ادعای پیامبری موسی یا محمد یا ؟

تب‌های اولیه

43 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

amirepir;61517 نوشت:
تصور کنید که فردی نظیر مرتاض ها که شنیده اید کارهای شگفت انگیز انجام میدهند , بخواهند ادعای پیامبری کنند ... در حال حاضر و در تهران یا کرج بسیار ادمهایی پیدا میشوند که ادعای ارتباط با امام زمان دارند و پیروانی نیز پیدا میکنند , پس داشتن پیروان بسیار چه در دین موسی و محمد و ... نمیتواند گویای درستی اینکه این که معجزه از طرف خداوند بوده , باشد به عبارت دیگر یعنی کار محیر العقول وجود دارد و بحثی در اصل ان نیست اما این را باز همان فرد – حال به هر دلیلی؛ خیرخواهی یا شر- میگوید که این کار من از طرف خداست و دلیل عقلی وجود ندارد که خدا ان را بیان کرده است .فرد میتواند نظیر این مرتاض ها به اموری مسلط شود که خارج از توان افراددیگر است لذا صرف وجود عمل خارقالعاده نمیتواند ثابت کننده ادعای فردیعنی امدن از طرف خدا باشد .


با سلام مجدد
دوست عزیز شما تعریف معجزه را باید بدانید چیست تا اینکه
فرق آن را با کار مرتاض ها وامثال آن بدانید ،کار مرتاض ها معجزه نیست.
تعریف معجزه این است:کار خارق العاده ای که قابل تعلیم وتعلم نباشد ودیگران از آوردن آن عاجز باشند همراه تحدی و برای اثبات نبوت.
دوست عزیز معجزه با این شرایط درست است ودلیل حقانیت ،کار مرتاض ها وامثال آن را که شما هم با کار کردن می توانید یاد بگیرید و صرف انجام کار های عجیب دلیل حقانیت نیست بلکه ادعای نبوت وروش تبلیغ که آیا الهی است یا مادی نشان دهنده حقانیت می تواند باشد..ببیند مثلا در بحث عصای موسی که ازدها شد بزرگ ساحران و همه ساحران به موسی ایمان آوردند واین نشان از بزرگی والهی بودن معجزه است در آن زمانی که هیچ علم پیشرفته ای نبود
.
برایتان این بحث را دقیقتر می گویم:
امور خارق العاده نيز بر دو قسم است يا با اراده الهي و اذن خاص خداوند متعال، توسط پيامبران ظاهر مي شود كه معجزه نام دارد يا به دليل قوت نفس و توانايي فردي انجام مي شود مثل برخي كارهايي كه مرتاضان از خود بروز مي دهند.
تفاوت جوهري اين دو نوع امر خارق العاده در اين است كه:
اولا، امور خارق العاده در عين حال كه داراي اسباب غير عادي هستند، اما كم و بيش اين اسباب قابل آموزشند و با تمرين هاي ويژه و سخت و طاقت فرسا حاصل مي شوند. اما معجزه قابل تعليم نيست و با تمرين نيز حاصل نمي شود، بلكه صرفا مستند به اجازه الهي است.
ثانيا، امور خارق العاده مي توانند تحت تأثير نيروي قوي تر قرار گيرند و مغلوب شوند. اما معجزه تحت تأثير هيچ نيرويي قرار نمي گيرد و مغلوب نمي شود.
ثالثا، امور خارق العاده چون بستگي به تمرين و ممارست ويژه دارد از هر كس قابل سر زدن است به شرط آن كه آموزش و تمرين ويژه را ديده باشد اما معجزه چون با اجازه الهي است تنها از سوي بندگان برگزيده الهي صورت مي گيرد (آموزش عقايد، مصباح يزدي، ج 2، ص 57 - 55).
البته معجزه تنها به پيامبران اختصاص ندارد بلكه از اولياء الهي نيز سر مي زند كه بدان كرامت گفته مي شود. با اين تفاوت كه معمولا در معجزه عنصر تحدي قرار دارد اما در كرامت چنين عنصري نيست.
2. معجزه نشانه صدق انبياء است زيرا انجام چنين امور خارق العاده اي كه كلا بشر از انجام آن عاجز است - چه تعليم ببيند و چه تعليم نبيند، چه تمرين كند و چه نكند - و تحت تأثير هيچ نيرويي قرار نمي گيرد، نشاندهنده اين است كه اين كار توسط نيرويي مافوق بشر انجام شده است و در حقيقت فاعل اصلي معجزه خداوند متعال است كه اين كار را با دست پيامبر برگزيده خود انجام مي دهد و پيامبران واسطه انجام معجزه هستند. اگر حضرت عيسي(ع) مرده را زنده مي كند امري كه بشر از انجام آن عاجز است يا بيماران را بدون هيچ گونه اعمال پزشكي و صرفا با نگاه شفا مي بخشد، نشان مي دهد كه وي در ادعاي نبوت خود صادق است و اين را عقل گواهي مي دهد.
3. با تفاوتي كه بين معجزه و امور خارق العاده بيان شد، روشن مي شود كه يكي از اختلافات جوهري معجزه با امور خارق العاده ديگر اين است كه امور خارق العاده بشري يكي مستند به نفس فرد است و به اين دليل از هر كس با تعليم و تمرين قابل سر زدن است اما معجزه، پديده خارق العاده اي است كه با اجازه خداوند انجام مي شود. پس اين اشكال كه معجزه مستند به نفس قوي مدعي نبوت است نيز پاسخ داده مي شود، زيرا اگر تنها مستند به نفس فردي وي بود، ديگران مي توانستند روي دست او بلند شوند يا لااقل مثل آن را انجام دهند.

