلیل خاصی صادر شده باشد، که بنده نسبت به آن بی اطلاعم.
در آخر الزمان که مطابق با برخی از شواهد،گویا عصر حاضر است،دنیا ملقمه ای از مکر و حیله و نفاق و کفر می شود. و بنا بر نقل روایات عدیده، دین داری در این عصر بسیار سخت شده به گونه ای که دین داران انگشت نما می شوند و زندگی برای آنان، مثل زندگی در زندان می شود. در چنین وضعی خوبان مومن و خالص، گلچین می شوند و زود تر از موعد به دیدار خدا می شتابند.در عین حال چه بسیارند خوبانی که بنا بر مصلحت الهی می مانند و چراغی فروزان برای جامعه می شوند.بنا بر این، در آخر الزمان ملازمه ای میان خوب بودن و زود از دنیا رفتن نیست. به این معنا که اگر خوب شدی زود تر از دنیا می روی.ولی توجه کنیم که خالی ماندن جامعه از خوبان در آخر الزمان، بر دیگر زمان ها غلبه دارد و حکمت صدور روایت ممکن است این وجه باشد.
سخن پایان این که:
نگاه اصلی روایت به مرگ است نه شهادت. زیرا متن حدیث چنین اشعاری را ندارد. مردن اگر با شهادت باشد، زیبا تر است. (والله العالم)

در حدیثی دیدم که معصوم علیه السلام فرموده بود: وقتی گناه زیاد شود ، خداوند علم را از مردم می گیرد. بعد گویا توضیح داده بوند: خداوند علم را از سینه ها نمی گیرد و فراموشی را بر کسی مستولی نمی کند ، بلکه علماء را از مردم می گیرد و با مرگ علماء ، علم از میان مردم می رود.

این ،شرح حدیث بود. متن آن در نظرم نیست.

آیا منظور از حدیث مورد بحث ( در آخرالزمان ، مرگ خوبان امت مرا گلچین می کند) می تواند این باشد که در آخرالزمان ، گناه فراوان می شود و به دلیل فراوانی گناه ، مردم شایستگی بهرهمندی از نعمتهای الهی را از دست می دهند که از جمله این نعمتها ، نعمت علم و نیز افراد صاحب فضیلت است. و خداوند این افراد را از مردم می گیرد (مرگ).

این تفسیر درست است؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

طوفان خورشیدی;880971 نوشت:
حدیث شریفی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرموده اند: در آخر الزمان ، شهادت ،خوبان امت مرا گلچین می کند.

به منبع آن مراجعه کردم (نهج الفصاحه حدیث شماره 189) ، حدیث به این صورت بود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.

کدام یک درست است؟ شهادت یا مرگ؟

اگر "مرگ" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان امت من زود می میرند ( مرگ ، خوبان را گلچین می کند)

اگر "شهادت" درست باشد ، معنایش این می شود که در آخر الزمان ، خوبان شهید می شوند.

گر چه می توان بین این دو تعبیر ، یک حوزه مشترک هم در نظر گرفت و حدیث را در آن حوزه معنا نمود ، اما واقعیت این است که این یک تکلّف است و این دو تعبیر ، دو معنی مختلف دارند.
»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنان که شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى کنید.
»نهج الفصاحه حدیث شماره 189


سلام
از آنجا که مرگ خاص خوبان نیست پس منظور از مرگ مرگ عادی نیست بلکه مرگ غیر منتظره است . همان چیزی که بر سر زبان عموم هست که خدا خوبان را می برد. مثلا در سن جوانی یا سنی که انتظار مرگ برای آن فرد در آن نیست . کلا انتظار بقای فرد هست اما برخلاف انتظار می میرد. بنده فکر می کنم منظور این باشد. والبته شهادت از مصادیق آن خواهد بود.
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;881595 نوشت:
از آنجا که مرگ خاص خوبان نیست پس منظور از مرگ مرگ عادی نیست بلکه مرگ غیر منتظره است . همان چیزی که بر سر زبان عموم هست که خدا خوبان را می برد. مثلا در سن جوانی یا سنی که انتظار مرگ برای آن فرد در آن نیست . کلا انتظار بقای فرد هست اما برخلاف انتظار می میرد. بنده فکر می کنم منظور این باشد. والبته شهادت از مصادیق آن خواهد بود.
یا علیم

علیک السلام
منم با این نظر موافقم. در پست قبلی ام هم همین را نوشتم. البته شما موضوع را رساتر بیان کردید.
علت این مرگهای غیر منتظره هم گناهان امت است.

