آیا با آیات قران می توانیم باطل بودن مذهب شیعه را ثابت کنیم؟ (پاسخ به شبهه)

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا با آیات قران می توانیم باطل بودن مذهب شیعه را ثابت کنیم؟ (پاسخ به شبهه)

با سلام

از اساتید تقاضا دارم به این شبهه وهابیون جواب دهند

(غیب دانی یا غیب ندانی امامان) بله از قران میتوانیم دهها دلیل بیاوریم که مذهب شیعه باطل است: شیعه میگوید امامان ما همه چیز را درباره غیب میدانند، به گذشته و حال و آینده احاطه کامل دارند! شیعه میگوید برگی از درخت نمیافتد مگر آنکه امام بحال آن برگ آگاه است!!ولی قرآن عکس این میگوید:
(قُلْ إِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ یجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَدًا)«25» بگو: «من نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانی برای آن قرارمی‌دهد؟!
(عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا)«26» دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد،
(إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یسْلُکُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا)«27» مگر رسولانی که آنان را برگزیده و مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار می‌دهد.
نقطه تضاد قرآن با عقیده شیعه:
در آیه اول رسول الله میفرماید من نمیدانم…….. کسی که همه امور غیبی را بداند هرگز فعل نمیدانم را در بیانش بکار نمیبرد.
در آیه دوم صفتی از صفات الله را بان میکند، یعنی صفت غیب دانی را…. و آشکارا میگوید: الله این علم و صفت خود را به احدی نداده است.
در آیه سوم الا و مگری آمده (مگر) به بعضی از رسولان بعضی از امور غیبی را آشکار میکند.

پس خلاصه اینکه :
اولا غیر از الله کسی غیب نمیداند.
دوما بعضی از امور غیبی را بفرستادگان خود آشکار میکند تا بمردم برسانند.
سوما همین فرستادگان (رسولان) نیز از همه امور غیبی با خبر نیستند ،گرنه نمیگفتند نمیدانیم !

این هم شاهدی دیگر:
(لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیرِ وَمَا مَسَّنِی السُّوءُ ) «الأعراف/۱۸۸»
در این جمله با صوت جلی رسول الله میگوید (یعنی الله برسولش تعلیم میدهد بگو )
بگو: اگر از غیب باخبر میبودم، سود فراوانی برای خود فراهم می‌کردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمی‌رسید؛
یا للعجب این بشر چقدر بدبخت است که رسول الله خودش میگوید من این مقام را ندارم بشر میگوید نه تعارف نکن ، تو داری!!
باز پیامبر تاکید میکند و استدلال نشان میدهد که خبر از غیب ندارم! والله که خبر ندارم، اگر غیب میدانستم پس چرا گوشت زهر آلود را در خیبر به زبان زدم و تا پایان عمر در رنج شدم؟!
باز بشر میگوید نه یا رسول الله شما غیب میدانی !! تعارف نکن!!!

حالا شیعه دو پا جلوتر گذاشته!
الله میگوید قسمتی از غیب را برای بعضی از رسولان آشکار میکنم نه به کسی دیگر، فقط اسم رسولان را آورده، اما شیعه میگوید پس برای امام هم آشکار میکند ! آیا امام رسول است؟ !
و باز شیعه میگوید که امام همه چیز را میداند و میداند و میداند!!
و پیامبر واضح میگوید من نمیدانم
پس عقیده شیعه خلاف قران است، پس مذهب شیعه باطل است!!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عمار

با سلام
باطل بودن این سخن بسیار روشن است و البته بارها این سوال در انجمن هم پاسخ داده شده است.

