امکان نقص و خسران در مرکز حکومت حضرت مهدی (عج)

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
امکان نقص و خسران در مرکز حکومت حضرت مهدی (عج)

باسلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات؛

آیا با وجود: ۱. شخصیت های بزرگ معنوی و بندگان خاص، مثلا مقام معظم رهبری یا امثال مرحوم آیت ا... آقا مجتبی طهرانی و .... و دیگر پرهیزکاران گمنام، 
و ۲. اینکه گفته میشود ایران، شیعه خانه امام زمان (عج) و تهران، پایخت این شیعه خانه و مرکز رهبری و فرماندهی مبارزه با صهیونیسم و استکبار جهانی و هدایت انقلاب اسلامی بسوی انقلاب جهانی امام مهدی(عج) است،
میتوان تصور کرد که روزی در تهران، زلزله ای رخ بدهد که موجب خسارات زیاد جانی و مالی گردد؟

باتشکر

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شعیب

با سلام خدمت شما دوست گرامی

 

آمدن زلزله و یا نیامدن آن به عوامل مختلفی بستگی دارد که باید همه آنها را در کنار هم لحاظ کرد:

 

1- علل و عوامل طبیعی : ساختن خانه بر روی گسل زلزله ، در بستر رودخانه، در معرض صاعقه و ... از نظر عقلی کاری ناشایست و اشتباه است و از هر قوم و قبیله و دین و مذهبی که سر بزند پسندیده نیست نمی توان به این عنوان که ما مثلا شیعه یا منتظر و زمینه ساز ظهور هستیم و یا ... حکم عقل را زیر پا بگذاریم و منتظر معجزه ای برای جلوگیری از خسارات های ناشی از آن باشیم .

 

امام علی (ع) که امام ما شیعیان است به ما یاد داده است که به احکام عقلی احترام بگذاریم و از مکان های خطرناک بپرهیزیم:

 

«روزی امام علی(ع) از کنار دیواری که در حال فرو ریختن بود بلند شد؛ برخی پرسیدند آیا از قضای الهی فرار می‌کنی؟ آن‌حضرت فرمود از قضای الهی به قدر الهی فرار می‌کنم»

ادامه...

یا امام کاظم (ع) درباره حجیت حکم عقل می فرماید : : إنَّ للّه عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ .

 

پس اگر انسانی قواعد عقلی را رعایت نکند متضرر خواهد شد چه مسلمان باشد چه کافر ، چه شیعه باشد چه سنی.

 

یکی از احکام عقل  محکم کاری است اگر انسان می خواهد خانه بسازد باید به گونه ای خانه بسازد که با زلزله فرو نریزد کل کشور ژاپن متشکل از جزیره های متعدد است و همه آن زلزله خیز است اما آن ها خانه های مستحکم ساخته اند زلزله های حدود 6 ریشتری به تعداد انگشتان یک دست هم کشته نمی دهد.

دین ما دین رعایت اصول عقلانی است :

رسول خدا(ص) می فرماید: «مَن باتَ عَلَی سَطحٍ غَیرِ مُحَجَّرٍ فَأصابَهُ شَیءٌ فَلَا یلُومَنَّ إِلَّا نَفسَهُ؛ هر که در شب بر بام بی دیوار بخوابد و آزاری به او رسد، جز خود را ملامت نکند.» (المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1371 ق، ج 2، ص 622.)

ادامه دارد...

ادامه....

همچنین می فرماید: «ثَلَاثَةٌ لَا یتَقَبَّلُ اللهُ لَهُم بِالحِفظِ رَجُلٌ نَزَلَ فی بَیتٍ خَرِبٍ وَ رَجُلٌ صَلَّی عَلَی قَارِعَةِ الطَّرِیقِ وَ رَجُلٌ أرسَلَ رَاحِلَتَهُ وَ لَم یستَوثِق مِنهَا؛ خدای [عزوجل] نگهبانی از سه کس را نمی پذیرد: مردی که در خانة ویران زندگی کند و مردی که در وسط جاده به نماز ایستد و مردی که مرکبِ سواری خود را رها کند و آن را نبندد.» (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم، مؤسسه آل البیت:، 1409 ق،ج 5، ص 149.)

 

دین ما دین محکم کاری است:

 

رسول اکرم(ص) می فرماید: «إِنَّ اللهَ تَعَالَی یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أحَدُکُم عَمَلاً اَنْ یُتِقنَهُ؛ خداوند تعالی دوست دارد که هر گاه فردی از شما کاری کند آن را محکم [و بی عیب] انجام دهد.»(کنز العمال، 9128.)

 

عبدالله بن سنان از حضرت امام جعفر صادق(ع) روایت می کند که: نزد پیامبر(ص)آمدند و گفتند: «سعد بن معاذ در گذشته است.»

 

پیامبر برخاست و اصحاب به همراه او برخاستند. آن حضرت دستور داد تا سعد را بشویند. مردم سعد را به قبرستان آوردند و به لب گور نهادند. پیامبر اکرم(ص) به درون قبر سعد رفت و لحد وی را چید و آن را با دست خود درست کرد و پیوسته می فرمود: «سنگ بدهید! گل بدهید!» و بدین گونه میان خشتها را محکم کرد. هنگامی که کار ساختن لحد را پایان داد و بر آن خاک ریخت و گور را پر کرد، فرمود: «إِنِِّی لَاَعْلَمُ أنَّهُ سَیَبلَی وَ یَصِلُ إِلَیهِ البَلاءُ وَ لَکِنَّ اللهَ یُحِبُّ عَبداً إِذَا عَمِلَ عَمَلاً أحکَمَهُ؛ من می دانم که این قبر به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ ولی خدا بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام دهد، آن را درست و استوار به انجام برساند.» در این ماجرا پیامبر اکرم(ص) حتی در ساختمان قبر، محکم کاری را رعایت کرده است.(وسائل الشیعه، ج 3، ص 230.)

