جمع بندی تغییر احکام دینی به خاطر ضعف انسان در کنترل غریزه جنسی

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تغییر احکام دینی به خاطر ضعف انسان در کنترل غریزه جنسی

سلام و عرض ادب

در سوره بقره حکم روزه و رابطه جنسی با همسر تغییر می کند ...روزه سوال من نیست بحث غریزه جنسی سوالمه که ابتدا خدا حکم کرده در کل ماه رمضان نباید با همسران خود رابطه جنسی داشته باشید بعد که خبر می رسد که خیلی از مردم توانایی این کار را ندارند حکم جدید نازل می شود و هم حکم روزه راحت تر می شود و هم حکم رابطه جنسی تغییر می کند و شبها بعد افطار حلال میشه که با همسران خود در ارتباط باشید و گفته شده خدا می دانست که شما بخود خیانت می کنید

آیه 187 مذکور سوره بقره

آمیزش جنسى با همسرانتان در شب روزه دارى حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها.  خداوند مى دانست که شما به خود خیانت مى کردید (و این کار را که ممنوع بود بعضا انجام مى دادید) پس توبه کرد بر شما و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید و آنچه را خدا بر شما مقرر داشته طلب نمائید. بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه (شب) براى شما آشکار گردد، سپس روزه را تا شب تکمیل کنید، و در حالى که در مساجد مشغول اعتکاف هستید با زنان آمیزش نکنید، این مرزهاى الهى است، به آن نزدیک نشوید، خداوند این چنین آیات خود را براى مردم روشن مى سازد، باشد که پرهیزگار گردند

 

دو تا سوال مهم دارم از این آیه شریفه

1-خدایی که می دانست انسان نمی تواند 30 روز ماه رمضان در اوج ضعف روزه داری که گرسنه می کنه آدم رو و نیاز جنسی کمتر میشه باز انسان ها اکثرا نمی تونن جلو غریزه جنسی خودشونو بگیرن چجوری قبلش چنین حکمی رو میده که چند وقت بعد تغییرش میده؟ در اینکه او خداست و هرکاری بخواد می کنه و هر حکمی رو تغییر و نسخ می کنه و غیره شکی نیست اما به عنوان یه حاکم حکمی ضعیف رو به نظر ارائه داده تا تخفیف در حکم و یا امتحان بندگانش و یا از حرمت حکم گذشتن و هر دلیلی بیاریم یه مقداری تهش آدم یه حس بدی بهش دست میده این تغییر حکم رو از خدایی می بینه که معروفه به احکم الحاکمین

 

2-دومین سوالم از همه مهم تره چون عمری هم خودم هم بسیاری از امثال من باهاش درگیریم...15 ساله قصد دارم ازدواج کنم و هر راهی غیر همسر که گفته شده حرامه و حتی خود ارضایی لعنت خدا و جمیع خلایق بر اون فرد را در بر داره رو نباید انجام داد..من هر بار 40 روز 50 روز ترک کردم و راهی برای ارضا نداشتم و موفق به ازدواج نشدم و این مشکل با توجه به زندگی سخت امروزی برای میلیون ها نفر هست...خدایی که می دونسته حتی در ماه رمضون با رزوه گرفتن هم اکثر مسلمونای نزدیک به پیامبرش که در حضور او بودن نمی تونن جلو خودشونو بگیرن و زن هم داشتن و نمی تونن 30 روز صبر کنن...و در جای دیگه گفته غیر از همسرانتان از هر راهی برید از حد در گزرنده هستید و ستم کارید و خود ارضایی هم نمیشه کرد لعنت میشیم...پس چرا برای ماهایی که راه ازدواج نداریم و به هر دلیلی مجردیم فکر ما نبوده؟ خودش میگه می دونستم نمی تونید این 30 روز طاقت بیارید...حالا از ما چجوری انتظار دارید راه زناشویی نداریم تا کی جلو شهوت بگیریم..زنا نکنیم خود ارضایی نکنیم پس چکار کنیم...این نشون میده واقعا 95 درصد آدما نمی تونن حتی 30 روز هم که شده جلو غریزه جنسی رو بگیرن پس ترک کردن اون به نظر راه درستی نیست پس چطور خدا ازمون می خواد تقوا پیشه کنیم؟ تمام سال هم روزه باشیم بازم 90 درصد آدما نمی تونن جلو شهوت رو بگیرن

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد هدی و استاد مسلم

با سلام

در خصوص آیه 187 سوره مبارکه بقره نظرات مختلفی بیان شده است.از نسخ حکم تا تخفیف حکم در تفاسیر بیان شده است.
مرحوم علامه "طباطبایی" در تفسیر شریف "المیزان"، به بیان این اختلاف نظرات و نقد آنها پرداخته اند.

و نهایتا نظر خود را مبنی بر تخیف حکم از باب رحمت و رافت الهی بیان می کنند:

«در نتيجه معنا- و خدا داناتر است- اين مى‏شود: اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از در رأفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم،" فاتموا الصيام الى الليل"، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شبها آزاد از آن هستيد.»(1)

یعنی خداوند متعال از در رحمت و رافت، حکم روزه ماه رمضان را تخیف داده و آنرا منحصر به روزِماه مبارک فرموده و در شبِ ماه مبارک، مسلمانان را برای اموری مانند خوردن و آشامیدن(حتی بعد از بخواب رفتن و برخواستن) و نیز مباشرت با همسران، آزاد گذاشته است.

آیت الله"جوادی آملی"نیز سرّ حلال شدن این مساله را در شب ماه رمضان، تخفیف حکم از باب  رحمت الهی بیان میکنند:
«سرّ حلال شدن اين كار را در شبهاي روزه گرفتن ـ شبهايي كه فرداي آن روزها را روزه مي‌گيرند ـ بيان كرد. فرمود: «عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ»؛ خداي سبحان دانست و مي‌دانست كه شما به خود خيانت مي‌كنيد؛ يعني اگر رَفَث در شبهاي ماه مبارك رمضان مثلاً حرام باشد، شما به اين حرام عمل نمي‌كنيد و به حرمت مبتلا مي‌شويد [و] در حقيقت به خود خيانت مي‌كنيد. چون اين كار دشوار بود، لذا هم خداي سبحان گذشته را مي‌بخشد و هم زمينه سهولت را براي آينده فراهم مي‌كند: «فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ»؛ خداي سبحان توبه شما را مي‌پذيرد، رحمتش بر شما منعطف مي‌شود و از لغزش و گناه شما عفو مي‌كند، «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ»؛ از اين به بعد ارتكاب رفث حلال است.»
ایشان در پاسخ سوالاتی نظیر اینکه چرا از ابتدا حکم، با تخفیف بیان نشد؟ خدا که میدانست این کار برای برخی سخت است و تخلف میکنند چرا از ابتدا حکمی با تخفیف نفرستاد؟ مگر خدا به توان بندگانش آگاهی ندارد  و ... پاسخهای درخور توجهی ارائه فرموده اند:

«آن هم نظير جهاد است كه فرمود: «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»، اول آزمايشي است. خب، اگر توفيقي مي‌داشتند كه ديگر تخفيف نمي‌داد. اول آن حكم أهم و اصلح را فرمود و [چون] ديد مردم آن توفيق را ندارند، فرمود: «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»، اينجا هم فرمود: «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ».
حرج‌آور نيست منتها مثل حالِ حج، چطور در حال احرام حرج‌آور نيست؟
مصلحت مردم را خداي سبحان آگاه‌تر است و مصلحت در همان بود منتها مردم توفيق نداشتند اگر صيام هم مثل حج و احرام بود، چه مي‌شد مگر؟ در همين سوره مباركه[بقره] آيهٴ 197 اين است كه «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ» خب، اگر مي‌فرمود ‌«و لا رفث في شهر رمضان‌» چه مي‌شد مگر؟
توفيق مردم نبود؛ نه مصلحت ملزمه نبود. در هر حال خداي سبحان فرمود: «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ». اگر مي‌فرمود «لا رفث في شهر رمضان»؛ نظير اينكه فرمود «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ» هيچ محذوري نداشت.
آن از اين جهت كه مردم شايسته درك او نبودند از اين جهت لذا خداي سبحان با اين بيان تخفيف اعطا كرد.»
توضیح اینکه استاد بیان میکنند که حکم عدم مباشرت در شب ماه رمضان بر اساس مصلحت مردم بود اما مردم  توفیق نداشتند به آن مصلحت  الهی عمل کنند و شایسته درک آن نبودند لذا خداوند از باب رحمت، حکم را تخفیف داد.
ایشان می فرمایند که در خصوص احکام دیگری مانند جهاد هم ما چنین مساله ای را داشتیم که خداوند حکم را تخفیف داد : «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»(انفال/66)
همچنین اینگونه نیست که حکم عدم مباشرت در شبهای ماه رمضان-به مدت یک ماه- حکم غیر قابل اجرایی باشد و اینگونه باشد که نعوذ بالله خداوند متعال از ظرفیت و توان خویشتنداری بندگانش آگاه نباشد زیرا همین حکم، در حج هم هست: «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ»(بقره/197) و همین مردم آنرا اجرا میکنند و هیچ محذور و مشکلی هم پیش نمی آید. چرا در حج عمل می شود و مشکلی نیست اما در شبهای ماه رمضان مشکل است و غیر قابل اجرا؟ پس ظرفیت اجرای حکم، وجود دارد  و وجود داشت اما خداوند از باب رحمت و رافت به تخفیف حکم مبادرت فرمود.(2)

1. ترجمه المیزان ج 2 ص 68
2. ایت الله جوادی آملی، تفسير سوره مبارکه بقره جلسه 361:
http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=2&lang=fa&id=MTgyNQ%3d%3d-dKxzvGGh4hY%3d

 

2-دومین سوالم از همه مهم تره چون عمری هم خودم هم بسیاری از امثال من باهاش درگیریم...15 ساله قصد دارم ازدواج کنم و هر راهی غیر همسر که گفته شده حرامه و حتی خود ارضایی لعنت خدا و جمیع خلایق بر اون فرد را در بر داره رو نباید انجام داد..من هر بار 40 روز 50 روز ترک کردم و راهی برای ارضا نداشتم و موفق به ازدواج نشدم و این مشکل با توجه به زندگی سخت امروزی برای میلیون ها نفر هست...خدایی که می دونسته حتی در ماه رمضون با رزوه گرفتن هم اکثر مسلمونای نزدیک به پیامبرش که در حضور او بودن نمی تونن جلو خودشونو بگیرن و زن هم داشتن و نمی تونن 30 روز صبر کنن...و در جای دیگه گفته غیر از همسرانتان از هر راهی برید از حد در گزرنده هستید و ستم کارید و خود ارضایی هم نمیشه کرد لعنت میشیم...پس چرا برای ماهایی که راه ازدواج نداریم و به هر دلیلی مجردیم فکر ما نبوده؟ خودش میگه می دونستم نمی تونید این 30 روز طاقت بیارید...حالا از ما چجوری انتظار دارید راه زناشویی نداریم تا کی جلو شهوت بگیریم..زنا نکنیم خود ارضایی نکنیم پس چکار کنیم...این نشون میده واقعا 95 درصد آدما نمی تونن حتی 30 روز هم که شده جلو غریزه جنسی رو بگیرن پس ترک کردن اون به نظر راه درستی نیست پس چطور خدا ازمون می خواد تقوا پیشه کنیم؟ تمام سال هم روزه باشیم بازم 90 درصد آدما نمی تونن جلو شهوت رو بگیرن

سلام و ادب

در مذهب شیعه این عمل حرام است.

اما در بخش اعظمی از اهل تسنن، خود ارضایی یا حرام نیست یا به جهت جلوگیری از زنا، حرام نیست.

اما در روایات شیعه :

برخی روایت های شیعه ( ظاهرا سه روایت ) ، آن را حرام نمی دانند.

برخی روایت های شیعه ( ظاهرا سه روایت) آن را حرام می دانند.

و تقریبا به لحاظ سندی برابر هستند اما روایت حرمت کمی قوی تر است.

اما در قرآن :

در قرآن به صورت مستقیم ، خودارضایی حرام اعلام نشده است.

اما آیه ای وجود دارد که مفسران تفسیر به حرمت کرده اند.

اما برخی دیگر این تفسیر را قبول ندارند.

اما فعلا اولی قوت بیشتری در میان مفسران شیعه دارد و آن را پذیرفتند.

اما پزشکی :

طب جدید ضرر قابل توجهی برای خود ارضایی نمی بیند مگر افراط بیش از حد باشد. 

اما طب سنتی ضررهای قابل توجهی برای آن شمرده است حداقل برخی متخصصان این حوزه چنین ادعایی دارند.

حتی یکی از اینها دیدم در جایی نوشته بود ما گذشته بیماران مبتلا به ... را بررسی کردیم و متوجه شدیم به خود ارضایی مبتلا بودند.

البته ایشان به نظر می رسید مقصودشان این بود که یکی از عوامل این بیماری خودارضایی است نه اینکه هر کسی که مبتلا به آن بیماری باشد، مرتکب خودارضایی شده باشد.

البته من نام بیماری را نیاوردم...

اما احکام ثانویه یا حکم اهم و مهم :

برخی تاپیکهایی ایجاد کردند و گفتند

آیا می توان به خاطر جلوگیری از زنا این کار را کرد؟

یا آیا میتوان برای جلوگیری از ابتلا به بیماری دست به خودارضایی زد؟

چرا که طبق تجربه بشری ، صبر کردن و تخلیه نکردن منی باعث بیماری میشود مثلا پروستات و مانند آن.

حتی در طب سنتی در جایی دیدم که نوشته بود متاهلین حداقل ماهی یکبار رابطه داشته باشند...

 

 

وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺩﺍﻣﻨﺸﺎﻥ [ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺕ ﻫﺎﻱ ﺣﺮﺍم ]ﺍﻧﺪ ،(٥)
إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
ﻣﮕﺮ ﺩﺭ [ ﻛﺎم ﺟﻮﻳﻲ ﺍﺯ ] ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﻳﺎ ﻛﻨﻴﺰﺍﻧﺸﺎﻥ ، ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ]ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ .(٦)
فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ
ﭘﺲ ﻛﺴﺎﻧﻲ [ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﺟﻨﺴﻲ ، ﺭﺍﻫﻲ ]ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻮﻳﻨﺪ ، ﺗﺠﺎﻭﺯﻛﺎﺭ [ ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺣﻖ ] ﻫﺴﺘﻨﺪ .(٧) 

 

نکته اول

ظاهر عبارت گویای حرمت هر رابطه ای غیر از ازدواج است.

 

نکته دوم :

برخی گفته اند اینجا آیه برای بیان حرمت رابطه با افراد است مثلا حرمت زنا یا سفاح یا لواط یا سحق یا خدن و مانند آن مثلا رابطه با حیوان و ...

 

نکته سوم :

برخی ممکن است بگویند که آیه فرموده است :

" من ابتغی"

یعنی کسی که دنبال راه جدیدی باشد.

اما خودارضایی برای تخلیه فشار جنسی، مصداق جستن راه جدید نیست.

نکته چهارم :

یا ممکن است احتمالات دیگری بدهند.

اما هیچ یک به قوت نظر اول یعنی حرمت نیست.

نظر سوم ضعیف است.

نظر دوم گویا مورد قبول اهل تسنن واقع شده باشد.‌

که میتوان آن را نظری قوی دانست.

نکته پنجم :

آیات صبر برای چیست؟

اگر خود ارضایی جایز است پس آیات صبر در ازدواج و جستن عفت برای چیست؟

میتوان گفت این آیات برای صبر و جلوگیری از زنا است.

زیرا زناکاران هم میتوانستند، خودارضایی کنند اما صبر نکردند و به زنا روی آوردند.