بعضی گفته‏ اند: علم به غیب مخصوص خدا است و از دیگری حتی پیامبران ساخته نیست و دلیل آنان آیه "و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الاّ هو".(1) و نظائر آن است.
این مطلب را قبول می کنیم که غیب مطلق و بالذات از مختصّات خدا است. او است که وجودش غیر محدود است و چیزی از او غایب نیست و بالذات بر جهان غیب احاطه دارد و در علومش احتیاجی به غیر ندارد. پیامبران گرچه از دیگران کامل ترند، لیکن به هر حال وجودشان محدود به زمان و مکان است.
بنابراین پیامبران به غیب مطلق دسترسی ندارند، لیکن چنان نیست که ارتباط با جهان غیب به طور کلّی برای بشر محال باشد، بلکه خدایی که مالک غیب و شهود است، می تواند بعض افراد لایق را با آن جهان ارتباط دهد و دری از غیب را برایشان بگشاید و حقایقی را بر آینه صاف وجودشان افاضه و اشراق کند. قرآن کریم نه تنها این گونه علم غیب را از پیغمبران نفی نکرده، بلکه اثبات کرده است: "عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحداً إلاّ من ارتضی من رسول فانّه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصداً؛(2) دانای غیب خدا است. پس هیچ کس را از غیب خویش مطلع نخواهد کرد مگر فرد برگزیده را مانند پمیر در جلو رو و پشت سرش نگهبان‏ها می آورد".
چنان که ملاحظه می فرمایید در آیه مذکور می فرماید خدا عالم به غیب است و هیچ کس را بر غیبش مطلع نمیکند مگر افراد برگزیده مانند رسول را، معلوم می شود رسول استثنا شده است. او می تواند با تأییدات الهی با جهان غیب مرتبط گردد.
در بعضی از آیات می فرماید: ما اخبار غیب را در اختیار پیغمبر قرار می دهیم، مثلاً فرموده: "ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک؛(3) این اخبار غیبی است که به تو وحی میکنیم".
از این قبیل آیات استفاده می شود خداوند متعال پاره‏ای از حقایق و مطالب غیبی را به وسیله وحی بر پیغمبران نازل می کند. به طور کلّی باید گفت: در این جهت تردید نیست که بر پیغمبران وحی می شود. وحی عبارت است از یک نوع ارتباط مخصوص و تماس مرموز و خارق العاده به واسطه افاضات پروردگار حکیم. دری از غیب به روی پیغمبر باز می شود و پرتوی از عالم نورانی بر گوهر تابناک قلب او می تابد و به وسیله چشم باطن گوشه‏ای از جهان را مشاهده می کند. ناگفته نماند که گرچه پیغمبران می توانند با جهان غیب تماس بگیرند، ولی به غیب مطلق و نامحدود دسترسی ندارند و بیش از ظرفیت محدودی وجودی خودشان نمیتوانند از آن عالم نامحدود استفاده کنند. به علاوه در این مقدار از علم غیب هم استقلال ندارند و علومشان بالذات نیست، بلکه به تأییدات و افاضات پروردگار جهان نیازمندند.
غیر از انبیاءو امامان ؛ اولیای خدا نیز به وسیله الهامات الهی از غیب بهره‏مند می شوند و لیکن الهام آنان از سنخ وحی نیست. حقایقی ازجهان غیب در قلبش القا می شود و روز به روز بلکه ساعت به ساعت بر علمش اضافه می شود. امام باقر(ع) می فرماید: "مقدار علم پیامبر(ص) را از حضرت علی(ع) سؤال کردند. فرمود: پیامبر(ص) علم جمیع پیامبران را می دانست واز حوادث گذشته و آینده اطلاع داشت. به خدایی که جانم در دست او است سوگند! من همه علوم پیامبر را می دانم و از گذشته و آینده تا قیامت اطلاع دارم".(4)
امام صادق(ع) فرمود: "به خدا سوگند! من از موجودات آسمان و زمین و بهشت و دوزخ اطلاع دارم. حوادث گذشته و آینده را می دانم و همه این‏ها را از کتاب خدا فهمیده‏ام".(5)
ابوبکر حضرمی می گوید: حضرت صادق(ع) فرمود: ای ابابکر! چیزی از شهر شما بر من مخفی نیست.(6)
نمونه هایی از اخبار غیبی امیرالمؤمنین(ع) و دیگر ائمه(ع) در کتاب‏های معتبر و در زیارات آمده است که ذکر یک یک آن‏ها از حوصله این مقاله بیرون است.(7)

