برابری تعداد اسرای جنگ بدر و تعداد شهدای جنگ احد

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
برابری تعداد اسرای جنگ بدر و تعداد شهدای جنگ احد

السلام علیکم و رحمةالله و برکاته

در غزوه ی بدر که مسلمانان بر مشرکان غالب می شوند هفتاد تن از مشرکان، کشته شده و هفتاد تن هم به اسارت گرفته می شوند.

و در غزوه ی اُحُد که ظاهرا مسلمانان، شکست می خورند و یکی از علل آن هم عدم اطاعت عده ای از مسلمانان از دستور پیامبر است(که به طمع غنایم، موضع خود را پیش از موعد، ترک کردند.) هفتاد تن از مسلمانان به شهادت می رسند.

یعنی تعداد کشته های مشرکان در بدر(یا تعداد اسرا) با تعداد شهدای احد برابر بود!

آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، چنین چیزی را پیش بینی کرده بودند؟!
من شنیده ام که در بدر خطاب به مسلمانان فرمودند که آنها را اسیر نکنید وگرنه همین تعداد از ما را در آینده خواهند کشت!
آیا صحت دارد؟!
اگر اشتباه است تصحیح شده اش را بفرمایید و همچنین بفرمایید که علت این توصیه چه بود؟! مگر کشتن یا اسیرکردن دشمن، برخلاف دین یا اخلاق است؟!

متشکرم

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد ممسوس

سوال خوبی را مطرح نمودید
جواب سوال شما دارای چند بخش است که بنده از باب مقدمه مطالبی را بیان میکنم که پاسخ شما هم در ان است.
مجوز اسارت از کفار در قرآن
جنگ
خداوند در ایاتی از قران به مسلمانان این اجازه را داده است که از کفار اسیر بگیرند البته پس از غلبه و نصرت بر دشمن، خداوند میفرماید: «فَاِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَروا فَضَربَ الرِّقابِ حَتّى اِذا اَثخَنتُموهُم فَشُدُّوا الوَثاقَ» (محمّد/47، 4) كه جمله «فَشُدُّوا الوَثاقَ» كنايه از اسير كردن افراد دشمن است.[1]
پشتیبانی از دشمن
در جریان جنگ احزاب و خیانت یهودیان بنی قریظه که خداوند میفرماید: و‌اَنزَلَ الَّذينَ ظـهَروهُم مِن اَهلِ الكِتـبِ مِن صَياصيهِم و قَذَفَ فى قُلوبِهِمُ الرُّعبَ فَريقـًا تَقتُلونَ و تَأسِرونَ فَريقـا».[2]


[/HR][1] . المیزان ج 18 ص 225

[2] . ایه 26 سوره احزاب


نقض پیمان
در صورت نقض پیمان از جانب دشمن، مسلمانان مخیرند که از چهار طریق با انان برخورد کنند: قتل، اسارت، محاصره و کمین کردن خداوند میفرماید : «فَاِذَا انسَلَخَ الاَشهُرُ الحُرُمُ فَاقتُلوا المُشرِكينَ حَيثُ وجَدتُموهُم و خُذوهُم واحصُروهُم واقعُدوا لَهُم كُلَّ مَرصَد».[1] (توبه/9، 5)
و موارد دیگر
پس قران اجازه اسیر گرفتن را داده است البته با شرایطی که در ضمن ایات بیان شد.
اما جنگ بدر تفاوت داشت
در سیره نظامی پیامبر صلی الله علیه وآله هم این امر جریان دارد و پیامبر در شرایط خاص اسیر میگرفتند البته سفارش به ترحم، مدارا، برخورد مناسب و حتی دنبال بهانه ای برای ازادی اسیر هم بودند که اینجا مجال توضیح ندارد.
سخن اینجاست که ایا پیامبر (ص) در جنگ بدر سفارش به اسیر گرفتن کردند یا نه؟ و ایا موافق این موضوع بودند یا خیر؟
ظاهرا در مورد بنی هاشم و برخی دیگر موافق به اسارت در امدن آنها بودند اما در مورد کفار و مشرکین چنین نظری نداشتند


