جمع بندی اسامی ماه های عربی در دوران جاهلیت

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اسامی ماه های عربی در دوران جاهلیت

ماه های عربی در دوران جاهلیت با چه اسامی مشخص میشد؟ آیا پس از اسلام آن اسامی تایید شد؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد ممسوس

با سلام و احترام

ابوریحان بیرونی اسامی ماههای عربی در دوران جاهلیت را اینگونه معرفی مینماید  موتمر، ناجر، خوّان، صُوان، زبّاء، بائد، اصم، واغل، ناطل، عادل، رنه، بُرَک.(1)

شاعری اسامی را در شعری به نظم دراورده است

بمؤتمر و ناجرة بدأنا

وبالخوان یتبعه الصوان

وبالزباء بائده تلیه

یعود اصم صم به الشنان

و واغله و ناطله جمیعا

و عادلة فهم غرر حسان

و رنّة بعدها بُرَک فتمت

شهور الحلول یعقدها البنان(2)

 

پی نوشت:

1. ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، ص 60-61

2. همان ص  63

 

ادامه دارد

با سلام ممسوس گرامی

گفته میشه که در اون زمان تقویمهای مختلفی داشته اند، پس ممکنه این نامگذاری ماهها مربوط به تقویم قریش نباشه.

ظاهرا پیش از اسلام هم محرم شروع ماههای حرام بوده.

گفته میشه که در اون زمان تقویمهای مختلفی داشته اند، پس ممکنه این نامگذاری ماهها مربوط به تقویم قریش نباشه.

 

ظاهرا پیش از اسلام هم محرم شروع ماههای حرام بوده.

با سلام و احترام

این نامگذاری مربوط به دورانهای قدیم اعراب حجاز است به نوعی بعدها باز اسامی ماهها تغییر کرد.

اسامی ماههای بعدی که تغییر کرد همان اسامی فعلی ماههای عربی است یعنی محرم صفر ربیع الاول تا اخر

اولین ماه عربی در دوران قبل از اسلام محرم بوده است و پس از اسلام هم این نام باقی ماند. البته ماههای حرام عبارتند از محرم رجب دی قعده و ذی الحجه و بین ماه محرم و رجب پنج ماه فاصله است.

سلام ممنون از پاسخ خوب شما

سوالی برام پیش امد که معنی اسامی ماههای عرب چیه؟اینکه گفتن ماه حرام یعنی چی؟ لطفا توضیح بدین

ممنونم

با سلام

اولین ماه از سال قمری را محرم الحرام میگویند. اعراب قبل از اسلام ان را محرم نامیدند زیرا در این ماه جنگ و قتل و غارت و کشتار حرام بود.(1) پس از اینکه اسلام روی کار آمد نام محرم بر اولین ماه قمری باقی ماند و اسلام هم آن را تایید نمود.

ماه صفر دومین ماه عربی است که در دوره جاهلیت و پس از اسلام به همین نام بوده است. در وجه تسمیه ان دو مطلب وجود دارد اول اینکه بازارهایی در این ماه در یمن برپا میشد و ان را صفری میگفتندو مردم آذوقه خود را از ان جا تهیه میکردند و هر کس به این بازرا نمیرسید از گرسنگی هلاک میشد.(2) دوم اینکه برخی بر این باورند که صفر به معنی تهی و خالی بودن است و چون بعد از محرم جنگها اغاز میشد و خانه های از خالی میگردید این ماه را صفر نامیدند. (3)     

پی نوشت:

1. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، اسعد داغر، دارالهجره، 1409ق، قم، ج 2 ص 188

2. همان

3. همان

با سلام و احترام

در مورد ربیع الاول و ربیع الثانی وجه تسمیه ان از این قرا است که ربیع از واژه ربع به معنی عدد 4 است. در بین اعراب مرسوم بود که وقتی به فصل بهار میرسیدند میگفتند یک چهارم سال فرار رسید یعنی فصل بهار یک چهارم سال است و از آنجا که ماه ربیع الاول و ربیع الثانی در آغاز این فصل جای گرفته بود این دو ماه را به همین نام ربیع و بهار نامگذاری کردند. در حقیقت نامگذاری این ماه به ربیع به علت مقارنت آن با فصل بهار است.(1)

 

پی نوشت:

1. مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، قم،‌ دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق ج 2 ص 188 

 

جمادی الاول و جمادی الثانی

وجه تسمیه این دو ماه از این قرار است که در این دو ماه به علت اینکه هوا سرد بود و آب یخ میزد و منجمد میگشت، عرب این دو ماه را به جمادی نامگذاری نمود. (1)

رجب

از ماههای حرام و مهم اعراب بوده است. معنی رجب بزرگ داشتن و عظیم شمردن است.(2) این ماه را اعراب محترم شمرده و عزیز میانگاشتند. در این ماه عظیم، جنگ و جدال ممنوع بود و عرب از ان پرهیز میکرد. این ماه اسامی دیگری هم دارد.(3)

رجب المفرد : از آن جهت رجب المفرد گفته میشود که از ماهای حرام دیگر که ذی القعده، ذی الحجه و محرم است جدا افتاده است لذا این ماه حرام را رجب المفرد گفتند.

