جمع بندی برداشتی متفاوت از تحدی قرآن

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
برداشتی متفاوت از تحدی قرآن

با سلام و عرض ادب و احترام

تحدی قرآن که در چند آیه ذکر شده است همیشه محل بحث بوده و تقریبا می توان گفت تا امروز نه دین داران و نه منتقدان دین هیچ کدام نتوانسته اند روی یک معنای مورد قبول طرفین توافق کنند . از این رو به نظر هیچ گاه این بحث به نقطه ی قابل قبولی نمی رسد !

دین داران می گویند قرآن کریم دارای وجوه متعددی از اعجاز است و کسی که می خواهد «مانند قرآن » را بیاورد ، باید در نوشته اش همه آن مواردی که در قرآن رعایت شده است را لحاظ کند . و البته حکم نیز مشخص است : هرگز نمی توانید این کار را انجام بدهید .

در طرف مقابل نیز اگرچه پاسخ های متعددی داده شده اما بهترین پاسخ که درست هم به نظر می رسد این است که نوشته هرکس مختص اوست و اساسا تحدی به این شیوه نوعی مغالطه است . فردوسی یک نفر بود ، شاهنامه را نوشت و بعد از او نیز هرکس سعی کند « مثل شاهنامه » را بیاورد نخواهد توانست . سعدی فرزانه ای بود که دیگر تکرار نمی شود ، حال اگر بزرگمرد دیگری همچون جامی بخواهد از او تقلید کند بازهم نمی تواند و نمی شود که « مثل سعدی » بگوید و بنویسد . سخن حافظ نیز گرچه لحن سخن خواجوی دارد ، اما این دو را نمی توان «مثل هم» دانست . شاید یکی برتر از دیگری باشد اما همانندی معنا ندارد .

به علاوه همانندی خود مراتب و درجات مختلف دارد . حتی به سطح آگاهی و دانش کسی که می خواهد مقایسه کند هم بستگی دارد ، به عبارتی همین الان که من می گویم شعر حافظ و خواجوی کرمانی را نمی توان همانند هم دانست اگر چند سال پیش و با دانشی بسیار کمتر نسبت به امروز غزلی از این و آن دیگری می خواندم بدون دانستن نام سراینده ، هر دو را مثلا به حافظ نسبت می دادم ! بی آنکه به هیچ یک از فاکتورهای ادبی و زیباشناسی آشنا و بلکه توجه داشته باشم! همزمان فرد دیگری ممکن است با معیار هایی که خودش دارد مخالف نظر من باشد و پایه و اسلوب شعر دو شاعر را یکی و «همانند» بداند . در مجموع آن «همانندی» که من مد نظر دارم با آن «همانندی» که شما متصور هستید به احتمال بالا متفاوت است .

با توجه به اینکه خود قرآن نیز هیچ معیاری برای همانندی ذکر نکرده است و مواردی که از سوی بعضی به عنوان معیار های همانندی ذکر می شود ( مثل اعجاز در بلاغت ، اعجاز در معنی و ... ) همگی مطالبی است که از بیرون و توسط مفسرین به قرآن تحمیل شده اند . به علاوه مفسران قرآن در وجوه اعجاز قرآن با یکدیگر هم نظر نیستند و هریک لیستی از اعجاز قرآن را در تفاسیرشان آورده اند . یکی اعجاز لفظی را قبول ندارد ، دیگری اعجاز علمی را مردود می داند و بالاخره کسی پیدا می شود و می گوید قرآن اصلا وجه اعجازی ندارد !

از این رو ضرورت ایجاب می کند نگاهی دقیق تر به آیات تحدی قرآن داشته باشیم :

[=&quot]وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ[/] ( بقره - 23 )
(
ترجمه: و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید ، پس- اگر راست می گویید- سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- فرا خوانید).

این آیه و آیات مشابه در واقع یک سخن کلی را مطرح می کند و آن اینکه شما کتابی ( یا در برخی آیات سوره ای / نشانه ای ) از طرف خدا بیاورید . به عبارتی اگر می گوئید این ها را خدا به محمد نداده است ، مشکلی نیست . شما بروید و از طرف خدا سخنش را بیاورید ! آیه زیر درخواست اصلی را تا حدود زیادی روشن می کند :

[=&quot]قُلْ [/][=&quot]فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ[/][=&quot] هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ[/] (ترجمه: بگو: «پس اگر راست می گویید، کتابی از جانب خدا بیاورید که از این دو هدایت کننده تر باشد تا پیرویش کنم)

