جمع بندی تردید برای ازدواج

×

پیغام وضعیت

شما در حال مشاهده این موضوع می باشید

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تردید برای ازدواج

سلام دختری هستم دانشجو بخاطر خیانت هایی که در اطراف دیدم مردان نسبت به همسرانشون دارن واقعا میترسم ازدواج کنم فکر میکنم مردها اصلا دل ندارن و اصلا نمیدونن دوست داشتن چی هست فقط واسه برطرف کردن نیاز خودشون ازدواج میکنن هر مردی رو میبینم فکر میکنم داره خیانت میکنه و یه مورد دیگه اینکه میترسم با کسی ازدواج کنم که من و نخواد و به اجبار ازدواج کرده باشه و یه نفر دیگه تو ذهنش باشه واقعا ذهن من درگیر شده نمیدونم چکارکنم آخه هرکی رو میبینم بهش خیانت شده

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد امیـد

haniy;984072 نوشت:
سلام دختری هستم دانشجو بخاطر خیانت هایی که در اطراف دیدم مردان نسبت به همسرانشون دارن واقعا میترسم ازدواج کنم فکر میکنم مردها اصلا دل ندارن و اصلا نمیدونن دوست داشتن چی هست فقط واسه برطرف کردن نیاز خودشون ازدواج میکنن هر مردی رو میبینم فکر میکنم داره خیانت میکنه و یه مورد دیگه اینکه میترسم با کسی ازدواج کنم که من و نخواد و به اجبار ازدواج کرده باشه و یه نفر دیگه تو ذهنش باشه واقعا ذهن من درگیر شده نمیدونم چکارکنم آخه هرکی رو میبینم بهش خیانت شده

سلام.
طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق.
می توانید بگویید چند خانم دیده اید که شوهران شان به آنها خیانت کرده اند؟

haniy;984072 نوشت:
سلام دختری هستم دانشجو بخاطر خیانت هایی که در اطراف دیدم مردان نسبت به همسرانشون دارن واقعا میترسم ازدواج کنم فکر میکنم مردها اصلا دل ندارن و اصلا نمیدونن دوست داشتن چی هست فقط واسه برطرف کردن نیاز خودشون ازدواج میکنن هر مردی رو میبینم فکر میکنم داره خیانت میکنه و یه مورد دیگه اینکه میترسم با کسی ازدواج کنم که من و نخواد و به اجبار ازدواج کرده باشه و یه نفر دیگه تو ذهنش باشه واقعا ذهن من درگیر شده نمیدونم چکارکنم آخه هرکی رو میبینم بهش خیانت شده

با سلام و عرض ادب و احترام

خواهر گرامی

انسان دارای نعمت هایی است به نام عقل و اختیار

شما می تونید در ابتدای زندگی با تعقل اقدام به انتخاب همسر مناسب کنید

و هر جا هم که دیدید نمی تونید با ایشون به تفاهم برسید و ادامه زندگی ممکن نیست با اختیار جدا بشید و انتخابی مجدد داشته باشید

به همون اندازه که مرد خائن در جامعه هست زن خائن هم هست شاید هم بیشتر

وجود خیانت دلیلی نمی شه که ما زندگی رو برای خودمون جهنم کنیم و در تنهایی بسر ببریم

مهم این هست که به انسان های دور و برمون به اندازه یک انسان دل ببندیم

و اون ها رو به مقام خدایی نرسونیم

و توقع نداشته باشیم که هیچ خطا و اشتباهی از اون ها سر نزنه ...

چون فقط خداست که بی عیب و نقص هست و تمام مخلوقات دارای نقص هایی هستن غیر قابل انکار

زندگی پر از فراز و نشیب هست

و همین فراز و نشیب ها و تجربه ها انسان رو می سازه

ما برای لذت بردن و آسایش داشتن به این دنیا نیومدیم

برای فهمیدن و رشد کردن و تلاش برای رسیدن به آرامش خاطر ، راهی این دنیا شدیم

براستی که پس از هر سختی آسانیست ....