amirepir;61518 نوشت:
. بهرحال صرفنظر از داشتن سواد یا عیر سواد , موضوع این است که فردی بالاتر از سطح سواد اعراب ان وقت , نوشته هایی اورده ( ایات مکی) که بسیار شیرینند از این رو به محمد شاعر بودن را نسبت داده اند که همکنون در هر نثطه ای از جهان افرادی هستند که بدون داشتن سواد استعداد شعر گفتن دارند پس مجموعه ایی نطیر قران باز نمیتواند ثابت کند که خدا ان را فرستاده چرا که فردی نطیر محمد خیرخواه و مهربان یا ... وجود دارد که میگوید این از طرف خداست و نه خود خدا ... بدیهی است اسن فرد میتواند بگوید وی اولین است یا اخرین و .

دوست عزیز اولا:امی بودن پیامبر مشخص است:

[=&quot]«و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب ولا تخطه بمينك اذا لارتاب المبطلون؛ تو پيش از فرو فرستاده شدن قرآن، هيچ كتابي را نمي خواندي و به دست خويش هيچ كتابي نمي نوشت. اگر چنان بود، اهل باطل به شك افتاده بودند»(عنكبوت، آيه 48[/][=arial narrow][=&quot]).[/][/]
ثانیا:آیا شما شعرو مفاهیم آن را با قرآن ومفاهیم آن مقایسه می کنید.آیا خصوصیاتی که در اعجاز قرآن هست یک مورد آن هم در اشعار حتی باسوادان دیده می شود.وهمچنین لازم است بدانید که حتی سخنان معمولی پیامبر ازحیث گفتاری وکامل بودن مثل قرآن کریم نبوده وصحبت های معمولی ایشان با قرآن فرق داشته.



ثالثا: [=arial narrow][=&quot] قواي دماغي انسان محدود است و نمي‏تواند به تمام روابط حوادث احاطه پيدا كند و در نتيجه مصون از اشتباه باشد. گذشته از آن كه تكامل تدريجي او، باعث مي‏گردد كه معلوماتش هم تكامل تدريجي داشته باشد. از اين رو، نمي‏تواند كلامي را بياورد كه تمام ويژگي‏هاي قرآن را در خود جمع كند. به بيان ديگر، گرچه انسان خود واضع الفاظ است و به معاني مفردات آنها نيز آشنا است؛ ولي به علت اين كه قدرت بياني و توان فكري و ذهني انسان، از قابليت محدوديبرخوردار است، لذا نمي‏تواند سخني بگويد كه به مرتبه قرآن از حيث فكري و بياني نائل آيد. (ر.ك: ترجمه تفسير الميزان، ج 1، ص 88[/])
[/]
رابعا:بحث اعجاز قران تنها به امی بودن پیامبر ختم نمی شود که با انکار آن اعجاز قرآن را هم منکر شوید بلکه اعجاز قرآن موارد دیگری هم می باشد که در انجمن به اندازه کافی بحث شده وشما یک بار جستجو کنید در سایت می توانید مطالب رو ببینید.

amirepir;61519 نوشت:
حال ما نیز هر یک از ما درکی از خدا داریم و مثل یک عاشق که برای عشقش شعر میگوید میاییم و مثلا دعای جوشن کبیر مینویسیم ازاینرو الان هم , با برداشت دهنی که از خدا داریم میگوییم که مگر میشود ما تنها باشیم و پیامبر و رسولی نباشد؟ اما واقعا خود ان خدا چه میخواهد معلوم نیست و , بدلیل همان عقل ناقص ؛ این مجهول غیر قابل حل است پس دلیل عقلی این نخواهد بود که حدسیاتمان را دلیل وجوب نبوت بنامیم .

دوست عزیز شما بفرمایید که آیا خداوند انسان ها را خلق کرده و آنها را رها گذاشته تا هر کاری که دوست داشتند انجام دهند وهمه ما را بدون راهنما گذاشته خوب در این صورت به خدا نقص وارد نمی شود وفردای قیامت ما باتمام ظلم وگناهی که انجام می دهیم نمی توانیم بگوییم خدایا تو بر ما راهنما نفرستادی تا حق وباطل را بفهمیم یا که اصلا خودت را بشناسیم وبدانیم که خدایی است ،بهشت وجهنمی وجود دارد.
شما دعای جوشن کبیر را برداشت ذهنی می دانید به نظر شما کدام یک از فراز دعا را خدا نمی تواند داشته باشد آیا این دعا وامثال آنها مضامین ومحتوایش غیر از مضمامین ومحتوای قرآن است که ثابت شد الهی می باشد.
قیاس شما در نسبت بین انسان وخدا وگوسفند وانسان قیاس مع الفارق است،چرا که گوسفند از کارهای انسان هیچ چیزی را نمی فهمد چون که عقل وفهم ندارد.ولی آیا انسان هم نسبت به که کارهای خدا اینگونه است مشخص است که نه این طور نمی باشد.انسان قدرت درک وفهم دارد ومی تواند خیلی از عنایت های خدا را بفهمد.

