جمع بندی ازدواج و انواع آن

تب‌های اولیه

141 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

nazak;1012782 نوشت:
دوس داشتم بقیه شو برام میگفتین...

اینجا که نمیشه گفت. یه تاپیک جدا میطلبه. فقط در همین حد بگم که در دین ما (اون چیزی که امروزه به عنوان دین میشناسیم و بهمون معرفی شده) یکسری فرق ها بین زن و مرد وجود داره که تبعیض آمیز به نظر میرسه.

حتی آیات و روایاتی که تبعیض آمیز هستند. بعضی از آیات و روایات طوری صحبت میکنن که انگار مخاطبشون فقط قشر مذکره. یعنی فقط جنس مرد به رسمیت شناخته شده.
این با عدالت خدا جور در نمیاد.

قبلا با خودم اینطور فکر میکردم که شاید این به تفاوت روحیه زن و مرد برمیگرده، یعنی یکسری فضائل به طور خاص برای مردان درنظر گرفته شده. با خودم میگفتم شاید این تفاوت ها برای زنان با توجه به روحیه شون موضوعیت نداشته باشه.

اما الان اینطور فکر نمیکنم. هر جور نگاه میکنم میبینم زن ها این نقش (ظاهرا درجه دوم) رو از قبل پذیرفتن، در حالی که لزومی به پذیرفتنش نیست. یه جای قضیه داره میلنگه. چون ما که در عدالت خدا شک نداریم.

اما با توجه به اینکه محل مناسبی برای پاسخگویی بهش وجود نداره، تو همون نقش خودتون بمونید فعلا بهتره که دعوا نشه.

بنام الله
سلام دوستان
ببخشید کمی عصبی شدم .
چون بحث عمومیه من نباید ایحور میگفتم .
ولی اینکه کسی خودش رو کارشناس بدونه ,باید جوابشم کارشناسی باشه
من جاهایی سوال کردم , مثلا گفتن این حکم خداست یا ستور خداست برای مثلا امتحان بندگان .
ولی کارشناس این بحث ک ای کاش باهاش ابدا هم کلام نمیشدم جز کپی پیست و تکرار طودطی وار مطالب چیزی عایدم نشد , خب بزرگواری ک خودتو کارشناس معرفی میکنی , من اگر قرتر بود ب نوشته کتاب هایی ک شما کپی پیست میکنی قانع بشم ک دیگه ب وجودشما نیازی نبود!!! ن بی سوادم نه دستم کجه و کپی پیست هم بلدم . نقش شما پس چیه ؟ شما باید جواب ابهلماتو بدی , خودت میشی عامل اصلی ابهام .
نخواستم اون جوابها رو بدم اما وقتی دیدم به چه دقتی ضرب المثل سرایی میکنید , گفتم منم جوابی بدم که فکر نکنی دیگران زبون ندارن یا بری رو منبر بگی ایالناس بترسید از روز جزا و من برای حرفات اشک بریزم .

بفرض من فردی نا مسلمانم و قصط ازدواج با دختر مسلمانی دارم .
از کار#نشناس این سایت سوال میکنم چرا دین اسلامت نمیزاره من با دختر مسلمانی ازدواج کنم ؟؟؟
حالا جا داره مطلبی رو بگم , این رو شنیدید؟ که جوری رفتار کنید اگر کسی با اسلام اشنا نیست بخاطر رفتار شما به اسلام گرایش پیدا کند؟ مطمعنم نشنیدی , چون جاهایی ک کپی پیست می کنی اینها نیستن .
الان من نا مسلمان ک اومدم با شما صحبت کنم
که دلیل قانع مننده بیارید برام ک چرا دینتون اینو گفته , کاری بکنی ک از مسلمانان بیزار بشم ؟؟؟ باریک الله
همینه دیگه داعشی که حرف میزنه از ببلستان و جرجستان , گرگستان ادم هست ک لبیک گویان میاد و بهش ملحق میشه , از رنگ ها و نژادهای مختلف
بعد شما هم دین و هم مذهب خودتو قانع کننده نمیتونی حواب بدی !!! بعد سه روز اومدی بی احترامی میکنی؟ بعد میگید چرا سنی ها بیشترن یا کفار زیاد ترن و بعد حالب اونجاست روش زیاد کردن شیعیان رو زاد و ولد میدونید ؟؟؟
البته اینم میدونم بحث با کار#نشناسی مثل شما آب در هاونگ کوبیدن هست

