جمع بندی جزای گناه در موقعیت های مختلف

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
جزای گناه در موقعیت های مختلف

سلام علیکم
اندازه جزای گناه در جهان آخرت چه مقدار است؟
1- به همان صورت که در روایات آمده است
2- با توجه به عواقب و آثار آن شخص جزا داده می شود
..............
بطور مثال شخصی دروغ می گوید وبه دیگری فقط مبلغی ضرر مالی می زند.
ولی در جایی ، فردی دیگری دروغ گفته و باعث گمراهی میلیون ها انسان می شود.
کسانی هستند که مرتکب گناهی هر چند کوچک می گردند ولی تبعات آن تا روز قیامت به طول می کشد.
آیا جزای این دو گناه یکسان ، برای این دو شخص یکی است؟

با کمال تشکر

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صادق

abbas_hamedi;917818 نوشت:
سلام علیکم
اندازه جزای گناه در جهان آخرت چه مقدار است؟
1- به همان صورت که در روایات آمده است
2- با توجه به عواقب و آثار آن شخص جزا داده می شود
..............
بطور مثال شخصی دروغ می گوید وبه دیگری فقط مبلغی ضرر مالی می زند.
ولی در جایی ، فردی دیگری دروغ گفته و باعث گمراهی میلیون ها انسان می شود.
کسانی هستند که مرتکب گناهی هر چند کوچک می گردند ولی تبعات آن تا روز قیامت به طول می کشد.
آیا جزای این دو گناه یکسان ، برای این دو شخص یکی است؟