پی نوشت‏ها:
1. انعام (6) آیه 59.
2. جن (72) آیه .
3. آل عمران (3) آیه 44.
4. بحارالانوار، ج 26، ص 110.
5. همان، ص 111.
6. همان، ص 136.
7. ابراهیم امینی، بررسی مسائل کلّی امامت، ص 284، با تلخیص
http://www.pasokhgoo.ir/node/1167

این لینک ها هم در رابطه با همین موضوع است حتما مطالعه شود:
علم غیب پیامبر
کسی غیر از الله علم غیب میداند
آیا غیر از الله کسی علم غیب میداند
علم غیب

عمار;781316 نوشت:
از حضرت علی(ع) سؤال کردند. فرمود: پیامبر(ص) علم جمیع پیامبران را می دانست واز حوادث گذشته و آینده اطلاع داشت. به خدایی که جانم در دست او است سوگند! من همه علوم پیامبر را می دانم و از گذشته و آینده تا قیامت اطلاع دارم".(4)

سلام.اگر می شود در مورد آیاتی که جناب رضا نقل کردند صحبتی داشته باشید.مثلا این آیه:
(لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیرِ وَمَا مَسَّنِی السُّوءُ ) «الأعراف/۱۸۸»
در این جمله با صوت جلی رسول الله میگوید (یعنی الله برسولش تعلیم میدهد بگو )
بگو: اگر از غیب باخبر میبودم، سود فراوانی برای خود فراهم می‌کردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمی‌رسید؛

از طرفی اگر مثلا امام علی به همه رخداد های آینده با خبر بوده.بسیاری از خدماتی که به اسلام داشته تا حدی بی ارزش نمی شود؟مثلا در ماجرای خوابیدن امام علی در بستر پیامبر به جای پیامبر...اینجا باید گفت که امام از حوادث آینده و اینکه خطری او را تهدید نخواهد کرد و جان سالم به در خواهد برد اطلاع داشتند.پس دیگر خوابیدن در بستر پیامبر کار ارزشمندی برای امام محسوب نمی شود...چون ایشان می دانستند که چه پیش خواهد آمد دیگر جای نگرانی نبود.می دانستد که زنده خواهد ماند و نسلی امامان دیگر از ایشان است.

سلام

براساس آيات وروايات ، علم غيب معصومين ع نسبي است نه مطلق (مگر خدابخواهد و تاجائييكه صلاح بداند ؛ الا ماشاء الله ):

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا {الجن/26} إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا {الجن/27}

مگر مرضي الله متعال !!!!

عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن معمر بن خلاد قال: سأل أبا الحسن عليه السلام رجل من أهل فارس فقال له: أتعلمون الغيب؟ فقال: قال أبو جعفر عليه السلام: يبسط لنا العلم فنعلم ويقبض عنا فلا نعلم، وقال: سر الله عزوجل أسره إلى جبرئيل عليه السلام وأسره جبرئيل إلى محمد صلى الله عليه وآله، وأسرة محمد إلى من شاء الله.كافي

محمد بن يحيى، عن عمران بن موسى، عن موسى بن جعفر، عن عمرو بن سعيد المدائني، عن أبي عبيدة المدائني، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: إذا أراد الامام أن يعلم شيئا أعلمه الله ذلك.

عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن القاسم بن محمد، عن علي بن أبي حمزة، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: إن لله عزوجل علمين: علما عنده لم يطلع عليه أحدا من خلقه، وعلما نبذه إلى ملائكته ورسله، فما نبذه إلى ملائكته ورسله فقد انتهى إلينا.كافي

وروايات صحيح شيعه وسني در اين باب غيب به آينده و ... بسيار است .

اولا
چه کسی گفته شیعه بودن معادل است با اینکه کسی بگوید امام غیب میداند؟
اولا امام تمام غیب را نمیداند
دوما شیعه بودن مشروط به پذیرش علم غیب تا ان وسعت نیست و شیعیان نیز همگی چنین اعتقادی ندارند.
ابتدا بپرسید یک سنی باید چه چیزی را بپذیرد تا شیعه شود
ایا این هایی که شما میگویید شرط شیعه شدن است؟!