البته حدیث دیگری هم هست که می فرماید: در آخر الزمان " مرگ ناگهانی " (فجأة) زیاد خواهد شد.
در حدیث اخیر ، این مطلب به طور عموم ذکر شده و اختصاص به خوبان تنها ندارد.

رستگاران;881432 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلا علیکمم ورحمه الله وبرکاته
از شواهد روایی که بیان شده میشه گفت اخر الزمان است.
اما یک حدیث هست که اگر مشکل استنادی نداشته باشد دیگر مشکلات حدیثی می شود به طور حتم گفت الان اخرالزمان است
استاد این حدیث درسته؟(نقل مضمون)
مومنین آخر الزمان بعترین امت اند چرا که امامشان در غیبت است وتنها با نوشته ای روی کتاب ایمان آورده اند و ...
همیچین حدیثی هست؟
اگر هست آیا صحیحی است؟
و اگر بله آیا با استناد به این حدیث به طور قطع می توان گفت الان در آخر الزمانیم؟@};-

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما و دیگر همراهان گرامی و عرض تسلیت ایام تاسوعا و عاشورای حسینی.
به جز همین عباراتی که بیان فرمودید،روایت معتبری به چشم بنده نخورد.
اگر شما یا دیگر عزیزان جمله ای عربی از این سخنان دیده اید،اطلاع دهید تا بررسی و اعتبار سنجی شود.
با این حال همان طور که توضیح داده شد،مطابق با قراین و شواهدی که بزرگان دین به ما ارائه دادند،می توان حدس زد که این دوره از زمان، عصر پایان زندگی انسان ها و نزدیکی آن به قیامت است.شواهدی که آن بزرگان با چشم باطن خود وقایع زمان حاضر را دیده و به خوبی توصیف کرده اند.اما این که آخر الزمان شامل چه مقداری از زمان می شود، کسی جز خدا از آن مطلع نیست.
توضیحی کوتاه در امتیاز مومنین عصر حاضر با گذشته:
می توان ادعا کرد کسانی که زمان پیامبر صلوات الله علیه و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین را درک نکردند،اما دین اسلام را با جان ودل پذیرا شدند و به تمامی احکام آن عمل کردند،به نوعی نسبت به مومنین عصر رسالت و امامت امتیاز دارند. زیرا ایشان، اولیای الهی را ندیدند اما سخنان شان را باور کردند.در نتیجه با کسانی که محضر پیامبر صلوات الله علیه و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین را درک کردند و بعد به دین اسلام گرویدند، می بایستی تفاوتی داشته باشند.اما این تفاوت چگونه و این امتیاز به چه شکلی است،خدا می داند.زیرا او به احوال بندگانش آگاه است.و الله العالم.

محسن;882031 نوشت:
می توان ادعا کرد کسانی که عصر پیامبر صلوات الله علیه و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین را درک نکردند، اما دین اسلام را با جان ودل پذیرا شدند و به تمامی احکام آن عمل کردند، به نوعی نسبت به مومنین عصر رسالت و امامت امتیاز دارند. زیرا ایشان، اولیای الهی را ندیدند اما سخنان شان را باور کردند.در نتیجه با کسانی که محضر پیامبر صلوات الله علیه و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین را درک کردند و بعد به دین اسلام گرویدند، طبیعی است که می بایستی تفاوتی داشته باشند،

سلام
پس این آیه چه می شود:
و السابقون السابقون* اولئک المقربون* فی جنات النعیم* ثلة من الاولین* و قلیل من الآخرین.

ظاهر آیه می فرماید که سابقون (کسانی که در کمالات و قرب الهی از دیگران پیشی گرفتند) که همان مقربون هستند، بیشتر از اولین ، و تعداد قلیلی از آنها هم از آخرین هستند.

طوفان خورشیدی;881488 نوشت:
در حدیثی دیدم که معصوم علیه السلام فرموده بود: وقتی گناه زیاد شود ، خداوند علم را از مردم می گیرد. بعد گویا توضیح داده بوند: خداوند علم را از سینه ها نمی گیرد و فراموشی را بر کسی مستولی نمی کند ، بلکه علماء را از مردم می گیرد و با مرگ علماء ، علم از میان مردم می رود.
این ،شرح حدیث بود. متن آن در نظرم نیست.
آیا منظور از حدیث مورد بحث ( در آخرالزمان ، مرگ خوبان امت مرا گلچین می کند) می تواند این باشد که در آخرالزمان ، گناه فراوان می شود و به دلیل فراوانی گناه ، مردم شایستگی بهرهمندی از نعمتهای الهی را از دست می دهند که از جمله این نعمتها ، نعمت علم و نیز افراد صاحب فضیلت است. و خداوند این افراد را از مردم می گیرد (مرگ).
این تفسیر درست است؟

