جمع بندی آیا مشرکان با وساطت حضرت ابوطالب (ع) به پیامبر اکرم (ص) وعده زن داده بودند؟

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا مشرکان با وساطت حضرت ابوطالب (ع) به پیامبر اکرم (ص) وعده زن داده بودند؟

سلام و خسته نباشید
آیا در جریان دعوت عمومی پیامبر اکرم ص که قریشیان به دیدن ابوطالب ع اومدند و به پیامبر اکرم ص مقامهایی رو پیشنهاد دادند و پیامبر اکرم ص در جوابشون فرمودند: به خدا اگر خورشید را در دست چپ و ماه را در دست راست...
آیا مشرکان به پیامبر اکرم ص پیشنهاد زنان زیبا هم داده بودند و زن هم در تاریخ جزو پیشنهادهای اونها بود؟ آیا سندی بر پیشنهاد زن در بین پیشنهادهاشون بود یا فقط پست و مقام و پول و ... بوده؟
چون برای اثبات عدم شهوترانی پیامبر اکرم ص در مقابل فردی منکر لازمش دارم!
البته گفته می شه در این کتابها، اون جریان نوشته شده:
دلائل النبوه، پيشين، ص187 و تاريخ طبري، پيشين، ص326 و تاريخ طبري، پيشين، ص326 و انساب الاشراف، پيشين، ص230 و سيره ابن هشام، پيشين، ص266 والبدايه والنهايه، پيشين، ص42 و سيره ابن اسحاق، پيشين، ص154.
و همچنین این بحث در کتاب ( المناقب ١/۵٨)

با تشکر..

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عماد

[TD][/TD]

سلام علیکم

بله این مطلب در تاریخ طبری با این تعبیر آمده است:

ان اشراف قومه اجتمعوا له يوما- فيما حدثنى محمد بن موسى الحرشي، قال: حدثنا ابو خلف عبد الله بن عيسى، قال: حدثنا داود، عن عكرمه، عن ابن عباس، ان قريشا وعدوا رسول الله ص ان يعطوه مالا فيكون اغنى رجل بمكة، و يزوجوه ما اراد من النساء.(1)
ترجمه: سران قوم فراهم آمدند و به پيمبر و عده دادند كه مالى بدو دهند چنانكه توانگرترين مرد مكه شود و هر كه را خواهد به زنى او دهند(2)

منابع:
1.تاريخ الأمم و الملوك ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310)، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، ط الثانية، 1387/1967.،ج‏2،ص:337
2.تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش،ج‏3،ص:879

همچنین در این منابع آمده است:
یک: سبل الهدى و الرشاد فى سيرة خير العباد، محمد بن يوسف الصالحى الشامى(م 942)، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى، 1414/1993،ج‏2،ص:425

دو:عيون الأثر فى فنون المغازى و الشمائل و السير، أبو الفتح محمد بن سيد الناس (م 734)، تعليق ابراهيم محمد رمضان، بيروت، دار القلم، ط الأولى، 1414/1993، ج1، ص125

ممنون استاد فکر می کنم همه این کتابها، کتابهای معتبری باشند و بنده به همینها اکتفا می کنم و می تونید تایپیک رو ببندید...
با تشکر از شما...

++Hadi++;996681 نوشت:
چون برای اثبات عدم شهوترانی پیامبر اکرم ص در مقابل فردی منکر لازمش دارم!
البته گفته می شه در این کتابها، اون جریان نوشته شده:

علاوه بر آنچه گفته شد اگر شما به وضعیت همسران پیامبر صلی الله علیه وآله دقت کنید خواهید دید که قریب به اتفاق آنان بیوه بودند. پیامبری که رهبری جامعه را بر عهده داشت و از قداست بالایی در بین صحابه برخوردار بود و می توانست بهترین دختران را انتخاب کند بجز یک همسر، سایر همسرانش بیوه بودند. این خود می تواند دلیل محکمی باشد که حضرت محمدصلی الله علیه واله معیارهای در ازدواج داشته اند که با آنچه در تصور برخی اسلام ستیزان است فاصله زیادی دارد

