جمع بندی اطاعت زن از شوهر مگر در محرمات

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد شعیب

[TD][/TD]

با سلام خدمت شما دوست گرامی

آیه شریفه مرد را قوام بر زن دانسته و دو دلیل برای آن بیان می فرماید که یکی فعل تکوینی خدا(فضل الله) یکی هم نفقه دادن مرد به زن می باشدو در ادامه هم خشوع و عدم مخالفت زن در برابر مرد در خانه و محافظت زن از کیان خانواده در نبود مرد را از او خواسته است:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.(نساء 34)

ما در هیچ کجای قرآن بحث اطاعت مطلق زن از شوهر را نداریم و فقط در همین آیه مورد بحث ، موضوع تمکین که در مقابل ان نشوز است بیان شده است.

...
ادامه دارد


ادامه...

دومین موردی که إطاعت از شوهر در آن برای زنان واجب است مسأله خروج زن از منزل است که در قرآن کریم به حکم آن تصریح نشده و در روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و معصومین (علیهم السلام) حکم آن بیان شده و عدم ورود یک مطلب در قرآن، دلیل بر عدم صحت و عدم إعتبار آن نیست زیرا بسیاری از احکام در قرآن کریم به صورت تفصیلی بیان نشده و خداوند متعال تفصیل و توضیح آیات را بر عهده پیامبر (ص) و اوصیای وی قرار داده چنانکه فرموده:« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» (نحل آیه 44) « و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبیین نمائی»

و لذا اطاعت از پیامبر (ص) و اولی الامر که همان ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند را واجب دانسته و فرموده:

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...» (نساء آیه 59)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را»

درباره مسأله ممنوعیت خروج زن از منزل در صورت منع شوهر در روایتی از امام صادق (ع) که در آن برخی از نواهی رسول خدا (ص) آمده می خوانیم:« نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ تَخْرُجَ الْمَرْأَةُ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا» (تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة , جلد 20 , صفحه 161) «رسول خدا (ص) از اینکه زن بدون إجازه شوهر از منزل خارج شود نهی فرموده است»
همچنین در حدیث دیگری از امام باقر (ع) می خوانیم که به نقل از رسول خدا (ص) درباره یکی از حقوقی که شوهر بر زن خود دارد می فرماید:« وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ»(همان ص158) «زن از منزلش بدون إجازه شوهرش خارج نمی شود»

ادامه دارد....


ادامه..


غیر از این دو مورد هیچ دلیلی نمی توان بر اطاعت زن از مرد در مورد دیگری یافت. فتاوی مراجع تقلید گویای این مطلب است:

از رساله و سایت آیه الله مکارم شیرازی:
پرسش : آیا اطاعت نکردن زن از شوهر در غیر مسائل واجب و مستحب، حرام است؟
پاسخ : اطاعت زن از شوهر مربوط به حقوق زناشویی و بیرون رفتن از منزل است، در کارهای دیگر اطاعت بر او واجب نیست هر چند بهتر است زن و مرد در تمام مسایل با هم تفاهم داشته باشند.

زن وظیفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهیّه کند و نظافت و مانند آن را عهده دار شود؛ مگر به میل خود. و اگر مرد او را مجبور بر این کارها نماید، زن مى‌تواند حقّ الزحمه خود را در برابر این کارها از او بگیرد.
سؤال ـ آیا زن مى‌تواند در منزل وظایف خود را انجام ندهد؛ مثلا غذا نپزد، یا خانه را مرتبّ نکند؟ آیا مرد مى‌تواند او را مجبور به انجام این گونه امور بنماید؟
جواب : مرد حق ندارد او را مجبور به این کارها کند؛ مگر این که زن با میل خود این کارها را انجام دهد.

آیه الله سیستانی:
پرسش: اطاعت زن از شوهر در چه مواردی واجب است؟

پاسخ: تمکین خود برای شوهر واجب است وخارج شدن زن از منزل با اجازه شوهر باشد.

پرسش: اطاعت امر شوهر تا چه اندازه ای است؟ حد آن ذکر شود ؟

پاسخ: اطاعت شوهر فقط در استمتاعات متعارف و اینکه اگر مانع شرعی نباشد بیرون رفتن از خانه با اجازه شوهر باشد.

ادامه دارد...

ادامه...
توضیح بیشتر:

سلطه مولی وار شوهر بر زن را هیچ کدام از فقهای شیعه و سنی باور ندارند آن گونه که مولی بر کنیز خود داردبه صورتی که که مولی می تواند طبق مُشتَهَیات و دلخواهش هر دستوری را به عبد یا کنیزش بدهد و وی را صرفا در جهت منافع شخصی خود بکار گیرد؛ تنها لازم است که دستورش بر خلاف احکام شرع نباشد. هیچ یک از فقهای شیعه و سنی به چنین سلطه و حقی برای مرد برای زن باور ندارند. مگر شیخ مفید که به طور استثنایی اطاعت زن از شوهر را بطور مطلق و بدون ذکر مورد خاص مطرح کرده و گفته است: «و على المرأة أن تطیع زوجها و لا تعصیه إلا فیما حظره الله تعالى» البته این اطلاق از عدم توضیح شیخ مفید ناشی می شود و به قرینه بیانات دیگر شیخ مفید می توان گفت منظور او در تمکین از شوهر بوده است.

حکم به اطاعت مطلق از شوهر بر خلاف اجماع فقهای شیعه بلکه فقهای اسلام است:

و لا یخفى أنّها مشتمله على الحقوق الواجبه و غیر الواجبه فإنّما فی روایه محمّد بن مسلم من قوله علیه السّلام على المحکیّ «أن تطیعه و لا تعصیه» یشمل إطلاقه الإطاعه و ترک العصیان فی کلّ أمر و من المعلوم عدم لزوم إطاعه الزّوج فی غسل ثوبه و طبخ الخبز و غیره و سائر حوائجه(جامع المدارک4/435)
إذ لیس له منعها عما لا ینافی حقه مکانا و لا زمانا بعد ان کانت هی حره مالکه لأمرها و مسلطه على منافعها من الخدمات التی منها الإرضاع، و لذلک جاز لها أخذ الأجره من زوجها على إرضاعها لولده سواء أ کان منها أو من غیرها، فلا یجب علیها الإرضاع مجانا بعد ان لم یکن اللبن له و من البین أن الإطاعه الواجبه علیها خاصه بما یعود إلى الاستمتاع و التمکین فحسب.»(المستند فی شرح العروه4/362)
بطل بذلک ما للمرأه من الاستقلال فی الإراده الفردیه و عمل نفسها بأن ترید ما أحبت و تفعل ما شاءت من غیر أن یحق للرجل أن یعارضها فی شی‏ء من ذلک فی غیر المنکر فلا جناح علیهم فیما فعلن فی أنفسهن بالمعروف کذلک قیمومه الرجل لزوجته لیست بأن لا تنفذ للمرأه فی ما تملکه إراده و لا تصرف، و لا أن لا تستقل المرأه فی حفظ حقوقها الفردیه و الاجتماعیه، و الدفاع عنها، و التوسل إلیها بالمقدمات الموصله إلیها بل معناها أن الرجل إذ کان ینفق ما ینفق من ماله بإزاء الاستمتاع فعلیها أن تطاوعه و تطیعه فی کل ما یرتبط بالاستمتاع و المباشره عند الحضور، و أن تحفظه فی الغیب فلا تخونه عند غیبته بأن توطئ فراشه غیره، و أن تمتع لغیره من نفسها ما لیس لغیر الزوج التمتع منها بذلک، و لا تخونه فیما وضعه تحت یدها من المال، و سلطها علیه فی ظرف الازدواج و الاشتراک فی الحیاه المنزلیه.» همان ج2/272:« و علیها: أن تطیع زوجها فیما یرجع إلى التمتع منها،» همان:« و أما (و یجب علیها) فی جانب العمل فأحکام الدین و طاعه الزوج فیما یتمتع به منها،»

ادامه دارد...

