تقلید در مصادیق احکام از منظر عقل

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تقلید در مصادیق احکام از منظر عقل

با سلام و احترام

تقلید در مصادیق احکام از منظر عقلی چه حکمی دارد؟

پیش از طرح سوال مقدمه ای لازم است گفته شود.
همانطور که میدانید تقلید در احکام جایز است.
و میگویند تقلید در احکام، از منظر عقلی ایرادی ندارد.
بلکه عقل حکم میکند در احکام شرعی و غیر شرعی به متخصص رجوع کنیم.
اما عده ای با این مطلب مخالف هستند و میگویند تقلید در احکام به صورت مطلق جایز نیست و شرط و شروطی دارد. اگر با عقل ما جور در نیامد نباید از متخصص تقلید کنیم.عقا گریزی یا عقل ستیزی اهمیت ندارد مهم این است که ما اشکالی در ذهنمان آمده است.
مثلا اگر دکتر کاری خواست انجام بدهد که با عقل ما جور در نیامد ما نباید از امر دکتر پیروی کنیم و باید دکتر بتواند ما را قانع کند. یعنی اهمیتی ندارد که دکتر بگوید من از تو داناترم و باید گوش کنی. البته در مواردی که عقل، مخالفتی ندارد یا اشکالی در فرمان دکتر نمی بیند، از فرمان دکتر تبعیت میکند.

سوال اصلی بنده در واقع درباره تقلید در احکام نیست بلکه درباره تقلید در مصادیق احکام است. اما از آنجا که این دو مسئله در ارتباط هستند میخواهم درباره هر دو صحبت کنیم. البته بنده تمرکزم را روی تقلید مصداقی میگذارم و هر جا که لازم بود درباره تقلید در احکام صحبت خواهیم کرد.

طرح سوال : تقلید در مصادیق

گفته میشود تشخیص مصادیق بر عهده مکلف است.
مجتهد ها و مراجع ، احکام شرعی را بیان میکنند و تشخیص مصداق بر عهده مکلف قرار دارد.
مثلا مرجع تقلید میگوید موسیقی لهوی حرام است.
اما تشخیص لهوی بودن بر عهده مکلف است.
اکنون سوال در این است که تقلید کردن در تشخیص مصداق، از منظر عقلی چگونه است؟
البته من نمی دانم حکم شرعی این مسئله چیست. که اگر کارشناس لازم دانستند به این سوال نیز پاسخ بدهند.

حالا من دو فرض کلی برای تقلید در مصادیق بیان میکنم تا سوال، گویا تر باشد.

فرض اول ( تقلید در می دانم ها یا بگوییم تقلید عالم از اعلم )

( که البته دانسته های ما اقسامی دارد برخی موارد مربوط به درون ما است مثل حس حسادت،گرسنگی و شهوت و برخی نمود خارجی دارد و برخی به عوامل خارجی بستگی دارد و برخی ترکیبی از اینها است. )

مثلا من با علم خودم میدانم فلان کار حرام است یا برای من حرام است . بعد آقای عمرو میگوید آن کار حرام نیست یا برای تو حرام نیست.
مثلا من میدانم فلان کار، ظلم است بعد آقای عمرو میگوید آن کار ظلم نیست.
و من از آقای عمرو تقلید میکنم. اگر گفت ظلم است، انجام نمیدهم. اگر گفت ظلم نیست انجام میدهم.
در این فرض از منظر عقلی ، تقلید کردن در مصادیق ایرادی دارد؟

فرض دوم ( تقلید در نمی دانم ها یا بگوییم تقلید جاهل از عالم )

مثلا من نمیدانم فلان کار حرام است یا حلال است؟ بعد از آقای عمرو تقلید میکنم. اگر او گفت حلال است انجام میدهم. اگر گفت حرام است انجام نمیدهم.
مثلا من نمیدانم فلان کار ظلم است یا ظلم نیست.
از آقای عمرو تقلید میکنم. هر مصداقی که او تشخیص داد ظلم است، ترک میکنم. و هر مصداقی که تشخیص داد ظلم نیست انجام میدهم.

