ثبت قرارهای آسمانی در عصر غیبت

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ثبت قرارهای آسمانی در عصر غیبت

سلام عزیزان@};-

بی شک، در عصر غیبت و دوره اخرالزمان، قلوب منتظران بیش از هر زمانه ای به ارتباط معنوی و صیغل بخشی و جلا دادن محتاج است تا از فتنه ها و آسیبهای آخرالزمانی و هجوم شبهات گوناگون اعتقادی و اخلاقی مصون بماند. لازمه این دستاورد ارزشمند، تمرکز و تکرار قرارهای معنوی و آسمانی در طول سال و ماه و هفته و ایام و حتی لحظات است.

بی شک، هر یک از ما و شما تجربیاتی گرانقدر از این قبیل قرارهای معنوی و آسمانی داریم که با تبادل آن می توانیم هم در سازندگی روح معنویت و انتظار در وجود خودمان و هم در دیگران مؤثر باشیم.

پس بیاییم در این فضا، تجربیات موفق خود و یا راهکارهای عملی و کاربردی که در زندگی دیگران دیده و شنیده ایم را بعنوان "قرارهای معنوی و آسمانی" در دسترس دیگر منتظران قرار دهیم. باشد تا خیر و برکت این تبادل خیر، ساحت زندگیمان را مصفاتر و نورانی تر سازد. ان شاء الله

منتظر حضور و مشارکت گرمتان هستیم ...@};-

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]به نام جلابخش عقلها و زنده کننده قلبها
بیاییم با خدا قرار بذاریم که هر روز مناجات الزاهدین امام سجاد ع رو بخونیم؛ چه هیچ چیزی مثل دنیا انسانها رو شکار نکرده. اگر از این در امان باشیم بیشتر راه رو و شاید تمام راه رو رفتیم.
مناجات الزاهدین در آخر مناجات خمس عشر در کتاب مفاتیح الجنان است.[/][/][/]

سَلاَمٌ قولاً مِن رَبٍّ رَّحیِم@};-

بیاییم در اوضاع و احوال نگران کننده آخرالزمان، قرآن را وارد زندگیمان کنیم! اینکه قلبهامان هجران دارد، ناآرام و بی ثبات است، گرفتار حاشیه های کاذب و فرصت سوز است و ... همه و همه از مهجوریت قرآن از شعاع زندگی هایمان است. قرآن که مهجور باشد فطرت هامان مهجورند و نفس اماره میدان دار اداره امور ما می شود.

در این اوضاع و احوال هر کسی وظیفه اش این است که باید انسان قرآنی بشود. انسان قرآنی کسی است که: لا یمسه الا المطهرون، چنانکه قرآن: "لا یمسه الا المطهرون" است.

انسان قرآنی حرف می زند پاک، غذا می خورد پاک، می بیند پاک، خیالش طاهر، ذکرش، عقلش، قلمش، امضایش، شهادتش، کسب و کارش، همه قرآنی است. چون انسان آنچه را می شنود، آنچه را می بیند، آنچه را می خورد، به هر کجا می رود و ... همه را مس می کند و انسان قرآنی کسی است که لایمسه الا المطهرون.

بیاییم روزانه خودمان را به هر میزان که می توانیم به قرآن عرضه کنیم! از شلوغی ها و سروصداهای زندگی به قرآن پناه ببریم! به صاحب قرآن ثابت کنیم که همه وجود ما تشنه قرآن است! سرگردان و متحیر قرآنیم! پناهنده به قرآنیم! و ... وقتی مدتی هر روز با قرآن زندگی کردیم، دیگر اوقات زندگی هم قرآنی می اندیشیم، قرآنی تصمیم می گیریم، قرآنی قدم بر می داریم، قرآنی سخن می گوییم، قرآنی عمل می کنیم و ...

موفق باشید ...@};-

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

مَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فى بَیْتٍ مِنْ بُیوتِ اللّه‏ِ یَتْلونَ کِتابَ اللّه‏ِ وَ یَتَدارَسونَهُ بَیْنَهُمْ اِلاّ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکینَةُ وَ غَشِیَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَ ذَکَرَهُمُ اللّه‏ُ فیمَنْ عِنْدَهُ؛
هیچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه‏اى از خانه‏ هاى خدا برقرار نشد، مگر این که آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در میان کسانى که در نزدش هستند، از آنان یاد کرد.