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما و دیگر همراهان گرامی.
ابتدا بگوییم برداشتی که شما کردید،منحصر به آخر الزمان نیست. بلکه در هر عصر و زمانی به دلیل وجود گناهان، نعمت ها به نقمت تبدیل شده و حتی مثل اقوام سابق عذاب های شدید مستولی می شود. آن گونه که در داستان مربوط به پیامبران خوانده ایم.
با این حال بیان شما نیز می تواند تفسیری بر این قبیل روایات باشد که در آخر الزمان این قاعده بروز و ظهور بیشتری دارد. زیرا در این عصر شیطان با تمام قوا و امکانات برای فریب انسان ها وارد صحنه می شود، فسق و فجور در اشکال مختلف خودش را نشان می دهد و مردم به شکل عجیبی مرتکب گناه می شوند.بنا بر این نعمت ها از کف می روند و یکی از این نعمت ها نعمت علم و عالم است. در نتیجه سر نوشت ها تغییر می کند.شاهد مثال این مسئله هم در قرآن و هم در روایات موجود است آن گاه که خدای متعال می فرماید:
"ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليم"(1)
اين، به دلیل آن است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده تغيير نمى‏دهد، جز آن كه آن ها خودشان را تغيير دهند و خداوند، شنوا و دانا است.
و می فرماید:"إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ"(2) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد، مگر آن كه آنان آن چه را در خودشان است، تغيير دهند.
و در روایتی از امام صادق سلام الله علیه نقل شده است که فرمود:"يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ"(3) ‏یعنی بر من ببخشای گناهانی را که موجب تغییر نعمت(به نقمت) می شود.
همان طور که اشاره شد، یکی از این گناهان،گناه کفر نعمت علم و عالم است.در آن صورت جامعه از چنین نعمت بزرگی محروم شده جهل همه جا را فرا می گیرد.
اما در توضیح جملاتی که آورده اید، بیان می کنیم: همان طور که در آیات الهی دیدیم سر نوشت اقوام جز با خواست خودشان تغییر نمی کند که اگر گناه و کفر نعمت کنند، نعمات الهی را از دست می دهند.در روایات نیز به این موضوع اشاره شده است.
اما این که لزوما موضوع مورد بحث را به آخر الزمان منوط کنیم، پاسخ منفی است. زیرا این وضع می تواند در همه احوال باشد. چون کفر نعمت و آثار سوء آن در همه زمان ها امکان دارد.
اشاره به روایات:
در ادامه به مناسبت پرسش مطرح شده به چند روایت توجه می کنیم.
امام صادق سلام الله علیه فرمود:
"إِنَّ أَبِي كَانَ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَقْبِضُ الْعِلْمَ بَعْدَ مَا يُهْبِطُهُ وَ لَكِنْ يَمُوتُ الْعَالِمُ فَيَذْهَبُ بِمَا يَعْلَمُ فَتَلِيهِمُ الْجُفَاةُ فَيَضِلُّونَ وَ يُضِلُّونَ وَ لَا خَيْرَ فِي شَيْ‏ءٍ لَيْسَ لَهُ أَصْل"(4)
پدرم مى فرمود: خداوند پس از آن كه علم را فرو فرستاد، بر نمى گرداند. لیكن عالم كه بمیرد علمش برود جاى خود را به مردم خشك و خشنى دهد كه گمراه اند و گمراه كننده و چیزی كه ریشه ندارد، خیر ندارد.این روایت از جمله روایات صحیحه است.
قبض علم، یکی از نشانه های آخر الزمان است.
در برخی از روایت هایی که از پیامبر صلوات الله علیه نقل شده، یکی از علایم آخر الزمان و نزدیکی قیامت قبض علم دانسته شده است.
از حضرت صلوات الله علیه در باره علایم قیامت سوال شد،فرمود:
"لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يُقْبَضَ الْعِلْمُ وَ تَكْثُرَ الزَّلَازِلُ وَ تَكْثُرَ الْفِتَنُ وَ يَظْهَرَ الْهَرْجُ وَ الْمَرْجُ ..."(5)
قیامت بر پا نمی شود، مگر این که علم برداشته و گمراهی فراوان و فتنه ها بسیار شود و هرج و مرج ظهور کند ...
هم چنین فرمود:"إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعاً يَنْتَزِعُهُ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنْ يَقْبِضُ الْعِلْمَ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ وَ إِذَا لَمْ يَبْقَ عَالِمٌ اتَّخَذَالنَّاسُ رُؤَسَاءَ جُهَّالًا فَسَأَلُوهُمْ فَقَالُوا بِغَيْرِ عِلْمٍ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا"(6)
همانا خدا علم را از مردم چنان نمی گیرد که خود علم را از آن ها بکشد وبگیرد. بلکه علم را با بردن علماء جمع می کند تا جایی که عالمی باقی نمی ماند و مردم مراجع تقلید جاهل را انتخاب می کنند (مفتی های جاهلی برمی گزینند) سوال می شوند، بدون علم جواب می دهند. خودشان گمراه اند و دیگران را هم گمراه می کنند.