استاد دلایل زیادی دارم.
1- بحث پیشنهاد بهترین دختران به پیامبر اکرم ص از کانال حضرت ابوطالب ع و عدم قبول از سمت پیامبر اکرم ص
2- پیامبر اکرم ص مجبور نبودند رسم جاهلیت را که انواع ازدواج ها مانند نکاح الجمع و ... بودند رو براندازند، وقتی می تونستند در خانه های پرچم دار با بهترین زنان عرب مجامعت داشته باشند و هر ساعت با چندین زیبارو مجامعت کنند!
3- پیامبر اکرم ص تا سن 55 سالگی فقط 1 همسر داشتند و وقتی بحث فراگیر شدن اسلام و آماده شدن برای فتح مکه پیش اومد، به مدت 6 سال برای برقراری رابطه با سران قبایل عرب، از اونها زن می گرفتند چون رسم عرب این بود!
4- فرد شهوتران وقتی زن جدیدی می گیرد، معمولا زن دوم از زن اول زیباتر و یا جوانتر است ولی در مورد پیامبر اکرم ص یکی در میان پیر یا جوان بودند!
5- به فرض کافران بر اینکه پیامبر اکرم ص خود، نویسنده قرآن است، اگر چنین بوده باشد، ایشون مجبور نبودند در سن 61 سالگی در قرآن خود را از ازدواج مجدد بازدارند در صورتیکه در جایی از قرآن، پیامبر اکرم ص دیگر مجاز به ازدواج دوباره نبودند و از قضا، ایشون در اون زمانی از ازدواج دوباره ممنوع شدند که فتح مکه انجام شد و نیازی به برقراری ارتباط با قبایل برای قدرتمند شدن جبهه اسلام نبود!
6- با توجه به اینکه قرار بود اعراب شهوتران پر اشتها در امور همسران و شهوات، محدود شوند، محدودیت فقط به یک زن به صورت آنی ممکن نبود و نیاز به فرهنگ سازی تدریجی داشت و این بود که پیامبر اکرم ص مجبور بود خود این فرهنگ را ساری و جاری سازند!
7- اینکه در جامعه ای مثل عربستان قدیم، با داشتن جنگ های فراوان و کارهای سخت برای مردان و در نتیجه مرگ میر مردان و به هم خوردن تعادل جمعیتی بین مردان و زنان و در نتیجه تعدد زیاد زنان بی همسر، و با وجود اینکه کار اجتماعی مختص مردان بود و زنان در اجتماع نقشی نداشتند( نان آور دختران و همسران، مردان بودند)، پس باید مردان می توانستند با چند زن ازدواج کنند! در نتیجه پیامبر اکرم ص باید خود این رسم را فرهنگی می کردند. علل الخصوص اینکه پیامبر اکرم ص تجدید فراش های خود را پس از وفات همسر اول خودشان شروع کردند و این به مفهوم خیانت و ... نبود!
دلایل دیگری هم هستند...
فقط استاد سوالی که این اواخر ذهنم رو درگیر کرده (و شاید مربوط به این تایپیک نشه) اینکه اگر خدا یا پیامبر فردی رو از ازدواج با فردی دیگر منع کنه، اون فرد باید با غرایض خودش چه کار بکنه؟ حالا در مورد همسران پیامبر ص مخصوصا جوانترها که بعد از پیامبر اکرم ص اجازه ازدواج دوباره رو نداشتند، اینها رو یه کم درک نمی کنم! آیا خدا هم امیال شهوانی اونها رو کور کرده بود یا اینکه با داشتن غرایض جنسی، مجبور به تحریم ازدواج بودند؟!! در کل همچین آدمی با امیالش چه کار باید بکنه؟(اگر خودمونو جای اونها بگذاریم می بینیم با همین شهوات و ... کار سخت می شه!) ممنون...

