خوب ، بد ، زشت! (دلیل ازدواج چیست؟)

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خوب ، بد ، زشت! (دلیل ازدواج چیست؟)

سلام و عرض ادب

خوب = ازدواج
بد = عشق
زشت = رابطهء جنسی

[B]به کار بردن عناوین خوب ، بد و زشت برای موضوعات مورد بحث صرفاً دیدگاهی است که از سوی جامعه احساس می‌کنم وجود دارد
وگرنه لزوماً این عناوین ، تناسب صددرصدی با موضوعات مورد بحث ندارند

به نظر من مذهبی ها ، ازدواج را خوب می‌دانند (چون تنها راه صحیح رابطه با جنس مخالف است)
عشق را بد (میگویند آخرش شکست است)
و رابطهء جنسی را زشت! (چون در گفتگوها سعی می‌کنند خود را به این موضوع بی میل نشان بدهند)

پرسش‌های من اینها هستند
آیا صرف داشتن نیاز جنسی باید با کسی ازدواج کنیم؟ اگر بله ، پس یعنی نیاز دیگری لازم نیست؟ و اگر خیر پس بدون ازدواج با نیاز جنسی چخ کنیم؟
عشق چطور؟ آیا عشق لزوماً همان ازدواج است؟ آیا ما عاشق هر کسی بشویم ، گزینهء مناسبی برای ازدواج است؟ آیا با هر کسی ازدواج کنیم حتماً عاشقش می‌شویم؟
خود ازدواج چطور؟ آیا هر کسی از جنس مخالف که انسان خوبی بود باید با او ازدواج کنیم؟ آیا وجودمیل جنسی هم ضروری است؟ احساس عشق چه؟

در کل سوالم این است که رابطهء این سه مورد با یکدیگر چیست؟
[/B]

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد راهنما


Reza-D;953323 نوشت:
سلام و عرض ادب

با عرض سلام و ادب خدمت شما برادر گرامی و همه اسک دینی های عزیز

Reza-D;953323 نوشت:
آیا صرف داشتن نیاز جنسی باید با کسی ازدواج کنیم؟ اگر بله ، پس یعنی نیاز دیگری لازم نیست؟ و اگر خیر پس بدون ازدواج با نیاز جنسی چخ کنیم؟

علل ازدواج متعدد می باشد و یکی از آنها که شاید بتوان آن را محرک اصلی دانست غریزه جنسی می باشد ولی اگر کسی صرفابدلیل وجود و فشار غریزه جنسی خود ازدواج نماید مناسب نیست چراکه بعد از ازدواج و فروکش یافتن این حس و غریزه نسبت به زندگی سرد می شود و لذا مناسب است نسبت به ازدواج ، علل ،فواید و ثمرات آن مطالعه نماید و با نگاه باز ازدواج کند.غریزه جنسی شرط لازم است ولی شرط کافی نیست.
اگر نیاز جنسی در فردی احساس نمی شود لازم است علل آن یافت شود و تحت درمان قرار گیرد و در صورت عدم درمان ،مناسب است که با فردی مثل خود ازدواج نمایند یعنی با خانمی که از نظر جنسی نیازی احساس نمی کند و درمان نیز نمی شود.

Reza-D;953323 نوشت:
عشق چطور؟ آیا عشق لزوماً همان ازدواج است؟ آیا ما عاشق هر کسی بشویم ، گزینهء مناسبی برای ازدواج است؟ آیا با هر کسی ازدواج کنیم حتماً عاشقش می‌شویم؟

عشق به معنای ازدواج نیست و چه بسا سبب ازدواج ناموفق شود چرا که عشق به معنای علاقه عمیق است که راه عقل و فکر را می بندد و جلوی شناخت را از انسان می گیرد البته اگر عشق بعد از شناخت درست و نسبتا کامل باشد خوب است و سبب پایداری زندگی می شود این جمله بسیار مهم است که انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه.
عشق و علاقه در زندگی بستگی به مدیرت و مهارتهای و شخصیت دو طرف دارد و لذا اینگونه نیست که بعد از ازدواج حتما عاشق طرف می شویم البته خداوند در میان زن و شوهر محبت و مودتی به واسطه ازدواج قرار می دهد ولی چه بسا رفتارها و تصمیمات غلط و کمبود مهارت این محبت و مودت را کم نمایند.