ممنون فنا جان اما بنظر من :
1- شما معجزات را یک به یک و به ترتیب به یا اورید ... از داستان حضرت ابراهیم گرفته که گوشت سه پرنده را مخلوط کرد و انها را صدا زد ... تا شتر حضرت صالح ... تا عصای موسی و ... هر چه به زمان عقبتر میرویم معجزات عجیبتر و خارق العاده ترند , که با یک تحقیق تطبیقی از افسانه ها و داستانهای بجا مانده میتوان نتیجه گرفت که همه اینها میتوانند افسانه باشند چون هیج مدرکی وجود ندارد و فقط نقل قولهاست .بگذریم بنده عرض کردم اصلا اصل معجزه قبول , اما فکر کنید که در ان زمان و در این زمان هنوز نتوانند ان معمای چگونگی انجام را حل کنند ( مثلا حاملگی حضرت مریم و بحث امروزی که از یک سلول می ایند و شبیه سازی کنند مثل موسسسه رویان خودمان) و بقول شما از عهده کسی بر نیاید , مساله ایی که برای من وجود دارد گوینده خود شخص معجزه اور است که خود را فرستاده معرفی میکند نه خدا , براستی اگر خدا میخواهد کسی را بفرستد , چرا موضوع هدایت مردم را اینقدر میپچاند؟ خب مثلا جبرئیل را بفرستد که همه ببینندمگر برای خدا مشکل است؟

2- در خصوص قران و امی بودن پیامبر بنده عرض کردم روحانی مجری شبکه اهل والبیت از روی ایات اثبات میکند که پیامبر سواد داشته ... اما من منظورم نیود چون امی نیست پس قران معجزه است .
اینجا دو بحث وجود دارد:
اول انکه راجع قران بخواهیم بحث کنیم که معجزه هست یا نه ... که من با توجه به سفرهای متعدد پیامبر از جوانی که با کاروان خدیجه همراه بود به نقاط محتلف تئوری دارم که پیامبر در ان زمان با تمام افکار و نوشته های ان زمان از تورات گرفته تا مسیحیت و زرتشت و ... اشنا شد و برنامه بلند مدت خود را برای برقرای دین و حکومتی از قبل در نظر گرفت . احکام امضایی اسلام و فرهنگ عرب مستتر در ایات و ان اخبار حوادث اینده و همه و همه گویای این موصوع است که پیامبر هم به این افککار اشنا شده و هم ان استعداد سخنوری را داشته است . این استعداد که به درس حواندن نیست مثلا چند نفر از دکتر های زبان و ادبیات فارسی میتوانند شاهنامه خلق کنند . اگر من نیز ان را صعر دانسته ام مد نظرم ایات مکی است که هر عرب زبانی از شنیدن و خواندن انها لذت میبرد گویی ما در زبان فارسی اشعار سهراب را بخوانیم .. حال ممکن است در این زمینه ما با هم توافق نداشته باشیم
اما دوم انکه همان تکرار حرف بند یک است یعنی در یک شب پیامبر امده و گفته من جبرئیل دیدم که به من گفت تو پیامبری و ما هم باید در بست سحن وی را بپذیریم .حرف من این است که این ادعای یک نفر است و موصوع معجزه ایی که شما میگویید برای ذهن الان کافی نیست .من وقتی از یک طرف میخانم قران به یکباره نازل شده و از یک طرف ان کشمکش پیامبر با عایشه در بجا ماندنش در صحرا یا حرفهایی که در قران امده راجع همسرگزینی زن زید بن حارثه ... نمیتوانم ان را اعجاز بدانم که به یکباره نازل شده کیفیت ایات مکی و مدنی بسیار متفاوت است از نظر صنعت شعری .

3- دوست من قیاس مع الفارق که باشد باز این ها همه فکر و دهنیات ما است ما میگوییم خدا مهربان است وا میگوییم او ما را ول نمیکند - شاید ما درست حدس بزنیم - اما تمام تکته در تمام ادیان همین است که هریک برداشت خودمان را به خدا نسبت میدهیم - همان موضوع شبان و موسی - ببنید موضوع اخلاقیات و رفتار درست و صحیح قبل از اینکه بخواهد دین بگوید عقل انسان ان را تایید میکند و اینکه ایا خدا ما را افریده و ما ترس داشته باشیم جز مچهولاتی از جنس همان خدایی است که نشانه ها را میبنیم و به وجود ان ایمان داریم اما اینکه کسی خود را منسوب به او کند جای تامل دارد حتی با اوردن معجزه . چرا اگر خدا برایش مهم باشد احتیاجی به این همه پیچیدگی ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر شما عقلی که فصل ممیزه انسان از حیوان اسن با حدسی که به نظر شما البته گوسفند حدس میزند از جهت ارزش معرفتی در یک سطح است .
انسان به وسیله عقل کارهایی مانند استدلال ،استنباط ،تعریف و تحدید فادراک کلیات ،اعم از تصورات و تصدیقات کلی،تطبیق مفاهیم بر مصادیق ،تطبیق کبری بر صغری و تقسیم و تحلیل میکند. آیا گوسفند نیز چنین توانایی هایی را دارد ؟
پس وقتی میگوییم عقل حکم میکند یعنی عقل با ویژگی های فوق چنین استنباطی را دارد نه آنچه که در سطح یک گوسفند است .اساسا حیوان قوه عقلانی ندارد آنچه دارد به صورت غریزی انجام میدهد و یا در سطح بسیار ضعیف به طوری که عرفا نمی گویند گوسفند عقل دارد بهترین دلیل نیز رجوع به وجدان خویش است آیا توانایی عقلانی شما به اندازه یک گوسفند است یا بدون هیچ دلیلی در نزد نفس خود میابید که از گوسفند توانایی های بیشتری دارید.