اما این مطلب رو ب حرمت و احترام دوستان دیگر نوشتم

الان برو برای حبران مکافات تاپینگو حذف کن

بنام الله
مومی و نازک سلام
ببخشید من نمیتونم جواب پیغام هاتون بدم
دست و بالم بستست
فعلا مجاز به ارسال پیغام نیستم
نمیدونم چراواین سایت ابحوریه , ولی ما باید بپذیریم ک طراح سایت و مدیر اجرایی اون مصلحت بر این دیده و کارکارشناسی کردن ک این رو انجام دادن

عحسنت

جناب مومی 14اره دقیقا منم همینطور فک میکردم میگفتم تفاوت زناومرداست اماجالبع بدونید که برا خودم اینطورنبودم میگفتم من فرق دارم ولی الان فهمیدم بقیه هم این حقو دارن که متفاوت باشن.
نه حتما برا من بگید خخخ.در آگاه شدن من سهمی داشته باشین به نفع خودتونه خدا می بینه.
دعوا نمیشه درسته این سایت شاید بحرفامون گوش ندن ولی دستشون دردنکنه لااقل میزارن خودمونو خالی کنیم.

...................
آقای محمدحسین بزارید ۲۴ساعت بشه بعدش میتونید پیغام بزارید
البته اگر اشتباه نکنم
من دیروز ساعت سه یاچار بود پیام دادم پس ازهمین ساعات امروز قاعدتا بایدبتونم بازم پیام بدم

آگاهی!...

یکی باید بیاد خودمو آگاه کنه.

اما اگه خیلی دوست داری به گیج شدنت اضافه کنی، فقط میتونم بگم اصلا زیر بار چهره ی ضعیفی که از یک زن نشونت میدن نرو.

من نمیدونم یه زن قوی چه شکلیه، فقط میدونم زنان به مراتب قوی تر از مردان هستند. اگه اراده کنن و دست از خاله زنک بازی بردارن.

...............

برای خالی کردن خودت هم باز برو در خونه خدا. شکایت کن. گله کن. دوست داره ...

momi14;1012785 نوشت:
اینجا که نمیشه گفت. یه تاپیک جدا میطلبه. فقط در همین حد بگم که در دین ما (اون چیزی که امروزه به عنوان دین میشناسیم و بهمون معرفی شده) یکسری فرق ها بین زن و مرد وجود داره که تبعیض آمیز به نظر میرسه.

حتی آیات و روایاتی که تبعیض آمیز هستند. بعضی از آیات و روایات طوری صحبت میکنن که انگار مخاطبشون فقط قشر مذکره. یعنی فقط جنس مرد به رسمیت شناخته شده.
این با عدالت خدا جور در نمیاد.



این مواردی که شما بدان اشاره کردید سالها قبل بدان اشاره شده و پاسخ اون ها به صورت مستدل موجوده، کافیه یه جستجوی در نت بفرمایید تا به پاسخ اونها برسید و بدانید که چرا خطاب های قرآنی به شکل مذکر آمده و یا چرا در برخی مسائل به ظاهر نگاه تبعیض آمیز بین زن و مرد وجود دارد.
البته می توانید به صورت مجرا این موضوعات را در تاپیکی مجرا به شور و مشورت بگذارید.

رسول گرامی اسلام(صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) می‌فرمایند:

«اَلْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِيحُهُ اَلسُّؤَالُ فَاسْأَلُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ فَإِنَّهُ يُؤْجَرُ أَرْبَعَةٌ اَلسَّائِلُ وَ اَلْمُتَكَلِّمُ وَ اَلْمُسْتَمِعُ وَ اَلْمُحِبُّ لَهُمْ».(1)

«دانش گنجينه‏ هايى اسـت و كـلـيدهاى آن پرسش است؛ پس، خدايتان رحمت كند، بپرسيد كه با اين كار چهار نفر اجر مى‏ يابند: پرسشگر، پاسخگو، شنونده و دوستدار آنان».

پی‌نوشت:


  1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ‏بحارالأنوار، بيروت‏: دار إحياء التراث العربي، ‏1403ق، ج74، ص144.

همدل;1012813 نوشت:
بدانید که چرا خطاب های قرآنی به شکل مذکر آمده

بله. من هم میدونم در زبان عربی این خطاب ها معنای عام داره، منظورم این ها نبود.

momi14;1012815 نوشت:
بله. من هم میدونم در زبان عربی این خطاب ها معنای عام داره، منظورم این ها نبود.

پس منظورتان چی بود؟

عذرخواهی میکنم جناب همدل، ولی باور کنید چیزی برای گفتن ندارم. اصلا ضعف از خودمه که نمیدونم چجور بگمش.