++Hadi++;997377 نوشت:
استاد دلایل زیادی دارم.
1- بحث پیشنهاد بهترین دختران به پیامبر اکرم ص از کانال حضرت ابوطالب ع و عدم قبول از سمت پیامبر اکرم ص
2- پیامبر اکرم ص مجبور نبودند رسم جاهلیت را که انواع ازدواج ها مانند نکاح الجمع و ... بودند رو براندازند، وقتی می تونستند در خانه های پرچم دار با بهترین زنان عرب مجامعت داشته باشند و هر ساعت با چندین زیبارو مجامعت کنند!
3- پیامبر اکرم ص تا سن 55 سالگی فقط 1 همسر داشتند و وقتی بحث فراگیر شدن اسلام و آماده شدن برای فتح مکه پیش اومد، به مدت 6 سال برای برقراری رابطه با سران قبایل عرب، از اونها زن می گرفتند چون رسم عرب این بود!
4- فرد شهوتران وقتی زن جدیدی می گیرد، معمولا زن دوم از زن اول زیباتر و یا جوانتر است ولی در مورد پیامبر اکرم ص یکی در میان پیر یا جوان بودند!
5- به فرض کافران بر اینکه پیامبر اکرم ص خود، نویسنده قرآن است، اگر چنین بوده باشد، ایشون مجبور نبودند در سن 61 سالگی در قرآن خود را از ازدواج مجدد بازدارند در صورتیکه در جایی از قرآن، پیامبر اکرم ص دیگر مجاز به ازدواج دوباره نبودند و از قضا، ایشون در اون زمانی از ازدواج دوباره ممنوع شدند که فتح مکه انجام شد و نیازی به برقراری ارتباط با قبایل برای قدرتمند شدن جبهه اسلام نبود!
دلایل دیگری هم هستند...
فقط استاد سوالی که این اواخر ذهنم رو درگیر کرده (و شاید مربوط به این تایپیک نشه) اینکه اگر خدا یا پیامبر فردی رو از ازدواج با فردی دیگر منع کنه، اون فرد باید با غرایض خودش چه کار بکنه؟ حالا در مورد همسران پیامبر ص مخصوصا جوانترها که بعد از پیامبر اکرم ص اجازه ازدواج دوباره رو نداشتند، اینها رو یه کم درک نمی کنم! آیا خدا هم امیال شهوانی اونها رو کور کرده بود یا اینکه با داشتن غرایض جنسی، مجبور به تحریم ازدواج بودند؟!! در کل همچین آدمی با امیالش چه کار باید بکنه؟(اگر خودمونو جای اونها بگذاریم می بینیم با همین شهوات و ... کار سخت می شه!) ممنون...

سلام ، بنده خواستم تشکر کنم فقط ، خیلی به دردم خورد ، همین چند روز پیش همین شبه رو یکی توی دلم انداخته بود که به حمد خدا توسط شما پاسخ گفته شد ، واقعا دستتون درد نکنه دیدم با صلوات نمیشه حق تشکر رو به جا آورد گل خدا اجرتان دهد .

به من بیاموز;997378 نوشت:
سلام ، بنده خواستم تشکر کنم فقط ، خیلی به دردم خورد ، همین چند روز پیش همین شبه رو یکی توی دلم انداخته بود که به حمد خدا توسط شما پاسخ گفته شد ، واقعا دستتون درد نکنه دیدم با صلوات نمیشه حق تشکر رو به جا آورد گل خدا اجرتان دهد .

ممنون از شما...البته در پست قبل دو بند هم اضافه شد...