ادامه...
به طور خلاصه اطاعت مطلق زوجه از زوج در کتاب و سنت نیامده و وجوبش ثابت نیست. در الخیارات(مرحوم آیت الله آقا مصطفی خمینی) آمده است:
«و أمّا وجوب إطاعه الزوج فی سائر الأُمور فمحلّ منع و إشکال جدّاً، فکونه خلاف الکتاب غیر ثابت».
بررسی فتاوای فقهای معاصر شیعه نشان می دهد که ایشان به اتفاق اطاعت مطلق زن از شوهر را واجب ندانسته و آن را به دو مورد تمکین و عدم خروج از منزل محدود می کنند. در کتاب نکاح مرحوم اراکی که ظاهرا تقریری از دروس استاد بزرگوارشان حاج شیخ عبدالکریم حائری است آمده است:
«ثمّ إنّ حقّ الزوج على الزوجه على ما یستفاد من الأخبار حقّان: أحدهما حقّ أن لا تخرج من بیتها إلّا بإذنه فلو نهاها عن الخروج صار الخروج علیها محرّما و إن لم یقصد الزوج بهذا النهی الاستمتاع بها، حیث یستفاد من الخبر أنّ لعدم الخروج موضوعیّه، و یکون متعلّقا لحقّ مستقلّ، و لیس مراعاه لحقّ الاستمتاع. و الآخر حقّ الاستمتاع، فمتى أراد الاستمتاع منها وجب التمکین علیها، حتّى فی بعض الأخبار: (و لو کان على قتب البعیر). فیجب على الزوجه إطاعه الزوج فی هذین الحقّین.»

والسلام

سلام علیکم
وقتی اطاعت از مرد اینقدر محدود باشد دیگر قیم بودن مرد چه معنایی دارد؟

شعیب;1021755 نوشت:

ما در هیچ کجای قرآن بحث اطاعت مطلق زن از شوهر را نداریم و فقط در همین آیه مورد بحث ، موضوع تمکین که در مقابل ان نشوز است بیان شده است.

...
ادامه دارد


با سلام و احترام

عرض کردم قنوت و اطاعت زن جزو وظایف زن است.
این مطلب هم در آیه قرآن آمده و هم علما اطاعت را قبول دارند.
اطلاق هم که مشخص است دیگر...
آیا شما در آیه قیدی می بینید؟!!
مثلا در این آیه گفته فقط در رابطه جنسی اطاعت کنند؟!!
یا گفته فقط در خروج از منزل اطاعت کنند؟!!!!
خوب مشخص است که آیه اطلاق دارد....
بله من نمی گویم این اطاعت مثل اطاعت خدا و رسول است.
اما به صورت کلی محدودیت به دو موردی که شما می گویید را رد می کنم.
پس محدود کردن قنوت و اطاعت زن به دو مورد نادرست است.
اما اینکه دایره این اطاعت تا کجا است؟ اختلافاتی وجود دارد.
1
آیا اطاعت مطلق است مگر در محرمات؟
2
در شئون و مسائل زندگی است چه مختص زن و چه مشترک؟
3
در شئون و مسائل زندگی که مشترک هستند و با هر دو ارتباط دارد؟
( در سه نظر بالا قنوت و اطاعت زن به 2 مورد محدود نشده است)
میخواستم نظر شیخ مفید را هم یادآور شوم که گفتید.

در پایان این ارسال ( نه موضوع) متوجه نشدم شما چرا اطلاق را محدود به دو مورد می کنید؟!
کاش می گفتید قرآن اطلاق دارد لکن روایات آیه قرآن را مقید کرده است
اما اینکه کلا اطلاق را نادیده بگیرید یا منکر شوید واقعا برایم قابل درک نیست... شاید من متوجه کلامتان نشده باشم...امیدوارم توضیحات بیشتری در این رابطه بدهید شاید درست متوجه مقصودتان نشدم.....

اگر دلیل محدود کردن شما روایات است مشکل مبنایی خواهد بود
و الا شما هم قبول دارید قرآن ، قنوت و اطاعت زن را محدود به آن دو مورد نکرده است. درست است؟ اگر فکر میکنید قرآن اطلاق ندارد خوب بفرمایید در کجا مقید کرده است؟

به علاوه روایات هم موید این مطلب هستند که اطاعت زن محدود به دو مورد نیست
مثلا
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَ لَهَا أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ

بیت المعمور;1021834 نوشت:
به علاوه روایات هم موید این مطلب هستند که اطاعت زن محدود به دو مورد نیست
مثلا
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَ لَهَا أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ

یعنی میخوای بگی فقها و مراجع تقلید اشباه گفته اند؟ عجیبه.

الرحیل;1021780 نوشت:
سلام علیکم
وقتی اطاعت از مرد اینقدر محدود باشد دیگر قیم بودن مرد چه معنایی دارد؟

با سلام
درست است که این اطاعت مطلق نبوده و محدود است اما در محدودیت خود هم وسعت زیادی دارد . آیا این که زن در مسکن (محل سکونت) رفت و شد و تمکین جنسی مطیع مرد باشد چیز کمی است؟؟ قیم بودن مرد به معنای سرپرستی او بر زن و تکیه زن به مرد در نفقه است.


با سلام
مستحضر هستید که این بحث یک بحث فقهی است و برای این که بتوان یک بحث فقهی را کامل و جامع پیش برد نیاز به اجتهاد در فقه و اصول دارد.
اما اگر مجتهد نیستیم باید حرف مجتهد ها و ادله آنها را نقل و حول آن بحث کنیم.
لازمه یک بحث اجتهادی در یک فرع فقهی جامعیت در آن بحث است یعنی باید از آیات و روایات و اجماع و عقل استفاده کرد و نمی توان تک بعدی یک حکمی داد.
یکی از چیزهایی که انسان را در بحث های فقهی کمک می کند رویت آراء فقهای متقدم و متاخر و تشکیل یک پرونده علمی در آن بحث است از این رو لازم است که آراء فقها در طول اعصار گذشته را هم مشاهده کرد.

بیت المعمور;1021818 نوشت:
عرض کردم قنوت و اطاعت زن جزو وظایف زن است.
این مطلب هم در آیه قرآن آمده و هم علما اطاعت را قبول دارند.
اطلاق هم که مشخص است دیگر...
آیا شما در آیه قیدی می بینید؟!!
مثلا در این آیه گفته فقط در رابطه جنسی اطاعت کنند؟!!
یا گفته فقط در خروج از منزل اطاعت کنند؟!!!!
خوب مشخص است که آیه اطلاق دارد....
بله من نمی گویم این اطاعت مثل اطاعت خدا و رسول است.
اما به صورت کلی محدودیت به دو موردی که شما می گویید را رد می کنم.
پس محدود کردن قنوت و اطاعت زن به دو مورد نادرست است.

تنها آیه ای که در باره بحث اطاعت زن از شوهر بحث می کند آیه 34 سوره نساء است .
«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.(نساء 34)

برای این که مفاد و مضمون آیه و اطلاقات و تقییدات این آیه مشخص شود سراغ تفسیر گرانسنگ المیزان می رویم :
علامه دو مطلب را از این آیه استفاده می کند: اولا قیم بودن زنان نسبت به مردان عمومیت داشته و منحصر به شوهر نسبت به همسر نيست، و چنان نيست كه مردان تنها بر همسر خود قيمومت داشته باشند، بلكه حكمى كه جعل شده براى نوع مردان و بر نوع زنان است، البته در جهات عمومى كه ارتباط با زندگى هر دو طايفه دارد، و بنا بر اين پس آن جهات عمومى كه عامه مردان در آن جهات بر عامه زنان قيمومت دارند، عبارت است از مثل حكومت و قضا (مثلا) كه حيات جامعه بستگى به آنها دارد، و قوام اين دو مسئوليت و يا بگو دو مقام بر نيروى تعقل است، كه در مردان بالطبع بيشتر و قوى‏تر است، تا در زنان همچنين دفاع از سرزمين با اسلحه كه قوام آن برداشتن نيروى بدنى و هم نيروى عقلى است، كه هر دوى آنها در مردان بيشتر است تا در زنان.
و بنا بر اين، اين كه فرمود:" الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ"، اطلاقى تام و تمام دارد.

مطلب دوم این که: یکی از مصادیق این حکم قیومیت مردان بر زنان در حوزه زوجیت و خانه و خانواده است که خدا با "واو " آن را به این اصل کلی عطف کرده است و جملات بعدى كه مى‏فرمايد:

" فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ ..." كه ظاهر در خصوصياتى است كه بين زن و شوهر هست نمى‏ خواهد اين اطلاق را مقيد كند، بلكه مى‏ خواهد فرعى از فروع اين حكم مطلق را ذكر نموده، جزئى از ميان جزئيات آن كلى را بيان كند، پس اين حكم جزئى است كه از آن حكم كلى استخراج شده، نه اينكه مقيد آن باشد.

" فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ" مراد از صلاح همان معناى لغوى كلمه است، و آن همان است كه به لياقت شخص نيز تعبير مى‏شود، و كلمه (قنوت) عبارت است از دوام طاعت و خضوع، و از اينكه در مقابل اين گونه زنان زنان ناشزه را قرار داد، و فرمود:" وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ" به دست مى‏آيد كه مراد از" صالحات" نيز همسران صالح است، نه هر زن صالح، و خلاصه حكمى كه روى صالحات كرده، و فرموده صالحات چنين و چنانند، مخصوص زنان در حال ازدواج است نه مطلق زنان.

و در اين جمله كه به تعبير (زنان صالح چنين و چنانند) دستور داده كه زنان صالح بايد چنين و چنان باشند در واقع حكم مربوط به شؤون زوجيت و كيفيت معاشرت منزلى را بيان كرده، و اين حكم در عين حال حكمى است كه در سعه و ضيقش تابع علتش، يعنى همان قيمومت مرد بر زن از نظر زوجيت است پس بر زن واجب است شوهر را اطاعت كند، و او را در هر شانى كه به شؤون زوجيت راجع مى‏شود حفظ نمايد. (ترجمه تفسیر المیزان ج4 ص 544)



علامه طباطبایی علت انحصار و مقید بودن اطاعت و قنوت را به مسائل زناشویی ؛ آوردن کلمه صالحات و بیان حکم نشوز در ادامه آیه می داند.
به عبارت دیگر فحوای کلام خدای تبارک و تعالی در این آیه بیان مسائل زناشویی است و از این فحوا مطلق بودن اطاعت برداشت می شود.

وقتی که کلیت بحث از آیه شریفه مشخص شد که زن باید در مسائل زناشویی از مرد خود تبعیت کند اهلبیت (ع) مصادیق آن را بیان می فرمایند که دو شاخه اصلی آن یکی در تمکین و دیگری در اجازه خروج از منزل در روایات بیان شده است.

بیت المعمور;1021834 نوشت:
به علاوه روایات هم موید این مطلب هستند که اطاعت زن محدود به دو مورد نیست
مثلا
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَ لَهَا أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ

همان طور که عرض کردم برای این که یک حکم از احکام شرعی بیان شود باید یک پرونده علمی از مجموعه آیات و روایات و حکم عقل و اجماع با پیش زمینه آراء فقها تشکیل شود و با مبانی اصول فقهی که قبلا اتخاذ کرده ایم (در بحث های خارج اصول فقه) این ادله را در کنار هم دیده و با تعادل و تراجیح ادله حکم را استنباط کرد.

صرف بیان یک روایت نمی تواند ما را به مطلب برساند این روایت یکی از روایاتی است که برخی خواسته اند به مطلق بودن اطاعت زن از مرد به آن استدلال کنند این روایت را علمای ما در بحث های فقهی خود آورده اند و در کنار روایات متعدد دیگر که اطاعت را فقط در تمکین و خروج از منزل می دانند قرار داده و با تعادل و تراجیح به این نتیجه رسیده اند که روایات مقید ترجیح دارد.
که خلاصه بحث آنها را در پست های ابتدایی آوردم.

صرف این که یک روایت معارضی در بحث است نمی توان ادعا کرد که حکم آن روایت مورد نظر شارع است و باید روایات را در کنار هم دید. همین است که می گویم این یک بحث اجتهادی است و در عرصه عمل کافی است که به مراجع تقلید عمل کرده و از آنها تبعیت کرد .

شعیب;1021863 نوشت:




علامه طباطبایی علت انحصار و مقید بودن اطاعت و قنوت را به مسائل زناشویی ؛ آوردن کلمه صالحات و بیان حکم نشوز در ادامه آیه می داند.
به عبارت دیگر فحوای کلام خدای تبارک و تعالی در این آیه بیان مسائل زناشویی است و از این فحوا مطلق بودن اطاعت برداشت می شود.

با سلام

خوب در این فراز از تفسیر، اطلاق پذیرفته شده است.
فقط آن را فراتر از مسائل زناشویی نمی داند.
این که نقدی بر ادعای مطرح شده نیست!

نگاه کنید در ادعای مذکور سخن بر سر قوامیت کلی مردان بر زنان نیست
بلکه مدعی قوامیت در شئون زندگی است.
پس این اطلاق در آیه مذکور وجود دارد و گویا علامه هم قبول دارند.

بعلاوه سخن ما بر سر قوامیت نیست بلکه بر سر قنوت است.
یعنی خداوند بر زنان واجب دانسته قانت و مطیع شوهران خویش باشند و قرآن این اطاعت را محدود به دو مورد نفرموده است.

مثل اینکه بگویند به حرف پدر و مادر گوش کن
بعد آن قدر محدودش کنند که به 2 مورد برسد
و بعد بگویند مقصود ما از گوش کردن حرف پدر و مادر فقط همین دو مورد بود.....

وقتی اطلاق را پذیرفتیم
آن وقت این بحث پیش می آید که آیا روایات می توانند آیات قرآن را تقیید بزنند؟ آن هم انحصار کردن به دو مورد؟!
خوب مسلم است مبنای اجتهادی متفاوت میشود.
اینجا بنده به دنبال این نیستم که بدانم چه کسی حق است؟! و مثلا بگویم ما درست می گوییم....
خیر
میخواستم بدانم نظر شما در نقد این نظریه چیست؟
که گویا اختلاف در این است که مجتهدان با روایات اطلاق را تقیید می زنند...
ورای این اختلاف مشکل دیگر این است که روایات فقط این دو مورد را ذکر کردند به عنوان مصداق اطاعت...
نه اینکه اطاعت را به دو مورد منحصر کنند...
و الله العالم

ali 000;1021845 نوشت:
یعنی میخوای بگی فقها و مراجع تقلید اشباه گفته اند؟ عجیبه.

پاسخ شما در ارسال ابتدایی داده شده است.
من در فضای مجازی با دو نظریه روبرو شدم.
یکی مربوط به نظر شیخ مفید است که به صورت کلی چند نوع دارد که در این موضوع مطرح شد. مثلا در یکی از دیالوگ ها در فضای مجازی گفتند اگر اطاعت مربوط به تمکین جنسی است جداسازی بستر که تنبیه نیست..زن خودش میخواهد تمرد کند، شما هم با دوری کردن ، او را راحت خواهید کرد...
یا در نقد این نظریه، بدترین تفسیر را مطرح می کنند و مثلا می گویند این نظریه همان قوامیت مولا وار است که هیچ عالمی به آن باور ندارد... یعنی بدترین تفسیر را نقد می کنند چون وجوه دیگر قوی است و نمی توانند به راحتی نقدی برایش پیدا کنند...
نظریه دوم کلا متفاوت است.
برای تفهیم مطلب
در نظریه دوم همسر شما نفقه ندارد مگر برای ایام حاملگی و عده...

بیت المعمور;1021921 نوشت:
نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
علامه طباطبایی علت انحصار و مقید بودن اطاعت و قنوت را به مسائل زناشویی ؛ آوردن کلمه صالحات و بیان حکم نشوز در ادامه آیه می داند.
به عبارت دیگر فحوای کلام خدای تبارک و تعالی در این آیه بیان مسائل زناشویی است و از این فحوا مطلق بودن اطاعت برداشت می شود.

با سلام

خوب در این فراز از تفسیر، اطلاق پذیرفته شده است.

اشتباه تایپی است و کلمه" نمی شود " است که بنده اصلاح کردم. (با عرض پوزش)
اگر به متن خود کلام علامه هم دقت بفرمایید ایشان مقید بودن اطاعت به مسائل زناشویی را تصریح می فرمایند:
و هذا مع ذلك حكم يتبع في سعته و ضيقه علته أعني قيمومة الرجل على المرأة قيمومة زوجية فعليها أن تقنت له و تحفظه فيما يرجع إلى ما بينهما من شئون الزوجية. (ج4 ، 344)




بیت المعمور;1021921 نوشت:
نگاه کنید در ادعای مذکور سخن بر سر قوامیت کلی مردان بر زنان نیست
بلکه مدعی قوامیت در شئون زندگی است.
پس این اطلاق در آیه مذکور وجود دارد و گویا علامه هم قبول دارند.