پرسش:
ازدواج واژه ای هست که در همه جا معنی و انواع مختلف دارد؛ نمی توان گفت ازدواج به معنی زوج شدن است چون با تغییر زمان معنی ازدواج از معنی اصلی فاصله گرفته است؛ حال سؤال اینجاست:
ازدواج با شناخت و بی شناخت، تفاوتشان در چیست؟
خیلی ها با شناخت ازدواج کردن ولی موفق نشدند؟!
خیلی ها بی شناخت ازدواج کردن ولی موفق شدند؟!
در کل چه ملاک هایی برای ازدواج لازم هست، ملاک هایی ک رکن اصلی ازدواجند.
مثلاً اگر ما مسلمانیم باید با مسلمان ازدواج کنیم و... شاید ما با ازدواج با یک غیر مسلمان خوشبخت شویم؟
و اینکه ازدواج بدون ملاک های شخصی و شخصیتی چی هستند؛ مثلاً اگر من نماز می خوانم حتماً باید همسرم نیز نماز بخواند؟ آیا نماز ملاک زندگی یا خوشبختی است؟

پاسخ:
ازدواج، واژه ای متداول و رایج است که همۀ افراد ـ به تفصیل یا اجمال ـ معنای آن را درک می کنند. با این حال، تعریف های گوناگونی دربارۀ ازدواج صورت گرفته است که هر یک از آنها به جنبه های متفاوتی از ازدواج اشاره می کنند.

تعریف ازدواج

تعریف های گوناگونی دربارۀ ازدواج صورت گرفته است که هر یک از آنها به جنبه های متفاوتی از ازدواج اشاره می کنند. اینک به برخی از آنها می پردازیم:

«ویل دورانت» در کتاب تاریخ تمدن، ازدواج را «عمل تنظیم روابط میان دو جنس مرد و زن» می داند و آن را به عنوان «اتحاد یک جفت زن و مرد برای بهبود و پیشرفت نسل آینده» تعریف می کند.(1) این تعریف، از این زاویه به ازدواج می نگرد که خاستگاه و محل تولید نسل انسانی است.

«منتسکیو»؛ جامعه شناس مشهور اروپایی در کتاب روح القوانین، سرچشمۀ ازدواج را در این امر می داند که شوهر ناچار است هزینۀ زندگی فرزندان خود را فراهم کند و این وظیفه به وسیلۀ عقد ازدواج برای او مسلّم می شود.(2) به دیگر سخن، وی ازدواج را امری اقتصادی تعریف می کند که اگر جنبۀ الزام شوهر به تأمین زندگی فرزندانش منتفی شود، ازدواج ویژگی و هدف دیگری ندارد.

شماری، ازدواج را قرارداد رسمی برای برقراری ارتباط جنسی بین یک زن و یک مرد به طور مشروع و قانونی تعریف کرده اند.(3) آشکار است که آنان در تعریف خود تنها به جنبۀ ارضای جنسی نظر داشته اند. برخی حقوق دانان نیز ازدواج را این گونه تعریف کرده اند: «ازدواج رابطه ای است حقوقی و عاطفی که به واسطۀ عقد بین زن و مرد حاصل می شود و به آن ها حق می دهد که با یکدیگر زندگی کنند و مظهر بارز این رابطه، حق تمتّع جنسی است».(4)

در کتابهای فقهی، تعریف خاصی از ازدواج صورت نگرفته است، ولی در زبان فقهی به ازدواج، «نکاح» گفته می شود. نکاح(5) از ریشۀ «نَکَحَ ـ یَنْکَحُ» و در لغت به معنای «تقابل» است؛ چون در زبان عرب، هرگاه دو کوه در برابر یکدیگر قرار گرفته باشند، می گویند: «تناکح الجبلان؛ دو کوه در برابر هم قرار گرفته اند».
از مجموع این تعریف ها می توان چنین برداشت کرد:

«ازدواج عبارت است از ایجاد علقه و رابطه ای بین زن و شوهر تا در پناه آن بتوانند نیازهای ضروری و غیرضروری یکدیگر را تأمین کنند و براساس آن، حقوقی و تکالیفی را عهده دار شوند».

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه است(6) که نسبت به ملل و ادیان دیگر، برای مسلمانان در ازدواج شرایط بیشتری مقرر کرده است. هر چند ازدواج سایر فرهنگ ها را در ظرف و قالب خود به رسمیت می شناسد.(7)

نقش شناخت در ازدواج
اساساً ازدواج امر مهم و سرنوشت سازی در زندگی انسان است که کامیابی و شکست در آن، تأثیر بسزایی در زندگی آیندۀ افراد دارد؛ چرا که تغییر رخ داده در زندگی، عواقب بزرگی دارد و به سادگی قابل جبران نخواهد بود.

