جمع بندی تعارض میان مصلحت ها

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تعارض میان مصلحت ها

میخواستم در مورد مصلحت توضیح بدید اگه مثلا بدونیم جان یک نفر رو بگیریم صد نفر دیگه زنده میمونن میتونیم یا باید این کارو انجام بدیم؟ در مواردی که از یک سنج نباشن مثلا هر دو جان نباشند چطور مثلا بدونیم یک گناهی انجام بدیم اما فلان خواص رو داره کاری که فکر میکنم امروزه حتی مجمع تشخیص مصلحت داریم وقتی در روایات اون گناهان یا ثوابها مقایسه نشده باشند چطور این کارو انجام میدیم آیا فقط به ذهنیت های خودمون تکیه میکنیم که ممکنه اشتباه باشه ممکنه درست؟

ممنون میشم توضیح بدین.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

میخواستم در مورد مصلحت توضیح بدید اگه مثلا بدونیم جان یک نفر رو بگیریم صد نفر دیگه زنده میمونن میتونیم یا باید این کارو انجام بدیم؟ در مواردی که از یک سنج نباشن مثلا هر دو جان نباشند چطور مثلا بدونیم یک گناهی انجام بدیم اما فلان خواص رو داره کاری که فکر میکنم امروزه حتی مجمع تشخیص مصلحت داریم وقتی در روایات اون گناهان یا ثوابها مقایسه نشده باشند چطور این کارو انجام میدیم آیا فقط به ذهنیت های خودمون تکیه میکنیم که ممکنه اشتباه باشه ممکنه درست؟

در این که همه رفتارهای ما باید در چارچوب انجام مصلحت بوده و تابع اهم و مهم باشد شکی وجود ندارد، و اسلام نیز همواره در امر و نهی هایش در همین چارچوب رفتار نموده و کاملا مطابق با مصلحت حکم کرده است.

ما هم در هنگام تعارض این مصلحت ها حق مصلحت سنجی داریم اما تشخیص آن به این راحتی نیست و در گرو دقت و تفکر و مشورت است.

مثلا در مورد تعارض جان انسان ها و مثالی که فرمودید که اگر جان یک نفر را بگیریم جان تعداد بیشتری از انسان ها حفظ میشود خب تشخیص آن بستگی به دانستن شرایط و آگاهی های دقیقی دارد، چون گاهی اصلا میان جان ها تعارضی نیست و خود شخص گمان می کند تعارض است و مسئله جان انسان ها هم خیلی مهم است.

اما با این حال در جایی که این تعارض قطعی باشد مثل مسئله «تترّس» اسلام اجازه این کار را می دهد، یعنی دشمن از یک سپر انسانی بهره برده است و دارد پیش روی می کند که اگر جلوی آن گرفته نشود انسان های بیشتری کشته می شوند، در اینجا باید به سمت دشمن تیراندازی شود و اگر ناخواسته این انسان های بی گناه که به عنوان سپر استفاده شده اند کشته شدند شهید محسوب می شوند و گناهی بر قاتل آنها نیز نیست.

اما به هر حال چون جان انسان ها اهمیت بسیاری دارد در این خصوص نباید خود انسان تصمیم گیری کند بلکه باید از حاکم شرع پیروی کند.

در مورد رفتارها هم طبیعتا مصلحت سنجی می شود اما این مصلحت سنجی باید قطعی و یقینی باشد، نه با گمان و یا با تکیه به دستاوردهای علوم تجربی که هر لحظه ممکن است ابطال شوند، با چنین مصلحت سنجی هایی نمیشود دستورات قطعی دینی را کنار گذاشت. مثلا نمی توان به این بهانه که برخی می گویند نوشیدن الکل برای بدن خوب است کسی دستورات صریح دین در مضر بودن این را کنار بگذارد.

بنابراین نباید به صرف اینکه حدس و گمان هایی در مورد خواص فلان گناه گفته میشود گمان کنیم که این ها برتر از فلان رفتار نیک است که از سوی خدا مورد توصیه قرار گرفته است. خلاصه آنکه اصل مصلحت سنجی مورد قبول است، اما بسیاری از انسان ها حدس و گمان ها و امور غیر یقینی را به اشتباه مصلحت سنجی تلقی می کنند.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

