جمع بندی ارتباط با خواهر کوچکتر

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ارتباط با خواهر کوچکتر

با سلام من دختر دوم خانواده هستم. خواهر بزرگترم ازدواج کرده.
خواهری دارم که شش سال از خودم کوچکتر است. او تازه به سن بلوغ رسیده و رفتارهای ناپخته ای دارد و من اصلا نمی توانم تحملش کنم. با وجودی که نسبتا آرام هستم و در حالت عادی با کسی دعوا نمی کنم اما بی دلیل و با دلیل با خواهر کوچکترم بحث می کنم و بر سر کوچکترین مسائلی او را سرزنش می کنم. اصلا دلیل رفتارم را نمی فهمم ولی یک عصبیت نسبت به او در درونم وجود دارد که قابل کنترل نیست. نمی دانم چه باید بکنم که کمی ملایم تر باشم. لطفا اگر مورد مشابه و یا دلیل یا راهکاری دارید مرا مطلع کنید.
با تشکر.

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد امیدوار

moh.j;497301 نوشت:
با سلام من دختر دوم خانواده هستم. خواهر بزرگترم ازدواج کرده.
خواهری دارم که شش سال از خودم کوچکتر است. او تازه به سن بلوغ رسیده و رفتارهای ناپخته ای دارد و من اصلا نمی توانم تحملش کنم. با وجودی که نسبتا آرام هستم و در حالت عادی با کسی دعوا نمی کنم اما بی دلیل و با دلیل با خواهر کوچکترم بحث می کنم و بر سر کوچکترین مسائلی او را سرزنش می کنم. اصلا دلیل رفتارم را نمی فهمم ولی یک عصبیت نسبت به او در درونم وجود دارد که قابل کنترل نیست. نمی دانم چه باید بکنم که کمی ملایم تر باشم. لطفا اگر مورد مشابه و یا دلیل یا راهکاری دارید مرا مطلع کنید.
با تشکر.

بسمه تعالی
با تقدیم سلام و تحیت و نیز عرض خوش آمد خدمت شما

همانگونه که اشاره فرمودید، بخشی از عکس العمل شما نسبت به خواهرتان ناشی از برداشت و ذهنیت شماست و رفتار خواهرتان همه علت نیست. بنابراین ممکن است این حالت تهاجمی نسبت به خواهر ریشه در کودکی و حس رقابت جویی با ایشان داشه باشد و چندان مرتبط به رفتارهای فعلی وی نباشد.
با توجه به این نکته سعی کنید، بیش از آنکه به ارزیابی و بررسی رفتار خواهر خود بپردازید، به مدیریت ذهن و رفتار خویش مبادرت داشته باشید. در صورتی که شما با خود مهربانتر باشید و به زندگی آمیدوار تر باشید، نسبت به خواهر نیز رفتار ملایم تری خواهید داشت.
سعی کنید؛
_ موضوع یا موضوعاتی که از انها احساس ناراحتی می کنید را شناسیایی کنید و برای مدیریت آنها برنامه ریزی داشته باشید
_ لبخند روزانه و مثبت اندیشی را فراموش نکنید
_ از خود و دیگران توقع بیش از اندازه نداشته باشید. به یاد داشته باشید که شما و دیگران انسان هستید و انسان یعنی نقص!
_ سطح مهارتها و دانش خود را ارتقاء دهید و از روزمرگی فاصله بگیرید
_ ورزش، تفریح را در برنامه خود بگنجانید
_ جنبه مثبت رفتارهای خواهرتان را فراموش نکنید
_ تصمیم بگیرید و تمرین کنید که کمتر به رفتارهای وی حساسیت نشان دهید
_ از تصویر سازی بهره بگیرید( صحنه هایی را در ذهن خود به تصویر بکشید که خواهرتان رفتارهای آزار دهنده ای انجام می دهد، اما شما خونسردی و لبخند خود را حفظ کرده اید و...)
_ روایات مربوط به کظم غیظ، بردباری، خوش رفتاری و...را روزانه مطالعه بفرمایید
_ برای خواهرتان دعا کنید و برای وی هدیه تهیه کنید
_در همه امور از خدای متعال کمک بگیرید

در پناه حضرت رب موفق باشید

و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین

اميدوار;500166 نوشت:
روایات مربوط به کظم غیظ، بردباری، خوش رفتاری و...را روزانه مطالعه بفرمایید