مشکور;937872 نوشت:
سلام عزیزان

بی شک، در عصر غیبت و دوره اخرالزمان، قلوب منتظران بیش از هر زمانه ای به ارتباط معنوی و صیغل بخشی و جلا دادن محتاج است تا از فتنه ها و آسیبهای آخرالزمانی و هجوم شبهات گوناگون اعتقادی و اخلاقی مصون بماند. لازمه این دستاورد ارزشمند، تمرکز و تکرار قرارهای معنوی و آسمانی در طول سال و ماه و هفته و ایام و حتی لحظات است.

بی شک، هر یک از ما و شما تجربیاتی گرانقدر از این قبیل قرارهای معنوی و آسمانی داریم که با تبادل آن می توانیم هم در سازندگی روح معنویت و انتظار در وجود خودمان و هم در دیگران مؤثر باشیم.

پس بیاییم در این فضا، تجربیات موفق خود و یا راهکارهای عملی و کاربردی که در زندگی دیگران دیده و شنیده ایم را بعنوان "قرارهای معنوی و آسمانی" در دسترس دیگر منتظران قرار دهیم. باشد تا خیر و برکت این تبادل خیر، ساحت زندگیمان را مصفاتر و نورانی تر سازد. ان شاء الله

منتظر حضور و مشارکت گرمتان هستیم ...


سلام مجدد@};-

برای اینکه انسان شاکله وجودی خودش را در زمانه غیبت و در گیرودار خطرات و فتنه های آخرالزمان اولاً رشد و پیشرفت ببخشد و سرمایه های وجودیش را تقویت و فعال کند و ثانیاً در برابر خطرات و آسیبها مقاوم ساخته ایمنی بخشد باید در چهار حوزه و عرصه اساسی روی خودش کار کند، این چهار حوزه اساسی را مقام معظم رهبری در بیانات مورخ ۸۹/۹/۱۰ خودشان بیان فرمودند: « چهار عرصه‌ی اساسی وجود دارد...»

الف- «در درجه‌ی اول، پیشرفت در عرصه‌ی فکر است. ما بایستی جامعه را به سمت یک جامعه‌ی متفکر حرکت دهیم؛ این هم درس قرآنی است...»: قطعاً نقطه شروع پیشرفت جامعه، اینست که افراد جامعه خودشان را از لحاظ فکری و معرفتی قوی کنند بتوانند یک مهندسی قوی فکری و معرفتی را در اندیشه خودشان طرح ریزی کنند، اگر افراد جامعه از لحاظ فکری و معرفتی دارای یک ساختار منظم و هدفمند بشوند در هر فضایی که قرار بگیرند، دیگرانی که در شعاع ایشان قرار می گیرند نیز متأثر از ایشان می شوند.

ب- «عرصه‌ی دوم - که اهمیتش کمتر از عرصه‌ی اول است - عرصه‌ی علم است. در علم باید ما پیشرفت کنیم. البته علم هم خود، محصول فکر است...»: وقتی گفته می شود علم یعنی هر کس در هر موقعیت و جایگاهی که هست باید تلاش کند خودش را از لحاظ علمی و تخصصی در حیطه کاریش قوی کند. زیرا یکی از آثار علم تولید قدرت و نفوذ است، علم و تخصص، هم خود انسان را قدرتمند و متنفذ می کند و سطح نفوذ و قدرت کلام و رفتار آدمی در جامعه و دیگران را بالا می برد.