میخواستم در مورد مصلحت توضیح بدید اگه مثلا بدونیم جان یک نفر رو بگیریم صد نفر دیگه زنده میمونن میتونیم یا باید این کارو انجام بدیم؟ در مواردی که از یک سنج نباشن مثلا هر دو جان نباشند چطور مثلا بدونیم یک گناهی انجام بدیم اما فلان خواص رو داره کاری که فکر میکنم امروزه حتی مجمع تشخیص مصلحت داریم وقتی در روایات اون گناهان یا ثوابها مقایسه نشده باشند چطور این کارو انجام میدیم آیا فقط به ذهنیت های خودمون تکیه میکنیم که ممکنه اشتباه باشه ممکنه درست؟

در مورد رفتارها هم طبیعتا مصلحت سنجی می شود اما این مصلحت سنجی باید قطعی و یقینی باشد، نه با گمان و یا با تکیه به دستاوردهای علوم تجربی که هر لحظه ممکن است ابطال شوند، با چنین مصلحت سنجی هایی نمیشود دستورات قطعی دینی را کنار گذاشت. مثلا نمی توان به این بهانه که برخی می گویند نوشیدن الکل برای بدن خوب است کسی دستورات صریح دین در مضر بودن این را کنار بگذارد.

 

سلام خب اصل سوال من هم همین بود که جایی که در روایات مقایسه نشده باشه چطور مصلحت سنجی انجام میشه و شما مجدد همون سوال منو میگید که نمیتوان با گمان یا علومی که هر روز ممکنه تغییر کنه مصلحت سنجی کرد.

یک مسئله دیگه هم که من شنیده بودم اینه که در اسلام هدف وسیله رو توجیه نمیکنه مثلا اگه ظالمی بگه یک نفرو بکش مگه نه دو نفر یا اصلا صد نفرو میکشم ما مصلحت سنجی نمیکنیم. اون خودش مسئول قتلهای خودشه و ما اگه بکشیم مسئول قتل خودمون.

آیا این موضوعی که قبلا شنیده بودم اشتباهه یا این که اختلافی بوده و علت این که من اینطوری شنیدم اختلافی بودنشه

سلام و احترام 

سلام خب اصل سوال من هم همین بود که جایی که در روایات مقایسه نشده باشه چطور مصلحت سنجی انجام میشه و شما مجدد همون سوال منو میگید که نمیتوان با گمان یا علومی که هر روز ممکنه تغییر کنه مصلحت سنجی کرد.

ببینید ما در آیات و روایات یک سری قواعد کلی داریم مانند قاعده نفی ضرر، یعنی اگر چیزی ضرر قابل توجهی داشت حرام است و باید کنار گذاشته شود و مانند آن

یک سری هم قواعد عقلی داریم مثل اهم و مهم

عقل انسان با در دست داشتن این قواعد 99 درصد مسائل را می تواند حل کند، مثلا خوردن گوشت مُردار حرام است، اما اگر کسی برای حفظ جانش مجبور است از این گوشت بخورد وگرنه جان میدهد خب عقل می گوید اینجا حفظ جان مهمتر از خوردن گوشت حرام است، شرع هم همین را می گوید.  شما قدرت عقل انسان را دست کم نگیرید.

فقط می ماند یک سری مسائل معدودی که باید بماند تا نیاز انسان به امام معصوم روشن شود.

 یک مسئله دیگه هم که من شنیده بودم اینه که در اسلام هدف وسیله رو توجیه نمیکنه مثلا اگه ظالمی بگه یک نفرو بکش مگه نه دو نفر یا اصلا صد نفرو میکشم ما مصلحت سنجی نمیکنیم. اون خودش مسئول قتلهای خودشه و ما اگه بکشیم مسئول قتل خودمون.

آیا این موضوعی که قبلا شنیده بودم اشتباهه یا این که اختلافی بوده و علت این که من اینطوری شنیدم اختلافی بودنشه

ببینید اینکه هدف وسیله را توجیه نمی کند یعنی شما برای رسیدن به هدف خوب تا زمانی که راه درست برای ان وجود دارد نمیتوانید از راه نادرست استفاده کنید. اما اگر هدف بسیار مهمی وجود دارد و راه نادرستی که اهمیت آن هدف بسیار مهمتر از آن راه نادرست است اینجا باید از آن راه نادرست بهره برد. مثل مثالی که عرض کردم، خوردن گوشت مردارکه اره نادرستی است اما تنها راه برای حفظ جان است که یک هدف بسیار مهم است، در اینجا هدف اتفاقا وسیله را توجیه میکند چون خیلی اهمیت بیشتری نسبت به آن دارد.