عقل چه می گوید ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد سجاد

بیت المعمور;1010165 نوشت:
با سلام و احترام

تقلید در مصادیق احکام از منظر عقلی چه حکمی دارد؟

پیش از طرح سوال مقدمه ای لازم است گفته شود.
همانطور که میدانید تقلید در احکام جایز است.
و میگویند تقلید در احکام، از منظر عقلی ایرادی ندارد.
بلکه عقل حکم میکند در احکام شرعی و غیر شرعی به متخصص رجوع کنیم.
اما عده ای با این مطلب مخالف هستند و میگویند تقلید در احکام به صورت مطلق جایز نیست و شرط و شروطی دارد. اگر با عقل ما جور در نیامد نباید از متخصص تقلید کنیم.عقا گریزی یا عقل ستیزی اهمیت ندارد مهم این است که ما اشکالی در ذهنمان آمده است.
مثلا اگر دکتر کاری خواست انجام بدهد که با عقل ما جور در نیامد ما نباید از امر دکتر پیروی کنیم و باید دکتر بتواند ما را قانع کند. یعنی اهمیتی ندارد که دکتر بگوید من از تو داناترم و باید گوش کنی. البته در مواردی که عقل، مخالفتی ندارد یا اشکالی در فرمان دکتر نمی بیند، از فرمان دکتر تبعیت میکند.

سوال اصلی بنده در واقع درباره تقلید در احکام نیست بلکه درباره تقلید در مصادیق احکام است. اما از آنجا که این دو مسئله در ارتباط هستند میخواهم درباره هر دو صحبت کنیم. البته بنده تمرکزم را روی تقلید مصداقی میگذارم و هر جا که لازم بود درباره تقلید در احکام صحبت خواهیم کرد.

طرح سوال : تقلید در مصادیق

گفته میشود تشخیص مصادیق بر عهده مکلف است.
مجتهد ها و مراجع ، احکام شرعی را بیان میکنند و تشخیص مصداق بر عهده مکلف قرار دارد.
مثلا مرجع تقلید میگوید موسیقی لهوی حرام است.
اما تشخیص لهوی بودن بر عهده مکلف است.
اکنون سوال در این است که تقلید کردن در تشخیص مصداق، از منظر عقلی چگونه است؟
البته من نمی دانم حکم شرعی این مسئله چیست. که اگر کارشناس لازم دانستند به این سوال نیز پاسخ بدهند.

حالا من دو فرض کلی برای تقلید در مصادیق بیان میکنم تا سوال، گویا تر باشد.

فرض اول ( تقلید در می دانم ها یا بگوییم تقلید عالم از اعلم )

( که البته دانسته های ما اقسامی دارد برخی موارد مربوط به درون ما است مثل حس حسادت،گرسنگی و شهوت و برخی نمود خارجی دارد و برخی به عوامل خارجی بستگی دارد و برخی ترکیبی از اینها است. )

مثلا من با علم خودم میدانم فلان کار حرام است یا برای من حرام است . بعد آقای عمرو میگوید آن کار حرام نیست یا برای تو حرام نیست.
مثلا من میدانم فلان کار، ظلم است بعد آقای عمرو میگوید آن کار ظلم نیست.
و من از آقای عمرو تقلید میکنم. اگر گفت ظلم است، انجام نمیدهم. اگر گفت ظلم نیست انجام میدهم.
در این فرض از منظر عقلی ، تقلید کردن در مصادیق ایرادی دارد؟

فرض دوم ( تقلید در نمی دانم ها یا بگوییم تقلید جاهل از عالم )

مثلا من نمیدانم فلان کار حرام است یا حلال است؟ بعد از آقای عمرو تقلید میکنم. اگر او گفت حلال است انجام میدهم. اگر گفت حرام است انجام نمیدهم.
مثلا من نمیدانم فلان کار ظلم است یا ظلم نیست.
از آقای عمرو تقلید میکنم. هر مصداقی که او تشخیص داد ظلم است، ترک میکنم. و هر مصداقی که تشخیص داد ظلم نیست انجام میدهم.

عقل چه می گوید ؟

سلام علیکم و رحمه الله

با تشکر از سؤال شما، پاسخ ضمن چند نکته بیان می شود:

1- اینکه گفته شده موضوعات یا مصادیق بر عهده مکلف و فقط احکام بر عهده مجتهد است، کلیت ندارد و در بسیاری از موضوعات و مصادیق بدون دخالت فقهی مجتهد، مشکل حل نشده و ابهام برطرف نمی گردد.

2- ترک عمل به دستور پزشکی که او را متخصص تر از خود می دانیم و به او مراجعه کرده ایم صرفا به دلیل اینکه با افکار ما جور در نمی آید! بر خلاف عقل است.