Reza-D;953323 نوشت:
خود ازدواج چطور؟ آیا هر کسی از جنس مخالف که انسان خوبی بود باید با او ازدواج کنیم؟ آیا وجودمیل جنسی هم ضروری است؟ احساس عشق چه؟

منظور از میل جنسی در اینجا چیست؟ اگر اصل وجود میل جنسی است که حتما باید درمان گردد و الا با فردی مثل خود از نظر میل جنسی ازدواج نمایند.
اگر منظور میل جنسی به طرف مقابل است نیاز به ریشه یابی دارد چه بسا دلیل آن دلپسند نبودن ظاهر طرف مقابل است که در این صورت نیز ازدواج به صلاح نمی باشد.

در مورد عشق:وجود عشق قبل از ازدواج ضرورتی ندارد بلکه چه بسا می تواند مسئله آفرین باشد ولی یک علاقه حداقلی باید وجود داشته باشد که بعد از ازدواج با مدیریت و مهارتهای مناسب افزایش یابد.این علاقه ممکن است به هر دلیلی باشد و البته مناسب است که بخاطر امور مقطعی و زودگذر نباشد.

نکته :

  1. در ازدواج ملاکهای افراد با هم فرق می کند لذا انتخابها نیز متفاوت می شود البته نیاز است مطالعات و بررسیهای درستی صورت گیرد تا ملاکهای مناسبی برگزیده شود.
  2. زیبایی در ازدواج ملاک فرعی و ترجیحی است ولی دلپسندبودن ملاک اصلی می باشد که نباید نسبت به آن بی توجه بود.


در پناه قرآن و عترت موفق باشید
یا علی

راهنما;953842 نوشت:
سلام

سلام و عرض ادب
با تشکر از مسئول محترم که دوباره تاپیک را باز کردند
لطفاً تاپیک باز بماند ، مطالبم را در اولین فرصت عرض خواهم کرد


Reza-D;953323 نوشت:
بد = عشق

سلام
فعلا با قسمت خوب و زشت کاری ندارم
ولی یه خاطره راجع به قسمت بد یا همون عشق
یکم زیادی طولانیه ولی میرزه ...

پارسال که به لطف خدا مشرف شدم کربلا
با خونواده دختر عموم رفته بودم و توی راه سامرا با یه گروه پنج نفره که چهار نفرروحانی و یک خانم بودن همسفر شدیم
یعنی اون خانم با همسر و برادر و دوستای برادرش که همگی روحانی بودن از قم اومده بودن

1 - شب حدودای ساعت 9 رسیدیم سامرا
قرار شد شب سامرا بمونیم و صبح بریم کاظمین
همه آقایون به همراه همسر دختر عموم رفتن قسمت آقایون
و این خانم هم همراه ما شد
و البته تو لحظات آخر برادر و همسرش تاکید کردن که تحت هیچ شرایطی تنهاش نذاریم
چون احتمال گم شدنش خیلی بالاست
بعد زیارت و دعا و نماز هرچی به این خانم گفتیم پاشو بریم به آقایون خبر بدیم
که شب رو توی حرم میمونیم و نمیایم بیرون و بعد برگردیم که نگران نشن عین خیالش نبود
تقریبا ساعت یازده بالاخره رضایت داد بیاد بیرون
که متوجه شدیم درب ورودی حیاط حرم رو بستن و عملا امکان ورود و خروج وجود نداره
و گفتن 6 صبح دوباره درها رو باز میکنن
این خانم قشقرقی به پا کرد که بیا و ببینین
ایستاده بود وسط حیاط حرم و یک ریز میگفت باعث شدین گم بشیم :-o
الان همسر و برادرم نگرانن
چهارتا مرد بخاطر من اومدن
دیگه از سال بعد منو نمیارن
همش تقصیر شماست
...
حالا این وسط دختر عموم مدام داره دلداریش میده
دختر دخترعموم که همسن منه اعصابش ریخته بهم و میگه ولم کنین حالیش کنم دقیقا کی باعث شد دیر کنیم
منم شماره همسر و برادر و دوستاشو گرفتم دارم سعی میکنم یکیشونو بگیرم و خبر بدم
بالاخره تونستم همسرشو بگیرم و بگم که ما داخل حرم هستیم و نمیشه بیایم بیرون نگران نباشین
یه دفعه این خانم انگار رفت رو سایلنت
در کمال آرامش رفت دوتا پتو گرفت و وسط حیاط گرفت خوابید
دختر عموم و دخترش هم خوابیدن و من برگشتم کنار ضریح
دیدم غیر یه خادم کسی نیست
با اشاره گفت که برم بیرون میخواد بره بخوابه
با هزار مکافات حالیش کردم که میخوام تا صبح کنار ضریح بمونم
گفت مشکلی نیست ولی در ورودی رو قفل میکنه از بیرون و رفت
تا اذان صبح کنار ضریح بودم
هزار رکعت نماز نخوندم
همه شب رو تو سجده نبودم
به پهنای صورت گریه نکردم
دعا نخوندم و چیزی نخواستم
فقط یه گوشه نشستم و تا صبح خیره شدم به اون ضریح چوبی
و من بهش میگم عشق ...

