جمع بندی آیا جن بر فطرت توحیدی خلق نشده است؟

تب‌های اولیه

32 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا جن بر فطرت توحیدی خلق نشده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب

در جلسه ی بیست و نهم درس تفسیر قران،حضرت علّامه جوادی آملی حفظه الله تعالی

(ذیل آیات 54-57 سوره حج) می فرمایند:

"بچه تا دروغ را ولو از راه شوخي، خيانت را ولو از راه بازي، نبيند ياد نمي‌گيرد براي اينكه با فطرتِ توحيدي خلق شد با ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ خلق شد سمّ با گوارشِ او سازگار نيست معصيت هم با فطرت او سازگار نيست همه از بيرون مي‌آيد، اما جن اين طور نيست جن مي‌تواند اين‌چنين باشد براي اينكه با آن فطرت توحيدي خلق نشده لذا شيطان، جن است ديگر شيطان، شيطان ديگر ندارد"

در حالیکه در آیه ی شریفه 54/ذاریات هدف خلقت جن و انس یک چیز بیان شده است:

"و ما خلقت الجن و الإنس الّا لیعبدون"

حال این سؤال پیش می آید که چگونه جنّ بر فطرت توحیدی خلق نشده امّا هدف خلقتش عبودیت یا به تعبیری

معرفت الله است؟

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صادق

حبیبه;889787 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب

در جلسه ی بیست و نهم درس تفسیر قران،حضرت علّامه جوادی آملی حفظه الله تعالی

(ذیل آیات 54-57 سوره حج) می فرمایند:

"بچه تا دروغ را ولو از راه شوخي، خيانت را ولو از راه بازي، نبيند ياد نمي‌گيرد براي اينكه با فطرتِ توحيدي خلق شد با ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ خلق شد سمّ با گوارشِ او سازگار نيست معصيت هم با فطرت او سازگار نيست همه از بيرون مي‌آيد، اما جن اين طور نيست جن مي‌تواند اين‌چنين باشد براي اينكه با آن فطرت توحيدي خلق نشده لذا شيطان، جن است ديگر شيطان، شيطان ديگر ندارد"

در حالیکه در آیه ی شریفه 54/ذاریات هدف خلقت جن و انس یک چیز بیان شده است:

"و ما خلقت الجن و الإنس الّا لیعبدون"

حال این سؤال پیش می آید که چگونه جنّ بر فطرت توحیدی خلق نشده امّا هدف خلقتش عبودیت یا به تعبیری

معرفت الله است؟

با تشکر

باسلام و تشکر از طرح پرسش بسیار عمیق تان .
گویا دلیلی وحیانی ویا عقلانی بر فطرت توحیدی جنیان در دست نیست ولی بر اساس آموزه های وحیانی آدمیان
بر فطرت توحیدی آفریده شده اند .
از این رو در قران فرمود : : فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا (روم(30)‌،30).
طبق این آیه هر فردي از افراد انسان، هر گاه به خود واگذار شود و فطرت او از پيرايه‌هاي علمي و فشار عوامل خارجي رهايي يابد، متوجه نيرويي توانا و مقتدر و ما فوق قدرت‌هاي مادي و محسوس مي‌شود و خود را با علم حضوري، مقهور و مملوك خدايي مي‌داند كه مبدأ و سرانجام انسان است؛ خالقي كه از روح نامتناهي خود در انسان دميده و شخصيت او را به گونه‌اي ساخته كه جز به پروردگار و مبدأ نامتناهي و غير محدود كه تدبير او را هم در دست دارد، تكيه و اعتماد نداشته باشد، و چنين گرايش دروني، انسان را به تلاش پيگير براي نزديك شدن به خدا و هدف نهايي فرا‌خوانده، كمال و سعادت خويش را در تقرب به او مي‌جويد و به اقتضاي همان فطرت و سرشت انساني، يگانه راه رسيدن به مقصود و دست‌يابي به كمال انساني را تبعيّت از شريعت و روشي مي‌داند كه خدا و مدير آفرينش هماهنگ با نياز‌ها و استعداد‌هاي انسان براي او ابلاغ و ارائه كرده‌ است.به تعبير ديگر، فقط گرايش به خدا فطري نيست؛ بلكه همه دين و از جمله شريعت و احكامي كه خدا براي انسان انشا و ابلاغ كرده نيز فطري است؛ چرا كه اين احكام و دستورها مبتني بر مصالح و استعداد‌ها و نيازهاي واقعي و خلقتيِ انسان و ابزاري براي تعالي او است؛ بدين سبب، قرآن پذيرش اسلام را بازگشت به فطرت انساني و اقتضاي آفرينش او معرفي مي‌كند؛ آفرينشي كه تغيير ناپذير است .
واین یکی دیگر از امتیزات جناب خلیفه الهی است که بر خلاف سایر موجودات تنها او با سرشت توحید خلق گردیده است .
اما باید توجه داشت که این مسله تعارضی با آیه مبارکه سوره الذاریات ندارد ، زیرا تکلیف و عبویت دایر مدار سرشت توحیدی نیست بلکه دایر مدار قدرت بر ادایی تکلیف وانجام عبویت واختیار است که جنیان همانند انسان از آن ها بر خور دار اند .
گفتنی است گرچه در مورد جنیان اطلاعات چندانی نداریم اما آنان در مرحله عقل ابتدایی یعنی خیال و وهم اند و توانایی ایشان از این مرحله فراتر نمی رود.در مسئله تکلیف که بر جنیان و انسان ها واجب است و آنان همانند انسان ها موجوداتی مکلف و مختار می باشند، نیازی نیست که عقل کامل و تمامی هم چون انسان داشته باشند بلکه درجه ای از عقل برای وجوب تکلیف کفایت می کند.
بنا بر این جنیان مثل انسان موجودات با اختیارند و استعداد تکامل را دارا هستند و برخی از ایشان نیز خدا پرستند،