بر اساس تحقیقات گسترده ای که در حوزۀ خانواده و ازدواج صورت گرفته است، بین افزایش شناخت ویژگی ها شخصیتی و خلق و خوی همسر با کاهش میزان تنش های اجتماعی و خانوادگی و افزایش احساس رضایت از زندگی رابطۀ مستقیم وجود دارد؛ در حقیقت مهمترین عامل بروز اختلافات زناشویی، نداشتن آگاهی و شناخت زوجین از ویژگی های یکدیگر می باشد.(8)

البته شناخت و آگاهی اصولی و در چارجوب خانواده، شاید تنها عامل تضمین کننده موفقیت، خوشبختی و سعادت در زندگی نباشد؛ اما بدون شک نقش تأثیرگذاری در درک شخصیت طرف مقابل و بروز عکس العمل مناسب در مواجهه با شرایط مختلف دارد و از یک ازدواج نامناسب و پیدایش تنش در زندگی زناشویی پیشگیری به عمل می آورد.

اگر ازدواج هایی وجود دارد که همسران در آن بدون شناخت به موفقیت رسیده اند؛ دلیل موفقیتش عدم شناخت نیست؛ بلکه چون اتفاقاً ویژگی های فردی و خانوادگی طرفین شبیه به هم بوده و یا در عمل همسران توانسته اند علی رغم تفاوت هایی که باهم دارند، سازگاری بهتری با هم داشته باشند و به تکالیف و وظایف زندگی مشترک کاملاً ملترم و پایبند بوده اند به موفقیت رسیده اند.

همچنین اگر ازدواج هایی وجود دارد که همسران در آن با شناخت به موفقیت نرسیده اند؛ دلیل ناکامی آن، خود شناخت نیست؛ بلکه ممکن است آنها شناخت اصولی و سالمی از هم پیدا نکرده اند و تحت تأثیر هیجانات دوران آشنایی و خواستگاری شناخت کاذبی نسبت به هم پیدا کرده اند و یا در زندگی زناشویی نتوانسته اند به چارچوب ها و تعهدات زندگی مشترک پایبند باشند به همین دلیل ازدواجشان محکوم به شکست شده است.

معیارها و ملاک های ازدواج
به طور کلی، می‏توان معیارها و ملاک های ازدواج و خصوصیاتی را که در انتخاب همسر لازم است در دیدگاه اسلام به دو قسم دسته بندی کرد:
الف) آنهایی که رکن و اساس اند و برای زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند؛
ب) آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کامل‏تر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارند.
به طور کلی ملاک های دستۀ اول عبارتنداز:

1 - تدین و دینداری، کسی که پایبند دین نیست، تضمینی وجود ندارد که پایبند رعایت حقوق همسر و ادامۀ زندگی مشترک باشد. اگر یکی دیندار و دیگری بی دین باشد، زندگی آنان روی سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بی دین باشند، باز تضمینی وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دینداری و تدین این است که پایبند کامل به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) به شخصی که می‏خواست ازدواج کند، فرمود: «عَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّين» (9)؛ «بر تو باد که همسر دیندار بگیری».
دیندار بودن، به این است که دارای صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه‏مند به قرآن و اهلبیت (علیهم السلام)، ترس از خدا داشتن، آبروداری، اسراف کار نبودن و...

2 - اخلاق خوب از ویژگی‏های لازم و اساسی برای همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویی و خوش خلقی نیست، بلکه به معنای اخلاق اسلامی داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ وَ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِير» (10)؛ «با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند شماست، ازدواج کنید؛ اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد».

فردی از امام رضا (علیه السلام) سؤال کرد: برای دخترم خواستگاری آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ» (11)؛ «اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده».
نمونه اخلاق بد، لجاجت و یکدندگی، تکبر نسبت به همسر، بی ادب بودن، بی وفایی، کینه توزی، داشتن سوءظن، سبکی و هرزگی، کم ظرفیتی و بی تابی، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.