  رجب المضر : از آنجا که قبیله مضر از اجداد پیامبر ان را محترم میشمردند ان را رجب المضر هم گفته اند.(4)

رجب الاصب: پیامبر فرمود در این ماه رحمت الهی بر امت من فرو میریزد لذا ان را ماه رجب الاصب گفتند.

رجب الاصم : پیامبر فرمود چون در این ماه جنگ با مشرکین نهی شده است و صدایی برای فراخواندن به جنگ در این ماه شنیده نمیشود گویا این ماه ناشنوا است لذا ان را رجب الاصم گفتند.(5)

 

 

پی نوشت:

1. مسعودی مروج الذهب، ج 2 ص 189

2. همان

3. مجمع البحرین ج 2 ص 67

4. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، ج۲۴، ص۲۹۰

5. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۰، ص۵۱۱

شعبان

وجه تسمیه این ماه به شعبان این است که عرب در این ماه به دسته ها و شعبه های مختلف تقسیم میشد. ظاهرا برای جنگ و غارت و نزاع بر سر به دست اوردن اب به دسته های گوناگون تقسیم میشدند لذا این ماه را شعبان خواندند.

برخی هم بر این باورند که چون در این ماه روزی مومنان و حسنه منشعب و فراوان میگردد ان را شعبان خواندند.

رمضان

از کلمه رمض گرفه شده است به معنی شدت گرما.(1)

چون در این ماه زمین از شدت گرما داغ و سوزان میشد لذا این ماه را رمضان خواندند. البته رمضان یکی از اسمای الهی خداوند است که در قران هم ذکر شده است. (3)

پیامبر در حدیثی وجه نامگذاری ماه رمضان را این می‌دانند که گناهان مومنین در آن می‌سوزد (رَمَضَ: سوخت)(4)

پی نوشت:

1. راغب، مفردات ألفاظ القرآن‏، ۱۴۱۲ق، ص۳۶۶.

2. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، انتشارات دارالحدیث. حدیث 7442

3. بقره 185

4. سید بن طاووس، على بن موسى، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ج 2 ص 14

شوال

به معنی شتر که شیر ان کم شده (1)یا شکمش به پشتش چسبیده امده است.(2)

پیامبر فرمود رمضان ماهی که گناهان میسوزد و شوال ماهی که از گناهان چیزی باقی نمانده است. شالت فیه ذنوبهم(3)

ذی القعده

عرب از ان به قعود و نشستن یاد کرده و چون ر این ماه جنگ نمیکنند ان را ذی القعده خواندند. (4)

ذی الحجه

چون در این ماه اعراب به حج میپرداختند و حج انجام میدادند ان را ذی الحجه نامیدند (5)

پی نوشت:

1. زمخشرى، محمود بن عمر، الفائق فى غريب الحديث، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۱۷ق. ج 3 ص 236

2. فيروز آبادى، محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، بیروت، دار الكتب العلمية ۱۴۱۵ق، ج 3ص 533

3. سید بن طاووس، على بن موسى، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ج 2 ص 14

4. مسعدوی مروج الذهب ج 2 ص 189

5. همان

ماههای حرام

 

4 ماه به عنوان ماههای حرام خوانده شده است. رجب، دی القعده، ذی الحجه و محرم

این 4 ماه سه ماه ان پشت سر هم و رجب قبل از این ماهها است رجب هشتمین ماه و ذی القعده یازدهمین و ذی الحجه دوازدهمین ماه و محرم اولین ماه قمری است. از ان رو این 4 ماه را حرام گفتند که در ان جنگ و جدال و غارت حرام اعلام شده(1)

این امر از دوران حضرت ابراهیم وجود داشته و در دوران جاهلیت عرب هم رعایت میشد.(2)

اگر کسی در این ایام قاتل پدرش را میدید متعرض او نمیشد.(3) این سنت در زمان حضرت ابراهیم وجود داشت و بعدها در بین اعراب مرسوم شد و اعراب جاهلی هم بدان پایبند بودند و اشلام هم ان را تایید نمود. (4)

