جمع بندی این دعا را بخوانید تا به بهشت بروید ؛ یعنی به همین قاطعیت؟؟؟

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پارسا مهر;1025452 نوشت:
یکی از فانتزی هام یا شاید کابوس های بچگیام شنیدم و برخوردم با یک سری روایات بود.مثلا اینکه یکی از دغدغه های ذهنی من این بود که ما روایت داریم از امام اول مثلا که بهترین عمل نمازه.بعد یک روایات معلم می گفت از امام دوم که بهترین عمل، مثل راستگوییست.بعد مجری تلویزیون می گفت امام سوم می فرماییند مثلا بهترین عمل نیکی به پدر و مادر هست و الی آخر...من مونده بودم که چطور میشه.اگر نماز بهترین عمله، پس این که امام دوم می گن که بهترین عمل راستگوییست چه صیغه ای؟؟ 8-> یعنی من گیج شده بوده بودم که بالاخره بهترین عمل چیه؟؟باید امامان یک مشورتی می کردن و به یک اجماع می رسیدن که بهترین عمل چیست.شاید منظور این بوده که ازبهترین اعمال یکیش نماز خوندنه.خوب این فرق میکنه که بگیم بهترین عمل نماز خوندنه.یعنی فرق می کنه بین اینکه بگم بهترین ورزش دو و میدانیه با اینکه بگم جزء بهترین ورزش هاست دو و میدانی... خلاصه اینو می خوام بگم، این یک مثال بود.این روایات و احادیث که از کودکی می شنیدیم و به ما می گفتن خیلی جاها برای ذهن کوچک و کم تجربه ی من مصیبیت و دغدغه می شدن.حالا این هم که موضوع تاپیکه، یک مثاله...اینو می خوام بگم که به نظرم جسارتا من فکر می کنم اونطورکه باید و شاید ذهنها رشد نکرده.گاهی احساس می کنم توی هزار و اندی سال پیش هنو گیر کردیم.:-s:-s:-s

سلام و خسته نباشید

همین سوالاتی که از امامان بزرگوار می شد در زمان حیات پیامبر از خود پیامبر نیز اینگونه سوالات می شد.

و پیامبر بنابر مراعات حال سائل به هر کدام یک جواب می دادند یعنی می سنجیدند کدام بعد مهم دینی در فرد سوال کننده کم رنگ هست بعد جواب می دادند.

مثلا یک صحابی که شوق زیادی برای جهاد داشت اما نسبت به خانواده کم رنگ نشان می داد وقتی آن فرد از پیامبر در مورد بهترین عمل سوال می کردند.

به او می فرمودند: بهترین عمل نیکی به پدر و مادر هست

یا صحابی دیگر مثلا در نماز اول وقت کمی داشت و شوق زیادی برای جهاد یا کارهای دیگر داشت.

به او می فرمودند بهترین عمل نماز هست

ائمه نیز همینگونه به سوال کننده نگاه می کردند و جواب را می دادند .

............................................

در مورد سوال تاپیک فقط روایت لا اله الا الله صحت دارد که گوینده آن بهشت برایش واجب می شود (حال مستقیما می رود یا احتمال دارد بعد از مدتی عذاب می کشد و بعدها می رود !)

تمام احادیثی که می گویند اگر فلان ذکر را بکنی حتمابه بهشت می روی یا اگر اشک بریزی به بهشت می.روی معمولا اینگونه احادیث ساختگی اند.

البته هستند نوعی دیگر احادیث مثلا :

مثلا کسی که صدقه می دهد به بهشت نزدیک هست یا احادیث دیگر
اصل خاتمه انسان است و ایمان و کیفیت اعمال انسان

سلام
بهشت پاداش اعمال انسانهاست.
ادعیه ها مثل نسخه های پزشکی است.مثلا یک بیماری دارید و نسخه ای در دست که دوای درد شماست.مسلما با خوندن نسخه دردی از شما دوا نمیشه حالا هزار بار هم بخونی.لازمه شفا عمل است.

جمع بندی

_________________________________________________________

پرسش:
احادیثی که با قاطعیت با انجام چند کارآسان یا خواندن فلان دعا وعده بهشت میدهند، آیا جعل یا تحریف نشده اند؟ چون به نظر با عقل جور در نمی آید که هر آدمی با هر سابقه ای صرفا با خوندن مثلا یک سوره یا یک دعا بهشتی بشود. همچنین اینکه احادیث متعدد رفتارهای گوناگون را بهترین رفتار برشمرده اند چطور قابل توجیه است؟ بالاخره برترین عمل که یک عمل بیشتر نمیتواند باشد.

 

پاسخ:

در مورد بخش اول سوال شما باید عرض کنیم تعداد روایاتی که برای اعمال مختلف وعده­ ی بهشت داده اند بسیار بیشتر از آن است که گمان تحریف یا جعل در خصوص تمامی آنها برود، بنابراین با توجه به کثرت روایات مذکور، این اصل مسلّم است که در خصوص برخی رفتارها وعده ی بهشت داده شده است. اما در خصوص سوال شما که چطور چنین چیزی با عقل سازگار است باید دو نکته عرض شود:

نکته اول:

آنچه در این روایات بیان میشود نقش این رفتارها به تنهایی است، اما روشن است که نباید مانعی در برابر این تأثیرگذاری باشد، مثل اینکه ما می گوییم اگر آتش را به پنبه نزدیک کنید پنبه آتش می گیرد و این هم حرف درستی است، اما طبیعتا به شرطی که مانعی چون خیس بودن پنبه در کار نباشد، اگر پنبه ای خیس بود و آتش نگرفت، آن قاعده ای که بیان شده زیر سوال نمی رود، بلکه اینجا به خاطر مانعی که در این بین هست پنبه آتش نگرفته است.