در همه آیات تحدی یک عبارت مشترک است و آن « آوردن کتابی/سندی » ! یک پرسش مهم بنده همواره این بود که اگر قرار است تحدی به معنای نوشتن یک کتاب/سند در مقابل قرآن باشد دیگر « آوردن» چه معنایی دارد ؟! اما آیه فوق به خوبی روشن می کند که اصلا قرار نیست آن کتاب توسط شما یا کس دیگری نوشته شود !! بلکه آن سند می بایست از طرف خدا « آورده شود » ! و کسی که قرار است این کار را بکند می تواند همه شهداء من دون الله - که همان بت ها هستند - را واسطه قرار دهد تا از طرف خدا آیاتی برایش بیاورند . *** ( بقره 23 ) به همین دلیل در آیه بعدی می گوید چون نمی توانید و نخواهید توانست پس از آتشی بترسید که هیزمش کافران و بت ها هستند .

برخی از مفسرین شهداء من دون الله ( در آیه 23 بقره ) را بهر چیزی تفسیر کرده اند به جز بت!! در صورتی که توجه ندارند در آیه بعدی(24) صراحتا از بت ها سخن گفته شده است و اگر شهدا من دون الله همان اصنام نباشند ، ذکر بت ها در آیه بعدی (24) بی وجه خواهد بود و این از ذات حضرت باری تعالی به دور است . و از طرف دیگر عبارت « من دون الله = غیر از خدا » وصفی است که در قرآن در مورد بت ها به کرات آمده است و بنده در خاطر ندارم من دون الله برای چیزی جز بت ها به کار رفته باشد . از این رو در برداشت سنتی از تحدی اشکال معنایی ایجاد می شود و دیگر فراخواندن بت ها معنایی ندارد ! چون خود بت پرستان هم اعتقاد نداشتند که بت هایشان نمی توانند شعر بگویند و یا کتاب بنویسند !! اما برعکس اعتقاد داشتند که این بت ها می توانند از جانب خدا باران بفرستند و یا در رسم قرعه کشی نزد بت هبل می توانند آنچه رأی خدا هست را نمایان کنند . اکنون رسول الله از بت پرستان درخواست می کند :

اگر راست می گویند بت هایشان را فرا بخوانند و آیه ای (نشانه ای) - به وسیله آنها - از طرف خدا بیاورند ..

درخواست مشخص بنده از کارشناس محترم و سایر عزیزانی که در بحث شرکت می کنند این است که ابتدا استدلال اخیر را مورد نقد و بررسی قرار دهند و سپس ایراد هایی که به طور کلی به نظریه سنتی تحدی وارد است را پاسخ بدهند .

با تشکر فراوان .

_________________________________________________________________

*** : قریش چون بت ها را شفیع و واسطه خود و خدا می دانستند از این رو از آنان خواسته می شود تا به کمک این شاهدان من دون الله از طرف خدا آیه ای / سوره ای بیاورند . از همین رو این آیه می تواند ناتوانی بت ها در یک زمینه دیگر را نیز ثابت کند و عقیده پوچ بت پرستان مکه را چندباره به چالش بکشد !

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد حکیـم

*حسام الدین*;961323 نوشت:
تحدی قرآن که در چند آیه ذکر شده است همیشه محل بحث بوده و تقریبا می توان گفت تا امروز نه دین داران و نه منتقدان دین هیچ کدام نتوانسته اند روی یک معنای مورد قبول طرفین توافق کنند . از این رو به نظر هیچ گاه این بحث به نقطه ی قابل قبولی نمی رسد !

دین داران می گویند قرآن کریم دارای وجوه متعددی از اعجاز است و کسی که می خواهد «مانند قرآن » را بیاورد ، باید در نوشته اش همه آن مواردی که در قرآن رعایت شده است را لحاظ کند . و البته حکم نیز مشخص است : هرگز نمی توانید این کار را انجام بدهید .