در پناه حق تعالی

هم اطراف خودم دیدم هم توی سایت های مشاوره خوندم هم دختر خاله خودم طلاق گرفته

دخترعمو، دختر دایی و پسردایی من طلاق گرفته اند پس حالا من دیگه باید بترسم!؟ نه اتفاقا من شجاع تر میشم چون خدا بهم این لطف رو کرده که بدون اینکه خودم این شکست رو تحمل کنم به گنجینه تحربه افراد شکست خورده در ازدواج دستیابی داشته باشم. هر کاری که اونها نکردن و هر شناختی که از طرف مقابل کسب نکردن رو من بدست بیارم و هر اشتباهی کردن من تکرار نکنم. شما زمانی باید بترسی از ازدواج که هیچ تجربه ایی یا نکته ایی ازش ندونی.
خیالت راحت، پسرها خیلی زود خودشون رو لو میدن. اگر دخترها باهوش باشن ظرف حداکثر یکماه اول آشنایی (نه ازدواج) میفهمن طرفشون بطور کلی چکاره است، وفادار و چشم پاک هست یا خیر. اینکه میبینی بیشتر دخترها سرشون کلاه میره چون خودشون خواستن سرشون کلاه بره. مثلا دختر بیشتر به فکر پول طرف بوده یا به فکر خرج کردن احساس برای طرف بوده یا به فکر موقعیت اجتماعی طرف بوده یا .....
مثلا میتونم بگم شاید 1 درصد ازدواجهای همراه با آگاهی و حداکثر تلاش برای شناخت به بن بست میرسه تازه شاید هم 0 درصد!

دختر خوب فکر کنم زیاد نی نی سایت میری، دیگه نرو.

haniy;984072 نوشت:
سلام دختری هستم دانشجو بخاطر خیانت هایی که در اطراف دیدم مردان نسبت به همسرانشون دارن واقعا میترسم ازدواج کنم فکر میکنم مردها اصلا دل ندارن و اصلا نمیدونن دوست داشتن چی هست فقط واسه برطرف کردن نیاز خودشون ازدواج میکنن هر مردی رو میبینم فکر میکنم داره خیانت میکنه و یه مورد دیگه اینکه میترسم با کسی ازدواج کنم که من و نخواد و به اجبار ازدواج کرده باشه و یه نفر دیگه تو ذهنش باشه واقعا ذهن من درگیر شده نمیدونم چکارکنم آخه هرکی رو میبینم بهش خیانت شده

نباید به حرف های دیگران در فضای مجازی استناد کنید کههمه مردان خاين هستند
همه مردا بد نیستن همونطور ه همه خانم ها بد نیستن
با چشم باز و تحقیق و صحبت کردن میتونین بفهمین که شخصیت خواستگار تا حد زیادی به چه شکلی هست

ممنون که راهنمایی کردین ولی با این موضوع که فکر میکنم مردا مهربونی بلد نیستن و خودخواه اند چکار کنم و میترسم یکی باهام به اجبار ازدواج کنه و من رو بخاطر خودم نخوادمردایی که پایبند نمیتونن باشن واسه چی ازدواج میکنن

haniy;984236 نوشت:
ممنون که راهنمایی کردین ولی با این موضوع که فکر میکنم مردا مهربونی بلد نیستن و خودخواه اند چکار کنم و میترسم یکی باهام به اجبار ازدواج کنه و من رو بخاطر خودم نخوادمردایی که پایبند نمیتونن باشن واسه چی ازدواج میکنن

با سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

کسی نمی تونه شما رو مجبور به ازدواج کنه !

ابتدا در مورد شخص مورد نظر تحقیق کنید و اگر اخلاقش حسنه و با ایمان بود ، به خدا توکل کنید و اقدام به ازدواج کنید

بالاخره هر انسانی یک سری نیاز های حیوانی داره
شهوت هم یکی از این نیاز هاست و خوب و بد نمیشناسه و در همه انسان ها وجود داره
هر مردی برای رفع این نیاز احتیاج به شریک داره

این افراد وقتی نیازهاشون در کانون خانواده تامین نمیشه بیرون از خانواده دنبال شریکی برای رفع نیازهاشون می گردن

در پناه حق تعالی ...

haniy;984185 نوشت:
هم اطراف خودم دیدم هم توی سایت های مشاوره خوندم هم دختر خاله خودم طلاق گرفته