یا در آیه ازدواج متعه ( صیغه )

گفته شده مقصود از عفت جستن به این معنا نیست که حتما بدون ازدواج کردن صبر کنیم.

بلکه میتوان با متعه و ازدواجی موقت شهوت را کنترل کرد و صبر کرد.

که این مورد در روایت هم آمده است.

یا در آیه قرآن فرموده 

اگر ازدواج با زن آزاد میسر نشد، میتوانید با کنیز ازدواج کنید اما صبر بهتر است.

همانطور که می بینید میتوانیم برای صبر وجهی دیگر در نظر بگیریم.

2-دومین سوالم از همه مهم تره چون عمری هم خودم هم بسیاری از امثال من باهاش درگیریم...15 ساله قصد دارم ازدواج کنم و هر راهی غیر همسر که گفته شده حرامه و حتی خود ارضایی لعنت خدا و جمیع خلایق بر اون فرد را در بر داره رو نباید انجام داد..من هر بار 40 روز 50 روز ترک کردم و راهی برای ارضا نداشتم و موفق به ازدواج نشدم و این مشکل با توجه به زندگی سخت امروزی برای میلیون ها نفر هست...خدایی که می دونسته حتی در ماه رمضون با رزوه گرفتن هم اکثر مسلمونای نزدیک به پیامبرش که در حضور او بودن نمی تونن جلو خودشونو بگیرن و زن هم داشتن و نمی تونن 30 روز صبر کنن...و در جای دیگه گفته غیر از همسرانتان از هر راهی برید از حد در گزرنده هستید و ستم کارید و خود ارضایی هم نمیشه کرد لعنت میشیم...پس چرا برای ماهایی که راه ازدواج نداریم و به هر دلیلی مجردیم فکر ما نبوده؟ خودش میگه می دونستم نمی تونید این 30 روز طاقت بیارید...حالا از ما چجوری انتظار دارید راه زناشویی نداریم تا کی جلو شهوت بگیریم..زنا نکنیم خود ارضایی نکنیم پس چکار کنیم...این نشون میده واقعا 95 درصد آدما نمی تونن حتی 30 روز هم که شده جلو غریزه جنسی رو بگیرن پس ترک کردن اون به نظر راه درستی نیست پس چطور خدا ازمون می خواد تقوا پیشه کنیم؟ تمام سال هم روزه باشیم بازم 90 درصد آدما نمی تونن جلو شهوت رو بگیرن

سلام و ادب

در مذهب شیعه این عمل حرام است.

اما در بخش اعظمی از اهل تسنن، خود ارضایی یا حرام نیست یا به جهت جلوگیری از زنا، حرام نیست.

اما در روایات شیعه :

برخی روایت های شیعه ( ظاهرا سه روایت ) ، آن را حرام نمی دانند.

برخی روایت های شیعه ( ظاهرا سه روایت) آن را حرام می دانند.

و تقریبا به لحاظ سندی برابر هستند اما روایت حرمت کمی قوی تر است.

اما در قرآن :

در قرآن به صورت مستقیم ، خودارضایی حرام اعلام نشده است.

اما آیه ای وجود دارد که مفسران تفسیر به حرمت کرده اند.

اما برخی دیگر این تفسیر را قبول ندارند.

اما فعلا اولی قوت بیشتری در میان مفسران شیعه دارد و آن را پذیرفتند.

اما پزشکی :

طب جدید ضرر قابل توجهی برای خود ارضایی نمی بیند مگر افراط بیش از حد باشد. 

اما طب سنتی ضررهای قابل توجهی برای آن شمرده است حداقل برخی متخصصان این حوزه چنین ادعایی دارند.

حتی یکی از اینها دیدم در جایی نوشته بود ما گذشته بیماران مبتلا به ... را بررسی کردیم و متوجه شدیم به خود ارضایی مبتلا بودند.

البته ایشان به نظر می رسید مقصودشان این بود که یکی از عوامل این بیماری خودارضایی است نه اینکه هر کسی که مبتلا به آن بیماری باشد، مرتکب خودارضایی شده باشد.

البته من نام بیماری را نیاوردم...

اما احکام ثانویه یا حکم اهم و مهم :

برخی تاپیکهایی ایجاد کردند و گفتند

آیا می توان به خاطر جلوگیری از زنا این کار را کرد؟

یا آیا میتوان برای جلوگیری از ابتلا به بیماری دست به خودارضایی زد؟

چرا که طبق تجربه بشری ، صبر کردن و تخلیه نکردن منی باعث بیماری میشود مثلا پروستات و مانند آن.

حتی در طب سنتی در جایی دیدم که نوشته بود متاهلین حداقل ماهی یکبار رابطه داشته باشند...

 

 

 

سلام اگه ممکنه حتما این 6 حدیثی که فرمودید رو ارائه بدید ممنون میشم.... والا مهم ترین حدیثی که من در این مورد شنیدم از امام صادق پرسیدن خود ارضایی حرامه کجای قرآن اومده...امام فرموده گفته که هر راهی غیر از محارم خود و کنیزان ستمکارید...و هیچ جا حدیثی عکس این قضییه رو ندیدم....

با سلام و تشکر از مشارکت شما

لطفا در این تاپیک صرفا در خصوص بخش اول سوال پرسشگر محترم بحث و اظهار نظر بفرمایید.

با تشکر

امروز یه صوت کوتاه شنیدم میگفت چشماتون ببندید حالا سعی کنید با گوشتون منو ببینید

بعدش گفت دو حالت این حرف منو قضاوت میکنید،یا میگید طرف دیوانس ، یامیگید حتما یه چیزی میدونه که این حرف زده این حرف الکی نمیزنه

در مورد خدا هم همینطوره، حالا به نظرت خدا کدومشه؟وقتی خدا میگه انجام بده قعطا میتونی انجام بدی،خدا کاری از انسان نمیخواد که در توانش نباشه

 

ببین تا ارادت مثل من سوراخ سوراخ و نابود نشده یه کاری کن ترکش کنی،مثلا روزه بدون سحری بگیر یا همون صیغه کن

 

سلام و عرض ادب

در سوره بقره حکم روزه و رابطه جنسی با همسر تغییر می کند ...روزه سوال من نیست بحث غریزه جنسی سوالمه که ابتدا خدا حکم کرده در کل ماه رمضان نباید با همسران خود رابطه جنسی داشته باشید بعد که خبر می رسد که خیلی از مردم توانایی این کار را ندارند حکم جدید نازل می شود و هم حکم روزه راحت تر می شود و هم حکم رابطه جنسی تغییر می کند و شبها بعد افطار حلال میشه که با همسران خود در ارتباط باشید و گفته شده خدا می دانست که شما بخود خیانت می کنید

آیه 187 مذکور سوره بقره

آمیزش جنسى با همسرانتان در شب روزه دارى حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها.  خداوند مى دانست که شما به خود خیانت مى کردید (و این کار را که ممنوع بود بعضا انجام مى دادید) پس توبه کرد بر شما و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید و آنچه را خدا بر شما مقرر داشته طلب نمائید. بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه (شب) براى شما آشکار گردد، سپس روزه را تا شب تکمیل کنید، و در حالى که در مساجد مشغول اعتکاف هستید با زنان آمیزش نکنید، این مرزهاى الهى است، به آن نزدیک نشوید، خداوند این چنین آیات خود را براى مردم روشن مى سازد، باشد که پرهیزگار گردند

 

دو تا سوال مهم دارم از این آیه شریفه

1-خدایی که می دانست انسان نمی تواند 30 روز ماه رمضان در اوج ضعف روزه داری که گرسنه می کنه آدم رو و نیاز جنسی کمتر میشه باز انسان ها اکثرا نمی تونن جلو غریزه جنسی خودشونو بگیرن چجوری قبلش چنین حکمی رو میده که چند وقت بعد تغییرش میده؟ در اینکه او خداست و هرکاری بخواد می کنه و هر حکمی رو تغییر و نسخ می کنه و غیره شکی نیست اما به عنوان یه حاکم حکمی ضعیف رو به نظر ارائه داده تا تخفیف در حکم و یا امتحان بندگانش و یا از حرمت حکم گذشتن و هر دلیلی بیاریم یه مقداری تهش آدم یه حس بدی بهش دست میده این تغییر حکم رو از خدایی می بینه که معروفه به احکم الحاکمین

سلام

تاکید میکنم آنچه بیان میکنم احتمالات تفسیری است و وجه قوتی در تفاسیر ندارد یا اصلا مطرح نشده است...