امکان داره منابع رو ذکر بفرمایید؟

شُکر;507644 نوشت:
امکان داره منابع رو ذکر بفرمایید؟

بسمه تعالی
با سلام و عرض تحیت
کتب روایی نظیر تحف العقول، سنن النبی، کنزالعمال، نهج الفصاحه و...
پاسخ دقیقتر را لطفا از کارشناسان محترم قرآن و حدیث پیگیری بفرمایید

در پناه خدای متعال
و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین

[="Indigo"]تا چند وقت پیش :

بنده معتقد بودم خواهر کوچیکترو تا جا داره باید زد .... زیرا بسیار موجود حرص درآری میباشد ....:ok:

اما اشکال این قانون زمانی رو اومد که این خواهر کوچیکتر بزرگ شد و کمی به قدرت بدنی رسید .... اونجا بود که زندگی رفت رو کانال کلید اسرار:Nishkhand:

بگذریم ... عاقب خوبی نداشت کتک زدن ها! ولی تا حدودی من مادر و پدرم و مقصر میدونم تو این رابطه با خواهر...

همیشه پشت اونو میگرفتن ...

همش هوای اونو داشتن ...

نمیگفتن مام حسوووووووووود!:Ghamgin: این بود که دیگه کم کم کینه گرفتم ....

ولی الان که برمیگردم و فک میکنم به کارام میبینم چه بی اعصاب بودم ...

شما هم اگه میخوای توانت مقابل کارای بچه گونه اش بره بالا.... سعی کن نقش مادرانه داشته باشی...

دلسوز ... با صبر و تحمل ....

بالاخره یه خانواده مثه پنج تا انگشته ...

هرچی اون کوچیکه ... شما باید با بزرگی جلوش وایسی...

هرچی بچه گونه رفتار میکنه ... شما باید خانومانه بهش گوشزد کنی....

اینجاست که زندگی زیبا میشود...

:ok:[/]

[="DarkGreen"][="2"]سلام

moh.j;497301 نوشت:
نمی دانم چه باید بکنم که کمی ملایم تر باشم. لطفا اگر مورد مشابه و یا دلیل یا راهکاری دارید مرا مطلع کنید.

اميدوار;500166 نوشت:
سعی کنید؛
_ موضوع یا موضوعاتی که از انها احساس ناراحتی می کنید را شناسیایی کنید و برای مدیریت آنها برنامه ریزی داشته باشید
_ لبخند روزانه و مثبت اندیشی را فراموش نکنید
_ از خود و دیگران توقع بیش از اندازه نداشته باشید. به یاد داشته باشید که شما و دیگران انسان هستید و انسان یعنی نقص!
_ سطح مهارتها و دانش خود را ارتقاء دهید و از روزمرگی فاصله بگیرید
_ ورزش، تفریح را در برنامه خود بگنجانید
_ جنبه مثبت رفتارهای خواهرتان را فراموش نکنید
_ تصمیم بگیرید و تمرین کنید که کمتر به رفتارهای وی حساسیت نشان دهید
_ از تصویر سازی بهره بگیرید( صحنه هایی را در ذهن خود به تصویر بکشید که خواهرتان رفتارهای آزار دهنده ای انجام می دهد، اما شما خونسردی و لبخند خود را حفظ کرده اید و...)
_ روایات مربوط به کظم غیظ، بردباری، خوش رفتاری و...را روزانه مطالعه بفرمایید
_ برای خواهرتان دعا کنید و برای وی هدیه تهیه کنید
_در همه امور از خدای متعال کمک بگیرید

و در کنار همه اینها گاهی اوقات سعی کنید خودتونو بذارید جای خواهرتون

اگر شما الان تو سن خواهرتون بودید و خواهر بزرگترتون 6 سال از شما بزرگتر بود و همین رفتار رو با شما میکرد چه حسی بهتون دست میداد؟

من کاملا میفهمم که شما از سر علاقه به خواهرتون نمیخواید که اون اشتباه کنه و لی شاید اگر بدونید این طور عمل کردن شما نه تنها محبت شما رو بهش ثابت نمیکنه بلکه احساس میکنه درکش نمیکنید و روز به روز ازتون فاصله میگیره دیگه این کار رو نکنید.

پس اگر میخواید از دستش ندید تمام تلاش خودتونو بکنید چون مطمئنا خواهرتون هم به یک رابطه دوستانه و محبت آمیز با شما نیاز داره همین محبت کمک میکنه تا خواهرتون رو از خیلی اشتباهات حفظ کنید و اگر بتونید رابطه عاطفی عمیق با خواهرتون داشته باشید میتونید کاری کنید که قبل اشتباه کردن باهاتون مشورت کنه و اونجاست که میتونید کمکش کنید.[/][/]

moh.j;497301 نوشت:
صلا دلیل رفتارم را نمی فهمم ولی یک عصبیت نسبت به او در درونم وجود دارد که قابل کنترل نیست.