علامه همان طور که متن المیزان را ذکر کردم به اطاعت مطلق زن از مرد در امور زندگی اعتقاد ندارد بلکه آن را منحصر در امور زناشویی و مباحث زوجیت می داند .
زندگی ده ها شان دارد که چند شان محدود آن مربوط به زناشویی است: 1- تکین مطلق زن از مرد در مسائل زناشویی 2- اجازه گرفتن برای خروج از منزل 3- روزه مستحبی و نذر بدون اجازه شوهر انجام ندهد و ... (البته مبنده معتقد هستم این امور هم در گستره یک زندگی امور کمی نیستند و وسعت خاص خود را دارد)

بیت المعمور;1021921 نوشت:
بعلاوه سخن ما بر سر قوامیت نیست بلکه بر سر قنوت است.
یعنی خداوند بر زنان واجب دانسته قانت و مطیع شوهران خویش باشند و قرآن این اطاعت را محدود به دو مورد نفرموده است.

علامه بر اساس فحوای این آیات قرآن می فرماید: "و هذا مع ذلك حكم يتبع في سعته و ضيقه علته أعني قيمومة الرجل على المرأة قيمومة زوجية فعليها أن تقنت له و تحفظه فيما يرجع إلى ما بينهما من شئون الزوجية."
به عبارت دیگر این که آیه شریفه قنوت را در مقابل نشوز ذکر می کند خود قرینه ای است که قنوت در مسائل مربوط به زناشویی است.
پس قنوت در آیه مطلق نیست.

بیت المعمور;1021921 نوشت:
مثل اینکه بگویند به حرف پدر و مادر گوش کن
بعد آن قدر محدودش کنند که به 2 مورد برسد
و بعد بگویند مقصود ما از گوش کردن حرف پدر و مادر فقط همین دو مورد بود.....

قیاس اطاعت زن از شوهر به اطاعت فرزند از والدین قیاس مع الفارق است:
خدا اطاعت از پدر و مادر را قرین اطاعت خود فرموده و همه موارد را شامل این اطاعت می داند الا جایی که به حرام امر کرده و یا از واجب نهی کنند :
وَ اِنْ جاهَداک عَلی اَنْ تُشْرِک بِی ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفَاً.
پدر و مادر اگر امر به مستحب کردند برای فرزند واجب می شود اگر نهی از مکروه کردند آن مکروه برای فرزند حرام می شود امر به مباح موجب وجوب آنو نهی از مباح موجب حرمت آن مباح می شود. (در صورتی که برای شوهر هیچ کدام از این ها نیست)

اما اطاعت از شوهر در محدوده زوجیت است آیه را یک بار دیگر مرور کنید:
فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»
امر خدا به قنوت و حفظ در محدوده زوجیت است پس حکم آن هم باید محدود به زوجیت باشد .
قرینه دیگر این محدودیت "فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا" آخر آیه است این اطاعت که در پی ضرب و هجر و وعظ حاصل شده مربوط به چه حوزه ای است آیا هر عدم اطاعتی باید به هجر و وعظ و ضرب منتهی شود ؟ هرگز . خود قرآن می فرماید:"وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ " نشوز در اطاعت زناشویی معنا دارد.

بیت المعمور;1021921 نوشت:
وقتی اطلاق را پذیرفتیم
آن وقت این بحث پیش می آید که آیا روایات می توانند آیات قرآن را تقیید بزنند؟ آن هم انحصار کردن به دو مورد؟!

که ما عرض کردیم آیه اطلاق ندارد و یک مورد را بیان می کند آن هم اطاعت در تمکین زناشویی و اگر روایات در این باب وارد شده اند آمده اند و توسعه در مصادیق داده اند و خروج از منزل و اجازه در نذر و ... را هم مطرح کرده اند به عبارت دیگر روایات بیان کرده اند این موارد از جمله اموری است که به تمکین وابسته است. (حکومت به توسعه)

بیت المعمور;1021921 نوشت:
خوب مسلم است مبنای اجتهادی متفاوت میشود.
اینجا بنده به دنبال این نیستم که بدانم چه کسی حق است؟! و مثلا بگویم ما درست می گوییم....

عرض کردیم که در اصل مطلب مورد بحث ما آیه محدود است و موسع نیست.

اما اگر از مطلب بالا گذر کنیم بیان این نکته لازم است که روایات به عنوان عِدل آیات قرآن مفسر و مبین آیات هستند گاهی یک حکم مطلقی در آیات هست که قید آن را در روایات بیان می کنند و یا یک عامی هست که خاص آن در روایات بیان می شود .
یکی از شئون پیامبر (و به تبع آن ائمه اطهار) تبیین قرآن است " لتبین للناس" همه احکام با جزئیات در قرآن نیامده است بلکه کلیات احکام آمده و شرح و جزئیات آن در روایات آمده است. مثلا این که نماز صبح چند رکعت است و یا این که طواف چند شوط است و از این قبیل در روایات آمده است.

بیت المعمور;1021921 نوشت:
ورای این اختلاف مشکل دیگر این است که روایات فقط این دو مورد را ذکر کردند به عنوان مصداق اطاعت...
نه اینکه اطاعت را به دو مورد منحصر کنند...
و الله العالم

یک بحثی در اصول هست به عنوان " مقدمات حکمت" ؛
مقصود از مقدمات حکمت، جمع شدن شرایطی است که نشانه شمول مطلق برافراد می‌باشد.
در تعداد آن شرایط، میان اصولی‌ها اختلاف است؛ مشهور آن را سه و برخی دیگر پنج شرط می‌دانند.
مقدمات حکمت عبارت است از:
۱. متکلم در مقام بیان تمام مراد خود باشد و قصد اهمال ، اجمال گویی و هزل نداشته و غافل نیز نباشد؛
۲. قرینه‌ای متصله یا منفصله دلالت کننده بر تقیید در کلام نباشد، زیرا اگر قرینه متصله باشد، مانند: «اعتق رقبة مؤمنة» از ظهور کلام در اطلاق پیش گیری می‌کند، و اگر قرینه منفصله باشد، گر چه مانع انعقاد ظهور کلام نیست، اما حجیت آن را از بین می‌برد؛
۳. اطلاق و تقیید ممکن باشد؛ یعنی لفظ از الفاظی باشد که با قطع نظر از تعلق حکم به آن، قابل انقسام به مطلق و مقید باشد؛ به عبارت دیگر، صلاحیت داشته باشد که گاه در مطلق وگاه در مقید استعمال گردد؛
۴. قدر متیقن در مقام تخاطب وجود نداشته باشد. این مقدمه را مرحوم « آخوند » در « کفایة الاصول » بیان کرده است.

منظور از قدر متیقن در مقام تخاطب آن است که گاه بین مخاطب و متکلم از مصداق معینی سخن به میان آمده و سپس به طور مطلق امر شده است، مانند این که مولا با عبدش درباره فواید گوشت گوسفند سخن می‌گوید و پس از مدتی به شوق آمده و می‌گوید: «اشتر اللحم»، در این جا اگر چه مطلق گفته، ولی قدر متیقن در مقام محاوره، همان گوشت گوسفند است؛
۵. عدم انصراف ؛ در میان علما مشهور است که انصراف، مانع از تمسک به اطلاق کلام است، اگر چه سایر مقدمات حکمت در کلام وجود داشته باشد، مانند این که مولا بگوید: «اکرم العالم»، که لفظ «عالِم» به عالم دینی انصراف دارد نه هر عالمی.

وقتی ما در بین روایات فحص می کنیم روایات باب اطاعت زن از شوهر مواردی را بیان می کند با استفاده از مقدمات حکمت نتیجه می گیریم که موارد منحصر در این هاست و بیشتر از آن منظور شارع نبوده است.

[="3"]

شعیب;1021762 نوشت:
سؤال ـ آیا زن مى‌تواند در منزل وظایف خود را انجام ندهد؛ مثلا غذا نپزد، یا خانه را مرتبّ نکند؟ آیا مرد مى‌تواند او را مجبور به انجام این گونه امور بنماید؟
جواب : مرد حق ندارد او را مجبور به این کارها کند؛ مگر این که زن با میل خود این کارها را انجام دهد.

با سلام کارشناس گرامی

ممکنه بعضی زنها از این مورد سو استفاده کنند و با استناد به این حکم شرعی نخواهند در منزل هیچ کاری انجام دهند.در صورتیکه شوهر این زن در بیرون از خانه کار میکند و دیگر فرصتی ندارد که در خانه کار کند.در این صورت مشکل بجود میاد.

