جمع بندی خداگونه شدن در مسیر سیر و سلوک

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خداگونه شدن در مسیر سیر و سلوک

با سلام

اینکه میگن در مسیر عرفان و سیر و سلوک انسان خداگونه میشه و جلوه حق پیدا میکنه و صفات خداوند درش ظاهر میشه یعنی چه؟؟؟؟
گفته شده بندگی حقیقی جوهره ای است که اساس و ذات آن ربوبیّت است

یک انسان چطور میتونه شبیه خداوند بشه وقتی نیازمنده و نیازهای ارضا نشده داره؟
یک انسان که بعد از فعالیت خسته میشه، عرق میکنه، خیس میشه، کثیف میشه، با یک بیماری از پای در میاد.
برای عبور و مرور نیاز داره از وسایل نقلیه استفاده کنه و یا راه بره، خیلی راحت مورد ظلم و ستم واقع میشه، خیلی راحت فریب میخوره...
این چگونه با خداگونه شدن همخوانی داره و کجاش خداگونه است؟

خداوند آگاه و بصیر به همه امور هست انسان مگه میتونه اینجوری باشه؟
و هزاران مورد دیگه...

برچسب: 

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد حنیف

ویترین;800897 نوشت:
اینکه میگن در مسیر عرفان و سیر و سلوک انسان خداگونه میشه و جلوه حق پیدا میکنه و صفات خداوند درش ظاهر میشه یعنی چه؟؟؟؟

عرض سلام و ادب خدمت شما کاربر گرامی

انسان یک موجود دو وجهی ست. یک وجه مادی و یک وجه معنوی

مواردی که حضرتعالی ذکر فرمودید، (خستگی، کثیفی، بیماری و ...) مربوط به جنبه مادی انسان می شود.
اما خداگونه شدن مربوط به روح و جنبه معنوی انسان است.

انسان در مراحل رسیدن به قرب خداوند، در حقیقت جنبه معنوی و روح خود را پرورش و رشد می دهد.

خداگونه شدن کمال نهائی و حقیقی ست که در واقع زندگی دنیوی و عمر انسان برای همین مسئله باید استفاده شود و اگر غیر از این باشد، خسران عظیمی خواهد بود.

و خداوند اسباب رسیدن به این مقصد نهائی را هم اولا در ذات انسان به صورت بالقوه قرار داده و ثانیا مسیر را تحت عنوان شریعت و توسط پیامبران برایش فرستاده و او را در این مسیر راهنمائی و هدایت فرموده است.

در حقیقت تمام دستورات دینی و اخلاقی اسلام، برای این امر در اختیار بشر قرار گرفته که با انجام آنها در این مسیر حرکت کند و این استعداد را به فعلیت برساند.

امام صادق علیه السلام میفرماید خداي عزوجل چنين فرموده است كه محبوبترين چيزهائي كه بندگان من بوسيله آنها به من نزديك مي شوند، انجام اعمالي است كه به ايشان واجب نموده ام و همچنين بنده به واسطه ي نوافل و مستحبات آنچنان به من نزديك مي شود كه محبوب من مي گردد و چون محبوب من شد، من گوش او مي شوم گوشي كه به وسيله آن مي شنود و چشم او مي شوم چشمي كه به آن مي بيند و زبان او مي شوم زباني كه با آن سخن مي گويد و همچنين دست او مي شوم دستي كه به وسيله آن مي گيرد. در اين صورت است كه اگر دعا كند اجابت مي كنم و اگر سؤال نمايد عطا مي كنم.1

یعنی انسان به وسیله بندگی، تک تک اوصافی را که خداوند به صورت بالقوه در ذاتش قرار داده بود را رشد داده و حجابهای مادی را در خودش از بین می برد، تا اوصاف حق تعالی در او ظهور پیدا کرده و متجلی شوند.

و از این بالاتر، خداوند متعال در حدیث قدسی فرموده:
"عبدي أطعني أجعلك مثلي، أنا حيّ لا اموت اجعلك حيّا لا تموت، أنا غنيّ لا أفتقر أجعلك غنيّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء يكون أجعلك مهما تشاء يكون"2

بنده‏ ی من! مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمى ميرم، تو را هم زنده ای قرار دهم که نمیری. من دارایی هستم که فقير نمى‏ شوم، تو هم چنان سازم که فقیر نگردی. من هر چه را اراده كنم مى ‏شود، تو را هم چنان قرار دهم که هر چه اراده کنی بشود.

یعنی اگر کسی واقعا بنده شد، مظهر اسماء الهی شده و آثار ربوبیت حق تعالی در او ظاهر شده و اصطلاحا خداگونه می شود.