باسمه العلیم

صادق;891514 نوشت:
گویا دلیلی وحیانی ویا عقلانی بر فطرت توحیدی جنیان در دست نیست

عرض سلام و ادب و همینطور تشکر از پاسخ خوب حضرتعالی

حضرت علامه جوادی آملی آیه شریفه ی"ابی و استکبر و کان من الکافرین" را دلیل کفر مضمر شیطان دانسته اند

(این مطالب را در دروس تفسیر ایشان از رادیو معارف شنیدم).می توان همین مطلب را دلیلی بر فقدات فطرت توحیدی

جنیان محسوب داشت؟

اگر پاسخ مثبت باشد سؤالات دیگری نیز مطرح خواهد شد.

با تشکر

حبیبه;889787 نوشت:
در حالیکه در آیه ی شریفه 54/ذاریات هدف خلقت جن و انس یک چیز بیان شده است:

"و ما خلقت الجن و الإنس الّا لیعبدون"

حال این سؤال پیش می آید که چگونه جنّ بر فطرت توحیدی خلق نشده امّا هدف خلقتش عبودیت یا به تعبیری

معرفت الله است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

اگر ما توحید را همه جانبه ببینیم

بنظر باید تعریف را عوض کرد

ما می دانیم خداوند متعال در فهم ما دارای صفات رحمانی و سلبی است

اگر ما بگوییم انسان فطرتا بر اساس صفاتی رحمانی خدا خلق شده است جنیان بر اساس صفات سلبی و غضب خداوند متعال

و خداوند متعال هر دو گروه را به سمت خود فرا خوانده
و در هر دو امکان رشد هر دو صفت را قرار داه

اما پایه در انسان صفات رحمانی است و این که آن را از دست نده
اما در جنیان صفات نا عیر رحمانی و غضب و به اینکه انرا مهار کن و صفات رحمانی را بدست بیاورد.

هر دو بر توحید خلق شدند اما پایه اخلاقی شون فرق داره(انسان فطرتا رحمانی و جن فطرتا غیر رحمانی و در این بین هم ممکنه هر دو صاحب هر دو باشند)

امیدوارم روشن گفته باشم و منظور را رسونده باشم

یا علی(ع)@};-

باسمه العلیم

رستگاران;896151 نوشت:
هر دو بر توحید خلق شدند اما پایه اخلاقی شون فرق داره

سلام علیکم

حضرت علامه جوادی آملی در این مورد توضیح دیگری نفرمودند،ضمن اینکه فطرت توحیدی به معنای یگانه پرستی

است و آنچه شما می فرمائید دارا بودن مظهریت اسماء جلالی و جمالی توسط انسان و جن است.

به این برداشت اشکالات متعددی وارد است از جمله اینکه انسان کامل جامع اسماء جمالی و جلالی است.