ج- «عرصه‌ی سوم، عرصه‌ی زندگی است، ..که همه‌ی چیزهائی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل اساسی و خطوط اساسی مطرح است... مثل امنیت، مثل عدالت، مثل رفاه، مثل استقلال، مثل عزت ملی، مثل آزادی، مثل تعاون، مثل حکومت. اینها همه زمینه‌های پیشرفت است، که باید به اینها پرداخته شود...»: باید در کنار تقویت فکر و علم و تخصص به مدیریت شئون زندگی که در همه سطوح اجتماع که کوچکترین آن خانواده است پرداخت. انسان اگر در زندگی شخصی و خانوادگی اش موفق نباشد، امنیت و استقلال و رفاه نسبی و عزت و آزادی و ... نداشته باشد احساس سرخوردگی می کند و حتی نمی تواند روی همسر و فرزندان خودش تأثیر مثبت تربیتی بگذارد تا چه رسد به تأثیر بر دیگران! پس باید با برنامه ریزی و عزم راسخ و کوشش و تلاش طاقت فرسا چارچوبهای لازم و نسبی زندگی را سازماندهی کند.

د- «عرصه‌ی چهارم - که از همه‌ی اینها مهمتر است و روح همه‌ی اینهاست - پیشرفت در عرصه‌ی معنویت است.»: در این مجال نیز باید همچون عرصه های قبلی، بلکه با اهتمام و عزمی راسخ تر و برنامه ای مدون تر به تقویت قوای روحی و معنوی خویش بپردازد. انسانی که برای معنویت و ارتباط با خدا و اهل بیت (ع) هیچ قرار آسمانی و معنوی ندارد بمثابه تشنه ای است که بدنبال آب نبوده و فقط در میدان زندگی به سراب ها دل خوش داشته و بجای جستجوی نور و ثبات و امنیت و آرامش، جستجوگر ظلمات و تاریکیها و حیرت و سرگردانی در بیابان دنیاست.

دوستان عزیز تجربیات ناب و ارزشمند خودشان را در این 4 عرصه مهم و حیاتی برای استفاده ما و دوستان ایراد کنند ...

بی شک، غرض، رسیدن به انسان کامل است و تحقق کمال نهایی از گذر پرداختن به همه عرصه های مزبور میسور و ممکن است. قرارهای آسمانی و معنوی باید هم به رشد ساحت فکر، هم علم، هم زندگی و هم معنویت بینجامد.

با تشکر و سپاس@};-

مشکور;938150 نوشت:
الف- «در درجه‌ی اول، پیشرفت در عرصه‌ی فکر است. ما بایستی جامعه را به سمت یک جامعه‌ی متفکر حرکت دهیم؛ این هم درس قرآنی است...»: قطعاً نقطه شروع پیشرفت جامعه، اینست که افراد جامعه خودشان را از لحاظ فکری و معرفتی قوی کنند بتوانند یک مهندسی قوی فکری و معرفتی را در اندیشه خودشان طرح ریزی کنند، اگر افراد جامعه از لحاظ فکری و معرفتی دارای یک ساختار منظم و هدفمند بشوند در هر فضایی که قرار بگیرند، دیگرانی که در شعاع ایشان قرار می گیرند نیز متأثر از ایشان می شوند.

سلام مجدد@};-

یکی از "قرارهای آسمانی و معنوی" عرصه رشد و پیشرفت فکر است که اگر آدمی بتواند مهندسی فکرش را در مسیر معرفت و اندیشه درست و الهی مستقیم کند، این عرصه روی دیگر عرصه های شخصیتی و زندگی انسان، روی ساحت علم و کار و عمل، روی ساحت ساماندهی امور زندگی و روی ساحت معنویت و تقوا نیز تأثیر خودش را خواهد گذاشت. در این مجال به چند ساز و کار و برنامه علمی و عملی فکری و معرفتی تحت عنوان "قرارهای معنوی و آسمانی" اشاره می کنیم:

1. هر کس می خواهد در شرایطی که اندیشه های وارداتی غیرسالم از زمین و زمان ساحت اندیشه و فکر فرد فرد جامعه ما را تهدید می کند و در سر هر گذری! سامری ها بساط فتنه گری شان را پهن کرده اند و ایسم ها و مکاتب بشری شرق و غرب داد سعادت و نجات و برنامه های کمالی خوش زرق و برق سر می دهند! و در این میدان هجوم اندیشه های بی بنیان گوناگون، فکر و ذهن و اندیشه و اعتقاد ما و فرزندان و اهلمان در خطر است، باید یک برنامه مطالعاتی دقیق و منسجم و صد البته منظم و همه روزه داشته باشیم، مطالعه کتابهای فکری و عقیدتی باید جزو برنامه ضروری و بی بدیل زندگی ما و خانواده ما قرار گیرد.