1- وسايل الشيعه، ج 4، ص 72
2- الجواهر السنية،ص709 و مستدرك وسايل، ج 11، ص 258

جمع بندی

سوال: [=&quot]اینکه میگن در مسیر عرفان و سیر و سلوک انسان خداگونه میشه و جلوه حق پیدا میکنه و صفات خداوند درش ظاهر میشه یعنی چه؟؟[/]


[=&quot]گفته شده بندگی حقیقی جوهره ای است که اساس و ذات آن ربوبیّت است.[/]
[=&quot]یک انسان چطور میتونه شبیه خداوند بشه وقتی نیازمنده و نیازهای ارضا نشده داره؟[/]
[=&quot]یک انسان که بعد از فعالیت خسته میشه، عرق میکنه، خیس میشه، کثیف میشه، با یک بیماری از پای در میاد.[/]
[=&quot]این چگونه با خداگونه شدن همخوانی داره و کجاش خداگونه است؟[/]
[=&quot]خداوند آگاه و بصیر به همه امور هست انسان مگه میتونه اینجوری باشه؟[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]پاسخ: انسان یک موجود دو وجهی ست. یک وجه مادی و یک وجه معنوی[/]

[=&quot] [/]
[=&quot]مواردی که حضرتعالی ذکر فرمودید، (خستگی، کثیفی، بیماری و ...) مربوط به جنبه مادی انسان می شود.[/]
[=&quot]اما خداگونه شدن مربوط به روح و جنبه معنوی انسان است.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]انسان در مراحل رسیدن به قرب خداوند، در حقیقت جنبه معنوی و روح خود را پرورش و رشد می دهد.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]خداگونه شدن کمال نهائی و حقیقی ست که در واقع زندگی دنیوی و عمر انسان برای همین مسئله باید استفاده شود و اگر غیر از این باشد، خسران عظیمی خواهد بود.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]و خداوند اسباب رسیدن به این مقصد نهائی را هم اولا در ذات انسان به صورت بالقوه قرار داده و ثانیا مسیر را تحت عنوان شریعت و توسط پیامبران برایش فرستاده و او را در این مسیر راهنمائی و هدایت فرموده است.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]در حقیقت تمام دستورات دینی و اخلاقی اسلام، برای این امر در اختیار بشر قرار گرفته که با انجام آنها در این مسیر حرکت کند و این استعداد را به فعلیت برساند.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]امام صادق علیه السلام میفرماید خداي عزوجل چنين فرموده است كه محبوبترين چيزهائي كه بندگان من بوسيله آنها به من نزديك مي شوند، انجام اعمالي است كه به ايشان واجب نموده ام و همچنين بنده به واسطه ي نوافل و مستحبات آنچنان به من نزديك مي شود كه محبوب من مي گردد و چون محبوب من شد، من گوش او مي شوم گوشي كه به وسيله آن مي شنود و چشم او مي شوم چشمي كه به آن مي بيند و زبان او مي شوم زباني كه با آن سخن مي گويد و همچنين دست او مي شوم دستي كه به وسيله آن مي گيرد. در اين صورت است كه اگر دعا كند اجابت مي كنم و اگر سؤال نمايد عطا مي كنم.1[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]یعنی انسان به وسیله بندگی، تک تک اوصافی را که خداوند به صورت بالقوه در ذاتش قرار داده بود را رشد داده و حجابهای مادی را در خودش از بین می برد، تا اوصاف حق تعالی در او ظهور پیدا کرده و متجلی شوند.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]و از این بالاتر، خداوند متعال در حدیث قدسی فرموده:[/]
[=&quot]"عبدي أطعني أجعلك مثلي، أنا حيّ لا اموت اجعلك حيّا لا تموت، أنا غنيّ لا أفتقر أجعلك غنيّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء يكون أجعلك مهما تشاء يكون"2[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]بنده‏ ی من! مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمى ميرم، تو را هم زنده ای قرار دهم که نمیری. من دارایی هستم که فقير نمى‏ شوم، تو هم چنان سازم که فقیر نگردی. من هر چه را اراده كنم مى ‏شود، تو را هم چنان قرار دهم که هر چه اراده کنی بشود.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot]یعنی اگر کسی واقعا بنده شد، مظهر اسماء الهی شده و آثار ربوبیت حق تعالی در او ظاهر شده و اصطلاحا خداگونه می شود.[/]
[=&quot] [/]
[=&quot] [/]
[=&quot]1- وسايل الشيعه، ج 4، ص 72[/]

[=&quot]2- الجواهر السنية،ص709 و مستدرك وسايل، ج 11، ص 258[/][=&quot][/]

موضوع قفل شده است