دوما
غیب دانستن امام به اذن و خواست خداست و در طول علم امام است نه مستقل از خدا و به همین لحاظ میتوان علم غیب را از انها نفی کرد به این اعتبار که از خود چیزی ندارند. چنانکه میتوان از ما علم و مالکیت و قدرت را نفی کرد.

سوما
هر پیامبری با پیامبر دیگر هم رتبه نیست چه برسد رتبه و مقام امامت با رسالت. ما که نباید به شما قران بیاموزیم!؟

چهارما
فرمود
غیبه
نه اینکه گفته شود غیب السماوات و الارض

پنجما
ما دو نوع استثنا داریم که بیشتر انها مطلق نیستند این را متوجه نشوید باید مطابق ایات قران وکیل گرفتن را شرک بخوانید. و ...

ششما
وقتی فرمود به برخی از پیامبران مرتضی غیب میدهد یعنی به طریق اولی به بالاتر از مقام پیامبری که امامت باشد غیب میدهد.

هفتما
شیعه وقتی بگوید امام علم غیب مقید و به واسطه ی خدا دارد
شما نمیتوانید بگویید
چون برخی پیامبران غیب را از خود نفی کردند
( البته باید ثابت کنید نفی غیب استقلالی بوده یا نفی غیب با واسطه و با اذن و اراده خدا)
پس ادعای شیعیان در مورد غیب امام رد شده است.
زیرا این دو ربطی به هم ندارند دو ادعای جداگانه اند. پس از نفی یکی نفی دیگری به دست نمی اید.

هشتما
مغالطه پهلوان پنبه کردید و شیعه را به صورت تحریف شده و به دور از واقعیت طرح کردید.
یک گزاره با سور کلی را به جای گزاره جزئی جا زدید. یعنی به جای اینکه فرضا بگویید برخی پیامبران گفتید همه پیامبران.
از ایاتی که درباره برخی پیامبران امده میخواهید علم امامت را به صورت مطلق نفی کنید.
استثنا دروغین خود را به جای استثنا درست جا زدید.
و ....

نهما
چنین انکاری از سوی وهابی به معنای انکار سنت است.

دهما
فرمود
فیه تبیان لکل شی
و پیامبر و هرکس علم کتاب دارد
فیه تبیان لکل شی

و سایر ایات قران
بدرود.

امروز من با یک سنی آشنا شدم...هر دو عقده مون این بود انسان باشیم می ریم بهشت....کاری نداریم...شیعه چیه سنی چیه...انسان با عقل خودش راه رو درست طی کنه می فهمه حقیقت کدام است دین کامل خدا کدام است پس مابقی بحث ها جدل و کار شیطان است و سودی ندارد و جز دشمنی نمی افزاید...خداوند هر کسی را طبق دانش و عقل و ظرفیتش در اون دنیا باز خواست می کنه

nothing;782779 نوشت:
امروز من با یک سنی آشنا شدم...هر دو عقده مون این بود انسان باشیم می ریم بهشت....کاری نداریم...شیعه چیه سنی چیه...انسان با عقل خودش راه رو درست طی کنه می فهمه حقیقت کدام است دین کامل خدا کدام است پس مابقی بحث ها جدل و کار شیطان است و سودی ندارد و جز دشمنی نمی افزاید...خداوند هر کسی را طبق دانش و عقل و ظرفیتش در اون دنیا باز خواست می کنه

با سلام
دوست گرامی انسان بودن و انتخاب راه درست و غلط و یا خوب و بد، باید با معیاری سنجیده شوند و دین کامل و صحیح همان معیار است . معیاری که فراتر از نگاه محدود انسان است و تعیین شده از طرف خالق او که بر نیازها و صلاحش آگاهست ، می باشد.
شاید برخی صرفا بر مبنای فطرت کارهای خوب انجام دهند ، اما قطعا در تمام امور درستکار نیستند . چرا که تنها دین است که با شناخت انسان و راههای کمال و عوامل سقوطی چون نفس و شیطان ، کامل ترین دستورالعمل خوب زندگی کردن را ارائه می دهد.
موفق باشید

موضوع قفل شده است