ر.ک. احیاء علوم الدین ،ج 3،ص 101

amirepir;61517 نوشت:
همکنون اگر سری به ماهواره فی المثل شبکه جدید "من و تو" بزنید, شعبده بازیست که براحتی بر روی هوا شناور میشود در حالی که تمام مشاعرش نیز کار میکند و بسیار کارهای محیرالعقول دیگر که اگر چنین فردی در محیط بدوی بسر ببرد , براحتی میتواند افراد را پیرو خودش قرار دهد چرا که ملاک را معجزه دانسته اید


بین اعمال خارق العاده که یک شعبده باز و یا مرتاض انجام میدهد با آنچه پیامبر انجام میدهد فرق است.
کار شعبده باز و مرتاض قابل تعلیم و تعلم است در حالی که معجزه چنین نیست.
کار شعبده باز نیازمند تمرین و تکرار است در حالی که معجزه چنین نیست.
مرتاض و شعبده باز خود معتقدند که پیامبر نیستند در حالی که پیامبر به پیامبری اش ایمان دارد
پیامبر معجزه را فقط در جهت صدق ادعای نبوت با اذن الهی انجام میدهد در حالی که مرتاض و شعبده باز چنین نیست.
شعبده باز و مرتاض در جهت هدایت انسان و برای خدا این کار را نمیکنند در حالی که پیامبر برای هدایت انسانها و برای صرفا خدا این کار را انجام میدهند.
نکته مهم اینکه در همان زمان مثلا حضرت موسی علیه السلام مردم بدوی هم درک کردند که معجزه حضرت امری فراتر از سحر و جادو گری زمان خودشان است لذا بسیاری ایمان آوردند ولو به قیمت جانشان

amirepir;61517 نوشت:
ضمن تشکر از دوستان محترم

همکنون اگر سری به ماهواره فی المثل شبکه جدید "من و تو" بزنید, شعبده بازیست که براحتی بر روی هوا شناور میشود در حالی که تمام مشاعرش نیز کار میکند و بسیار کارهای محیرالعقول دیگر که اگر چنین فردی در محیط بدوی بسر ببرد , براحتی میتواند افراد را پیرو خودش قرار دهد چرا که ملاک را معجزه دانسته اید .... نظیر بحثی که موسی با فرعون و ساحران داشت . تصور کنید که فردی نظیر مرتاض ها که شنیده اید کارهای شگفت انگیز انجام میدهند , بخواهند ادعای پیامبری کنند ... در حال حاضر و در تهران یا کرج بسیار ادمهایی پیدا میشوند که ادعای ارتباط با امام زمان دارند و پیروانی نیز پیدا میکنند , پس داشتن پیروان بسیار چه در دین موسی و محمد و ... نمیتواند گویای درستی اینکه این که معجزه از طرف خداوند بوده , باشد به عبارت دیگر یعنی کار محیر العقول وجود دارد و بحثی در اصل ان نیست اما این را باز همان فرد – حال به هر دلیلی؛ خیرخواهی یا شر- میگوید که این کار من از طرف خداست و دلیل عقلی وجود ندارد که خدا ان را بیان کرده است .فرد میتواند نظیر این مرتاض ها به اموری مسلط شود که خارج از توان افراددیگر است لذا صرف وجود عمل خارقالعاده نمیتواند ثابت کننده ادعای فردیعنی امدن از طرف خدا باشد .

با سلام:Gol:

ببینید دوست عزیز

بدیهی است که بین معجزه و امور خارق العادۀ دیگر، وجوه تمایز و تفاوت بسیاری وجود دارد، امروزه بدلیل گستردگی وسایل اطلاع رسانی نظیر تلویزیون و ماهواره و ... حتی افراد عادی و بدوی در دورترین مناطق نیز، به فراوانی اینگونه کارهای به ظاهر شگفت انگیز، واقفند، اقداماتی که معمولاً بدون هیچ ادعائی از سوی اجرا کنندگان این امور خارق العاده و شگفت آور و تنها با قصد و هدف شهرت و کسب درآمد صورت می گیرد زیرا خود ایشان واقفند که علاوه بر معلوم الحال بودن گذشته شان و شناسنامۀ زندگی ای که داشته اند، صرف ادعای نبوت یا منجی بودن با این قبیل امور به ظاهر خارق العاده، جز تمسخر و مضحکه خلایق را در پی نخواهد داشت.

