جمع بندی خواص شگفت انگیز شانه کردن مو و ریش

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خواص شگفت انگیز شانه کردن مو و ریش

سلام

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس ریش خود را هفتاد بار شانه بزند و شانه زدن ها را، دانه دانه بشمرد، شیطان چهل روز به او نزدیک نشود

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس شانه را بر سر و ریش و سینه خود هفت بار بکشد هرگز به دردی مبتلا نشود. و فرمود: هر کس ایستاده شانه بزند گرفتار قرض شود

حضرت رضا (ع) فرمود: شانه زدن سر وبا را از بین می برد، و شانه کردن صورت، دندان ها را محکم می سازد

 

 

سوال بنده این ایا کسی هفت بار شانه را به سر و ریش خود بکشد کلا به دردی مبتلا نمی شود یا وبا نمی گیرد این موضوعات چه ربطی به نظر شما به هم دارند و ایا قطعی هستند

 

 

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد میقات

 

با سلام و درود

ابتدا به برخی از روایات در این زمینه اشاره می شود:

 

«عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... الْمَشْطُ لِلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْوَبَاءُ قَالَ الْحُمَّى وَ الْمَشْطُ لِلِّحْيَةِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ»

امام صادق فرمودند: شانه کردن سر، وبا را می برد. راوی می پرسد منظور از وباء چیست؟ امام می فرمایند: تب؛ و شانه ریش دندان ها را محکم می کند. (الکافی، ج 6، ص 488، ح 1)

 

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ سَرَّحَ لِحْيَتَهُ سَبْعِينَ مَرَّةً وَ عَدَّهَا مَرَّةً مَرَّةً لَمْ يَقْرَبْهُ الشَّيْطَانُ أَرْبَعِينَ يَوْماً»

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: هر کس ریش خود را هفتاد بار شانه بزند و شانه زدن ها را، دانه دانه بشمرد، شیطان چهل روز به او نزدیک نشود.(همان، ص 489، ح 10)

 

وَ فِي رِوَايَةٍ عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ: «مَنْ أَمَرَّ الْمُشْطَ عَلَى رَأْسِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ صَدْرِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ لَمْ يُقَارِبْهُ دَاءٌ أَبَدا»

در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: کسی که هفت مرتبه شانه بکشد بر موی سر، صورت (محاسن) و سینه، هیچگاه بیماری به او نزدیک نمی شود. (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج ‏73، ص 117)

 

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‏ (علیه السلام) الْمَشْطُ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: شانه زدن، فقر و بیماری را می برد.(مکارم الاخلاق، ص 71)

 

«عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ فِي حَدِيثٍ‏ وَ التَّمَشُّطُ مِنْ قِيَامٍ يُورِثُ الْفَقْرَ»

امام علی (علیه السلام) در روایتی فرمودند: شانه زدن در حال ایستادن، موجب فقر می شود.(وسائل الشيعة، ج ‏2، ص 125، ح 1)

 

سوال بنده این ایا کسی هفت بار شانه را به سر و ریش خود بکشد کلا به دردی مبتلا نمی شود یا وبا نمی گیرد این موضوعات چه ربطی به نظر شما به هم دارند و ایا قطعی هستند

 

چند نکته

 

1. این روایات در مقام بیان علت ناقصه هستند نه علت تامه؛ یعنی معنای این روایات این نیست که هر کسی موهایش را شانه زد، حتما و در هر شرائطی، چنین و چنان می شود. بلکه می گوید یکی از دلائل سلامتی و بیمار نشدن، شانه زدن به موهاست؛ لذا برای اطمینان بیشتر از بیمار نشدن باید سایر دلائل نیز فراهم باشند.

به بیان دیگر؛ برای در امان ماندن از بیماری، شانه زدن مو، لازم است ولی کافی نیست بلکه شرائط و علل دیگر هم باید وجود داشته باشند.

 

2. برخی از روایات فوق، دارای ضعف سند هستند ولی مضمون آن ها مشکلی ندارد؛ افزون بر این که برخی از صحت سند و اتصال به معصوم برخوردار هستند. روایاتی که اطمینان از صدورشان نداریم را نمی توانیم به معصوم نسبت دهیم.

 

3. هیچ منع و بُعدی ندارد که خداوند حکیم، برخی از افراد (انسان کامل = معصوم) را از اسرار عالَم تکوین آگاه کرده باشد و ایشان بدانند که مثلا اثر تکوینی شانه زدن، چیست و چگونه است.

 

4. چه بسا با پیشرفت علم و دانش، بشر بتواند به بخشی از این آثار و مراد از روایات، دست یابد.

 

5. دین اسلام دین کاملی است و در امور جزیی نیز دستورالعمل دارد. چه خوب بود پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رهبری ائمه معصومین (علیهم السلام)  بر امت اسلامی، با مخالفت و محدودیت و... روبرو نمی شد و زمینه بیان معارف حقه، بیش از این فراهم می شد و همگان در همه امور زندگی، از معارف حقه، بهره مند می شدند.

 

6. مراد از دوری شیطان می تواند دوری از بیماری و میکروب باشد زیرا «شیطان» از ریشه «شطن» است و به هر موجود موذی و مضر،  از جمله میکروب، می تواند اطلاق شود. از طرفی درک و فهم مخاطب، در این سطح نبوده است که بخواهند از میکرب و... برایش بگویند.

البته می تواند مراد از آن، همان وسوسه شیطان هم باشد زیرا عرض شد هیچ منعی ندارد که خداوند متعال، انسان کامل را از اسرار عالم تکوین آگاه کرده باشد و انسان کامل نیز برای فراهم بودن زمینه هدایتی انسان ها، برخی از حقایق عالم تکوین را بیان فرموده باشد.