3- رجوع به اعلم در ندانسته ها معنا پیدا می کند اگر شخصی از طریق درست آن که اجتهاد باشد، علمی پیدا کرده باشد، رجوع به دیگری در آن مسئله بی معناست.
بله اگر این علم از طریق درست آن حاصل نشده باشد یعنی در واقع علم نباشد و توهم علم باشد که قطعا وجود آن اثری نداشته و تنها رجوع به اعلم و عمل به دستور او عقلانی است مانند جایی که اساسا علمی وجود ندارد و شخص خود را مجبور به مراجعه به داناتر از خود می بیند!

در پناه حضرت حق باشید

سجاد;1010734 نوشت:

سلام علیکم و رحمه الله

با تشکر از سؤال شما، پاسخ ضمن چند نکته بیان می شود:

1- اینکه گفته شده موضوعات یا مصادیق بر عهده مکلف و فقط احکام بر عهده مجتهد است، کلیت ندارد و در بسیاری از موضوعات و مصادیق بدون دخالت فقهی مجتهد، مشکل حل نشده و ابهام برطرف نمی گردد.

2- ترک عمل به دستور پزشکی که او را متخصص تر از خود می دانیم و به او مراجعه کرده ایم صرفا به دلیل اینکه با افکار ما جور در نمی آید! بر خلاف عقل است.

3- رجوع به اعلم در ندانسته ها معنا پیدا می کند اگر شخصی از طریق درست آن که اجتهاد باشد، علمی پیدا کرده باشد، رجوع به دیگری در آن مسئله بی معناست.
بله اگر این علم از طریق درست آن حاصل نشده باشد یعنی در واقع علم نباشد و توهم علم باشد که قطعا وجود آن اثری نداشته و تنها رجوع به اعلم و عمل به دستور او عقلانی است مانند جایی که اساسا علمی وجود ندارد و شخص خود را مجبور به مراجعه به داناتر از خود می بیند!

در پناه حضرت حق باشید

با سلام و احترام

نقل قول:
در بسیاری از موضوعات و مصادیق بدون دخالت فقهی مجتهد، مشکل حل نشده و ابهام برطرف نمی گردد.

طبق این مطلب باید مکلفین در تشخیص مصادیق به مرجع تقلید خود مراجعه کنند و از او تقلید کنند درست است؟
نقل قول:
رجوع به اعلم در ندانسته ها معنا پیدا می کند اگر شخصی از طریق درست آن که اجتهاد باشد، علمی پیدا کرده باشد، رجوع به دیگری در آن مسئله بی معناست.

ما می دانیم که مردم مجتهد نیستند پس علم آنها اعتباری ندارد و حجت نیست.
پس مردم باید در تشخیص مصادیق به مرجع تقلید خود مراجعه کنند. درست است ؟
نقل قول:
کلیت ندارد

شما قبول دارید در برخی موارد، انسان ها می توانند مصادیق را تشخیص بدهند.
و در برخی موارد ( بسیاری از موارد ) نمی توانند تشخیص بدهند.
این سوال مطرح می شود که
مردم خودشان باید این موضوع را تشخیص بدهند یا باید از مرجع تقلید خودشان سوال کنند ؟
به عبارت تفصیلی تر
مثلا آقای زید اگر فکر کرد که مصداق این موضوع و حکم فقهی را فهمیده است، پس به دانش خود اعتماد کرده و می گوید من نیازی به مرجع تقلید ندارم.
در این صورت هر کسی، علم و دانش خودش را ملاک برای تشخیص مصادیق قرار خواهد داد.
یا بگوییم دانش ما اعتباری ندارد و باید در مصادیق مختلف، از مرجع تقلید سوال کنیم که آیا علم شما درست است یا خیر ؟

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

بیت المعمور;1010885 نوشت:

با سلام و احترام

طبق این مطلب باید مکلفین در تشخیص مصادیق به مرجع تقلید خود مراجعه کنند و از او تقلید کنند درست است؟

ما می دانیم که مردم مجتهد نیستند پس علم آنها اعتباری ندارد و حجت نیست.
پس مردم باید در تشخیص مصادیق به مرجع تقلید خود مراجعه کنند. درست است ؟