3- شرافت خانوادگی: منظور از شرافت خانوادگی، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه منظور نجابت و پاکی و تدین خانوادگی طرفین است؛ زیرا ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و در نهایت ایجاد یک نسل جدید است.
در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: من می‏خواهم با خود این فرد زندگی کنم و کاری به کار خانواده‏اش ندارم، لذا پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «انظُر في أَيِّ نِصابٍ تَضَعُ ولَدَك، فإِنَّ العِرْقَ دَسَّاس» (12)؛ «نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار می‏دهی، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثی، خواه ناخواه منتقل می‏شود و تأثیر می‏گذارد».
باز حضرت فرمودند: «إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ» (13)؛ «از سبزه‏های قشنگی که روی مزبله‏ها سبز می شود، پرهیز کنید. پرسیدند: مقصودتان چیست؟ فرمود: زن زیبایی که در خانواده پلیدی رشد کرده باشد».

4 – زیبایی: زیبایی ظاهری و باطنی نیز یک امتیاز است و در شیرینی و سعادت زندگی زناشویی تأثیر به سزایی دارد. اگر انسان، قیافه ظاهری و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگی را بر او تلخ نماید یا حتی بعد از ازدواج دل به دیگری دهد.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً» (14)؛ «بهترین زنان امتم کسانی هستند که مهرشان کمتر و صورتشان زیباتر است‏».

امام صادق(علیه السلام) نیز می فرماید:
«مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ ... امْرَأَةٌ حَسْنَاءُ إِذَا نَظَرَ إِلَیهَا سُرَّ بِهَا وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِی نَفْسِهَا» (15)؛ «از نیک بختى مرد، زن زیبارویى است که چون مرد به آن بنگرد شاد شود و آن زمان که از او غایب باشد خودش را حفظ کند آن نگاهبان مرد در ارتباط با خویش باشد».

5 - کفویّت: سنخیت، تناسب و همتایی در علم و سواد، دین و ایمان، فرهنگ، فکر و اندیشه، اخلاق، تحصیلات علمی، سن و... اگر در تمامی جهات تناسب بیشتر باشد، مشکلات خانوادگی کم‏تر خواهد بود. هر قدر روحیات دختر و پسر به یکدیگر نزدیکتر باشد پیوند ازدواج آن دو از استحکام بیش تری برخوردار خواهد بود.دختر دیندار می بایست با شخص دیندار ازدواج کند زیرا دیندار و بی دین به طور طبیعی در مواردی با یکدیگر اصطکاک و درگیری خواهند داشت. فرد تحصیل کرده هم باید با شخص درس خوانده ازدواج کند تا یکدیگر را درک کنند.

ملاک‏ها و معیار و مسائل دیگری که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد است در دستۀ دوم قرار می‏گیرد و می‏توان از آن صرف نظر کرد مانند: هم نژاد بودن یا همشهری بودن یا هم زبان بودن و...

ازدواج با مشرکان و کافران
یکی از موانع ازدواج برای مرد یا زن مسلمان، شرک و کفر است.
مسلمان نمی تواند با مشرک و کافر به صورت دائم یا موقّت ازدواج کند.(16) البته در ازدواج با اهل کتاب اقوال متعددی وجود دارد.

خداوند متعال در قرآن کریم زن و مرد مسلمان را از ازدواج با مشرکان و کفار نهی کرده و می فرماید: «وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» (17)؛ «و با زنان مشرک و بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، ازدواج نکنید! (اگرچه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسى نداشته باشید زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، در نیاورید! (اگرچه ناچار شوید آنها را به همسرى غلامان باایمان درآورید زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (مال و موقعیت و زیبایى او،) شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى‏ کنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى ‏نماید».
بر اساس این آیه، حکمت تحریم ازدواج با مشرکان، جلوگیری از تأثیر آنان بر فرهنگ جامعۀ اسلامی است: «أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ...؛ آنان (مشرکان) به سوی آتش دعوت می کنند، در حالی که خدا دعوت به بهشت و آمرزش می نماید».

دربارۀ حفظ اعتقادات جامعه و دگرگونی تدریجی آن نمی توان بی تفاوت بود؛ به ویژه با توجّه به اینکه اگر مشرکان از طریق ازدواج به درون خانه های مسلمانان راه یابند، افزون بر تأثیرپذیری فرزندان و زنان و برخی از اقشار مسلمانان، جامعه اسلامی گرفتار دشمن داخلی می شود، و با مختلط شدن نژادها و پیروان ادیان دیگر، هویت دینی، ملّیت و اصالت نژادی آن به خطر می افتد.(18)
علاوه بر این، آیۀ 10 سورۀ ممتحنه و آیۀ 141 سورۀ نساء اشاره بر ممنوعیت ازدواج با کافران دارد.

مادۀ 1059 قانون مدنی نیز ازدواج مسلمان با کافر را صحیح نمی داند.