[="Arial"] 2- صبح که اومدیم بیرون و پیش آقایون
یه بیست متری مونده بود برسیم بهشون که همسر این خانم سرشو بلند کرد و ایشون رو دید
به معنای واقعی کلمه چشماش پر از عشق بود واقعا تلالو نور رو میشد تو چشاش دید از دیدن همسرش
بماند که این خانم برای تک تک اون آقایون توضضیح داد که ما باعث شدیم دیر بکنه و گم بشه
و 8 نفره نتونستیم قانعش کنیم که کسی که جا و مکان مشخصی داره پس گم نشده
ولی خب طرز رفتارش حسابی به من و دختر دخترعموم برخورده بود مخصوصا که خیلی راحت دروغ میگفت
البته بعدش وقتی همراهانش ناراحتی مارو دیدند توضیح دادند که به شدت دچار ترس و وسواسه
و ازمون عذر خواهی کردند
ولی خب با همه کاستیاش همسرش نمونه کاملی از عاشقی بود

3 - تو سه روز پیاده روی نجف تا کربلا یه زوجی رو دیدیم که به قول دخترعموم کفتر عشق بودن
همش دستاشون تو دست هم بود تو یه ظرف غذا میخوردن نگاه های آنچنانی
و البته گاه رفتارهایی که در شان اربعین و زائراش نبود
همگی فکر میکردیم تازه ازدواج کردن و ...
ولی تو یکی از چادرا بحث باز شد و متوجه شدیم باهم دوستن
دختره گفته بود با دانشگاه میرم کربلا و با دوست پسرش اومده بود
ادعای عاشقی داشت و مدعی بود اومده اومدن عشقشون رو متبرک کنن

جناب رضا هیچ فرد مذهبی عشق رو بد نمیدونه اگه عشق باشه
بستگی داره تعریفمون از عشق چی باشه.
[/]

به نام خدا.

رهگذر آسمان;956613 نوشت:
2- صبح که اومدیم بیرون و پیش آقایون
یه بیست متری مونده بود برسیم بهشون که همسر این خانم سرشو بلند کرد و ایشون رو دید
به معنای واقعی کلمه چشماش پر از عشق بود واقعا تلالو نور رو میشد تو چشاش دید از دیدن همسرش
بماند که این خانم برای تک تک اون آقایون توضضیح داد که ما باعث شدیم دیر بکنه و گم بشه
و 8 نفره نتونستیم قانعش کنیم که کسی که جا و مکان مشخصی داره پس گم نشده
ولی خب طرز رفتارش حسابی به من و دختر دخترعموم برخورده بود مخصوصا که خیلی راحت دروغ میگفت
البته بعدش وقتی همراهانش ناراحتی مارو دیدند توضیح دادند که به شدت دچار ترس و وسواسه
و ازمون عذر خواهی کردند
ولی خب با همه کاستیاش همسرش نمونه کاملی از عاشقی بود

3 - تو سه روز پیاده روی نجف تا کربلا یه زوجی رو دیدیم که به قول دخترعموم کفتر عشق بودن
همش دستاشون تو دست هم بود تو یه ظرف غذا میخوردن نگاه های آنچنانی
و البته گاه رفتارهایی که در شان اربعین و زائراش نبود
همگی فکر میکردیم تازه ازدواج کردن و ...
ولی تو یکی از چادرا بحث باز شد و متوجه شدیم باهم دوستن
دختره گفته بود با دانشگاه میرم کربلا و با دوست پسرش اومده بود
ادعای عاشقی داشت و مدعی بود اومده اومدن عشقشون رو متبرک کنن

جناب رضا هیچ فرد مذهبی عشق رو بد نمیدونه اگه عشق باشه
بستگی داره تعریفمون از عشق چی باشه.