شما قبول دارید در برخی موارد، انسان ها می توانند مصادیق را تشخیص بدهند.
و در برخی موارد ( بسیاری از موارد ) نمی توانند تشخیص بدهند.
این سوال مطرح می شود که
مردم خودشان باید این موضوع را تشخیص بدهند یا باید از مرجع تقلید خودشان سوال کنند ؟
به عبارت تفصیلی تر
مثلا آقای زید اگر فکر کرد که مصداق این موضوع و حکم فقهی را فهمیده است، پس به دانش خود اعتماد کرده و می گوید من نیازی به مرجع تقلید ندارم.
در این صورت هر کسی، علم و دانش خودش را ملاک برای تشخیص مصادیق قرار خواهد داد.
یا بگوییم دانش ما اعتباری ندارد و باید در مصادیق مختلف، از مرجع تقلید سوال کنیم که آیا علم شما درست است یا خیر ؟

سلام علیکم و رحمه الله

هر مکلفی در چگونگی برخورد با موضوعات مبتلا به خود در مسائل احکام باید جویای نظر مرجع تقلید خود باشد یعنی دقیقا در همین مواردی که شما مطرح کردید از مرجع خود بپرسد که من در برخورد با موضوعات و مصادیق چه کنم،در چه حالتی باید خودم اقدام کنم و در چه حالتی به شما مراجعه کنم.

مثلا بپرسد:
در جایی مکلف یقین دارد که به موضوع حکم مرجع خود دست یافته است آیا در هر صورت عمل بدان جایز است؟
یا بپرسد: اگر مکلف در شمول حکم مرجعش نسبت به موضوع مدنظر تردید داشت باید خود تحقیق کند یا به مرجع مراجعه نماید؟
..[/][/][/]

سجاد;1011137 نوشت:
[="Tahoma"][="Black"][="3"]

سلام علیکم و رحمه الله

هر مکلفی در چگونگی برخورد با موضوعات مبتلا به خود در مسائل احکام باید جویای نظر مرجع تقلید خود باشد یعنی دقیقا در همین مواردی که شما مطرح کردید از مرجع خود بپرسد که من در برخورد با موضوعات و مصادیق چه کنم،در چه حالتی باید خودم اقدام کنم و در چه حالتی به شما مراجعه کنم.

مثلا بپرسد:
در جایی مکلف یقین دارد که به موضوع حکم مرجع خود دست یافته است آیا در هر صورت عمل بدان جایز است؟
یا بپرسد: اگر مکلف در شمول حکم مرجعش نسبت به موضوع مدنظر تردید داشت باید خود تحقیق کند یا به مرجع مراجعه نماید؟
..[/][/][/]

با سلام

اگر مرجع تقلید در عمده موارد تشخیص مصداق را به عرف ارجاع دهد.

و فرد نتواند مصداق را بر اساس عرف تشخیص دهد، آیا میتواند از شخص دیگری تقلید کند؟
در این موارد اعلمیت شرط است؟
یا در تشخیص عرف اعلمیت مهم نیست و از هر کسی میتوان تقلید کرد؟
یا این هم به عرف بستگی دارد؟

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

بیت المعمور;1011151 نوشت:
با سلام

اگر مرجع تقلید در عمده موارد تشخیص مصداق را به عرف ارجاع دهد.

و فرد نتواند مصداق را بر اساس عرف تشخیص دهد، آیا میتواند از شخص دیگری تقلید کند؟
در این موارد اعلمیت شرط است؟
یا در تشخیص عرف اعلمیت مهم نیست و از هر کسی میتوان تقلید کرد؟
یا این هم به عرف بستگی دارد؟

سلام وقت شما بخیر

چنین شخصی چند کار می تواند انجام دهد:

1- به دفتر مرجع تقلید خود مراجعه کرده و برای تشخیص مصداق از آنها راهنمایی بگیرد.
2- به افراد متخصص در فقه مراجعه کرده از آنها برای تشخیص مصداق کمک بگیرد.

در این موارد شرعا اعلمیت شرط نیست چون مرجع تقلید او به تشخیص عرف ارجاع داده است اما عقلا می توان اعلمیت را یکی از راه های استحکام عمل برشمرد.

در پناه حضرت حق باشید[/][/][/]

سجاد;1010734 نوشت:

اگر شخصی از طریق درست آن که اجتهاد باشد، علمی پیدا کرده باشد، رجوع به دیگری در آن مسئله بی معناست.

نقل قول:

به افراد متخصص در فقه مراجعه کرده

با سلام و احترام

اینکه میگویند باید به اعلم رجوع کرد، شامل مجتهد نمیشود؟
یعنی فقط مکلفین باید به مجتهد اعلم رجوع کنند اما مجتهد نباید به مجتهد اعلم رجوع کند؟