دیگر آنکه جنیان مؤمن هم می توانند مظهریت اسماء جمال را داشته باشند.پس ظاهرا نمی توان چنین تفکیکی

را از جهت دارا بودن مظهریت اسماء جلالی و جمالی بین انسان و جن پذیرفت.

با تشکر

حبیبه;896155 نوشت:
حضرت علامه جوادی آملی در این مورد توضیح دیگری نفرمودند،ضمن اینکه فطرت توحیدی به معنای یگانه پرستی

است و آنچه شما می فرمائید دارا بودن مظهریت اسماء جلالی و جمالی توسط انسان و جن است.

به این برداشت اشکالات متعددی وارد است از جمله اینکه انسان کامل جامع اسماء جمالی و جلالی است.

دیگر آنکه جنیان مؤمن هم می توانند مظهریت اسماء جمال را داشته باشند.پس ظاهرا نمی توان چنین تفکیکی

را از جهت دارا بودن مظهریت اسماء جلالی و جمالی بین انسان و جن پذیرفت.

با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

اینکه توحید را چه تعبیری دارند بنظر باید استنادش کامل شود

اما چیزی که من برداشت می کنم

هیچ موجودی دو گانه پرست نیست

*بنام خداوند بخشنده مهربان* بگو: به من وحى شده است که جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفته اند: «ما قرآن عجیبى شنیده ایم، ۱که به راه راست هدایت مى کند، پس ما به آن ایمان آورده ایم و هرگز کسى را همتاى پروردگارمان قرار نمى دهیم، ۲و این که والا است مقام با عظمت پروردگار ما، و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نکرده است

آیات ابتدایی سوره جن را نگاه کنید
http://makarem.ir/quran/?lid=0&view=1#72:1
یا حتی جای دیگر آیه ایی هست که خدا از همه پرسیده خدا کیست می گویند الله(نقل مضمون می کنم اگر شماره آیه را می دانید لطف می کنید بیاورید؟)

بلکه همه خدای یکتا را می شناسند اما در تکلیف و مظهریت صفات فرق دارد.

همه می توانند مظهر اسم اللهی باشند اصلا هیچ موجودی نیست مگر اینکه تجلی اسماء اللهی است

اما در این بین بنا بر هدف اللهی

عده ایی صاحب اسماء شدند و در اختیارشون است و تجلی صفاتی در انها پر رنگ تر است و در تکلیف مامور شدند بر اساس ان عمل کنند

انسان صاحب صفات رحمانی است و در ان پر رنگ است
مهربان است
نوع دوست است
و...عده ایی از انسان ها هم در شرایط در مرتبه صفات غیر رحمانی چون غضب و پلیدی و..(البته این ها را برای تفکیک می گوییم و الا هر کدام در جای خودش بررسی شود جمع هستند.)

جن هم فطرتا دارای غضب و صفاتی که در مقابل یا در مرتبه پایین تر است هست(انسان هم این را دارا است)

در تکلیف هم هر دو مکلف به یک قرآن هستند

هر دو باید به سمت خدای واحد بیایند

اما انسان با از دست ندادن صفات رحمانی
و جن با بدست آوردن صفات رحمانی

علت برتری انسان به جن هم همین می تواند باشد.

چرا که خداوند رحمت اش بر غضبش پیشی دارد

و چون انسان رحمتش بر غضبش پیشی دارد پس از جن برتری دارد

مگر برعکس شود.

و چون انسان هم صفات رحمانی و قابلیت رشد و کامل کردن آن را دارد برتری دارد به موجودات عالم
و جن هم قابلیت هر دو را دارد اما غضبش پیشی گرفته بر رحمتش

مگر در شرایطی که انسان ها هم متفاوت خواهند بود.

یا علی(ع)@};-

باسمه العلیم

رستگاران;896159 نوشت:
و چون انسان رحمتش بر غضبش پیشی دارد پس از جن برتری دارد

جناب استاد صادق گرامی دلیل برتری انسان بر جنیان را کمال عقل و فطرت توحیدی انسان دانستند:

صادق;891514 نوشت:
آنان در مرحله عقل ابتدایی یعنی خیال و وهم اند و توانایی ایشان از این مرحله فراتر نمی رود

رستگاران;896159 نوشت:
یا حتی جای دیگر آیه ایی هست که خدا از همه پرسیده خدا کیست می گویند الله(نقل مضمون می کنم اگر شماره آیه را می دانید لطف می کنید بیاورید؟)

آیه شریفه 172 اعراف:

"
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ

أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلین"

البته آیه فوق در مورد ذریه آدم است .

