جمع بندی تدبر در قرآن ؛ ردی بر الاهی بودن قرآن یا تائیدی بر آن

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تدبر در قرآن ؛ ردی بر الاهی بودن قرآن یا تائیدی بر آن

سلام....

خوب اوایل پیش خودم می گفتم، قرآن می تونه بزرگترین و روشن ترین دلیل بر رد کلام الله بودنش و دین و آئینش، یعنی اسلام و مسلمانی باشه....
خیلی جالبه، یعنی چیزی درست در مقابل ادعای مسلمانان که ادعا می کنن، تدبیر و تامل در قرآن راه برای رسید به حقانیتش یعنی کلام الله بودنش و الهی بودن دین اسلامه....

خوب من اینطور می گفتم، قرآن ماشاالله ده ها ادعا و استدلال کرده،(مثلا استدلال می کنه خدا چطور می تونه فرزندی داشته باشه در حای که همسری نداره، که من چیزی که از آیه به نظرم رسید، حرفی بی منطق است که از زبان خدا گفته نمی شود)وقتی بررسیشون می کنیم و می بینیم با معیار های عقلی کاملا در تضاد هستند و گاها خودشون، همدیگر رو نقض می کنن، پس باید نتیجه بگیریم که قرآن کلام الله نیست، و اسلام یک دین ساختگیست و از جانب خدا نیست....
ولی توی این چند روز اخیر، حرف هایی زده شد که دچار تردید شدم...حرف هایی از این قبیل که، شما از کجا مطمئن شدی منظور قرآن و حرف و کلام قرآن چیه و بعد نتیجه گرفتی که مثلا در تضاده با عقله....شاید تو منظور قرآن رو درست نفهمیدی....مثلا اونجا که قرآن گفته، خورشید حرکت می کنه با تمام اون شواهدی که برای خودت متصور شدی،واقعا اونچیزی نبوده که فکر کردی و شاید منظور قرآن از حرکت خورشید این نبوده که مثلا خورشید دور زمین حرکت می کنه شاید منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکت چرخشی دور محور خودش بوده!!!!!!
خوب اولا منم هیچوقت ادعا نکردم که همه آیات قرآن رو می شه به یقین گفت منظور چیه و مثلا بررسی کرد...من می گم خیلی استدلال ها و گذاره ها هست خیلی روشن و واضح به نظر می رسند و معمولا مخاطبشون هم مشرکان و منتقدا و شکاکان هستند که دیگه می شه در موردشون به یقین اظهار نظر کرد...
خوب حالا سوال من اینه که واقعا این حرف این بعضیا که بهش اشاره کردم درسته؟؟؟ واقعا من نمی تونم هیچگاه به یقین بگم که منظور قرآن در فلان آیه این بوده و پس با عقل در تضاده...و باید همیشه بگم، از کجا معلوم، شاید منظور قرآن یک چیز دیگه بوده؟ در این صورت نمی تونم با تامل و تدبر در قرآن نتیجه بگیرم که کلام خدا نیست یا کلام خدا هست؟؟؟
اگر فکر می کنید که اینطوریام که بعضیا می گن نیست و نمی شه که گفت همه ی آیات و گذاره های عقلی و استدلالی قرآن گنگ و مبهمه...پس لطف کنید سه چهار تا استدلال قرآنی رو بیارید از اون تر و تمیزاش و ترجمش کنید و توضیحش بدید...تا ببینیم که عقلانی و منطقی هستند یا نه، و اگر عقلانی نبودن، پی ببریم که کلام خدا نیستند....
سه چهار تا از اون استدلال هایی که فکر می کنید از همه محکم تره رو ذکر کنید....

اما سوال بعدی....
یک آیه ای در قرآن هست که قابل تامله در این باره به این شکل که:

افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیر
آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.

