جمع بندی آیا علم می‌تواند درباره وجود خدا اظهار نظر کند؟

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا علم می‌تواند درباره وجود خدا اظهار نظر کند؟

با سلام خدمت اساتید و کارشناسان بزرگوار

از دید دانشمندان مذهبی نظرات دانشمندان علوم تجربی و ریاضیات درباره ماهیت هستی (چیستی هستی نه چگونگی آن) تا چه حد قابل اعتناست؟

اصلاً علم از نظر مذهبیون صلاحیت اظهار نظر درباره ماهیت هستی و سوالات بنیادین بشر رو داره؟

آیا با روش علمی می‌شه مسائل اساسی بشر که در گذشته غالباً توسط بزرگان دینی پاسخ داده می‌شدن (مثلاً وجود یا عدم وجود خدا) رو بررسی کرد؟

 

بدیهیه که منظور از علم در این نوشته علم تجربیه که ریشه در اروپا و عصر رنسانس داره

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

از دید دانشمندان مذهبی نظرات دانشمندان علوم تجربی و ریاضیات درباره ماهیت هستی (چیستی هستی نه چگونگی آن) تا چه حد قابل اعتناست؟

اصلاً علم از نظر مذهبیون صلاحیت اظهار نظر درباره ماهیت هستی و سوالات بنیادین بشر رو داره؟

آیا با روش علمی می‌شه مسائل اساسی بشر که در گذشته غالباً توسط بزرگان دینی پاسخ داده می‌شدن (مثلاً وجود یا عدم وجود خدا) رو بررسی کرد؟

ببینید از نگاه ما این سوالاتی که می فرمایید در قلمروی علم نیست، و علم ابزار لازم برای کشف آنها را ندارد. البته علم میتواند یاری دهنده باشد، بدین معنا که موضوع و مصادیق را برای براهین عقلی آماده و مهیا کند مانند اثبات نظم برای برهان نظم؛ اما وظیفه اصلی خارج از حیطه تجربه و علم است، برخلاف آنچه که بسیاری از دانشمندان مانند هاکینگ و داوکینز معتقد هستند.

برخی دانشمندان امروزه علنا از این مبنا صحبت می کنند که الاهیات و سوالات بنیادین بشر در این حوزه در قلمرو علم است، اما ابتدایی ترین چالش در برابر ایشان این است که اگر قرار است علم قلمروی علوم را ترسیم کند خود این که الاهیات در قلمرو علم است چگونه با تجربه و بهره گیری از علم قابل اثبات است؟

طبق آنچه گذشت روشن میشود که تعیین قلمروی علم و همچنین عقل بر عهده فلسفه و روش های تحلیلی است، نه علم و تجربه. همانطور که دیوید هیوم میگوید تجربه حتی توان اثبات اصل علیّت را ندارد، چون آنچه ما تجربه می کنیم فقط تقارن است، نه علیّت!

همچنین با تحلیل عقلی به راحتی میتوان فهمید که روش تحقیق در خصوص یک موضوع باید متناسب با آن موضوع باشد. یعنی فارغ از بحث وجود خدا، اگر کسی ادعا کرد یک موجود عجیب و غریب وجود دارد که قابل حس و تجربه نیست، فارغ از اینکه این اعتقاد درست باشد یا غلط، بالاخره با حس و تجربه قابل اثبات و رد نیست، چون فرض این است که خارج از قلمروی حس است! یعنی اگر ما با این روش به بحث ورود کردیم فرضمان در مورد آن موجود را تغییر داده ایم و آن چیزی را که رد می کنیم، آن چیزی نیست که طرف مقابل ما ادعای وجود آن را دارد.

با سلام

در آیات 194 و 195 سوره اعراف، آزمایشی تجربی برای اثبات ناتوانی معبودهای غیر خدا طرح شده است:

194إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ أَمْثالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

195أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَیْد یَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ کیدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ

ترجمه:

194 ـ آنهائى را که غیر از خدا مى خوانید (و پرستش مى کنید)، بندگانى همچون خود شما هستند; آنها را بخوانید، و اگر راست مى گوئید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را بر آورند)!