پاسخ چیست؟[/]

شعیب;1021994 نوشت:

اشتباه تایپی است و کلمه" نمی شود " است که بنده اصلاح کردم. (با عرض پوزش)
اگر به متن خود کلام علامه هم دقت بفرمایید ایشان مقید بودن اطاعت به مسائل زناشویی را تصریح می فرمایند:

و هذا مع ذلك حكم يتبع في سعته و ضيقه علته أعني قيمومة الرجل على المرأة قيمومة زوجية فعليها أن تقنت له و تحفظه فيما يرجع إلى ما بينهما من شئون الزوجية. (ج4 ، 344)




بنده نیز همین را عرض کردم.
اطلاق در شئون زوجیت وجود دارد.
به همین جهت گفتم خود این اطلاق چند نوع است.
برای اینکه متوجه مقصودم شوید
آیا شئون زوجیت فقط در رابطه جنسی خلاصه می شود؟!
به همین خاطر معتقدین به اطلاق اینجا می گویند اموری که بین زوجین مشترک است و بر هر دو تاثیر دارد، مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

شعیب;1021998 نوشت:
قیاس اطاعت زن از شوهر به اطاعت فرزند از والدین قیاس مع الفارق است:
خدا اطاعت از پدر و مادر را قرین اطاعت خود فرموده.[/SIZE][/SIZE]
[/SIZE]

البته که بنده مقصودم قیاس نبود بلکه خواستم با مثالی ''قبح تخصیص اکثر'' را متذکر شوم.
مثال ساده تر بزنم
معلمی سر کلاس می آید و می گوید همه کتاب های خود را روی میز بگذارند مگر حسن و تقی و نقی و علی و ولی و محمد و مرتضی و سعید و ...
بعد آخر سر سه نفر باقی بمانند!!!!

اما درباره اطاعت از والدین به نظرم دچار اشتباه شده اید
زیرا قبلا با کارشناس صدیق گویا صحبت کردیم و معلوم شد که در قرآن دستور به اطاعت داده نشده است. اینجا هم نمبتوان مفهوم گیری کرد...
خلاصه بحث من این نیست و میتوانید به گفتگوی مذکور مراجعه کنید!

صمیمی;1022010 نوشت:
با سلام کارشناس گرامی
ممکنه بعضی زنها از این مورد سو استفاده کنند و با استناد به این حکم شرعی نخواهند در منزل هیچ کاری انجام دهند.در صورتیکه شوهر این زن در بیرون از خانه کار میکند و دیگر فرصتی ندارد که در خانه کار کند.در این صورت مشکل بجود میاد.
پاسخ چیست؟

با سلام خدمت شما دوست گرامی
ما دو بحث در این جا داریم.
یک بحث حقوقی در مسائل خانواده است
یک بحث اخلاقی.
آنچه که ما در این جا داریم بحث حقوقی است این که حق زن و شوهر چیست در چه محدوده ای اطاعت و تبعیت زن از شوهر حق شوهر است و چه مسائلی حق زن است. به عبارتی این بحث حقوق گارد ریلهایی است که در اطراف مسیر حرکت زناشویی خدا گذاشته که این حدود و شرایط آخر و منتهی بحث است و بیشتر در نزاع ها و احقاق حق ها به سرا این حدود و محدوده ها می روند . اما زندگی زناشویی همه اش حقوق و زندگی حقوقی نیست اصل آن سکینه و آرامشی است که زن و مرد با هم ایجاد می کنند اصل ازدواج پوشاندن و لباس بودن زن و شوهر برای هم است . این ها در بحث اخلاق زناشویی بحث می شود . و قرار نیست در این مسیر زندگی زناشویی زن و شوهر همیشه مماس با گارد ریل های این جاده طی مسیر کنند! بلکه با رعایت مسائل اخلاقی زناشویی می توانند بدون اصطکام و درگیری و با ایجاد مودت و سکینه برای هم زندگی خود را سامان دهند .
کارهای را بین هم تقسیم کنند به همدیگر کمک کنند و در جایی که می بینند طرف مقابل نیاز به کمک دارد به کمک او بروند . قرار نیست روی مرز حقوق حرکت کنند.
حتی آنجایی که می گوییم زن برای بیرون رفتن از مرد اجازه بگیرد با این که این حق مرد است اما قرار نیست که مرد در این امر سخت بگیرد بلکه می تواند با اعتمادی که از همسر خود دارد این محدوده را به صورت اختیاری توسعه دهد و زن خود را آزاد تر بگذارد . و یا زن درست است که باید نفقه بگیرد و هیچ کاری بر عهده او نیست جز تمکین جنسی. اما می تواند برای مودت و محبت و سکینه کارهای خانه را در دست بگیرد و به شوهر کمک کند.
نمونه یک زندگی اخلاقی ؛ زندگی حضرت زهرا و امام علی(ع) است در همان ابتدا کارهای بیرون و درون خانه را تقسیم کردند اما اینگونه نبود که بگویند حال که دیگر تقسیم کردیم دیگر هیچ کاری یر از آن انجام نمی دهیم! بلکه در روایت داریم حضرت زهرا بر اثر حمل آب با مشک شانه مبارکشان اثر بند مشک افتاده بود یا امام علی در خانه عدس پاک می کرد و ...

بله اگر بحث حقوقی صِرف باشد حقوق زن و شوهر مشخص است ؛ هیچ کدام از کارهای داخل منزل وظیفه زن نیست ، زن و وظیفه ندارد که غذا بپزد جارو کند حتی بچه داری کند و در قبال این ها می تواند از شهور خود پول بگیرد . چرا که زن بر اثر عقد ازدواج ملزم به تمکین جنسی از مرد می شود و حق خروج از منزل جز به اذن مرد را هم ندارد در مقابل مرد باید نفقه او را بدهد و مسکن او را فراهم کند.

امام خمینی ره در تحریرالوسیله در این خصوص می‌فرماید: ... لا یتحقق النشوز بترک طاعته فیما لیست بواجبة علیها، فلو امتنعت من خدمات البیت و حوائجه التی لا تتعلق بالاستمتاع من الکنس أو الخیاطة أو الطبخ أو غیر ذلک حتی سقی الماء و تمهید الفراش لم یتحقق النشوز. (ج 2، کتاب النکاح، القول فی النشوز )
یعنی: نشوز در زن (که عبارت است از خروج او از اطاعت شوهر در اموری که بر زن واجب است ) به واسطه ترک کارهایی که انجام آن‌ها بر زن واجب نیست تحقق نمی‌یابد؛ پس اگر زن از امور منزل و حوائج مرد که به امور جنسی بین آن‌ها ارتباط ندارد، از قبیل جارو کردن یا خیاطی یا غذا پختن یا غیر این‌ها، حتی آب دادن و پهن کردن رختخواب، خودداری نماید نشوز تحقق پیدا نمی‌کند. بنابر این: معلوم می‌گردد که به فتوای امام خمینی ره انجام هیچ یک از کارهای منزل واجب شرعی زنان نیست و مرد در این باره و نسبت به این امور حق فرمان به زن ندارد. پس اگر می‌بینیم که بسیاری از زنان مسلمان بار امور خانه را بر دوش گرفته و انجام می‌دهند، از فضل و بزرگواری و ناشی از روحیه محبت و همکاری و دلسوزی و خیرخواهی و خانمی آنان است. نه این‌که وظیفه شرعی و ناشی از الزامات عقد نکاح باشد.
البته همان‌طور که زن حق دارد در ضمن عقد ازدواج امور مباح و جایزی مثل وکالت در طلاق، اجازه خروج از منزل و مانند آن را شرط نماید برای مرد نیز چنین حقی وجود دارد. و بر اساس چنین حقی، مرد می‌تواند به هنگام ازدواج و در ضمن عقد نکاح انجام کارهای منزل را بر زن شرط کند.

باز هم این مطلب را یاد آور می شوم بایستی توجه داشت که نهاد خانواده صرفا با وظایف و تکالیف حقوقی قابل اداره نیست. اینجاست که وظایف اخلاقی زن و شوهر جلوه گر می شود و باعث گرمای نهاد خانواده می شود. بر اساس وظایف اخلاقی ، هر کدام از زن و شوهر بایستی سعی کنند با دوری از خودخواهی ها و خودمحوری ها و بر اساس عدالت و تقسیم کارهای داخل و خارج از خانه، بخشی از وظائف را برعهده گیرند. به عنوان مثال مرد کارهای سنگین و طاقت فرسای بیرون خانه را انجام می دهد و زن نیز وظایف مهم خانه داری و فرزند داری را برعهده می گیرد.
با این توضیح اگر چه انجام دادن کارهای داخل خانه و شستشو و پخت و پز و ... از وظایف حقوقی زنان نیست لکن شایسته است بر اساس تقسیم کاری که در مورد امور مربوط به خانه صورت می گیرد ، زنان نیز عهده دار بخشی از امورباشند. بی شک خانه داری و همسرداری می تواند نقش بسیار مهمی در تعالی و کمال زن و خانواده و فرزندان ایفا نماید. از این روست که پیامبر عظیم الشان اسلام صلوات الله علیه و آله خانه داری و همسرداری زن را به مثابه جهاد فی سبیل الله دانسته و می فرمایند: جهاد المرئه حسن التبعل. جهاد زن خوب شوهر داری کردن است.