از اینرو با اختلاط شباهت یک وجه ظاهری معجزه و امور خارق العاده (یعنی تعجب آوری و شگفتی سازی) که مردم عادی از انجام مثل آن عاجزند نمی توانید اصل مسأله را پاک کنید وبگویید که هر کسی با انجام کوچکترین کار خارق العاده ای می تواند ادعای نبوت کند. خود شما هم به مغالطه بودن کلامتان واقفید فلذا از همان ابتدا با سلاح:

amirepir;61517 نوشت:
"گشتی در دنیای سوالات اینجا زدم و متاسفانه عموما هر جایی که کارشناسان یا دیگر دوستان همنظر کارشناسان , جواب اقنایی نداشتند "سریع یا فرد را کافر و مخالف قران دانسته اند"


طرف گفتگوی تان را به زعم خود خلع سلاح نمودید.

برادر من شما و آنها که با سلام و صلوات بدرقه تان می کنند هم بهتر از بنده و دیگر کاربران فهیم، و حتی همان مردمی که حقانیت وجود خدا، ادیان الهی و رسالت انبیاء را به یقین دریافته و ایمان آوردند (آنها که به زعم شما عوام الناس و در نگاه دینداران و موحدان خواص اند)، به تفاوت های معجزه بعنوان نشانه و علامت حقانیت نبی و دیگر امور خارق العاده و شگفت انگیز واقفید.

اما بر خلاف آنچه می دانید، معجزات را که در گوشه گوشه منابع تاریخی به حد تواتر نقل شده، اخباری غیر صادق می شمارید، غافل از آنکه تاریخ بعنوان یک علم، امروزه از سوی همۀ دانشمندان و صاحبان اندیشه پذیرفته شده و رویدادهای تاریخی، که در منابع مؤثق و مورد تأیید ثبت شده، غیر قابل تردید اند.

شما که در تاریخ انبیاء و معجزات الهی تردید می کنید، آیا برای هیچ گزاره تاریخی ارزش، قائل هستید؟ یا خلاف شیوۀ متداول دانشمندان و اهل فن، بطور کلی منکر تاریخ می شوید؟ اگر بطور کلی منکر تاریخ باشید، خود، نشان آنست که بدنبال حقیقت نبوده و قصدی جز شبهه افکنی ندارید زیرا از یکسو بحث علمی و عقلانی را مطالبه می کنید و از انسوی تاریخ و گزاره های آن را بعنوان یک علم ثابت شده نمی پذیرید.

مگر تأیید معجزات انبیاء بعنوان بخشی از گزاره های تاریخی و بسیاری دیگر نیاز به آن دارد که حتماً خود ما آن واقعه را دیده باشیم، آیا عقل این نکته را تأیید می کند. آیا با این عنوان که چون خود ما ندیده ایم می توانیم اینهمه اکتشافات علمی دانشمندان گذشته و گفته های فلاسفه و اندیشمندان و احوالات ایشان را انکار کنیم؟ آیا شما هر چیزی را که ندیده باشید انکار می کنید؟ می دانید که ادامۀ این تجزیه به نفع شما نیست ... بماند ...

در ادامه (پست بعدی) ... تفاوت معجزه با دیگر امور خارق العاده را بعنوان یادآوری و برای اطلاع شما و دیگر کاربران محترم بصورت خلاصه ذکر می کنیم:

ادامه دارد ...:Gol:

amirepir;61517 نوشت:
ضمن تشکر از دوستان محترم

همکنون اگر سری به ماهواره فی المثل شبکه جدید "من و تو" بزنید, شعبده بازیست که براحتی بر روی هوا شناور میشود در حالی که تمام مشاعرش نیز کار میکند و بسیار کارهای محیرالعقول دیگر که اگر چنین فردی در محیط بدوی بسر ببرد , براحتی میتواند افراد را پیرو خودش قرار دهد چرا که ملاک را معجزه دانسته اید .... نظیر بحثی که موسی با فرعون و ساحران داشت . تصور کنید که فردی نظیر مرتاض ها که شنیده اید کارهای شگفت انگیز انجام میدهند , بخواهند ادعای پیامبری کنند ... در حال حاضر و در تهران یا کرج بسیار ادمهایی پیدا میشوند که ادعای ارتباط با امام زمان دارند و پیروانی نیز پیدا میکنند , پس داشتن پیروان بسیار چه در دین موسی و محمد و ... نمیتواند گویای درستی اینکه این که معجزه از طرف خداوند بوده , باشد به عبارت دیگر یعنی کار محیر العقول وجود دارد و بحثی در اصل ان نیست اما این را باز همان فرد – حال به هر دلیلی؛ خیرخواهی یا شر- میگوید که این کار من از طرف خداست و دلیل عقلی وجود ندارد که خدا ان را بیان کرده است .فرد میتواند نظیر این مرتاض ها به اموری مسلط شود که خارج از توان افراددیگر است لذا صرف وجود عمل خارقالعاده نمیتواند ثابت کننده ادعای فردیعنی امدن از طرف خدا باشد .