در مورد بخش اول :

همیشه حکم حلیت به این معنا نیست که قبلا خداوند آن را حرام کرده باشد.

ممکن است شخصی حلالی را بر خود حرام کند اما در واقع حرام نباشد.

مثلا :

پیامبر چیزی را بر خود حرام کرد اما خداوند آیه نازل کرد و فرمود درست است که عهدی بستی اما این عهد را بشکن و کفاره بپرداز...

مثلا :

یعقوب چیزی را بر خود حرام کرد و بنی اسرائیل ( حداقل بخشی از آنها ) نیز در آینده آن را بر خود حرام کردند.

اما خداوند آیه نازل کرد و فرمود

آن حرمت ، حرمت شرعی نبود.

یعقوب نبی، خودش عهد کرده بود فلان غذا را نخورد.

شاید به این دلیل که برایش ضرر داشته است.

پس شما بنی اسرائیل نباید تصور کنید این کار به خاطر حرمت خوردن آن غذا بوده است.

 

اکنون باز می گردیم به آیه و سوال شما :

اینکه آیه فرمود : تختانون انفسکم

میتواند به این خاطر باشد که عربها رسمشان و عرفشان این بوده که در روزه داری، جماع کردن را قبیح می دانستند.

به همین جهت هم از لفظ "رفث" استفاده شده است.

لغت "رفث" برای امری به کار می رود که قبیح باشد.

بعلاوه می فرماید:

تختانون انفسکم

یعنی خیانت به نفس

و نه مثلا خیانت به الله

( چه اینکه در برخی آیات فرموده : خانوا الله )

 

از این مطالب میتوان نتیجه گرفت که حکم حلیت میتواند به جهت این باشد که بگوید :

لزومی ندارد به عرف و رسمی متعهد باشید و بعد زیرش بزنید.

یا

لزومی ندارد با خود عهد کنید در روزه جماع نخواهید داشت و بعد زیرش بزنید و عهد خودتان را بشکنید.

 

اما خیانت به نفس چیست؟

دو احتمال وجود دارد که ممکن است هر دوی آنها مراد باشد‌. اما فعلا مفسران احتمال اول را ذکر کرده اند.

احتمال اول که رابطه با همسر باشد.

احتمال دوم خودارضایی باشد.

نکته :

خیانت اصولا به امری پنهانی گفته میشود.

و الا اگر آشکارا انجام شود خیانت گفته نمیشود.

اکنون این مسئله باید روی این دو احتمال بررسی شود.

مثلا جماع با همسر ، به جهتی مخفیانه است و کسی متوجه نمیشود اما به هر حال خود زن متوجه میشود.

اما خطاب اصلی در اینجا مردها هستند.

پس میتوان تصور کرد این خیانت از همسرش هم مخفی باشد مثلا خودارضایی می کردند.

 

الله اعلم

 

با سلام 

درباره حکم فقهی استمنا و بررسی روایات مربوطه در تاپیک ذیل بحث شده است:

بررسی حکم استمناء از قرآن و سنت از منظر شیعه و سنی

ادامه گفتگو درباره سوال دوم پرسشگر خواهد بود که به زودی با حضور استاد مسلم بررسی خواهد شد. 

با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

2-دومین سوالم از همه مهم تره چون عمری هم خودم هم بسیاری از امثال من باهاش درگیریم...15 ساله قصد دارم ازدواج کنم و هر راهی غیر همسر که گفته شده حرامه و حتی خود ارضایی لعنت خدا و جمیع خلایق بر اون فرد را در بر داره رو نباید انجام داد..من هر بار 40 روز 50 روز ترک کردم و راهی برای ارضا نداشتم و موفق به ازدواج نشدم و این مشکل با توجه به زندگی سخت امروزی برای میلیون ها نفر هست...خدایی که می دونسته حتی در ماه رمضون با رزوه گرفتن هم اکثر مسلمونای نزدیک به پیامبرش که در حضور او بودن نمی تونن جلو خودشونو بگیرن و زن هم داشتن و نمی تونن 30 روز صبر کنن...و در جای دیگه گفته غیر از همسرانتان از هر راهی برید از حد در گزرنده هستید و ستم کارید و خود ارضایی هم نمیشه کرد لعنت میشیم...پس چرا برای ماهایی که راه ازدواج نداریم و به هر دلیلی مجردیم فکر ما نبوده؟ خودش میگه می دونستم نمی تونید این 30 روز طاقت بیارید...حالا از ما چجوری انتظار دارید راه زناشویی نداریم تا کی جلو شهوت بگیریم..زنا نکنیم خود ارضایی نکنیم پس چکار کنیم...این نشون میده واقعا 95 درصد آدما نمی تونن حتی 30 روز هم که شده جلو غریزه جنسی رو بگیرن پس ترک کردن اون به نظر راه درستی نیست پس چطور خدا ازمون می خواد تقوا پیشه کنیم؟ تمام سال هم روزه باشیم بازم 90 درصد آدما نمی تونن جلو شهوت رو بگیرن

ببینید من شما را کاملا درک می کنم، مشکلات اقتصادی، فشار غریزه جنسی، گاهی  گناه و لغزش، و از طرف دیگر عذاب وجدان به خاطر این لغزش ها روح و روان جوان مومن امروزی را به هم می ریزد. اما خواهش می کنم در مقام قضاوت این احساسات پاکتان و این فشارهای روانی را کنترل کرده، و کاملا منطقی به مسئله ورود کنید تا پاسخی که عرض می کنم را درک کنید.

ارضای غریزه انسان ها چیزی نیست که برای خدا نفع و ضرر داشته باشد و در صدور این حکم تمام توجه خدا به مصلحت و مفسده ما بوده است، بنابراین جا ندارد که ما دلگیر شویم که چرا خدا ما را درک نمی کند. در صدور این حکم فقط و فقط منفعت انسان ها در نظر گرفته شده است.

ارضای غریزه جنسی از راه حرام اگرچه انسان را از فشار شهوت به صورت موقت رهایی می بخشد اما آثار فردی و اجتماعی به مراتب بدتری را برای انسان به ارمغان می آورد. خب خدا در این شرایط باید چه کند؟ اسلام که انسان را در این محدودیت قرار نداده است. خدا اگر درب ارضای جنسی از راه حرام را به حق بسته است، اما از آن طرف درب ارضای حلال را به صورت گسترده ای باز گذارده است. این خود ما هستیم که آن درب را هم به ناحق بسته ایم و مانده ایم بین دو درب بسته! بعد توقع داریم که خدا آن دربی که به حق بسته است را باز کند تا از عذاب وجدان رها شویم!!

اگر ما در آسان گرفتن ازدواج از اسلام تبعیت می کردیم این پازل جور در می آمد و بین این محدودیتو فشار قرار نمی گرفتیم. اما چون آنجا به بیراهه رفته ایم و درگیر مجالس و آداب و رسوم سنگین شده ایم پازل ازدواج در جامعه ما به مشکل برخورده و همخوانی ندارد.

مثل این است که میل به آب و غذا در درون انسان هست، و خدا خوردنی ها و آشامیدنی هایی که برای انسان مضر است را حرام کرده است، حالا خود انسان ها آمده اند خوردنی ها و آشامیدنی های حلال را محدود کرده اند و چون به مشکل برخورده اند توقع دارند که خدا خوردن و آشامیدن چیزهای حرام را حلال کند!