خوب من که خودم آیه رو بررسی می کنم می بینم که من داشتم همون کاری رو می کردم که قرآن گفته....ولی اون بعضیا اومدن جلوم و مدعی شدن، نخیر...شما نمی تونی قرآن رو از تفکر و تامل بنگری و در مورد منظور قرآن اظهار قطعی کنی و مثلا بگی، اختلاف داره یا نداره!!!
خوب حالا به هر حال....به نظر شما خود این آیه که آوردم به نظرتون تکلیفش چیه...می شه به یقین گفت منظور این آیه چیه....یا باید اینجا هم با اما و اگر سخن و مثلا گفت شاید اختلاف در این ایه فلان چیز باشه، شایدم فلان چیز باشه و شایدم چیزی باشه که اصلا ما به ذهنمون نمی رسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!پس تکلیف این آیه رو روشن کنید خواهشن و اگر فکر می کنید به یقین می شه منظورش رو فهمید،بگید که ازش چه نتیجه هایی می شه گرفت، آیه چه پیام مهمی داره....آیا نمی شه از این آیه این نتیجه رو گرفت که پس در قرآن آیات زیادی وجود داره که به یقین می شه منظورشون رو فهمید و می شه قضاوت کرد در موردشون که آیا باطل و خلاف عقل هستند یا نه و در نتیجه حرف اون بعضیا که ابتدا عرض کردم، حرف درستی نیست..........

ممنون

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد صدیق


پارسا مهر;932592 نوشت:
خوب حالا سوال من اینه که واقعا این حرف این بعضیا که بهش اشاره کردم درسته؟؟؟ واقعا من نمی تونم هیچگاه به یقین بگم که منظور قرآن در فلان آیه این بوده و پس با عقل در تضاده...و باید همیشه بگم، از کجا معلوم، شاید منظور قرآن یک چیز دیگه بوده؟ در این صورت نمی تونم با تامل و تدبر در قرآن نتیجه بگیرم که کلام خدا نیست یا کلام خدا هست؟؟؟

با سلام و عرض ادب
کلماتی که یک گوینده به کار میبرد، دو حالت کلی دارد:
یا معنا دارد.
یا معنا ندارد.

دسته دوم که هیچ.
اما دسته اول، خودش بر دو دسته است:
یا همان معنای ظاهرش منظور است: معنای حقیقی که مطابق با فهم متعارف و آنچه از کلماتش در زبان مورد نظر به ذهن میرسد، معنا میشود.
یا معنای غیر از ظاهرش منظور است: معنای غیر حقیقی که شامل استعاری و کنایه و ... میشود. که مطابق با قواعد آن ساختارها، معنای مورد نظر مخاطب از عرف آن زبان و گویش و تخصص پرسیده میشود.

گروه اول از دسته دوم، نیز خودش از یک جهت بر دو بخش است:
یا در دلالت بر معنایش محکم و استوار است و احتمال خلاف ظاهری در آن وجود ندارد: معنای نص
یا در دلالت بر معنایش استوار نیست و احتمال خلافی در آن وجود دارد: معنای ظاهر

کلام الهی نیز مانند هر کلام دیگری، از این قواعد و دسته بندی ها پیروی میکند.
بنابراین
کلام خداوند
در جاهایی که معنای ظاهری اش مراد نیست بلکه معنای استعاری آن مراد است، نمیتوان به ظاهرش استناد کرد. مانند یدالله فوق ایدهم.
در مواردی که معنای ظاهری اش مراد است ولی الفاظ در دلالت بر معنا، صرفا ظهور دارند نه نص، میتوان به ظاهرش استناد کرد ولی احتمال خلاف ظاهر نیز کماکان وجود دارد.
در مواردی که معنای ظاهری به صورت نص مراد خداوند است، همان معنای ظاهری به صورت قطعی و صد در صد مراد است.