با کمال تشکر

با سلام وتشکر :
برخي فكر مي كنند كه همان طوري كه در وضع قوانين جزائي بايد بين جرم و جريمه تناسب رعايت شود؛ اين موضوع در مجازات هاي الهي نيز بايد به همين شكل باشد مثلاً اگر كسي بر سر رهگذري كه از خيابان مي‏گذرد زباله بريزد، عدالت ايجاب مي‏كند كه براي او كيفري مناسب در نظر گرفته شود. شكي نيست كه كيفر اين چنين جرمي نمي‏تواند خيلي سنگين از قبيل اعدام يا حبس ابد بوده باشد. بنابر اصل تناسب ميان جرم و مجازات براي چنين جرمي حداكثر يك هفته زندان كافي است و اگر اين مجرم را به خاطر اين جرم كوچك محاكمه صحرائي و تير باران كنند، بر خلاف عدالت خواهد بود. كيفر دادن بر جرم ها لازمه عدل است ولي اگر تناسب بين جرم و كيفر رعايت نگردد، خود كيفر دادن، نوعي بي عدالتي خواهد بود.
همچنين گناهاني از قبيل غيبت، دروغ، زنا، قتل نفس، جرمند و كيفر مي‏طلبند ولي آيا كيفرهايي كه در آخرت براي آنها تعيين شده است بيرون از اندازه نيست؟ قرآن كيفر قتل نفس را جاويدان ماندن در جهنم معين فرموده است. درباره غيبت روايت شده است كه غذاي سگ هاي جهنم است؛ و به همين طريق براي ساير گناهان، عقوبت ها و مجازات هاي سخت و غير قابل تحملي ذكر شده است؛ عقوبت هايي كه از لحاظ كيفيت، فوق‏العاده شديد است و از لحاظ مدت، بسيار طولاني. ايراد اين است كه اين بي‏تناسبي چگونه با عدل الهي سازگار است؟
در پاسخ بايد بگوييم از ديدگاه شيعه، خلود در جهنم فقط براي كفّار و مشركين و منكرين خدا و قيامت و انبياء است و انسان مسلمان و مؤمن، اگر چه مرتكب كباير شده باشد دائماً در جهنم نمي‏ماند، بلكه پس از چشيدن عذاب به مقدار مناسب بالاخره نجات پيدا مي‏كند و اهل بهشت مي‏شود، امّا در مورد كفّار كه چگونه ممكن است آن‏ها مثلاً هشتاد سال عمر بكنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ بايد گفته شود: مجازات و كيفرها سه گونه است:
1- مجازات قراردادي، همان كيفرها و مقرّرات جزئي است كه در جوامع بشري قانون گذاران الهي يا غير الهي وضع مي‏كنند، مثل حدّ شراب خوار، دزد، قاتل و... .
در اين گونه مجازات همه گفته ‏اند بايد بين جرم و كيفر تناسب وجود داشته باشد.
چنان كه در اسلام هم چنين چيزي ملاحظه شده است بين مجازات زناكاري كه زن دارد و كسي كه زن ندارد تفاوت وجود دارد. بين كسي كه بار اول دزدي كرد يا چيزي را خارج از صندوق و انبار در بسته دزديده و كسي كه دزد حرفه‏اي است، يا با شكستن صندوق و انبار چيزي را دزديده است، تفاوت وجود دارد و... .