در حالی که اشتباه از خود انسان هاست، نه خدا! منظورم از اشتباه، اشتباه شما جوانان نیست، اشتباهات اجتماعی است. الان در جامعه ما و در لابلای سوالات در همین سایت مرکز ملی پاسخگویی میبینیم هم دخترها و هم پسرها خواهان ازدواج هستند اما از عدم امکان ازدواج می نالند!! خب این چه معنایی دارد؟! اسلام مگر جز رضایت طرفین شرط دیگری کرده است؟ پس معلوم میشود مشکل از اسلام نیست، مشکل از خود ماست که ازدواج را اینقدر سخت کرده ایم که علی رغم خواست دختر و پسرها اما اقدام به ازدواج نمی کنند! این موانع، موانع شرعی نیست، و اصلا خدا هم راضی به این موانع و سنت های غلط نیست.

پس ما نباید توقع داشته باشیم خداوند به خاطر مواضع غلط ما، از مواضع درست خودش کوتاه بیاید.

سلام و ادب

اسلام مگر جز رضایت طرفین شرط دیگری کرده است؟

بله 

اسلام علاوه بر رضایت طرفین، حقوقی و تکالیفی را بر عهده مرد و زن گذاشته است.

مثلا مهریه و نفقه

شما که انتظار ندارید دختران عزیز ما، به خاطر شهوت مردان، از خیر مهریه یا نفقه بگذرند؟!

یا

شما که انتظار ندارید دختران ما، به عقد جوانی که بیماری روحی یا جسمی دارد و کسی حاضر به زندگی با او نیست، در آیند؟!

یا

شما که انتظار ندارید جایی که دختری گیر نمی آید، دختر بسازیم، شدنی است؟!

پس اساسا سخنتان اشتباه است.

دقت کنید!

خداوند خودش با علم به اینکه موانعی وجود دارد، به جوانان ما حق داده است به این موانع تداوم بخشند.

چون این موانع، حق آنها است. ( و البته از طرفی تکلیفی میشود برای طرف مقابل)

پس =>> خداوند همیشه حق را بر شهوت مردها مقدم داشته است. و اینکه بفرمایید فقط رضایت شرط است سخن باطلی است و محل نزاع نیست.

اکنون با توجه به آنچه گفته شد 

آیا خداوند راه دیگری برای ارضای شهوت قرار داده است؟

خیر باید صبر کرد اما چه صبری؟

در آیات قرآن صبر مطلق دیده نشده و بیشتر صبر بین متعه و دائم یا بین آزاد و کنیز وجود دارد.

آن هم به صورت استحباب نه واجب.

پس فقط می ماند آیه ای که معمولا برای حرمت خودارضایی مطرح میشود. که قبلا مطرح شد چه نظراتی پیرامونش وجود دارد.

یا حق

شما که انتظار ندارید جایی که دختری گیر نمی آید، دختر بسازیم، شدنی است؟!

پس اساسا سخنتان اشتباه است.

دقت کنید!

ببینید جناب بیت المعمور این مهریه میتواند خیلی ناچیز باشد. یا حتی یاد دادن قرآن و مانند آن باشد. بنابراین آنچه اسلام شرط کرده است اساسا مانع محسوب نمیشود.

شرط اصلی رضایت طرفین است، اگر این رضایت باشد هیچ مانع دیگری ندارد، حتی زن میتواند مهریه اش را ببخشد! یا مثل حضرت خدیجه مهریه اش را خودش بر عهده بگیرد.

اسلام هرگز و تحت هیچ شرایطی راضی نیست که مشکلات اقتصادی مانع ازدواج شود.

 

ببینید جناب بیت المعمور این مهریه میتواند خیلی ناچیز باشد. یا حتی یاد دادن قرآن و مانند آن باشد. بنابراین آنچه اسلام شرط کرده است اساسا مانع محسوب نمیشود.

شرط اصلی رضایت طرفین است، اگر این رضایت باشد هیچ مانع دیگری ندارد، حتی زن میتواند مهریه اش را ببخشد! یا مثل حضرت خدیجه مهریه اش را خودش بر عهده بگیرد.

اسلام هرگز و تحت هیچ شرایطی راضی نیست که مشکلات اقتصادی مانع ازدواج شود.

 

ببینید بزرگوار

ازدواج دو طرف دارد.

اگر دخترها که طرف دیگر ماجرا هستند مهریه و نفقه نمیخواستند، حرف شما جای طرح داشت.

اما اینکه دختری مهریه ناچیز بخواهد

یا نفقه نخواهد

زیاده خواهی است.

شما میخواهید حق دختر را از او بگیرید تا شبهه را برطرف کنید. یا تکلیف مرد را از میان بردارید تا شبهه را برطرف کنید.

=> بی پرده بگویم :

((شما انتظار دارید زیاده خواهی شما، مورد پذیرش دخترها قرار گیرد.))

در حالی که بخشیدن نفقه و مهریه ناچیز، عاقلانه نیست و طبیعی است دخترها قبول نکنند.

در واقع شما می خواهید :

(( امری غیر طبیعی و غیر عقلایی را به عنوان یک امر طبیعی و عقلایی معرفی کنید.))

چنین مغالطه ای، خلاف مبانی اسلام است.

طبیعت ازدواج در این است که نفقه مطالبه شود. مهریه معقول باشد.

و بعلاوه اینکه :

نفقه واجب شرعی است.

حتی به یاد دارم روایتی که گفته بود مردی که نفقه ندارد، زنش را طلاق دهد.

مخلص اینکه

شما برای حل شبهه، حقوق و تکالیف را قربانی شهوت مردها کردید تا شهوت مردها بدون مانع باشد.

 

 

اگر دخترها که طرف دیگر ماجرا هستند مهریه و نفقه نمیخواستند، حرف شما جای طرح داشت.

اما اینکه دختری مهریه ناچیز بخواهد

یا نفقه نخواهد

زیاده خواهی است.

شما میخواهید حق دختر را از او بگیرید تا شبهه را برطرف کنید. یا تکلیف مرد را از میان بردارید تا شبهه را برطرف کنید.

=> بی پرده بگویم :

((شما انتظار دارید زیاده خواهی شما، مورد پذیرش دخترها قرار گیرد.))

ببینید جناب بیت المعمور عزیز، الان رابطه دوستانه دختران  وپسران دارد بیداد می کند، اینها نه از هم مهریه می خواهند،نه جهیزیه ، نه نفقه و نه هیچ چیز دیگری. فقط نیاز به یک همدم و مونس دارند. خدا زن و مرد را مایه آرامش هم قرار داده است و آنچه برای دو طرف اهمیت دارد همین است.

اسلام هم برای مهریه می گوید هر چی خودتان خواستید، یعنی مانع تراشی نکرده است. بنابراین اگر خود دخترها مهریه بالاتری طلب کردند، یا خود پسرها جهیزیه سنگین مطالبه کردند، یا خانواده ها مجالس بزرگ شرط کردند این ها ربطی به اسلام ندارد. اسلام هیچ کدام از اینها را شرط نکرده است.

من دارم خواست دل پسران و دختران را می گویم، زیاده خواهی چیست!! حرفم خیلی واضح است.

 

ببینید جناب بیت المعمور عزیز، الان رابطه دوستانه دختران  وپسران دارد بیداد می کند، اینها نه از هم مهریه می خواهند،نه جهیزیه ، نه نفقه و نه هیچ چیز دیگری. فقط نیاز به یک همدم و مونس دارند. خدا زن و مرد را مایه آرامش هم قرار داده است و آنچه برای دو طرف اهمیت دارد همین است.

اسلام هم برای مهریه می گوید هر چی خودتان خواستید، یعنی مانع تراشی نکرده است. بنابراین اگر خود دخترها مهریه بالاتری طلب کردند، یا خود پسرها جهیزیه سنگین مطالبه کردند، یا خانواده ها مجالس بزرگ شرط کردند این ها ربطی به اسلام ندارد. اسلام هیچ کدام از اینها را شرط نکرده است.

من دارم خواست دل پسران و دختران را می گویم، زیاده خواهی چیست!! حرفم خیلی واضح است.