باتوجه به این مقدمه گفتنی است
در مورد کلام الهی و دلالت آن الفاظ بر معنای خود، چند دیدگاه بین اندیشمندان وجود دارد:
برخی معتقدند که کلام الهی در بیشتر یا تمام موارد، معنای خلاف ظاهرش مراد است. حال یا به این دلیل که این کلمات به صورت استعاری به کار رفته یا هر دلیل دیگری.
برخی دیگر که مشهور مفسران و اندیشمندان اسلامی معتقد به آن هستند، آن است که در مواردی که استعاری بودنش مطابق با قواعد استعاره و مجاز و کنایه درست نیست، همان معنای ظاهر مراد است؛ خواه به نحو نص یا ظاهر.

به نظر میرسد حق با گروه دوم باشد.
محکمترین دلیلی که بر این دیدگاه میتوان اقامه کرد، هدایت گری قران کریم است که تنها از این طریق قابل تحقق است که کلمات این کتاب اسمانی معنای ظاهری اش حقیقی باشد نه مجازی آن هم بدون قرینه.

پارسا مهر;932592 نوشت:
اگر فکر می کنید که اینطوریام که بعضیا می گن نیست و نمی شه که گفت همه ی آیات و گذاره های عقلی و استدلالی قرآن گنگ و مبهمه...پس لطف کنید سه چهار تا استدلال قرآنی رو بیارید از اون تر و تمیزاش و ترجمش کنید و توضیحش بدید...تا ببینیم که عقلانی و منطقی هستند یا نه، و اگر عقلانی نبودن، پی ببریم که کلام خدا نیستند....
سه چهار تا از اون استدلال هایی که فکر می کنید از همه محکم تره رو ذکر کنید....

اما در این مورد
نکته مقدماتی که باید بدان توجه کرد آن است که قران کریم کتاب هدایت است.
اما این کتاب هدایت، برای هدایت گری و جلب توجه مخاطب، نیازی به آوردن استدلال ندارد.
تنها کاری که لازم است انجام شود، اثبات حجیت و درستی تمسک به آن است.
اگر الهی بودن این کتاب اثبات شود، با توجه به اینکه روح دین تعبد است، متعبدان به این دین، تنها باید استناد آن گفته ها به خداوند را اثبات کنند نه اینکه دلیل این گفته ها را نیز بدانند.
بنابراین
چه خداوند متعال بگوید: قل هو الله احد
چه بگوید: لوکان فیهما آلهه الا الله لفسدتا
از این جهت، فرقی نمیکند که در هر دو صورت، مخاطب به صورت تعبدی توحید الهی را متوجه میشود(باقطع نظر از تفاوت این دو آیه در مرتبه توحیدی مورد ادعا)
باتوجه وجه این گفته برخی اندیشمندان مشخص میشود که چرا در قران کریم یا اصلا استدلال عقلی نداریم یا بسیار کم داریم.
دلیلش این است که اصولا کتاب مقدس زمانی که استنادش اثبات شد، فقط تعبد میخواهد وگرنه خداوند باید برای هر سخنی که میفرماید دلیل بیاورد.
این همان حجیت است که بعد از خداوند، برای پیامبران و امامانش نیز اثبات میشود.

بنابراین
اولا: لازم است بین مراتب مختلف دلالت آیات بر معانی خود تفاوت قائل شویم و معنای مجازی را از حقیقی و معنای ظاهری را از نص بشناسیم.
ثانیا: ما برای اثبات اینکه کلام الهی در بیشتر جملات و آیاتش، دلالت بر معنای ظاهری اش دارد و تماما استعاری و مجازی نیست، نیازی به آوردن استدلال نداریم.
اما برای اینکه این بحث خالی از عریضه نباشد، میتوان به همان آیه شریفه لو کان فیهما... الخ اشاره کنیم که دلالت حقیقی بر معنای خود دارد و استدلالی شسته و رفته است.


پارسا مهر;932592 نوشت:
شاید تو منظور قرآن رو درست نفهمیدی....مثلا اونجا که قرآن گفته، خورشید حرکت می کنه با تمام اون شواهدی که برای خودت متصور شدی،واقعا اونچیزی نبوده که فکر کردی و شاید منظور قرآن از حرکت خورشید این نبوده که مثلا خورشید دور زمین حرکت می کنه شاید منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکت چرخشی دور محور خودش بوده!!!!!!