[/HR][1] . توبه 5


پیامبر (صلی الله علیه و آله) قبل از جنگ بدر فرمود افرادی از بنی هاشم و برخی دیگر به زور و اجبار وارد جنگ شدند و با طیب خاطر و رضایت قلبی به جنگ با ما نیامده اند لذا انها را نکشید معنی این جمله اسیر گرفتن انهاست. میدانیم که در جنگ بدر عباس، عقیل، ابی العاص بن ربیع و ابوالبختری شرکت داشتند که این افراد در زمره اسرا در امدند.[1]
در روايتى از قول حضرت على عليه السلام نقل شده است: پس از پايان نبرد، جبرئيل عليه السلام بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شده و آن حضرت را در مورد اسيران - كه تعداد آنان هفتاد نفر بود بين كشتن يا گرفتن فديه مخير كرد و به آنان گوشزد كرد كه در صورت گرفتن فديه، به همين تعداد اسير، در جنگ آينده از شما كشته خواهند شد. اما مسلمانان با وجود ترجيح كشتن اسيران، شق دوم را پذيرفتند.[2] و اين باعث شد تا در جنگ احد، شكست خورده و بيش از هفتاد شهيد بدهند.
گفته شده است: آيه زير به اين تمايل مسلمانان به مال طلبى و دنيادوستى اشاره مى كند.[3] «ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ...»؛ انفال آيه 67. ؛ «يك پيامبر تا هنگامى كه پاى او بر زمين محكم نشده، نمى تواند اسير داشته باشد. اما شما كالاى دنيا را مى طلبيد و خداوند آخرت را اراده كرده است...».
كمى تأمل و دقت در حوادث نيز نشان مى دهد كه از نقطه نظر نظامى و آينده نگرى، به دلايل زير كشتن اسيران به نفع سپاه اسلام بود:
يكم. در ميان اسيران، تعدادى از بزرگان و سران قريش - كه آتش بيار معركه هاى ضد اسلامى بودند وجود داشت كه كشتن آنان، همانند قطع كردن سر افعى، باعث از بين رفتن توطئه ها عليه اسلام مى شد؛ در حالى كه زنده گذاشتن آنان - با توجه به شكست ننگينى كه متحمل شده بودند آتش كينه را درونشان شعله ور مى ساخت! پيشرفت زمان و حوادث بعدى نيز نشان داد كه تا چه حد كشتن آنان، به مصلحت اسلام بوده است.