بنابراین قاعده عقلی درست است، منتهی گاهی به اشتباه تشخیص مصداق داده میشود و گمان می کنیم هدف مهمتر از وسیله است، یا گمان می کنیم راه دیگری سراغ ندارد.

آنچه که شما می فرمایید هم از همین باب است. اولا کشتن یک شخص از سوی ما مستقیما آنقدر بزرگ است که ما را به ورطه نابودی می کشاند. در چنین جایی باد با آن حاکم مقابله کرد. چرا که قدرت یک شخص به اطاعت دیگران از اوست، در اینجا نباید از او اطاعت کرد ولو اینکه خودمان کشته شویم. اینجا یک اهمیت معنوی مهمتر از جان انسان ها وجود دارد.

آنچه که شما می فرمایید هم از همین باب است. اولا کشتن یک شخص از سوی ما مستقیما آنقدر بزرگ است که ما را به ورطه نابودی می کشاند. در چنین جایی باد با آن حاکم مقابله کرد. چرا که قدرت یک شخص به اطاعت دیگران از اوست، در اینجا نباید از او اطاعت کرد ولو اینکه خودمان کشته شویم. اینجا یک اهمیت معنوی مهمتر از جان انسان ها وجود دارد.

 

این موضوع روایی است یا خیر؟ چون اگه روایی باشه میتونید بگید استثنا هست اونوقت نیازی به توجیه نیست. اونوقت بگید قاعده کلی اینه که مصلحت حتی اگه تعارض نباشه و برای هدف مهمتری یا رسیدن به چیزهای کلی باشه میشه از وسایل نادرست هم استفاده کرد بجز در موادی که در روایات استثنا شده.

اما اگه این موضوع روایی نیست و استثنا نباشه و از عقل استفاده شده باشه مثل بقیه مصلحتها نمیشه دو تا دلیل رو پذیرفت. در مورد اطاعت تقیه رو داریم و اونطوری نبودیم که همیشه در مقابل حاکم ظالم سرسخت باشیم در مورد نابودی معنوی خودمون هم میدونیم برای حفظ جان خودمان یا جان دیگران میتونیم هر گناهی انجام بدیم مثلا امام خمینی میگن برای حفظ جان مسلمان شرب خمر و هر گناهی میشه انجام داد. باعث نابودی معنوی مون نمیشه همانطور که در مسئله تترس (سپر انسانی دشمن از بی گناهان) که گفتید کشتن بی گناهان باعث نابودی معنوی نمیشه.

این موضوع روایی است یا خیر؟

خیر این مقتضی قاعده اهم و مهم است که یک قاعده عقلی است، البته در روایات هم شاید بتوان شواهدی برای آن یافت، اما گر شاهد روایی هم نباشد باز هم یک قاعده مسلّم عقلی است.

اما اگه این موضوع روایی نیست و استثنا نباشه و از عقل استفاده شده باشه مثل بقیه مصلحتها نمیشه دو تا دلیل رو پذیرفت. در مورد اطاعت تقیه رو داریم و اونطوری نبودیم که همیشه در مقابل حاکم ظالم سرسخت باشیم در مورد نابودی معنوی خودمون هم میدونیم برای حفظ جان خودمان یا جان دیگران میتونیم هر گناهی انجام بدیم مثلا امام خمینی میگن برای حفظ جان مسلمان شرب خمر و هر گناهی میشه انجام داد. باعث نابودی معنوی مون نمیشه همانطور که در مسئله تترس (سپر انسانی دشمن از بی گناهان) که گفتید کشتن بی گناهان باعث نابودی معنوی نمیشه.

هر کجا که شما به یقین برسید که هدف مهمتر از وسیله است و وسیله هم تنها وسیله ممکن است می توانید  طبق آن وسیله رفتار کنید. این قاعده هم مورد تأیید عقل است و هم نقل.

مهم تشخیص مصداق است که به  یقین برسیم. خب این یقین در تقیه و شرب خمر و اینها مسئله واضح است. در تقیه اگر مسئله مهمتری در خطر باشد از جان انسان دیگر تقیه جایز نیست، مثل قیام امام حسین(ع) که امام(ع) با اینکه برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند اما آن منکر به قدری مهم بود که حتی به قیمت کشته شدن امام حسین(ع) و اسار اهل بیتش باز هم جای تقیه نبود. بنابراین باید به یقین رسید که هدف مهم تر است و ما در کشتن شخص به دست خودمان چنین یقینی در کار نیست. 