195 ـ آیا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهائى دارند که با آن راه بروند؟! یا دست هائى دارند که با آن چیزى را بگیرند (و کارى انجام دهند)؟! یا چشمانى دارند که با آن ببینند؟! یا گوش هائى دارند که با آن بشنوند؟! بگو: بت هاى خویش را که شریک خدا قرار داده اید (بر ضدّ من) بخوانید، و براى من نقشه بکشید، و لحظه اى مهلت ندهید!

به این صورت که اگر از معبودهای غیر خدا درخواستی شود و پاسخ ندهند، توانایی آنها رد می شود. اما این آزمایش تجربی برای بررسی قدرت خدا قابل اتکا تلقی نمی گردد که بحثش در تاپیک زیر مطرح شده:

http://askdin.com/thread/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D8%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%81

 

به نظر می رسد که خدا خواسته طوری در جهان تاثیر بگذارد که با علوم تجربی قابل توجیه باشد. انگار که از قصد قرار بوده همیشه جای شک و شبهه باقی گذاشته شود.

به لحاظ نظری معجزات می تونستند طوری اتفاق بیفتند که جای شک و شبهه برای هیچ انسان امروزی باقی نمونه. تصور کنید که نسخه ای قدیمی از قرآن کشف میشد که حروف آن فرضاً به شکل هولوگرام ثبت شده باشند. آیا دیگر جای شک و شبهه باقی می ماند؟ یا اگر اعجاز عددی به شکلی بود که یک قاعده عددی ثابت برای تمام آیات داشتیم ...

 

حالا در این خصوص توجیهات مختلفه. ممکنه گفته بشه که میزانی از سردرگمی برای کمال انسان مورد نیاز بوده. یا ممکنه حکمت دیگری بوده یا ...

الآن یادم اومد: قدیم آیه آخر سوره کهف رو که می خوندیم سر ساعتی که می خواستیم بیدار می شدیم.

شاید از این طریق بشه یه شیوه بررسی تجربی رو طرح کرد

الآن یادم اومد: قدیم آیه آخر سوره کهف رو که می خوندیم سر ساعتی که می خواستیم بیدار می شدیم.

شاید از این طریق بشه یه شیوه بررسی تجربی رو طرح کرد

نه خب این نمیتونه توجیهی کنه چون هیچ دلیل تجربی ای پشتش نیست و ممکنه خیلیا بگن تصادفی بوده یا به خاطر تلقین های قبل خواب و باور قلبی بوده. من خودم یه بار بچه بودم این کارو امتحان کردم و جواب نداد. و اینقدر خورد تو ذوقم که خدا میدونه.

ساعت 10 صبح پاشدم گریه میکردم چرا ساعت 7 بیدار نشدم Fool

الآن یادم اومد: قدیم آیه آخر سوره کهف رو که می خوندیم سر ساعتی که می خواستیم بیدار می شدیم.

شاید از این طریق بشه یه شیوه بررسی تجربی رو طرح کرد

نه خب این نمیتونه توجیهی کنه چون هیچ دلیل تجربی ای پشتش نیست و ممکنه خیلیا بگن تصادفی بوده یا به خاطر تلقین های قبل خواب و باور قلبی بوده. من خودم یه بار بچه بودم این کارو امتحان کردم و جواب نداد. و اینقدر خورد تو ذوقم که خدا میدونه.