من که حسابی درکتون میکنم

این اختلاف ها تو هر خانواده ای طبیعیه

البته میدونم که پدر و مادر ها در این نفرتی که بین بچه هاس نقش اصلی رو دارن

با فرق گذاشتنشون ..حمایت و دخالت بی جا در بحث ...یا خیلی چیزای دیگه

سعی کنید هر چی که خاطره ی بد دارید از ایشون و بنویسدید ...یا تک و توکی اش و با خودتون مرور کنید

و دنبال این باشید که از کی خواهرتون لج اور ترین خواهر روز زمین شده ؟؟؟

علت اصلی رو پیدا کنید و سعی کنید برطرفش کنید

سعی کنید باهاش مهربون تر باشید

دوست دارید خواهرتون از بی مهری و نداشتن هم صحبت گیر گرگ های تو خیابون بیوفته ؟؟؟

من خودم همین شرایط و داشتم

کلا اگه روزی یه بار داداشم و نمیزنم جیگرم خنک نمیشد

الان که بزرگ شدم و به اون زمان فکر میکنم اشک تو چشمام جمع میشه و ارزو میکنم کاش مثل اوس

موسی در فیلم پایتخت 3دو تا دستام میشکست ولی داداشم و کتک نمیزدم

نقل قول:
یعنی اینقدر حس ندامت و پشیمانی دارم :Nishkhand:


moh.j;497301 نوشت:
با سلام من دختر دوم خانواده هستم. خواهر بزرگترم ازدواج کرده.
خواهری دارم که شش سال از خودم کوچکتر است. او تازه به سن بلوغ رسیده و رفتارهای ناپخته ای دارد و من اصلا نمی توانم تحملش کنم. با وجودی که نسبتا آرام هستم و در حالت عادی با کسی دعوا نمی کنم اما بی دلیل و با دلیل با خواهر کوچکترم بحث می کنم و بر سر کوچکترین مسائلی او را سرزنش می کنم. اصلا دلیل رفتارم را نمی فهمم ولی یک عصبیت نسبت به او در درونم وجود دارد که قابل کنترل نیست. نمی دانم چه باید بکنم که کمی ملایم تر باشم. لطفا اگر مورد مشابه و یا دلیل یا راهکاری دارید مرا مطلع کنید.
با تشکر.

شُکر;507644 نوشت:
امکان داره منابع رو ذکر بفرمایید؟

سلام
یکی از منابع خوب کتاب قلب سلیم شهید دستغیب است

در این کتاب از روایات و آیات با توضیحات شهید دستغیب، قلبی برای تحمل هر گونه ناهنجاری در انسانها پیدا می‌کنید

در واقع هنگام برخورد بد افراد دلتان برای او می سوزد که چرا ....

رفتار ایشون با توجه یه سن و سالشون طبیعیه ..
و همینطور رفتار شما ..
ایشون در دوران بلوغ هستش و داشتن ناهماهنگیهای رفتاری اقتضای چنین شرایطی هست دوست خوبم ..
شما هم در جوانی هستین و این دوران رو پشت سر گذاشتین و با توجه به شرایط سنتون، بیشتر طالب آرامش هستین و نمیتونین این بحرانها و ناهماهنگیها رو تحمل کنید ..

اما کسی که اینجا باید این قضیه رو مدیریت کنه خود شما هستی دوست خوبم ..
الان خواهر شما در این سن بیش از هرچیز دیگه ای نیاز به روابط عاطفی بیشتر از طرف خانواده داره ..
که اگه به صورت صحیح تامین نشه، استارت پیدا کردن این نیاز از بیرون زده خواهد شد .. دوستهای هم سن و هم جنس که بیشتر درکش خواهند کرد .. و اگه باز تامین نشه و یا هنوز این خلاء پر نشه ممکنه رفته رفته به سمت و سوهای دیگه هم کشیده بشه ..
دوست عزیز ..
در حال حاضر نقش شما و خانواده خیلی موثره برای مدیریت این جریان .. پدر و برادر در جای خود .. مادر و خواهر هم در نقش و جایگاه خود ..
یکم سعه صدر داشته باشین .. سعی کنید درکش کنید .. بهرحال شما این روزا رو طی کردین، شاید متفاوت بوده اما حس درونی مشترک هستش ..
حتی اگه نمیتونید درکش کنید .. وانمود کنید که میفهمیدش ..