با عرض معذرت بخاطر پریدن وسط بحث، به نظر میرسه اون خانم بیشتر رفتارش در چارچوب عدم تعادل روان بوده نه عشق!

ستایشگر :Gol:

[="Arial"]

ستايشگر;956614 نوشت:
به نظر میرسه اون خانم بیشتر رفتارش در چارچوب عدم تعادل روان بوده نه عشق!

اون خانم که هنوزم وقتی یادش میفتم یه وقتایی حرص میخورم بابت رفتارش
منظورم از عشق همسرشون بود که به معنای واقعی کلمه عاشق این خانم بود و واقعا از دیدنش ذوق میکرد
[/]

راهنما;953842 نوشت:
سلام

سلام مجدد استاد عزیز گل
بابت تاخیر در پاسخ عذرخواهی میکنم

حال اگر بین این سه موردی که درموردش گفتگو می‌کنیم تقابلی پیش آمد تکلیف چیست؟
سعی می‌کنم پرسشم را دقیق‌تر توضیح بدهم

تصور کنید بنده خانمی را می‌بینم که خصوصیات مثبت زیادی دارد و از نظر شرایط مختلف نیز با بنده تناسب دارد. یعنی گزینه ای بسیار مناسب برای ازدواج
اما این خانم با آنکه بسیار خوب است و با من نیز تناسب دارد ، ولی بنده را از نظر جنسی به هیچ عنوان تحریک نمی‌کند و در من میل ایجاد نمی‌کند
(نکته: شاید برخی از مردها به هر موجودی که صرفاً آلت جنسی زنانه داشته باشد میل جنسی پیدا کنند ، اما مردهای زیادی هم هستند که به هر زنی میل جنسی نخواهند داشت)

از طرفی برخی خانمها ذاتاً چهره ، اندام یا بالاتر از آن ، توانایی رفتاری دارند که مردها را شدیداً تحریک می‌کنند (معمولاً زنهای آنچنانی از همین نوع هستند ، اما تمام اینها از زنان آنچنانی نیستند)
از نظر جنسی ، این زنی است که یک مرد می‌خواهد. اما خب معلوم نیست که چنین زنی از نظر تناسب هم مورد خوبی باشد یا ممکن است علاقه قلبی به او نداشته باشم

یا اینکه بنده به عنوان یک مرد عاشق خانمی ‌می‌شوم که زن بدی نیست ، اما تناسبش با من به اندازهء آن خانم اولی نیست
ولی به شدت در من ایجاد عشق می‌کند و گرمی فوق العاده ای به قلبم می‎بخشد


حال پرسشم را اینگونه مطرح می‌کنم:
زنان نجیبی هستند که مرا تحریک جنسی می‌کنند اما برای ازدواج با من تناسب کافی ندارند و مرا عاشق هم نمی‌کنند
زنانی هستند که در من ایجاد عشق می‌کنند ، اما میل جنسی را خیر و همچنین گزینه ای کامل برای ازدواج نیستند
زنانی هستند که با بنده تناسب زیادی دارند ، اما نه حس عشق به آنها دارم و نه میل جنسی

در چنین حالتی تکلیف چیست؟

پ.ن:
1 - این موارد برای مردها نیست بلکه برای خانمها هم هست. کافی است جای مرد و زن را در مثال‌های بالا عوض کنید
2 - این تناقض‌ها برای خیلی از افراد در زمان انتخاب همسر و حتی بعد از ازدواج پیش میاید. لذا به نظرم رسید پرداختن به آن مفید باشد

سلام و درود

Reza-D;953323 نوشت:
یا صرف داشتن نیاز جنسی باید با کسی ازدواج کنیم؟ اگر بله ، پس یعنی نیاز دیگری لازم نیست؟ و اگر خیر پس بدون ازدواج با نیاز جنسی چخ کنیم؟