ساعت 10 صبح پاشدم گریه میکردم چرا ساعت 7 بیدار نشدم Fool

بله به این شکل نمی تونه یک آزمایش علمی تلقی بشه. بلکه باید طوری انجام بشه که امکان تاثیر تلقین رو از بین ببره. مثلا یک ساعتی داشته باشیم که به طور رندوم قدری جلو یا عقب بیفته و دعا کنیم که وقای ساعت به یک عدد خاص رسید بیدار شیم. حالا اگر زمان بیدار شدن ما وابسته به رفتار رندوم این ساعت باشه، میشه نتیجه گرفت که یک عامل متافیزیکی در این موضوع دخیل بوده. این آزمایش اگر جواب بده می تونه متافیزیک رو اثبات کنه اما اگر جواب نده، امکان توجیه وجود داره که بگیم اصلا خدا نخواسته ما وجودش رو از طریق آزمایش بفهمیم ...

جمع بندی

_____________________________________

پرسش:

از دید دانشمندان مذهبی آیا علوم تجربی صلاحیت اظهار نظر درباره ماهیت هستی و سوالات بنیادین بشر را دارد؟ آیا اساسا با روش علمی می‌شود مسائل اساسی بشر مثل وجود یا عدم وجود خدا که در گذشته غالباً توسط بزرگان دینی پاسخ داده می‌شدند، را پاسخ داد؟

پاسخ:

بله همانطور که از کلام شما می توان فهمید امروز برخی از دانشمندان تجربی مثل هاوکینگ، داوکینز و دیگران معتقد هستند سوالات اساسی بشر چون وجود خدا، و هدف پیدایش جهان و مانند آن در حیطه علم بوده و باید با روش های تجربی برای پاسخ به این سوالات بهره برد.(1)

اما این سخنان صحیح نیستند، چرا که تعیین قلمروی علم بر عهده خود علوم تجربی نیست، بلکه یک مسئله تحلیلی و عقلی است. بنابراین ابتدایی ترین چالش در برابر ایشان این است که اگر قرار است علم تجربی قلمروی خودش را ترسیم کند خود این ادعا که «الاهیات در قلمرو علم است» چگونه با تجربه و بهره گیری از روش های تجربی قابل اثبات است؟

وقتی نمی توان این ادعا را با روش های تجربی اثبات کرد، روشن میشود تعیین قلمروی علوم تجربی و عقلی خودش یک مسئله تحلیلی و عقلی است، یعنی عقل ابتدا موضوع یک مسئله و سوال را تصور می کند و سپس راه و روش برای رسیدن به پاسخ آن را بیان می کند.

عقل به روشنی می گوید که روش تحقیق در خصوص یک موضوع باید متناسب با آن موضوع باشد. یعنی فارغ از بحث وجود خدا، اگر کسی ادعا کرد یک موجود عجیب و غریب وجود دارد که قابل حس و تجربه نیست، فارغ از اینکه این اعتقاد درست باشد یا غلط، بالاخره با حس و تجربه قابل اثبات و رد نیست، چون فرض این است که خارج از قلمروی حس است! بنابراین اگر ما با روش تجربی به بحث ورود کردیم فرضمان در مورد آن موجود را تغییر داده ایم و آن چیزی را که رد می کنیم، آن چیزی نیست که طرف مقابل ما ادعای وجود آن را دارد.

البته علم می تواند در این مسیر کمک کننده باشد، بدین صورت که اگرچه همه استدلال ها عقلی هستند، اما برخی از آنها در حوزه الاهیات چون وجود خدا از مقدمات حسّی بهره برده اند، مثلا در برهان نظم و حدوث و حرکت، اصل این نظم و حدوث و حرکت را حس درک می کند، و سپس برای چینش یک استدلال عقلی آنها را در اختیار عقل می گذارد. و همچنین می تواند با پیشرفت های علمی گزاره هایی را در تایید دین، و حقانیت سخنان خداوند بیان کند.

پی نوشت ها:

  1. برای اطلاع بیشتر ر.ک:

Hawking, Stephen , Brief Answers to the Big Questions, London, John Murray, , 2018, p29
Hawking, Stephen, Mlodinow, Leonard, The Grand Design,new york, bantam books, 2010, p5.
Richard Dawkinz,The God Delusion, London, bantam press, 2006, p50,71.

موضوع قفل شده است