در تترس هم تیراندازی به قصد کشتن سپر انسانی حرام است، شما باید به دشمن تیراندازی کنید، در این میان اگر به انسان هایی که سپر قرار گرفته اند خورد اشکالی ندارد چون هدف مهم تری در گرو این تیراندازی است. 

جمع بندی

______________________________________

پرسش:

میخواستم در مورد مصلحت توضیح بدهید. اگر مثلا بدانیم جان یک نفر را بگیریم، صد نفر دیگر زنده میمانند آیا میتوانیم یا باید این کار را انجام بدیم؟ یا مثلا بدانیم اگر یک گناهی انجام بدهیم فلان خواص را دارد. آیا در این خصوص فقط به ذهنیت های خودمان تکیه میکنیم؟

پاسخ:

در این که همه رفتارهای ما باید در چارچوب انجام مصلحت بوده و تابع اهم و مهم باشد شکی وجود ندارد، و اسلام نیز همواره در امر و نهی هایش در همین چارچوب رفتار نموده و کاملا مطابق با مصلحت حکم کرده است. ما هم در هنگام تعارض این مصلحت ها حق مصلحت سنجی داریم اما تشخیص آن به این راحتی نیست و در گرو دقت و تفکر و مشورت است.

ما یک سری قواعد کلی داریم که هم در شرع و هم از سوی عقل مورد تایید هستند و می توانند ملاکی برای تشخیص مصلحت باشند، مانند قاعده نفی ضرر، یعنی اگر چیزی ضرر قابل توجهی داشت حرام است و باید کنار گذاشته شود و مانند آن؛ یا قاعده اهم و مهم که همواره امر مهمتر مقدم میشود. مثلا خوردن گوشت مُردار حرام است، اما اگر کسی برای حفظ جانش مجبور است از این گوشت بخورد وگرنه جان میدهد خب عقل می گوید اینجا حفظ جان مهمتر از خوردن گوشت حرام است، شرع هم همین را می گوید. 

عقل انسان با در دست داشتن این قواعد 99 درصد مسائل را می تواند حل کند البته اظهار نظر دقیق بستگی به شناخت موضوع و آگاهی دقیق از شرایط دارد، و گاهی ساده نیست و نمی توان یک حکم ثابت بیان کرد.

مثلا در مورد تعارض جان انسان ها و مثالی که فرمودید که اگر جان یک نفر را بگیریم، جان تعداد بیشتری از انسان ها حفظ میشود خب تشخیص آن بستگی به دانستن شرایط و آگاهی های دقیقی دارد، چون گاهی اصلا میان جان ها تعارضی نیست و خود شخص گمان می کند تعارض است و مسئله جان انسان ها هم خیلی مهم است که نمی توان با احتمالات پیش رفت.

اما با این حال در جایی که این تعارض قطعی باشد مثل مسئله «تترّس» اسلام اجازه این کار را می دهد، یعنی دشمن از یک سپر انسانی بهره برده است و دارد پیش روی می کند که اگر جلوی آن گرفته نشود انسان های بیشتری کشته می شوند، در اینجا باید به سمت دشمن تیراندازی شود و اگر ناخواسته این انسان های بی گناه که به عنوان سپر استفاده شده اند کشته شدند شهید محسوب می شوند و گناهی بر قاتل آنها نیز نیست. اما به هر حال چون جان انسان ها اهمیت بسیاری دارد در این خصوص نباید خود انسان تصمیم گیری کند بلکه باید از حاکم شرع پیروی کند.

در مورد رفتارها هم طبیعتا مصلحت سنجی می شود اما این مصلحت سنجی باید قطعی و یقینی باشد، نه با گمان و یا با تکیه به دستاوردهای علوم تجربی که هر لحظه ممکن است ابطال شوند، با چنین مصلحت سنجی هایی نمیشود دستورات قطعی دینی را کنار گذاشت. مثلا نمی توان به این بهانه که برخی می گویند نوشیدن الکل برای بدن خوب است کسی دستورات صریح دین در مضر بودن این را کنار بگذارد.

بنابراین نباید به صرف اینکه حدس و گمان هایی در مورد خواص فلان گناه گفته میشود گمان کنیم که این ها برتر از فلان رفتار نیک است که از سوی خدا مورد توصیه قرار گرفته است. خلاصه آنکه اصل مصلحت سنجی مورد قبول است، اما بسیاری از انسان ها حدس و گمان ها و امور غیر یقینی را به اشتباه مصلحت سنجی تلقی می کنند.

موضوع قفل شده است