2. در این میدان باید بگونه ای برنامه ریزی کنیم که همچون کسی که تازه وارد میدان ورزش می شود(ورزش فکری) از وزنه های سبک و کتابهای کم حجم و آسان و فرصت های محدود شروع کنیم و آرام آرام وزنه ها را ارتقاء بخشیده و فرصت بیشتری را برای مطالعه اختصاص دهیم تا ملول و خسته و دل زده نشویم. مثلاً در آغاز کار این قرار معرفتی و آسمانی را با خودمان بگذاریم که کتاب اصول عقاید آیت الله مصباح را برداریم و روزانه با 20 دقیقه و یا 10 الی 15 صفحه شروع کنیم. البته هر کس در هر سطحی که هست! ممکن است کسی مبتدی باشد با کتاب رمان و داستانهای معرفتی شروع کند و کسی واجد بنیه قوی تر و از کتابهای شهید مطهری و منابع استاد مصباح یزدی، شهید بهشتی، آیت الله هاشمی نژاد و ... آغاز نماید. البته باید بعد از اینکه با پیگیری یک دوره مقدماتی مطالعه، عطش مطالعه و ورزش فکری در شما ایجاد شد به سیر منطقی مجموعه مطالعاتی که در نظر دارید توجه ویژه داشته باشید تا حداکثر استفاده را در این مسیر تأمین کنید.

3. در این قرار فکری و معرفتی، آنچه خوانده ایم و فهمیده ایم را بصورت خلاصه و چکیده در دفتری یادداشت کنیم زیرا به اعتراف اکثر اهل معرفت و تحقیق، یادداشت مطالب به استقرار و ثبات آنها خواهد انجامید و نیز مطالب خوانده شده را در جمع اعضاء خانواده و یا دوستانمان بطور خلاصه و چکیده و با زبان ساده بیان کنیم! قطعاً این کار هم موجب بهره مندی دیگران از این دسته معارف خواهد شد و هم در نهادینه کردن و تقویت بیان و هم اعتماد بنفستان مؤثر است و فضای گفتگو و نقد و بررسی و تفکر و تأمل بیشتر پیرامون موضوعات معرفتی را فراهم خواهد ساخت. ضمن آنکه با این کارکرد گو اینکه شما در تلاش هستید تا فرهنگ مطالعه و بیان و گفتگوهای معرفتی و تفکر و تأمل را در دیگران نیز احیاء کنید.

4. از کنار مطالبی که مطالعه می کنید خصوصاً گزاره های معنادار و عمیق که نیازمند تأمل و تفکر و رجوع به منابع دسته اول (تفاسیر و ...) و پرسش از کارشناسان است به راحتی نگذرید، اگر می خواهید تشنگی وجودتان را کاملاً سیراب کنید و آنچه می خوانید را عمیق و وثیق بفهمید و بتوانید در مواضعی که ضرورت دارد، برای دیگران نیز بیان کنید و از حق دفاع کرده و باطلی را آشکار سازید باید سررشته مفاهیم و معانی و عبارتهای معنادار و عمیق را به راحتی رها نکرده و از کنارشان به آسانی عبور نکنید. بنابراین م یتوانید در کنار مطالعه کتابهایی که در دستور کار قرار داده اید مواردی که با ابهام و سؤال روبرو می شوید در دفترچه ای یادداشت نموده و در فرصتی مقتضی در فضاها و مراکز پاسخگویی و یا از اهل خبره در کانون ها و مساجد محل طرح سؤال کنید!

5. این برنامه فکری و معرفتی، بخش وسیعی از خلاء های فکری و ذهنی شما را پوشش می دهد، خلاء هایی که گاهاً محل عبور و مرور افکار و تخیلات موهوم و شیطانی است و در اکثر موارد جولان همین افکار و تخیلات پوچ، واهی و شیطانی، روح و روان شما را درگیر خود ساخته و نفس شما را مستعد تمایل و گرایش به گناه و آلودگی های گوناگونی می کند و گاهی ناخواسته متأثر از همین افکار خود را در وضعیت گناه آلود مشاهده می کنید! در حالیکه اگر بتوانید ساحت فکر و اندیشه و ذهنتان را درگیر مباحث معرفتی و دینی و اخلاقی کنید، افکار الهی و دینی و مبانی ارزشی و انسانی وجود شما را چنان در بر خواهد گرفت و درگیر این قبیل مقولات می شوید که فرصتی برای جولان افکار و اوهام شیطانی و کارهای لغو و بیهوده باقی نخواهد گذاشت.