و نیز فرمود:

"إن اللَّه لا يقبض العلم انتزاعا ينتزعه من النّاس و لكن يقبض العلم بموت العلماء"(7)

خداى تعالى علم باز نستاند از عالمان و لکن چون بخواهد علم را از ميان مردمان برگيرد، عالمان را بميراند.
پس می شود این تفسیر را روا دانست که قبض علم نتیجه قبض علما است. وقتی علما از دنیا بروند،علم هم به دنبال آن از بین می رود.علم منشا تولید می خواهد. منشا تولید علم،عالم است.
اما گاهی قبض علم که البته به دلیل نا شکری است، خود نیز از علایم مخصوص نزدیک شدن به قیامت دانسته و دیدیم که در روایت نبوی به این موضوع اشاره شده است.
اما در برخی دیگر از روایات، قبض علم و علما ظاهرا بدون قید و شرط بیان شده است که باز هم می توان آن را نتیجه نا شکری و مهجور شدن علم دانست.
در نتیجه می توان این نتیجه را گرفت که نا شکری و نا سپاسی نسبت به نعمات الهی، فقط محدود به آخر الزمان نیست بلکه در همه احوال قابل وقوع است. با این حال برخی از نا شکری ها از جمله بی احترامی به علم و علما در زمان خاصی چون آخر الزمان، شاید بیشتر از زمان های دیگر باشد که توجه روایات به این موضوع جلب شده است.پس با از دست دادن علم و علما، شرایط برای بر پایی قیامت آماده می شود و به دنبال آن، آخر الزمان می آید. ( والله العالم)
پی نوشت ها:
1. سوره انفال،آیه 53
2. سوره رعد، آیه 13
3.شیخ کلینی، الكافي،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1362 خورشیدی،چاپ دوم، ج‏2، ص 590
4. همان، ج‏1، ص 38
5.دیلمی شیخ حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب،قم،انتشارات شریف رضی،سال 1412 قمری،چاپ اول، ج‏1، ص66
6.شیخ مفید،کتاب الامالی،قم،انتشارات کنگره شیخ مفید،سال 1413 قمری،چاپ اول ص 21
7.قاضی قضاعی، شهاب الأخبار با ترجمه و متن عربی،تهران،مرکز انتشارات علمی و فرهنگی،سال 1361 خورشیدی،چاپ اول، ص 368

طوفان خورشیدی;882035 نوشت:
سلام
پس این آیه چه می شود:
و السابقون السابقون* اولئک المقربون* فی جنات النعیم* ثلة من الاولین* و قلیل من الآخرین.
ظاهر آیه می فرماید که سابقون (کسانی که در کمالات و قرب الهی از دیگران پیشی گرفتند) که همان مقربون هستند، بیشتر از اولین ، و تعداد قلیلی از آنها هم از آخرین هستند.