ببینید کارشناس مسلم

شما باید به این سوالات پاسخ دهید. هم سوالات واضح است و هم پاسخشان:

آیا برای ازدواج شرعی، موانعی وجود دارد؟

بله

این موانع، جزو حقوق و تکالیف هستند؟

بله

این موانع که از حقوق و تکالیف زن و مرد به شمار می روند چه هستند؟

نفقه و مهریه که جزو حقوق زن و جزو تکالیف مرد هستند.

آیا شمای کارشناس حق دارید، این حقوق را از ما سلب کنید؟

خیر

آیا شما حق دارید برای اینکه مردی نیاز شهوانی اش برطرف نمیشود اما نمیتواند ازدواج کند، بگویید:

باید آنها از حقوق خودشان بگذرند تا شهوت تو تخلیه شود؟

خیر شما حق ندارید چنین کاری انجام دهید.

 

پس شما حق ندارید برای حل شبهه، حقوق دیگران را سلب کنید.

پس واقعیت چیست؟

واقعیت این است که عده ای نیاز جنسی دارند.

و برای رفع نیاز جنسی با موانعی مثل مهریه و نفقه مواجه میشوند.

این موانع جزو حقوق و تکالیف هستند.

خداوند اینها را به ما اعطا فرموده است.

شما نباید حقوقی که خدا به ما اعطا کرده را توبیخ کنید.

نباید ما را به خاطر مطالبه حقوقمان، توبیخ و نکوهش کنید.

نباید بگویید ما کار بدی کردیم حقمان را طلب کردیم و الا آن جوان مانعی برای اطفای شهوت نمیداشت...

مانعی که شما مدعی آن هستید، حق ما است و مورد رضای خداست.

 

 اینها نه از هم مهریه می خواهند،نه جهیزیه ، نه نفقه و نه هیچ چیز دیگری.

جناب مسلم

صورت مسئله چیست؟

جایی که مرد با مانع مواجه میشود.

اکنون شما صورت مسئله را پاک کردید.

یعنی جایی را تصور کردید که دختر هیچ چیز نمیخواهد.

پس این پسرهایی که با مانع مواجه شده اند از کجا آمده اند؟

از مریخ!

پس واقع بین باشید.

پسرها وقتی دنبال رابطه مشروع هستند با این مشکلات روبرو هستند:

مهریه که جزو حقوق زن است.

نفقه که جزو حقوق زن و تکلیفی برای مرد است.

مشکلات جسمی و روحی و ....

 

به هر حال صورت مسئله این میشود که پسر با مانع مواجه میشود و فعلا راهی برای رفعش وجودوجود ندارد.

حالا تکلیف چیست؟

آیا خدا راهی گذاشته؟ و چرا خدا چنین و چنان نکرده؟

پاسخ هم واضح است :

یا می گوییم راه حل خدا، صبر است. یعنی حرمت خودارضایی. نه سلب حق دیگران برای اطفای شهوت مرد.

یا می گوییم راه حل خدا، جواز خودارضایی است.

اما اگر بگویید فرمان خدا صبر است با همان شبهه و آیه مواجه میشویم :

((یکی از توصیه های همیشگی برای جلوگیری از خودارضایی در بین کارشناسان، روزه داری بوده است.

اما خداوند در ماه رمضان و ماه روزه داری می فرماید ما میدانیم که شما خیانت می کنید پس با همسرتان رابطه داشته باشید.))

من کاری ندارم چه طور به این شبهه پاسخ داده خواهد شد.

اما پاسخش این نیست که صورت مسئله را پاک کنیم.

 

 

 

 

 

ایی که مرد با مانع مواجه میشود.

اکنون شما صورت مسئله را پاک کردید.

یعنی جایی را تصور کردید که دختر هیچ چیز نمیخواهد.

پس این پسرهایی که با مانع مواجه شده اند از کجا آمده اند؟

از مریخ!

پس واقع بین باشید.

من که منکر مانع نیستم برادر من!! سوال در این است که این موانع را چه کسی گذاشته است؟

از سوال پرسشگر غافل نشوید، پرسشگر از خدا ناراضی است که فضای ارضای حلال را برای او باز نگذاشته است و ارضای حرام را ممنوع کرده است. خب من از ایشان میپرسم خدا چه مانعی بر سر راه ارضای حلال بشر قرار داده است؟

هر مانعی هست از سوی خود بشر است، تقصیر خدا نیست. خدا هیچ مخالفتی ندارد که عروس حتی مهریه هم نگیرد و ببخشد، بلکه در برخی روایات به آن توصیه شده است.

حرف من همین است.

من که منکر مانع نیستم برادر من!! سوال در این است که این موانع را چه کسی گذاشته است؟

از سوال پرسشگر غافل نشوید، پرسشگر از خدا ناراضی است که فضای ارضای حلال را برای او باز نگذاشته است و ارضای حرام را ممنوع کرده است. خب من از ایشان میپرسم خدا چه مانعی بر سر راه ارضای حلال بشر قرار داده است؟

هر مانعی هست از سوی خود بشر است، تقصیر خدا نیست. خدا هیچ مخالفتی ندارد که عروس حتی مهریه هم نگیرد و ببخشد، بلکه در برخی روایات به آن توصیه شده است.

حرف من همین است.

بنگرید

مثلا خداوند در مورد والدین فقیر یا فرزند چه می گوید؟

نفقه واجبی بر عهده ما می گذارد.

خداوند کنار ننشسته و بگوید ، حق شماست که اموالتان را برای خودتان مصرف کنید.

اینجا خداوند وارد میشود و می گوید واجب است نفقه والدین را بدهی. توجه فرمودید..

اما در مورد شهوات مرد :

خداوند نمیگوید بر دختر واجب است برای اطفای شهوت مرد، از حقش بگذرد. 

لذا خداوند میداند که مشروعیت بخشیدن به حقوق زنها، باعث میشود مردها نتوانند راه حلالی پیدا کنند.

و اصولا خود قرآن به این مطلب اذعان دارد که ممکن است شما نتوانید موردی برای ازدواج پیدا کنید.

اینجا خداوند دستور به صبر میدهد و موانع را مشروعیت بخشیده است حتی اگر موجب شود مردها راه حلالی پیدا نکنند.

چون اصولا خداوند قصدش این نبوده که موانع ازدواج را بردارد. ازدواج نیازمند شرایطی است که باید فراهم شود. 

سوال در این است که این موانع را چه کسی گذاشته است؟

به این سوال پاسخ دادم.

اما سوالی که استارتر مطرح کرده این است :

((پس چرا برای ماهایی که راه ازدواج نداریم و به هر دلیلی مجردیم فکر ما نبوده؟ خودش میگه می دونستم نمی تونید این 30 روز طاقت بیارید...حالا از ما چجوری انتظار دارید راه زناشویی نداریم تا کی جلو شهوت بگیریم))

ایشان نگفتند چه کسی مانع ایجاد کرده است.

گفتند الان که مانع وجود دارد چرا خدا به فکر ما نبوده؟

در ارسال قبلی برایتان مثال زدم که خداوند در فقر والدین وارد عمل شده و به فکر آنها بوده است.

در اینجا هم استارتر می گوید ما که با مانع مواجه شدیم، چرا خدا به فکر ما نیست؟ 

نه اینکه خدا خودش مانع درست کرده باشد...

انتظار استارتر این بوده که با توجه به آیه قرآن، همانطور که خدا به فکر روزه داران بوده و گفته حالا که شما تحمل کنترل شهوت را ندارید ، پس رابطه داشته باشید.

پس لازم است برای ما مجردان هم فکری کرده باشد.

مثلا ایشان خودارضایی را مطرح کرد.

بنده دو احتمال دیگر را مطرح کردم.

اول صبر کردن.

دوم وجوب ازدواج دختران با پسرانی که نیاز به رابطه جنسی دارند تا به گناه نیفتند.

پس کلا سه احتمال مطرح شد و حرف حساب این بود که همانطور که خدا خودش گفته تحمل سی روز ترک رابطه ندارید و به فکرشان بوده.

اینجا هم حتما به فکرشان بوده اما نه با صبر...