بیت المعمور;1022028 نوشت:
بنده نیز همین را عرض کردم.
اطلاق در شئون زوجیت وجود دارد.
به همین جهت گفتم خود این اطلاق چند نوع است.
برای اینکه متوجه مقصودم شوید
آیا شئون زوجیت فقط در رابطه جنسی خلاصه می شود؟!
به همین خاطر معتقدین به اطلاق اینجا می گویند اموری که بین زوجین مشترک است و بر هر دو تاثیر دارد، مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

با سلام
شئون زوجیت محدوده اش مشخص است دیگر آن کارهایی که به پیوند زناشویی مرتبط است .
چه کارهایی به پیوند زناشویی مرتبط است؛ غذا پختن زن ربطی به پیوند زناشویی دارد؟ تبعیت زن از مرد در امور اقتصادی کاری به زوجیت و زناشویی دارد ؟
این که مرد امر کند و زن در همه مسائل تبعیت کند چه ربطی به زوجیت دارد.
هر انسان چه زن و چه مرد یک سری امور اختصاصی دارد که تحت هیچ شرایطی مرتفع نمی شود مثلا مالکیت مالی زن بر داشته های خود . همچنان که مرد بر اموال خود مسلط است زن هم مسلط است . هیچگاه نمی توان گفت زن باید قنوت در برابر مرد داشته باشد و اگر مردی گفت پولت را به من بده زن باید اطاعت کند؟ یا اگر مرد گفت روی پول خودت مضاربه نکن توی بانک نگذار زن قنوت و اطاعت کامل داشته باشد!! هرگز گونه نیست:
«لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ ؛برای مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌ای است، و برای زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده اند، بهره‌ای است.»

برای همین است که قرآن آن را منحصر در بحث زناشویی می کند و روایات هم مصادیق آن را بیان می کنند تا کسی گمان نکند که این اطاعت اطلاق دارد.
زناشویی مربوط به امور جنسی است و تمتع جنسی و تمکین جنسی است و وارد کردن مسال دیگر تحت آن نیاز به قرینه و دلیل دارد . کاری که روایات کرده است بیان مصادیق اموری است که به زناشویی مربوط است و شاید اگر روایات آن را داخل نمی کردند ما دلیل بر برخی زا یان امور نداشتیم . مثلا روایت می گوید خروج از منزل باید به اذن شوهر باشد یعنی بیان می کند که این حضور زن در منزل و اجازه خروج او از منزل مربوط به امور زناشویی است و یا بحث نذر و صدقه را بیان می کنند این از باب بیان مصداق و تعیین آن است و داخل کردن مسائل دیگر تحت آن دلیل می خواهد. مثلا اگر کسی می خواهد بگوید تنظیف خانه از امور وابسطه به زناشویی است و زن باید اطاعت از امر شوهر بکند باید دلیل بیاورد. یا اگر کسی بگوید که کار درون منزل (مثلا کارهای اینترنیت و کار در منزل هایی که درآمد دارد ) برای زن ممنوع است و در وقتی که شوهر در خانه حضور ندارد مانعی برای تمکین نیست این هم داخل در قنوت و وابسته به مسائل زناشویی است باید دلیل بیاورد.
به قول فقها : این که بگوییم زناشویی اطلاق دارد و هر موردی را به آن داخل بدانیم "تمسک به عام در شبهات موضوعیه " است و ممنوع است.
در شک این که فلان مصداق در عام ما داخل است نمی توان به عمومیت آن استدلال کرد بلکه دلیل بیرونی می خواهد.

بیت المعمور;1022028 نوشت:
مرد حاکم و مدیر است حتی اگر ربطی به استمتاع جنسی نداشته باشد...

حاکم و مدیر و قیوم در چه مسائلی؟ در مباحث خاص زناشویی و آن چه که به آن مربوط است قدر متیقن مسائل زناشویی تمکین جنسی است که آن را اخذ می کنیم و در بقیه مصادیق باید دلیل بیاوریم. یا دلیل روایی یا دلیل واضح عقلی.

بیت المعمور;1022029 نوشت:
البته که بنده مقصودم قیاس نبود بلکه خواستم با مثالی ''قبح تخصیص اکثر'' را متذکر شوم.
مثال ساده تر بزنم
معلمی سر کلاس می آید و می گوید همه کتاب های خود را روی میز بگذارند مگر حسن و تقی و نقی و علی و ولی و محمد و مرتضی و سعید و ...
بعد آخر سر سه نفر باقی بمانند!!!!

با سلام
مثال شما اشباه است . خدا از ابتدا نگفته مرد در زندگی مشترک در همه امور قیومیت دارد بلکه از همان ابتدا می گوید در مسائل زناشویی آن هم در قبلا نفقه ای که می دهد مدیر و حاکم است و باید از او اطاعت شود و هیچ موردی را هم از ان خارج نکرده قدر متیقن آن تمکین مسائل جنسی است و موارد بیشتر از آن دلیل می خواهد یا روایی یا عقلی.

بیت المعمور;1022029 نوشت:
اما درباره اطاعت از والدین به نظرم دچار اشتباه شده اید
زیرا قبلا با کارشناس صدیق گویا صحبت کردیم و معلوم شد که در قرآن دستور به اطاعت داده نشده است. اینجا هم نمبتوان مفهوم گیری کرد...
خلاصه بحث من این نیست و میتوانید به گفتگوی مذکور مراجعه کنید!

آدرس تاپیک را لطف بفرمایید تا گفتگوی شما را مشاهده کنم.

شعیب;1022096 نوشت:
قدر متیقن مسائل زناشویی تمکین جنسی است که آن را اخذ می کنیم و در بقیه مصادیق باید دلیل بیاوریم. یا دلیل روایی یا دلیل واضح عقلی.

بنگرید شما اطلاق را پذیرفتید لکن در تشخیص مصادیق دچار تردید یا ناآگاهی هستید...
تردید در تشخیص مصادیق به معنای عدم اطلاق نیست.
مثلا اگر خدا بگوید غیر خدا را عبادت نکنید
این اطلاق دارد و شامل هر عبادتی می شود لکن ممکن است فقها در تشخیص عبادت بودن یا نبودن برخی افعال یا باورها اختلاف داشته باشند، اما هیچ کس نمی گوید اختلاف و تردید در تشخیص مصادیق عبادت، اطلاق در عبادت را زیر سوال می برد.

پس شئون زندگی زناشویی ، اطلاق دارد و شامل همه مسائل میشود و مرد قیم و حاکم و ولی است و زن باید قانت و مطیع باشد.

نکته دوم اینکه روایات شاید مصادیقی ذکر کرده باشند اما به معنای انکار سایر مصادیق و منحصر کردن مصادیق به این چند مورد نیست.
بله اگر روایتی بگوید مصادیق شئون زناشوئی فقط این چند مورد است و لاغیر، حرفتان درست بود....

بیت المعمور;1022300 نوشت:
بنگرید شما اطلاق را پذیرفتید لکن در تشخیص مصادیق دچار تردید یا ناآگاهی هستید...
تردید در تشخیص مصادیق به معنای عدم اطلاق نیست.
مثلا اگر خدا بگوید غیر خدا را عبادت نکنید
این اطلاق دارد و شامل هر عبادتی می شود لکن ممکن است فقها در تشخیص عبادت بودن یا نبودن برخی افعال یا باورها اختلاف داشته باشند، اما هیچ کس نمی گوید اختلاف و تردید در تشخیص مصادیق عبادت، اطلاق در عبادت را زیر سوال می برد.