بنابراین رفتارهایی که در روایت به عنوان عامل بهشت معرفی شده اند، مشروط به آن هستند که شخص با سایر رفتارهایش مانعی در برابر آنها ایجاد نکرده باشد، این موانع گاهی در همان روایت آمده است، مانند: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُصَلِّي عَلَى الْجَنَائِزِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُنَافِقاً أَوْ عَاقّا»؛ هیچ مومنی نیست که بر جنازه دیگران نماز بخوند مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند، مگر آن که منافق بوده یا عاق شده باشد.(1)

و گاهی در منابع دیگری غیر از آن روایت آمده است، به عنوان نمونه امام باقر(علیه السلام) در یک روایت فرموده اند: «مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة»؛ هر کسی به وحدانیت خداوند و «لا اله الا الله» شهادت دهد بهشت بر او واجب میشود.(2)
اما امام رضا(علیه السلام) در یک روایت دیگری به شرط آن چنین اشاره کرده اند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ هِيَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ مَا مِنْ عَبْدٍ قَالَهَا مُخْلِصاً إِلَّا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة»؛ ذکر «لا اله الا الله» کلمه اخلاص است، و هیچ عبدی نیست که آن را خالصانه بگوید مگر آنکه بهشت بر او واجب میشود.(3)

بنابراین اگر انسان خودش باشد و این اعمال بهشت بر او واجب خواهد بود، اما از آنجا که روز قیامت به صورت مجموعی به اعمال نگاه میشود ممکن است خودش با سایر اعمالش، این رفتارهای نیک را از بین برده باشد، همانطور که قرآن میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا و رسول را اطاعت كنيد و اعمال خود را باطل مسازيد (4)

نکته دوم:

این مطلب تعارضی با عقل ندارد، آنچه موجب استبعاد ما در این خصوص میشود این است که بزرگی بهشت را با کوچکی این اعمال می سنجیم و در نظرمان نامعقول می نماید، در حالی که اتفاقا هرچقدر پاداش بیشتری در برابر عمل کمتر به کسی داده شود نشان دهنده بزرگی پاداش دهنده است. ما باید به جای چنین استبعادی، بزرگی پاداش دهنده را ببینیم، باید به بزرگی و کرامت وعده دهنده دقت کنیم که به هر بهانه ای به دنبال پاداش بهشت برای بندگانش است.

کسی که همواره بیش از اعمال متقین به آنها پاداش میدهد: «وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظيماً»؛ و اگر عمل آنان حسنه باشد آن را مضاعف ساخته، و از ناحيه خود اجرى عظيم مى‏ دهد.(5) و نیز می فرماید: «لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِيادَة»؛ كسانى كه نيكى كردند، پاداش نيك و پاداشی افزون بر آن دارند.(6)

بنابراین این اجر عظیم در برابر یک ذکر یا یک دعا، نشان دهنده ی فضل عظیم خداوند است، و البته از آنجا که او خالق و مالک هستی است این عطاء و بخشش از جانب او هیچ منعی نخواهد داشت.
 

بخش دوم سوال 

اما در مورد «برترین اعمال» که به رفتارهای متعددی نسبت داده شده باید دقت بفرمایید که تعبیر «افضل الاعمال» یک وصف است، «افضل» صفت است برای «اعمال» که بر آن مقدم شده است، بنابراین این واژه «برترین عمل­ها» ترجمه میشود، مثل ما که در فارسی می گوییم کمک کردن به دیگران بهترینِ اعمال است، هرگز نمی خواهیم بگوییم فقط این بهترین است، بلکه این از بهترین اعمال است، این «بهترین» صفت برای «اعمال» است.

بنابراین «افضل الاعمال» مجموعا یک وصفی است که برای پسندیده ترین کارها به کار می رود، همان طور که در برخی روایات به صورت شفاف تر به این وصف بودنِ مجموعیِ آن اشاره شده است، به عنوان مثال امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «أَمَّا الْجِهَادُ... فَالْعَمَلُ وَ السَّعْيُ فِيهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَال‏»؛ اما جهاد، پس عمل و سعی در آن از بهترین اعمال است.(7)

می بینید «افضل الاعمال» یک وصفی است که بهترین رفتارها را در بر میگیرد، که جهاد هم یکی از آنهاست. به همین خاطر این سوال شما هرگز برای خود اعراب پیش نیامده، یعنی عرب زبانان در صدر اسلام که روایت های متعددی با عنوان «افضل الاعمال» در خصوص رفتارهای متفاوت از معصومین می شنیدند هرگز اعتراض نکردند که مگر ما چند عمل برتر داریم؟ یعنی آنها نیز برداشت می کرده اند که منظور ائمه(علیهم السلام) از «افضل العمال» یکی از برترین اعمال است.

پی نوشت ها:
1. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج9، ص301.
2. بحارالانوار، ج65، ص95.
3. همان، ج2، ص319.
4. محمد:33/47.
5. نساء:4/4.
6. یونس:26/10.
7. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج5، ص9.

 

 

موضوع قفل شده است