پس دو احتمال دیگر باقی می ماند که جواز خودارضایی باشد به مانند نظر سایر مسلمانان یا وجوب ازدواج با کسی که نیاز جنسی دارد.

در مورد احتمال اخیر روایاتی هم وجود دارد که هم امر به پذیرش دارد و هم علت این وجوب را بیان می کند.

اگر چه علما وجوب را قبول ندارند اما این شبهه می گوید علما حتما در جایی اشتباه کردند و الا خداوند به فکر مجردها بوده است پس این احتمال تقویت میشود.

بنده چند روایت در این باب ذکر می کنم :

 

حضرت امیر علیه السلام می فرماید: رسول مکرّم اسلام فرمودند: وقتی کسی به خواستگاری، به خانه شما آمد که شما از اخلاق و دین او راضی هستید، او را زن بدهید، به رسول خدا عرض کردم آیا اگرچه نَسب پستی داشته باشد؟ حضرت فرمودند: اگر از اخلاق و دین او راضی هستید، کافی است که به او زن بدهید و البتّه اگر او را به دامادی نپذیرفتید، فساد و فتنه ای بزرگ در زمین ایجاد می شود.[1]

حسین بن بشار واسطی می گوید: به امام باقر علیه السلام نامه نوشتم و از وی در مورد نکاح سؤال کردم، حضرت در پاسخ من نوشتند: هرکسی برای خواستگاری وارد خانه شما شد و شما از دیانت و امانت داری او راضی بودید، دخترتان را به ازدواج او درآورید، که اگر چنین نکنید موجب فتنه و فساد بزرگی در زمین می شود.[2]

علی بن مهزیار می گوید: علی بن اسباط در مورد دخترانش به امام باقر علیه السلام نوشت که: کسی را مثل خودم نمی یابم.

حضرت علیه السلام مرقوم فرمودند که: آنچه در مورد دخترانت نوشتی و اینکه کسی را چون خودت نمی یابی، متوجه شدم تو منتظر آمدن خواستگاری با اوصاف مورد نظرت نباش، خدای تو را رحمت کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر کسی که برای خواستگاری آمد، اخلاق و دین او مورد تأییدتان بود به او دختر دهید که در غیر این صورت موجب فتنه در زمین و فسادی بزرگ خواهد شد.[3]

ابراهیم تمیمی می گوید: امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: ای ابراهیم، مؤمن را فایده نبخشیده است چیزی پرضررتر از مال فایده بخش، این مال ضرر رساننده تر است براو از دو گرگ برگله ای بی چوپان یکی از پیش و یکی از پس آنها، این دو گرگ با گله چه می کنند؟ ابراهیم می گوید: گفتم: همه گله را نابود می کنند و حضرت ادامه دادند: درست است. کوچکترین چیزی که برای او پیش می آید این است که برادر مسلمانش نزد او آید و بگوید به من زن بده. و او جوابش را چنین بدهد که تو ثروت و مالی ندارید.[4]

پی نوشت ها

[1] قال علی علیه السلام: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: اذا جاءَکم مَن تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ ودینَهُ فَزَوِّجُوهُ، قلت یا رسولَ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وَانْ کانَ دَنیاً فِی نَسَبِهِ، قال: اذا جاءَکمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَدینَهُ فَزَوِّجُوهُ الّا تَفْعَلُوهُ تَکنْ فِتْنَةٌ فِی الْارْضِ وَفَسادٌ کبِیرٌ.(وسايل الشيعه، حديث 25078)

[2] عن الحسین بن بشار الواسطی قال: کتبتُ الی ابی جعفر علیه السلام اسأله عن النکاح، فکتب الی: مَنْ خَطَبَ الَیکم فَرَضیتُمْ دینَهُ وَامانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ الّا تَفْعَلُوهُ تَکنْ فِتْنَةٌ فِی الْارْضِ وَفَسادٌ کبِیرٌ.(وسايل الشيعه، حديث 25075)

[3] عن علی بن مهزیار قال: کتب علی بن اسباط الی ابی جعفر علیه السلام فی امر بناته وانه لا یجدُ احداً مثله فکتب الیه ابوجعفر علیه السلام: فَهِمْتُ ما ذَکرْتَ مِن امْرِ بَناتِک وَانَّک لاتَجِدْ احَداً مِثْلَک، فَلا تَنْظُر فِی ذلِک رَحِمَک اللَّهُ فَانَّ رَسُول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: اذا جاءَکمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ ودَینَهُ، فَزَوِّجُوهُ الّا تَفْعَلُوهُ تَکنْ فِتْنَةٌ فِی الْارَضِ وَفَسادٌ کبِیرٌ.(وسايل الشيعه، حديث 25073)

[4] عن ابراهیم التمیمی: قال الصادق علیه السلام فی حدیث: أَنَّهُ قالَ «یا ابْراهیمُ، ما افادَ مُؤمِنٌ مِن فائِدَةٍ اضَرَّ عَلَیهِ مِنْ مالٍ یفیدُهُ، الْمالُ، اضَرُّ عَلَیهِ مِنْ ذِئبَینِ ضارِیینِ فِی غَنَمٍ قَدْ هَلَک رُعاتُها واحِدَةٌ فِی اوَّلِها وَواحِدَةٌ فِی آخِرِها ثمَّ قالَ: فَما ظَنُّک بِهِما؟ قُلتُ: یفْسِدانِ اصْلَحَک اللَّهُ. قالَ: صَدَقْتَ، انَّ ایسَرَ ما یدْخُلُ عَلَیه انْ یأْتیهِ اخُوهُ الْمُسْلِمُ فَیقُولُ: زَوِّجْنی فَیقُولُ: لَیسَ لَک مالٌ.(مستدرك الوسايل، حديث 16471)

پس خلاصه پاسخ این میشود :

خدا به فکر شما بوده به دو طریق :

یک

جواز خودارضایی که موافق نظر مسلمانان سنی است.

دو

بر دختران واجب است که خواستگاری پسران را بپذیرند اگر دین و اخلاق خوبی داشته باشند و الا فتنه و فساد بزرگی در زمین ایجاد میشود.

اما پاسخ شما این بوده :

لازم نیست خدا به فکر شما باشد. 

شما اگر با مانع مواجه شدید باید صبر کنید.

 

 

پس خلاصه پاسخ این میشود :

خدا به فکر شما بوده به دو طریق :

یک

جواز خودارضایی که موافق نظر مسلمانان سنی است.

دو

بر دختران واجب است که خواستگاری پسران را بپذیرند اگر دین و اخلاق خوبی داشته باشند و الا فتنه و فساد بزرگی در زمین ایجاد میشود.

اما پاسخ شما این بوده :

لازم نیست خدا به فکر شما باشد. 

شما اگر با مانع مواجه شدید باید صبر کنید.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آفرین

 

جمع بندی

پرسش:

در مورد آیه 187 بقره خداوند که می دانست انسان ها نمی توانند در 30 روز ماه رمضان جلوی غریزه جنسی خودش را بگیرند و به همین خاطر مباشرت با همسران در شب را حلال نمود، چرا ابتدا حکم به ممنوعیت آن کرد تا بعد بخواهد آن را تغییر دهد؟

و سوال دوم این که خدایی که می دانسته اکثر مسلمانان نزدیک به پیامبرش که در حضور او بودند و روزه هم بوده اند نمی توانسته اند 30 روز صبر کنند پس چرا به فکر کسانی که ازدواج نکرده اند نبوده و تمام راه های دفع شهوت را حرام کرده است؟ چطور از ایشان انتظار دارد که تمام سال روزه باشند؟

پاسخ:

خب سوال شما دو بخش دارد که به هر کدام به صورت مستقل پاسخ داده می شود:

 

پاسخ به بخش اول:

در خصوص آیه 187 سوره مبارکه بقره برخی آن را از نسخ حکم و برخی تخفیف حکم دانسته اند. مرحوم علامه "طباطبایی" نهایتا این را از باب تخفیف حکم دانسته اند که از روی رحمت و رافت الهی اتفاق افتاده است:

«در نتيجه معنا- و خدا داناتر است- اين مى‏شود: اطلاق حكم لباس كه ما آن را مقيد به ايام و ليالى روزه كرديم، و آن را در اين ايام و ليالى تحريم نموديم، از آنجا كه باعث مشقت شما شد و شما دچار خيانت به نفس شديد، ما آن را از در رأفت و رحمت و تخفيف مجددا در خصوص شبهاى رمضان به اطلاقش برگردانيديم، و حكم روزه را منحصر در روز ساختيم، "فاتموا الصيام الى الليل"، پس حكم روزه را تنها روزها تا به شب رعايت كنيد، و شبها آزاد از آن هستيد.»(1) یعنی خداوند متعال از در رحمت و رافت، حکم روزه ماه رمضان را تخیف داده و آنرا منحصر به روزِماه مبارک فرموده و در شبِ ماه مبارک، مسلمانان را برای اموری مانند خوردن و آشامیدن(حتی بعد از بخواب رفتن و برخواستن) و نیز مباشرت با همسران، آزاد گذاشته است. 