برداشت از آیات قران نمی تواند ذوقی باشد بهتر است برای آن دلایلی از خود قران،روایات و یا دلایل عقلی و معرفتی اقامه کرد.

حبیبه;896146 نوشت:
باسمه العلیم

عرض سلام و ادب و همینطور تشکر از پاسخ خوب حضرتعالی

حضرت علامه جوادی آملی آیه شریفه ی"ابی و استکبر و کان من الکافرین" را دلیل کفر مضمر شیطان دانسته اند

(این مطالب را در دروس تفسیر ایشان از رادیو معارف شنیدم).می توان همین مطلب را دلیلی بر فقدات فطرت توحیدی

جنیان محسوب داشت؟

اگر پاسخ مثبت باشد سؤالات دیگری نیز مطرح خواهد شد.

با تشکر

با سلام وتشکر .
عنایت دارید که شیطان (= ابلیس = عزازیل ) گرچه از نوع جنیان است ولی یک فرد از آنها است مثل که مثلا فرعون یک فرد از بشر است .
پس کفر مضمر (=نهفته ) ابلیس را نمی توان نشانه ی بر فقدان فطرت توحیدی همه جنیان تلقی نمود .
توجه دارید که کفر مختلف است: به انکار مبدأ و خالق، مثل دهریون که جز ماده نمی شناسند و معتقد به خدای خالق و قادر نیستند یا به شرک در ربوبیت ، خالقیت یا الوهیت است، مثل مشرکان که توحید ربوبی را انکار کرده و الهه های خود را در ربوبیت و تدبیر هستی شریک خدا می انگارند یا دوگانه پرستان که اهریمن را خالق بدی ها و در ردیف یزدان و خالق خوبی ها می شناسند و یا ...
شیطان منکر مبدا نبود و قدرت خدا را انکار نمی کرد. او از اطاعت خدا سرپیچید، ولی خود را مقهور قدرت خدا می بیند. از آن طرف هم حاضر نیست توبه کند. به امر خداوند گردن گذارده، آدم را سجده کند. از این رو از خدای قادر می خواهد برای به زمین زدن ذریه آدم به او مهلت دهد.
بنا بر این کفر و سرپیچی از پذیرش امر و نهی خدا با انکار خداوند و قدرت او ملازم نیست. شیطان در اطاعت موحد نبود و تابع هوای خودش شد. اما قدرت و قهاریت خدا را باور داشت . از این رو از درگاه خدا حاجت طلبید.
کسی که منکر مبدا و خدای خالق و قادر و شنوا و بینا است ، معنا ندارد که عرض حاجت کند، مثلا دهریون که برای جهان معتقد به خدای خالق و قادر نیستند، دعا برای شان بی معنا است، زیرا ماده که از نظر آن ها ابدی و ازلی و متکی به نفس است، شعور و شنوایی و بینایی و قدرت ندارد که به درگاهش عرض حاجت برند.
شیطان خدا را ابدی و ازلی و قادر و شنوا و بینا می داند. از این رو با این که با خدا به ستیز برخاسته، ولی به درگاهش عرض حاجت می برد. خداوند هم اگر در اجابت خواسته بنده مطیع یا عاصی اش مصلحت ببیند ، اجابت می کند. این جا خدا تقاضای ابلیس را اجابت می کند تا مؤمنان مطیع از کافران و عاصیان بازشناخته شوند.

باسمه العلیم

صادق;896165 نوشت:
عنایت دارید که شیطان (= ابلیس = عزازیل ) گرچه از نوع جنیان است ولی یک فرد از آنها است مثل که مثلا فرعون یک فرد از بشر است .
پس کفر مضمر (=نهفته ) ابلیس را نمی توان نشانه ی بر فقدان فطرت توحیدی همه جنیان تلقی نمود .

فرمایش حضرتعالی بسیار متقن و منطقی است.