خانم گرامی
قبل از ارائه پاسخ اصلی، مقدمه ای را خدمتتان ارائه می دهم:
پدیده های شیمی و فیزیک، از «علیّتِ خطّی» تبعیّت می کنند. به عنوان مثال وقتی کُلر با سدیم ترکیب می شود، این ترکیبْ علّت برای تشکیلِ کُلُریدِ سدیم (نمک طعام) می شود. پس ترکیبِ دو عنصر، علّت و تشکیلِ نمک طعامْ معلول می باشد. به این نوع علیّت، «علّیّتِ خطّی» می گویند. یعنی یک شیءْ باعثِ پیدایشِ یک شیءِ دیگر می شوند. "الف" باعثِ "ب" و "ب" باعثِ "پ" می شود و "پ" باعثِ "ت" می گردد. اگر شما چنین دیدگاهی در مورد خانواده و رویدادهای آن داشته باشید، معتقد می شوید که علّتِ پیدایشِ طلاق در خانواده ها، (مثلا) تنوّع طلبیِ مردها، اعتیادِ مردها و نبودنِ حسّ مسؤولیت در مردها است.
اما این الگویِ «توپِ بیلیارد» که می گوید:«نیرو فقط در یک سمت حرکت می کند و در مسیر خودْ اشیاءِ دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد»، در روابطِ بشری دیگر کاراییِ چندانی ندارد. دیدگاهِ «علّیّتِ خطّی» مدّت هاست که جایگاهی در خانواده درمانیِ علمی ندارد. زیرا امروزه به خانواده به چشم یک سیستم نگاه می شود. در یک سیستم همه اعضا در پیدایشِ رویدادها نقش دارند. در یک سیستم، همه اعضا در یکدیگر تأثیر دارند و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. به این نوع علّیّت، «علّیِتِ حَلقوی» می گویند. در این نوع علّیّت، هیچ فردی به تنهایی علّت برای یک موضوع نیست و هیچ رویدادیْ معلولِ رویدادِ قبل از خود نیست. در این دیدگاه، وقتی مشکلی در خانواده بُروز می کند، مثلا بین زن و شوهر اختلافِ شدیدی بروز می کند، اشتباه است دنبالِ مقصّر بگردیم. زیرا همه اعضای خانواده در بُروزِ آن نقش داشته اند.
بر اساسِ این دیدگاه، وقتی شوهر خیانت می کند و به دنبالِ یافتنِ شریکِ دیگری می رود، شوهر تنها بخشی از مشکل را به دوش می کشد. من موارد زیادی از اقدام شوهر برای ازدواج مجدد را دیده ام و با تعدادی از خانم هایی که شوهرشان اقدام به ازدواج مجدد نموده، صحبت کرده ام. وقتی خوب در زندگیِ آنها کنکاش می کنید و بررسی می نمایید، می بینید خانم نیز بخشی از مشکل را به دوش می کشد. مثلا عده ای از خانم ها که به اصطلاح هَوو بر سرشان آمده، بر اثر غرق شدن در کارهای خانه و بچه داری دیگر به خودشان رسیدگی نمی کنند. آنها تصوّر می نمایند که تنها وظیفه شان پختن و تمیزکردن است و بس. این خانم ها دیگر مثل دوران مجرّدی به دنبال کسب دانش و افزایش اطلاعات نیستند. به سر و وضع خود به ندرت (فقط در عروسی ها) رسیدگی می کنند. عشوه گری برای شوهر را کاری سخیف قلمداد می کنند. طبیعی است که این خانم ها در دنیای پُر زرق و برقِ کنونی که در هر لحظه، خانمی با رنگ و لعابی جدید به نمایش گذاشته می شود؛ در رقابت با هم جنس های خودْ عقب می مانند و توجّهِ شوهرشان به تدریج به آن افراد جلب می شود.

haniy;984236 نوشت:
میترسم یکی باهام به اجبار ازدواج کنه

باید بررسی کرد و دید که این فکر «نکنه مردی با من به اجبار ازدواج کنه» از کجا به ذهن شما وارد شده.
آیا در اطرافیان تان خانم هایی را دیده اید که شوهرشان به اجبارِ دیگران با آنها ازدواج کرده؟ دیدنِ چنین مسأله ای احتمالا می تواند این تصوّر را در شما تقویت کند که «خیلی وقت ها مردها با اجبار ازدواج می کنند».
اصولا وقتی یک انسانِ بالغ و عاقلْ پیمانی را امضا می کند، اصل این است که او با اختیارِ خود و با میل و رغبت به این تعهّد اقدام نموده است. به همین خاطر اگر فرد پس از امضای قراردادیْ ادّعا نماید که با اجبارِ دیگرانْ تن به امضای آن داده است، پذیرفته نمی شود؛ مگر اینکه دلایلِ مُتقَن و محکمی ارائه نماید.

موضوع قفل شده است