باتوجه به مطالبی که عرض شد، ازدواج با مشرکان و کافران حتی برفرض اینکه اگر در زندگی با آنان در ظاهر به خوشبختی و شادکامی برسیم، جایز نیست.

ازدواج با اهل کتاب
حساب اهل کتاب با مشرکان جداست و برخی از علما ازدواج دائم با آنان را جایز نمی دانند و برخی ازدواج موقت با آنان را جایز می دانند.

اساساً دربارۀ ازدواج مسلمان با اهل کتاب سه نظر کلی وجود دارد:


  1. مطلقا جایز نیست
  2. جایز است(کراهت شدیده دارد)
  3. ازدواج دائم جایز نیست، ازدواج موقت جایز است.

حکم ازدواج دائم یا موقت مسلمان با اهل کتاب
امام خمینی(ره):
الف) زن مسلمان جایز نیست با کافر ازدواج کند چه عقد دائم چه عقد موقت و چه کافر اصلی حربی، چه کتابی و نیز مرتد فطری یا مرتد ملّی.
ب) ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی از یهودیه و نصرانیه، اقوی در منقطع جایز است ولی در ازدواج دائم احوط منع است.
(تحریر الوسیله، ج2، ص256، القول فی الکفر، م1 )
(توضیح المسائل، ص331، م2397)

آیت الله اراکی(ره):
الف) جایز نیست برای مسلمه که با کافر ازدواج کند ولو اهل کتاب باشد.
ب) مرد مسلمان با زن کتابی (یهودی یا نصرانی) نکاح موقّت مانعی ندارد و نکاح دائم بنابر احتیاط واجب منع شده است.
(مسائل الواضحه، ج2، 1373، ص85، م2411)
(توضیح المسائل، ص444، م2411)

آیت الله بهجت(ره):
الف) زن مسلمان با اهل کتاب نمی تواند ازدواج کند چه دائم چه موقت.
ب) یا زنانی که یهودی یا نصرانی باشند موقتاً به صورت صیغه می تواند ازدواج کند.
(توضیح المسائل، 1381، ص382، م1916)
(استفتائات، ج4، ص12، م4579)
(جامع المسائل، ج4، ص6، عدم جواز مناکحه مومنه یا غیرمسلم)

آیت الله تبریزی(ره):
الف) زن مسلمان با مرد اهل کتاب نمی تواند ازدواج کند.
ب) اظهر جواز تزویج است به صورت متعه و جایز است عقد دائم اگر چه احتیاط ترک نکاح دائم می باشد.
(منهاج الصالحین، ج2، 1426ق، ص342، م1287 الرابع)
(مسائل المنتخبه، ص299، م984)
(توضیح المسائل، 1385، ص368، م2406)

آیت الله خویی(ره):
الف) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید. (اعم از کتابی و غیرکتابی)
ب) اظهر جایز است در عقد موقت و بلکه در عقد دائم هم چنین جایز است اگر چه احتیاط در ترک آن است.
(منهاج الصالحین، ج2، ص263، ص265، الرابع، اسباب تحریم )
(توضیح المسائل، ص429، م2406 استفتائات، ص293، م994)

آیت الله سیستانی(دام ظلّه):
الف) جایز نیست بر زن مسلمه که عقد دائم یا موقت کند با کفار ولو کتابی باشد.
ب) جایز است عقد موقت برای مرد مسلمان با زن یهودی و زن نصرانی اگر زوجه مسلمه ندارد و الا بدون اذن مسلمه جایز نیست و نیز بنابر احتیاط واجب با اذن زن مسلمه هم جایز نیست و هم چنین بنابر احتیاط واجب عقد دائم هم جایز نیست.
(مسائل المنتخبه، 1425ق، ص388، م987)

آیت الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):
الف) زن مسلمان نمی تواند به عقد مرد کافر در آید (کتابی و غیرکتابی)
ب) ظاهراً ازدواج دائم یا موقت با زن یهودی و نصرانی باطل نیست بلکه مکروه و مخالف احتیاط استحبابی است به ویژه ازداوج دائم.
(توضیح المسائل، ج2، 1383، ص197، م2406)

آیت الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):
الف) جایز نیست برای مسلمه نکاح با کافر اهل کتاب چه دائم چه منقطع
ب) زن کتابیّه (یهودی و نصرانی) در آن اقوالی است و مشهور قول ها منع در نکاح دائم و جواز در منقطع است.
(هدایه العباد، ج2، 1420ق، ص440، القول فی الکفر)