2- مجازاتي كه با عمل رابطه تكويني يا علت و معلولي دارد، مثلاً بين خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكويني وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد يا بزرگ، گناه كار باشد يا بي گناه،... فرقي نمي‏كند هر كسي بخورد مسموم مي‏شود، همان طوري ملاحظه مي‏شود در اين جا تناسب وجود ندارد و احدي هم اعتراض نمي‏كند كه اين چه ظلمي است در حق بچه يا بي گناه و... صورت گرفته است. يك لحظه سم مي خورد اما تا هميشه از حيات در دنيا بي بهره مي ماند
3- مجازاتي كه تجسم و عينيّت يافتن خود جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آناني كه اموال يتيمان را از راه ظلم و غير شرعي مي‏خورند در واقع آتش در شكم خود وارد مي‏كنند.(1) يعني مال يتيم به صورت آتش در مي‏آيد و همين طور ساير گناهان چنين است.(2)
در اين نوع از مجازات هم تناسب بين جرم و كيفر لازم نيست، چون در حقيقت كيفري از طرف خداوند جعل نشده است، بلكه خود عمل شخص تجسم پيدا مي‏كند و به اين شكل در مي‏آيد.
كفر و شرك حقيقي به خدا كه ريشه‏اي نفساني دارد و روان انسان را در تاريكي مطلق قرار مي‏دهد در سراي ديگر تجسم عيني و اخروي آن رنگ ابديت را دارد و مايه كيفر دائمي مي‏شود.(3)
يعني اين حالت كفر و انكار حقيقت در درون اين شخص رنگ ابديت گرفته، به گونه اي كه اگر تا ابد در همين دنياي مادي باشد، همين گونه خواهد بود اما از آن جا كه اين دنياي مادي، شايستگي ابديت ندارد، مرحله ظهور اين باطن و درون قيامت است، و ظهور كفر و انكار حقيقت جز دوزخ نيست.
پي نوشت‏ها:
1. نساء (4) آيه 10.
2. شهيد مطهري ، مجموعه آثار، ج 1، ص 225.
3. آيت ا....سبحاني جعفر ،منشور جاويد، ناشر انتشارات موسسه سيدالشهداء ، پائيز 1369ش ، ج 9، از ص 400 به بعد.

سوال :
اندازه جزای گناه در جهان آخرت چه مقدار است؟
1- به همان صورت که در روایات آمده است
2- با توجه به عواقب و آثار آن شخص جزا داده می شود
بطور مثال شخصی دروغ می گوید وبه دیگری فقط مبلغی ضرر مالی می زند.
ولی در جایی ، فردی دیگری دروغ گفته و باعث گمراهی میلیون ها انسان می شود.
کسانی هستند که مرتکب گناهی هر چند کوچک می گردند ولی تبعات آن تا روز قیامت به طول می کشد.
آیا جزای این دو گناه یکسان ، برای این دو شخص یکی است؟