آیا جن دارای روح الهی است؟ نظیر آنچه در مورد انسان بیان گردیده است:"و نفخت فیه من روحی"

اگر خیر،این نمی تواند دلیل نداشتن فطرت توحیدی جن تلقی گردد؟

با تشکر

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عحل لولیک الفرج

حبیبه;896163 نوشت:
جناب استاد صادق گرامی دلیل برتری انسان بر جنیان را کمال عقل و فطرت توحیدی انسان دانستند:

یک دلیل حتما نباید در ان انحصار شود

اما دلیل محکم تری که برای آن ذکر شده در انسان علم اسماء است که به تعبیری همین علم اسماء اللهی است که در طول ان همین صفات رحمانی و غضبیه می شود

سریع الحساب
شدید العقاب
الرحمن و الرحیم

این صفاتی است که انسان با بدست اوردن آن و در اختیار داشتن آن می تواند رفتار های مختلفی داشته باشد

یک انسان با بدست اوردن علم تجلی اسم علیم رو نشان میدهد

حال فرض کنید عقل هم یکی از اسمائ و تجلی یکی یا چند صفت است

ما اگر عقل را انحصار کنیم در آدم اشکالاتی پیش می اید مثل عقول ملائکه و جنیان این ها هم عقل دارند و هر موجودی هم بر اساس چیزی که خدا به او داده تجلی اسماء الله است.

اگر عقل ابتدایی در وهم و خیال باشد

اشکال مهمی که ممکنه به این باشد

همین است که جنیان توانایی ساخت تجهیزات مدرن را دارند(ماجرای کمک گرفتن حضرت سلیمان(ع) از جنیان) یا همین استدلال ابلیس در مقابل خدا که تعقل کرد و گفت من از اتشم و او از خاک خب اینها نشان از عقل نیست؟ وهم است که از اتش است؟

می دانیم انسان هم دارای قوای مختلف عقل و وهم و غضب و شهوت است اما وقتی در سیتره عقل قرار بگیرند برتند ام این نیس که اگر انسان در غضب هم بود برتر نیست این ها بسته به شرایط فرق دارد

مثلا انسانی که در برار حرام خدا غضب می کند این بد است؟ ناقص است؟

اینها جنبه بر تری نیست

بله نحوه استفاده از ان و کنترل آن و بهتر عمل کردن ان را برتر می کند
همانطور که برعکس آن موجب هلاکت انسان می شود.

حبیبه;896163 نوشت:
"
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ

أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلین"

البته آیه فوق در مورد ذریه آدم است .

برداشت از آیات قران نمی تواند ذوقی باشد بهتر است برای آن دلایلی از خود قران،روایات و یا دلایل عقلی و معرفتی اقامه کرد.

بله حق با شما است اینجا هم یک مجموعه دینی است که با بررسی این آیات می خواهیم بهتر بفهمیم و امیدوارم کسانی که پست را مطالعه می کنند این را لحاظ کنند.

اما در خود آیه از ربهم سخن گفته شده است

آیا در این آیه که خداوند به ذریه آدم گفته ربهم یعنی رب دیگران نیست؟

می دانیم که هست همانطور که در سوره حمد می خوانیم

الحمد لله رب العالمین

خدا رب عالمین هست

پس اشاره به یک ذریه نشان از نفی بقیه نمی دهد همانطور که شواهد دیگری در آیات هست و نمونه اش هست

مثل ماجرای سجده ملائک بر آدم که خداوند به ملائک دستور داده سجده کنند.
اما می بینیم که ابلیس که از جن هست را هم دستور داده و انجام نداده توبیخ شده است!

اینجا چند احتمال داده اند که در تفاسیر هست اگر لازمه است وارد شویم.

اما دلیل معرفتی

در عرفان مقامی هست به اسم مقام فنا فی الله که فنا در ذات و صفات و فعل است

که همه چیز از خدا دیده میشود(جدای از مباحثی که در اینجا طرح میشود که این فنا در فکر است یا کاملا حقیقی استو..)

وقتی همه چیز از خدا است و آیات قرآن هم این رو ثابت می کند

خب چطور موجودی جدای از توحید باشد؟

و بگوییم موجودی خدا را نمی شناسد؟ یا دوگانه پرستی است؟

اینجا جز تجلی و کاستی در کسب صفاتی از صفات اللهی است؟( انسان می تواند تجلی صفات خدا باشد چه اختیارا چه اجبارا)

امیدوارم روشن گفته باشم واگر ایرادی هست بفرمایید.

یا علی(ع)@};-[/][/][/]

موضوع قفل شده است