ادامه دارد...

ادامه ...

نمونة دیگر محکم کاری را می توان در کار ذوالقرنین مشاهده کرد. گروهی به وی گفتند: «ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند. آیا ممکن است ما هزینه ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدّی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین به خواستة آنها پاسخ مثبت داد و به کمک آنها ساخت سد را شروع کرد. قرآن کریم در سورة کهف به چگونگی ساخت این سد می پردازد. نخستین دستور ذوالقرنین، جمع آوری قطعات بزرگ آهن بود: «آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّی إِذَا سَاوَی بَینَ الصَّدَفَینِ»؛ «قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید [و آنها را روی هم بچینید] تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید.»(کهف/96.)

 

دستور بعدی این بود که مواد آتش زا (هیزم و مانند آن) بیاورند و آن را در دو طرف این سد قرار دهند و با وسایلی که در اختیار دارند در آن آتش بدمند تا قطعات آهن سرخ و گداخته شود: «قَالَ انْفُخُوا»؛ «گفت [در آن] بدمید.» «حَتَّی إِذَا جَعَلَهُ نَارًا» «[آنها دمیدند] تا قطعات آهن را سرخ و گذاخته کرد.» (همان)در حقیقت، او می خواست، از طریق، قطعات آهن را به یکدیگر پیوند دهد و سد یک پارچه ای بسازد. ذوالقرنین با این طرح عجیب، همان کاری را که امروز به وسیلة جوشکاری انجام می دهند انجام داد؛ یعنی به قدری حرارت به آنها داده شد که نرم شدند و به هم جوش خوردند.

 

سرانجام دستور آخر را چنین صادر کرد: «قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیهِ قِطْرًا» «گفت مس ذوب شده برای من بیاورید تا بر روی این سد بریزم.(همان:98)

 

به این ترتیب، مجموعة آن سد آهنین را با لایه ای از مس پوشانید و آن را از نفوذ هوا و پوسیدن حفظ کرد. حایز اهمیت است، استحکام این سد است. ذوالقرنین در پایان کار، استحکام این سد را این گونه بیان می کند: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ»؛ «هنگامی که وعدة پروردگارم (قیامت) فرا رسید، آن را در هم می کوبد.»(همان)

 

بنابراین محکم کاری را باید از اولیای خدا آموخت، سدی می سازند که تا آستانة قیامت پابرجاست.

 

ادامه...

 

دین ما دینی است که امر به ساخت و ساز محکم کرده است:

 

امام صادق(ع) دربارة کم نگذاشتن در ساختمان سازی و استحکام بنا می فرماید: «مَن بَنَی فَاقتَصَدَ فِی بِنَائِهِ لَم یؤجَر هر که ساختمانی بسازد و از آن کم بگذارد، ا جری ندارد.»(المحاسن، ج 2، ص 608.)

 

پس به قول حدیث شریف: با توکل زانوی اشتر ببند.

 

نکته دوم: اگر هم زلزله را عذاب الهی بدانیم صرف ادعای شیعه خانه امام زمان بودن برای تهران و ایران و یا بودن برخی از اولیای الهی در آن و ..نمی تواند جلو زلزله را بگیرد آیا واقعا ما در این ادعای خود صادق هستیم آیا رفتار ما با ادعای ما سازگار است؟ آیا جامعه ما واقعا یک جامعه تراز شیعی است که انتظار داشته باشیم که رحمت خدا بر این جامعه نازل و عذاب از آن برداشته شود؟

و آیا بودن عالمان و عارفان در یک جامعه می تواند علت تامه برای برداشته شدن بلایای طبیعی باشد ؟ یا آن گاه حضور این عالمان موجب انتفای عذاب می شود که آن جامعه پیرو آن علما و در خط آنها باشند؟

جواب این سوال ها را به خواننده وا می گذاریم!!

ادامه:

نکته سوم:

وجود زلزله در جوامع اسلامی سه کاربرد دارد یکی عذاب برای متمردین و گناه کاران و دیگری موعظه و پند و تنبه برای پرهیزکاران و دیگری رحمت برای مومنان.

در روایت منقول از حضرت رسول آمده است که:« در امت من زلزله اي رخ مي دهد که در آن ده هزار، بيست هزار، سي هزار نفر نابود مي شوند. (خداوند) آن را براي پرهيز کاران پند، براي مومنان رحمت، و براي کافران عذاب قرار مي دهد».( كنز العمال: ج 41 ص 567 ح 39615)

در حدیث دیگر امام صادق (ع) می فرماید:« اي مفضل! بينديش ... اگر کسي گفت: چرا اين زمين مي لرزد؟ (در پاسخ) به او گفته شود: زلزله و مانند آن، پند و هشدارهايي است که مردم را تهديد مي کند تا رعايت کنند و از گناهان دست بردارند». (ميزان الحكمة: ج 1 ص 59)