در این ماهها جنگ حرام است اما اجازه دفاع داده شده است(5) و دیه در این ماهها دو برابر میگردد.(6)

 

پی نوشت:

1. طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج 10 ص 56

2. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج 3 ص 382، ج 5 ص 45

3. طوسی، محمدبن حسن، التبان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 5 ص 214

4. انصاری مسعود، «ماه‌های حرام در قرآن کریم»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، ج ۲، تهران، دوستان و ناهید، ۱۳۷۷، ص 1949

5. امام خمینی، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامی، پاییز ۱۳۷۲، ج 1 ص 515

6. امام خمینی، تحریر الوسیلة، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بهار ۱۳۷۹ / ربیع الاول ۱۴۲۱، ج 2 ص 30

جمع بندی

پرسش:

ماه های عربی در دوران جاهلیت با چه اسامی مشخص میشد؟ آیا پس از اسلام آن اسامی تایید شد؟ معنی اسامی ماههای عربی چیست؟ ماههای حرام چیست چرا آن را حرام نامیدند؟

پاسخ:

"ابوریحان بیرونی" اسامی ماههای عربی در دوران جاهلیت را اینگونه معرفی مینماید:«"موتمر"، "ناجر"، "خوّان"، "صُوان"، "زبّاء"، "بائد"، "اصم"، "واغل"، "ناطل"، "عادل"، "رنه"، "بُرَک.»"(1)

این نامگذاری مربوط به دورانهای قدیم اعراب "حجاز" است به نوعی بعدها باز اسامی ماهها تغییر یافت که عبارتند از: «محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذی القعده، ذی الحجه.» اولین ماه عربی در دوران قبل از اسلام محرم بوده است و پس از اسلام هم این نام باقی ماند.

معنی اسامی ماه های عربی

اولین ماه از سال قمری را "محرم الحرام" میگویند. اعراب قبل از اسلام آن را محرم نامیدند زیرا در این ماه جنگ، قتل، غارت و کشتار حرام بود.(2) پس از اینکه اسلام روی کار آمد نام محرم بر اولین ماه قمری باقی ماند و اسلام هم آن را تایید نمود.

ماه صفر دومین ماه عربی است که در دوره جاهلیت و پس از اسلام به همین نام بوده است. در وجه تسمیه آن دو مطلب وجود دارد:

اول: بازارهایی در این ماه در "یمن" برپا میشد و آن را صفری میگفتندو مردم آذوقه خود را از آن جا تهیه میکردند و هر کس به این بازار نمیرسید از گرسنگی هلاک میشد.(3)

دوم: برخی بر این باورند که صفر به معنی تهی و خالی بودن است و چون بعد از محرم جنگها آغاز میشد و خانه ها از سکنه خالی میگردید این ماه را صفر نامیدند.(4)

در مورد ربیع الاول و ربیع الثانی وجه تسمیه آن از این قرا است که ربیع از واژه ربع به معنی عدد چهار است. در بین اعراب مرسوم بود که وقتی به فصل بهار میرسیدند میگفتند یک چهارم سال فرار رسید یعنی فصل بهار یک چهارم سال است و از آنجا که ماه ربیع الاول و ربیع الثانی در آغاز این فصل جای گرفته بود این دو ماه را به همین نام ربیع و بهار نامگذاری کردند. در حقیقت نامگذاری این ماه به ربیع به علت مقارنت آن با فصل بهار است.(5)

جمادی الاول و جمادی الثانی

وجه تسمیه این دو ماه از این قرار است که در این دو ماه به علت اینکه هوا سرد بود و آب یخ زده و منجمد میگشت، عرب این دو ماه را به جمادی نامگذاری نمود.(6)

رجب

از ماههای حرام و مهم اعراب بوده است. معنی رجب بزرگ داشتن و عظیم شمردن است.(7) این ماه را اعراب محترم شمرده و عزیز می­انگاشتند. در این ماه عظیم، جنگ و جدال ممنوع بود و عرب از آن پرهیز میکرد. این ماه اسامی دیگری هم دارد.(8)

رجب المفرد: از آن جهت رجب المفرد گفته میشود که از ماهای حرام دیگر که ذی القعده، ذی الحجه و محرم است جدا افتاده است لذا این ماه حرام را رجب المفرد گفتند.

  رجب المضر: از آنجا که قبیله مضر از اجداد پیامبر (صلی الله علیه و اله) آن را محترم میشمردند آن را رجب المضر هم گفته اند.(9)

رجب الاصب: پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: در این ماه رحمت الهی بر امت من فرو میریزد لذا آن را ماه رجب الاصب گفتند.