با سلام مجدد

ببخشید همۀ مطلب رو نتونستم توی همون پست قبلی بفرستم. البته لطفش بیشتره که دوستان زیاد خسته نمی شن و یک تنفس وسط دو تا پست بهشون داده می شه ...:Nishkhand: این هم از الطاف Masoomi سایته:Kaf:

در ادامه از (پست قبل) ... تفاوت معجزه با دیگر امور خارق العاده را بعنوان یادآوری و برای اطلاع شما و دیگر کاربران محترم بصورت خلاصه ذکر می کنیم:

الف - آموزش ناپذیری: آورنده معجزه بدون سابقه هر نوع آموزش دست به اعجاز می زند، در حالیکه انجام یافتن امور خارق العاده دیگر، نتیجه یک رشته آموزش ها و تمرینهاست. (حتی نوجوانان ما نیز به این مطلب آگاهی دارند) موسی بن عمران علیه السلام پس از سپری کردن دوران جوانی راهی مصر شد. در نیمه راه به نبوت و رسالت مبعوث گردید (و بدون آنکه دورۀ آموزشی خاصی را گذرانده باشد) خطاب آمد که ای موسی عصا را بیفکن. چون افکند ناگهان به صورت اژدها درآمد، به گونه ای که خود موسی وحشت کرد. نیز به موسی خطاب شد که دست خود را از بغل بیرون آر چون برآورد، نوری از آن درخشش نمود که چشم را خیره می ساخت.

ولی قرآن کریم، درباره ساحران عصر سلیمان یآدور می شود: (یعلمون الناس السحر... فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه) (بقرة / 102):شیاطین سحر را به مردم می آموختند... و مردم نیز از آن دو ملک، مطالبی می آموختند که به واسطه آن میان زن و شوهر جدایی می انداختند.

ب - معارضه ناپذیری: معجزه، از آنجا که از قدرت نا متناهی الهی سر چشمه می گیرد، معارضه ناپذیر است، در حالیکه جادو و سحر و نظایر آن از قبیل کار مرتاضان چون از قدرت محدود بشر سرچشمه می گیرد قابل معارضه و اتیان بمثل است. (کما اینکه بسیارند کسانی که چنین کارهای خارق العاده ای را مشابه و مانند یکدیگر انجام می دهند)

پیامبران الهی در هر زمانی معجزاتی را می اوردند که با تمایلات و گرایشات مردم همخوانی داشته، نمونه های آن در سطح جامعه غالب بوده و نیز، با سرمایه های نخبگان زمانه سنخیت داشته است، بطوری که با نشان دادن معجزه، عجز و ناتوانی داشته ها و سرمایه های دیگر نخبگان، بر همگان آشکار می گردیده و کسی را یارای تردید یا اوردن مثل و مانند آن را نداشته است.

از جمله معجزات موسی (ع) که با زمانۀ سحر و ساحری همسنخ بوده بگونه ای که اژدها تمام اسباب و آلات ساحری (طناب های مارگونه) را می بلعد و کسی را یارای مقابله به مثل نیست. یا شکافتن رود نیل که فرعون (مدعی خدائی) و کاهنان سحر پیشه را با همۀ دبدبه و کبکبه در خود فرو می برد و در خنثی ساختن این معجزه الهی ناتوانند.

حضرت عیسی در زمانۀ پیشرفتهای علم طب و پزشکی معجزاتی از خود بجای می گذارد که همۀ مدعیان علم پزشکی از اوردن مثل و مانند ان عاجز و ناتوانند.

amirepir;61517 نوشت:
در پاسخ به ehsan24 و عمار عزیز که گفته اند پیامبر سواد خواندن و نوشتن نداشت و این را با اوردن قران معجزه دانسته اند , همکنون در سیکه ماهواره ایی اهل و بیت , روحانی مجری اقای الهیاری از روی ایات اثبات میکند که پیامبر سواد خواندن و نوشتن داشته است .... بهرحال صرفنظر از داشتن سواد یا عیر سواد , موضوع این است که فردی بالاتر از سطح سواد اعراب ان وقت , نوشته هایی اورده ( ایات مکی) که بسیار شیرینند از این رو به محمد شاعر بودن را نسبت داده اند که همکنون در هر نثطه ای از جهان افرادی هستند که بدون داشتن سواد استعداد شعر گفتن دارند پس مجموعه ایی نطیر قران باز نمیتواند ثابت کند که خدا ان را فرستاده چرا که فردی نطیر محمد خیرخواه و مهربان یا ... وجود دارد که میگوید این از طرف خداست و نه خود خدا ... بدیهی است اسن فرد میتواند بگوید وی اولین است یا اخرین و ...


نبی مکرم اسلام (ص) در زمانه ای که شعر و شاعری و ادبیات و داستان سرائی رونقی داشته، با آنکه اُمی بوده و همه اهالی حجاز، بدلیل موقعیت خانوادگی حضرت، وی را از کودکی می شناختند، به چوپانی اشتغال داشته، امین مردم بوده، بنا به حکمت الهی، سواد خواندن و نوشتن نداشته، و قبل از بعثت، بیش از دو سفر خارج از مکه نرفته، چگونه می شود یک شبه سخنانی را در اوج صناعت و بلاغت، بیان می کند که پیش از ان هیچ عربی حتی بزرگان اهل ادب عرب نگفته اند و همۀ سخنوران و ادیبان متحیر و عاجز می مانند.

ج - عدم محدودیت: معجزات محدود به یک نوع یا دو نوع نبوده، و به قدری مختلف و متنوع است که نمی توان در میان آنها قدر مشترکی یافت. مثلا انداختن عصا و تبدیل شدن آن به اژدها کجا، و دست از گریبان بیرون آوردن و درخشش آن کجا؟!نیز این دو معجزه کجا و جاری شدن چشمه های آب توسط زدن عصا به سنگ کجا؟! همچنین این سه معجزه کجا و زدن عصا به دریا و شکافتن آب دریا کجا؟!