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام مجدد خدمت شما و همراهان گرامی
با اندک دقتی به معنای آیات مورد نظر همراه با شان نزول و نیز روایات و مطالعه تفاسیر معتبر، در خواهیم یافت مراد از سابقون به معنای کسانی که از نظر زمانی زودتر مومن شده اند، نیست. بلکه این وصف کسانی است که در نیکی ها و خوبی ها و نیز پذیرش ایمان بر دیگران سبقت می گیرند و این مشروط به زمان خاصی نشده است که بتوان درآن شبهه کرد..بلکه سابقون در هر دوره ای بر پیروان مومن و صادق پیامبران عصر خود تطبیق داده می شود.پس زمان مطرح نیست. بلکه تطبیق نشانه های سبقت مهم است. تطبیق خیرات و نیکی ها بر اشخاصی که از دیگران سبقت می گیرند و حق را پذیرا می شوند.
از پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه در باره معنای سابقون سوال شد، حضرت فرمود:
"طوبى للسّابقين إلى ظلّ اللَّه الّذين إذا أعطوا الحقّ قبلوه و الّذين يحكمون للنّاس بحكمهم لأنفسهم"(1)
خوشا به حال کسانی که زودتر از همه به سايه خدا روند آن ها كه وقتى با حق روبرو شوند، آن را بپذيرند كسانى كه براى مردم همان طوری قضاوت می کنند که برای خودشان قضاوت می کنند.
بنا بر این، سابقون در این آیه شریفه،منحصرا مومنین صدر اسلام نیستند که به مومنین در زمان های بعدی، لاحقون بگوییم زیرا که می دانیم که در صدر اسلام و در مرحله اول، فقط دو نفر از سابقون در ایمان بودند یعنی حضرت علی سلام الله علیه و حضرت خدیجه سلام الله علیها . در ادامه نیز گروه های کمی به ایمان گرویدند پس خطاب آیه ثله من الاولین نمی توانست خطاب به افراد کم و قلیل باشد.(هر چند مومنین امت پیامبر در برابر مومنین امت های دیگر پیامبران قلیل محسوب می شوند.)
بلکه ثله من الاولین، پیش گامان ایمان و خوبی ها از پیروان پیامبران پیشین هر عصری هستند.و قلیل من الاخرین شامل امت پیامبر اسلام صلوات الله علیه می شود که در برابر پیشینیان، کم به حساب می آیند.
پس وقتی قرآن می گوید ثله من الاولین، یعنی جمعیت های فراوان از امت های گذشته و اگر می گوید قلیل من الاخرین، یعنی امت اسلام. پس منافاتی با ادعای ما ندارد که اگر کسانی عصر پیامبر و اولیائش را ندیدند اما ایمان آوردند، به نوعی امتیاز دارند.به هر حال ندیده باور کرده با دیده و باور کرده می بایست امتیازی داشته باشد. اما این امتیاز چگونه تفسیری دارد،الله اعلم.
در نتیجه از مفهوم وتفاسیر آیه به دست نمی آید که ثله من الاولین، یعنی مومنین صدر اسلام، و قلیل من الآخرین یعنی مومنین عصر بعد از پیامبر و اولیای الهی! با این حساب سابقون در هر عصری که به خیرات سبقت می گیرند، بدون هیچ قید و شرط زمانی سابقون نامیده می شوند و در این صفت در یک صف قرار می گیرند.به این مقصود با کمی دقت متوجه خواهیم شد.
البته از قول پیامبر صلوات الله علیه نقل شده است که سابقون به معنای مولای متقیان و شیعیان حضرت اند که باز هم مقصود شیعیان در صدر اسلام نیست بلکه شامل همه شیعیان در هر عصر و زمانی می شود زیرا بیان رسول خدا صلوات الله علیه مطلق است.
حضرت فرمود:"السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ‏ فَقَالَ قَالَ لِي جَبْرَئِيلُ ذَاكَ عَلِيٌّ وَ شِيعَتُهُ هُمُ السَّابِقُونَ إِلَى الْجَنَّةِ الْمُقَرَّبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَرَامَتِهِ لَهُم‏"(2)
آن ها على علیه السلام و پيروان او هستند كه پيش گامان به سوى بهشت و مقربان درگاه خدايند به دلیل احترامى كه خدا براى آن ها قائل شده است.ولى می شود این توجیه را بیان کرد که اين ها در حقيقت بيان مصداق هاى روشنى از مفهوم گسترده فوق است. مفهومى كه همه پيش گامان را در هر امت و ملتى شامل مى‏شود.
در ادامه توجه عزیزان را به جملاتی از برخی از تفاسیر جلب می کنم.