رجب الاصم: پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود چون در این ماه جنگ با مشرکین نهی شده است و صدایی برای فراخواندن به جنگ در این ماه شنیده نمیشود گویا این ماه ناشنوا است لذا آن را رجب الاصم گفتند.(10)

شعبان

وجه تسمیه این ماه به شعبان این است که عرب در این ماه به دسته ها و شعبه های مختلف تقسیم میشد. ظاهرا برای جنگ و غارت و نزاع بر سر به دست آوردن آب به دسته های گوناگون تقسیم میشدند لذا این ماه را شعبان خواندند.

برخی هم بر این باورند که چون در این ماه روزی مومنان و حسنه منشعب و فراوان میگردد آن را شعبان خواندند.

رمضان

از کلمه رمض گرفه شده است به معنی شدت گرما.(11)

چون در این ماه زمین از شدت گرما داغ و سوزان میشد لذا این ماه را رمضان خواندند.(12) البته رمضان یکی از اسمای الهی خداوند است که در قرآن هم ذکر شده است.(13)

پیامبر (صلی الله علیه و اله) در حدیثی وجه نامگذاری ماه رمضان را این می‌دانند که گناهان مومنین در آن می‌سوزد (رَمَضَ: سوخت)(14)

شوال

به معنی شتر که شیر آن کم شده (15)یا شکمش به پشتش چسبیده است.(16)

پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود رمضان ماهی که گناهان میسوزد و شوال ماهی که از گناهان چیزی باقی نمانده است. «شالت فیه ذنوبهم»(17)

ذی القعده

عرب از آن به قعود و نشستن یاد کرده و چون در این ماه جنگ نمی­کنند آن را ذی القعده خواندند.(18)

ذی الحجه

چون در این ماه اعراب به حج می­پرداختند و حج انجام می­دادند آن را ذی الحجه نامیدند.(19)

ماههای حرام

 چهار ماه به عنوان ماه­های حرام خوانده شده است. رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم

از این چهار ماه، سه ماه آن پشت سر هم و رجب قبل از این ماه­ها است. رجب هشتمین ماه و ذی القعده یازدهمین و ذی الحجه دوازدهمین ماه و محرم اولین ماه قمری است. از ان رو این چهار ماه را حرام گفتند که در آن جنگ و جدال و غارت حرام اعلام شده است.(20)

این امر از دوران حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته و در دوران جاهلیت عرب هم رعایت می­شد.(21)

اگر کسی در این ایام قاتل پدرش را می­دید متعرض او نمی­­شد.(22) این سنت در زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشت و بعدها در بین اعراب مرسوم شد و اعراب جاهلی هم بدان پایبند بودند و اسلام هم آن را تایید نمود. (23)

در این ماه­ها جنگ حرام است اما اجازه دفاع داده شده است(24) و دیه در این ماه­ها دو برابر می­گردد.(25)

 

پی نوشتها:

1. ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه،میراث مکتوب، 1380، تهران، ص 60-61

2. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، اسعد داغر، دارالهجره، 1409ق، قم، ج 2 ص 188

3. همان

4. همان

5. همان

6. همان، ج 2 ص 189

7. همان

8. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، مرتضوی، بی­تا، تهران، ج 2 ص 67

9. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، ج 24، ص 290

10. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1409ق، قم، ج 10، ص 511

11. راغب، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ص366.

12. محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، قم، حدیث 7442

13. بقره 185

14. سید بن طاووس، على بن موسى، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1376ش، قم، ج 2 ص 14

15. زمخشرى، محمود بن عمر، الفائق فى غريب الحديث، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1417ق، بیروت، ج 3 ص 236

16. فيروز آبادى، محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، دار الكتب العلمية 1415ق، بیروت، ج 3ص 533

17. سید بن طاووس، همان

18. مسعودی، مروج الذهب، ج 2 ص 189

19. همان

20. طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دارالمعرفة، چاپ اول، 1412ق، بیروت، ج 10 ص 56

21. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372ش، تهران، ج 3 ص 382؛ ج 5 ص 45

22. طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، بی تا، بیروت، ج 5 ص 214

23. انصاری مسعود، «ماه‌های حرام در قرآن کریم»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، دوستان و ناهید، 1377ش، تهران، ج 2 ص 1949

24. امام خمینی، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامی، پاییز 1372ش، ج 1 ص 515

25. امام خمینی، تحریر الوسیلة، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1421ق، ج 2 ص 30

 

موضوع قفل شده است