[/HR][1] . تاریخ طبری ج 3 ص 969-970

[2] . واقدی المغازی ج 1 ص 107

[3] . سید جعفر مرتضی عاملی الصحیح من سیرة النبی الاعظم ج 5 ص 108


دوّم. كشتن آنان ضربه روحى سنگينى براى مشركان و نيز هواداران قريش مى شد و بر عكس عظمت و شوكت اسلام و مسلمانان را به رخ همگان مى كشيد و قبايلى همانند غطفان، هوازن و نيز قبايل يهود را از توطئه عليه اسلام باز مى داشت.
سوّم. كشتن آنان براى همگان اين حقيقت را هويدا مى ساخت كه پيامبرصلى الله عليه وآله در راه هدف خود، حتى از خون قوم خويش (قريش) نيز نخواهد گذشت و همين نكته رعب و وحشت را بر ديگر دشمنان اسلام مسلّط مى كرد.
چهارم. كشتن اسيران قريش اين نكته را براى انصار هويدا مى ساخت كه پيامبرصلى الله عليه وآله هيچ گاه با قوم خود و احياناً به ضرر انصار، مصالحه و آنان را ترك نخواهد كرد و رابطه دينى را هميشه بر رابطه نسبى ترجيح خواهد داد. همين نكته كافى بود تا آنان را نسبت به وسوسه هايى كه بعدها، تأثيراتى هر چند اندك در درون آنان باقى مى گذاشت، ريشه كن كند».[1]
اختلاف بر سر چگونگى تقسيم غنايم، آفت ديگر پيروزى سپاه اسلام بود. جمع آورى كنندگان غنايم آنان را از آن خود دانسته، در مقابل جنگجويان مسلمان مى گفتند: اگر ما نبوديم، شما نمى توانستيد به جمع غنايم بپردازيد و آنان كه به نگهبانى از رسول خداصلى الله عليه وآله پرداخته بودند، نيز خود را سزاوارتر به غنايم مى دانستند. اما پيامبرصلى الله عليه وآله به دستور خداوند توانست با تقسيم مساوى غنايم، اين آفت را بزدايد.[2]
اما چون این عمل خواسته مردم بود پیامبر سفارش اسرا را نمودند
پیامبر به مسلمانان در مورد اسرا سفارش کرده بودند که به نیکی با انان رفتار نمایید و به انان ظلم ننمایید ابوعزیز بن عمیر میگوید در بین راه مسلمین نان خود را به من میدادند و خودشان خرما میخوردند به گونه ای که من خجالت زده شدم و نان را پس میدادم ولی انان دست به نان نمیزدند و رفتار نیکویی با من داشتند.[3]
اما در مورد اسرا پیامبر انها را بین مسلمین تقسیم نمود وقتی کفار برای ازادی اسرا به مدینه امدند فدیه ازادی انها از هزار درهم تا چهار هزار درهم تعیین شد و به این صورت انان ازاد شدند و برخی هم با یاد دادن خواندن و نوشتن ازاد گشتند.[4]
به نظر میرسد پیامبر به صورت کلی به آفتی که در جنگ بعدی دامن گیر مسلمین میشود اشاره دارند. طبری در گزارش خود چنین اورده است که پس از جنگ بدر روزی بر پیامبر و ابوبکر وارد شدم که هردو گریه میکردند زمانی که علت را جویا شدم پیامبر فرمود به سبب ان فدیه ای که یاران تو با من گفتند عذاب به شما از این درخت نزدیک تر است و حضرت به درختی که در نزدیکی ایشان بود اشاره کردند.[5] طبری پس از این مطلب ادامه میدهد که ایه 67 سوره انفال نازل گردیده خداوند میفرماید : مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
هیچ پیغمبری را روا نباشد که اسیران جنگی بگیرد (تا از آنان فدا گرفته و آنان را رها کند) مگر تا زمانی که خون (ناپاکان را) در زمین بسیار بریزد. شما (ای اصحاب رسول) متاع دنیا را می‌خواهید و خدا آخرت را می‌خواهد، و خدا مقتدر و کارش همه از روی حکمت است.


[/HR][1] . الصحيح من سيرة النبى صلى الله عليه وآله، ج 5، ص 116 و 117.

[2] . ابن اثیر الکامل ج 1 ص 535، واقدی مغازی ج 1 ص 99

[3] . تاریخ طبری ترجمه ج 3 ص 978

[4] . تاریخ پیامبراکرم( ص)،ابراهیم آیتی، ص۲۸۰-۲۸۲.