با سلام
بارها عرض کردم بحث بر روی ادله احکام شرعی یک بحث تخصصی و اجتهادی است و حد اقل آن این است که با اصول فقه آشنا باشید .
همه فقها تمسک به عام در شبهه مصداقیه را جایز نمی دانند .
مثلا مولا می گوید" اکرم العالم" این عام و مطلق است حال اگر شک کردیم که آیا زید عالم هست یا نه؟ نمی توانیم به عموم اکرم العلما تمسک کنیم و بگوییم زید را هم باید اکرام کرد.
ما نحن فیه هم از همین قبیل است شارع می گوید " زن باید در مسائل زناشویی از مرد اطاعت کند" حال شک می کنیم که شستن ظرف و یا پختن غذا هم از امور زناشویی است؟ نمی توانیم به آن تمسک کنیم بلکه نیاز به دلیل بیرون از آن عام داریم.
آن مثالی که شما زدید "که یر خدا را عبادت نکنید" آیا اگر شک کردیم که بوسیدن ضریح امام عبادت هست یا نه؟ می توانیم به این عام تمسک کنیم ؟ هرگز. ابتدا باید مصداق عبادت مشخصباشد بعد بگوییم که این عام همه آنها را فرا می گیرد.

در بحث ما عام این جمله است: "زن از مرد در مسائل زناشویی اطاعت کند " حال این که مسائل زناشویی شامل چه مصداق هایی می شود را نمی توان از این عام برداشت کرد.

بیت المعمور;1022300 نوشت:
پس شئون زندگی زناشویی ، اطلاق دارد و شامل همه مسائل میشود و مرد قیم و حاکم و ولی است و زن باید قانت و مطیع باشد.

این همان تمسک به عام در شبهات مصداقیه است که همه علما گفته اند باطل است.

بیت المعمور;1022300 نوشت:
نکته دوم اینکه روایات شاید مصادیقی ذکر کرده باشند اما به معنای انکار سایر مصادیق و منحصر کردن مصادیق به این چند مورد نیست.
بله اگر روایتی بگوید مصادیق شئون زناشوئی فقط این چند مورد است و لاغیر، حرفتان درست بود....

بحث اطلاق مقامی و بحث مقدمات حکمت برای این است که دچار این اشتباه نشوید لطفا مراجعه کنید.

با سلام

شعیب;1022563 نوشت:

ما نحن فیه هم از همین قبیل است

خیر
علت مخالفت بنده با شما از ابتدا در شبهه مصداقیه نبود
مخالفت بنده از آنجا آغاز گشت که شما اطلاق را نفی می کنید.

ما ابتدا باید قیول کنیم که اطلاق وجود دارد
بعد از اینکه پذیرفتیم این سوال مطرح میشود که در تشخیص مصادیقی که مرددیم نیاز به دلیل داریم.

شما چون اساسا اطلاق را منکر شدید، بنده مجبور شدم بحث را روی پذیرش اطلاق ببرم.
اگر شما اطلاق را بپذیرید آنگاه نوبت به شبهه مصداقیه می رسد.

بیت المعمور;1022586 نوشت:
خیر
علت مخالفت بنده با شما از ابتدا در شبهه مصداقیه نبود
مخالفت بنده از آنجا آغاز گشت که شما اطلاق را نفی می کنید.

ما ابتدا باید قیول کنیم که اطلاق وجود دارد
بعد از اینکه پذیرفتیم این سوال مطرح میشود که در تشخیص مصادیقی که مرددیم نیاز به دلیل داریم.

شما چون اساسا اطلاق را منکر شدید، بنده مجبور شدم بحث را روی پذیرش اطلاق ببرم.
اگر شما اطلاق را بپذیرید آنگاه نوبت به شبهه مصداقیه می رسد.


با سلام
از ابتداهم بیان کردیم که که این آیه در اطاعت زن از مرد در امور زناشویی اطلاق دارد. و در هیچ کدام از پست های قبلی این را انکار نکردیم .
آنچه که ما بارها بر آن تاکید کردیم این است که " اطاعت زن از مرد در همه زمینه ها نیست بلکه فقط در زمینه زناشویی است " یعنی اطلاق آن در حیطه مسائل زناشویی است نه این که هر نوع تبعیت و اطاعتی را شامل شود.
شعیب;1021763 نوشت:
حکم به اطاعت مطلق از شوهر بر خلاف اجماع فقهای شیعه بلکه فقهای اسلام است:

و لا یخفى أنّها مشتمله على الحقوق الواجبه و غیر الواجبه فإنّما فی روایه محمّد بن مسلم من قوله علیه السّلام على المحکیّ «أن تطیعه و لا تعصیه» یشمل إطلاقه الإطاعه و ترک العصیان فی کلّ أمر و من المعلوم عدم لزوم إطاعه الزّوج فی غسل ثوبه و طبخ الخبز و غیره و سائر حوائجه(جامع المدارک4/435)


و همان گونه که از ظاهر آیه مشخص است این اطاعتو تبعیت زن از مرد در حیطه مسائل زناشویی است (در حیطه زناشویی اطاعت اطلاق دارد)
حال که فهمیدیم که این اطلاق دارای محدوده است (زناشویی) شک می کنیم که غذا پختن ، تمیز کردن خانه و ...از مسائل زناشویی است یا نه؟؟ این جاست که می گوییم تمسک به عام در شبهه مصداقیه جایز نیست.

جمع بندی

پرسش:

در قرآن قوامیت مرد  در قبال قنوت(اطاعت) زن مطرح شده است و قوامیت مرد بر نفقه و فضل الهی استوار است و  زنان باید قانت باشند. و طبق آیات مربوطه معنای قنوت یعنی اطاعت از روی تواضع. لذا زن ها باید از شوهران خود اطاعت کنند. در روایات هم به این مطلب اشاره شده است که زن باید از شوهرش اطاعت کند.
حال سوال این است که آیا قرآن اطاعت را محدود به مسائل جنسی ندانسته و قنوت زن در کلیه شئون زندگی وجود دارد. حتی اگر مرد بگوید به من آب بده، زن باید اطاعت کند مگر در محرمات...
؟

پاسخ:

آیه شریفه مورد بحث مرد را قوام بر زن دانسته و دو دلیل برای آن بیان می فرماید که یکی فعل تکوینی خدا(فضل الله) یکی هم نفقه دادن مرد به زن می باشد و در ادامه هم خشوع و عدم مخالفت زن در برابر مرد در خانه و محافظت زن از کیان خانواده در نبود مرد را از او خواسته است:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.(1)

ما در هیچ کجای قرآن بحث اطاعت مطلق زن از شوهر را نداریم و فقط در همین آیه مورد بحث ، موضوع تمکین که در مقابل آن نشوز است بیان شده است.

دومین موردی که إطاعت از شوهر در آن برای زنان واجب است مسأله خروج زن از منزل است که در قرآن کریم به حکم آن تصریح نشده و در روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و معصومین (علیهم السلام) حکم آن بیان شده و عدم ورود یک مطلب در قرآن، دلیل بر عدم صحت و عدم إعتبار آن نیست زیرا بسیاری از احکام در قرآن کریم به صورت تفصیلی بیان نشده و خداوند متعال تفصیل و توضیح آیات را بر عهده پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اوصیای وی قرار داده چنانکه فرموده:« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»  و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبیین نمائی(2)

و لذا اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اولی الامر که همان ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند را واجب دانسته و فرموده:

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...» (3)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را»

درباره مسأله ممنوعیت خروج زن از منزل در صورت منع شوهر در روایتی از امام صادق (علیه السلام ) که در آن برخی از نواهی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده می خوانیم:« نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ تَخْرُجَ الْمَرْأَةُ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا» (4) «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از اینکه زن بدون إجازه شوهر از منزل خارج شود نهی فرموده است»
همچنین در حدیث دیگری از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم که به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره یکی از حقوقی که شوهر بر زن خود دارد می فرماید:« وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ»(5) «زن از منزلش بدون إجازه شوهرش خارج نمی شود»

غیر از این دو مورد هیچ دلیلی نمی توان بر اطاعت زن از مرد در مورد دیگری یافت. فتاوی مراجع تقلید گویای این مطلب است:

از رساله و سایت آیه الله مکارم شیرازی:
پرسش : آیا اطاعت نکردن زن از شوهر در غیر مسائل واجب و مستحب، حرام است؟
پاسخ : اطاعت زن از شوهر مربوط به حقوق زناشویی و بیرون رفتن از منزل است، در کارهای دیگر اطاعت بر او واجب نیست هر چند بهتر است زن و مرد در تمام مسایل با هم تفاهم داشته باشند.