نیاز جنسی شرط اساسی برای جاذبه هست=اگر نبود جاذبه ای هم بین زن و مرد بوجود نمی اومد و ازدواج معنایی نداشت

اما در کنار این موضوعات دیگری هم مطرح میشه :

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.
و از آیات خداوندی است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید، که در کنار او آرامش یابید، و میان شما عشق و محبّت و مهربانی قرار داد، که در این حقیقت نشانه هائی از خداست برای مردمی که در گردونه اندیشه و فکر نسبت به حقایق به سر می‌برند!
سوره روم، آیه 21

1. رسیدن به ارامش و قرار
2.ارضای نیاز > محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن
3.پرورش فرزندان
4.تکامل روحی در کنار همسر
و..
پس من خودم اینجوری نتیجه گیری میکنم :

نیروی جنسی رو بعنوان یه نیروی راه انداز زندگی در نظر میگیرم که قرار هست خانواده ای تشکیل بشه
و ما به اهدافی در این زندگی دست یابیم
خود نیرو رو هدف قرار نمیدم

Reza-D;953323 نوشت:
عشق چطور؟ آیا عشق لزوماً همان ازدواج است؟ آیا ما عاشق هر کسی بشویم ، گزینهء مناسبی برای ازدواج است؟ آیا با هر کسی ازدواج کنیم حتماً عاشقش می‌شویم؟

عشق یه مفهوم گسترده هست و عموما از ان بعنوان محبت زیاد یاد میشه

عشق به خدا
عشق مادر به فرزند خودش
عشق ما به یک ادم خوب
و . . .

__________

در رابطه با جنس مخالف قضیه بعضا فرق میکنه
بعضا یه سری هیجانات و توجهات شدید و مقطعی ممکن هست عشق تلقی شوند ( هوس و شهوات انفجاری)
اصولا با یک حالت انفجاری شروع شده و بعد از مدتی حتی کمرنگ یا به کلی نابود میشوند

پش عشق همان ازدواج نیست و ما اگر احساس کردیم به کسی عشق داریم
باید حلاجی کنیم که قضیه چیست !
یکی از معیارهای لازم در ازدواج شناخت درست هست که ما با هیجانات انفجاری بسادگی از کنارش رد میشویم !

پس اگر ما به اصطلاح عاشق کسی شویم ممکن هست گزینه ی خوبی برای ازدواج نباشد و در ینده دچار مشکلاتی شویم

__________________---

نقل قول:
آیا با هر کسی ازدواج کنیم حتماً عاشقش می‌شویم؟

جواب لزوما خیر هست و بستگی دارد .

در کل نظر من اینه :
اگر ما کسی رو پیدا کنیم که به دلمون بشینه و 60 به بالا باب میلمون باشه
احتمال زندگی با عشق هم وجود داره

Reza-D;953323 نوشت:
خود ازدواج چطور؟ آیا هر کسی از جنس مخالف که انسان خوبی بود باید با او ازدواج کنیم؟ آیا وجودمیل جنسی هم ضروری است؟ احساس عشق چه؟

گفتیم میل جنسی که در همه حال وجود داره و بعنوان نیروی پیش زمینه و جذب کننده ذکر کردیم
مسلما جواب خیر هست و ما در ازدواج باید خیلی چیزهارو در نظر بگیریم تا انتخاب درستی کنیم

مثلا بله طرف ادم خوبی هست اما از چه نظر خوب ؟
ایا ادم کاری هست و میتونه زندگی رو بر دوش بگیره ؟
ایا خوبی که داره با خوبی من جور میشه و میتونیم بسازیم ؟

و . .

یه به دل نشستن و باب میل بودن اولیه نیاز هست ==> شما ازش یاد کنید یه عشق مختصر اولیه که در برخورد اول محتملا ایجاد میشه

ابوالفضل;957332 نوشت:
سلام

سلام برادر
اگر همین پاسخ‌هایی که گفتید را روی پست شماره 9 متمرکز کنید و مطابق با آن تنظیم کنید ممنون می‌شوم
در واقع بخش اصلی بحث من مواردی است که در این پست اشاره کرده ‌ام

موضوع قفل شده است