[5] . تاریخ طبری، ج 3 ص 992، دلائل النبوه بیهقی ترجمه ج 2 ص 301


طبری اضافه میکند که پس از نزول این ایه مسلمین به جمع اوری غنائم جنگها مبادرت ورزیدند و سال بعد در جنگ احد عقوبت کار خویش را دیدند زیرا در آن جنگ مسلمانان هفتاد کشته و هفتاد اسیر دادند و دندان و پیشانی پیامبر صلی الله علیه و آله شکست و برخی فرار کردند و این ایه نازل شد (وَ لَمَّا أَصبَتْكُم مُّصِیبَةٌ قَدْ أَصبْتُم مِّثْلَیهَا قُلْتُمْ أَنى هَذَاقُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْإِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ شىْ‏ءٍ قَدِیرٌ)[1]
آیا هنگامى كه مصیبتى به شما ( در میدان جنگ احد ) رسید در حالیكه دو برابر آن را ( بر دشمن در میدان جنگ بدر ) وارد ساخته بودید گفتید این مصیبت از كجا است ؟ بگو از ناحيه خود شما است ( كه در ميدان جنگ احد با دستور پيامبر مخالفت كردید ) خداوند بر هر چيزى قادر است ( و چنانچه روش خود را اصلاح كنید در آينده به شما پيروزى مى‏دهد.
شما بودید كه با مخالفت فرمان پیامبر (صلى‏ الله‏ علیه‏ وآله ) سنگر حساس كوه عینین را رها ساختید و شما بودید كه جنگ را بپایان نرسانیده و سرنوشت آن را یكسره نكرده به جمع ‏آورى غنائم پرداختید و نیز شما بودید كه بهنگام حمله مجدد دشمن میدان را رها ساخته و از جنگ فرار كردید ، همین گناهان و سستى‏ هاى شما بود كه باعث آن شكست و آن همه كشته گردید.
شان نزول ایه اول
صاحب تفسیر برهان در ضمن تفسیر آیات 5 و 6 این سوره چنین آورده هنگامى که جنگ بدر به پایان رسید و به پیروزى مسلمین خاتمه یافت هفتاد نفر از کفار بدست مسلمین کشته شدند و هفتاد نفر اسیر گشتند. اسیران و غنائم را جمع‌آورى کرده نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آوردند و از اصحاب پیامبر در این جنگ 9 نفر کشته شدند پس از خاتمه جنگ پیامبر به 9 میلى بدر کوچ کرد. هنگامى که نزدیک غروب آفتاب بود پیامبر در میان اسیران نضر بن حارث بن کلدة و عقبة بن ابى‌معیط را دید که نزدیک یکدیگر ایستاده بودند. نضر بن عقبه گفت: من و تو در میان اسیران قریش کشته خواهیم شد زیرا گمان نمى برم محمد از ما صرف‌نظر کند. پیامبر دستور داد آن دو را نزد وى آوردند، نضر مردى خوش‌رو و موى زیادى در سر و روى خویش داشت امام على علیه‌السلام موى نضر را گرفت و او را نزد پیامبر آورد. نضر به پیامبر گفت: اى محمد تو را به خویشاوندى که میان ما هست، سوگند می‌دهم که هر رفتارى که با سایر قریش می‌کنى با من نیز همان رفتار را انجام بده. اگر آن‌ها را به قتل می‌رسانى مرا نیز به قتل برسان و اگر از آن‌ها فدیه می‌گیرى از من هم بگیر و اگر آن‌ها را آزاد مى کنى مرا نیز آزاد کن. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بین ما خویشاوندى وجود ندارد زیرا اسلام خویشاوندى ما را قطع کرده و بریده است سپس دستور فرمود: على او را گردن بزند سپس دستور داد عقبه را نیز گردن بزند پس از کشته شدن این دو نفر اصحاب ترسیدند مبادا سایرین از اسیران هم کشته شوند لذا نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا رسول الله از تو می‌خواهیم که از اسیران فدیه بگیرى و یا آنان را آزاد کنى سپس این آیه نازل گردید.