درباره حضرت عیسی نیز می خوانیم از گل، پرنده ای می ساخت، سپس در آن می دمید و به اذن خدا حیات می یافت. افزون بر این عمل، با کشیدن دست بر روی نابینایان و بیماران مبتلا به پیسی، آنها را شفا می بخشید.همچنین مردگان را زنده می کرد و از اندوخته های داخل خانه ها خبر می داد.

د - اصولا آورندگان معجزه یا کرامت با کسان دیگری چون ساحران که دست به کارهای خارق العاده می زنند، هم از نظر هدف، و هم از حیث روحیات متمایزند. گروه نخست اهداف والایی را تعقیب می کنند، در حالیکه گروه دوم اهداف دنیوی دارند; و طبعا روحیات آنها نیز با هم متفاوت است.(ر.ک: منشور عقاید امامیه، جعفر سبحانی).

وقتی کفار و منفعت طلبان حجاز منافع خود را در خطر دیدند، چه انتظاری می توانید داشته باشید: برای رهائی از این خطر پر تهدید، به هر وسیلتی تمسک جستند،

گاهی پیامبر را دیوانه و مجنون خطاب کردند ...
گاهی وی را شاعر خواندند ...
گاهی او را ساحر ...
و چون همۀ اینها را بی اثر دیدند، دست به شمشیر و توطئه بردند ...

و اینک بعد از 1400 و اندی سال، دوباره همین اتهامات سخیف، به تقلید از مستشرقین، و با ادبیاتی جدید و لایه لایه، از سوی برخی شنیده می شود.

و پاسخ همان است که گفتیم.

موفق باشید:Gol: ...


amirepir;61518 نوشت:
- در پاسخ به ehsan24 و عمار عزیز که گفته اند پیامبر سواد خواندن و نوشتن نداشت و این را با اوردن قران معجزه دانسته اند , همکنون در سیکه ماهواره ایی اهل و بیت , روحانی مجری اقای الهیاری از روی ایات اثبات میکند که پیامبر سواد خواندن و نوشتن داشته است .... بهرحال صرفنظر از داشتن سواد یا عیر سواد , موضوع این است که فردی بالاتر از سطح سواد اعراب ان وقت , نوشته هایی اورده ( ایات مکی) که بسیار شیرینند از این رو به محمد شاعر بودن را نسبت داده اند که همکنون در هر نثطه ای از جهان افرادی هستند که بدون داشتن سواد استعداد شعر گفتن دارند پس مجموعه ایی نطیر قران باز نمیتواند ثابت کند که خدا ان را فرستاده چرا که فردی نطیر محمد خیرخواه و مهربان یا ... وجود دارد که میگوید این از طرف خداست و نه خود خدا ... بدیهی است اسن فرد میتواند بگوید وی اولین است یا اخرین و ...

با سلام مجدد:Gol:

در تکمیل بحث گذشته در خصوص نبوت نبی مکرم اسلام و معجزه جاویدانش قران چنین می افزاییم:

از مباحث گذشته معلوم شد كه راه تصديق نبوت و ايمان به آن منحصر به معجزه اي است كه مدعي نبوت آن را به عنوان گواه و شاهد صدق مي آورد.
چنانکه گفتیم؛ معجزات انبياء پيشين مانند رسالت و نبوتشان از جهت زمان و مخاطب محدود و پايان پذير بود. زيرا رسالت محدود، دليل و شاهد محدود مي خواهد و با پايان يافتن نبوت، معجزه آن نيز پايان مي يابد. اما شريعت آيين جهاني و هميشگي، نياز به معجزه هميشگي و جاويد دارد؛ نبوت دايمي به معجزه دايمي نياز دارد. از اين رو خداوند قرآن را به عنوان معجزه جاويد فرو فرستاد تا دليل و برهان باشد بر صدق رسالت جاويدان و دايمي.

ذکر یک نمونه از آثار و بركات قرآن؛ که در ادامه می آید صرفاً برای اهل ذکر و حقیقت جویان کافی است:

"در سرزمين منحط و سوخته حجاز که جاهلیت و خوی وحشی گری بیداد می کرد، به بركت قرآن و به يمن ظهور پيامبر، آورنده قرآن قلبهايي كه در قساوت و تيرگي مانند نداشت، منشأ تحولات شگفت انگيز معنوي و اخلاقي و اجتماعي شد و زنان و مرداني سر برآوردند كه نه فقط خود را يافتند، بلكه با راهنمايي ديگران به راه هدايت، زمينه لازم را براي پيدايش تمدن بزرگ اسلامي فراهم كردند."(بنقل از مقاله معجزه جاوید، روزنامه همشهری، صالح حسن زاده)

بعلاوه قرآن در آيات متعدد به تمام افراد بشر براي هميشه و به طور مطلق اعلام اعجاز و تحدي كرده و مخالفان را به معارضه خواسته است؛ گاه با آوردن كتابي همانند قرآن؛ گاه به آوردن ده سوره مانند قرآن و گاه به آوردن يك سوره كامل. اين از دلايل قطعي معجزه بودن قرآن است و اين كه از منبع غيب صادر شده و محصول فكر بشري نيست.