" سابقون" كسانى هستند كه نه تنها در ايمان پيش گام اند، كه در اعمال خير و صفات و اخلاق انسانى نيز پيش قدم اند، آن ها" اسوه" و" قدوه" مردم اند، و امام و پيشواى خلقند، و به همين دليل مقربان درگاه خداوند بزرگ اند.
بنا بر اين اگر بعضى از مفسران پيش گام بودن آن ها را تنها به سبقت در طاعة اللَّه (اطاعت خدا) يا نمازهاى پنج گانه، يا جهاد، يا هجرت، يا توبه، و امثال آن تفسير كرده‏ اند، هر كدام گوشه ‏اى از اين مفهوم وسيع را مورد توجه قرار داده ‏اند و نيز اگر در روايات اسلامى گاه" سابقون" به چهار نفر" هابيل" و" مؤمن آل فرعون" و" حبيب نجار" كه هر كدام در امت خود پيش گام بودند، و هم چنين امير مؤمنان على بن ابى طالب كه نخستين مسلمان از مردان بود تفسير شده، در حقيقت بيان مصداق هاى روشن آن است، و به معنى محدود ساختن مفهوم آيه‏ نیست.(3)
در ادامه این تفسیر آمده است.
ممكن است در اينجا اين سؤال پيش بيايد كه چگونه اين مساله با اهميت فوق العاده امت اسلامى سازگار است، با اين كه خدا آن ها را بهترين امت خطاب كرده و فرموده:" كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ" ... (سوره آل عمران،آیه 110).
پاسخ اين سؤال با توجه به دو نكته روشن مى ‏شود: نخست اين كه منظور از مقربان همان سابقون و پيش گامان در ايمان اند، مسلم است كه در امت اسلامى پيش گامان در پذيرش اسلام در صدر اول گروه اندكى بودند كه نخستين آنها از مردان على ع و از زنان خديجه بود در حالى كه كثرت پيامبران پيشين و تعداد امت هاى آن ها و وجود پيش گامان در هر امت، سبب مى‏شود كه آن ها از نظر تعداد فزونى يابند.
ديگر اين كه كثرت عددى دليل بر كثرت كيفى نيست، و به تعبير ديگر ممكن است تعداد سابقون اين امت كمتر باشند، ولى از نظر مقام بسيار برتر...(4)
با این حساب باز هم سابقون شامل همه امت پیامبر در همه زمان ها می شود و با سخنی که بیان کردیم آن ها که پیامبر را ندیدند و ایمان آوردند، دارای امتیاز هستند. البته این مسایل نسبی است نه این که به طور مطلق همه کسانی که بدون دیدن اولیای خدا ایمان می آورند، بر کسانی که در گذشته و در حضور پیامبر ایمان آورده اند برتری داشته باشند.
چنین حساب و کتاب هایی معمولا نسبی و توصیفی است در نتیجه از زاویه های مختلف تفسیر های مختلفی پیدا می کند.
در تفسیر دیگری در معنای سابقون آمده است:
مراد از سابقون، كسانى هستند كه در خيرات سبقت مى‏گيرند، و قهرا وقتى به اعمال خير سبقت مى‏گيرند، به مغفرت و رحمتى هم كه در ازاى آن اعمال هست سبقت گرفته‏اند.(5)
و باز در همین تفسیر و در معنای ثله من الاولین و قلیل من الاخرین آمده است:
كلمه" ثلة"- به طورى كه گفته ‏اند، به معناى جماعت بسيار انبوه است، و مراد از كلمه" اولين" امت‏هاى گذشته انبياى سلف است، و مراد از كلمه" آخرين" امت اسلام است، چون معهود از كلام خدا همين است، كه هر جا سخن از اولين و آخرين گفته منظورش از اولين،امت‏هاى گذشته، و از آخرين امت اسلام است.
پس، معناى آيه مورد بحث اين شد كه: مقربين از امت‏هاى گذشته جمعيت بسيارى بودند، و از اين امت جمعيت كمترى.
با بيانى كه گذشت اين معنا روشن شد اينكه: بعضى‏ از مفسرين گفته‏اند مراد از اولين مسلمانان صدر اول اسلام، و مراد از آخرين مسلمانان آخر اين امت است تفسير صحيحى نيست.(6)
و الله العالم .
پی نوشت ها:

1. پاینده ابو القاسم،نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلوات الله علیه،تهران،انتشارات دنیای دانش، سال 1382خورشیدی،چاپ چهارم،ص 557
2. شیخ مفید،کتاب الامالی،قم،انتشارات کنگره شیخ مفید،سال 1413قمری،چاپ اول، ص 298
3.آیت الله مکارم شیرازی ناصر، تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال1374 خورشیدی،چاپ اول، ج‏23، ص 204

4. همان،ص 207
5.علامه طباطبایی سید محمد حسین، ترجمه تفسير الميزان،قم،انتشارات اسلامی،سا ل 1374 خورشیدی،چاپ پنجم، ج‏19، ص 199

6. همان، ص 208

موضوع قفل شده است