سلام و عرض ادب

بابت تاخیر در پاسخگویی عذر خواهی میکنم

و اما پاسخ شما دوست خوبم

در پاسخ باید به چند نکته اساسی توجه نمایید :
الف)معنای واژه «مثل»
در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن پس از ذکر عبارات چند کتاب لغوی معتبر در زبان عربی، چنین نتیجه گرفته است که اصل این ماده به معنی برابری چیزی با چیزی در ویژگی‌های اصلی و برجسته مورد نظر است.1
بنابراین وقتی گفته می‌شود قرآن بی «مثل» است، مقصود این است که هیچ نوشته‌ای و سخنی در اوصاف اصلی، مانند فصاحت و بلاغت، مضمون عالی، بیان واقعیت‌ها و حقایق، اخبار غیبی کاملا صحیح، و ... مانند قرآن نیست، یعنی نمی‌توان ارزش آن را در جهات مذکور بسان قرآن دانست، حتی نهج البلاغه امیر المؤمنین علی علیه السلام نیز با این که بسیار فصیح و بلیغ و خارج از توان بشر عادی است و مضامین بسیار عالی دارد، باز توان برابری با قرآن را ندارد و در واقع معارف آن سخنان نیز از قرآن اخذ شده است.
اما سایر کتاب‌ها، هر چقدر هم که زیبا و پرمحتوا باشند، باز با قرآن قابل مقایسه نیستند و مشابه، بلکه نمونه بهتری دارند؛ مثلا در بین کتاب‌های ادبی مسلماً دیوان حافظ اگر برجسته‌ترین نباشد، از جمله برجسته‌ترین‌ها است، اما اصلاً با قرآن قابل مقایسه نیست، بلکه به اعتراف خود حافظ، مضامین عالی آن از قرآن اقتباس شده است؛ چنانکه خود حافظ این مطلب را گوشزد می‌کند: صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
(بیتی از غزل 319 دیوان حافظ)

ب) نکته دیگر اینکه ممکن است کتابی در موضوعی نوشته شود و فعلاً نظیر هم نداشته باشد، ولی این به جهت عجز دیگران از نوشتن کتابی مثل آن یا بالاتر از آن نیست، بلکه به جهت‌های دیگر است از جمله کم اهمیت یا بی‌اهمیت بودن آن موضوع، یا به جهت نبودن انگیزه برای کسی در نوشتن آن و ... این در حالی است که با توجه به تحدی (مبارزه طلبی) قرآن، دشمنان، انگیزه‌‌ای بسیار قوی برای مقابله به مثل کردن داشته و دارند و اقداماتی نیز در این باره کرده‌اند و رسوا شده‌‌اند؛ زیرا قرآن یک کتاب علمی معمولی نیست.

قرآن کتابی است که سبک جدیدی برای زندگی بشر معرفی کرده است، که در این عرصه رقیبان سرسختی دارد. همچنین قرآن با ایده‌های اجتماعی و سیاسی خود در مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی، بسیاری از منافع نامشروع و منافع بسیاری از حکومت‌ها و جریان‌های نامشروع را به خطر انداخته و می‌اندازد. بنابراین انگیزه‌های بسیار قوی و قدرتمندی برای بی‌اعتبار کردن آن و تزلزل باور و ایمان مؤمنان، برای دشمنان قرآن وجود داشته و دارد. قرآن مدعی است که در آینده نیز اگر کل انسان‌ها جمع شوند تا کتابی مثل قرآن، یا متنی مثل یک سوره از قرآن بیاورند، نمی‌توانند چنین کاری کنند.

1.(حسن، المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، بی جا: وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، چ اول، 1369، ج 11، ص 25)

افزون بر آنچه گذشت چند نکته دیگر
تغییرناپذیری ویژگی قرآن
همان طور که اشاره شد، در شبهه مورد بحث، با اذعان به تغییرناپذیری قرآن، سایر کتب نیز تغییرناپذیر به شمار رفته‌اند؛ اما حق این است که تغییرناپذیری قرآن امری مسلم است و بهترین شاهد آن هم این است که نسخه‌های مختلف قرآن در هر جا که باشند، همه از جهت الفاظ یکسان هستند و حتی در یک حرف نیز با هم اختلاف ندارند. ولی تغییرناپذیری سایر کتاب‌ها به شوخی شبیه‌تر است تا به واقعیت.
شاهد آن هم این است که بسیاری از کتاب‌ها در طول زمان دچار تغییر شده، یعنی چیزی از آن کاسته شده یا چیزی به آن افزوده گردیده و یا مطالبش تغییر کرده است، بلکه گاهی چاپ دوم با چاپ اول تفاوت چشم‌گیری دارد که این تغییرات گاهی توسط مؤلف و گاهی توسط دیگران انجام می‌شود. دلیل معجزه بودن قرآن
در مباحث قبل روشن شد که اولاً؛ قرآن مثل ندارد و کسی نمی‌تواند مثل آن را بیاورد و تغییرناپذیر است (چنان که در متن شبهه نیز به این مطلب اعتراف شده است.) ثانیاً؛ این دو ویژگی