ان شاء الله در پست های بعدی به نکات دیگری اشاره خواهیم کرد ...@};-

به امید مشارکت همه دوستان ...@};-

مشکور;938150 نوشت:
ج- «عرصه‌ی سوم، عرصه‌ی زندگی است، ..که همه‌ی چیزهائی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل اساسی و خطوط اساسی مطرح است... مثل امنیت، مثل عدالت، مثل رفاه، مثل استقلال، مثل عزت ملی، مثل آزادی، مثل تعاون، مثل حکومت. اینها همه زمینه‌های پیشرفت است، که باید به اینها پرداخته شود...»: باید در کنار تقویت فکر و علم و تخصص به مدیریت شئون زندگی که در همه سطوح اجتماع که کوچکترین آن خانواده است پرداخت. انسان اگر در زندگی شخصی و خانوادگی اش موفق نباشد، امنیت و استقلال و رفاه نسبی و عزت و آزادی و ... نداشته باشد احساس سرخوردگی می کند و حتی نمی تواند روی همسر و فرزندان خودش تأثیر مثبت تربیتی بگذارد تا چه رسد به تأثیر بر دیگران! پس باید با برنامه ریزی و عزم راسخ و کوشش و تلاش طاقت فرسا چارچوبهای لازم و نسبی زندگی را سازماندهی کند.

سلام مجدد@};-

ضمن تبریک ولادت با سعادت شمس الشموس، انیس النفوس امام رؤؤف علی بن موسی الرضا علیه السلام@};- یکی از قرارهای معنوی و آسمانی به اقتضاء زمان که مورد توصیه دین مبین اسلام هم قرار گرفته، گشایش دادن به خانواده در شب و روز جمعه و در اعیاد و مناسبت های دینی و مذهبی است. جمعه حکم عید برای مسلمانان را دارد و گشایش دادن به خانواده در اعیاد و جمعه ها بنوعی زمینه ساز القاء فرهنگ دین و مذهب و گرایش و تمایل قلوب خانواده و فرزندان به دین و معنویت است. توجه دادن خانواده به این ایام خاص، روح ایشان را با ایام الله که سراسر خیر و برکت است پیوند می بخشد.

امام رضا (علیه السلام) در خصوص سفارش به روز جمعه می فرماید: "بَرُّوا أَهَالِیکمْ وَ أَوْلَادَکمْ جُمُعَةً إِلَی جُمُعَة؛ در روزهای جمعه به همسر و فرزندان خویش نیکی کنید." (صدوق، بی تا: 407) از جمله نکته هایی که از حدیث اشاره شده می توان به دست آورد، این است که مدیر خانواده باید روزی چون روز جمعه- که از اعیاد مهم اسلامی است- را برای توجه عاطفی و مادی ویژه خانواده قرار دهد و موجب نشاط و شادمانی آنها شود و از سوی دیگر، در کنار توجه عاطفی و مادی و ایجاد نشاط زمینه توجه خانواده به ارزش های دینی جمعه را نیز فراهم کند، زیرا این امر در ایجاد صمیمیت و گرم شدن کانون خانواده اهمیت دارد.

البته نیکی کردن به خانواده همیشه خوب است، اما امام هشتم علیه السلام که به نیکی کردن در روز جمعه تاکید و تصریح می کند، برای این است که روز جمعه یکی از اعیاد مسلمین و روز شادی و نشاط است و خانواده یک فرد مسلمان باید خاطره خوش و با نشاطی از آن روز داشته باشد و با رسیدن جمعه ناخودآگاه مسرور و شادمان گردد. برای همین منظور ایجاد شرایط نشاط و شادی و رفاه بیشتر زندگی و خانواده در روز جمعه و فراهم آوردن اسباب تفریح خانواده با بردن ایشان به فضایی خارج از خانه (دشت و کوه و باغ و پارک و ...) برای تفرج و یا انجام صله رحم و دید و بازدید از فامیل که معمولاً مطلوب فرزندان است. می تواند در تحکیم رابطه دینی و معنوی ایشان و تقویت روابط خانوادگی بسیار مؤثر باشد.