[/HR][1] . ال عمران 165


تفسیر ایه
هیچ پیامبری حق ندارد اسیران جنگی داشته باشد، تا به اندازه کافی جای پای خود را در زمین محکم کند و ضربه های کاری و اطمینان بخش بر پیکر دشمن وارد سازد (ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض )
(یثخن ) از ماده (ثخن ) بر وزن (شکن ) در اصل به معنی ضخامت و غلظت و سنگینی آمده است، سپس به همین مناسبت به پیروزی و غلبه آشکار و قوت و قدرت و شدت اطلاق شده .
گروهی از مفسران ((حتی یثخن فی الارض )) را به معنی مبالغه و شدت در کشتار دشمن گرفته اند و می گویند معنی این جمله این است که گرفتن اسیران جنگی باید بعد از کشتار فراوان دشمن باشد، ولی با توجه به کلمه ((فی الارض )) (در زمین ) و با توجه به ریشه این لغت که به معنی شدت و غلظت است، روشن می شود که معنی اصلی جمله چنین نیست، بلکه منظور اصلی تفوق کامل بر دشمن و نشان دادن قوت و قدرت و محکم کردن سیطره خود بر منطقه است .
به هر حال آیه مورد بحث مسلمانان را توجه به یک نکته حساس جنگی می دهد، و آن اینکه هیچگاه مسلمانان پیش از شکست کامل دشمن نباید به فکر گرفتن اسیر باشند، زیرا چنانکه از پاره ای از روایات استفاده می شود، بعضی از مسلمانان تازه کار در میدان ((بدر)) سعی داشتند دشمن را تا ممکن است اسیر کنند، برای اینکه طبق معمول جنگهای آن روز؛ پس از خاتمه جنگ، مبلغ قابل ملاحظه ای به نام ((فدیه )) یا ((فداء)) می گرفتند و اسیران را در مقابل آن آزاد می کردند.
این کار ممکن است بعضی از مواقع کار خوبی محسوب شود، ولی قبل از اطمینان کامل از شکست دشمن کار خطرناکی است، زیرا مشغول شدن به گرفتن اسیران و بستن دستهای آنها و انتقال آنان به یک محل مناسب در بسیاری از اوقات جنگجویان را از اصل هدف جنگ باز می دارد، و چه بسا به دشمن زخم خورده امکان می دهد که حملات خود را تشدید و جنگجویان را در هم بکوبند، همان گونه که در حادثه جنگ احد توجه به جمع آوری غنائم گروهی از مسلمانان را به خود مشغول ساخت، و دشمن از فرصت استفاده کرد و ضربه نهائی خود را بر آنها وارد کرد!
بنابراین گرفتن اسیر تنها در صورتی مجاز است که اطمینان کامل از پیروزی بر دشمن حاصل شود در غیر این صورت باید با ضربات قاطع و کوبنده و پی در پی قدرت و نیروی دشمن مهاجم را از کار بیاندازد. اما به محض حصول اطمینان از این موضوع، هدف انسانی ایجاب می کند که دست از کشتن بردارند و به اسیر کردن قناعت کنند.[1]
پس تا اینجا شان نزول ایه و تفسیر ایه مشخص شد اینکه مسلمین دوست داشتند در جنگ بدر اسیر و غنیمت به دست اورند و بر سر غنائم هم بحث و جدل داشتند در مورد اسیر هم تا دیدند پیامبر صلی الله علیه وآله دو نفر از انان را کشت از ترس اینکه پیامبر صلی الله علیه و اله باقی اسرا را بکشد دریافت فدیه را پیشنهاد دادند.
اکنون به گزارش طبری دقت کنید به نظر میرسد این که پیامبر صلی الله علیه و آله گریه میکند و به عمر میفرماید به توصیه دوستان تو در برابر کفار فدیه گرفتیم و این امر عذابی نزدیک را در بر دارد، این سخن حاکی از دنیا طلبی مسلمین در جمع اوری غنائم و فدیه اسرا است طبق نظر طبری همین لذت جمع اوری غنائم در جنگ احد کار دست مسلمین دارد ان پنجاه نفری که نباید کوه عینین را خالی میکردند با اینکه پیامبر صلی الله علیه و اله سفارش نموده بود که در صورت پیروزی یا شکست این کوه را رها نکنید اما انان به امر پیامبر صلی الله علیه و اله توجه نکردند و از همان نقطه خالید بن ولید نفوذ کرد و از پشت سر مسلمین که مشغول جمع اوری غنائم بودند هجوم اورد و سپاه اسلام شکست خورد.
پس پیامبر صلی الله علیه و اله از شکست در جنگ احد خبر میدهد زیرا مسلمین دنبال فدیه و غنیمت بودند در حالی که خداوند در قران میفرماید اول دین اسلام و قدرت و شوکت خود را باز یابید سپس در جنگ اسیر بگیرید و به دنبال غنیمت و فدیه نباشید که در نهایت به شکست جنگ احد ختم شد.


[/HR][1] . تفسیر نمونه ج 7 ص 244-245


موضوع قفل شده است