آیت الله فاضل لنکرانی(ره):
الف) ازدواج زن مسلمان با کافر مطلقا جایز نیست.
ب) بنابر احتیاط واجب ازدواج با یهودی و نصرانی جایز نیست ولی متعه کردن زن های یهودی و نصاری جایز است اگر زوجه مسلمه نداشته باشد و اگر زوجه مسلمه داشته باشد متعه کردن او اگر به مدت طولانی باشد جایز نیست.
(احکام الواضحه، 1424ق، ص384، الثالث)
(جامع المسائل، ج2، ص449، س1258)

آیت الله گلپایگانی(ره):
الف) ازدواج زن با مرد اهل کتاب حرام است.
ب) جواز خالی از قوّت نیست البته کراهت دارد مخصوصاً در عقد دائم بلکه احتیاط مستحب ترک نشود ولی متعه کردن زن اهل کتاب مانعی ندارد.
(هدایه العباد، ج2، 1417ق، ص347، م1204)
(توضیح المسائل، ص408، م2406)

آیت الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):
الف) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.
ب) ازدواج موقّت با زنان اهل کتاب مثل یهودی و نصاری مانعی ندارد.
(توضیح المسائل، 1383، ص396، م2048)
(استفتائات، ج1، ص223، س759، و ص221، س707)

آیت الله نوری همدانی(دام ظلّه):
الف) جایز نیست برای مسلمه که با کافر تزویج کند.
ب) اظهر جایز است متعه کردن زن کتابیه و هم چنین جایز است عقد دائم با کتابیّه اگر احتیاط مستحب ترک کند دوام را ولی این احتیاط ترک نشود که در صورتی اقدام به ازدواج به طور دوام به آن ها بکند که متمکن از ازدواج با زن مسلمان نباشد.
(توضیح المسائل، 1381، ص476، م2393)
(منتخب المسائل، 1420ق، ص311، م984)
(هزار و یک مساله، ج2، ص194، م646)

آیت الله وحید خراسانی(دام ظلّه):
الف) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.
ب) متعه کردن زن های اهل کتاب (یهودی و نصاری) مانعی ندارد و بنابر احتیاط مستحب ازدواج دائم با آن ها ننماید.
(منهاج الصالحین، ج3، ص306، م1287، الرابع)
(توضیح المسائل، ص660، م2461)

ممنوعیت ازدواج مسلمان با غیرمسلمان از منظر روانشناختی
ازدواج مسلمان با غیرمسلمان علاوه بر اینکه دلیل قطعی از قرآن و سنت داریم و مخالف قانون مدنی کشورمان می باشد، با اصل کفویت و تناسب در معیارها و ملاک های ازدواج که ضامن سلامت و پایداری ازدواج هست.

اساساً آن چیزی که در ازدواج مهم تلقی می شود، میزان همخوانی، تطابق و تناسب دختر و پسر در معیارها و ملاک های ازدواج به ویژه معیارهای اساسی ازدواج است؛ از آنجا که یکی از مهمترین ثمرات و اهداف ازدواج رسیدن به آرامش است و این آرامش در صورتی حاصل می شود که ما با توجه به معیارها و ملاک های اساسی و مهم، انتخاب مناسبی داشته باشیم؛ چرا که سعادت و خوشبختی ازدواج، در گرو رعایت دقیق معیارها و پایبندی به آنهاست و تحقیقات بسیاری این نتیجه را به اثبات رسانیده که زن و شوهرهایی که بیشترین تطابق و همخوانی و تفاهم را با هم دارند، ازدواج موفق و پایداری دارند و در زندگی با مشکلات کمتری مواجه هستند.

اگر انتخاب همسر بر اساس رعایت بیشترین تناسب در معیارها و ملاک های ازدواج باشد و دختر و پسر با عقلانیت و خردورزی شریک زندگی شان را انتخاب کنند در این صورت تضمین کنندۀ شادکامی و خوشبختی ازدواج خواهد بود و می توان به آینده ازدواج، میزان موفقیت و پایداری آن امیدوار بود، اما اگر برخلاف این باشد ازدواج محکوم به شکست خواهد بود.

ازدواج مسلمان با غیرمسلمان از آن جهت ممنوع است که تناسب در یکی از مهترین و برترین معیارها و ملاک های ازدواج وجود ندارد و این آیندۀ ازدواج و میزان موفقیت و پایداری آن را به شدت به مخاطره می اندازد.
وقتی همسران باورها و اعتقادات متفاوتی داشته باشند، طبیعتاً متفاوت رفتار خواهند کرد و این نقطۀ آغاز اختلافات زناشویی و خانوادگی خواهد بود.