در پست های بعد نکات دیگری را تقدیم خواهیم کرد ...@};-

سلام عزیزان@};-

شبهای جمعه که صدای منادی از اول شب تا به صبح در گوش عالم می پیچد که: آیا توبه کننده ای هست تا بدرگاه خدا بیاید تا توبه اش بپذیریم? آیا گرفتاری هست تا به در این خانه التجاء کند تا گرفتاری اش را برطرف سازیم? و ...

لحظاتی را برای لبیک گفتن به ندای منادی حق و برای استغاثه و التجاء به ارحم الراحمین خالی کنیم. در حالیکه منادی در لیله جمعه پیوسته بندگان را به خیر و نیکی و برخورداری از رحمت الهی ندا داده دعوت می کند، قطعا دعا و تمنا و التماس و استغاثه به اجابت نزدیکتر است.

در زندگی اگر خدا نباشد، انسان از حیات طیبه ساقط و نابود می شود. اسلام می‌گوید با خدا رفاقت داشته باش و کارها را به دست او بسپار. اگر به مردم وابسته باشیم و به آن ها تکیه کنیم، کاری از دست آن‌ها برنمی آید، چرا که آن‌ها نیز مشکلاتی مثل ما دارند. همه فقیریم، ناتوانیم، محدودیم. خداوند می فرماید: "یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید".(فاطر، 15)

ما در زندگی هامان هزار و یک مشکل و حاجت و تمنای ریز و درشت داریم و هرکجا هم کم می آوریم یا به در بسته می خوریم میگوییم خداااااا !!! ببینیم خدا کجای زندگی های ماست! شبهای جمعه او من و تو را صدا می زند، به کرات هم صدا می زند، به سوی خود دعوت می کند. همه چیز برای طرح یک رفاقت صمیمی و دوطرفه که تمام سود و سود تمامش به نفع ماست، پیوند و قراردادی که منافعش یکطرفه و در حالت برد - برد برای ماست، او فقط می بخشد اضافه بر سازمان هم می بخشد.

پس تا فرصت هست! به دعوت خدا لبیک بگوییم! و شب جمعه ای یا همان ساعتی که قلبمان متوجه آغوش رحمت الهی شده با یک "تصمیم نورانی" و یک "قرار معنوی و آسمانی" از بازگشت به خدا و معنویت درنگ نکنیم!

ادامه دارد ...@};-

سلام عزیزان@};-

می گفت: قبل از رسیدن به سن تکلیف، دغدغه پاک ماندن از گناه داشت از مادرش پرسید چه کنم؟ مادرش گفت: خوب اگر گناه کردی توبه می کنی !به مادرش گفت: دلت می آید لباس پاکیزه ای که خدا داده را کثیف کنم؟ آیا لباسی که پاک مانده با لباسی که آلوده شده و سپس شسته اند برابر است؟ مادرش گفته بود: آرزوی شهادت کن! پرسید: شهادت چیست؟ مادرش گفت: شهید مقام والایی نزد خدا دارد و با اولین قطره خونی که از بدنش می چکد پاک از همه گناهان خدا را ملاقات می کند.

اینطرف و آنطرف افتاد دنبال اینکه چه کند تا شهید بشود! گفته بودند اگر نماز امام زمان (عج) که در مسجد مقدس جمکران و سهله می خوانند را شبهای چهارشنبه بخوانی آرزویت برآورده می شود. او تصمیم گرفت این نماز را هر شب بخواند و چنین کرد تا به آرزوی قلبی اش یعنی شهادت رسید.(بنقل از سخنرانی استاد پناهیان).