 

اما در پاسخ به سوالاتی نظیر اینکه چرا از ابتدا حکم، با تخفیف بیان نشد؟ خدا که میدانست این کار برای برخی سخت است و تخلف میکنند چرا از ابتدا حکمی با تخفیف نفرستاد؟ مگر خدا به توان بندگانش آگاهی ندارد  و ... آیت الله"جوادی آملی پاسخهای درخور توجهی ارائه فرموده اند:

«آن هم نظير جهاد است كه فرمود: «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»، اول آزمايشي است. خب، اگر توفيقي مي‌داشتند كه ديگر تخفيف نمي‌داد. اول آن حكم أهم و اصلح را فرمود و [چون] ديد مردم آن توفيق را ندارند، فرمود: «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»، اينجا هم فرمود: «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ».
حرج‌آور نيست منتها مثل حالِ حج، چطور در حال احرام حرج‌آور نيست؟
مصلحت مردم را خداي سبحان آگاه‌تر است و مصلحت در همان بود منتها مردم توفيق نداشتند اگر صيام هم مثل حج و احرام بود، چه مي‌شد مگر؟ در همين سوره مباركه[بقره] آيهٴ 197 اين است كه «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ» خب، اگر مي‌فرمود ‌«و لا رفث في شهر رمضان‌» چه مي‌شد مگر؟ توفيق مردم نبود؛ نه مصلحت ملزمه نبود. در هر حال خداي سبحان فرمود: «فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ». اگر مي‌فرمود «لا رفث في شهر رمضان»؛ نظير اينكه فرمود «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَ لاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ» هيچ محذوري نداشت. آن از اين جهت كه مردم شايسته درك او نبودند از اين جهت لذا خداي سبحان با اين بيان تخفيف اعطا كرد.»

 

توضیح اینکه استاد بیان میکنند که حکم عدم مباشرت در شب ماه رمضان بر اساس مصلحت مردم بود اما مردم  توفیق نداشتند به آن مصلحت  الهی عمل کنند و شایسته درک آن نبودند لذا خداوند از باب رحمت، حکم را تخفیف داد. ایشان می فرمایند که در خصوص احکام دیگری مانند جهاد هم ما چنین مساله ای را داشتیم که خداوند حکم را تخفیف داد : «الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ»(2)
 

طبق آنچه گذشت روشن میشود اینگونه نیست که حکم عدم مباشرت در شبهای ماه رمضان-به مدت یک ماه- حکم غیر قابل اجرایی باشد و اینگونه باشد که نعوذ بالله خداوند متعال از ظرفیت و توان خویشتنداری بندگانش آگاه نباشد زیرا همین حکم، در حج هم هست: «فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الحَجِّ»(3) و همین مردم آنرا اجرا میکنند و هیچ محذور و مشکلی هم پیش نمی آید. چرا در حج عمل می شود و مشکلی نیست اما در شبهای ماه رمضان مشکل است و غیر قابل اجرا؟ پس ظرفیت اجرای حکم، وجود دارد و وجود داشت اما خداوند از باب رحمت و رافت به تخفیف حکم مبادرت فرمود.(4)

 

پاسخ به بخش دوم:

در خصوص پاسخ به بخش دوم سوال شما ببینید من شما را کاملا درک می کنم، مشکلات اقتصادی، فشار غریزه جنسی، گاهی  گناه و لغزش، و از طرف دیگر عذاب وجدان به خاطر این لغزش ها روح و روان جوان مومن امروزی را به هم می ریزد. اما خواهش می کنم در مقام قضاوت این احساسات پاکتان و این فشارهای روانی را کنترل کرده، و کاملا منطقی به مسئله ورود کنید تا پاسخی که عرض می کنم را درک کنید.

ارضای غریزه انسان ها چیزی نیست که برای خدا نفع و ضرر داشته باشد، بنابراین در صدور حکم جواز یا ممنوعیت، تمام توجه خدا به مصلحت و مفسده ما بوده است، پس جا ندارد که ما دلگیر شویم که چرا خدا ما را درک نمی کند. در صدور این حکم فقط و فقط منفعت انسان ها در نظر گرفته شده است.

ارضای غریزه جنسی از راه حرام اگرچه انسان را از فشار شهوت به صورت موقت رهایی می بخشد اما آثار فردی و اجتماعی به مراتب بدتری را برای انسان به بار می آورد. خب خدا در این شرایط باید چه کند؟ اسلام که انسان را در این محدودیت قرار نداده است. خدا اگر درب ارضای جنسی از راه حرام را به حق بسته است، اما از آن طرف درب ارضای حلال را به صورت گسترده ای باز گذارده است. این خود ما هستیم که آن درب را هم به ناحق بسته ایم و مانده ایم بین دو درب بسته! بعد توقع داریم که خدا آن دربی که به حق بسته است را باز کند تا از عذاب وجدان رها شویم!!

اگر ما در آسان گرفتن ازدواج از اسلام تبعیت می کردیم این پازل جور در می آمد و بین این محدودیت و فشار قرار نمی گرفتیم. اما چون آنجا به بیراهه رفته ایم و درگیر مجالس و آداب و رسوم سنگین شده ایم پازل ازدواج در جامعه ما به مشکل برخورده و همخوانی ندارد.

مثل این است که میل به آب و غذا در درون انسان هست، و خدا خوردنی ها و آشامیدنی هایی که برای انسان مضر است را حرام کرده است، حالا خود انسان ها آمده اند خوردنی ها و آشامیدنی های حلال را نیز محدود کرده اند و چون به مشکل برخورده اند توقع دارند که خدا خوردن و آشامیدن چیزهای حرام را حلال کند! در حالی که اشتباه از خود انسان هاست، نه خدا! منظورم از اشتباه، اشتباه شما جوانان نیست، اشتباهات اجتماعی است.

الان در جامعه ما و در لابلای سوالات مراجعین میبینیم هم دخترها و هم پسرها خواهان ازدواج هستند اما از عدم امکان ازدواج می نالند!! خب این چه معنایی دارد؟! اسلام مگر جز رضایت طرفین شرط دیگری کرده است؟ پس معلوم میشود مشکل از اسلام نیست، مشکل از خود ماست که ازدواج را اینقدر سخت کرده ایم که علی رغم خواست دختر و پسرها، اما اقدام به ازدواج نمی کنند! این موانع، موانع شرعی نیست، و اصلا خدا هم راضی به این موانع و سنت های غلط نیست.

پس ما نباید توقع داشته باشیم خداوند به خاطر مواضع غلط ما، از مواضع درست خودش کوتاه بیاید.

 

پی نوشت ها:

1. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین، قم، چاپ پنجم، 1374، ج2، ص 68.

2. انفال/66
3.بقره/197

4. آیت الله جوادی آملی، تفسير سوره مبارکه بقره جلسه 361:
http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=2&lang=fa&id=MTgyNQ%3d%3d-dKxzvGGh4hY%3d

 

موضوع قفل شده است