از سوی دیگر، شکی در این نیست که همسر شریک عمر انسان و مربى فرزندان او است و نیمى از شخصیت او را تشکیل مى‏دهد، با این حال چگونه مى‏توان شرک، بی ایمانی و عواقب شوم آن را در ازدواج نادیده گرفت؛ چون ازدواج با غیرمسلمانان، مى‏تواند تأثیر منفى بر خود اشخاص، تعامل با یکدیگر، تربیت فرزندان و نسل آینده و نیز معاشرت خانواده ها بگذارد، از این روی ازدواج با آنان نهی شده است.

علاوه بر این، عقل سلیم انسان به تنهایی حکم می کند که یک فرد مسلمان وقتی که در مسیر نجات و هدایت واقعی قرار گرفته است نباید به جرگۀ اهل باطل بپیوندند.
ازدواج مسلمان با غیرمسلمان باعث می شود که مسلمان بدون پشتوانۀ اجتماعی از طرف مسلمانان در متن جامعۀ کفر قرار بگیرد و در نهایت از نور به سوی ظلمت کشانده شده و از ولایت خداوند خارج و در تحت ولایت طاغوت قرار بگیرد و این زمینۀ گمراهی و بدفرجامی را برای مسلمان فراهم می آورد.

البته «ممنوعیت ازدواج مسلمان با غیرمسلمان» از منظر فقهی و شرعی، حقوقی و اجتماعی مفصل بحث شده و دلایلی متعددی بر ممنوعیت آن ارائه شده است که برای آشنایی با آن مطالب، مطالعۀ کتاب هایی که معرفی می گردد، پیشنهاد می شود.

معرفی منابع برای مطالعۀ بیشتر:


  1. ابراهیمی، محمد، ازدواج با بیگانگان در فقه اسلام و سایر شرایع الهی، قم: بوستان کتاب قم(دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم )، 1382.

  1. صادقی سوچلمایی، صالح، ازدواج با غیرمسلمان در فقه امامیه و اهل سنت، گرگان: نوروزی، 1394.
  2. جباران، محمدرضا، ازدواج با غیر مسلمانان، قم: بوستان کتاب قم(دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1383.
  3. کلانترى، على اکبر، «فقه و ازدواج با کافران»، فصلنامه فقه، قم: دفتر تبلیغات اسلام حوزه علمیه قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، شماره هفتم، فروردین 1375.

پی نوشت ها:


  1. دورانت، ویل و آریل، تاریخ تمدن، ترجمۀ محمود مصاحب و دیگران، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1367، ج1، ص47.
  2. منتسکیو، روح القوانین، ترجمۀ علی اکبر مهتدی، تهران: امیرکبیر، 1362، ص629.
  3. حجازی، قدسیه، «ازدواج در اسلام»، نشریۀ جمعیت هدایت افکار زن، تهران: چاپخانۀ حیدری، 1345، ص31.
  4. محقق داماد، سیدمصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، تهران: علوم اسلامی، 1378، ص22.
  5. همان، ص21.
  6. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تهران: اسلامیه، 1365، ج29، ص8ـ5.
  7. سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و دانشگاه ها، 1385، ص17.
  8. ر.ک: وكيلي محمود، سهيلا محمدي و زهره رهايي «بررسي علل بروز اختلافات خانوادگي، تهديدي براي بهداشت روان در ازدواج از ديدگاه زوج هاي جوان در شهر يزد»، یزد: دو ماهنامه طلوع بهداشت، شماره اول، بهار 1386، ص52 ـ 59.
  9. حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعة، قم‏: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1409ق، ج20، ص50.
  10. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ‏بحارالأنوار، بیروت‏: دارإحیاء التراث العربی، ‏1403ق، ج100، ص373.
  11. وسائل الشیعة، ج20، ص81.
  12. ابوالقاسم، ‏پاینده، نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، تهران‏: دنیاى دانش‏، 1363، ص266.
  13. وسائل الشیعۀ، ج20، ص48.
  14. طبرسى، حسن بن فضل، ‏مکارم الأخلاق‏، قم‏: شریف رضى‏، 1412ق، ص198.
  15. نورى، حسین بن محمد تقى، ‏مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم‏: مؤسسۀ آل البیت علیهم السلام‏، 1408ق‏، ج13، ص292.
  16. موسوی خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1386، ج ۲، ص ۲۵۴.
  17. بقره(2)، آیه 221.
  18. ابراهیمی، محمد، ازدواج با بیگانگان در فقه اسلام و سایر شرایع الهی، قم: بوستان کتاب قم(دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1382، ص25 ـ 30.

موضوع قفل شده است