این روزا میگذره ..
و چند سال دیگه ...
هردوی شما به اضافه خواهر بزرگتر در شرایط مشابه ای در زندگیتون قرار میگیرین ..
و هیچکس بهتر و باارزشتر از یه خواهر همدم و محرم دل انسان رو در مشکلات آروم نمیکنه .. شاید حرفهایی باشه که نشه به هیچ دوستی زد ..
و گاهی شاید نشه همه حرفها رو به مادر زد .. اینکه ممکنه غمگین بشه و بخاطر ناراحتی فرزندش رنج بکشه ...بیشتر فرزندها ترجیح میدن سکوت کنن .. اینجور مواقع وجود یه خواهر محرم سنگ صبوریه برای دل غم دیده ..
خواهر خوب شریک غم و شادیهای عزیزش هست .. و .. و ..

به نظر من این یه نعمت بسیار بسیار باارزشی هست که خداوند نصیب بنده هاش میکنه ..

من و خواهرم هم یه دورانی با هم بنا به اقتضای سنمون درگیری داشتیم .. ولی از یه جایی به بعد تصمیم گرفتیم ، بجای پناه بردن به این دوست و اون دوست، خودمون محرم هم بشیم ..
که الان واقعاً خداوند رو بابت داشتش شاکرم ...

در پناه حق موفق باشید:Gol:

بسم الله الرحمن الرحیم

moh.j;497301 نوشت:
با سلام من دختر دوم خانواده هستم. خواهر بزرگترم ازدواج کرده.
خواهری دارم که شش سال از خودم کوچکتر است. او تازه به سن بلوغ رسیده و رفتارهای ناپخته ای دارد و من اصلا نمی توانم تحملش کنم. با وجودی که نسبتا آرام هستم و در حالت عادی با کسی دعوا نمی کنم اما بی دلیل و با دلیل با خواهر کوچکترم بحث می کنم و بر سر کوچکترین مسائلی او را سرزنش می کنم. اصلا دلیل رفتارم را نمی فهمم ولی یک عصبیت نسبت به او در درونم وجود دارد که قابل کنترل نیست. نمی دانم چه باید بکنم که کمی ملایم تر باشم. لطفا اگر مورد مشابه و یا دلیل یا راهکاری دارید مرا مطلع کنید.
با تشکر.

سلام و عرض ادب

در کنار فرمایشات مفید استاد امیدوار و دیگر کاربران محترم سایت

یکی از روش های مهم درمان ، علت یابیست ، و با برطرف کردن علت خود به خود معلول هم برطرف می شود.

عرض کردید نمیدانم چرا به خواهرم پرخاشگری می کنم و نسبت به وی حساس هستم ، دو روش علت یابی را خدمتتون عرض می کنم با بعضی راهکارها ، وقتی دلایل را یافتید ان شاالله

خودتان درمان را می یابید.

ممکن هست روزانه چند بار این" سرزنش " اتفاق بیفتد ، مجموعا ببینید که در کل این موارد وجه شباهتشان چیست ؟ و معمولا افکار و ذهنیتی که راجع به خواهرتان به ذهنتان خطور می کند

چیست؟ وقتی تشخیص دادید نوبت به ریشه یابی افکارتان هست ، که با سئوال هایی از این قبیل " خب مگه چه اتفاقی افتاده ؟ و حالا چی شده " به ازای هر جواب برای خودتون دوباره

سئوالی از این قبیل بپرسید ، به نهایت جوابی که رسیدید ، این میشه ریشه افکارتون راجع به خواهرتون...

حالا باید : شواهد لازم رو درباره تایید ریشه افکارتون جمع کنید ، و آیا شواهدی علیه این دلایل تایید کننده وجود داره؟ ، از خودتون بیرون بیاد و به رفتار خودتون با خواهرتون دقت کنید و علت

مشکل رو پیدا کنید؟ و قضاوتی رو رفتار خودتون و خواهرتون داشته باشید. و همچنین میتونید خودتون رو جای خواهرتون بذارید و بنا به موقعیتش اطراف رو نگاه کنید.

روش دوم : تمام خصوصیات ریز و درشت خواهرتون رو بنویسید همه و همه رو ، بعد بررسی کنید هر کدوم از اون خصوصیت ها شبیه به کدوم فرد در اطرافیان شما بخصوص در گذشته و کودکیتان

بود؟ شخصی که بیشترین ویژگی های خواهرتان با وی تطابق داشت ، شخص ملاک ذهنیت می شود ، رفتارهای فرد ملاک چطور بوده و ذهنیت شما نسبت به وی چگونه بوده است؟ میتوانید

علت یابی را از طریق شخص ملاک بررسی کنید.

موضوع قفل شده است