پاسخ :
برخي فكر مي كنند كه همان طوري كه در وضع قوانين جزائي بايد بين جرم و جريمه تناسب رعايت شود؛ اين موضوع در مجازات هاي الهي نيز بايد به همين شكل باشد مثلاً اگر كسي بر سر رهگذري كه از خيابان مي‏گذرد زباله بريزد، عدالت ايجاب مي‏كند كه براي او كيفري مناسب در نظر گرفته شود. شكي نيست كه كيفر اين چنين جرمي نمي‏تواند خيلي سنگين از قبيل اعدام يا حبس ابد بوده باشد. بنابر اصل تناسب ميان جرم و مجازات براي چنين جرمي حداكثر يك هفته زندان كافي است و اگر اين مجرم را به خاطر اين جرم كوچك محاكمه صحرائي و تير باران كنند، بر خلاف عدالت خواهد بود. كيفر دادن بر جرم ها لازمه عدل است ولي اگر تناسب بين جرم و كيفر رعايت نگردد، خود كيفر دادن، نوعي بي عدالتي خواهد بود.
همچنين گناهاني از قبيل غيبت، دروغ، زنا، قتل نفس، جرمند و كيفر مي‏طلبند ولي آيا كيفرهايي كه در آخرت براي آنها تعيين شده است بيرون از اندازه نيست؟ قرآن كيفر قتل نفس را جاويدان ماندن در جهنم معين فرموده است. درباره غيبت روايت شده است كه غذاي سگ هاي جهنم است؛ و به همين طريق براي ساير گناهان، عقوبت ها و مجازات هاي سخت و غير قابل تحملي ذكر شده است؛ عقوبت هايي كه از لحاظ كيفيت، فوق‏العاده شديد است و از لحاظ مدت، بسيار طولاني. ايراد اين است كه اين بي‏تناسبي چگونه با عدل الهي سازگار است؟
در پاسخ بايد بگوييم از ديدگاه شيعه، خلود در جهنم فقط براي كفّار و مشركين و منكرين خدا و قيامت و انبياء است و انسان مسلمان و مؤمن، اگر چه مرتكب كباير شده باشد دائماً در جهنم نمي‏ماند، بلكه پس از چشيدن عذاب به مقدار مناسب بالاخره نجات پيدا مي‏كند و اهل بهشت مي‏شود، امّا در مورد كفّار كه چگونه ممكن است آن‏ها مثلاً هشتاد سال عمر بكنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ بايد گفته شود: مجازات و كيفرها سه گونه است:
1- مجازات قراردادي، همان كيفرها و مقرّرات جزئي است كه در جوامع بشري قانون گذاران الهي يا غير الهي وضع مي‏كنند، مثل حدّ شراب خوار، دزد، قاتل و... .
در اين گونه مجازات همه گفته ‏اند بايد بين جرم و كيفر تناسب وجود داشته باشد.
چنان كه در اسلام هم چنين چيزي ملاحظه شده است بين مجازات زناكاري كه زن دارد و كسي كه زن ندارد تفاوت وجود دارد. بين كسي كه بار اول دزدي كرد يا چيزي را خارج از صندوق و انبار در بسته دزديده و كسي كه دزد حرفه‏اي است، يا با شكستن صندوق و انبار چيزي را دزديده است، تفاوت وجود دارد و... .
2- مجازاتي كه با عمل رابطه تكويني يا علت و معلولي دارد، مثلاً بين خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكويني وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد يا بزرگ، گناه كار باشد يا بي گناه،... فرقي نمي‏كند هر كسي بخورد مسموم مي‏شود، همان طوري ملاحظه مي‏شود در اين جا تناسب وجود ندارد و احدي هم اعتراض نمي‏كند كه اين چه ظلمي است در حق بچه يا بي گناه و... صورت گرفته است. يك لحظه سم مي خورد اما تا هميشه از حيات در دنيا بي بهره مي ماند
3- مجازاتي كه تجسم و عينيّت يافتن خود جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آناني كه اموال يتيمان را از راه ظلم و غير شرعي مي‏خورند در واقع آتش در شكم خود وارد مي‏كنند.(1) يعني مال يتيم به صورت آتش در مي‏آيد و همين طور ساير گناهان چنين است.(2)
در اين نوع از مجازات هم تناسب بين جرم و كيفر لازم نيست، چون در حقيقت كيفري از طرف خداوند جعل نشده است، بلكه خود عمل شخص تجسم پيدا مي‏كند و به اين شكل در مي‏آيد.
كفر و شرك حقيقي به خدا كه ريشه‏اي نفساني دارد و روان انسان را در تاريكي مطلق قرار مي‏دهد در سراي ديگر تجسم عيني و اخروي آن رنگ ابديت را دارد و مايه كيفر دائمي مي‏شود.(3)
يعني اين حالت كفر و انكار حقيقت در درون اين شخص رنگ ابديت گرفته، به گونه اي كه اگر تا ابد در همين دنياي مادي باشد، همين گونه خواهد بود اما از آن جا كه اين دنياي مادي، شايستگي ابديت ندارد، مرحله ظهور اين باطن و درون قيامت است، و ظهور كفر و انكار حقيقت جز دوزخ نيست.
پي نوشت‏ها:
1. نساء (4) آيه 10.
2. شهيد مطهري ، مجموعه آثار، ج 1، ص 225.
3. آيت ا....سبحاني جعفر ،منشور جاويد، ناشر انتشارات موسسه سيدالشهداء ، پائيز 1369ش ، ج 9، از ص 400 به بعد.