زن وظیفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهیّه کند و نظافت و مانند آن را عهده دار شود؛ مگر به میل خود. و اگر مرد او را مجبور بر این کارها نماید، زن مى‌تواند حقّ الزحمه خود را در برابر این کارها از او بگیرد.
سؤال ـ آیا زن مى‌تواند در منزل وظایف خود را انجام ندهد؛ مثلا غذا نپزد، یا خانه را مرتبّ نکند؟ آیا مرد مى‌تواند او را مجبور به انجام این گونه امور بنماید؟
جواب : مرد حق ندارد او را مجبور به این کارها کند؛ مگر این که زن با میل خود این کارها را انجام دهد.

آیه الله سیستانی:
پرسش: اطاعت زن از شوهر در چه مواردی واجب است؟
پاسخ: تمکین خود برای شوهر واجب است وخارج شدن زن از منزل با اجازه شوهر باشد.

پرسش: اطاعت امر شوهر تا چه اندازه ای است؟ حد آن ذکر شود ؟

پاسخ: اطاعت شوهر فقط در استمتاعات متعارف و اینکه اگر مانع شرعی نباشد بیرون رفتن از خانه با اجازه شوهر باشد.
 

سلطه مولی وار شوهر بر زن را هیچ کدام از فقهای شیعه و سنی باور ندارند آن گونه که مولی بر کنیز خود دارد به صورتی که مولی می تواند طبق مُشتَهَیات و دلخواهش هر دستوری را به عبد یا کنیزش بدهد و وی را صرفا در جهت منافع شخصی خود بکار گیرد؛ تنها لازم است که دستورش بر خلاف احکام شرع نباشد. هیچ یک از فقهای شیعه و سنی به چنین سلطه و حقی برای مرد برای زن باور ندارند. مگر شیخ مفید(رحمه الله علیه) که به طور استثنایی اطاعت زن از شوهر را بطور مطلق و بدون ذکر مورد خاص مطرح کرده و گفته است: «و على المرأة أن تطیع زوجها و لا تعصیه إلا فیما حظره الله تعالى» (6) البته این اطلاق از عدم توضیح شیخ مفید ناشی می شود و به قرینه بیانات دیگر شیخ مفید می توان گفت منظور او در تمکین از شوهر بوده است.

حکم به اطاعت مطلق از شوهر بر خلاف اجماع فقهای شیعه بلکه فقهای اسلام است:

و لا یخفى أنّها مشتمله على الحقوق الواجبه و غیر الواجبه فإنّما فی روایه محمّد بن مسلم من قوله علیه السّلام على المحکیّ «أن تطیعه و لا تعصیه» یشمل إطلاقه الإطاعه و ترک العصیان فی کلّ أمر و من المعلوم عدم لزوم إطاعه الزّوج فی غسل ثوبه و طبخ الخبز و غیره و سائر حوائجه؛ مخفی نماند که اطاعت زن از شوهر شامل حقوق واجب و غیر واجب می شود همان گونه که از اطلاق روایت «أن تطیعه و لا تعصیه»  برداشت می شود و معلوم است که این روایت مطلق هرگونه اطاعتی را شامل نمی شود مثلا شستن لباس های شوهر و طبخ غذا و دیگر حوائج روزمره شوهر را شامل نمی شود. (7)
إذ لیس له منعها عما لا ینافی حقه مکانا و لا زمانا بعد ان کانت هی حره مالکه لأمرها و مسلطه على منافعها من الخدمات التی منها الإرضاع، و لذلک جاز لها أخذ الأجره من زوجها على إرضاعها لولده سواء أ کان منها أو من غیرها، فلا یجب علیها الإرضاع مجانا بعد ان لم یکن اللبن له و من البین أن الإطاعه الواجبه علیها خاصه بما یعود إلى الاستمتاع و التمکین فحسب.»از آنجا که زن آزاد است (کنیز نیست ) تمام منافع خود غیر از تمکین جنسی را مالک است و مرد نمی تواند آن را منع کند  همچنین شیر دادن  که زن می تواند برای آن پول دریافت کند چه این کودک خودش باشد یا از غیر باشد. اطاعت واجب که بر عهده زن است آن چیزی است که به استمتاع جنسی مرد از زن است بر می گردد . (8)
بطل بذلک ما للمرأه من الاستقلال فی الإراده الفردیه و عمل نفسها بأن ترید ما أحبت و تفعل ما شاءت من غیر أن یحق للرجل أن یعارضها فی شی‏ء من ذلک فی غیر المنکر فلا جناح علیهم فیما فعلن فی أنفسهن بالمعروف کذلک قیمومه الرجل لزوجته لیست بأن لا تنفذ للمرأه فی ما تملکه إراده و لا تصرف، و لا أن لا تستقل المرأه فی حفظ حقوقها الفردیه و الاجتماعیه، و الدفاع عنها، و التوسل إلیها بالمقدمات الموصله إلیها بل معناها أن الرجل إذ کان ینفق ما ینفق من ماله بإزاء الاستمتاع فعلیها أن تطاوعه و تطیعه فی کل ما یرتبط بالاستمتاع و المباشره عند الحضور، و أن تحفظه فی الغیب فلا تخونه عند غیبته بأن توطئ فراشه غیره، و أن تمتع لغیره من نفسها ما لیس لغیر الزوج التمتع منها بذلک، و لا تخونه فیما وضعه تحت یدها من المال، و سلطها علیه فی ظرف الازدواج و الاشتراک فی الحیاه المنزلیه.» « و علیها: أن تطیع زوجها فیما یرجع إلى التمتع منها،» « و أما (و یجب علیها) فی جانب العمل فأحکام الدین و طاعه الزوج فیما یتمتع به منها،»(9)

به طور خلاصه اطاعت مطلق زوجه از زوج در کتاب و سنت نیامده و وجوبش ثابت نیست. در الخیارات(مرحوم آیت الله آقا مصطفی خمینی) آمده است:
«و أمّا وجوب إطاعه الزوج فی سائر الأُمور فمحلّ منع و إشکال جدّاً، فکونه خلاف الکتاب غیر ثابت»اما وجوب اطاعت مرد در دیگر امور (غیر استمتاع و خروج) دارای اشکال است و خلاف کتاب خدا و غیر ثابت است. (10)
بررسی فتاوای فقهای معاصر شیعه نشان می دهد که ایشان به اتفاق اطاعت مطلق زن از شوهر را واجب ندانسته و آن را به دو مورد تمکین و عدم خروج از منزل محدود می کنند. در کتاب نکاح مرحوم اراکی که ظاهرا تقریری از دروس استاد بزرگوارشان حاج شیخ عبدالکریم حائری است آمده است:
«ثمّ إنّ حقّ الزوج على الزوجه على ما یستفاد من الأخبار حقّان: أحدهما حقّ أن لا تخرج من بیتها إلّا بإذنه فلو نهاها عن الخروج صار الخروج علیها محرّما و إن لم یقصد الزوج بهذا النهی الاستمتاع بها، حیث یستفاد من الخبر أنّ لعدم الخروج موضوعیّه، و یکون متعلّقا لحقّ مستقلّ، و لیس مراعاه لحقّ الاستمتاع. و الآخر حقّ الاستمتاع، فمتى أراد الاستمتاع منها وجب التمکین علیها، حتّى فی بعض الأخبار: (و لو کان على قتب البعیر). فیجب على الزوجه إطاعه الزوج فی هذین الحقّین.» حق مرد بر زن دو حق است یک این که جز با اجازه شوهر بیرون نرود مهم عدم خروج زن از منزل است و حق دوم حق استمتاع جنسی است  که هر وقت مرد اراده استمتاع جنسی کرد زن تمکین کند .(11)

پی نوشت ها :

1. نساء: 34 .

2. نحل: 44 .

3. نساء: 59 .

4. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، آل البیت، 1418 قم ، ج 20 , ص 161 .

5. همان ص158 .

6. شیخ مفید، أحکام النساء، موتمر العالمی لمولفات شیخ مفید، قم، بی تا، ص۳۸.

7. خونساری، جامع المدارک، اسماعیلیان، 1405، قم، ج4، ص 435.

8. خویی، المستند فی شرح العروه، نرم افزار فقه اهلبیت، ج4، ص 362 .

9. همان ج2/272 .

10. خمینی، مصطفی، کتاب الخیارات، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1376، تهران،  ج4، ص 75.

11. اراکی، رساله فی النفقه الزوجه، موسسه در راه حق، 1413، قم ، ص 260.