نکته بعدی اینکه در چه مواردی میتوان مدعی شد که جملات قران کریم عینا همان معنایی را میرساند(ولو به نحو ظهور) که مخاطبان هم زمان آن میفهمند.
در این مورد پاسخی که به ذهن میرسد آن است که معنای ظاهر هیچ خللی ندارد ولی مقام ها فرق میکند.
مثلا شما فرض کنید میخواهید وجود خدا را اثبات کنید.
در تمام موارد لازم است با توجه به توان و میزان درک و فهم مخاطب، جملات و کلمات خود را کنار هم قرار بدهید.
مثلا وقتی با یک کودک روبرو میشوید از تمثیل نور استفاده میکنید.
وقتی با یک دانش آموز روبرو میشویداز دلیل نظم بهره میبرید.
وقتی با یک دانشجوی در حد کارشناسی روبرو میشود از دلیل وجوب و امکان استفاده میکنید.
وقتی با یک استاد دانشگاه روبرو میشوید از صدیقین مدد میگیرید.
هرچه سطح مخاطب فراتر میرود استدلال و بیان شما نیز عمیق تر و دقیق تر میشود.
در مورد آیات قران کریم خصوصا آنجا که در مورد طبیعت بیاناتی ارائه شده است، در اینجا چون سطح معلومات مخاطب در سطح بسیار نازلی قرار دارد، گوینده چاره ای ندارد جز اینکه از جملات و تعابیری بهره بگیرد که برای او قابل درک باشد.
مشخص است که مخاطب آن زمان که هیچ، مخاطبان تا چند سده پیش نیز خورشید را در حال حرکت میدانستند.
بنابراین این جملات میتواند ناظر به دیدگاه او و از دید مخاطب ارائه شده باشد.

احتمال دیگری که در این مورد وجود دارد آن است که همان معنای ظاهری مد نظر است ولی مصداق این معنای ظاهری ای که مخاطب آن زمان متوجه میشد با معنای ظاهری ای که امروزه از این حرکت متوجه میشوند کاملا فرق کرده است.
در آن زمان فهم مخاطب از حرکت خورشید همان حرکت انتقالی بوده است.
اما امروزه این حرکت میتوان حرکت در ضمن منظومه شمسی یا حتی حرکت جوهری باشد.
باتوجه به این احتمال، معنای ظاهری آیه تغییر نمیکند. دلالت آیه همان معنای ظاهری اش مراد است.
ولی این دلالت به نحو ظهور است و نص در دلالتش نیست. بنابراین احتمال خلاف نیز وجود دارد.

بگذریم از اینکه در برخی موارد آنچه مخالف آیات به نظر میرسد، صرفا ترم تئوریک است نه یک نظریه کاملا اثبات شده و جا افتاده.
بنابراین حتی اگر این مطالبی که در علوم طبیعی امروزه ادعا میشود که اثبات شده، یقینی نیز باشد باز هم اشکالی ندارد باتوجه به دو پاسخ فوق الذکر و احتمالا پاسخ های دیگر.


پارسا مهر;932592 نوشت:
افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیر
آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.

نتیجه اینکه
این آیه شریفه و آیاتی نظیر آن، موید دیدگاه نخست و درست تامل در آیات است.
اما باید توجه کرد که دلالت حقیقی از مجازی جدا شود.
همچنین دلالت نصی از ظهوری نیز مجزا شود.

موفق باشید.

صدیق;933845 نوشت:
باتوجه وجه این گفته برخی اندیشمندان مشخص میشود که چرا در قران کریم یا اصلا استدلال عقلی نداریم یا بسیار کم داریم.
دلیلش این است که اصولا کتاب مقدس زمانی که استنادش اثبات شد، فقط تعبد میخواهد وگرنه خداوند باید برای هر سخنی که میفرماید دلیل بیاورد.