++Hadi++;997377 نوشت:
استاد دلایل زیادی دارم.
1- بحث پیشنهاد بهترین دختران به پیامبر اکرم ص از کانال حضرت ابوطالب ع و عدم قبول از سمت پیامبر اکرم ص
2- پیامبر اکرم ص مجبور نبودند رسم جاهلیت را که انواع ازدواج ها مانند نکاح الجمع و ... بودند رو براندازند، وقتی می تونستند در خانه های پرچم دار با بهترین زنان عرب مجامعت داشته باشند و هر ساعت با چندین زیبارو مجامعت کنند!
3- پیامبر اکرم ص تا سن 55 سالگی فقط 1 همسر داشتند و وقتی بحث فراگیر شدن اسلام و آماده شدن برای فتح مکه پیش اومد، به مدت 6 سال برای برقراری رابطه با سران قبایل عرب، از اونها زن می گرفتند چون رسم عرب این بود!
4- فرد شهوتران وقتی زن جدیدی می گیرد، معمولا زن دوم از زن اول زیباتر و یا جوانتر است ولی در مورد پیامبر اکرم ص یکی در میان پیر یا جوان بودند!
5- به فرض کافران بر اینکه پیامبر اکرم ص خود، نویسنده قرآن است، اگر چنین بوده باشد، ایشون مجبور نبودند در سن 61 سالگی در قرآن خود را از ازدواج مجدد بازدارند در صورتیکه در جایی از قرآن، پیامبر اکرم ص دیگر مجاز به ازدواج دوباره نبودند و از قضا، ایشون در اون زمانی از ازدواج دوباره ممنوع شدند که فتح مکه انجام شد و نیازی به برقراری ارتباط با قبایل برای قدرتمند شدن جبهه اسلام نبود!
دلایل دیگری هم هستند...
فقط استاد سوالی که این اواخر ذهنم رو درگیر کرده (و شاید مربوط به این تایپیک نشه) اینکه اگر خدا یا پیامبر فردی رو از ازدواج با فردی دیگر منع کنه، اون فرد باید با غرایض خودش چه کار بکنه؟ حالا در مورد همسران پیامبر ص مخصوصا جوانترها که بعد از پیامبر اکرم ص اجازه ازدواج دوباره رو نداشتند، اینها رو یه کم درک نمی کنم! آیا خدا هم امیال شهوانی اونها رو کور کرده بود یا اینکه با داشتن غرایض جنسی، مجبور به تحریم ازدواج بودند؟!! در کل همچین آدمی با امیالش چه کار باید بکنه؟(اگر خودمونو جای اونها بگذاریم می بینیم با همین شهوات و ... کار سخت می شه!) ممنون...

سلام

تا اونجایی که من متوجه شدم
در زمان حیات پیامبر ص، همسران ایشان اگر از شرایط راضی نبودند میتوانستند تقاضای طلاق کنند. و در این رابطه ایه ای داریم که فرموده اگر زینت دنیا میخواهید بیایید تا مهریه را بدهم و طلاقتان بدهم. پس طبعا زنی که دنبال مثلا یک مرد ثروتمند و با جمال و کمال بوده میتوانسته مهرش را بگیرد و برود پی همان مردی که دوست دارد.

بعد از شهادت پیامبر ص :
پیامبر اجازه طلاق یا گرفتن عنوان ام المومنین را به امیرالمومنین ع واگذار میکنند.
پس اگر بعد از شهادت پیامبر، همسرشان بخواهد با کس دیگری زندگی کند ، امیر المومنین ع می توانست عنوان ام المومنین را از او سلب کند تا بعد بتواند با شخص دیگری ازدواج کند.

خباء;997381 نوشت:
سلام

تا اونجایی که من متوجه شدم
در زمان حیات پیامبر ص، همسران ایشان اگر از شرایط راضی نبودند میتوانستند تقاضای طلاق کنند. و در این رابطه ایه ای داریم که فرموده اگر زینت دنیا میخواهید بیایید تا مهریه را بدهم و طلاقتان بدهم. پس طبعا زنی که دنبال مثلا یک مرد ثروتمند و با جمال و کمال بوده میتوانسته مهرش را بگیرد و برود پی همان مردی که دوست دارد.

بعد از شهادت پیامبر ص :
پیامبر اجازه طلاق یا گرفتن عنوان ام المومنین را به امیرالمومنین ع واگذار میکنند.
پس اگر بعد از شهادت پیامبر، همسرشان بخواهد با کس دیگری زندگی کند ، امیر المومنین ع می توانست عنوان ام المومنین را از او سلب کند تا بعد بتواند با شخص دیگری ازدواج کند.


ممنون از شما...نکته بسیار مفید و خوبی بود...موفق باشید...
موضوع قفل شده است