 

 

جمع بندی

پرسش:
روایاتی در باره شانه زدن مو و ریش داریم که می گویند شانه زدن باعث می شود شیطان چهل روز به انسان نزدیک نشود، یا انسان هرگز به دردی مبتلا نشود، یا گرفتار قرض نشود، یا دندان ها محکم می شوند!
سوال من این است که چگونه چند بار شانه زدن، چنین آثاری دارد و اصلا این ها چه ارتباطی با هم دارند و آیا این روایات، قطعی هستند؟

پاسخ:

ابتدا به برخی از روایات در این زمینه اشاره می شود:

«عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... الْمَشْطُ لِلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْوَبَاءُ قَالَ الْحُمَّى وَ الْمَشْطُ لِلِّحْيَةِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ»؛ امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شانه کردن سر، وبا را می برد. راوی می پرسد منظور از وباء چیست؟ امام می فرمایند: تب؛ و شانه ریش دندان ها را محکم می کند.(1)

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ سَرَّحَ لِحْيَتَهُ سَبْعِينَ مَرَّةً وَ عَدَّهَا مَرَّةً مَرَّةً لَمْ يَقْرَبْهُ الشَّيْطَانُ أَرْبَعِينَ يَوْماً»؛ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: هر کس ریش خود را هفتاد بار شانه بزند و شانه زدن ها را، دانه دانه بشمرد، شیطان چهل روز به او نزدیک نشود.(2)

وَ فِي رِوَايَةٍ عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ: «مَنْ أَمَرَّ الْمُشْطَ عَلَى رَأْسِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ صَدْرِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ لَمْ يُقَارِبْهُ دَاءٌ أَبَدا»؛ در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: کسی که هفت مرتبه شانه بکشد بر موی سر، صورت (محاسن) و سینه، هیچگاه بیماری به او نزدیک نمی شود.(3)

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‏ (علیه السلام) الْمَشْطُ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ»؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: شانه زدن، فقر و بیماری را می برد.(4)

«عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ فِي حَدِيثٍ‏ وَ التَّمَشُّطُ مِنْ قِيَامٍ يُورِثُ الْفَقْرَ»؛ امام علی (علیه السلام) در روایتی فرمودند: شانه زدن در حال ایستادن، موجب فقر می شود.(5)

چند نکته:

1. این روایات در مقام بیان علت ناقصه هستند نه علت تامه؛ یعنی معنای این روایات این نیست که هر کسی موهایش را شانه زد، حتما و در هر شرائطی، چنین و چنان می شود. بلکه می گوید یکی از دلائل سلامتی و بیمار نشدن، شانه زدن به موهاست؛ لذا برای اطمینان بیشتر از بیمار نشدن باید سایر دلائل نیز فراهم باشند.

به بیان دیگر؛ برای در امان ماندن از بیماری، شانه زدن مو، لازم است ولی کافی نیست بلکه شرائط و علل دیگر هم باید وجود داشته باشند.

2. برخی از روایات فوق، دارای ضعف سند هستند ولی مضمون آن ها مشکلی ندارد؛ افزون بر این که برخی از صحت سند و اتصال به معصوم برخوردار هستند. روایاتی که اطمینان از صدورشان نداریم را نمی توانیم به معصوم نسبت دهیم.

3. هیچ منع و بُعدی ندارد که خداوند حکیم، برخی از افراد (انسان کامل = معصوم) را از اسرار عالَم تکوین آگاه کرده باشد و ایشان بدانند که مثلا اثر تکوینی شانه زدن، چیست و چگونه است.

4. چه بسا با پیشرفت علم و دانش، بشر بتواند به بخشی از این آثار و مراد از روایات، دست یابد.

5. دین اسلام دین کاملی است و در امور جزیی نیز دستورالعمل دارد. چه خوب بود پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رهبری ائمه معصومین (علیهم السلام)  بر امت اسلامی، با مخالفت و محدودیت و... روبرو نمی شد و زمینه بیان معارف حقه، بیش از این فراهم می شد و همگان در همه امور زندگی، از معارف حقه، بهره مند می شدند.

6. مراد از دوری شیطان می تواند دوری از بیماری و میکروب باشد زیرا «شیطان» از ریشه «شطن» است و به هر موجود موذی و مضر، از جمله میکروب، می تواند اطلاق شود. از طرفی درک و فهم مخاطب، در این سطح نبوده است که بخواهند از میکرب و... برایش بگویند.

البته می تواند مراد از آن، همان وسوسه شیطان هم باشد زیرا عرض شد هیچ منعی ندارد که خداوند متعال، انسان کامل را از اسرار عالم تکوین آگاه کرده باشد و انسان کامل نیز برای فراهم بودن زمینه هدایتی انسان ها، برخی از حقایق عالم تکوین را بیان فرموده باشد.

 

پی نوشت ها:
1. کلینی، الكافي، محقق/مصحح: غفاری و آخوندی، انتشارات دارالکتب اسلامیه ـ تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج 6، ص 488، ح 1.
2. همان، ص 489، ح 10.
3. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، محقق/مصحح: جمعى از محققان‏، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏ ـ بيروت‏، 1403ق‏، چاپ دوم‏، ج ‏73، ص 117.
4. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، ناشر: الشريف الرضي‏ ـ قم، 1370 ه.ش، چاپ چهارم، ص 71.
5. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، محقق و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏ ـ قم‏، 1409 ق‏، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 125، ح 1.

موضوع قفل شده است