سلام

با تشکر از جناب پارسامهر که سوال خوبی مطرح کردند
و با اجازه ایشون اگر خللی در روند تاپیک ایجاد نمیشه من هم سوالهای خودم رو مطرح می کنم
اگر باعث انحراف تاپیک می شود بگویید تا حذف کنم

جناب صدیق

فرمودید وقتی استنادش به خدا ثابت شد باید تعمدا ان را بپذیریم
بحث اینجاست که بهترین روش برای اینکه استناد قران به خدا ثابت شود مطالبش می باشد
وقتی این گزینه مخدوش باشد چگونه استناد این کتاب به خدا ثابت شود ؟

صدیق;933847 نوشت:
احتمال دیگری که در این مورد وجود دارد آن است که همان معنای ظاهری مد نظر است ولی مصداق این معنای ظاهری ای که مخاطب آن زمان متوجه میشد با معنای ظاهری ای که امروزه از این حرکت متوجه میشوند کاملا فرق کرده است.
در آن زمان فهم مخاطب از حرکت خورشید همان حرکت انتقالی بوده است.
اما امروزه این حرکت میتوان حرکت در ضمن منظومه شمسی یا حتی حرکت جوهری باشد.
باتوجه به این احتمال، معنای ظاهری آیه تغییر نمیکند. دلالت آیه همان معنای ظاهری اش مراد است.
ولی این دلالت به نحو ظهور است و نص در دلالتش نیست. بنابراین احتمال خلاف نیز وجود دارد.

بگذریم از اینکه در برخی موارد آنچه مخالف آیات به نظر میرسد، صرفا ترم تئوریک است نه یک نظریه کاملا اثبات شده و جا افتاده.
بنابراین حتی اگر این مطالبی که در علوم طبیعی امروزه ادعا میشود که اثبات شده، یقینی نیز باشد باز هم اشکالی ندارد باتوجه به دو پاسخ فوق الذکر و احتمالا پاسخ های دیگر.

در مورد مطالب بالا هم نقدی داشتم

به نظر من در حد مخاطب صحبت کردن بسیار معقول است ولی اینکه به دانستنیهای اشتباه او استناد کردن
منطقی نمی باشد
اصلا چه لزومی دارد که به اشتباهات یک نفر استناد شود ؟
این همه مطالب درست وجود دارد چرا به انها استناد نشود ؟

با تشکر


پارسا مهر;932592 نوشت:
مثلا خورشید دور زمین حرکت می کنه شاید منظور قرآن از حرکت خورشید، حرکت چرخشی دور محور خودش بوده!!!!!!

خورشيد همراه با سيّاراتش در فضا با سرعت نزديک به 250 کيلومتر بر ثانيه در حال حرکت به دور کهکشان است.

يعني چه که شايد منظور قرآن، حرکت چرخشي دور محور خودش بوده؟؟!!!

کار شما منحصر شده در تمسخر آيات الهي بدون کوچکترين انصاف و تدبّري!!!

و من لم يجعل الله له نوراً فما له مِن نور.


پارسا مهر;932592 نوشت:
من داشتم همون کاری رو می کردم که قرآن گفته

اون کاري که قرآن مجيد فرموده، اون سواد خودش رو ميخواد. شما سوادش رو نداري عزيزم. شما که توي يه جمله نميتوني فاعل رو از مفعولش تشخيص بدي، چطور مياي قرآن مجيد رو تدبّر کني؟؟!!

بيشترين کار مفيدي که شما ميتوني در اين زمينه بکني اينه که مياي روي ترجمه قرآن مجيد تدبّر ميکني! ولي آيا تدبّر در ترجمه، تدبّر در قرآن است؟؟!!! نه خير.

آره عزيز، شما منظورت تدبّر نيست، شما هدفت يه چيز ديگست. خودت هم ميدوني.

موضوع قفل شده است