من و تو هم اگر آرزوی پاک بودن و امام زمانی شدن را داریم چرا دست روی دست گذاشته ایم! حتماً که نباید به مسجد مقدس جمکران یا مسجد مقدس سهله مشرف شویم. می توانیم بین خودمان و خدای خودمان یک "قرار معنوی و آسمانی" بگذاریم! هر شب چهارشنبه خودمان را به زیارتگاه امامزاده ای یا مسجدی در شهرمان برسانیم و این نماز با فضیلت را بخوانیم. باور کنیم مداومت و اصرار بر این نماز، قطعاً حال دلمان را بهتر و گوشه و کنار زندگیمان را پاکیزه تر و مسیر حرکتمان در زندگی را نورانی تر خواهد کرد.

فرصت را از کف ندهیم و از همین هفته شروع کنیم ... بسم الله@};-

مشکور;938150 نوشت:
ج- «عرصه‌ی سوم، عرصه‌ی زندگی است، ..که همه‌ی چیزهائی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل اساسی و خطوط اساسی مطرح است..... انسان اگر در زندگی شخصی و خانوادگی اش موفق نباشد، امنیت و استقلال و رفاه نسبی و عزت و آزادی و ... نداشته باشد احساس سرخوردگی می کند و حتی نمی تواند روی همسر و فرزندان خودش تأثیر مثبت تربیتی بگذارد تا چه رسد به تأثیر بر دیگران! پس باید با برنامه ریزی و عزم راسخ و کوشش و تلاش طاقت فرسا چارچوبهای لازم و نسبی زندگی را سازماندهی کند.

سلام مجدد@};-

در پست 5 گفتیم که طبق چارچوب مدل "پیشرفت فرد و جامعه" که از سخنان رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای الهام گرفتیم، در کنار تقویت و پرداختن به عرصه های فکر و علم و معنویت، یکی از شئون برنامه های زندگی ما پرداختن و تقویت عرصه زندگی است که در کنار تأمین جهات مادی زندگی باید به تأمین جهات معنوی زندگی و خانواده که اخلاق مداری رکن رکین آن است نیز توجه نمود.

در این مجال، می خواهیم به یکی از برنامه های مؤثر در مهندسی و جهت بخشی به ساختمان خانواده که النهایه به سلامت و آرامش روح و روان زندگی و خانه می انجامد اشاره کنیم. بی شک این نسخه مغفول و فضیلت فراموش شده را می توان یک "قرار معنوی و آسمانی" دانست که علاوه بر عرصه سوم (زندگی سازی) با عرصه اول و چهارم پیشرفت، یعنی استقرار و آرامش و جهت بخشی به فکر و تنظیم و تبیین بنیان معنویت در خانواده نیز رابطه مستقیم دارد:

ما پدران و مادران، معمولا مهر و محبت مان را خرج بچه های فامیل و میهمان می کنیم، آنها را در آغوش می کشیم و می بوسیم و به انحاء مختلف، مورد احترام و تکریم قرار می دهیم. در حالیکه فرزندان خودمان به این مهر و محبت و عشق ورزی و تکریم شایسته ترند.

آدم از بعضی متدینان تعجب می کند که گو اینکه با فرزندان خودشان غریبه اند! آغوش مهر و محبتشان را از ایشان دریغ می کنند، نه تکریم و احترامی و نه بوسه ای مهربانانه تا گرمای وجودشان را با ایشان تقسیم کنند و اصول مهرورزی را به ایشان بنوشانند.

محبت به فرزند و بوسه ای از سر مهر تمام سلولهای وجودش را جذب و جلب کانون گرم خانه کرده و از خطرات بیرونی ایمن می سازد. هر قدر محبت و عشق ورزی بیشتر، تمایل و گرایش فرزندان به مشی و مرام و مسلک و مرام والدین بیشتر. خصوصا اگر این محبت و عشق ورزی ها بموقع باشد، اگر فرزندان محبت ما را قبل و بعد نماز و فرایض، هنگام بازگشت از مسجد و زیارت و هیأت و نماز جمعه و دیگر برنامه های معنوی ببینند و درک کنند غیرمستقیم بدنبال علت این مهربانی ها می گردند و بین دینداری، معنویت و با خدابودن با محبت و اخلاق و عشق ورزیدن به خانواده رابطه ای مستقیم برقرار ساخته و در این تجزیه و تحلیل، همه وجودشان عاشق دین و معنویت و اخلاق می شود.