سوال : اندازه جزای گناه در جهان آخرت چه مقدار است؟
1- به همان صورت که در روایات آمده است
2- با توجه به عواقب و آثار آن شخص جزا داده می شود
بطور مثال شخصی دروغ می گوید وبه دیگری فقط مبلغی ضرر مالی می زند.
ولی در جایی ، فردی دیگری دروغ گفته و باعث گمراهی میلیون ها انسان می شود.
کسانی هستند که مرتکب گناهی هر چند کوچک می گردند ولی تبعات آن تا روز قیامت به طول می کشد.
آیا جزای این دو گناه یکسان ، برای این دو شخص یکی است؟

پاسخ :
برخي فكر مي كنند كه همان طوري كه در وضع قوانين جزائي بايد بين جرم و جريمه تناسب رعايت شود؛ اين موضوع در مجازات هاي الهي نيز بايد به همين شكل باشد مثلاً اگر كسي بر سر رهگذري كه از خيابان مي‏گذرد زباله بريزد، عدالت ايجاب مي‏كند كه براي او كيفري مناسب در نظر گرفته شود. شكي نيست كه كيفر اين چنين جرمي نمي‏تواند خيلي سنگين از قبيل اعدام يا حبس ابد بوده باشد. بنابر اصل تناسب ميان جرم و مجازات براي چنين جرمي حداكثر يك هفته زندان كافي است و اگر اين مجرم را به خاطر اين جرم كوچك محاكمه صحرائي و تير باران كنند، بر خلاف عدالت خواهد بود. كيفر دادن بر جرم ها لازمه عدل است ولي اگر تناسب بين جرم و كيفر رعايت نگردد، خود كيفر دادن، نوعي بي عدالتي خواهد بود.
همچنين گناهاني از قبيل غيبت، دروغ، زنا، قتل نفس، جرمند و كيفر مي‏طلبند ولي آيا كيفرهايي كه در آخرت براي آنها تعيين شده است بيرون از اندازه نيست؟ قرآن كيفر قتل نفس را جاويدان ماندن در جهنم معين فرموده است. درباره غيبت روايت شده است كه غذاي سگ هاي جهنم است؛ و به همين طريق براي ساير گناهان، عقوبت ها و مجازات هاي سخت و غير قابل تحملي ذكر شده است؛ عقوبت هايي كه از لحاظ كيفيت، فوق‏العاده شديد است و از لحاظ مدت، بسيار طولاني. ايراد اين است كه اين بي‏تناسبي چگونه با عدل الهي سازگار است؟
در پاسخ بايد بگوييم از ديدگاه شيعه، خلود در جهنم فقط براي كفّار و مشركين و منكرين خدا و قيامت و انبياء است و انسان مسلمان و مؤمن، اگر چه مرتكب كباير شده باشد دائماً در جهنم نمي‏ماند، بلكه پس از چشيدن عذاب به مقدار مناسب بالاخره نجات پيدا مي‏كند و اهل بهشت مي‏شود، امّا در مورد كفّار كه چگونه ممكن است آن‏ها مثلاً هشتاد سال عمر بكنند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ بايد گفته شود: مجازات و كيفرها سه گونه است:
1- مجازات قراردادي، همان كيفرها و مقرّرات جزئي است كه در جوامع بشري قانون گذاران الهي يا غير الهي وضع مي‏كنند، مثل حدّ شراب خوار، دزد، قاتل و... .
در اين گونه مجازات همه گفته ‏اند بايد بين جرم و كيفر تناسب وجود داشته باشد.
چنان كه در اسلام هم چنين چيزي ملاحظه شده است بين مجازات زناكاري كه زن دارد و كسي كه زن ندارد تفاوت وجود دارد. بين كسي كه بار اول دزدي كرد يا چيزي را خارج از صندوق و انبار در بسته دزديده و كسي كه دزد حرفه‏اي است، يا با شكستن صندوق و انبار چيزي را دزديده است، تفاوت وجود دارد و... .
2- مجازاتي كه با عمل رابطه تكويني يا علت و معلولي دارد، مثلاً بين خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكويني وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد يا بزرگ، گناه كار باشد يا بي گناه،... فرقي نمي‏كند هر كسي بخورد مسموم مي‏شود، همان طوري ملاحظه مي‏شود در اين جا تناسب وجود ندارد و احدي هم اعتراض نمي‏كند كه اين چه ظلمي است در حق بچه يا بي گناه و... صورت گرفته است. يك لحظه سم مي خورد اما تا هميشه از حيات در دنيا بي بهره مي ماند
3- مجازاتي كه تجسم و عينيّت يافتن خود جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آناني كه اموال يتيمان را از راه ظلم و غير شرعي مي‏خورند در واقع آتش در شكم خود وارد مي‏كنند.(1) يعني مال يتيم به صورت آتش در مي‏آيد و همين طور ساير گناهان چنين است.(2)
در اين نوع از مجازات هم تناسب بين جرم و كيفر لازم نيست، چون در حقيقت كيفري از طرف خداوند جعل نشده است، بلكه خود عمل شخص تجسم پيدا مي‏كند و به اين شكل در مي‏آيد.
كفر و شرك حقيقي به خدا كه ريشه‏اي نفساني دارد و روان انسان را در تاريكي مطلق قرار مي‏دهد در سراي ديگر تجسم عيني و اخروي آن رنگ ابديت را دارد و مايه كيفر دائمي مي‏شود.(3)
يعني اين حالت كفر و انكار حقيقت در درون اين شخص رنگ ابديت گرفته، به گونه اي كه اگر تا ابد در همين دنياي مادي باشد، همين گونه خواهد بود اما از آن جا كه اين دنياي مادي، شايستگي ابديت ندارد، مرحله ظهور اين باطن و درون قيامت است، و ظهور كفر و انكار حقيقت جز دوزخ نيست.
پي نوشت‏ها:
1. نساء (4) آيه 10.
2. شهيد مطهري ، مجموعه آثار، ج 1، ص 225.
3. آيت ا....سبحاني جعفر ،منشور جاويد، ناشر انتشارات موسسه سيدالشهداء ، پائيز 1369ش ، ج 9، از ص 400 به بعد.

موضوع قفل شده است