از دقت و تأمل در تحدي كه قرآن اعلام كرده روشن مي گردد، آن دو صورت دارد:

الف) موضوع تحدي:
موضوع تحدي گاهي آوردن كتابي مثل و مانند قرآن است: «فليأتو بحديث مثله ان كانوا صادقين» (طور، آیه 34).

بار ديگر آوردن ده سوره مورد تحدي قرار گرفته است:«قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات»(هود، آیه 13).

سرانجام خداوند با يك سوره تحدي مي كند و اين اظهار اوج ناتوني و عجز بشر از آوردن مثل قرآن است:«ام يقولون افتراه قل فأتوا بسوره مثله...»(یونس، آیه 38).

سپس خداوند قادر با قضيه عام و امر حتمي و قاطع از همه انس و جن نفي قدرت كرده و مي فرمايد:«فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا... »(بقره، آیه 24).

خداوند با اين بيان به مخاطب قرآن كه همه افراد بشر است، اطمينان مي دهد كه قرآن از ناحيه وي صادر شده و ساخته و پرداخته فكر بشري نيست و انسان بايد بي هيچ دغدغه و ترديد آن را چراغ راه زندگي قرار دهد.

ب) جهت تحدي:
قرآن كريم تحدي را متوجه همه انس و جن كرده:Ealam: و از آنها مي خواهد اگر مي توانند از همه نيرو و توان استفاده كنند و مثل قرآن بياورند. تاريخ به خوبي نشان مي دهد كه اعراب اصيل و خالص زمان پيامبر از نظر فصاحت و بلاغت و ريزه كاريهاي ادبي و محسنات كلام به آخرين درجه كمال رسيده بودند.

قرآن در اين يگانه صفت كه عرب جاهلي به آن مي نازيد با آنها به معارضه برخاست و غرور آنها را تحريك كرد، تا آن حد كه در هم ريختن اساس عقايد ديني آنها را منوط به آن كرد كه آنان هرگز قدرت آوردن مثل قرآن را ندارند و اين نهايت اعجاز و تعجيز بشر از معارضه و شبيه سازي قرآني است كه ادبا، خطبا و فرمانروايان سخن قديم و جديد را در دهشت و اعجاب فرو برده است.

جبهه كفر زمان نزول قرآن و سپاه كفر و جهل معاصر در برابر دعوت قرآن به تحدي و معارضه كه مي فرمايد:«و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائكم من دون الله ان كنتم صادقين» پاسخي جز عجز و ناتواني نداشته و ندارد و لذا یا به وارد ساختن اتهامات سخیف و بی پایه (نظیر شاعر، ساحر و مجنون) به نبی اکرم مشغول شده اند، و یا هميشه ميدان را خالي كرده، پا به فرار گذارده اند. اينجاست كه قرآن براي هميشه ندا در مي دهد:«قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي أن يأتوا بمثل القرآن لايأتون بمثله و لوكان بعضهم لبعض ظهيرا»

بنا به مفهوم اين آيه تحدي قرآن كه مبتني بر برهان و دليل هم هست براي هميشه باقي است. دشمنان قرآن براي تضعيف آن با خرج اموال فراوان به طور نهان و آشكار با قرآن مبارزه مي كنند ولي هيچگاه هيأتي از سخنوران و ادبيان جهان را تشكيل نداده اند تا به تحدي قرآن پاسخ گويند زيرا آنان دريافته اند كه چنين چيزي هرگز ممكن نيست و نخواهد بود.

موفق باشید ...:Gol:

سلام بر بقیة الله الاعظم ومنتظرانش

البته دوستان بزرگوار مطالبی ارزنده را مطرح کرده اند که جایگاه ویژه یخود را دارد.

واما بنده مطلب را از بعد دیگری بررسی میکنم:

یکی از تفاوتهای مهم در اینجا این است که ادعای نبوت پیامبرانی چون موسی(ع) و عیسی(ع) و محمد (ص) امتداد نبوت ایشان در فترتهای زمانی طولانی میباشد .
به این معنا که هرکدام ضمن تایید شریعت پیامبر قبلی و تایید رسالت پیامبر قبلی با توجه به بعد زمانی طولانی در صدد تکمیل رسالت و شریعت قبل از خود بر آمده واصلا"داعیه ی استقلال و منفعت طلبی ندارند . واینکه همه ی آن پیامبران راستین بر یک ادعا (توحید) اصرار داشته اند . و از خدایی واحد که مورد قبول عموم ایشان بوده نام برده اند .
و مطلب مهمتر ولایت معنوی ایشان بر پیروانشان است که این خود باعث
پذیرش ادعا و محتوای رسالت شان میباشد در حالیکه مدعیان دروغین این ولایت را نداشته ودر کل دچار تناقضات و تعرضات زیادی از جانب خودشان و عموم قرار میگیرند .و خیلی زود از دایره و دور باطل خود به خارج از اذهان پرتاب میشوند . اما این پیامبران راستین چون مرکز معنویت ذاتی انسان ها هستند
می بینید که با گذشت زمان در قلوب انسانها محتر م و معظم باقی می مانند .

............................................................................. حق یارتان :roz:..................................................................................

موضوع قفل شده است