بالعکس، اگر بعد از اقامه نماز، آمدن از مسجد، نماز جمعه، زیارت، هیأت یا یک قرار معنوی با خانواده و فرزندانمان بداخلاقی و ترش رویی کنیم، آنها ناخواسته با تجزیه و تحلیلی درونی، دستورات و تکالیف دین و برنامه های معنوی را عاری از فایده در ساختن زندگی و انسان دانسته و یک گام به انکار معارف و معتقدات دینی نزدیکتر می شوند.

اخلاق در خانواده و محبت به فرزندانمان را جدی بگیریم.@};- ادامه دارد ...@};-

سلام عزیزان@};-

از جمله "قرارهای معنوی و آسمانی تسکین بخش" در طول زندگی می توان به قراری که بطور خاص، خدای سبحان برای ارتباط ما با حضرتش مقرر کرده اشاره کرد. قراری که چون از طرف صاحب قرار تنظیم شده به نتیجه مطلوب بسا نزدیکتر است. ما معمولاً نمازخوان هستیم اما به نماز به چشم یک تکلیف و وظیفه صرف می نگریم فلذا اگر سنگین و کسل نباشیم اما معمولاً آن طراوت و شادابی و رجوع توأم با عشق و دلدادگی را هم در نمازها احساس و ادراک نمی کنیم.

اگر در یک تغییر نگرش نورانی در ساحت فکر و اندیشه مان و با عزم و صلابت و تکرار و تمرین، نماز را نه بعنوان یک تکلیف در حاشیه دیگر امور زندگی بلکه بعنوان روح و قلب و ستون خیمه زندگی که همه امور دیگر دائر مدار آن بوده و تحت الشعاع حیات و حرکت آن زنده و متحرک و پابرجایند بنگریم، آنگاه تعامل و مواجهه ما با نماز متفاوت خواهد شد.

در این میان، می توان بصورت عملی هم تمرین کرد که تمام هم و غم و دقتمان را مصروف آن کنیم که هیچ کاری را بر نماز اول وقت (و ترجیحا با جماعت) ترجیح ندهیم، زیرا نماز امر خداست و بسا دیگر امور، تدبیر ما هستند، این تمرین و تمرکز بر ترجیح امر خدا بر امور و تدابیر خودمان، موجب می شود این حالت نورانی در تمام ساحات و شئون زندگی مان سایه افکنده و تمام زوایای آن را سرشار از نور و رحمت و زیبایی کند، آنگاه در میدان های مختلف بندگی(انجام واجبات و ترک محرمات) خیلی سهل و آسانتر و با فراغ بال تر اوامر حقتعالی را بر خواسته های خویش ترجیح می دهیم. همین حالات، گام به گام ما را به یک زندگی و حال خوب، نزدیک و نزدیک تر خواهد ساخت. اگر نگاهی به زندگی اولیاء خدا و اصحاب معرفت و توصیه های آنها بیندازیم، مشاهده می کنیم که اکثراً عامل اصلی توفیق خود را در توجه و اهتمام ویژه به نماز اول وقت بیان کرده و راه تحصیل همه کمالات ممکنه برای بشر عادی را در پرداختن به این مهم برشمرده اند.

بعلاوه، اگر تمرین کنیم که مقدمات و تعقیبات نماز را بنحوی شایسته تر و با عشق و توجه بیشتری انجام دهیم و نیز اگر سعی کنیم معانی و معارف و اسرار و فلسفه نماز و اجزاء و ارکان و اذکار نماز را بهتر و بیشتر بفهمیم، در تکمیل پازل شرط و شروط بندگی بسا تأثیرگذارتر خواهد بود.

در پست های بعد، ان شاء الله، بحول و قوه الهی تلاش خواهم کردم برای بهتر و زیباتر شدن زندگی و تحصیل حال خوب، راهکارهایی عملی و کاربردی در خصوص رجوع زیبا و عاشقانه به نماز را تقدیم کنم. به امید آنکه حال دلمان و حال و هوای زندگیمان روز به روز زیبا و آرامتر شود. ان شاء الله@};-

ادامه دارد ...@};-